Forwarded from گفتوشنود
صدور حکم ۲۲ ماه حبس برای غزاله رعیت، شهروند بهایی در مشهد
غزاله رعیت، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهرستان به ۲۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم که در مرحله بدوی صادر شده، هماکنون برای بررسی نهایی در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.
▪️روند بازداشت و پرونده قضایی
خانم رعیت در تاریخ ۲۵ دیماه ۱۴۰۴، زمانی که در محل کار خود حضور داشت، توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. همزمان با این اقدام، مأموران به منزل شخصی او یورش برده و ضمن تفتیش محل، شماری از وسایل شخصی این شهروند را ضبط کردند. وی پس از سپری کردن حدود یک ماه بازداشت موقت در زندان وکیلآباد مشهد، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی به صورت موقت آزاد شده بود.
▪️تداوم سیاست سرکوب و پروندهسازی
محکومیت غزاله رعیت در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سراسر ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی کلی و پروندهسازیهای عقیدتی، تلاش میکنند تا فعالیتهای اجتماعی و مدنی شهروندان بهایی را محدود کنند.
این برخوردهای سیستماتیک که شامل بازداشتهای خودسرانه، هجوم به محل کار و زندگی، و صدور احکام حبس بر اساس عقاید دینی است، بخشی از سیاست دیرینه حاکمیت برای اعمال فشار و ایجاد فضای ارعاب در میان جامعه بهایی ایران محسوب میشود. محروم کردن شهروندان از حقوق اولیه از جمله حق آزادی عقیده و امنیت فردی، همواره با هدف حذف تدریجی این اقلیت دینی از عرصههای اجتماعی و اقتصادی کشور دنبال میشود؛ روندی که در ماههای اخیر و با تشدید بحرانهای سیاسی در کشور، با شتاب و خشونت بیشتری توسط دستگاههای امنیتی و قضایی به اجرا درآمده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
غزاله رعیت، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهرستان به ۲۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم که در مرحله بدوی صادر شده، هماکنون برای بررسی نهایی در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.
▪️روند بازداشت و پرونده قضایی
خانم رعیت در تاریخ ۲۵ دیماه ۱۴۰۴، زمانی که در محل کار خود حضور داشت، توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. همزمان با این اقدام، مأموران به منزل شخصی او یورش برده و ضمن تفتیش محل، شماری از وسایل شخصی این شهروند را ضبط کردند. وی پس از سپری کردن حدود یک ماه بازداشت موقت در زندان وکیلآباد مشهد، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی به صورت موقت آزاد شده بود.
▪️تداوم سیاست سرکوب و پروندهسازی
محکومیت غزاله رعیت در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سراسر ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی کلی و پروندهسازیهای عقیدتی، تلاش میکنند تا فعالیتهای اجتماعی و مدنی شهروندان بهایی را محدود کنند.
این برخوردهای سیستماتیک که شامل بازداشتهای خودسرانه، هجوم به محل کار و زندگی، و صدور احکام حبس بر اساس عقاید دینی است، بخشی از سیاست دیرینه حاکمیت برای اعمال فشار و ایجاد فضای ارعاب در میان جامعه بهایی ایران محسوب میشود. محروم کردن شهروندان از حقوق اولیه از جمله حق آزادی عقیده و امنیت فردی، همواره با هدف حذف تدریجی این اقلیت دینی از عرصههای اجتماعی و اقتصادی کشور دنبال میشود؛ روندی که در ماههای اخیر و با تشدید بحرانهای سیاسی در کشور، با شتاب و خشونت بیشتری توسط دستگاههای امنیتی و قضایی به اجرا درآمده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17🕊1
نوزدهم خرداد، زادروز پزشکی است که شرافت را به ترس نفروخت و وجدان را در برابر قدرت به زانو درنیاورد؛ زادروز دکتر رامین پوراندرجانی.
رامین اگر کشته نمیشد، امروز چهلوسه ساله میشد. شاید همچنان با روپوش سپید پزشکی در خدمت مردم بود، جان بیماران را نجات میداد و در کنار خانوادهاش زندگی آرام و شرافتمندانهای داشت. اما سرنوشت او با حقیقتی تلخ و با روزهایی گره خورد که در بازداشتگاه کهریزک بر بسیاری از جوانان این سرزمین گذشت.
من مسعود علیزاده به عنوان یکی از قربانیان کهریزک، یک بار در دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح با دکتر رامین پوراندرجانی و پدرش دیدار و گفتوگو کردم. هنوز نگاه نگران اما استوار او را به یاد دارم؛ نگاهی که در آن هم اندوه دیده میشد و هم پایبندی به حقیقت.
من بر پایه آنچه دیدهام، شنیدهام و باور دارم، معتقدم رامین پوراندرجانی جان خود را از دست نداد، بلکه جانش را گرفتند؛ زیرا حاضر نشد درباره آنچه در کهریزک دیده بود سکوت کند، حقیقت را پنهان سازد یا چشم بر رنج و سرنوشت قربانیان ببندد. او حاضر نشد قتل جانباختگان کهریزک را به روایتی نسبت دهد که با مشاهدات و وجدان حرفهایاش سازگار نبود و آن را مننژیت اعلام کند.
رامین میتوانست راهی آسانتر را انتخاب کند. میتوانست سکوت کند، چشم فروبندد و با تأیید روایتی که با وجدان و دانستههایش سازگار نبود، امنیت خود را حفظ کند. اما چنین نکرد. او نخواست حقیقتی را که دیده بود قربانی مصلحت کند و وجدان خود را به بهای آسایش و امنیت شخصی بفروشد.
رامین عزیز،
سالها از رفتنت گذشته است، اما نامت همچنان در حافظه و قلب بسیاری از ما زنده است. آنان که روزهای تلخ و فراموشنشدنی قتلگاه کهریزک را از نزدیک لمس کردهاند، هرگز تو را از یاد نخواهند برد. برای بسیاری از ما، تو تنها یک پزشک نبودی؛ نماد وجدانی بودی که زیر سنگینترین فشارها، تهدیدها و هراسها نیز خاموش نشد.
امروز، در زادروزت، با احترام، اندوه و سپاس از تو یاد میکنیم؛ از انسانی که به باور ما، حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداخت. نامت با شرافت گره خورده است و یادت در خاطر ما جاودانه خواهد ماند.
یادت گرامی، راهت پررهرو و نامت جاودان.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#رامین_پوراندرجانی #کهریزک #شرافت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
نوزدهم خرداد، زادروز پزشکی است که شرافت را به ترس نفروخت و وجدان را در برابر قدرت به زانو درنیاورد؛ زادروز دکتر رامین پوراندرجانی.
رامین اگر کشته نمیشد، امروز چهلوسه ساله میشد. شاید همچنان با روپوش سپید پزشکی در خدمت مردم بود، جان بیماران را نجات میداد و در کنار خانوادهاش زندگی آرام و شرافتمندانهای داشت. اما سرنوشت او با حقیقتی تلخ و با روزهایی گره خورد که در بازداشتگاه کهریزک بر بسیاری از جوانان این سرزمین گذشت.
من مسعود علیزاده به عنوان یکی از قربانیان کهریزک، یک بار در دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح با دکتر رامین پوراندرجانی و پدرش دیدار و گفتوگو کردم. هنوز نگاه نگران اما استوار او را به یاد دارم؛ نگاهی که در آن هم اندوه دیده میشد و هم پایبندی به حقیقت.
من بر پایه آنچه دیدهام، شنیدهام و باور دارم، معتقدم رامین پوراندرجانی جان خود را از دست نداد، بلکه جانش را گرفتند؛ زیرا حاضر نشد درباره آنچه در کهریزک دیده بود سکوت کند، حقیقت را پنهان سازد یا چشم بر رنج و سرنوشت قربانیان ببندد. او حاضر نشد قتل جانباختگان کهریزک را به روایتی نسبت دهد که با مشاهدات و وجدان حرفهایاش سازگار نبود و آن را مننژیت اعلام کند.
رامین میتوانست راهی آسانتر را انتخاب کند. میتوانست سکوت کند، چشم فروبندد و با تأیید روایتی که با وجدان و دانستههایش سازگار نبود، امنیت خود را حفظ کند. اما چنین نکرد. او نخواست حقیقتی را که دیده بود قربانی مصلحت کند و وجدان خود را به بهای آسایش و امنیت شخصی بفروشد.
رامین عزیز،
سالها از رفتنت گذشته است، اما نامت همچنان در حافظه و قلب بسیاری از ما زنده است. آنان که روزهای تلخ و فراموشنشدنی قتلگاه کهریزک را از نزدیک لمس کردهاند، هرگز تو را از یاد نخواهند برد. برای بسیاری از ما، تو تنها یک پزشک نبودی؛ نماد وجدانی بودی که زیر سنگینترین فشارها، تهدیدها و هراسها نیز خاموش نشد.
امروز، در زادروزت، با احترام، اندوه و سپاس از تو یاد میکنیم؛ از انسانی که به باور ما، حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداخت. نامت با شرافت گره خورده است و یادت در خاطر ما جاودانه خواهد ماند.
یادت گرامی، راهت پررهرو و نامت جاودان.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#رامین_پوراندرجانی #کهریزک #شرافت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27❤6
Forwarded from گفتوشنود
کعبه پیش از محمد
نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
آیا کعبه پیش از اسلام نشانی از حماقت و جهالت مردم بود؟ یا میتوان نگاهی متفاوت به آن داشت؟ کعبه پیش از ظهور محمد نیز مورد احترام بود و مقامی مذهبی و قدسی داشت. برای فهم جایگاه کعبه، شاید لازم باشد تاریخ آن را نه فقط پس از ظهور اسلام، بلکه پیش از آن نیز بررسی کرد.
کعبه، بنایی مکعبشکل در مرکز مسجدالحرام در مکه، برای بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان مقدسترین مکان دینی به شمار میرود. مسلمانان در نمازهای روزانه به سوی آن میایستند و مناسک حج و عمره نیز حول این بنا شکل میگیرد. با این حال، کعبه تنها یک بنای مذهبی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نمادهای هویت، حافظه تاریخی و تجربه مشترک دینی در جهان اسلام است.
نوشتار «کعبه» به تاریخ، جایگاه و معانی گوناگون این بنای مشهور میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک مکان مقدس میتواند در طول قرنها، الهامبخش احساس تعلق، معنویت و همبستگی برای میلیونها انسان باشد. این مطلب همچنین به اهمیت نمادها و مکانهای مقدس در شکلدهی به فرهنگها و سنتهای دینی توجه دارد.
تاریخ کعبه، شاید بیش از آنکه تنها داستان یک بنا باشد، روایت تغییرات عمیق مذهبی و اجتماعی در شبهجزیره عربستان است؛ تغییری که برخی آن را گذار به یکتاپرستی میدانند و برخی دیگر، دگرگونی یک نظم مذهبی پیشین. اما کعبه میتوانست تا حدی نشانی از تلاشهای ریشسفیدان قبایل عرب برای نزدیکشدن به یکدیگر و کاهش درگیریهای مبتنی بر ایمان میان خود نیز در نظر گرفته شود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/kaaba/
#کعبه #اسلام #نماد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نمادی از «جهالت» یا تلاشی برای «وحدت»؟
آیا کعبه پیش از اسلام نشانی از حماقت و جهالت مردم بود؟ یا میتوان نگاهی متفاوت به آن داشت؟ کعبه پیش از ظهور محمد نیز مورد احترام بود و مقامی مذهبی و قدسی داشت. برای فهم جایگاه کعبه، شاید لازم باشد تاریخ آن را نه فقط پس از ظهور اسلام، بلکه پیش از آن نیز بررسی کرد.
کعبه، بنایی مکعبشکل در مرکز مسجدالحرام در مکه، برای بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان مقدسترین مکان دینی به شمار میرود. مسلمانان در نمازهای روزانه به سوی آن میایستند و مناسک حج و عمره نیز حول این بنا شکل میگیرد. با این حال، کعبه تنها یک بنای مذهبی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نمادهای هویت، حافظه تاریخی و تجربه مشترک دینی در جهان اسلام است.
نوشتار «کعبه» به تاریخ، جایگاه و معانی گوناگون این بنای مشهور میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک مکان مقدس میتواند در طول قرنها، الهامبخش احساس تعلق، معنویت و همبستگی برای میلیونها انسان باشد. این مطلب همچنین به اهمیت نمادها و مکانهای مقدس در شکلدهی به فرهنگها و سنتهای دینی توجه دارد.
تاریخ کعبه، شاید بیش از آنکه تنها داستان یک بنا باشد، روایت تغییرات عمیق مذهبی و اجتماعی در شبهجزیره عربستان است؛ تغییری که برخی آن را گذار به یکتاپرستی میدانند و برخی دیگر، دگرگونی یک نظم مذهبی پیشین. اما کعبه میتوانست تا حدی نشانی از تلاشهای ریشسفیدان قبایل عرب برای نزدیکشدن به یکدیگر و کاهش درگیریهای مبتنی بر ایمان میان خود نیز در نظر گرفته شود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/kaaba/
#کعبه #اسلام #نماد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوای دلتنگی فرزند جاویدنام نسترن زارعمنش برای مادرش
پس از وصلشدن تدریجی اینترنت در ایران، ویدیویی از فرزند جاویدنام نسترن زارعمنش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. در این ویدیو، او پشت پیانو نشسته و با نواختن ملودی، یاد مادرش را زنده نگه میدارد.
نسترن زارعمنش، مادر ۳۹ ساله دو فرزند ۱۰ و ۱۵ ساله و ساکن تهران، روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلولهها به سینه و گلوی او اصابت کردند و جانش را گرفتند.
#نسترن_زارع_منش
💸 tavaanatech
پس از وصلشدن تدریجی اینترنت در ایران، ویدیویی از فرزند جاویدنام نسترن زارعمنش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. در این ویدیو، او پشت پیانو نشسته و با نواختن ملودی، یاد مادرش را زنده نگه میدارد.
نسترن زارعمنش، مادر ۳۹ ساله دو فرزند ۱۰ و ۱۵ ساله و ساکن تهران، روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلولهها به سینه و گلوی او اصابت کردند و جانش را گرفتند.
#نسترن_زارع_منش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
دلتنگی همسر جاویدنام محسن رشیدی؛
«امروز پنج ماه از روزی میگذرد که گلوله، تو را از ما گرفت»
ساناز بنیسعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی با انتشار عکسی از او در اینستاگرامش نوشت:
محسن رشیدی خانیآبادی، شهروند مسیحی، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.
سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند،نوشت: محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او میرود، اما مأموران امنیتی او را مورد ضربوشتم قرار میدهند. محسن موفق میشود خود را از دست مأموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمیگردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار میدهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت میکند.
ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی میشوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست میدهد.
خانواده محسن به مدت پنج روز متوالی در جستوجوی او بودند و از سرنوشتش بیخبر ماندند. پس از این مدت، در ازای پرداخت پول، نام او را در فهرست قربانیان جستوجو کردند. ابتدا نتیجه منفی اعلام شد، اما یک روز بعد، کشته شدن او تایید شد. به خانواده پیشنهاد شد فرمی را امضا کنند که در آن ادعا میشد محسن عضو بسیج و نیروهای حکومتی بوده و توسط معترضان کشته شده است. خانواده این درخواست را نپذیرفتند و در نهایت، پیکر او تنها در ازای پرداخت مبلغ یک میلیارد تومان به آنان تحویل داده شد.
#محسن_رشیدی_خانی_آبادی
💸 tavaanatech
«امروز پنج ماه از روزی میگذرد که گلوله، تو را از ما گرفت»
ساناز بنیسعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی با انتشار عکسی از او در اینستاگرامش نوشت:
«امروز پنج ماه از روزی میگذرد که گلوله، تو را از ما گرفت .
پنج ماه از روزی که قلبم برای همیشه رنگ دلتنگی به خود گرفت.
محسن عزیزم،
پنج ماه است که نبودنت را نفس میکشم، با خاطراتت بیدار میشوم و با حسرت دیدنت شب را به صبح میرسانم.
آنها پیکرت را با گلوله از میان ما گرفتند ، اما نتوانستند نامت را از یادها ببرند و عشقت را از قلب من جدا کنند.
هنوز هم در سکوت هر شب، با تو حرف میزنم؛
هنوز هم در میان تمام آدمها، جای خالی تو را جستوجو میکنم.
میگویند زمان از دردها کم میکند، اما دلتنگی تو با گذشت هر روز عمیقتر میشود.
تو فقط همسرم نبودی؛ آرامش من، تکیهگاه من و تمام دنیای من بودی.
امروز، در پنجمین ماه آسمانی شدنت، با چشمانی پر از اشک و قلبی سرشار از عشق، نامت را زمزمه میکنم.
محسن جان،
تو را با گلوله از ما گرفتند، اما یادت را هرگز نمیتوانند از قلبهایی که دوستت دارند بگیرند.
تا ابد در قلب من و این سرزمین زندهای… 🖤🕊»
همسر داغدارت
ساناز
۱۹ دی ۱۴۰۴
بهارستان -اصفهان
محسن رشیدی خانیآبادی، شهروند مسیحی، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.
سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند،نوشت: محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او میرود، اما مأموران امنیتی او را مورد ضربوشتم قرار میدهند. محسن موفق میشود خود را از دست مأموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمیگردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار میدهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت میکند.
ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی میشوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست میدهد.
خانواده محسن به مدت پنج روز متوالی در جستوجوی او بودند و از سرنوشتش بیخبر ماندند. پس از این مدت، در ازای پرداخت پول، نام او را در فهرست قربانیان جستوجو کردند. ابتدا نتیجه منفی اعلام شد، اما یک روز بعد، کشته شدن او تایید شد. به خانواده پیشنهاد شد فرمی را امضا کنند که در آن ادعا میشد محسن عضو بسیج و نیروهای حکومتی بوده و توسط معترضان کشته شده است. خانواده این درخواست را نپذیرفتند و در نهایت، پیکر او تنها در ازای پرداخت مبلغ یک میلیارد تومان به آنان تحویل داده شد.
#محسن_رشیدی_خانی_آبادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جشن تولد روی سنگ مزار؛
آرنیکا دباغ، قهرمان شنا که توسط جمهوری اسلامی کشته شد
جاویدنام آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ ساله، در گرگان هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس اخبار منتشرشده، به دلیل قطع کامل ارتباطات در ایران، امکان تماس با اورژانس و رساندن او به بیمارستان وجود نداشت و او بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
🔴 این ویدئو در ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ضبط شده است؛ روز تولد آرنیکا، در حالی که خودش دیگر کنار خانوادهاش نبود. جمهوری اسلامی او را کشته بود.
🔴 در روزهایی که اینترنت و راههای ارتباطی مسدود شده بود، بسیاری از تصاویر و روایتهای تلخ از چشم مردم جهان پنهان ماند؛ از جمله لحظهای که خانواده آرنیکا، بهجای جشن گرفتن تولد او در خانه، کنار سنگ مزارش جمع شدند.
حالا که اینترنت بهصورت محدود و پر از اختلال وصل شده، این ویدئو را ببینید؛ تصویری از رنج مردمی که در روزهای قطع ارتباط، صدایشان شنیده نشد.
#آرنیکا_دباغ
💸 tavaanatech
آرنیکا دباغ، قهرمان شنا که توسط جمهوری اسلامی کشته شد
جاویدنام آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ ساله، در گرگان هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس اخبار منتشرشده، به دلیل قطع کامل ارتباطات در ایران، امکان تماس با اورژانس و رساندن او به بیمارستان وجود نداشت و او بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
حالا که اینترنت بهصورت محدود و پر از اختلال وصل شده، این ویدئو را ببینید؛ تصویری از رنج مردمی که در روزهای قطع ارتباط، صدایشان شنیده نشد.
#آرنیکا_دباغ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔10🕊7❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
چرا برخی کاربران استارلینک در ایران بازداشت شدند؟
در هفتههای اخیر، خبرهایی درباره بازداشت برخی کاربران استارلینک در ایران منتشر شده است. آمار دقیقی در دست نیست، اما بررسی چند مورد نشان میدهد که این بازداشتها معمولا نتیجه یک اشتباه ساده نبوده، بلکه از ترکیب چند خطای امنیتی شکل گرفتهاند؛ خطاهایی که هم در روند تحویل دستگاه و هم در نحوه استفاده از آن اتفاق افتادهاند.
🔸گاهی گفته میشود دلیل این بازداشتها فقط یک تماس تلفنی یا بیاحتیاطی ساده بوده است. این نگاه اگرچه بخشی از واقعیت را نشان میدهد، اما تصویر کاملی ارائه نمیکند و حتی میتواند گمراهکننده باشد. در عمل، شناسایی کاربران معمولا به دلیل یک «زنجیره خطا» اتفاق میافتد؛ از نوع ارتباطگیری گرفته تا رفتار آنلاین و اپلیکیشنهایی که روی دستگاه نصب هستند.
🔸برای مثال، در برخی موارد، هماهنگی برای تحویل دستگاه از طریق تماس تلفنی یا پیامک انجام شده است. این نوع ارتباطها بهراحتی قابل ردیابی هستند و میتوانند هم فرستنده و هم گیرنده را در معرض شناسایی قرار دهند. اما تمرکز فقط روی این مشکل کافی نیست، چون مشکل اصلی عمیقتر از یک اشتباه ارتباطی است.
🔸یکی از مهمترین مشکلات، یک تصور اشتباه درباره استارلینک است: اینکه صرف اتصال به آن، امنیت ایجاد میکند. در حالی که استارلینک فقط مسیر اینترنت را تغییر میدهد، نه هویت کاربر را پنهان میکند و نه رفتارهای ناامن را بیاثر میسازد. اگر کاربرها عادتهای اشتباه داشته باشند، این عادتها میتواند به شناسایی منجر شود.
🔸در این میان، نقش اپلیکیشنها بسیار مهم است. در بررسیها مشخص شده که برخی کاربران فکر میکردند فقط کافی است هنگام اتصال به استارلینک از اپلیکیشنهای ایرانی استفاده نکنند. اما واقعیت این است که مسئله فقط «استفاده نکردن» نیست، بلکه فراتر از آن، «نصب نکردن» این اپهاست. وجود چنین اپلیکیشنهایی روی دستگاه حتی بدون استفاده مستقیم میتواند به جمعآوری اطلاعات، ثبت الگوهای رفتاری یا ایجاد سرنخهایی برای شناسایی منجر شود.
🔗ادامه مطلب
💸 tavaanatech
در هفتههای اخیر، خبرهایی درباره بازداشت برخی کاربران استارلینک در ایران منتشر شده است. آمار دقیقی در دست نیست، اما بررسی چند مورد نشان میدهد که این بازداشتها معمولا نتیجه یک اشتباه ساده نبوده، بلکه از ترکیب چند خطای امنیتی شکل گرفتهاند؛ خطاهایی که هم در روند تحویل دستگاه و هم در نحوه استفاده از آن اتفاق افتادهاند.
🔸گاهی گفته میشود دلیل این بازداشتها فقط یک تماس تلفنی یا بیاحتیاطی ساده بوده است. این نگاه اگرچه بخشی از واقعیت را نشان میدهد، اما تصویر کاملی ارائه نمیکند و حتی میتواند گمراهکننده باشد. در عمل، شناسایی کاربران معمولا به دلیل یک «زنجیره خطا» اتفاق میافتد؛ از نوع ارتباطگیری گرفته تا رفتار آنلاین و اپلیکیشنهایی که روی دستگاه نصب هستند.
🔸برای مثال، در برخی موارد، هماهنگی برای تحویل دستگاه از طریق تماس تلفنی یا پیامک انجام شده است. این نوع ارتباطها بهراحتی قابل ردیابی هستند و میتوانند هم فرستنده و هم گیرنده را در معرض شناسایی قرار دهند. اما تمرکز فقط روی این مشکل کافی نیست، چون مشکل اصلی عمیقتر از یک اشتباه ارتباطی است.
🔸یکی از مهمترین مشکلات، یک تصور اشتباه درباره استارلینک است: اینکه صرف اتصال به آن، امنیت ایجاد میکند. در حالی که استارلینک فقط مسیر اینترنت را تغییر میدهد، نه هویت کاربر را پنهان میکند و نه رفتارهای ناامن را بیاثر میسازد. اگر کاربرها عادتهای اشتباه داشته باشند، این عادتها میتواند به شناسایی منجر شود.
🔸در این میان، نقش اپلیکیشنها بسیار مهم است. در بررسیها مشخص شده که برخی کاربران فکر میکردند فقط کافی است هنگام اتصال به استارلینک از اپلیکیشنهای ایرانی استفاده نکنند. اما واقعیت این است که مسئله فقط «استفاده نکردن» نیست، بلکه فراتر از آن، «نصب نکردن» این اپهاست. وجود چنین اپلیکیشنهایی روی دستگاه حتی بدون استفاده مستقیم میتواند به جمعآوری اطلاعات، ثبت الگوهای رفتاری یا ایجاد سرنخهایی برای شناسایی منجر شود.
🔗ادامه مطلب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊8❤3👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی
هاول البته در سطح فردی متوقف نمیماند. یک فرد که تصمیم میگیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است بهسرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل میگیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. انسانها میبینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمیآورد.
در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک میشود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورتبندی کرده است. بندا میگوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آنها باید همزمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانههای مستقل، شبکههای فرهنگی، انجمنهای مدنی، حلقههای فکری، گروههای حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیههای مستقل کارگری و شبکههای کمک متقابل.
هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آنها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.
در چنین نهادهایی، انسانها فقط درباره تغییر آینده بحث نمیکنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه میکنند: همکاری به جای ترس، گفتوگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربههای کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را میسازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.
بخش دوم
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی
هاول البته در سطح فردی متوقف نمیماند. یک فرد که تصمیم میگیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است بهسرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل میگیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. انسانها میبینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمیآورد.
در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک میشود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورتبندی کرده است. بندا میگوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آنها باید همزمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانههای مستقل، شبکههای فرهنگی، انجمنهای مدنی، حلقههای فکری، گروههای حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیههای مستقل کارگری و شبکههای کمک متقابل.
هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آنها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.
در چنین نهادهایی، انسانها فقط درباره تغییر آینده بحث نمیکنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه میکنند: همکاری به جای ترس، گفتوگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربههای کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را میسازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.
بخش دوم
@Tavaana_TavaanaTech
👌2🕊2💯1
Forwarded from گفتوشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانوادهاش او را به اجبار به یک مرکز روانپزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر میکردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آنها میخواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم میشد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان میدانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارشها میگویند علت اصلی بستریشدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بیدینی بود.»
نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناختهشدهترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبهرو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه تصویری از چالشهایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بیدینی با آن مواجه هستند.
این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، میپردازد و نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و قانونی میتوانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه افراد، صرفنظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادیترین حقوق انسانی به شمار میرود؛ حقی که بدون آن، امکان گفتوگوی آزاد و همزیستی مسالمتآمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناختهشدهترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبهرو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه تصویری از چالشهایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بیدینی با آن مواجه هستند.
این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، میپردازد و نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و قانونی میتوانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه افراد، صرفنظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادیترین حقوق انسانی به شمار میرود؛ حقی که بدون آن، امکان گفتوگوی آزاد و همزیستی مسالمتآمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6👌2❤1
نامه احمدرضا حائری از زندان قزلحصار: هشدار درباره موج اعدامها و وضعیت ۳۵ محکوم به مرگ
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی و از فعالان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در نامهای از زندان قزلحصار با توصیف اعدام ۹ همبند خود در ۹ ماه، شبیخون خونین دهم فروردین و نگهداری حدود ۱۸۰ بازداشتی اعتراضات دیماه – از جمله ۳۵ نفر محکوم به اعدام – نسبت به شرایط غیرانسانی این زندانیان و سکوت جامعه نسبت به اعدامها هشدار داد. او در این نامه از شکنجه، ضربوجرح زندانیان، فشارهای تازه امنیتی بهخاطر مخالفت با اعدام، و همزمان از تأثیر جنگ، گرانی و بحرانهای منطقهای بر روحیه مردم مینویسد و در عین حال تأکید میکند که امید و مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را نباید از دست داد.
متن نوشته آقای حائری به نقل صفحه اینستاگرام ایشان را در اسلایدها بخوانید.
#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
نامه احمدرضا حائری از زندان قزلحصار: هشدار درباره موج اعدامها و وضعیت ۳۵ محکوم به مرگ
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی و از فعالان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در نامهای از زندان قزلحصار با توصیف اعدام ۹ همبند خود در ۹ ماه، شبیخون خونین دهم فروردین و نگهداری حدود ۱۸۰ بازداشتی اعتراضات دیماه – از جمله ۳۵ نفر محکوم به اعدام – نسبت به شرایط غیرانسانی این زندانیان و سکوت جامعه نسبت به اعدامها هشدار داد. او در این نامه از شکنجه، ضربوجرح زندانیان، فشارهای تازه امنیتی بهخاطر مخالفت با اعدام، و همزمان از تأثیر جنگ، گرانی و بحرانهای منطقهای بر روحیه مردم مینویسد و در عین حال تأکید میکند که امید و مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را نباید از دست داد.
متن نوشته آقای حائری به نقل صفحه اینستاگرام ایشان را در اسلایدها بخوانید.
#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊2
محمدرضا مرادبهروزی و همسرش سوری بابایی چگینی با پروندهسازی جدید به دادسرای انقلاب محمدیه احضار شدند
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، محمدرضا مرادبهروزی و همسرش، سوری بابایی چگینی، بار دیگر با تشکیل پروندهای جدید از سوی نهادهای امنیتی و قضایی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، این زوج به شعبه اول بازپرسی دادسرای انقلاب محمدیه قزوین احضار شدهاند. اتهامات مطرحشده علیه آنان شامل «ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکهها، رسانهها یا صفحات مجازی بیگانه و معاند علیه امنیت ملی» و همچنین «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی، دولتها، گروههای متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور» عنوان شده است.
این احضار در حالی صورت میگیرد که سوری بابایی چگینی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکند و از حق ملاقات نیز محروم است.
سوری بابایی چگینی، زندانی سیاسی سابق، در اواسط دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و به سه سال حبس محکوم شده است. با وجود آنکه وی هماکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، حالا پروندهسازی جدیدی علیه او و همسرش گشوده شده و این دو با اتهامات تازهای روبهرو شدهاند.
#سوری_بابایی_چگینی #محمدرضا_مرادبهروزی
@Tavaana_TavaanaTech
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، محمدرضا مرادبهروزی و همسرش، سوری بابایی چگینی، بار دیگر با تشکیل پروندهای جدید از سوی نهادهای امنیتی و قضایی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، این زوج به شعبه اول بازپرسی دادسرای انقلاب محمدیه قزوین احضار شدهاند. اتهامات مطرحشده علیه آنان شامل «ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکهها، رسانهها یا صفحات مجازی بیگانه و معاند علیه امنیت ملی» و همچنین «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی، دولتها، گروههای متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور» عنوان شده است.
این احضار در حالی صورت میگیرد که سوری بابایی چگینی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکند و از حق ملاقات نیز محروم است.
سوری بابایی چگینی، زندانی سیاسی سابق، در اواسط دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و به سه سال حبس محکوم شده است. با وجود آنکه وی هماکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، حالا پروندهسازی جدیدی علیه او و همسرش گشوده شده و این دو با اتهامات تازهای روبهرو شدهاند.
#سوری_بابایی_چگینی #محمدرضا_مرادبهروزی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17