مهدی محمودیان:
سخنگفتن از خون مردم خیانت نیست
مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره «خائن» و «وطنفروش» خواندن کسانی که آمار بالاتری از قربانیان ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح کردهاند، تأکید کرد که اختلاف بر سر تعداد کشتهشدگان، اصل کشتار و مسئولیت عاملان آن را از میان نمیبرد و خواستار پاسخگویی درباره آمران و عاملان این رخداد شد.
متن این یادداشت که در کانال تلگرام آقای محمودیان منتشر شده است، به شرح زیر است:
✍مهدی محمودیان: رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
ـ لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در جنایتی بیسابقه هزاران نفر از مردم معترض را در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به قتل رساند. پس از آن جنایت با تحریف واقعیت در سایه قطع اینترنت تلاش کرد که روایت خود را به جامعه تحمیل کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #مهدی_محمودیان
@Tavaana_TavaanaTech
سخنگفتن از خون مردم خیانت نیست
مهدی محمودیان، فعال سیاسی، در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان درباره «خائن» و «وطنفروش» خواندن کسانی که آمار بالاتری از قربانیان ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح کردهاند، تأکید کرد که اختلاف بر سر تعداد کشتهشدگان، اصل کشتار و مسئولیت عاملان آن را از میان نمیبرد و خواستار پاسخگویی درباره آمران و عاملان این رخداد شد.
متن این یادداشت که در کانال تلگرام آقای محمودیان منتشر شده است، به شرح زیر است:
✍مهدی محمودیان: رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
ـ لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در جنایتی بیسابقه هزاران نفر از مردم معترض را در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به قتل رساند. پس از آن جنایت با تحریف واقعیت در سایه قطع اینترنت تلاش کرد که روایت خود را به جامعه تحمیل کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #مهدی_محمودیان
@Tavaana_TavaanaTech
👍38❤8👌1🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
معین محمدیدهج، شهروند بهائی ساکن یزد، به تحمل ۱۶ سال و ۷ ماه و ۱۸ روز حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7💔6❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همزمان با تولد جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی، جمعی از مردم، همراه با خانواده جاویدنامان احسان ابوالحسنبیگی، شمشاد اخلاصی، محمدمهدی روستا، سعید دهقانی، حجت مرادی و ابراهیم قاسمخانی که همگی درشب ۱۸ دی در فلکه قهرمانان میانرود شیرازکشته شدند، گرد هم آمدند و یاد و خاطره جاویدنامان وطن را گرامی داشته و مکان کشتهشدن آنها را گلباران کردند.
پاسداشت یاد این عزیزان و ثبت روایت جنایتی که در حق آنها شده، از قدمهای مقابله با تحریف واقعیت و دادخواهی است.
جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرده تا روایت مطلوب خود را جایگزین واقعیت کند، اما شاهدان بسیارند و امروز یگر نمیتوان همچون دهه ۶۰ جنایت را لاپوشانی کرد.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
#شیراز #احسان_ابوالحسن_بیگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
پاسداشت یاد این عزیزان و ثبت روایت جنایتی که در حق آنها شده، از قدمهای مقابله با تحریف واقعیت و دادخواهی است.
جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرده تا روایت مطلوب خود را جایگزین واقعیت کند، اما شاهدان بسیارند و امروز یگر نمیتوان همچون دهه ۶۰ جنایت را لاپوشانی کرد.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
#شیراز #احسان_ابوالحسن_بیگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔9❤1
«چگونه به "درماندگی" تن ندهیم؟؛
راهکارهایی برای حفظِ عاملیت در عصرِ ناامیدی»
پیام همراهان
در برابر درماندگی آموختهشده چه کنیم؟
این روزها مداوم با اخبار اعدام، زندان سلول انفرادی و.... مواجه هستیم. نتیجه این خشونتهای بیرویه ممکن است این باشد که تلاشهای ما برای رسیدن به یک جامعه آزاد بیفایده است.
درماندگی آموختهشده وقتی رخ میدهد که فرد حس کند «هیچ کنشی» (هر چقدر هم کوچک) بر «نتیجه» تأثیری ندارد. برای مقابله با آن، باید این پیوندِ شکسته شده بین «کنش» و «نتیجه» را در مقیاسهای خرد بازسازی کنیم:
۱. استراتژیِ پیروزیهای کوچک (Micro-Agency):
درماندگی زمانی حاکم میشود که ما فقط به «تغییرات کلان» نگاه میکنیم (مثلاً سقوطِ ساختار). وقتی آن اتفاق نمیافتد، حسِ بیقدرتی میکنیم. عاملیت را در امور روزمره تمرین کنید: انجام یک کارِ اصلاحی در محیطِ کار، یادگیریِ یک مهارتِ نو، یا حتی سازماندهیِ یک گروه کوچک برایِ حلِ یک مشکلِ محلی. اینها «شواهدی» به مغز شما مخابره میکنند که: «من هنوز توانِ تأثیرگذاری دارم.»
۲. نقدِ «منطقِ صفر و یک»:
درماندگی میگوید: «یا همهچیز را تغییر میدهم، یا هیچچیز تغییر نکرده است.» این منطق را به چالش بکشید. در برابرِ این فکر که «چون نمیتوانم کل ساختار را عوض کنم، پس هیچکاری نمیکنم»، این واقعیت را جایگزین کنید که: «هر گامِ کوچک، بخشی از یک حرکتِ بزرگ است.»
۳. پیوند با «دیگری» (خروج از انزوا):
درماندگی در «تنهایی» رشد میکند. وقتی رنجهایمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم، میبینیم که رنجِ ما «فردی» نیست، بلکه «ساختاری» است. این درکِ جمعی، قدرتِ سیستم برای «بیارزش کردنِ کنشِ ما» را کاهش میدهد. گفتگو، خود یک کنشِ رهاییبخش است.
۴. مدیریتِ روایتِ ذهنی:
وقتی شکست میخورید، آن را به «نقصِ ذاتیِ خود» نسبت ندهید (مثلاً: «من آدمِ بیعرضهای هستم»). آن را به «موانعِ بیرونی» نسبت دهید (مثلاً: «ساختارِ سرکوبگر بسیار قوی بود، اما من تلاشم را کردم»). این کار باعث میشود عزتنفسِ شما در برابرِ شکستهایِ ساختاری محافظت شود.
۵. تمرکز بر «ارزشها» به جای «نتایج»:
این مهمترین بخش است. در درماندگی آموختهشده، ما روی نتیجه (پیروزیِ سیاسی) متمرکزیم. اگر نتیجه حاصل نشود، تسلیم میشویم. اما اگر روی «ارزشها» (عدالتخواهی، حقیقتگویی، شرافت) متمرکز باشیم، حتی در شرایطِ شکست، باز هم به ارزشِ خود پایبندیم.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
«چگونه به "درماندگی" تن ندهیم؟؛
راهکارهایی برای حفظِ عاملیت در عصرِ ناامیدی»
پیام همراهان
در برابر درماندگی آموختهشده چه کنیم؟
این روزها مداوم با اخبار اعدام، زندان سلول انفرادی و.... مواجه هستیم. نتیجه این خشونتهای بیرویه ممکن است این باشد که تلاشهای ما برای رسیدن به یک جامعه آزاد بیفایده است.
درماندگی آموختهشده وقتی رخ میدهد که فرد حس کند «هیچ کنشی» (هر چقدر هم کوچک) بر «نتیجه» تأثیری ندارد. برای مقابله با آن، باید این پیوندِ شکسته شده بین «کنش» و «نتیجه» را در مقیاسهای خرد بازسازی کنیم:
۱. استراتژیِ پیروزیهای کوچک (Micro-Agency):
درماندگی زمانی حاکم میشود که ما فقط به «تغییرات کلان» نگاه میکنیم (مثلاً سقوطِ ساختار). وقتی آن اتفاق نمیافتد، حسِ بیقدرتی میکنیم. عاملیت را در امور روزمره تمرین کنید: انجام یک کارِ اصلاحی در محیطِ کار، یادگیریِ یک مهارتِ نو، یا حتی سازماندهیِ یک گروه کوچک برایِ حلِ یک مشکلِ محلی. اینها «شواهدی» به مغز شما مخابره میکنند که: «من هنوز توانِ تأثیرگذاری دارم.»
۲. نقدِ «منطقِ صفر و یک»:
درماندگی میگوید: «یا همهچیز را تغییر میدهم، یا هیچچیز تغییر نکرده است.» این منطق را به چالش بکشید. در برابرِ این فکر که «چون نمیتوانم کل ساختار را عوض کنم، پس هیچکاری نمیکنم»، این واقعیت را جایگزین کنید که: «هر گامِ کوچک، بخشی از یک حرکتِ بزرگ است.»
۳. پیوند با «دیگری» (خروج از انزوا):
درماندگی در «تنهایی» رشد میکند. وقتی رنجهایمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم، میبینیم که رنجِ ما «فردی» نیست، بلکه «ساختاری» است. این درکِ جمعی، قدرتِ سیستم برای «بیارزش کردنِ کنشِ ما» را کاهش میدهد. گفتگو، خود یک کنشِ رهاییبخش است.
۴. مدیریتِ روایتِ ذهنی:
وقتی شکست میخورید، آن را به «نقصِ ذاتیِ خود» نسبت ندهید (مثلاً: «من آدمِ بیعرضهای هستم»). آن را به «موانعِ بیرونی» نسبت دهید (مثلاً: «ساختارِ سرکوبگر بسیار قوی بود، اما من تلاشم را کردم»). این کار باعث میشود عزتنفسِ شما در برابرِ شکستهایِ ساختاری محافظت شود.
۵. تمرکز بر «ارزشها» به جای «نتایج»:
این مهمترین بخش است. در درماندگی آموختهشده، ما روی نتیجه (پیروزیِ سیاسی) متمرکزیم. اگر نتیجه حاصل نشود، تسلیم میشویم. اما اگر روی «ارزشها» (عدالتخواهی، حقیقتگویی، شرافت) متمرکز باشیم، حتی در شرایطِ شکست، باز هم به ارزشِ خود پایبندیم.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
👍14👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
تزوتان تودوروف
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام نازلی جانپرور؛
از شلیک ساچمه در قیطریه تا ربودهشدن از مرکز درمانی
جاویدنام نازلی جانپرور، اهل بجنورد، روز ۱۸ دیماه در قیطریه تهران هدف شلیک ساچمه نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و در وضعیت وخیمی به کلینیک قیطریه منتقل شد. با این حال، مأموران جمهوری اسلامی او را هنگام درمان از داخل این مرکز ربودند.
🔸ساعت ۹:۴۵ شب ۱۸ دیماه، آخرین سلفی نازلی جانپرور در تلفن همراهش ثبت شد. دقایقی بعد به او شلیک شد و جانش را از دست داد. آن تصویر، آخرین یادگار اوست.
🔸او پیشتر، در سال ۱۴۰۱، در پیامی به آموزشکده توانا از آرزوی ایرانی گفته بود:
#نازلی_جان_پرور
💸 tavaanatech
از شلیک ساچمه در قیطریه تا ربودهشدن از مرکز درمانی
جاویدنام نازلی جانپرور، اهل بجنورد، روز ۱۸ دیماه در قیطریه تهران هدف شلیک ساچمه نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و در وضعیت وخیمی به کلینیک قیطریه منتقل شد. با این حال، مأموران جمهوری اسلامی او را هنگام درمان از داخل این مرکز ربودند.
🔸ساعت ۹:۴۵ شب ۱۸ دیماه، آخرین سلفی نازلی جانپرور در تلفن همراهش ثبت شد. دقایقی بعد به او شلیک شد و جانش را از دست داد. آن تصویر، آخرین یادگار اوست.
🔸او پیشتر، در سال ۱۴۰۱، در پیامی به آموزشکده توانا از آرزوی ایرانی گفته بود:
«حرف بچههای ایران(بچههای کف خیابون)
جنگ_جنگ_تا_آزادی
آزادی یعنی کرد و لر و ترک وفارس، با حجاب و بی حجاب
بی دین و با دین با هر تفکری در کنار هم بدون وجود یک حکومت اسلامی آزادانه زندگی کنیم همیییین
فعلا هدف فقط سرنگونیه بعد سر تعیین حاکمیت در آینده به تفاهم میرسیم
انقدر تو این وضعیت سلیقههاتون رو به رخ هم نکشید، ما یکپارچگی و اتحاد لازم داریم، فعلا فقط براندازی این نظام»
#نازلی_جان_پرور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔39❤1
در جستجویِ عاملیت در میانهیِ رنج و حقیقت
پیام همراهان
این روزها که ساختار قدرت با تمام توان از ابزارهای «روانشناسیِ تسکینبخش» - یا آنچه که مثبت اندیشی سمی نامیده میشود- برای مدیریت خشم عمومی استفاده میکند، بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ تأمل در «عاملیتِ انسانی» هستیم. وقتی رسانههای رسمی، رنجهای عظیم و غیرقابلانکارِ پس از حوادث دیماه را زیر لایههایی از «پذیرشِ منفعلانه» و «رواقیگریِ حکومتی» پنهان میکنند و همزمان با دامن زدن به شعارهای انتقامجویی، سعی در مصادرهی احساساتِ جمعی دارند، ما در وضعیتی دشوار قرار میگیریم: وضعیتی که در آن «آرامش» به مثابه «تسلیم» و «خشم» به مثابه «انتقام» بازنمایی میشود.
اما عاملیتِ ما در چنین شرایطی، لزوماً به معنایِ پرتاب شدن به میدانِ نبردهایِ کور نیست. عاملیت، پیش از هر چیز، در «تلاش برایِ دیدنِ حقیقت» متبلور میشود. شاید بسیاری از ما، از سرِ استیصال، ترس یا برای حفظِ سلامتِ روانِ عزیزانمان، به پناهگاهِ «پذیرشِ شرایط» پناه برده باشیم؛ این نه مایهی شرمساری است و نه لزوماً به معنایِ دست شستن از آرمانها. آنچه اهمیت دارد این است که «پناهگاه» را با «واقعیت» اشتباه نگیریم.
برای حفظِ این عاملیت در فضایِ خاکستریِ امروز:
۱. همدلی با خویشتن و دیگری: به جایِ سرزنشِ خود یا کسانی که از فرطِ فشار، به روانشناسیِ تسکینبخش پناه بردهاند، تلاش کنیم فضایِ میانِ «بقایِ روزمره» و «آرمانخواهی» را به رسمیت بشناسیم. درکِ رنجِ دیگران، آغازِ مقاومت در برابرِ پروپاگاندایی است که میخواهد ما را در تنهایی و بیتفاوتی محصور کند.
۲. تمایز میان «پذیرشِ واقعیت» و «توجیهِ ظلم»: میتوان واقعیتهایِ تلخِ معیشتی و امنیتی را برایِ بقا پذیرفت، اما هیچگاه آنها را به «عدالت» تعبیر نکرد. مراقب باشیم که در دامِ توجیهِ ساختارها نیفتیم؛ حتی وقتی که برای حفظِ جانمان، سکوت را انتخاب کردهایم.
۳. پاسداری از حافظه: در جهانی که روایتهایِ رسمی سعی در پاک کردنِ ردِ خونها و رنجها دارند، «به یاد آوردن» یک کنشِ سیاسیِ رادیکال است. کافی است روایتِ خود و اطرافیانمان را از آن روزها زنده نگه داریم.
آزادی، نه در پایانِ رنج، بلکه در انتخابِ صادقانهیِ مسیرِ ما در میانِ این رنجها آغاز میشود. عاملیت، تنها در «کنشگریِ رادیکال» خلاصه نمیشود؛ گاهی «حفظِ نگاهِ انتقادی» در میانهیِ بمبارانِ پروپاگاندا، خود بزرگترین کنشِ رهاییبخش است.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
در جستجویِ عاملیت در میانهیِ رنج و حقیقت
پیام همراهان
این روزها که ساختار قدرت با تمام توان از ابزارهای «روانشناسیِ تسکینبخش» - یا آنچه که مثبت اندیشی سمی نامیده میشود- برای مدیریت خشم عمومی استفاده میکند، بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ تأمل در «عاملیتِ انسانی» هستیم. وقتی رسانههای رسمی، رنجهای عظیم و غیرقابلانکارِ پس از حوادث دیماه را زیر لایههایی از «پذیرشِ منفعلانه» و «رواقیگریِ حکومتی» پنهان میکنند و همزمان با دامن زدن به شعارهای انتقامجویی، سعی در مصادرهی احساساتِ جمعی دارند، ما در وضعیتی دشوار قرار میگیریم: وضعیتی که در آن «آرامش» به مثابه «تسلیم» و «خشم» به مثابه «انتقام» بازنمایی میشود.
اما عاملیتِ ما در چنین شرایطی، لزوماً به معنایِ پرتاب شدن به میدانِ نبردهایِ کور نیست. عاملیت، پیش از هر چیز، در «تلاش برایِ دیدنِ حقیقت» متبلور میشود. شاید بسیاری از ما، از سرِ استیصال، ترس یا برای حفظِ سلامتِ روانِ عزیزانمان، به پناهگاهِ «پذیرشِ شرایط» پناه برده باشیم؛ این نه مایهی شرمساری است و نه لزوماً به معنایِ دست شستن از آرمانها. آنچه اهمیت دارد این است که «پناهگاه» را با «واقعیت» اشتباه نگیریم.
برای حفظِ این عاملیت در فضایِ خاکستریِ امروز:
۱. همدلی با خویشتن و دیگری: به جایِ سرزنشِ خود یا کسانی که از فرطِ فشار، به روانشناسیِ تسکینبخش پناه بردهاند، تلاش کنیم فضایِ میانِ «بقایِ روزمره» و «آرمانخواهی» را به رسمیت بشناسیم. درکِ رنجِ دیگران، آغازِ مقاومت در برابرِ پروپاگاندایی است که میخواهد ما را در تنهایی و بیتفاوتی محصور کند.
۲. تمایز میان «پذیرشِ واقعیت» و «توجیهِ ظلم»: میتوان واقعیتهایِ تلخِ معیشتی و امنیتی را برایِ بقا پذیرفت، اما هیچگاه آنها را به «عدالت» تعبیر نکرد. مراقب باشیم که در دامِ توجیهِ ساختارها نیفتیم؛ حتی وقتی که برای حفظِ جانمان، سکوت را انتخاب کردهایم.
۳. پاسداری از حافظه: در جهانی که روایتهایِ رسمی سعی در پاک کردنِ ردِ خونها و رنجها دارند، «به یاد آوردن» یک کنشِ سیاسیِ رادیکال است. کافی است روایتِ خود و اطرافیانمان را از آن روزها زنده نگه داریم.
آزادی، نه در پایانِ رنج، بلکه در انتخابِ صادقانهیِ مسیرِ ما در میانِ این رنجها آغاز میشود. عاملیت، تنها در «کنشگریِ رادیکال» خلاصه نمیشود؛ گاهی «حفظِ نگاهِ انتقادی» در میانهیِ بمبارانِ پروپاگاندا، خود بزرگترین کنشِ رهاییبخش است.
#عاملیت
@Tavaana_TavaanaTech
👍8❤3👌1💯1