چهار ساعت اول گوینده تلویزیون گفت: “این صدای انقلاب ایران است.” چند ساعت بعد گفت: “این صدای انقلاب اسلامی ایران است.” همین تغییر کوتاه، نشانه مسیری بود که انقلاب در آن افتاد؛ مسیری که بسیاری از روشنفکران آن روزگار، در هموار شدنش نقش داشتند.
علیاصغر حاجسیدجوادی، نویسنده و از مخالفان حکومت پهلوی، سالها بعد در گفتوگویی این تغییر را یادآوری کرد؛ اما او نیز در روزهای نخست انقلاب از دادگاههای انقلاب و اعدامهای انقلابی دفاع کرده بود و در واکنش به انتقاد مهدی بازرگان، خواستار نابودی «میکروبها و سمومات» برای حفاظت از انقلاب شده بود. او که بعدها از منتقدان جمهوری اسلامی شد، پس از سالها زندگی در تبعید، در سال ۱۳۹۶ در فرانسه درگذشت.
تجربه انقلاب ۱۳۵۷ یادآور این واقعیت است که همراهی روشنفکران با قدرت سیاسی، حتی اگر با نیت عدالتخواهی یا مبارزه با استبداد آغاز شود، میتواند به استقرار ساختاری بینجامد که آزادی، عدالت و حتی خود همان همراهان را نیز قربانی کند.
این مطلب را بخوانید:
https://tavaana.org/iranian_intellectuals_and_return_to_islamic_culture/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
علیاصغر حاجسیدجوادی، نویسنده و از مخالفان حکومت پهلوی، سالها بعد در گفتوگویی این تغییر را یادآوری کرد؛ اما او نیز در روزهای نخست انقلاب از دادگاههای انقلاب و اعدامهای انقلابی دفاع کرده بود و در واکنش به انتقاد مهدی بازرگان، خواستار نابودی «میکروبها و سمومات» برای حفاظت از انقلاب شده بود. او که بعدها از منتقدان جمهوری اسلامی شد، پس از سالها زندگی در تبعید، در سال ۱۳۹۶ در فرانسه درگذشت.
تجربه انقلاب ۱۳۵۷ یادآور این واقعیت است که همراهی روشنفکران با قدرت سیاسی، حتی اگر با نیت عدالتخواهی یا مبارزه با استبداد آغاز شود، میتواند به استقرار ساختاری بینجامد که آزادی، عدالت و حتی خود همان همراهان را نیز قربانی کند.
این مطلب را بخوانید:
https://tavaana.org/iranian_intellectuals_and_return_to_islamic_culture/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💯12👍8🕊2❤1👌1
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی مریم شکرانی، روزنامهنگار، مادر رها بهلولیپور، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در وضعیت وخیم روحی و جسمی به سر میبرد و گزارشها حاکی از آن است که او دستکم یک بار اقدام به خودکشی کرده و نجات یافته است.
رها (زهرا) بهلولیپور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و از ایل قشقایی بود. او ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت گلوله به ریهاش جان باخت و در فیروزآباد به خاک سپرده شد.
جامعه نباید خانوادههای دادخواه را تنها بگذارد. حمایت عاطفی، همدلی و دسترسی به مشاوره تخصصی میتواند در چنین شرایطی نجاتبخش باشد.
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادههای دادخواه، خانواده زندانیان سیاسی یا آسیبدیدگان سرکوب، احساس میکنید به گفتوگو یا حمایت روانشناختی نیاز دارید، میتوانید به ادمین صفحه پیام بدهید. شماری از روانشناسان و مشاوران متخصص بهصورت داوطلبانه و با رعایت اصول محرمانگی، آماده ارائه مشاوره و همراهی هستند.
@Tavaana_TavaanaTech
رها (زهرا) بهلولیپور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و از ایل قشقایی بود. او ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت گلوله به ریهاش جان باخت و در فیروزآباد به خاک سپرده شد.
جامعه نباید خانوادههای دادخواه را تنها بگذارد. حمایت عاطفی، همدلی و دسترسی به مشاوره تخصصی میتواند در چنین شرایطی نجاتبخش باشد.
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادههای دادخواه، خانواده زندانیان سیاسی یا آسیبدیدگان سرکوب، احساس میکنید به گفتوگو یا حمایت روانشناختی نیاز دارید، میتوانید به ادمین صفحه پیام بدهید. شماری از روانشناسان و مشاوران متخصص بهصورت داوطلبانه و با رعایت اصول محرمانگی، آماده ارائه مشاوره و همراهی هستند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤27💔19🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانوادههای دادخواه را تنها نگذاریم
خانواده جاویدنام عرفان بزرگی، با حضور بر محل کشتهشدن فرزندشان در مرودشت و گلباران آن، یاد او را گرامی داشتند؛ یاد جوانی که جمهوری اسلامی زندگیاش را در اوج جوانی گرفت، اما نتوانست نام و خاطرهاش را از حافظه مردم پاک کند.
عرفان بزرگی، ورزشکار ۲۲ ساله و از قهرمانان مچاندازی استان فارس، در جریان اعتراضات ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ در مرودشت، با شلیک گلوله به سر هدف قرار گرفت. او پس از یک روز کما، در ۱۲ دیماه جان باخت و به جمع صدها جانباخته اعتراضات سراسری پیوست؛ جوانانی که تنها به دلیل مطالبه آزادی و حقوق خود، هدف گلوله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
حضور مردم در کنار خانواده عرفان و گلباران محل جانباختن او، تنها یک مراسم یادبود نیست؛ پیامی روشن است که دادخواهی با گذشت زمان خاموش نمیشود. خانوادههای دادخواه، در کنار داغ سنگین فرزند، با فشارهای امنیتی، تهدید، احضار و تنهایی نیز روبهرو هستند؛ با این حال، همچنان برای زنده نگهداشتن یاد عزیزانشان ایستادهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
خانواده جاویدنام عرفان بزرگی، با حضور بر محل کشتهشدن فرزندشان در مرودشت و گلباران آن، یاد او را گرامی داشتند؛ یاد جوانی که جمهوری اسلامی زندگیاش را در اوج جوانی گرفت، اما نتوانست نام و خاطرهاش را از حافظه مردم پاک کند.
عرفان بزرگی، ورزشکار ۲۲ ساله و از قهرمانان مچاندازی استان فارس، در جریان اعتراضات ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ در مرودشت، با شلیک گلوله به سر هدف قرار گرفت. او پس از یک روز کما، در ۱۲ دیماه جان باخت و به جمع صدها جانباخته اعتراضات سراسری پیوست؛ جوانانی که تنها به دلیل مطالبه آزادی و حقوق خود، هدف گلوله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
حضور مردم در کنار خانواده عرفان و گلباران محل جانباختن او، تنها یک مراسم یادبود نیست؛ پیامی روشن است که دادخواهی با گذشت زمان خاموش نمیشود. خانوادههای دادخواه، در کنار داغ سنگین فرزند، با فشارهای امنیتی، تهدید، احضار و تنهایی نیز روبهرو هستند؛ با این حال، همچنان برای زنده نگهداشتن یاد عزیزانشان ایستادهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊2❤1
Forwarded from گفتوشنود
سلطه تکصدایی بر سیاست
از «فیلسوف - شاه» تا لبه توتالیتاریسم
آیا حکمرانی بر اساس یک نظام معرفتی خاص، ناگزیر به استبداد ختم میشود؟
تاریخ اندیشه سیاسی بارها به این پرسش پاسخ داده است. ایده اداره جامعه بر مبنای یک حقیقت ازپیشتعیینشده، از افلاطون و نظریه «فیلسوف - شاه» آغاز شد و در دوران مدرن به الگوهای ایدئولوژیک و فقهی انجامید. اما هنگامی که «حقیقت» با «قدرت» پیوند میخورد، چه پیامدی برای آزادی انسان به همراه دارد؟
▪️۳ پرسش کلیدی در تبارشناسی حکومت یک اندیشه
معرفتشناسی یا خودکامگی؟
چرا تقلیل سیاست به اجرای یک فلسفه یا فقه خاص، جامعه را از کثرتگرایی تهی میکند؟
نیت خیر و فاجعه عمل؟
آیا استدلالهای مبتنی بر نجات اخلاقی جامعه، توجیهگر سلب عاملیت فردی و آزادیهای مدنی است؟
دولت نگهبان یا مروج؟
آیا وظیفه حکومت تنظیم روابط عادلانه شهروندی است یا مهندسی اعتقادات شهروندان؟
▪️فکتهای تاریخی و ساختاری
۱. ریشههای باستانی: افلاطون در کتاب جمهوریت مدعی شد چون فیلسوفان حقیقت مطلق را میشناسند، باید قدرت مطلق را در دست داشته باشند؛ ایدهای که در عمل به نفی دموکراسی و تسلط طبقه حاکم بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان انجامید.
۲. تجربهی فقهی-سیاسی: نظریه ولایت فقیه در جهان تشیع، صورت فقهی همان ایده باستانی است. با این تفاوت که این بار «فقیه جامعالشرایط» به جای فیلسوف، در جایگاه حاکم مطلق مینشیند. تمرکز تمامی ارکان قدرت، تقنین و اجرا در دست یک نگاه فقهی خاص، ساختاری توتالیتار پدید میآورد که در آن حوزه خصوصی و عمومی تفکیکپذیر نیست.
۳. منطق دیوانسالاری: در نظامهای توتالیتار، بوروکراسی دولتی نه ابزاری برای تسهیل زندگی روزمره و صیانت از آزادی، بلکه دستگاهی عقیدتی برای بازتولید اندیشهی مسلط و حذف دگراندیشان است.
▪️
سیاست در ذات خود حوزهای فرامعرفتی است. بقای جامعه نیازمند چارچوبی بیطرف، قانونمدار و تکثرگراست که انسانها را فارغ از باورهای فلسفی یا دینیشان به رسمیت بشناسد. سلطه یک اندیشه بر کرسی قدرت، حتی با نیت هدایت اخلاقی، در عمل به حذف آزادی و شکلگیری تمامیتخواهی منجر میشود. نظم سیاسی کارآمد، نگهبان آزادی است، نه مروج یک ایدئولوژی خاص.
#ولی_فقیه #تک_صدایی #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از «فیلسوف - شاه» تا لبه توتالیتاریسم
آیا حکمرانی بر اساس یک نظام معرفتی خاص، ناگزیر به استبداد ختم میشود؟
تاریخ اندیشه سیاسی بارها به این پرسش پاسخ داده است. ایده اداره جامعه بر مبنای یک حقیقت ازپیشتعیینشده، از افلاطون و نظریه «فیلسوف - شاه» آغاز شد و در دوران مدرن به الگوهای ایدئولوژیک و فقهی انجامید. اما هنگامی که «حقیقت» با «قدرت» پیوند میخورد، چه پیامدی برای آزادی انسان به همراه دارد؟
▪️۳ پرسش کلیدی در تبارشناسی حکومت یک اندیشه
معرفتشناسی یا خودکامگی؟
چرا تقلیل سیاست به اجرای یک فلسفه یا فقه خاص، جامعه را از کثرتگرایی تهی میکند؟
نیت خیر و فاجعه عمل؟
آیا استدلالهای مبتنی بر نجات اخلاقی جامعه، توجیهگر سلب عاملیت فردی و آزادیهای مدنی است؟
دولت نگهبان یا مروج؟
آیا وظیفه حکومت تنظیم روابط عادلانه شهروندی است یا مهندسی اعتقادات شهروندان؟
▪️فکتهای تاریخی و ساختاری
۱. ریشههای باستانی: افلاطون در کتاب جمهوریت مدعی شد چون فیلسوفان حقیقت مطلق را میشناسند، باید قدرت مطلق را در دست داشته باشند؛ ایدهای که در عمل به نفی دموکراسی و تسلط طبقه حاکم بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان انجامید.
۲. تجربهی فقهی-سیاسی: نظریه ولایت فقیه در جهان تشیع، صورت فقهی همان ایده باستانی است. با این تفاوت که این بار «فقیه جامعالشرایط» به جای فیلسوف، در جایگاه حاکم مطلق مینشیند. تمرکز تمامی ارکان قدرت، تقنین و اجرا در دست یک نگاه فقهی خاص، ساختاری توتالیتار پدید میآورد که در آن حوزه خصوصی و عمومی تفکیکپذیر نیست.
۳. منطق دیوانسالاری: در نظامهای توتالیتار، بوروکراسی دولتی نه ابزاری برای تسهیل زندگی روزمره و صیانت از آزادی، بلکه دستگاهی عقیدتی برای بازتولید اندیشهی مسلط و حذف دگراندیشان است.
▪️
سیاست در ذات خود حوزهای فرامعرفتی است. بقای جامعه نیازمند چارچوبی بیطرف، قانونمدار و تکثرگراست که انسانها را فارغ از باورهای فلسفی یا دینیشان به رسمیت بشناسد. سلطه یک اندیشه بر کرسی قدرت، حتی با نیت هدایت اخلاقی، در عمل به حذف آزادی و شکلگیری تمامیتخواهی منجر میشود. نظم سیاسی کارآمد، نگهبان آزادی است، نه مروج یک ایدئولوژی خاص.
#ولی_فقیه #تک_صدایی #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌4❤2
Forwarded from گفتوشنود
اتهام «سبالنبی» علیه حسین علیزاده آذر بهدلیل «توهین به آدم و حوا»
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊24❤7💔6
صدور و تأیید حکم اعدام مهدی ظریف؛ استناد به قانون جدید «تشدید مجازات جاسوسی» جان این زندانی سیاسی را در معرض خطر قرار داده است
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، حکم اعدام مهدی ظریف، جوان ۲۱ ساله و دندانساز اهل شاندیز مشهد، در دیوان عالی کشور نیز تأیید شده و خطر اجرای حکم او به شکل جدی وجود دارد.
مهدی ظریف روز ۲۵ بهمنماه با یورش نیروهای امنیتی به منزل خانوادگیاش در شاندیز مشهد، بازداشت شد. او پس از بازداشت، برای مدتی طولانی در سلول انفرادی نگهداری شد و بنا بر گزارشها، بر اثر فشارها و شکنجههای دوران بازجویی دچار عارضه قلبی شد و به بیمارستان منتقل گردید. وی هماکنون در بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
پرونده او در شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی یزدانخواه رسیدگی شده است. پیشتر منابع آگاه از صدور و تأیید حکم اعدام خبر داده بودند، اما اکنون اطلاعات رسیده به ما نشان میدهد که مبنای صدور این حکم، استناد دادگاه به «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت ملی» مصوب ۱۴۰۴ بوده است.
بر اساس رأی دادگاه، مهدی ظریف به اتهاماتی از جمله مشارکت در تخریب اموال عمومی، آتشزدن یک مرکز مذهبی، هدایت اعتراضات و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور متهم شده است. دادگاه همچنین با این استدلال که اعتراضات دیماه در راستای فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی بوده و به زعم دادگاه ایشان نیز وابسته به اسرائیل و آمریکا محسوب میشود، اقدامات منتسب به این متهم را مصداق «اقدام عملیاتی به نفع گروه وابسته به رژیم صهیونیستی» دانسته و بر همین اساس مجازات اعدام را صادر کرده است.
این در حالی است که اتهامات مطرحشده، در چارچوب قوانین پیشین جمهوری اسلامی، بهتنهایی از جرائم مستوجب اعدام محسوب نمیشدند و به نظر میرسد صدور حکم اعدام در این پرونده بر پایه تفسیر موسع و استناد به قانون جدید تشدید مجازات جاسوسی صورت گرفته باشد.
روند رسیدگی به این پرونده نیز با ابهامات جدی همراه بوده است. به گفته منابع مطلع، متن حکم به دلایل امنیتی در اختیار وکیل پرونده قرار نگرفته، ابلاغ رأی بدون اطلاع وکیل و صرفاً به خود متهم انجام شده و وکیل نیز از جزئیات کامل مستندات و استدلالهای دادگاه محروم مانده است.
با تأیید حکم در دیوان عالی کشور، جان مهدی ظریف بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد و نگرانیها درباره اجرای قریبالوقوع این حکم افزایش یافته است.
#مهدی_ظریف #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، حکم اعدام مهدی ظریف، جوان ۲۱ ساله و دندانساز اهل شاندیز مشهد، در دیوان عالی کشور نیز تأیید شده و خطر اجرای حکم او به شکل جدی وجود دارد.
مهدی ظریف روز ۲۵ بهمنماه با یورش نیروهای امنیتی به منزل خانوادگیاش در شاندیز مشهد، بازداشت شد. او پس از بازداشت، برای مدتی طولانی در سلول انفرادی نگهداری شد و بنا بر گزارشها، بر اثر فشارها و شکنجههای دوران بازجویی دچار عارضه قلبی شد و به بیمارستان منتقل گردید. وی هماکنون در بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
پرونده او در شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی یزدانخواه رسیدگی شده است. پیشتر منابع آگاه از صدور و تأیید حکم اعدام خبر داده بودند، اما اکنون اطلاعات رسیده به ما نشان میدهد که مبنای صدور این حکم، استناد دادگاه به «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت ملی» مصوب ۱۴۰۴ بوده است.
بر اساس رأی دادگاه، مهدی ظریف به اتهاماتی از جمله مشارکت در تخریب اموال عمومی، آتشزدن یک مرکز مذهبی، هدایت اعتراضات و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور متهم شده است. دادگاه همچنین با این استدلال که اعتراضات دیماه در راستای فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی بوده و به زعم دادگاه ایشان نیز وابسته به اسرائیل و آمریکا محسوب میشود، اقدامات منتسب به این متهم را مصداق «اقدام عملیاتی به نفع گروه وابسته به رژیم صهیونیستی» دانسته و بر همین اساس مجازات اعدام را صادر کرده است.
این در حالی است که اتهامات مطرحشده، در چارچوب قوانین پیشین جمهوری اسلامی، بهتنهایی از جرائم مستوجب اعدام محسوب نمیشدند و به نظر میرسد صدور حکم اعدام در این پرونده بر پایه تفسیر موسع و استناد به قانون جدید تشدید مجازات جاسوسی صورت گرفته باشد.
روند رسیدگی به این پرونده نیز با ابهامات جدی همراه بوده است. به گفته منابع مطلع، متن حکم به دلایل امنیتی در اختیار وکیل پرونده قرار نگرفته، ابلاغ رأی بدون اطلاع وکیل و صرفاً به خود متهم انجام شده و وکیل نیز از جزئیات کامل مستندات و استدلالهای دادگاه محروم مانده است.
با تأیید حکم در دیوان عالی کشور، جان مهدی ظریف بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد و نگرانیها درباره اجرای قریبالوقوع این حکم افزایش یافته است.
#مهدی_ظریف #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔44❤8🕊2
حکم اعدام اکبر عربزاده و برادرش مهدی عربزاده، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، تأیید شده است.
این دو برادر، اهل روستای زیار از توابع بخش براآن جنوبی استان اصفهان، روز ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه چمران اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آنها پس از بازجویی به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدند و با اتهام «محاربه» تحت محاکمه قرار گرفتند.
بر اساس گزارش ایران اینترنشنال، حکم اعدام این دو زندانی تأیید شده و آنان همچنان در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشوند.
احتمالا مقصود از «تایید»، تایید در دیوان عالی کشور بوده است.
از شعبه صادر کننده رای بدوی، دسترسی به وکیل، مراحل بازجویی و تاریخ صدور رای اطلاعاتی منتشر نشده است.
#اکبر_عرب_زاده #مهدی_عرب_زاده #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
این دو برادر، اهل روستای زیار از توابع بخش براآن جنوبی استان اصفهان، روز ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه چمران اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آنها پس از بازجویی به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدند و با اتهام «محاربه» تحت محاکمه قرار گرفتند.
بر اساس گزارش ایران اینترنشنال، حکم اعدام این دو زندانی تأیید شده و آنان همچنان در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشوند.
احتمالا مقصود از «تایید»، تایید در دیوان عالی کشور بوده است.
از شعبه صادر کننده رای بدوی، دسترسی به وکیل، مراحل بازجویی و تاریخ صدور رای اطلاعاتی منتشر نشده است.
#اکبر_عرب_زاده #مهدی_عرب_زاده #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔75🕊7❤3👍2
به گزارش منابع حقوق بشری، ابوالفضل رهبر و پسرعمویش امید رهبر، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، از سوی دادگاه انقلاب مجموعاً به ۴۶ سال حبس محکوم شدهاند.
بر اساس این گزارش، ابوالفضل رهبر، ۲۳ ساله و نقاش ساختمان، به ۲۰ سال حبس و امید رهبر، ۲۴ ساله و کارگر، به ۲۶ سال حبس محکوم شدهاند. اتهام مطرحشده علیه این دو، «عضویت در یکی از گروههای اپوزیسیون» عنوان شده و حکم صادرشده بهصورت شفاهی به آنان ابلاغ شده است.
ابوالفضل و امید رهبر در دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آنان اوایل اردیبهشتماه سال جاری از زندان فشافویه به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند و اکنون در سوئیت ۳۷ این زندان نگهداری میشوند.
صدور چنین احکام سنگینی برای دو جوان ۲۳ و ۲۴ ساله، بیش از آنکه نشانه اجرای عدالت باشد، بیانگر سیاست انتقامجویانه جمهوری اسلامی در برخورد با معترضان و مخالفان است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی سالهاست با صدور احکام سنگین، اعدام، حبسهای طولانیمدت و محرومیتهای گسترده، میکوشد جامعه را با ایجاد رعب و وحشت از مطالبه حقوق خود بازدارد.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این گزارش، ابوالفضل رهبر، ۲۳ ساله و نقاش ساختمان، به ۲۰ سال حبس و امید رهبر، ۲۴ ساله و کارگر، به ۲۶ سال حبس محکوم شدهاند. اتهام مطرحشده علیه این دو، «عضویت در یکی از گروههای اپوزیسیون» عنوان شده و حکم صادرشده بهصورت شفاهی به آنان ابلاغ شده است.
ابوالفضل و امید رهبر در دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آنان اوایل اردیبهشتماه سال جاری از زندان فشافویه به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند و اکنون در سوئیت ۳۷ این زندان نگهداری میشوند.
صدور چنین احکام سنگینی برای دو جوان ۲۳ و ۲۴ ساله، بیش از آنکه نشانه اجرای عدالت باشد، بیانگر سیاست انتقامجویانه جمهوری اسلامی در برخورد با معترضان و مخالفان است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی سالهاست با صدور احکام سنگین، اعدام، حبسهای طولانیمدت و محرومیتهای گسترده، میکوشد جامعه را با ایجاد رعب و وحشت از مطالبه حقوق خود بازدارد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤4🕊3👍1
صدور حکم اعدام برای عیسی چاری
به گزارش منابع حقوق بشری، عیسی چاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، از سوی شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدمهدی شهمیرزادی به اعدام محکوم شده است.
بر اساس این گزارش، دادگاه او را با اتهامهایی از جمله «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» و «انجام اقدامات ضدامنیتی» به اعدام محکوم کرده است؛ اتهاماتی که بدون انتشار شواهد و مستندات قابل بررسی مطرح شدهاند.
عیسی چاری ۱۶ آذرماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد و اکنون در واحد ۳ زندان قزلحصار کرج نگهداری میشود. او ۳۷ ساله، اهل آققلا، پدر دو کودک خردسال است و پیش از بازداشت، در یک مرغداری در ورامین کار میکرد. پیشتر دادستان عمومی و انقلاب قرچک نیز او را «عنصر ناامنساز وابسته به جریانات خارج از کشور» معرفی کرده بود؛ ادعایی که تاکنون هیچ سند مستقلی برای اثبات آن منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش منابع حقوق بشری، عیسی چاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، از سوی شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدمهدی شهمیرزادی به اعدام محکوم شده است.
بر اساس این گزارش، دادگاه او را با اتهامهایی از جمله «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» و «انجام اقدامات ضدامنیتی» به اعدام محکوم کرده است؛ اتهاماتی که بدون انتشار شواهد و مستندات قابل بررسی مطرح شدهاند.
عیسی چاری ۱۶ آذرماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد و اکنون در واحد ۳ زندان قزلحصار کرج نگهداری میشود. او ۳۷ ساله، اهل آققلا، پدر دو کودک خردسال است و پیش از بازداشت، در یک مرغداری در ورامین کار میکرد. پیشتر دادستان عمومی و انقلاب قرچک نیز او را «عنصر ناامنساز وابسته به جریانات خارج از کشور» معرفی کرده بود؛ ادعایی که تاکنون هیچ سند مستقلی برای اثبات آن منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊4❤2
شورای اتحادیه اروپا پنج قاضی دادگاههای انقلاب ایران را به دلیل آنچه «نقض جدی حقوق بشر» عنوان کرده، در فهرست تحریمهای خود قرار داد. همزمان، یک هکر ایرانی نیز به دلیل فعالیتهای مرتبط با حملات سایبری و سرکوب جریان آزاد اطلاعات مشمول این تحریمها شد.
بر اساس اعلام اتحادیه اروپا، مصطفی نریمانی رییس شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج، ابوالفضل عامری شهرابی قاضی شعبه ۱۱۹۱دادگاه تجدیدنظر کیفری تهران و معاون پیشین دادستان اراک، مهدی راسخی قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت، محمدرضا عموزاد رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران و قاضی مشاور شعبه ۱۵ و محمدرضا توکلی رییس شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به دلیل نقش خود در رسیدگی به پروندههای مخالفان سیاسی و اقلیتهای مذهبی، در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند. این شورا اعلام کرده است که این قضات در صدور احکام اعدام، حبسهای طولانی، شلاق، جریمه و مجازاتهای تکمیلی نقش داشتهاند.
اتحادیه اروپا همچنین نیما صالحی را به دلیل همکاری گروه «آشیانه» با پلیس فتا و سپاه پاسداران تحریم کرد. به گفته این نهاد، این گروه در حملات سایبری علیه مخالفان داخلی و برخی نهادهای خارجی مشارکت داشته و در محدود کردن جریان آزاد اطلاعات نقش ایفا کرده است.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اعلام کرد این اقدامات با هدف پاسخگو کردن افرادی انجام شده که مسئول نقض جدی حقوق بشر هستند. با این تصمیم، شمار افراد و نهادهای مشمول تحریمهای حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه ایران به ۲۶۹ فرد و ۵۳ نهاد افزایش یافته است.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اعلام اتحادیه اروپا، مصطفی نریمانی رییس شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج، ابوالفضل عامری شهرابی قاضی شعبه ۱۱۹۱دادگاه تجدیدنظر کیفری تهران و معاون پیشین دادستان اراک، مهدی راسخی قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت، محمدرضا عموزاد رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران و قاضی مشاور شعبه ۱۵ و محمدرضا توکلی رییس شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به دلیل نقش خود در رسیدگی به پروندههای مخالفان سیاسی و اقلیتهای مذهبی، در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند. این شورا اعلام کرده است که این قضات در صدور احکام اعدام، حبسهای طولانی، شلاق، جریمه و مجازاتهای تکمیلی نقش داشتهاند.
اتحادیه اروپا همچنین نیما صالحی را به دلیل همکاری گروه «آشیانه» با پلیس فتا و سپاه پاسداران تحریم کرد. به گفته این نهاد، این گروه در حملات سایبری علیه مخالفان داخلی و برخی نهادهای خارجی مشارکت داشته و در محدود کردن جریان آزاد اطلاعات نقش ایفا کرده است.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اعلام کرد این اقدامات با هدف پاسخگو کردن افرادی انجام شده که مسئول نقض جدی حقوق بشر هستند. با این تصمیم، شمار افراد و نهادهای مشمول تحریمهای حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه ایران به ۲۶۹ فرد و ۵۳ نهاد افزایش یافته است.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍14👌1
Forwarded from گفتوشنود
سایه سنگین «بهشت اجباری» بر تارک آزادی انسان
پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهرههای رسمی در نهادهای قانونگذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف میکنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش میسازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد میشود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمانهای فرامینی ایجاد میکند.
چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟
پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گامهای شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟
پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:
مشروعیتبخشی فرمایشی: حکومتهایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی میشوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.
انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق میپندارد و شهروندان را نه به عنوان انسانهای خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری میبیند که نیازمند هدایت دستوریاند.
بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانهای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.
اصالت آزادی در ترازوی اخلاق
رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژیزدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادیهای مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمییابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال میکند و هم دین را از درون تهی میسازد.
#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهرههای رسمی در نهادهای قانونگذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف میکنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش میسازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد میشود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمانهای فرامینی ایجاد میکند.
چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟
پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گامهای شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟
پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:
مشروعیتبخشی فرمایشی: حکومتهایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی میشوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.
انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق میپندارد و شهروندان را نه به عنوان انسانهای خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری میبیند که نیازمند هدایت دستوریاند.
بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانهای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.
اصالت آزادی در ترازوی اخلاق
رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژیزدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادیهای مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمییابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال میکند و هم دین را از درون تهی میسازد.
#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤1👌1
هشدار هیات حقیقتیاب سازمان ملل درباره خطر اعدام قریبالوقوع ۱۰ معترض در اصفهان؛ روند صعودی اجرای احکام مرگ در ایران
هیات مستقل بینالمللی حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران با انتشار بیانیهای، نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع احکام اعدام ۱۰ تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان به شدت ابراز نگرانی کرد و از مقامهای جمهوری اسلامی خواست فوراً اجرای این احکام را متوقف سازند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، خانوادههای دستکم دو نفر از این محکومان برای «آخرین ملاقات» فراخوانده شدهاند؛ اقدامی که بهطور معمول نشاندهنده نزدیک بودن زمان اجرای احکام اعدام است.
این ۱۰ زندانی که همگی از متهمان پرونده اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهید علیخانی اصفهان هستند، عبارتاند از:
شروین باقریان
ابوالفضل ابراهیمی
امیرحسین ملکی
علی دشتی
امیرحسین ابراهیمی انالوجه
قائم حسینی
علیرضا رئیسی
ابوالفضل سپاهی
علیرضا سپاهی
امیرحسین صفری
▪️بحران افزایش صدور و اجرای احکام اعدام در ایران
هشدار تازه هیات حقیقتیاب در حالی مطرح میشود که آمارها حاکی از موج جدید و نگرانکننده افزایش صدور و اجرای احکام اعدام در سراسر ایران است. نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به استفاده از مجازات مرگ بهعنوان ابزاری برای سرکوب اعتراضی، ایجاد فضای ارعاب عمومی و نقض سیستماتیک حقوق متهمان هشدار دادهاند.
هیأت حقیقتیاب سازمان ملل با اشاره به مواردی چون نبود دادرسی عادلانه، محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل، اخذ اعترافات زیر فشار و شتاب غیرمعمول در روند قضایی، خواستار تعلیق فوری تمامی احکام اعدام در ایران و گام برداشتن در جهت لغو کامل مجازات مرگ شد.
#نه_به_اعدام #نه
@Tavaana_TavaanaTech
هیات مستقل بینالمللی حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران با انتشار بیانیهای، نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع احکام اعدام ۱۰ تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان به شدت ابراز نگرانی کرد و از مقامهای جمهوری اسلامی خواست فوراً اجرای این احکام را متوقف سازند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، خانوادههای دستکم دو نفر از این محکومان برای «آخرین ملاقات» فراخوانده شدهاند؛ اقدامی که بهطور معمول نشاندهنده نزدیک بودن زمان اجرای احکام اعدام است.
این ۱۰ زندانی که همگی از متهمان پرونده اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهید علیخانی اصفهان هستند، عبارتاند از:
شروین باقریان
ابوالفضل ابراهیمی
امیرحسین ملکی
علی دشتی
امیرحسین ابراهیمی انالوجه
قائم حسینی
علیرضا رئیسی
ابوالفضل سپاهی
علیرضا سپاهی
امیرحسین صفری
▪️بحران افزایش صدور و اجرای احکام اعدام در ایران
هشدار تازه هیات حقیقتیاب در حالی مطرح میشود که آمارها حاکی از موج جدید و نگرانکننده افزایش صدور و اجرای احکام اعدام در سراسر ایران است. نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به استفاده از مجازات مرگ بهعنوان ابزاری برای سرکوب اعتراضی، ایجاد فضای ارعاب عمومی و نقض سیستماتیک حقوق متهمان هشدار دادهاند.
هیأت حقیقتیاب سازمان ملل با اشاره به مواردی چون نبود دادرسی عادلانه، محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل، اخذ اعترافات زیر فشار و شتاب غیرمعمول در روند قضایی، خواستار تعلیق فوری تمامی احکام اعدام در ایران و گام برداشتن در جهت لغو کامل مجازات مرگ شد.
#نه_به_اعدام #نه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔7
Forwarded from گفتوشنود
تقاطع یا تعارض؟
آیا حکومت دینی و دموکراسی قابل جمعاند؟
تلاش برای آشتی دادن «حکومت دینی» با «دموکراسی» یکی از پرچالشترین مباحث اندیشه سیاسی معاصر است. در نگاه نخست، این دو مفهوم بر دو مبنای کاملا متفاوت و حتی متضاد بنا شدهاند که بهسختی میتوان آنها را در کنار هم نشاند.
▪️شهروند برابر در برابر مومن پیرو
بنیاد دموکراسی مدرن بر مفهوم «قرارداد اجتماعی» میان انسانهایی آزاد و برابر استوار است. در این ساختار، دولتـملت با هدف تامین منافع همگانی، امنیت و رفاه زمینی شکل میگیرد و مشروعیت خود را از آرای «شهروندان» میگیرد؛ شهروندانی که صرفنظر از عقاید شخصی، در حقوق و تکالیف سیاسی کاملا برابرند.
در نقطه مقابل، مبنای حکومت دینی بر محور «مومن» و اراده الهی میچرخد. در این سیستم، جامعه بر اساس احکام قدسی مدیریت میشود و میان مومن و غیرمومن، یا حتی میان قرائتهای مختلف از دین، تفاوتهای حقوقی و ساختاری وجود دارد. هدف نهایی در چنین نظامی، رستگاری اخلاقی و معنوی انسانها برای سرای آخرت است، نه صرفاً رضایت اینجهانی شهروندان.
▪️چالش مشروعیت و قانونگذاری
این اختلاف بنیادین، شکافی عمیق در ساختار قانونگذاری ایجاد میکند:
در دموکراسی: منبع مشروعیت قدرت و قانون، اراده جمعی مردم است و قوانین قابل بازنگری و تغییرند.
در حکومت دینی: منبع مشروعیت، شریعت و متون مقدس است که چون از بالا دیکته میشوند، تغییرناپذیر یا محدود به تفسیر نهادهای خاص دینیاند.
وقتی قدرت سیاسی در انحصار متولیان دین قرار گیرد و نظام حقوقی بر پایه تفاسیر خاصی از مذهب بنا شود، بهطور طبیعی جایگاه «شهروند» به حاشیه میرود و حقوق برابر افراد مخدوش میشود.
آیا میتوان پذیرفت نظامی که مشروعیت خود را از آسمان میگیرد، به حاکمیت مطلق زمینی ملت تن دهد؟
یا اینکه اصرار بر تلفیق این دو، ناگزیر به زوال یکی به نفع دیگری (معمولا تضعیف دموکراسی) می انجامد؟
مرز میان آزادیهای مدرن و اقتدارگرایی دینی کجاست؟
#حکومت_ایدئولوژیک #نقد_دین #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا حکومت دینی و دموکراسی قابل جمعاند؟
تلاش برای آشتی دادن «حکومت دینی» با «دموکراسی» یکی از پرچالشترین مباحث اندیشه سیاسی معاصر است. در نگاه نخست، این دو مفهوم بر دو مبنای کاملا متفاوت و حتی متضاد بنا شدهاند که بهسختی میتوان آنها را در کنار هم نشاند.
▪️شهروند برابر در برابر مومن پیرو
بنیاد دموکراسی مدرن بر مفهوم «قرارداد اجتماعی» میان انسانهایی آزاد و برابر استوار است. در این ساختار، دولتـملت با هدف تامین منافع همگانی، امنیت و رفاه زمینی شکل میگیرد و مشروعیت خود را از آرای «شهروندان» میگیرد؛ شهروندانی که صرفنظر از عقاید شخصی، در حقوق و تکالیف سیاسی کاملا برابرند.
در نقطه مقابل، مبنای حکومت دینی بر محور «مومن» و اراده الهی میچرخد. در این سیستم، جامعه بر اساس احکام قدسی مدیریت میشود و میان مومن و غیرمومن، یا حتی میان قرائتهای مختلف از دین، تفاوتهای حقوقی و ساختاری وجود دارد. هدف نهایی در چنین نظامی، رستگاری اخلاقی و معنوی انسانها برای سرای آخرت است، نه صرفاً رضایت اینجهانی شهروندان.
▪️چالش مشروعیت و قانونگذاری
این اختلاف بنیادین، شکافی عمیق در ساختار قانونگذاری ایجاد میکند:
در دموکراسی: منبع مشروعیت قدرت و قانون، اراده جمعی مردم است و قوانین قابل بازنگری و تغییرند.
در حکومت دینی: منبع مشروعیت، شریعت و متون مقدس است که چون از بالا دیکته میشوند، تغییرناپذیر یا محدود به تفسیر نهادهای خاص دینیاند.
وقتی قدرت سیاسی در انحصار متولیان دین قرار گیرد و نظام حقوقی بر پایه تفاسیر خاصی از مذهب بنا شود، بهطور طبیعی جایگاه «شهروند» به حاشیه میرود و حقوق برابر افراد مخدوش میشود.
آیا میتوان پذیرفت نظامی که مشروعیت خود را از آسمان میگیرد، به حاکمیت مطلق زمینی ملت تن دهد؟
یا اینکه اصرار بر تلفیق این دو، ناگزیر به زوال یکی به نفع دیگری (معمولا تضعیف دموکراسی) می انجامد؟
مرز میان آزادیهای مدرن و اقتدارگرایی دینی کجاست؟
#حکومت_ایدئولوژیک #نقد_دین #دموکراسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌1
بازداشت خشونتآمیز سعید لشنی در دورود؛ انتقال به اورژانس پس از ضربوشتم
امروز صبح، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، مأموران اداره اطلاعات شهرستان دورود در استان لرستان با یورش به منزل پدری سعید لشنی، این فعال مدنی را پس از ضربوشتم او و شماری از اعضای خانواده، بدون ارائه حکم قضایی یا توضیحی درباره علت بازداشت، بازداشت کردند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شدت ضربوشتم سعید لشنی به حدی بوده که مأموران پس از انتقال وی به بازداشتگاه، ناچار به تماس با اورژانس شدهاند.
گفتنی است نصرالله لشنی، برادر سعید لشنی، نیز پیشتر بیش از شش سال را در زندانهای مختلف سپری کرده است.
#سعید_لشنی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
امروز صبح، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، مأموران اداره اطلاعات شهرستان دورود در استان لرستان با یورش به منزل پدری سعید لشنی، این فعال مدنی را پس از ضربوشتم او و شماری از اعضای خانواده، بدون ارائه حکم قضایی یا توضیحی درباره علت بازداشت، بازداشت کردند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شدت ضربوشتم سعید لشنی به حدی بوده که مأموران پس از انتقال وی به بازداشتگاه، ناچار به تماس با اورژانس شدهاند.
گفتنی است نصرالله لشنی، برادر سعید لشنی، نیز پیشتر بیش از شش سال را در زندانهای مختلف سپری کرده است.
#سعید_لشنی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤8
Forwarded from گفتوشنود
لئوناردو برونی
پیشگام اومانیسم مدنی و احیای تاریخنگاری رنسانس
لئوناردو برونی (۱۳۷۰–۱۴۴۴)، مورخ و سیاستمدار ایتالیایی، از پیشگامان برجسته انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با احیا و ترجمه متون کلاسیک یونانی و روم باستان، نقش کلیدی در احیای فرهنگ انسانی و گسترش افقهای فکری دوره خود ایفا کرد.
برونی با تمرکز بر تاریخنگاری نوین، رویکردی عقلانی و مبتنی بر مستندات را جایگزین روایات سنتی و افسانهای ساخت. او معتقد بود تاریخ نه ابزار توجیه قدرت، بلکه آینهای برای درک رفتار انسان و تجربه زیسته جوامع است.
یکی از محوریترین اندیشههای او، ترویج «اُمانیزم مدنی» بود. برونی استدلال میکرد که شهروندان در یک جامعه آزاد باید در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و فضیلت اخلاقی در گروی خدمت به جامعه و دفاع از آزادی است.
او اهمیت ویژهای برای آموزش زبان و ادبیات قائل بود. برونی بر این باور بود که پرورش ذهن از طریق مطالعه دقیق متون کلاسیک، انسان را برای استدلال منطقی، گفتوگوی سازنده و پذیرش مسئولیتهای شهروندی آماده میسازد.
در آثار سیاسی او، دفاع از جمهوریخواهی و آزادیهای مدنی برجسته است. او نشان داد که حکومتهای عادلانه بر پایه مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و احترام به کرامت و حقوق افراد شکل میگیرند و نه بر اساس استبداد و سلطه فردی.
اندیشه برونی پیوندی میان دانش نظری و عمل اجتماعی برقرار میکند. او به ما میآموزد که انسانگرایی تنها یک تمرین ذهنی نیست، بلکه تعهدی عملی برای ساختن جامعهای آگاه، آزاد و مسئولیتپذیر است؛ رویکردی که بنیادهای فکری جهان مدرن را شکل داد.
#انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیشگام اومانیسم مدنی و احیای تاریخنگاری رنسانس
لئوناردو برونی (۱۳۷۰–۱۴۴۴)، مورخ و سیاستمدار ایتالیایی، از پیشگامان برجسته انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با احیا و ترجمه متون کلاسیک یونانی و روم باستان، نقش کلیدی در احیای فرهنگ انسانی و گسترش افقهای فکری دوره خود ایفا کرد.
برونی با تمرکز بر تاریخنگاری نوین، رویکردی عقلانی و مبتنی بر مستندات را جایگزین روایات سنتی و افسانهای ساخت. او معتقد بود تاریخ نه ابزار توجیه قدرت، بلکه آینهای برای درک رفتار انسان و تجربه زیسته جوامع است.
یکی از محوریترین اندیشههای او، ترویج «اُمانیزم مدنی» بود. برونی استدلال میکرد که شهروندان در یک جامعه آزاد باید در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و فضیلت اخلاقی در گروی خدمت به جامعه و دفاع از آزادی است.
او اهمیت ویژهای برای آموزش زبان و ادبیات قائل بود. برونی بر این باور بود که پرورش ذهن از طریق مطالعه دقیق متون کلاسیک، انسان را برای استدلال منطقی، گفتوگوی سازنده و پذیرش مسئولیتهای شهروندی آماده میسازد.
در آثار سیاسی او، دفاع از جمهوریخواهی و آزادیهای مدنی برجسته است. او نشان داد که حکومتهای عادلانه بر پایه مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و احترام به کرامت و حقوق افراد شکل میگیرند و نه بر اساس استبداد و سلطه فردی.
اندیشه برونی پیوندی میان دانش نظری و عمل اجتماعی برقرار میکند. او به ما میآموزد که انسانگرایی تنها یک تمرین ذهنی نیست، بلکه تعهدی عملی برای ساختن جامعهای آگاه، آزاد و مسئولیتپذیر است؛ رویکردی که بنیادهای فکری جهان مدرن را شکل داد.
#انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👌4