بازداشت رضا امانیفر؛ ادامه فشار بر فعالان صنفی در سایه سرکوب گسترده
روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، رضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو کانون صنفی معلمان بوشهر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای ضمن محکومکردن این بازداشت، آن را نمونهای از برخوردهای خودسرانه با فعالان صنفی دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط او شده است.
این بازداشت در شرایطی صورت میگیرد که همزمان با افزایش تنشهای نظامی، موجی از تهدید، بازداشت و سرکوب شهروندان در نقاط مختلف کشور شدت گرفته است. گزارشها از بازداشت گسترده افراد با اتهامهای مبهم و امنیتی حکایت دارد؛ روندی که نشاندهنده گسترش فضای ارعاب و کنترل در جامعه است.
در این میان، قطع و اختلال گسترده اینترنت نیز به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل شده است؛ ابزاری که با محدود کردن جریان آزاد اطلاعات، امکان اطلاعرسانی، پیگیری وضعیت بازداشتشدگان و ارتباط خانوادهها با عزیزانشان را بهشدت مختل میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، رضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو کانون صنفی معلمان بوشهر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای ضمن محکومکردن این بازداشت، آن را نمونهای از برخوردهای خودسرانه با فعالان صنفی دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط او شده است.
این بازداشت در شرایطی صورت میگیرد که همزمان با افزایش تنشهای نظامی، موجی از تهدید، بازداشت و سرکوب شهروندان در نقاط مختلف کشور شدت گرفته است. گزارشها از بازداشت گسترده افراد با اتهامهای مبهم و امنیتی حکایت دارد؛ روندی که نشاندهنده گسترش فضای ارعاب و کنترل در جامعه است.
در این میان، قطع و اختلال گسترده اینترنت نیز به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل شده است؛ ابزاری که با محدود کردن جریان آزاد اطلاعات، امکان اطلاعرسانی، پیگیری وضعیت بازداشتشدگان و ارتباط خانوادهها با عزیزانشان را بهشدت مختل میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔6
علیه فراموشی
مهرماه ۱۳۹۷، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در سخنانی از «مقاومت مردم یمن» مثال زد و گفت ایرانیان باید از آنها یاد بگیرند؛ اینکه «به جای لباس، لُنگ میپوشند و با چند تکه نان خشک ایستادگی میکنند».
این اظهارنظر؛ بازتاب یک طرز فکر است. نگاهی که فقر، محرومیت و حداقلهای معیشتی را نه یک بحران، بلکه یک «فضیلت» معرفی میکند. نگاهی که بهجای پاسخگویی درباره وضعیت اقتصادی مردم، از آنها میخواهد سطح توقعاتشان را پایین بیاورند و با حداقلها کنار بیایند.
این در حالی است که ایران، کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، ظرفیتهای انسانی گسترده و تاریخی طولانی، سالهاست با بحرانهای اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش سطح رفاه عمومی دستوپنجه نرم میکند.
این یادآوری، علیه فراموشی است. علیه عادیشدن فقر. علیه روایتهایی که بهجای حل بحران، از مردم میخواهند با آن کنار بیایند.
شما چه فکر میکنید؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مهرماه ۱۳۹۷، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در سخنانی از «مقاومت مردم یمن» مثال زد و گفت ایرانیان باید از آنها یاد بگیرند؛ اینکه «به جای لباس، لُنگ میپوشند و با چند تکه نان خشک ایستادگی میکنند».
این اظهارنظر؛ بازتاب یک طرز فکر است. نگاهی که فقر، محرومیت و حداقلهای معیشتی را نه یک بحران، بلکه یک «فضیلت» معرفی میکند. نگاهی که بهجای پاسخگویی درباره وضعیت اقتصادی مردم، از آنها میخواهد سطح توقعاتشان را پایین بیاورند و با حداقلها کنار بیایند.
این در حالی است که ایران، کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، ظرفیتهای انسانی گسترده و تاریخی طولانی، سالهاست با بحرانهای اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش سطح رفاه عمومی دستوپنجه نرم میکند.
این یادآوری، علیه فراموشی است. علیه عادیشدن فقر. علیه روایتهایی که بهجای حل بحران، از مردم میخواهند با آن کنار بیایند.
شما چه فکر میکنید؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💯5
Forwarded from گفتوشنود
«این دست انتقام الهی است که از آستین ترامپ درآمده؟»
نامهای از یکی از هممیهنان مسلمان*
طرح پوستر حنیف بهاری
...در قرآن، داستانهای اقوامی آمده که به خشم و قهرِ الهی دچار شدند. همه برادران و خواهران شیعه من، داستان قوم نوح و عاد و ثمود را خواندهاند که به دلیل لجاجت در ظلم و فساد و غرور نابود شدند. اما چگونه نابود شدند؟ مگر خدا خود آشکارا به زمین آمد و آنان را به قهر و غضب خود گرفت؟ خیر. یکبار باد فرستاد، یکبار سیل فرستاد، یک بار صدای گوشخراشی، شاید شبیه به انفجار. این درس عبرتی بود برای مومنین: خداوند ارادهاش را از جایی جاری میکند که کسی گمان نمیبرد. این سنت الهی است؛ و قرآن به ما آموخته: «لن تجدوا لسنت الله تبدیلا». [خدا روش خود را عوض نمیکند - سوره فاطر، آیه 43]
من کودک بودم که این داستانها را برایم گفتند و از بزرگترهایم میپرسیدم یعنی آنها حتی تا آخرین لحظه بر فساد و ظلم پافشاری کردند؟ چرا فکر نکردند که اشتباه بزرگی مرتکب میشوند؟ یک لحظه هم فکر نکردند که شاید آنها هستند که باید در افکار خود تجدیدنظر کنند؟ چرا به حرف خیرخواهان گوش ندادند؟ و چرا صبر خدا تمام شد؟ آنها به من خردسال میگفتند که خدا چند بار به انسان هشدار میدهد و اگر هدایت نشد، غضبش او را میگیرد. اما دست غضب خدا از آستین کسی بیرون میآید که شما فکرش را هم نمیکردید. این روش خدا است از قدیم. (...)**
نظام جمهوری اسلامی از روز استقرار به مردم وعده دروغین داد و ظلم کرد. غصب کرد. مصادره کرد. شکنجه کرد. خدعه کرد. فساد کرد. مردم بیچاره اسیر ایران را فقیر کرد. چپاول کرد. اسلام را نابود و بیحرمت کرد.
(...) ما هم هشدار دادیم. انذار کردیم. امر به معروف کردیم. هر بار گفتیم، یا انکار شنیدیم، یا وعدههای دروغین اصلاح، یا پاسخ شنیدیم: «دیگران هم بدترند». گفتند آمریکا هم جنایت کرده—اما مگر اگر دیگری خطا کرد، ما هم مجازیم؟ آیا با این منطق، میتوان هر کاری را توجیه کرد؟
آن سال که آقای ترامپ خبر از شرکت در انتخابات داد، فراموش نمیکنم بسیاری به او خندیدند. کسی باور نمیکرد یک تاجر متمول بیاید بشود رئیس جمهور آمریکا. اما شد آنچه شد. (...) من همان روز که متوجه شدم موضع تند این فرد در برابر جمهوری اسلامی چیست سریع به یاد همین داستانهای قرآن افتادم و گفتم شاید دست انتقام الهی است که کسی مانند او را به چنین جایگاهی رسانده است.
دست عدالت الهی از آستین کسی بیرون آمده که روز اول خیالش را هم نمیکردیم رییس جمهور شود، خیال نمیکردیم سردار نظام امام زمان را نابود کند و ما حتی یک سرباز از آنها نتوانیم بگیریم . بعد هنیئه را زدند، نصرالله را زدند، سوریه از دست رفت فرماندهان نظام را. زدند اینها اگر اراده الهی نیست پس چیست. شاید هم مسئله خود او نیست، بلکه این است که گاهی هشدارها از جایی میآید که ما حاضر نیستیم آن را ببینیم. خدا چند بار هشدار میدهد، و بعد میزند.
(...) اما شما به عوض عبرت، اصرار بر ظلم و بغی کردید. آن از اعدامها، از کهریزک، که عاملینش را مجازات نکردند و به ریش مردم خندیدید. آن تز کوی دانشگاه. آن از توسری زدن به خاطر حجاب و روزه. آن از غصب و فساد اقتصادی وقتی مردم گرسنه و فقیر بودند و به زباله گردی افتادند. آنداز امثال فرزندان ولحرج و عیاش مسئولین.
بعد ما را متهم کردند، به بیبصیرتی. ما زود فهمیدیم که این نظام از ریشه باید برود. ما گفتیم در عصر غیبت ، بسیاری از علما بزرگ از دخالت دین در قدرت پرهیز کردند. گفتیم مگر امام علی خود برای حفظ حقیقت از حق مسلمش گذشت؟ آن که خلافت بلافصل پیغمبر بود علی از آن گذشت کرد شما از قدرت غصبی خودتان نمی گذرید. لابد فکر میکنید ولایت جعلی شما که همانا بر اساس فهم آخوندی مثل خمینی بود از ولایت علی ارجح و اولی است. (...)
اما خدا به دل ها مهر میزند حالا هر چقدر گریه کنید که اگر من به راه خطا رفتم ای خدا بیا مرا اصلاح کن، چون در خطا لجاجت کردید خدا گوش نخواهد کرد و شما را به سمت اشتباه بیشتر هل میدهد اما شما فکر میکنید که دارید کار درست را میکنید اما نابودی شما در آن است.
برای من این واپسین نامه است و برای شما این از سمت من اتمام حجت. اتمام حجت چرا که حال که این نامه را بخوانید، دیگر نخواهید توانست در محضر عدل الهی بگویید من نمیدانستم و کسی به من نگفته بود. این آخرین دم از امتحان الهی را باید همه درک کنند.
*مطالب منتشر شده از سمت همراهان بیانگر دیدگاه گفتوشنود نیست.
**به دلیل طولانی بودن بخشهایی از نامه حذف شده است.
#انتقام #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نامهای از یکی از هممیهنان مسلمان*
طرح پوستر حنیف بهاری
...در قرآن، داستانهای اقوامی آمده که به خشم و قهرِ الهی دچار شدند. همه برادران و خواهران شیعه من، داستان قوم نوح و عاد و ثمود را خواندهاند که به دلیل لجاجت در ظلم و فساد و غرور نابود شدند. اما چگونه نابود شدند؟ مگر خدا خود آشکارا به زمین آمد و آنان را به قهر و غضب خود گرفت؟ خیر. یکبار باد فرستاد، یکبار سیل فرستاد، یک بار صدای گوشخراشی، شاید شبیه به انفجار. این درس عبرتی بود برای مومنین: خداوند ارادهاش را از جایی جاری میکند که کسی گمان نمیبرد. این سنت الهی است؛ و قرآن به ما آموخته: «لن تجدوا لسنت الله تبدیلا». [خدا روش خود را عوض نمیکند - سوره فاطر، آیه 43]
من کودک بودم که این داستانها را برایم گفتند و از بزرگترهایم میپرسیدم یعنی آنها حتی تا آخرین لحظه بر فساد و ظلم پافشاری کردند؟ چرا فکر نکردند که اشتباه بزرگی مرتکب میشوند؟ یک لحظه هم فکر نکردند که شاید آنها هستند که باید در افکار خود تجدیدنظر کنند؟ چرا به حرف خیرخواهان گوش ندادند؟ و چرا صبر خدا تمام شد؟ آنها به من خردسال میگفتند که خدا چند بار به انسان هشدار میدهد و اگر هدایت نشد، غضبش او را میگیرد. اما دست غضب خدا از آستین کسی بیرون میآید که شما فکرش را هم نمیکردید. این روش خدا است از قدیم. (...)**
نظام جمهوری اسلامی از روز استقرار به مردم وعده دروغین داد و ظلم کرد. غصب کرد. مصادره کرد. شکنجه کرد. خدعه کرد. فساد کرد. مردم بیچاره اسیر ایران را فقیر کرد. چپاول کرد. اسلام را نابود و بیحرمت کرد.
(...) ما هم هشدار دادیم. انذار کردیم. امر به معروف کردیم. هر بار گفتیم، یا انکار شنیدیم، یا وعدههای دروغین اصلاح، یا پاسخ شنیدیم: «دیگران هم بدترند». گفتند آمریکا هم جنایت کرده—اما مگر اگر دیگری خطا کرد، ما هم مجازیم؟ آیا با این منطق، میتوان هر کاری را توجیه کرد؟
آن سال که آقای ترامپ خبر از شرکت در انتخابات داد، فراموش نمیکنم بسیاری به او خندیدند. کسی باور نمیکرد یک تاجر متمول بیاید بشود رئیس جمهور آمریکا. اما شد آنچه شد. (...) من همان روز که متوجه شدم موضع تند این فرد در برابر جمهوری اسلامی چیست سریع به یاد همین داستانهای قرآن افتادم و گفتم شاید دست انتقام الهی است که کسی مانند او را به چنین جایگاهی رسانده است.
دست عدالت الهی از آستین کسی بیرون آمده که روز اول خیالش را هم نمیکردیم رییس جمهور شود، خیال نمیکردیم سردار نظام امام زمان را نابود کند و ما حتی یک سرباز از آنها نتوانیم بگیریم . بعد هنیئه را زدند، نصرالله را زدند، سوریه از دست رفت فرماندهان نظام را. زدند اینها اگر اراده الهی نیست پس چیست. شاید هم مسئله خود او نیست، بلکه این است که گاهی هشدارها از جایی میآید که ما حاضر نیستیم آن را ببینیم. خدا چند بار هشدار میدهد، و بعد میزند.
(...) اما شما به عوض عبرت، اصرار بر ظلم و بغی کردید. آن از اعدامها، از کهریزک، که عاملینش را مجازات نکردند و به ریش مردم خندیدید. آن تز کوی دانشگاه. آن از توسری زدن به خاطر حجاب و روزه. آن از غصب و فساد اقتصادی وقتی مردم گرسنه و فقیر بودند و به زباله گردی افتادند. آنداز امثال فرزندان ولحرج و عیاش مسئولین.
بعد ما را متهم کردند، به بیبصیرتی. ما زود فهمیدیم که این نظام از ریشه باید برود. ما گفتیم در عصر غیبت ، بسیاری از علما بزرگ از دخالت دین در قدرت پرهیز کردند. گفتیم مگر امام علی خود برای حفظ حقیقت از حق مسلمش گذشت؟ آن که خلافت بلافصل پیغمبر بود علی از آن گذشت کرد شما از قدرت غصبی خودتان نمی گذرید. لابد فکر میکنید ولایت جعلی شما که همانا بر اساس فهم آخوندی مثل خمینی بود از ولایت علی ارجح و اولی است. (...)
اما خدا به دل ها مهر میزند حالا هر چقدر گریه کنید که اگر من به راه خطا رفتم ای خدا بیا مرا اصلاح کن، چون در خطا لجاجت کردید خدا گوش نخواهد کرد و شما را به سمت اشتباه بیشتر هل میدهد اما شما فکر میکنید که دارید کار درست را میکنید اما نابودی شما در آن است.
برای من این واپسین نامه است و برای شما این از سمت من اتمام حجت. اتمام حجت چرا که حال که این نامه را بخوانید، دیگر نخواهید توانست در محضر عدل الهی بگویید من نمیدانستم و کسی به من نگفته بود. این آخرین دم از امتحان الهی را باید همه درک کنند.
*مطالب منتشر شده از سمت همراهان بیانگر دیدگاه گفتوشنود نیست.
**به دلیل طولانی بودن بخشهایی از نامه حذف شده است.
#انتقام #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لغو تابعیت بهعنوان ابزار سرکوب مخالفان؛ دفاع مجری صداوسیما از اقدامی فاقد مبنای قانونی
محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی، در تازهترین اظهارات خود در تلویزیون حکومتی، از لغو تابعیت ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور دفاع کرد؛ موضعی که بار دیگر نشاندهنده تشدید رویکردهای امنیتی و حذفگرایانه در رسانه رسمی حکومت است.
این مجری نزدیک به جریانهای تندرو، در سخنانی قابل تأمل مدعی شد که «همه مردم دنیا» از نظام جمهوری اسلامی دفاع میکنند و تنها گروهی از ایرانیان خارج از کشور با آن مخالف هستند؛ او مخالفان رژیم را بیوطن و غیر ایرانی خطاب میکند و مدعی است که آنها دشمن مردم ایران هستند! ادعایی که در تضاد آشکار با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی داخل و خارج از ایران ارزیابی میشود.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که همزمان با تحولات ناشی از جنگ اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی بیش از گذشته به سمت مواضع تندتر، یکسویه و تبلیغاتی حرکت کرده و بهجای بازتاب واقعیتهای متکثر جامعه، بر طرد و بیاعتبارسازی صداهای منتقد تمرکز یافته است.
در همین حال، مریم ابراهیموند، فیلمساز ایرانی و زندانی سیاسی سابق، در روزهای اخیر اعلام کرده که کنسولگری جمهوری اسلامی به طور شفاهی به او اطلاع داده تابعیت ایرانیاش به دستور مقامات قضایی در ایران باطل شده است؛ اقدامی که نگرانیها درباره تلاش برای اعمال فشار بر مخالفان خارج از کشور را افزایش داده است.
به نوشته دادبان، دفاع از لغو تابعیت ایرانیان مخالف نظام جمهوری اسلامی در حالی است که در نظام کیفری ایران هیچ مقررهای وجود ندارد که «سلب تابعیت» را بهعنوان مجازات پیشبینی کرده باشد. قوانین کیفری، از جمله قانون مجازات اسلامی، مجازاتهایی مانند حبس، جزای نقدی یا محرومیتهای مشخص را تعریف کردهاند، اما سلب تابعیت در میان آنها جایگاهی ندارد. بنابراین، نسبت دادن چنین اقدامی بهعنوان یک «مجازات قضایی» فاقد مبنای قانونی است.
علاوه بر این، تابعیت در حقوق ایران تابع قواعد خاص خود در قانون مدنی است و اصولا امری اداری و مبتنی بر ضوابط مشخص است، نه تصمیم قضایی. حتی در این چارچوب نیز، سلب تابعیت از شهروندان ایرانی بهصورت یکجانبه و بدون رضایت فرد پیشبینی نشده است. در نتیجه، قوه قضاییه اساسا صلاحیت قانونی برای ابطال تابعیت افراد را ندارد.
لازم به ذکر است، در ماه گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم ارائه خدمات کنسولی به ایرانیان مخالف رژیم گزارش شده است، همچنین اموال بسیاری از هموطنان مصادره شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #سیمای_میلی
@Tavaana_TavaanaTech
محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی، در تازهترین اظهارات خود در تلویزیون حکومتی، از لغو تابعیت ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور دفاع کرد؛ موضعی که بار دیگر نشاندهنده تشدید رویکردهای امنیتی و حذفگرایانه در رسانه رسمی حکومت است.
این مجری نزدیک به جریانهای تندرو، در سخنانی قابل تأمل مدعی شد که «همه مردم دنیا» از نظام جمهوری اسلامی دفاع میکنند و تنها گروهی از ایرانیان خارج از کشور با آن مخالف هستند؛ او مخالفان رژیم را بیوطن و غیر ایرانی خطاب میکند و مدعی است که آنها دشمن مردم ایران هستند! ادعایی که در تضاد آشکار با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی داخل و خارج از ایران ارزیابی میشود.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که همزمان با تحولات ناشی از جنگ اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی بیش از گذشته به سمت مواضع تندتر، یکسویه و تبلیغاتی حرکت کرده و بهجای بازتاب واقعیتهای متکثر جامعه، بر طرد و بیاعتبارسازی صداهای منتقد تمرکز یافته است.
در همین حال، مریم ابراهیموند، فیلمساز ایرانی و زندانی سیاسی سابق، در روزهای اخیر اعلام کرده که کنسولگری جمهوری اسلامی به طور شفاهی به او اطلاع داده تابعیت ایرانیاش به دستور مقامات قضایی در ایران باطل شده است؛ اقدامی که نگرانیها درباره تلاش برای اعمال فشار بر مخالفان خارج از کشور را افزایش داده است.
به نوشته دادبان، دفاع از لغو تابعیت ایرانیان مخالف نظام جمهوری اسلامی در حالی است که در نظام کیفری ایران هیچ مقررهای وجود ندارد که «سلب تابعیت» را بهعنوان مجازات پیشبینی کرده باشد. قوانین کیفری، از جمله قانون مجازات اسلامی، مجازاتهایی مانند حبس، جزای نقدی یا محرومیتهای مشخص را تعریف کردهاند، اما سلب تابعیت در میان آنها جایگاهی ندارد. بنابراین، نسبت دادن چنین اقدامی بهعنوان یک «مجازات قضایی» فاقد مبنای قانونی است.
علاوه بر این، تابعیت در حقوق ایران تابع قواعد خاص خود در قانون مدنی است و اصولا امری اداری و مبتنی بر ضوابط مشخص است، نه تصمیم قضایی. حتی در این چارچوب نیز، سلب تابعیت از شهروندان ایرانی بهصورت یکجانبه و بدون رضایت فرد پیشبینی نشده است. در نتیجه، قوه قضاییه اساسا صلاحیت قانونی برای ابطال تابعیت افراد را ندارد.
لازم به ذکر است، در ماه گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم ارائه خدمات کنسولی به ایرانیان مخالف رژیم گزارش شده است، همچنین اموال بسیاری از هموطنان مصادره شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #سیمای_میلی
@Tavaana_TavaanaTech
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگیهای همسر جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید میکند.
بعدها سیستم امنیتی تلاش میکند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند.
روایتهایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است.
با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان میدهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایتها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانهاش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریزد.
#صالحه_اکبری #جنایت_علیه_بشریت #اردبیل #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید میکند.
بعدها سیستم امنیتی تلاش میکند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند.
روایتهایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است.
با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان میدهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایتها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانهاش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریزد.
#صالحه_اکبری #جنایت_علیه_بشریت #اردبیل #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤2