سایه سنگین تورم بر سفرەهای خالی؛ وقتی دوام آوردن به معجزه شبیه میشود
کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیرانی که این روزها در صفهای طولانی خرید، با حیرت به برچسبهای قیمت نگاه میکنند، دیگر نیازی به خواندن آمارهای رسمی ندارند؛ آنها هر روز کوچک شدن سفرههایشان را با تمام وجود لمس میکنند.
در شرایطی که نرخ دلار تا مرز ۲۳۰ هزار تومان پیشروی کرده و تورم سرسامآور مواد غذایی و کالاهای مصرفی، اقلام پایه را هم از سبد خانوارها حذف کرده، زندگی به نبردی روزمره برای بقا بدل شده است.
در همین رابطه، فاطمه عزیزخانی، پژوهشگر ارشد دفتر اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس، همزمان با جهش نرخ ارز با هشدار درباره ورود معیشت مردم به یک «چرخه فرساینده»، اعلام کرد: «بر اساس آمار و بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس، خط فقر در سال ۱۴۰۵ برای کل کشور حدود ۳۲ میلیون تومان و برای شهر تهران رقم تکاندهنده ۶۲.۵ میلیون تومان برآورد شده است.» او با تاکید بر اینکه خط فقر سرانه به ۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است، هشدار داد که به دلیل کاهش رشد اقتصادی و تعطیلی بنگاهها، «خانوارهای شاغل نیز بهتدریج به زیر خط فقر سقوط میکنند» و افزود: «خطر اصلی، ترکیب تورم و بیکاری است؛ چراکه با فاصله گرفتن دستمزدها از هزینه زندگی، خانوارها برای بقا ناچار به حذف تدریجی تفریح، پسانداز، آموزش، درمان، کیفیت تغذیه و در نهایت حتی اقلام پایه غذایی شدهاند.» این مقام ارشد کارشناسی همچنین با اشاره به اینکه حذف هزینههای اساسی به افت بهرهوری، تشدید نابرابری و فرسایش شدید سرمایه انسانی میانجامد، تاکید کرد که ادامه این روند فرسایشی، طبقات کمدرآمد و حقوقبگیر را در برابر شدیدترین آسیبهای اجتماعی و معیشتی کاملا بیپناه کرده است.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که به گفته کارشناسان اقتصادی، اثرات کامل جهش اخیر نرخ ارز هنوز بهطور کامل در تورم عمومی تخلیه نشده است و در آیندهای نزدیک، موج جدید و ویرانگری از گرانیها در راه خواهد بود.
فاصله عمیق و مرگبار میان درآمد ناچیز مزدبگیران و هزینههای سرسامآور زندگی، اقشار آسیبپذیر را بیش از پیش در منگنه فقر مطلق رها کرده است؛ وضعیتی که در سایه سکوت و بیعملی تصمیمسازان، آیندهای تیرهتر و مبهمتر را برای معیشت عمومی رقم میزند.
#فقر #تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیرانی که این روزها در صفهای طولانی خرید، با حیرت به برچسبهای قیمت نگاه میکنند، دیگر نیازی به خواندن آمارهای رسمی ندارند؛ آنها هر روز کوچک شدن سفرههایشان را با تمام وجود لمس میکنند.
در شرایطی که نرخ دلار تا مرز ۲۳۰ هزار تومان پیشروی کرده و تورم سرسامآور مواد غذایی و کالاهای مصرفی، اقلام پایه را هم از سبد خانوارها حذف کرده، زندگی به نبردی روزمره برای بقا بدل شده است.
در همین رابطه، فاطمه عزیزخانی، پژوهشگر ارشد دفتر اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس، همزمان با جهش نرخ ارز با هشدار درباره ورود معیشت مردم به یک «چرخه فرساینده»، اعلام کرد: «بر اساس آمار و بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس، خط فقر در سال ۱۴۰۵ برای کل کشور حدود ۳۲ میلیون تومان و برای شهر تهران رقم تکاندهنده ۶۲.۵ میلیون تومان برآورد شده است.» او با تاکید بر اینکه خط فقر سرانه به ۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است، هشدار داد که به دلیل کاهش رشد اقتصادی و تعطیلی بنگاهها، «خانوارهای شاغل نیز بهتدریج به زیر خط فقر سقوط میکنند» و افزود: «خطر اصلی، ترکیب تورم و بیکاری است؛ چراکه با فاصله گرفتن دستمزدها از هزینه زندگی، خانوارها برای بقا ناچار به حذف تدریجی تفریح، پسانداز، آموزش، درمان، کیفیت تغذیه و در نهایت حتی اقلام پایه غذایی شدهاند.» این مقام ارشد کارشناسی همچنین با اشاره به اینکه حذف هزینههای اساسی به افت بهرهوری، تشدید نابرابری و فرسایش شدید سرمایه انسانی میانجامد، تاکید کرد که ادامه این روند فرسایشی، طبقات کمدرآمد و حقوقبگیر را در برابر شدیدترین آسیبهای اجتماعی و معیشتی کاملا بیپناه کرده است.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که به گفته کارشناسان اقتصادی، اثرات کامل جهش اخیر نرخ ارز هنوز بهطور کامل در تورم عمومی تخلیه نشده است و در آیندهای نزدیک، موج جدید و ویرانگری از گرانیها در راه خواهد بود.
فاصله عمیق و مرگبار میان درآمد ناچیز مزدبگیران و هزینههای سرسامآور زندگی، اقشار آسیبپذیر را بیش از پیش در منگنه فقر مطلق رها کرده است؛ وضعیتی که در سایه سکوت و بیعملی تصمیمسازان، آیندهای تیرهتر و مبهمتر را برای معیشت عمومی رقم میزند.
#فقر #تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8💔1
خطر از دست رفتن توانایی راه رفتن ترانه رحیمی
پزشک با اعزام ترانه رحیمی به بیمارستان موافقت کرد؛ مسئول بهداری زندان همچنان مانع انتقال اوست
یک منبع موثق میگوید وضعیت جسمی ترانه رحیمی، زندانی سیاسی ۲۰ ساله محکوم به اعدام در پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، بهشدت وخیم شده و او توانایی راهرفتن خود را از دست میدهد. پزشک زندان ضرورت اعزام او به بیمارستان و انجام عمل جراحی را تأیید کرده است، اما فردی به نام «یعقوبی»، مسئول بخشی از بهداری زندان دولتآباد اصفهان، با انتقال او مخالفت میکند.
بر اساس اطلاعات رسیده از این منبع، ترانه رحیمی پیش از بازداشت نیز سابقه جراحی پا داشته است و در جریان بازجوییها با باتوم به زانوهای او فشار وارد شده و وضعیت پاها و زانوهایش پس از آن بهشدت وخیم شده است.
این منبع میگوید پزشک زندان اکنون ضرورت اعزام ترانه به بیمارستان را پذیرفته و اعلام کرده است که او به عمل جراحی نیاز دارد. با این حال، یعقوبی، مسئول بخشی از بهداری زندان، اجازه انتقال او به بیمارستان را نمیدهد. بر اساس اطلاعات رسیده، برادر یعقوبی نیز از بازجویان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» بوده است.
خانواده ترانه رحیمی برای کمک به وضعیت جسمی او پابند و زانوبند طبی تهیه کرده و به زندان تحویل دادهاند، اما مسئولان زندان از تحویل این وسایل به ترانه خودداری کردهاند.
پیشتر نیز گزارش شده بود که ترانه رحیمی علاوه بر آسیب شدید پا و زانو، با مشکل جدی ریوی مواجه است و از دریافت درمان تخصصی محروم مانده است. یک منبع مطلع در آن زمان گفته بود یکی از مسئولان درمان زندان در پاسخ به درخواست رسیدگی پزشکی به ترانه گفته است: «تو که قرار است اعدام شوی؛ حالا از درد پا بمیری یا اصلاً فلج بمیری.»
ترانه رحیمی و خواهر دوقلویش رومینا، هر دو ۲۰ ساله و از متهمان پرونده «میدان شهدای اصفهان» هستند. برای ترانه رحیمی حکم اعدام صادر شده و رومینا رحیمی نیز در همین پرونده به ۲۵ سال حبس محکوم شده است.
ترانه و رومینا رحیمی در دوران بازجویی مورد تعرض جنسی قرار گرفتهاند.
در مجموع برای ۱۰ تن از متهمان پرونده «میدان شهدای اصفهان» حکم اعدام صادر شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، تمامی متهمان این پرونده ممنوعالملاقات و از تماس تلفنی محروم شدهاند و تحت فشار شدید قرار دارند.
این محدودیت حتی شامل ملاقات با وکلا نیز شده است. به گفته منبع موثق، وکلای متهمان اجازه ملاقات، حتی بهصورت کابینی، با موکلان خود را ندارند. این در حالی است که پرونده در مهلت اعتراض در دیوان عالی کشور قرار دارد و متهمان برای پیگیری اعتراض به احکام صادرشده نیازمند دسترسی و ملاقات با وکلای خود هستند.
در چنین شرایطی، ترانه رحیمی نهتنها با وجود تشخیص پزشک از اعزام به بیمارستان و جراحی محروم مانده، بلکه حتی وسایل طبی تهیهشده از سوی خانواده نیز در اختیارش قرار نگرفته است؛ وضعیتی که همزمان با ممنوعیت ملاقات و تماس، فشار بر او و دیگر متهمان این پرونده را تشدید کرده است.
#ترانه_رحیمی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
پزشک با اعزام ترانه رحیمی به بیمارستان موافقت کرد؛ مسئول بهداری زندان همچنان مانع انتقال اوست
یک منبع موثق میگوید وضعیت جسمی ترانه رحیمی، زندانی سیاسی ۲۰ ساله محکوم به اعدام در پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، بهشدت وخیم شده و او توانایی راهرفتن خود را از دست میدهد. پزشک زندان ضرورت اعزام او به بیمارستان و انجام عمل جراحی را تأیید کرده است، اما فردی به نام «یعقوبی»، مسئول بخشی از بهداری زندان دولتآباد اصفهان، با انتقال او مخالفت میکند.
بر اساس اطلاعات رسیده از این منبع، ترانه رحیمی پیش از بازداشت نیز سابقه جراحی پا داشته است و در جریان بازجوییها با باتوم به زانوهای او فشار وارد شده و وضعیت پاها و زانوهایش پس از آن بهشدت وخیم شده است.
این منبع میگوید پزشک زندان اکنون ضرورت اعزام ترانه به بیمارستان را پذیرفته و اعلام کرده است که او به عمل جراحی نیاز دارد. با این حال، یعقوبی، مسئول بخشی از بهداری زندان، اجازه انتقال او به بیمارستان را نمیدهد. بر اساس اطلاعات رسیده، برادر یعقوبی نیز از بازجویان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» بوده است.
خانواده ترانه رحیمی برای کمک به وضعیت جسمی او پابند و زانوبند طبی تهیه کرده و به زندان تحویل دادهاند، اما مسئولان زندان از تحویل این وسایل به ترانه خودداری کردهاند.
پیشتر نیز گزارش شده بود که ترانه رحیمی علاوه بر آسیب شدید پا و زانو، با مشکل جدی ریوی مواجه است و از دریافت درمان تخصصی محروم مانده است. یک منبع مطلع در آن زمان گفته بود یکی از مسئولان درمان زندان در پاسخ به درخواست رسیدگی پزشکی به ترانه گفته است: «تو که قرار است اعدام شوی؛ حالا از درد پا بمیری یا اصلاً فلج بمیری.»
ترانه رحیمی و خواهر دوقلویش رومینا، هر دو ۲۰ ساله و از متهمان پرونده «میدان شهدای اصفهان» هستند. برای ترانه رحیمی حکم اعدام صادر شده و رومینا رحیمی نیز در همین پرونده به ۲۵ سال حبس محکوم شده است.
ترانه و رومینا رحیمی در دوران بازجویی مورد تعرض جنسی قرار گرفتهاند.
در مجموع برای ۱۰ تن از متهمان پرونده «میدان شهدای اصفهان» حکم اعدام صادر شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، تمامی متهمان این پرونده ممنوعالملاقات و از تماس تلفنی محروم شدهاند و تحت فشار شدید قرار دارند.
این محدودیت حتی شامل ملاقات با وکلا نیز شده است. به گفته منبع موثق، وکلای متهمان اجازه ملاقات، حتی بهصورت کابینی، با موکلان خود را ندارند. این در حالی است که پرونده در مهلت اعتراض در دیوان عالی کشور قرار دارد و متهمان برای پیگیری اعتراض به احکام صادرشده نیازمند دسترسی و ملاقات با وکلای خود هستند.
در چنین شرایطی، ترانه رحیمی نهتنها با وجود تشخیص پزشک از اعزام به بیمارستان و جراحی محروم مانده، بلکه حتی وسایل طبی تهیهشده از سوی خانواده نیز در اختیارش قرار نگرفته است؛ وضعیتی که همزمان با ممنوعیت ملاقات و تماس، فشار بر او و دیگر متهمان این پرونده را تشدید کرده است.
#ترانه_رحیمی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊3😍3❤1
Forwarded from گفتوشنود
«خدا؟ آری؛ دین؟ نه»
خداباوران بدون دین چه میگویند؟
پژوهشها و نظرسنجیهای سالهای اخیر نشان میدهند که گروه بزرگی از ایرانیان، در حالی که هنوز به خدا، آفریدگار یا نوعی نیروی برتر از انسان باور دارند، دیگر خود را پیرو اسلام یا هیچ دین و مذهب مشخصی نمیدانند. بسیاری از ایرانیان نیز گفتهاند که در طول زندگی باور مذهبی پیشین خود را کنار گذاشتهاند. در نظرسنجیها، میزان باور به خدا همچنان بالاتر از میزان تعلق به یک دین مشخص گزارش شده است. این افراد را میتوان «خداباوران بدون دین» نامید. این افراد چه گفتمان، پرسشها، تردیدها و استدلالهایی ممکن است داشته باشند؟
«خدا هست، اما دین ساخته بشر است»
برای برخی، باور به آفریدگار به معنای پذیرش دین، به ویژه دینهای مسلط و رایج نیست. ممکن است کسی معتقد باشد جهان خالقی دارد، اما در عین حال دین را پدیدهای انسانی و تاریخی بداند. از این دیدگاه، دینهای بزرگ در مسیر تاریخی خود توسط انسانهایی با توان گفتاری یا رهبری نسبتا بالا ساخته و پرداخته شده، کپی و تقلید شده، تفسیر شده و شاخه شاخه شدهاند.
«دین نتایج تاریکی به همراه داشته است»
برخی دین را مانند درختی میبینند که باید آن را بر اساس میوهها و ثمراتش سنجید، نه ادعاهای سنگینی که دارد. بعضی ادیان ادعاهای بزرگی دارند. اما نتایج عملی کردار و گفتار پیروان ادیان، عملکرد روحانیان و نهادهای مذهبی، نوع مواجهه آنان با مخالفان، زنان، و دگراندیشان، و همچنین تجربه جوامعی که دین در آنها قدرت سیاسی پیدا کرده است، میتواند بخشی از این ارزیابی باشد.
«تجربه زندگی اخلاقی بدون نیاز به دین»
آیا برای اخلاق به دین نیاز داریم؟ آیا راستگویی، همدلی، عدالت، کمک به دیگران و پرهیز از خشونت حتما به پاداش بهشت یا ترس از جهنم نیاز دارند؟ یا اخلاق میتواند بر وجدان، عقل، همدلی و تجربه زندگی اجتماعی استوار باشد؟ پاسخ افراد بدون دین این است که زندگی اخلاقی به دین ارتباط زیادی ندارد. افراد بدون دین نیز میتوانند زندگی شایسته و غنی داشته باشند، و متدینین نیز میتوانند دست به جنایات بزرگ بزنند.
«دین و سلامت روان»
دین برای برخی افراد منبع آرامش، امید و معناست. اما برای دیگران ممکن است ترس از گناه، عذاب، جهنم، احساس دائمی تقصیر یا اضطراب درباره رعایت احکام مذهبی ایجاد کند. بنابراین پرسش شاید این نباشد که «دین خوب است یا بد»، بلکه این باشد که باور مذهبی در زندگی واقعی هر فرد چه اثری بر آزادی، آرامش و سلامت روان او میگذارد؟
«اجباری بودن دین، دلیل بیاساس بودن آن است»
برای بسیاری از ایرانیان، دین تنها یک مسئله شخصی و ذهنی نبوده است. آنان نتایج عملی حکومت دینی را در زندگی روزمره تجربه کردهاند: دین مسلح، خشونت دینی، حجاب اجباری، محدودیت سبک زندگی، سانسور، تبعیض مذهبی، غصب نهادهای اقتصادی و اجتماعی و مجازات رفتارهایی که «گناه» محسوب میشوند. این تجربه میتواند پرسشی اساسی ایجاد کند: اگر یک دین واقعا حقیقت دارد، آیا برای پذیرفتهشدن به اجبار، مجازات و قدرت حکومت نیاز دارد؟
«احکام غیر انسانی و تفسیرهای بیپایان»
بعضی افراد همچنان خدا را باور دارند، اما با بخشهایی از متون یا احکام دینی کنار نمیآیند. احکامی درباره خداناباوران، ازدینبرگشتگان، زنان، غیر مسلمانان، مجازاتها، بردهداری، قتل عام، جنگ، ارتداد یا روابط انسانی میتواند آنان را به این پرسش برساند که آیا همه آنچه در سنتهای دینی آمده، واقعا میتواند فرمان تغییرناپذیر یک خدای دانا و عادل باشد؟
«خرافه و افسونزدگی دینی نشان توهم بودن آن است»
ممکن است کسی به نوعی پروردگار یا خرد برتر باور داشته باشد، اما داستانهای معجزه، جن، شیطان، افسون، چشمزخم، شفاعت، کرامت یا دیگر ادعاهای فراطبیعی ادیان را نپذیرد. در این نگاه، خرافهزدگی دین و انبوه پاسخهای جعلی که رهبران دینی به سوالات مردم دادهاند (که هرگز شامل «نمیدانم» نبوده است) نشان وهمآلود بودن دین است.
«آگاهی تاریخی از نقش دین در فساد و ستم»
آگاهی بیشتر از تاریخ ادیان نیز میتواند باورهای پیشین را تغییر دهد.جنگهای مذهبی، آزار دگراندیشان، تبعیض علیه اقلیتها، محاکمه مرتدان و بدعتگذاران، بهرهبرداری سیاسی از ایمان و توجیه خشونت به نام خدا، برای برخی این پرسش را ایجاد میکند که چه مقدار از آنچه «خواست خدا» نامیده شده، در واقع نقشه و برنامه سلطهجویانی بوده که از رویکرد دینی برای همراه کردن مردم با خود بهره جستهاند.
#خداناباور #خداباور #دین_ناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خداباوران بدون دین چه میگویند؟
پژوهشها و نظرسنجیهای سالهای اخیر نشان میدهند که گروه بزرگی از ایرانیان، در حالی که هنوز به خدا، آفریدگار یا نوعی نیروی برتر از انسان باور دارند، دیگر خود را پیرو اسلام یا هیچ دین و مذهب مشخصی نمیدانند. بسیاری از ایرانیان نیز گفتهاند که در طول زندگی باور مذهبی پیشین خود را کنار گذاشتهاند. در نظرسنجیها، میزان باور به خدا همچنان بالاتر از میزان تعلق به یک دین مشخص گزارش شده است. این افراد را میتوان «خداباوران بدون دین» نامید. این افراد چه گفتمان، پرسشها، تردیدها و استدلالهایی ممکن است داشته باشند؟
«خدا هست، اما دین ساخته بشر است»
برای برخی، باور به آفریدگار به معنای پذیرش دین، به ویژه دینهای مسلط و رایج نیست. ممکن است کسی معتقد باشد جهان خالقی دارد، اما در عین حال دین را پدیدهای انسانی و تاریخی بداند. از این دیدگاه، دینهای بزرگ در مسیر تاریخی خود توسط انسانهایی با توان گفتاری یا رهبری نسبتا بالا ساخته و پرداخته شده، کپی و تقلید شده، تفسیر شده و شاخه شاخه شدهاند.
«دین نتایج تاریکی به همراه داشته است»
برخی دین را مانند درختی میبینند که باید آن را بر اساس میوهها و ثمراتش سنجید، نه ادعاهای سنگینی که دارد. بعضی ادیان ادعاهای بزرگی دارند. اما نتایج عملی کردار و گفتار پیروان ادیان، عملکرد روحانیان و نهادهای مذهبی، نوع مواجهه آنان با مخالفان، زنان، و دگراندیشان، و همچنین تجربه جوامعی که دین در آنها قدرت سیاسی پیدا کرده است، میتواند بخشی از این ارزیابی باشد.
«تجربه زندگی اخلاقی بدون نیاز به دین»
آیا برای اخلاق به دین نیاز داریم؟ آیا راستگویی، همدلی، عدالت، کمک به دیگران و پرهیز از خشونت حتما به پاداش بهشت یا ترس از جهنم نیاز دارند؟ یا اخلاق میتواند بر وجدان، عقل، همدلی و تجربه زندگی اجتماعی استوار باشد؟ پاسخ افراد بدون دین این است که زندگی اخلاقی به دین ارتباط زیادی ندارد. افراد بدون دین نیز میتوانند زندگی شایسته و غنی داشته باشند، و متدینین نیز میتوانند دست به جنایات بزرگ بزنند.
«دین و سلامت روان»
دین برای برخی افراد منبع آرامش، امید و معناست. اما برای دیگران ممکن است ترس از گناه، عذاب، جهنم، احساس دائمی تقصیر یا اضطراب درباره رعایت احکام مذهبی ایجاد کند. بنابراین پرسش شاید این نباشد که «دین خوب است یا بد»، بلکه این باشد که باور مذهبی در زندگی واقعی هر فرد چه اثری بر آزادی، آرامش و سلامت روان او میگذارد؟
«اجباری بودن دین، دلیل بیاساس بودن آن است»
برای بسیاری از ایرانیان، دین تنها یک مسئله شخصی و ذهنی نبوده است. آنان نتایج عملی حکومت دینی را در زندگی روزمره تجربه کردهاند: دین مسلح، خشونت دینی، حجاب اجباری، محدودیت سبک زندگی، سانسور، تبعیض مذهبی، غصب نهادهای اقتصادی و اجتماعی و مجازات رفتارهایی که «گناه» محسوب میشوند. این تجربه میتواند پرسشی اساسی ایجاد کند: اگر یک دین واقعا حقیقت دارد، آیا برای پذیرفتهشدن به اجبار، مجازات و قدرت حکومت نیاز دارد؟
«احکام غیر انسانی و تفسیرهای بیپایان»
بعضی افراد همچنان خدا را باور دارند، اما با بخشهایی از متون یا احکام دینی کنار نمیآیند. احکامی درباره خداناباوران، ازدینبرگشتگان، زنان، غیر مسلمانان، مجازاتها، بردهداری، قتل عام، جنگ، ارتداد یا روابط انسانی میتواند آنان را به این پرسش برساند که آیا همه آنچه در سنتهای دینی آمده، واقعا میتواند فرمان تغییرناپذیر یک خدای دانا و عادل باشد؟
«خرافه و افسونزدگی دینی نشان توهم بودن آن است»
ممکن است کسی به نوعی پروردگار یا خرد برتر باور داشته باشد، اما داستانهای معجزه، جن، شیطان، افسون، چشمزخم، شفاعت، کرامت یا دیگر ادعاهای فراطبیعی ادیان را نپذیرد. در این نگاه، خرافهزدگی دین و انبوه پاسخهای جعلی که رهبران دینی به سوالات مردم دادهاند (که هرگز شامل «نمیدانم» نبوده است) نشان وهمآلود بودن دین است.
«آگاهی تاریخی از نقش دین در فساد و ستم»
آگاهی بیشتر از تاریخ ادیان نیز میتواند باورهای پیشین را تغییر دهد.جنگهای مذهبی، آزار دگراندیشان، تبعیض علیه اقلیتها، محاکمه مرتدان و بدعتگذاران، بهرهبرداری سیاسی از ایمان و توجیه خشونت به نام خدا، برای برخی این پرسش را ایجاد میکند که چه مقدار از آنچه «خواست خدا» نامیده شده، در واقع نقشه و برنامه سلطهجویانی بوده که از رویکرد دینی برای همراه کردن مردم با خود بهره جستهاند.
#خداناباور #خداباور #دین_ناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9❤1💯1💔1
Forwarded from گفتوشنود
بهزاد سالکی، مترجم و پژوهشگر مطالعات ادیان، درگذشت
بهزاد سالکی، پژوهشگر برجسته مطالعات ادیان، مترجم و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در سن ۸۰ سالگی درگذشت.
بهزاد سالکی (متولد ۱۳۲۵) از چهرههای شناختهشده و اثرگذار در حوزههای فلسفه دین، تاریخ ادیان و اسطورهشناسی بود که سالها عمر خود را صرف پژوهش، تألیف و برگردان متون کلیدی در حوزه دینپژوهی کرد.
او علاوه بر فعالیتهای آکادمیک و عضویت در هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه، آثار ارزشمندی را به جامعه علمی و فرهنگی ایران معرفی کرد. از برجستهترین آثار ترجمه و تألیفشده توسط وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• «تاریخ اندیشههای دینی» (اثر سترگ میرچا الیاده در سه جلد)
• «مقدس و نامقدس: ماهیت دین» نوشته میرچا الیاده
• «یهودیت: بررسی تاریخی» نوشته ایزیدور اپستاین
• «عرفان مسیحی و بودایی» نوشته دایستز تیتارو سوزوکی
• کتابها و مقالاتی در حوزه «فلسفه دین» و تفسیرهای نوین دینی
درگذشت این استاد و مترجم پیشکسوت، ضایعهای برای جامعه دانشگاهی، پژوهشگران فلسفه و حوزه مطالعات ادیان در ایران به شمار میرود.
#بهزاد_سالکی #فلسفه #مطالعات_ادیان #گفتگو_توانا
بهزاد سالکی، پژوهشگر برجسته مطالعات ادیان، مترجم و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در سن ۸۰ سالگی درگذشت.
بهزاد سالکی (متولد ۱۳۲۵) از چهرههای شناختهشده و اثرگذار در حوزههای فلسفه دین، تاریخ ادیان و اسطورهشناسی بود که سالها عمر خود را صرف پژوهش، تألیف و برگردان متون کلیدی در حوزه دینپژوهی کرد.
او علاوه بر فعالیتهای آکادمیک و عضویت در هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه، آثار ارزشمندی را به جامعه علمی و فرهنگی ایران معرفی کرد. از برجستهترین آثار ترجمه و تألیفشده توسط وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• «تاریخ اندیشههای دینی» (اثر سترگ میرچا الیاده در سه جلد)
• «مقدس و نامقدس: ماهیت دین» نوشته میرچا الیاده
• «یهودیت: بررسی تاریخی» نوشته ایزیدور اپستاین
• «عرفان مسیحی و بودایی» نوشته دایستز تیتارو سوزوکی
• کتابها و مقالاتی در حوزه «فلسفه دین» و تفسیرهای نوین دینی
درگذشت این استاد و مترجم پیشکسوت، ضایعهای برای جامعه دانشگاهی، پژوهشگران فلسفه و حوزه مطالعات ادیان در ایران به شمار میرود.
#بهزاد_سالکی #فلسفه #مطالعات_ادیان #گفتگو_توانا
💔7
وحید علیزاده رزازی برای تحمل ۷۵ روز حبس به زندان تهران بزرگ میرود
وحید علیزاده رزازی اعلام کرد که برای تحمل ۷۵ روز حبس تعزیری باید خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. او پیشتر بازداشت شده و حدود یک ماه را تحت بازجویی و در سلول انفرادی گذرانده بود.
علیزاده رزازی روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ در ویدیویی گفت که پس از مراجعه به اجرای احکام، دستور معرفی خود به زندان تهران بزرگ برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس به او ابلاغ شده است.
او در بخش دیگری از سخنانش از اتهامزنی به فعالان داخل ایران و استفاده از تعابیری مانند «از خودشان است» انتقاد کرد و گفت اختلاف دیدگاههای سیاسی نباید به متهمکردن افراد و نادیدهگرفتن فشارهایی منجر شود که فعالان مدنی و اهل قلم در داخل کشور با آن روبهرو هستند.
علیزاده رزازی همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، ابراز امیدواری کرد که «سایه جنگ» از سر کشور برداشته شود و فشار ناشی از تحریمها و انسداد اقتصادی بر زندگی مردم کاهش یابد.
آقای علیزاده رزازی در بحبوحهی جنگ و قطع اینترنت، روز سوم فروردین ماه جاری، بازداشت شده و حدود یک ماه را در سلول انفرادی گذرانده بود.
#وحید_علیزاده_رزازی
@Tavaana_TavaanaTech
وحید علیزاده رزازی برای تحمل ۷۵ روز حبس به زندان تهران بزرگ میرود
وحید علیزاده رزازی اعلام کرد که برای تحمل ۷۵ روز حبس تعزیری باید خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. او پیشتر بازداشت شده و حدود یک ماه را تحت بازجویی و در سلول انفرادی گذرانده بود.
علیزاده رزازی روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ در ویدیویی گفت که پس از مراجعه به اجرای احکام، دستور معرفی خود به زندان تهران بزرگ برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس به او ابلاغ شده است.
او در بخش دیگری از سخنانش از اتهامزنی به فعالان داخل ایران و استفاده از تعابیری مانند «از خودشان است» انتقاد کرد و گفت اختلاف دیدگاههای سیاسی نباید به متهمکردن افراد و نادیدهگرفتن فشارهایی منجر شود که فعالان مدنی و اهل قلم در داخل کشور با آن روبهرو هستند.
علیزاده رزازی همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، ابراز امیدواری کرد که «سایه جنگ» از سر کشور برداشته شود و فشار ناشی از تحریمها و انسداد اقتصادی بر زندگی مردم کاهش یابد.
آقای علیزاده رزازی در بحبوحهی جنگ و قطع اینترنت، روز سوم فروردین ماه جاری، بازداشت شده و حدود یک ماه را در سلول انفرادی گذرانده بود.
#وحید_علیزاده_رزازی
@Tavaana_TavaanaTech
💔6🕊3
افزایش دو برابری نرخ سوم بنزین در ایران؛ سهمیه مازاد ۱۰ هزار تومان شد
سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران از تغییر در نظام سهمیهبندی و افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین خبر داد.
بر این اساس، قیمت بنزین مازاد بر سهمیه و کارتهای اضطراری جایگاهها از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان در هر لیتر افزایش مییابد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، با تایید این خبر اعلام کرد که تغییرات جدید صرفاً شامل نرخ سوم (کارت جایگاهها و مازاد مصرف) میشود و قیمت سهمیههای اول و دوم خودروها هیچ تغییری نخواهد کرد.
به گفته مقامات دولتی، خودروهای لوکس خارجی، خودروهای نوشماره و همچنین خودروهای فعال در مناطق آزاد تجاری از این پس تمامی سوخت خود را مشمول نرخ سوم (۱۰ هزار تومانی) خواهند دید.
افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان، آن هم در شرایطی که تورم خوراکیها از ۱۲۸ درصد فراتر رفته و دلار کانالهای بحرانی را پشت سر گذاشته، تیر تازهای بر پیکر نیمهجان اقتصاد و معیشت مردم است. دولت اگرچه مدعی است سهمیههای اول و دوم تغییر نمیکند، اما اثر روانی و موج تورمی ناشی از جهش قیمت سوخت مازاد و کارت جایگاهها، به سرعت به تمام کالاها و خدمات تزریق خواهد شد؛ ترکش این تصمیم پیش از هر چیز به سفره خالی مزدبگیران، اقشار آسیبپذیر و طبقه متوسطی اصابت میکند که زیر بار سنگین تورم لحظهای، دیگر توانی برای تحمل هزینههای سرسامآور جدید ندارند.
#بنزین #تورم #فقر #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران از تغییر در نظام سهمیهبندی و افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین خبر داد.
بر این اساس، قیمت بنزین مازاد بر سهمیه و کارتهای اضطراری جایگاهها از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان در هر لیتر افزایش مییابد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، با تایید این خبر اعلام کرد که تغییرات جدید صرفاً شامل نرخ سوم (کارت جایگاهها و مازاد مصرف) میشود و قیمت سهمیههای اول و دوم خودروها هیچ تغییری نخواهد کرد.
به گفته مقامات دولتی، خودروهای لوکس خارجی، خودروهای نوشماره و همچنین خودروهای فعال در مناطق آزاد تجاری از این پس تمامی سوخت خود را مشمول نرخ سوم (۱۰ هزار تومانی) خواهند دید.
افزایش صددرصدی قیمت نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان، آن هم در شرایطی که تورم خوراکیها از ۱۲۸ درصد فراتر رفته و دلار کانالهای بحرانی را پشت سر گذاشته، تیر تازهای بر پیکر نیمهجان اقتصاد و معیشت مردم است. دولت اگرچه مدعی است سهمیههای اول و دوم تغییر نمیکند، اما اثر روانی و موج تورمی ناشی از جهش قیمت سوخت مازاد و کارت جایگاهها، به سرعت به تمام کالاها و خدمات تزریق خواهد شد؛ ترکش این تصمیم پیش از هر چیز به سفره خالی مزدبگیران، اقشار آسیبپذیر و طبقه متوسطی اصابت میکند که زیر بار سنگین تورم لحظهای، دیگر توانی برای تحمل هزینههای سرسامآور جدید ندارند.
#بنزین #تورم #فقر #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7
کمال جعفری یزدی خطاب به جمهوری اسلامی: پیش از آنکه دیر شود، قدرت را به مردم واگذار کنید
کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، در پیامی خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی، با اشاره به وضعیت اقتصادی و نارضایتی گسترده مردم، از آنان خواست برای جلوگیری از خشونت و آسیب بیشتر به کشور، انتقال مسالمتآمیز قدرت به مردم را بپذیرند.
کمال جعفری یزدی در این پیام که روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ منتشر شده است، نوشته که تلاشهایی مانند «اصلاحات، رفرم و پوستاندازی» یا بازگرداندن چهرههای پیشین جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند راهی برای ادامه وضع موجود باشد.
او با اشاره به بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی هشدار داده است که ادامه سیاستهای کنونی میتواند پیامدهای سنگینی برای کشور داشته باشد و نوشته است: «انفجار قریبالوقوع خشم عمومی، در شرایطی که کارد به استخوان مردم رسیده، و چشمانداز تحولات سیاسی، شما را در تاریخ روسیاهتر از آنچه هستید خواهد کرد.»
جعفری یزدی از مقامها و نیروهای جمهوری اسلامی خواسته است پیش از تشدید بحران، انتقال مسالمتآمیز قدرت را بپذیرند. او نوشته است کسانی که «دستشان به خون مردم و دزدی از اموال ملت آلوده نیست» نباید از چنین انتقالی نگران باشند و افزوده است: «اگر درست عمل کنید، به شما امان خواهند داد.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین تأکید کرده است که برای اداره دوران گذار میتوان شورایی متشکل از افراد شایسته و متخصص تشکیل داد و از ظرفیت ایرانیان داخل و خارج از کشور بهره گرفت. به نوشته او، چنین ساختاری باید زمینه برگزاری همهپرسی و تحقق خواست مردم را فراهم کند و پاسداری از آزادی، دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، امنیت، معیشت مردم و تمامیت ارضی ایران را در اولویت قرار دهد.
جعفری یزدی همچنین بر استقلال ایران، عدم مداخله قدرتهای خارجی و رعایت منافع ملی تأکید کرده و هشدار داده است که از دست رفتن فرصت انتقال مسالمتآمیز قدرت میتواند کشور را با مخاطرات بیشتری روبهرو کند.
او در پایان خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی نوشته است: «فرصت را از دست ندهید» و تأکید کرده که سالها زندان و فشار بر منتقدان نتوانسته است آنان را از پیگیری مطالبات خود منصرف کند.
کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، از زندانیان سیاسی منتقد جمهوری اسلامی است و سابقه بازداشت و محکومیت بهدلیل فعالیتها و مواضع سیاسی خود را دارد.
#بیانیه #کمال_جعفری_یزدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، در پیامی خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی، با اشاره به وضعیت اقتصادی و نارضایتی گسترده مردم، از آنان خواست برای جلوگیری از خشونت و آسیب بیشتر به کشور، انتقال مسالمتآمیز قدرت به مردم را بپذیرند.
کمال جعفری یزدی در این پیام که روز ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ منتشر شده است، نوشته که تلاشهایی مانند «اصلاحات، رفرم و پوستاندازی» یا بازگرداندن چهرههای پیشین جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند راهی برای ادامه وضع موجود باشد.
او با اشاره به بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی هشدار داده است که ادامه سیاستهای کنونی میتواند پیامدهای سنگینی برای کشور داشته باشد و نوشته است: «انفجار قریبالوقوع خشم عمومی، در شرایطی که کارد به استخوان مردم رسیده، و چشمانداز تحولات سیاسی، شما را در تاریخ روسیاهتر از آنچه هستید خواهد کرد.»
جعفری یزدی از مقامها و نیروهای جمهوری اسلامی خواسته است پیش از تشدید بحران، انتقال مسالمتآمیز قدرت را بپذیرند. او نوشته است کسانی که «دستشان به خون مردم و دزدی از اموال ملت آلوده نیست» نباید از چنین انتقالی نگران باشند و افزوده است: «اگر درست عمل کنید، به شما امان خواهند داد.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین تأکید کرده است که برای اداره دوران گذار میتوان شورایی متشکل از افراد شایسته و متخصص تشکیل داد و از ظرفیت ایرانیان داخل و خارج از کشور بهره گرفت. به نوشته او، چنین ساختاری باید زمینه برگزاری همهپرسی و تحقق خواست مردم را فراهم کند و پاسداری از آزادی، دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، امنیت، معیشت مردم و تمامیت ارضی ایران را در اولویت قرار دهد.
جعفری یزدی همچنین بر استقلال ایران، عدم مداخله قدرتهای خارجی و رعایت منافع ملی تأکید کرده و هشدار داده است که از دست رفتن فرصت انتقال مسالمتآمیز قدرت میتواند کشور را با مخاطرات بیشتری روبهرو کند.
او در پایان خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی نوشته است: «فرصت را از دست ندهید» و تأکید کرده که سالها زندان و فشار بر منتقدان نتوانسته است آنان را از پیگیری مطالبات خود منصرف کند.
کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، از زندانیان سیاسی منتقد جمهوری اسلامی است و سابقه بازداشت و محکومیت بهدلیل فعالیتها و مواضع سیاسی خود را دارد.
#بیانیه #کمال_جعفری_یزدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👌12❤5👍3💯1
Forwarded from گفتوشنود
توماس پین (۱۸۰۹-۱۷۳۷)، متفکر، نویسنده بریتانیاییتبار و از پدران بنیانگذار ایالات متحده امریکا، یکی از درخشانترین چهرههای عصر روشنگری بود که با قلم قدرتمند و ایدههای رادیکال خود، مسیر تاریخ را تغییر داد. او با انتقال اندیشههای فلسفی از محافل بسته نخبگان به میان تودههای مردم، نشان داد که خرد و آزادی، ارثی همگانی است.
پین با انتشار رساله سرنوشتساز «عقل سلیم» در سال ۱۷۷۶ زمینهساز استقلال ایالات متحده شد. او نخستین کسی بود که به شکلی صریح استقلال آمریکا و برپایی نظامی جمهوری مبتنی بر اراده مردم را به عنوان یک ضرورت تاریخی مطرح کرد.
پین همچنین در کتاب «عصر خرد» به نقد جدی دگمهای مذهبی پرداخت و با تکیه بر خردگرایی و الهیات طبیعی، بر آزادی وجدان و تفکر انتقادی تأکید کرد.
توماس پین نویسندهای بود که جهان را وطن خود و نیککرداری را دین خود میدانست؛ اندیشمندی که ثابت کرد کلمات چگونه میتوانند زنجیرهای استبداد را پاره کنند و چراغ راه آزادی و عدالت باشند.
#توماس_پین #خردگرایی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
توماس پین (۱۸۰۹-۱۷۳۷)، متفکر، نویسنده بریتانیاییتبار و از پدران بنیانگذار ایالات متحده امریکا، یکی از درخشانترین چهرههای عصر روشنگری بود که با قلم قدرتمند و ایدههای رادیکال خود، مسیر تاریخ را تغییر داد. او با انتقال اندیشههای فلسفی از محافل بسته نخبگان به میان تودههای مردم، نشان داد که خرد و آزادی، ارثی همگانی است.
پین با انتشار رساله سرنوشتساز «عقل سلیم» در سال ۱۷۷۶ زمینهساز استقلال ایالات متحده شد. او نخستین کسی بود که به شکلی صریح استقلال آمریکا و برپایی نظامی جمهوری مبتنی بر اراده مردم را به عنوان یک ضرورت تاریخی مطرح کرد.
پین همچنین در کتاب «عصر خرد» به نقد جدی دگمهای مذهبی پرداخت و با تکیه بر خردگرایی و الهیات طبیعی، بر آزادی وجدان و تفکر انتقادی تأکید کرد.
توماس پین نویسندهای بود که جهان را وطن خود و نیککرداری را دین خود میدانست؛ اندیشمندی که ثابت کرد کلمات چگونه میتوانند زنجیرهای استبداد را پاره کنند و چراغ راه آزادی و عدالت باشند.
#توماس_پین #خردگرایی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌1