آموزشکده توانا
49.3K subscribers
41.5K photos
41.7K videos
2.57K files
21.8K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
گلشن فتحی، فعال مدنی، در یادداشتی درباره احساسات این روزها نسبت به فوتبال نوشته است نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابان‌ها می‌رقصید، حالا پیش از هر فریاد شادی به نام‌هایی فکر می‌کند که دیگر نیستند، صداهایی که خاموش شدند و رویاهایی که نیمه‌کاره ماندند. او می‌نویسد فوتبال دیگر فقط یک بازی نیست؛ برای بسیاری از مردم ایران، نود دقیقه‌ای است که در آن وجدان یک ملت محاکمه می‌شود و حتی شادیِ پیروزی هم روی زخمی عمیق از ترس، مهاجرت، زندان، فقر و ناامیدی می‌افتد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

«‏غم‌انگیزترین بخش ماجرا این نیست که تیم ملی ببازد.اتفاقا، این است که دیگرنمی‌دانیم باید برای چه چیزی خوشحال شویم و برای چه عزاداری کنیم.

وقتی بازیکنی با پیراهن ایران روی زمین می‌افتد،قلبمان فرو می‌ریزد. نه به خاطر یازده نفر در یک زمین فوتبال؛ به خاطر نامی که روی سینه‌شان نوشته شده.به خاطر پنج حرفی که هنوز برای میلیون‌ها نفر مقدس است.. ایران.

اما همان لحظه که بلند می‌شوند، می‌دوند، می‌برند، لبخند می‌زنند و دور افتخار می‌زنند، چیزی در گلوی ما گیر می‌کندما سال‌هاست میان دو حقیقت متضاد زندانی شده‌ایم.

نه می‌توانیم از پیراهن ایران و تیم ملی متنفر باشیم، نه می‌توانیم چشممان را روی زخم‌های ایران ببندیم.

برای همین است که این روزها فوتبال دیگر بازی نیست.. فوتبال تبدیل شده به یک دادگاه.. نود دقیقه محاکمه وجدان یک ملت.

گل که می‌خوریم، درد می‌کشیم.
گل که می‌زنیم، باز هم درد می‌کشیم.

از تحقیر شدنشان شاد و خشمگین می‌شویم،
از تشویق شدنشان هم شاد یا آرام نمی‌شویم.

اگر به یکی از آنها آسیبی برسد،انگار به تکه‌ای از ایران آسیب رسیده است.
اگر پیروز شوند، باز هم چیزی در درونمان فریاد می‌زند که مگر می‌شود این همه اندوه را برای نود دقیقه فراموش کرد؟ دی ماه چه؟

ما به جایی رسیده‌ایم که حتی شادی‌هایمان هم عزادارند.

نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابان‌ها می‌رقصید، حالا قبل از هر فریاد شادی، به هزار چیز فکر می‌کند؛
به نام‌هایی که دیگر نیستند،صداهایی که خاموش شدند،رؤیاهایی که نیمه‌کاره ماندند،به جوانی‌ای که زیر بار ترس، مهاجرت،زندان،فقر و ناامیدی دفن شد.

شاید تراژدی بزرگ ایران همین باشد..اینکه هنوز عاشق وطنیم،اما دیگر نمی‌توانیم بی‌دغدغه دوستش داشته باشیم.

وطن برای ما خاک نیست.خاطره است،مادر است،دوست از دست‌رفته است،کوچه‌ای است که نامش عوض شد، عکسی است که از دیوار پایین کشیده شد..صدایی است که اجازه ندادند شنیده شود.

برای همین وقتی تیمی با نام ایران بازی می‌کند،ما تاریخ و داغ و زخم تماشا می‌کنیم.

و چه تلخ است که در این سرزمین،از باختن گریه می‌کنیم،از بردن هم گریه می‌کنیم.

چه تلخ است که هنوز ایران را با تمام وجود دوست داریم،
اما سال‌هاست هیچ پیروزی‌ای نتوانسته آن غمی را که روی سینه این ملت نشسته،از جا بلند کند.

شاید روزی برسد که دوباره فوتبال فقط یک گل باشد و یک فریاد شادی. تفاوتی بین تیم حکومت و تیم ملی نباشد..

اما تا آن روز،هر برد و باخت یادآوری این حقیقت است که این سرزمین آن‌قدر زخم خورده که حتی خوشحالی‌هایش هم بوی سوگ می‌دهند.
هربار لبخند میزنم شرمنده وجدانم میشوم.»

نظر شما چیست؟

#ایران #فوتبال #جام_جهانی۲۰۲۶


@Tavaana_TavaanaTech
17💔6👌5💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشه‌ای از بیتابی‌های مادر جاویدنام بهنام ابراهیمیان در مراسم چهلم، ۸ اسفند ۱۴۰۴

بهنام ابراهیمیان، ۳۲ ساله، روز ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، با گلوله جنگی به شدت مجروح شد و در روز ۲۵ دی ماه جانش را در بیمارستان از دست داد.
گلوله از پشت سر به قلب او شلیک شده بود. او در اندیشه شهریار کشته شد جایی که پیش از آن در روز گذشته یعنی ۱۸ دی ماه دو تن از دوستان نزدیکش با گلوله جنگی کشته شدند.

#بهنام_ابراهیمیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊3
⭕️ پیوستن زندان کرمان به «کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

🔴 تداوم کارزار«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوبیست‌وششم در ۵۷ زندان مختلف

در روزگاری که کرامت انسانی باید محور قانون، عدالت و حکمرانی باشد، ماشین کشتار و اعدام حکومت اعدامی در ایران همچنان پرشتاب ادامه دارد. بر اساس گزارش‌های دریافتی روز ۱۷خرداد دو زن ۲۸ و ۳۲ ساله با اسامی آسیه فرهمند و زینب زرینی در زندان قزوین به دار آویخته شدند که به دلیل عدم اطلاع‌رسانی شفاف خبر اعدام آن‌ها به تازگی به دست‌مان رسیده است.

همچنین در روز ۲۶ خرداد دو زندانی سیاسی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در شاهرود به اسامی ابوالفضل ساعدی و جواد زمانی اعدام شدند. بر همین اساس آمار زندانیان اعدام شده در خرداد ماه به ۱۳۴ تن رسیده است.

مجازات اعدام در ایران نه ابزاری برای تحقق عدالت بلکه سازوکاری برای گسترش هراس، خاموش کردن صدای مخالفان و تحکیم ساختار استبدادی قدرت است.

از طرفی دیگر پس از ماه‌ها جنگ نظامی و هزینه‌ای که بر زندگی مردم ایران تحمیل کرد، در هفته‌ اخیر حکومت ولایت فقیه با آمریکا به یک تفاهم ابتدایی رسیدند که بر اساس بندهای منتشر شده هیچ‌گونه توجهی به حقوق‌بشر و سرکوب و اعدام‌های وحشتناک در ایران در آن لحاظ نشده است. این موضوع نشان می‌دهد قدرت‌ها به فکر تغییر نیستند و مردم باید برای تغییر به خود متکی باشند و نه هیچ نیروی خارجی و قدرتی.

سازمان عفو بین الملل و خانم مای‌ساتو گزارش‌گر ویژه سازمان ملل همراه با شماری از کارشناسان سازمان ملل در بیانیه‌‌های جداگانه نسبت به نادیده گرفتن نقض حقوق‌بشر در ایران و ادامه مصونیت ناقضان حقوق بشر مردم ایران از پیگرد و حساب‌رسی بین‌المللی، هشدار دادند.

ما رو به وجدان‌های بیدار، نهادهای بین‌المللی و حامی حقوق‌بشر و مخالف اعدام اعلام می‌کنیم:

ما زندانیان کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که صدوبیست‌وشش هفته بی‌وقفه هر سه‌شنبه در زندان‌های سراسر ایران با اعتصاب غذا و آن‌چه در توان داشتیم به اعدام‌های قرون وسطایی در ایران اعتراض کردیم، بار دیگر اعلام می‌کنیم که حقوق‌بشر مردم ایران به‌ ویژه زندانیان قابل معامله نیست و هم‌صدا با عموم مردم ایران تا آخرین نفس و توان‌مان از آزادی، برابری و لغو حکم اعدام، دفاع خواهیم نمود.

ما از تمامی مردم شریف و آگاه ایران و همچنین وجدان‌های بیدار جهان و نهاد‌های حقوق بشری بین‌المللی درخواست داریم که نسبت به موج فزاینده اعدام‌ها در ایران بی‌تفاوت نمانند و برای توقف این جنایت سازمان‌یافته توسط فاشیسم دینی حاکم بر ایران مسئولانه و موثر اقدام کنند.

تاریخ نشان داده است که هیچ استبدادی با تکیه بر خشونت پایدار نمانده و هیچ حکومتی نتوانسته است صدای حق‌طلبی مردمان را برای همیشه خاموش کند. آن‌چه ماندگار خواهد بود، آرمان آزادی، برابری و احترام به حق حیات و کرامت انسان است؛ ارزش‌هایی که مردم ایران برای تحقق آن بهای سنگينی پرداخته و همچنان بر آن پای می‌فشارند.

کارزار «سه شنبه های نه به اعدام» به آگاهی عموم مردم می‌رساند که جمعی از زندانیان زندان کرمان نیز در اعتراض به احکام اعدام، به این کارزار پیوسته‌اند و هر سه‌شنبه، همراه با دیگر زندانیان، دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوبیست‌وششم در  ۵۷ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان کرمان.

هفته صدوبیست‌وششم
سه‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
#بیانیه
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
11🕊7
Forwarded from گفت‌وشنود
بیش از پنج ماه بلاتکلیفی؛ نگرانی‌ها پیرامون وضعیت آرتین غضنفری افزایش یافته است

با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفری، شهروند بهائی و عکاس خبری، او همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به‌سر می‌برد و با درخواست آزادی موقتش به قید وثیقه نیز موافقت صورت نگرفته است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، آرتین غضنفری از بیماری‌های آسم، فشار خون و نارسایی قلبی رنج می‌برد و وضعیت جسمانی او در دوران بازداشت رو به وخامت گذاشته است. منابع مطلع می‌گویند که آقای غضنفری از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم بوده و حتی امکان مراجعه به بهداری را نیز نداشته است.

پیش‌تر سازمان‌های حقوق بشری و فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با انتشار گزارش‌هایی نسبت به وضعیت آرتین غضنفری و ادامهٔ بازداشت او ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه به شرایط این شهروند بهائی شده بودند.

آرتین غضنفری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، روز ۲۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منزل خود در تهران بازداشت شد. بنا بر گزارش‌ها، ۱۱ مأمور با ارائهٔ حکم قضایی به محل سکونت او یورش برده و پس از تفتیش منزل، محل کارش را نیز مورد تفتیش قرار دادند. مأموران در جریان این عملیات، شماری از وسایل الکترونیکی، کتاب‌ها و تجهیزات کاری و شخصی او را ضبط کردند.

تداوم بازداشت آرتین غضنفری در حالی است که نگرانی‌ها دربارهٔ وضعیت جسمانی او و محرومیت از دسترسی به خدمات درمانی مناسب همچنان رو به افزایش است.

لازم به ذکر است که آرتین غضنفری مراقب اصلی مادر سالخورده و بیمار خود بوده است و در پنج ماه گذشته این مادر از حمایت و مراقبت‌های لازم محروم مانده است. خواستهٔ خانواده، دوستان و نزدیکان آقای غضنفری رعایت حقوق قانونی این شهروند بهائی، پایان یافتن بلاتکلیفی و آزادی فوری او می‌باشد.

#آرتین_غضنفری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔9🕊41
کانون فیلمسازان مستقل ایران، ایفما، در بیانیه‌ای نسبت به احتمال اعدام علی صفری، بازیگر تئاتر و دانشجوی دانشگاه فرهنگ و هنر هشدار داد.

این کانون با ابراز نگرانی از طرح اتهام «محاربه» علیه او، از مراکز سینمایی و نهادهای بین‌المللی خواست تا برای نجات این هنرمند و سایر هنرمندان در بند، «فشارها بر رژیم ایران و قوه قضائیه آن را بیشتر کنند».

به نوشته این نهاد، علی صفری، بازیگر جوان و ۲۳ ساله تئاتر و دانشجوی دانشگاه فرهنگ و هنر در جریان اعتراضات سراسری ایران در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴در شهر کرج بازداشت شد و «تاکنون اطلاعات روشنی درباره‌ی روند پرونده‌ و وضعیت این بازیگر منتشر نشده است، اما اتهام «محاربه» در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴ به طور رسمی به او تفهیم شد.»

کانون فیلمسازان مستقل ایران، نهادی غیردولتی متشکل از سینماگران منتقد و مخالف حکومت ایران است که پس از اعتراض‌های موسوم به «زن، زندگی، آزادی» با هدف بازتاب مطالبات و شرایط هنرمندان تحت فشار و مخالفت با سانسور و محدودیت حکومتی شکل گرفت.


#علی_صفری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊9💔31
و
تصاویری به دست ما رسیده است که استاد صادق منصوری استاد خوشنویسی معروف در مشهد را ر بیمارستان در حالی نشان می‌دهد که دستبند و پابند به او بسته شده است.
آقای صادق منصوری از بازداشت شدگان مراسم هفتم زنده یاد خسرو علی‌کردی است. چهارشنبه شب پس از آنکه حال او بد شد، از زندان وکیل آباد مشهد به بیمارستان امام رضا منتقل شد.‌

او در مراسم هفتم خسروع علیکردی دست نوشته‌ای از خودش را که شعری از صائب تبریزی است، را بالا گرفت :

«مرگ را داغ عزیزان بر من آسان کرده است»

این تصاویر بسیار دردناک است. استاد صادق منصوری، معروف به این است که فردی مسالمت‌جو است. او اهل هنر و استاد خطاطی است و شاگردانی بسیاری به جامعه هنری ایران تحویل داده است.
اینکه چنین کسی را حتی در بیمارستان روی تخت، به صورت توهین‌آمیز و با دستبند و پابند نگه دارند، چه معنایی جز ترس حکومت، دارد؟

#صادق_منصوری #خسرو_علیکردی

@Tavaana_TavaanaTech
💔173🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
A Temple with Doors Open to Everyone

In the heart of Delhi—a city rich in religious and cultural diversity—stands a building whose message goes far beyond architecture. The Lotus Temple is a symbol of tolerance, peaceful coexistence, and respect for human diversity. Designed by Iranian architect Fariborz Sahba and opened to the public in 1986, it was created as a place where people of every faith, belief, and background can come together in peace.

Inside the temple, there are no clergy, no pulpit, and no compulsory rituals. Visitors are simply invited to sit in silence, pray, meditate, or listen to readings from different sacred traditions. The temple’s remarkable architecture reflects the same vision: unity in diversity.

The Lotus Temple reminds us that lasting peace begins when we open our doors—and our hearts—to one another with respect and understanding.

Read the full article on the Dialogue website:
https://dialog.tavaana.org/lotus-temple/

#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍21
تداوم بازداشت بیش از ۱۷۰ روز و ناپدیدسازی قهری احسان وینه، شهروند کرمانشاهی


⁨ ۱۷۰روز بی‌خبری، بیش از پنج ماه و نیم از
بازداشت احسان وینه، شهروند ۲۹ ساله اهل کرمانشاه، می‌گذرد و همچنان هیچ اطلاعاتی از وضعیت او در دست نیست.

بر اساس گزارش‌ها، احسان وینه در تمام این مدت از حق تماس با خانواده، ملاقات و دسترسی به وکیل محروم بوده و هیچ نهاد رسمی نیز پاسخ روشنی درباره محل نگهداری یا وضعیت او ارائه نکرده است. پیگیری‌های خانواده او نیز تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

احسان وینه، ۲۹ ساله، متأهل و پدر دو فرزند است.

ناپدیدسازی قهری زمانی رخ می‌دهد که هیچ مرجع رسمی مسئولیت بازداشت یا نگهداری فرد را بر عهده نگیرد و خانواده نیز از محل نگهداری و وضعیت او بی‌اطلاع باشند. این وضعیت مصداق بازداشت خودسرانه و غیرقانونی است و محروم کردن فرد و خانواده‌اش از اطلاع درباره سرنوشت و محل نگهداری، از مصادیق ناپدیدسازی قهری به شمار می‌رود. مسئولیت قانونی این وضعیت متوجه نهادهای دخیل در بازداشت و نگهداری اوست.

#احسان_وینه #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from گفت‌وشنود
«خودآزاری‌های معنوی»
از ادیان باستانی تا امروز
زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟
ورق بزنید


در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانه‌زنی از قرون وسطی رواج گسترده‌ای یافت. از حدود سده‌های یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه می‌زدند، تا رنج‌های عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی).

در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلان‌ها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دسته‌های پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت می‌کردند، به‌طور علنی خود را تازیانه می‌زدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی می‌تواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبش‌های خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکل‌های محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقه‌های رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی)

در اسلام شیعه، آیین‌های مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. هم‌زمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینه‌زنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمه‌زنی گرامی می‌داشتند.

این آیین‌ها به‌ویژه در بخش‌هایی از ایران، عراق، شبه‌قاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا می‌شد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، به‌ویژه در مورد شیوه‌هایی که موجب آسیب جدی به بدن می‌شود، این رفتارها را جایز نمی‌دانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است.

در سایر ادیان:
- در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را می‌خراشیدند و خون جاری می‌کردند.
- هندوئیسم: در برخی آیین‌های محلی مانند تایپوسام (به‌ویژه در میان تامیل‌ها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت.
- ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است.

علم چه می‌گوید؟
برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی می‌تواند پدیده‌ای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینه‌ای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر می‌یابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند.

#خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍3🕊21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق، موسیقی فیلم پاپیون را به یاد هم‌بندیان سابق خود که تعدادی از آن‌ها زیر حکم اعدام هستند، می‌نوازد

او ضمن انتشار این ویدیو در کانال تلگرام خود نوشت:

«پاپیون»، موسیقی ماندگار فیلم Papillon، ساخته‌ی جری گلدسمیت است؛ ملودی‌ای که سال‌هاست برای بسیاری، نماد رنج، مقاومت، امید و اشتیاق به آزادی است.
من نوازنده نیستم، اما این اجرای ساده را با تمام احترام تقدیم می‌کنم به منوچهر، پیمان، عمو کریم عزیز و همه زندانیان سیاسی که امروز زیر حکم اعدام هستند.
به امید روزی که هیچ انسانی به خاطر اندیشه، عقیده یا آزادی‌خواهی، در انتظار مرگ نباشد.
#نه_به_اعدام
#منوچهر_فلاح
#پیمان_فرح_آور
#کریم_خجسته

@Tavaana_TavaanaTech
10💔3🕊1
نگرانی از وضعیت جسمی سیامک امینی در زندان اوین؛ درخواست برای مرخصی استعلاجی فوری

سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله محبوس در بند هفت زندان اوین، در حالی با شرایط جسمی نامناسب در زندان نگهداری می‌شود که علاوه بر ابتلا به بیماری بهجت و دیگر بیماری‌های زمینه‌ای، اخیراً نیز از ناحیه دنده دچار آسیب شده است.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روز دوشنبه اول تیرماه، سیامک امینی به دلیل درد شدید و آسیب در ناحیه دنده، با پیگیری سایر زندانیان به بیمارستان طالقانی منتقل شد. با این حال، به او و خانواده‌اش توضیح روشنی درباره وضعیت پزشکی‌اش داده نشد و مشخص نیست که دنده‌های وی دچار شکستگی یا ترک‌خوردگی شده‌اند. پزشکان تنها اعلام کرده‌اند که این آسیب نیازمند گذشت زمان است و اقدام درمانی خاصی برای آن انجام نشده است. وی همان شب به زندان اوین بازگردانده شد.
آقای امینی مبتلا به سندروم بهجت، نوعی بیماری التهابی و خودایمنی، است و خانواده او پیش‌تر نیز به دلیل شرایط جسمی‌اش خواستار اعمال «عدم تحمل حبس» شده بودند. با این حال، پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در تیرماه ۱۴۰۴، به خانواده وی اعلام شد که پرونده پزشکی او در جریان این حمله از بین رفته است. همچنین گزارش شده که در ماه‌های گذشته، به دلیل امتناع او از پوشیدن لباس زندان، از اعزام فوری و ضروری وی برای دریافت خدمات درمانی جلوگیری شده است.
اکنون، یک سال پس از آن حمله و در شرایطی که آسیب جدید در ناحیه دنده به مشکلات جسمی پیشین او افزوده شده، نگرانی‌ها درباره سلامت و جان این زندانی سیاسی افزایش یافته است. خانواده و هم‌بندان وی با اشاره به ابتلا به پوکی استخوان، درد شدید و بیماری‌های زمینه‌ای او، خواستار اعطای فوری مرخصی استعلاجی برای پیگیری روند درمان در خارج از زندان شده‌اند.
سیامک امینی از مردادماه ۱۴۰۳ در زندان به سر می‌برد و به چهار سال حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شده است. او پیش‌تر نیز در دهه شصت به مدت پنج سال زندانی سیاسی بوده و در سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.
پس از پایان جنگ دوازده‌روزه، نهادها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی با گرایش‌های مختلف بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، به‌ویژه زندانیان سالمند، بیمار و نیازمند مراقبت‌های ویژه پزشکی شده‌اند.

#سیامک_امینی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊6
♦️مرگ یک زندانی سیاسی دیگر در اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی

جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.

وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری می‌شد.

بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.

مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح می‌کند. فعالان حقوق بشر سال‌هاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار داده‌اند.

طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست داده‌اند.

#جبار_مصطفی #زندان_اوین

@Tavaana_TavaanaTech
💔101