آیا بلدیم در دموکراسی ببازیم؟
دموکراسی فقط هنر پیروز شدن نیست؛ هنر باختن هم هست.
برای فهم این موضوع لازم نیست به انتخابات حکومتی فکر کنیم. دموکراسی را میتوان از همین امروز و در نهادهای مستقل جامعه تمرین کرد.
فرض کنید در یک انجمن صنفی معلمان قرار است هیئتمدیره انتخاب شود. چند نامزد وجود دارند، اعضا آزادانه بحث میکنند و رأی میدهند و در نهایت نامزد مورد حمایت ما شکست میخورد.
یا در یک تشکل کارگری، اعضا درباره ادامه اعتصاب، شیوه مذاکره یا انتخاب نمایندگان خود اختلاف دارند. بحث میکنند، رأی میدهند و تصمیم اکثریت برخلاف نظر ماست.
چه میکنیم؟
آیا نتیجه را میپذیریم و همچنان در تشکل باقی میمانیم؟ یا کسانی را که متفاوت رأی دادهاند متهم میکنیم، انشعاب میکنیم یا فقط نتیجهای را مشروع میدانیم که مطابق خواست ما باشد؟
اینجاست که یکی از دشوارترین مهارتهای دموکراسی آشکار میشود: پذیرش شکست بدون کنار گذاشتن حق مخالفت.
پذیرفتن نتیجه به معنای دست کشیدن از عقیده نیست. عضو مخالف همچنان میتواند نقد کند، دیگران را متقاعد کند و برای تغییر تصمیم در چارچوب قواعد تشکل تلاش کند. اما اگر قواعد مشترک را فقط زمانی بپذیریم که نتیجه به سود ماست، هنوز منطق دموکراتیک را نپذیرفتهایم.
این تجربههای کوچک برای آینده یک جامعه اهمیت بزرگی دارند.
دموکراسی ناگهان با تغییر یک حکومت متولد نمیشود. جامعهای که قرار است فردا انتخابات آزاد، احزاب مستقل و گردش مسالمتآمیز قدرت داشته باشد، به شهروندانی نیاز دارد که از امروز همکاری با مخالف، پذیرش شکست و احترام به قواعد مشترک را تجربه کرده باشند.
در یک دموکراسی نیز ممکن است حزب یا نامزد مورد علاقه ما شکست بخورد. تفاوت اساسی این است که شکست نباید به حذف تبدیل شود.
بازنده امروز باید بتواند تشکل داشته باشد، حرف بزند، نقد کند و برای تبدیل شدن به برنده فردا تلاش کند؛ همانطور که برنده حق ندارد پیروزی خود را مجوز خاموش کردن مخالفان بداند.
انجمن معلمان یا تشکل کارگری شاید کوچک به نظر برسد، اما همین نهادهای مستقل میتوانند مدرسه دموکراسی باشند.
زیرا دموکراسی فقط در صندوق رأی ساخته نمیشود؛ در تجربه روزمره همکاری با کسانی ساخته میشود که همیشه مثل ما فکر نمیکنند.
مرتبط:
عناصر دموکراسی:
https://tavaana.org/center-for-civic-ed-elements-of-democracy/?utm_source=chatgpt.com
دموکراسی و نقش شهروندان:
https://tavaana.org/civic-responsibility-in-democracy/?utm_source=chatgpt.com
@Tavaana_TavaanaTech
آیا بلدیم در دموکراسی ببازیم؟
دموکراسی فقط هنر پیروز شدن نیست؛ هنر باختن هم هست.
برای فهم این موضوع لازم نیست به انتخابات حکومتی فکر کنیم. دموکراسی را میتوان از همین امروز و در نهادهای مستقل جامعه تمرین کرد.
فرض کنید در یک انجمن صنفی معلمان قرار است هیئتمدیره انتخاب شود. چند نامزد وجود دارند، اعضا آزادانه بحث میکنند و رأی میدهند و در نهایت نامزد مورد حمایت ما شکست میخورد.
یا در یک تشکل کارگری، اعضا درباره ادامه اعتصاب، شیوه مذاکره یا انتخاب نمایندگان خود اختلاف دارند. بحث میکنند، رأی میدهند و تصمیم اکثریت برخلاف نظر ماست.
چه میکنیم؟
آیا نتیجه را میپذیریم و همچنان در تشکل باقی میمانیم؟ یا کسانی را که متفاوت رأی دادهاند متهم میکنیم، انشعاب میکنیم یا فقط نتیجهای را مشروع میدانیم که مطابق خواست ما باشد؟
اینجاست که یکی از دشوارترین مهارتهای دموکراسی آشکار میشود: پذیرش شکست بدون کنار گذاشتن حق مخالفت.
پذیرفتن نتیجه به معنای دست کشیدن از عقیده نیست. عضو مخالف همچنان میتواند نقد کند، دیگران را متقاعد کند و برای تغییر تصمیم در چارچوب قواعد تشکل تلاش کند. اما اگر قواعد مشترک را فقط زمانی بپذیریم که نتیجه به سود ماست، هنوز منطق دموکراتیک را نپذیرفتهایم.
این تجربههای کوچک برای آینده یک جامعه اهمیت بزرگی دارند.
دموکراسی ناگهان با تغییر یک حکومت متولد نمیشود. جامعهای که قرار است فردا انتخابات آزاد، احزاب مستقل و گردش مسالمتآمیز قدرت داشته باشد، به شهروندانی نیاز دارد که از امروز همکاری با مخالف، پذیرش شکست و احترام به قواعد مشترک را تجربه کرده باشند.
در یک دموکراسی نیز ممکن است حزب یا نامزد مورد علاقه ما شکست بخورد. تفاوت اساسی این است که شکست نباید به حذف تبدیل شود.
بازنده امروز باید بتواند تشکل داشته باشد، حرف بزند، نقد کند و برای تبدیل شدن به برنده فردا تلاش کند؛ همانطور که برنده حق ندارد پیروزی خود را مجوز خاموش کردن مخالفان بداند.
انجمن معلمان یا تشکل کارگری شاید کوچک به نظر برسد، اما همین نهادهای مستقل میتوانند مدرسه دموکراسی باشند.
زیرا دموکراسی فقط در صندوق رأی ساخته نمیشود؛ در تجربه روزمره همکاری با کسانی ساخته میشود که همیشه مثل ما فکر نمیکنند.
مرتبط:
عناصر دموکراسی:
https://tavaana.org/center-for-civic-ed-elements-of-democracy/?utm_source=chatgpt.com
دموکراسی و نقش شهروندان:
https://tavaana.org/civic-responsibility-in-democracy/?utm_source=chatgpt.com
@Tavaana_TavaanaTech
👌10❤3💔2
کوکب بداغی پگاه: مرا از مرزی منع کردهاید که هیچوقت مقصدم نبود
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوعالخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش میکنند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
به بهانهی ممنوع الخروج بودنم توسط قوهی قضاییه
«به نام نامی ایران
سالها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاسهای کوچک مدرسه آغاز میشود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوعالخروجهاست نه حسرت دیدن سرزمینهای دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر میشود از خانهای که تمام عمر برای آبادانیاش کوشیدهای گریخت؟
درد من ممنوعالخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ میگیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کردهاید که هیچ وقت مقصدم نبود عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.
کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»
ـ ممنوعالخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقضآمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را بهعنوان مجازات و ابزار فشار به کار میگیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان میراند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوعالخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.
#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوعالخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش میکنند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
به بهانهی ممنوع الخروج بودنم توسط قوهی قضاییه
«به نام نامی ایران
سالها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاسهای کوچک مدرسه آغاز میشود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوعالخروجهاست نه حسرت دیدن سرزمینهای دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر میشود از خانهای که تمام عمر برای آبادانیاش کوشیدهای گریخت؟
درد من ممنوعالخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ میگیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کردهاید که هیچ وقت مقصدم نبود عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.
کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»
ـ ممنوعالخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقضآمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را بهعنوان مجازات و ابزار فشار به کار میگیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان میراند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوعالخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.
#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍12💔5❤3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
مرگ تکصدایی و تولد معناهای تازه
چرا تکثرگرایی تهدید نیست، بلکه ضامن بقای فرهنگی است؟
هنگامی که تکصدایی به عنوان سیاست مسلط یک ساختار اجتماعی تثبیت میشود، جریان سیال معنا و حیات فرهنگی آرامآرام به سمت انجماد پیش میرود. در چنین فضایی فرهنگ به جای آنکه بدنهای پویا، خودجوش و متکثر باشد، به مجموعهای از الگوهای ازپیشتعیینشده و تکراری تقلیل مییابد که هرگونه انحراف از آن، تهدیدی علیه نظم موجود تلقی میشود.
این اصرار ساختاری بر یکدستی، در ظاهر به معنای ثبات و هماهنگی است، اما در عمق خود نشانگر نوعی شکنندگی پنهان در برابر تحولات و بحرانهای پیرامونی است.
حیات فرهنگی برای بقا و بازتولید خود، به اصطکاک مداوم اندیشهها، سبکهای زیست و روایتهای گوناگون نیاز دارد. تکثرگرایی، بستر این برخورد زاینده است، جایی که هیچ روایت واحدی توان انحصار حقیقت را ندارد و معنا در فضای میان این تفاوتها زنده نگه داشته میشود.
وقتی این شبکه ارتباطی قطع میشود و تفاوتها به حاشیه رانده یا حذف میشوند، جامعه ابزار خود را برای فهم پیچیدگیهای جهان از دست میدهد. سیستمهای تکصدا در مواجهه با چالشهای تازه فاقد انعطاف لازم برای بازنگری در ساختارهای خود هستند، چرا که انعطافپذیری مستلزم پذیرش حضور دیگری و به رسمیت شناختن زاویهدیدهای متکثر است.
مرگ تکصدایی در واقع آغاز بازگشت پویایی به درون کالبد فرهنگ است. این روند نشان میدهد که هویتهای فرهنگی نه در ایزولهکردن اجتماع و حذف رقیبان، بلکه در بستر تعامل مستمر و همنشینی ناهمگونها دوام میآورند.
جوامعی که از تکثر هراسی ندارند، امکان ظهور معناهای تازه را فراهم میکنند و از این طریق ظرفیت انطباق خود را با آیندهای پیشبینیناپذیر افزایش میدهند.
#تکثر_گرایی #پلورالیسم #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا تکثرگرایی تهدید نیست، بلکه ضامن بقای فرهنگی است؟
هنگامی که تکصدایی به عنوان سیاست مسلط یک ساختار اجتماعی تثبیت میشود، جریان سیال معنا و حیات فرهنگی آرامآرام به سمت انجماد پیش میرود. در چنین فضایی فرهنگ به جای آنکه بدنهای پویا، خودجوش و متکثر باشد، به مجموعهای از الگوهای ازپیشتعیینشده و تکراری تقلیل مییابد که هرگونه انحراف از آن، تهدیدی علیه نظم موجود تلقی میشود.
این اصرار ساختاری بر یکدستی، در ظاهر به معنای ثبات و هماهنگی است، اما در عمق خود نشانگر نوعی شکنندگی پنهان در برابر تحولات و بحرانهای پیرامونی است.
حیات فرهنگی برای بقا و بازتولید خود، به اصطکاک مداوم اندیشهها، سبکهای زیست و روایتهای گوناگون نیاز دارد. تکثرگرایی، بستر این برخورد زاینده است، جایی که هیچ روایت واحدی توان انحصار حقیقت را ندارد و معنا در فضای میان این تفاوتها زنده نگه داشته میشود.
وقتی این شبکه ارتباطی قطع میشود و تفاوتها به حاشیه رانده یا حذف میشوند، جامعه ابزار خود را برای فهم پیچیدگیهای جهان از دست میدهد. سیستمهای تکصدا در مواجهه با چالشهای تازه فاقد انعطاف لازم برای بازنگری در ساختارهای خود هستند، چرا که انعطافپذیری مستلزم پذیرش حضور دیگری و به رسمیت شناختن زاویهدیدهای متکثر است.
مرگ تکصدایی در واقع آغاز بازگشت پویایی به درون کالبد فرهنگ است. این روند نشان میدهد که هویتهای فرهنگی نه در ایزولهکردن اجتماع و حذف رقیبان، بلکه در بستر تعامل مستمر و همنشینی ناهمگونها دوام میآورند.
جوامعی که از تکثر هراسی ندارند، امکان ظهور معناهای تازه را فراهم میکنند و از این طریق ظرفیت انطباق خود را با آیندهای پیشبینیناپذیر افزایش میدهند.
#تکثر_گرایی #پلورالیسم #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👌3💯2
در روزهای گذشته مریم طهماسبی، همسر پسر معصومه ابتکار، روایتی منتشر کرده و خود را از طبقه کارگر دانسته است که عاشق آمریکا ست!
لادن بازرگان، فعال مدنی، در واکنش به روایت مریم طهماسبی نوشته است که روایت او از پیشینه خانوادگیاش، بهویژه درباره معصومه ابتکار، تنها بخشی از ماجرا را بازگو میکند. بازرگان معتقد است نمیتوان ابتکار را صرفا «مترجم گروگانگیران» معرفی کرد؛ زیرا او در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران، بهعنوان سخنگوی انگلیسیزبان اشغالکنندگان در برابر رسانههای بینالمللی ظاهر میشد و از این اقدام دفاع میکرد.
او همچنین تأکید کرده است که خانواده ابتکار پس از حضور او در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، از ارتباطات و موقعیتهایی برخوردار شدند که برای بسیاری از ایرانیان عادی دستنیافتنی بوده است.
زمانی که خبرنگار شبکه انبیسی از او پرسید که میتواند اسلحه بردارد و گروگانها را بکشد، پاسخ داد: «بله. وقتی دیدهام اسلحه آمریکایی برادران و خواهرانم را در خیابانها هدف قرار میدهد… طبیعی است که باید با ظلم و ستم مقابله کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
لادن بازرگان، فعال مدنی، در واکنش به روایت مریم طهماسبی نوشته است که روایت او از پیشینه خانوادگیاش، بهویژه درباره معصومه ابتکار، تنها بخشی از ماجرا را بازگو میکند. بازرگان معتقد است نمیتوان ابتکار را صرفا «مترجم گروگانگیران» معرفی کرد؛ زیرا او در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران، بهعنوان سخنگوی انگلیسیزبان اشغالکنندگان در برابر رسانههای بینالمللی ظاهر میشد و از این اقدام دفاع میکرد.
او همچنین تأکید کرده است که خانواده ابتکار پس از حضور او در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، از ارتباطات و موقعیتهایی برخوردار شدند که برای بسیاری از ایرانیان عادی دستنیافتنی بوده است.
زمانی که خبرنگار شبکه انبیسی از او پرسید که میتواند اسلحه بردارد و گروگانها را بکشد، پاسخ داد: «بله. وقتی دیدهام اسلحه آمریکایی برادران و خواهرانم را در خیابانها هدف قرار میدهد… طبیعی است که باید با ظلم و ستم مقابله کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤2💯1
سپهر امیرزاده، دانشجوی پزشکی و از معترضان بازداشتشده در اصفهان، با حکم دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مبنای صدور این حکم اتهام «محاربه» عنوان شده است. منابع حقوق بشری همچنین گزارش دادهاند که سپهر امیرزاده در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به مجروحان اعتراضات کمک کرده و این موضوع در روند پرونده او مورد استناد قرار گرفته است.
سپهر امیرزاده روز ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، در ارتباط با اعتراضات سراسری، در محل سکونت خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از بازداشت مدتی در مرحله بازجویی و تحقیقات قرار داشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد و همچنان در این زندان بهسر میبرد.
صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده بار دیگر نگرانیها درباره استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ علیه معترضان را افزایش داده است. اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت افرادی که با خطر اعدام روبهرو هستند، اهمیت حیاتی دارد؛ چرا که سکوت و بیخبری میتواند جان زندانیان را بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مبنای صدور این حکم اتهام «محاربه» عنوان شده است. منابع حقوق بشری همچنین گزارش دادهاند که سپهر امیرزاده در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به مجروحان اعتراضات کمک کرده و این موضوع در روند پرونده او مورد استناد قرار گرفته است.
سپهر امیرزاده روز ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، در ارتباط با اعتراضات سراسری، در محل سکونت خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از بازداشت مدتی در مرحله بازجویی و تحقیقات قرار داشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد و همچنان در این زندان بهسر میبرد.
صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده بار دیگر نگرانیها درباره استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ علیه معترضان را افزایش داده است. اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت افرادی که با خطر اعدام روبهرو هستند، اهمیت حیاتی دارد؛ چرا که سکوت و بیخبری میتواند جان زندانیان را بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊9
ابهام درباره وضعیت رهبر جمهوری اسلامی و روایتهای متناقض مقامهای حکومتی، به یکی از پرسشهای مهم درباره ساختار قدرت در ایران تبدیل شده است؛ در شرایطی که هر بخش از حکومت میکوشد تصمیمها و مواضع خود را به راس نظام نسبت دهد و تصویری از انسجام و اقتدار ارائه دهد.
مانا نیستانی این وضعیت و تناقضهای موجود در روایت رسمی جمهوری اسلامی را دستمایه کاریکاتور هفته خود برای دویچه وله فارسی قرار داده است.
توضیح دویچه وله فارسی:
«جمهوری اسلامی در یکی از مبهمترین مقاطع سیاسی خود قرار گرفته است؛ درباره وضعیت و نقش مجتبی خامنهای، به عنوان رهبر فعلی جمهوری اسلامی روایتهای رسمی متناقض و پرسشهای بیپاسخ فراوانی وجود دارد.
در حالی که مقامهای مختلف حکومت بر سلامت و حضور فعال او تاکید میکنند، بدون آنکه شواهد عمومی روشنی برای پایان دادن به این ابهام ارائه شود. همزمان، در شرایط بحران با آمریکا، جناحها و نهادهای مختلف حکومت تلاش میکنند مواضع خود را به رهبری نسبت دهند و نشان دهند که تصمیمها و رویکردهایشان با نظر او هماهنگ است.»
@dw_farsi
@mananey
@Tavaana_TavaanaTech
مانا نیستانی این وضعیت و تناقضهای موجود در روایت رسمی جمهوری اسلامی را دستمایه کاریکاتور هفته خود برای دویچه وله فارسی قرار داده است.
توضیح دویچه وله فارسی:
«جمهوری اسلامی در یکی از مبهمترین مقاطع سیاسی خود قرار گرفته است؛ درباره وضعیت و نقش مجتبی خامنهای، به عنوان رهبر فعلی جمهوری اسلامی روایتهای رسمی متناقض و پرسشهای بیپاسخ فراوانی وجود دارد.
در حالی که مقامهای مختلف حکومت بر سلامت و حضور فعال او تاکید میکنند، بدون آنکه شواهد عمومی روشنی برای پایان دادن به این ابهام ارائه شود. همزمان، در شرایط بحران با آمریکا، جناحها و نهادهای مختلف حکومت تلاش میکنند مواضع خود را به رهبری نسبت دهند و نشان دهند که تصمیمها و رویکردهایشان با نظر او هماهنگ است.»
@dw_farsi
@mananey
@Tavaana_TavaanaTech
👍15👌2
Forwarded from گفتوشنود
پذیرش، نقطه صفر حرکت
چرا تا زمانی که واقعیت موجود را در آغوش نکشیم، نمیتوانیم تغییرش دهیم؟
انسان تمایل دارد در برابر واقعیتهای ناخوشایند گارد بگیرد، آنها را پس بزند یا در پناه انکار، به سوی تصویری مطلوبتر و خیالی از جهان بگریزد.
این واکنش دفاعی، اگرچه در نگاه نخست آرامشبخش به نظر میرسد، اما سد محکمی در برابر هرگونه دگرگونی واقعی میسازد.
تا زمانی که وضعیت موجود، با تمام زوایا، کاستیها و تناقضاتش بهدقت دیده نشود و به رسمیت شناخته نشود، انرژی روانی و اجتماعی صرف جنگیدن با سایهها میشود.
پذیرش، پیش از آنکه رویکردی عاطفی باشد، نقطهی ثقل شناخت است، لحظهای که ذهن دست از تحریف جهان برمیدارد و دقیقا همانجایی میایستد که واقعیت قرار دارد.
حرکت و تغییر در اجتماع، زمانی آغاز میشود که نقطه صفر مختصات به درستی تعیین شود.
انکار واقعیت، به معنای پاک کردن صورتمسئله است و مسیر حرکت را به بیراهه میبرد.
پذیرش به معنای تسلیم شدن یا رضایت دادن به شرایط نیست، بلکه توقف فرسایشِ انرژی در کوران مقاومتِ بیحاصل است.
هنگامی که واقعیت موجود بدون نقاب و به تمامی دیده میشود، ابزار مناسب برای مواجهه با آن نیز شکل میگیرد.
در این نقطه است که بستر تحول، نه از روی توهم، بلکه از دل سختترین لایههای واقعیت سر برمیآورد و پویایی از سر گرفته میشود.
#پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا تا زمانی که واقعیت موجود را در آغوش نکشیم، نمیتوانیم تغییرش دهیم؟
انسان تمایل دارد در برابر واقعیتهای ناخوشایند گارد بگیرد، آنها را پس بزند یا در پناه انکار، به سوی تصویری مطلوبتر و خیالی از جهان بگریزد.
این واکنش دفاعی، اگرچه در نگاه نخست آرامشبخش به نظر میرسد، اما سد محکمی در برابر هرگونه دگرگونی واقعی میسازد.
تا زمانی که وضعیت موجود، با تمام زوایا، کاستیها و تناقضاتش بهدقت دیده نشود و به رسمیت شناخته نشود، انرژی روانی و اجتماعی صرف جنگیدن با سایهها میشود.
پذیرش، پیش از آنکه رویکردی عاطفی باشد، نقطهی ثقل شناخت است، لحظهای که ذهن دست از تحریف جهان برمیدارد و دقیقا همانجایی میایستد که واقعیت قرار دارد.
حرکت و تغییر در اجتماع، زمانی آغاز میشود که نقطه صفر مختصات به درستی تعیین شود.
انکار واقعیت، به معنای پاک کردن صورتمسئله است و مسیر حرکت را به بیراهه میبرد.
پذیرش به معنای تسلیم شدن یا رضایت دادن به شرایط نیست، بلکه توقف فرسایشِ انرژی در کوران مقاومتِ بیحاصل است.
هنگامی که واقعیت موجود بدون نقاب و به تمامی دیده میشود، ابزار مناسب برای مواجهه با آن نیز شکل میگیرد.
در این نقطه است که بستر تحول، نه از روی توهم، بلکه از دل سختترین لایههای واقعیت سر برمیآورد و پویایی از سر گرفته میشود.
#پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمیگزیند. این کتاب نمیپرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی میکند که انسانها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کردهاند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی میکند.
کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سالها پیش از نویسندگی راهبهای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفتوگوی بینادیانی کرد. آثار او بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.
یکی از محوریترین استدلالهای کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرنها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحتتأثیر شرایط تاریخی، جنگها، امپراتوریها و بحرانهای فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکلگیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش میرود.
با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشردهسازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به سادهسازی مباحث انجامیده است. عدهای نیز او را متهم میکنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنتهای مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کمرنگ جلوه میدهد.
برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسشهای مهمی را مطرح میکند. در جامعهای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان میدهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربههای گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم میسازد.
نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
یا کیوآر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید
#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمیگزیند. این کتاب نمیپرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی میکند که انسانها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کردهاند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی میکند.
کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سالها پیش از نویسندگی راهبهای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفتوگوی بینادیانی کرد. آثار او بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.
یکی از محوریترین استدلالهای کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرنها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحتتأثیر شرایط تاریخی، جنگها، امپراتوریها و بحرانهای فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکلگیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش میرود.
با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشردهسازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به سادهسازی مباحث انجامیده است. عدهای نیز او را متهم میکنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنتهای مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کمرنگ جلوه میدهد.
برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسشهای مهمی را مطرح میکند. در جامعهای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان میدهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربههای گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم میسازد.
نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
یا کیوآر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید
#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌4
شورای مرکزی انضباطی وزارت علوم حکم اخراج رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، و محرومیت چهارساله او از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور را تأیید کرده است؛ حکمی که پرونده انضباطی یک دانشجو بر سر آویختن یک عروسک موش از درختی در محوطه دانشگاه را به اخراج و محرومیت چندساله از حق تحصیل رسانده است.
یک منبع آگاه در دانشگاه صنعتی شریف گفته است که شورای مرکزی انضباطی وزارت علوم حکم صادرشده علیه رضا دالمن را تأیید کرده و این حکم بهزودی به او ابلاغ خواهد شد. با تأیید شورای مرکزی، روند رسیدگی به پروندهای که از خردادماه در جریان بود، به مرحله پایانی رسیده است.
پیشتر شورای انضباطی دانشگاه صنعتی شریف این دانشجوی ۲۴ ساله مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر را به اخراج از دانشگاه و چهار سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور محکوم کرده بود.
پرونده رضا دالمن پس از آن شکل گرفت که او شب سال نو ۱۴۰۵، به دلیل آویختن یک عروسک موش از درختی در محوطه دانشگاه شریف، با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شد. او روز ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت و پس از حدود یک ماه با تودیع وثیقه آزاد شد.
در پرونده قضایی او اتهاماتی از جمله «برهمزدن نظم»، «تخریب اموال عمومی» و «فحاشی و هتاکی به رهبر انقلاب» مطرح شده است.
صدور چنین مجازاتی بار دیگر ابعاد برخوردهای امنیتی و انضباطی با دانشجویان در جمهوری اسلامی را برجسته میکند؛ جایی که حتی اقدامی نمادین مانند نصب یا آویختن یک عروسک موش روی یک درخت در محوطه دانشگاه میتواند مسیری را آغاز کند که از بازداشت و تشکیل پرونده قضایی تا اخراج از دانشگاه و محرومیت چهارساله از ادامه تحصیل پیش میرود.
محرومکردن یک دانشجوی کارشناسی ارشد از ادامه تحصیل، آن هم به این دلیل، تنها یک مجازات انضباطی نیست؛ چنین حکمی میتواند بهعنوان پیامی بازدارنده به دیگر دانشجویان عمل کند: حتی کنشهای نمادین و اعتراضی در محیط دانشگاه ممکن است با هزینهای سنگین برای آینده تحصیلی آنان پاسخ داده شود. در چنین فضایی، نهاد دانشگاه بهجای آنکه عرصهای برای آزادی بیان، اعتراض و تجربه اشکال مختلف کنش دانشجویی باشد، بیش از پیش زیر سایه سازوکارهای امنیتی و تنبیهی قرار میگیرد.
#رضا_دالمن
@Tavaana_TavaanaTech
یک منبع آگاه در دانشگاه صنعتی شریف گفته است که شورای مرکزی انضباطی وزارت علوم حکم صادرشده علیه رضا دالمن را تأیید کرده و این حکم بهزودی به او ابلاغ خواهد شد. با تأیید شورای مرکزی، روند رسیدگی به پروندهای که از خردادماه در جریان بود، به مرحله پایانی رسیده است.
پیشتر شورای انضباطی دانشگاه صنعتی شریف این دانشجوی ۲۴ ساله مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر را به اخراج از دانشگاه و چهار سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور محکوم کرده بود.
پرونده رضا دالمن پس از آن شکل گرفت که او شب سال نو ۱۴۰۵، به دلیل آویختن یک عروسک موش از درختی در محوطه دانشگاه شریف، با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شد. او روز ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت و پس از حدود یک ماه با تودیع وثیقه آزاد شد.
در پرونده قضایی او اتهاماتی از جمله «برهمزدن نظم»، «تخریب اموال عمومی» و «فحاشی و هتاکی به رهبر انقلاب» مطرح شده است.
صدور چنین مجازاتی بار دیگر ابعاد برخوردهای امنیتی و انضباطی با دانشجویان در جمهوری اسلامی را برجسته میکند؛ جایی که حتی اقدامی نمادین مانند نصب یا آویختن یک عروسک موش روی یک درخت در محوطه دانشگاه میتواند مسیری را آغاز کند که از بازداشت و تشکیل پرونده قضایی تا اخراج از دانشگاه و محرومیت چهارساله از ادامه تحصیل پیش میرود.
محرومکردن یک دانشجوی کارشناسی ارشد از ادامه تحصیل، آن هم به این دلیل، تنها یک مجازات انضباطی نیست؛ چنین حکمی میتواند بهعنوان پیامی بازدارنده به دیگر دانشجویان عمل کند: حتی کنشهای نمادین و اعتراضی در محیط دانشگاه ممکن است با هزینهای سنگین برای آینده تحصیلی آنان پاسخ داده شود. در چنین فضایی، نهاد دانشگاه بهجای آنکه عرصهای برای آزادی بیان، اعتراض و تجربه اشکال مختلف کنش دانشجویی باشد، بیش از پیش زیر سایه سازوکارهای امنیتی و تنبیهی قرار میگیرد.
#رضا_دالمن
@Tavaana_TavaanaTech
❤14💔9🕊4👍1
نگرانی از وضعیت یاشار تبریزی در زندان؛ آغاز اعتصاب دارو در اعتراض به شرایط موجود
یاشار تبریزی، زندانی سیاسی، در شرایطی که از چندین بیماری از جمله مشکلات قلبی و گوارشی و همچنین عفونت چشم رنج میبرد، از دسترسی به داروهای مورد نیاز خود محروم مانده است. نزدیکان او، با ابراز نگرانی شدید از وضعیت سلامتی تبریزی اعلام کردهاند که داروهای او از حدود ۱۰ روز پیش در زندان تمام شده و اکنون این زندانی سیاسی دست به اعتصاب دارو زده است.
بنا به گزارش دریافتی وضعیت گوارشی یاشار تبریزی طی روزهای اخیر وخیمتر شده و او به دلیل شدت رفلاکس معده، سه روز است که قادر به خوردن غذا نیست. خانواده او نسبت به پیامدهای ادامه این وضعیت و به خطر افتادن سلامتیاش ابراز نگرانی شدید کردهاند.
در تازهترین تماس تلفنی یاشار تبریزی با خانواده، او اعلام کرده است که در اعتراض به شرایط موجود و عدم رسیدگی به وضعیتش، اعتصاب دارو را آغاز کرده است.
#یاشار_تبریزی
@Tavaana_TavaanaTech
یاشار تبریزی، زندانی سیاسی، در شرایطی که از چندین بیماری از جمله مشکلات قلبی و گوارشی و همچنین عفونت چشم رنج میبرد، از دسترسی به داروهای مورد نیاز خود محروم مانده است. نزدیکان او، با ابراز نگرانی شدید از وضعیت سلامتی تبریزی اعلام کردهاند که داروهای او از حدود ۱۰ روز پیش در زندان تمام شده و اکنون این زندانی سیاسی دست به اعتصاب دارو زده است.
بنا به گزارش دریافتی وضعیت گوارشی یاشار تبریزی طی روزهای اخیر وخیمتر شده و او به دلیل شدت رفلاکس معده، سه روز است که قادر به خوردن غذا نیست. خانواده او نسبت به پیامدهای ادامه این وضعیت و به خطر افتادن سلامتیاش ابراز نگرانی شدید کردهاند.
در تازهترین تماس تلفنی یاشار تبریزی با خانواده، او اعلام کرده است که در اعتراض به شرایط موجود و عدم رسیدگی به وضعیتش، اعتصاب دارو را آغاز کرده است.
#یاشار_تبریزی
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊15