آموزشکده توانا
51.2K subscribers
38.3K photos
40.7K videos
2.56K files
21.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
اتهام محاربه و بغی علیه رزگار بیگ‌زاده بابامیری به دلیل تأمین دارو برای مجروحان اعتراضات ۱۴۰۱

رزگار بیگ‌زاده بابامیری، زندانی سیاسی اهل بوکان، تنها به جرم کمک به مجروحان سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با اتهامات سنگینی از جمله «محاربه» و «بغی» روبرو شده است.

به گزارش ایران اینترنشنال، شعبه ۱۰ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه برای این زندانی سیاسی کیفرخواستی صادر کرده و اتهاماتی همچون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تأمین مالی تروریسم»، «تبلیغ علیه نظام»، «جاسوسی و همکاری با دول متخاصم»، «داشتن تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک)»، «حمل سلاح غیرمجاز»، «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» و «آمریت در ترور» را به وی نسبت داده است.

با این حال، رزگار بیگ‌زاده در جلسه دادگاه تمامی این اتهامات را رد کرده و تصریح کرده که تنها اقدامی که انجام داده، تأمین دارو برای مجروحانی بوده که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ سرکوب شده بودند. او تأکید کرده که این کمک‌ها را به‌صورت ناشناس به دست آن‌ها رسانده و یک دستگاه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک را نیز تنها برای استفاده شخصی خریداری کرده است.

به گفته دختر این زندانی سیاسی، او بیش از ۶۰۰ روز است که در بازداشت موقت به سر می‌برد و در این مدت تحت فشارهای شدید روحی و شکنجه قرار گرفته است.

رزگار بیگ‌زاده بابامیری در حالی با چنین اتهاماتی مواجه شده که تأمین دارو برای آسیب‌دیدگان یک حرکت اعتراضی، اقدامی انسانی و به دور از خشونت است. انتساب این اتهامات سنگین به فردی که تنها برای نجات جان انسان‌ها تلاش کرده، بار دیگر سرکوب بی‌رحمانه و سیاست‌های ظالمانه دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را آشکار می‌کند.


طرح از آیلین فلاح

#رزگار_بیگ_زاده_بابامیری #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔41🕊5👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی ذیل ارزش‌ها

روایت دکتر حسن باقری‌نیا در خصوص ارزش زندگی از نطر دکتر کمال جعفری‌یزدی

دکتر حسن باقری‌نیا در ویدیویی درباره دکتر کمال جعفری یزدی، که اخیراً بازداشت شده است، می‌گوید:

«به دکتر گفتم: پس کی می‌خواهی زندگی کنی؟ بس نیست این‌همه رنجی که کشیدی؟ ۴ سال در اسارت عراق بودی و ۴ سال هم جمهوری اسلامی به‌خاطر امضای بیانیه ۱۴ تو را زندانی کرده. پس کی می‌خواهی مال خودت باشی؟

دکتر کمال جعفری یزدی پاسخ داد:
من دارم زندگی می‌کنم و از زندگیم لذت می‌برم. زندگی من ذیل ارزش‌هایم تعریف می‌شود. هر زندگی ارزش زیستن ندارد. من عاشق زندگی‌ام، اما نمی‌خواهم ادعا کنم که دوست دارم شهید شوم یا پروژه شهیدپروری مثل جمهوری اسلامی راه بیندازم.
مسئله این است: آیا هر زندگی ارزش زیستن دارد؟»

«خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش، بنماند هوشش الا هوس قمار دیگر»

بمانی برای وطن

ـ دکتر کمال جعفری یزدی، روز چهارشنبه هفته پیش با خشونت بازداشت شده و به قرنطینه زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شدند. لازم به ذکر است که روز گذشته خانواده دکتر کمال جعفری یزدی با مراجعه به زندان مشهد، قصد تحویل لباس گرم و داروهای ایشان را داشتند که متاسفانه موفق نشدند.

#حسن_باقری_نیا #کمال_جعفری_یزدی #بیانیه۱۴ #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔32👍4🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مخاطبان توانا این ویدیو را فرستاده و نوشته:

«سلام توانا
امروز دلار از ۷۷۰۰۰ تومان گذشت، هر روز شاهد قطع برق کارخانه‌ها و افزایش وضعیت رکود اقتصادی هستیم.
در حالی که کارگران داخل کشور از فرط گرانی و مشکلات اقتصادی بجای درمان دندان‌شان مجبور به کشیدن آن هستند و بسیاری از مناطق کشور در شرایط سخت فقر و کمبود گاز و برق زندگی می‌کنند این اقا میگه هوای لبنان داره سرد میشه... »


#فقر_فساد_گرونی #قطع_برق #کمبود_گاز #نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
18👍4💯2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی قلی‌لو، زندانی سابق سیاسی و فعال مدنی، در ویدیویی نسبت به وضعیت دکتر کمال جعفری یزدی در زندان وکیل‌آباد مشهد هشدار داد. وی اعلام کرد که دکتر جعفری یزدی، که به‌شکل خشونت‌آمیزی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده، همچنان در بند قرنطینه سالن یک این زندان به‌سر می‌برد؛ بندی که به گفته قلی‌رو، شرایط بسیار نامناسب و غیرانسانی دارد.

علی قلی‌لو با اشاره به تجربه شخصی خود از سالن یک قرنطینه، از مواردی مانند خودکشی و مرگ ناشی از اعتیاد در این بند خبر داد و تأکید کرد که این مکان برای افراد بیمار، از جمله دکتر جعفری یزدی که دچار ناراحتی قلبی است، خطرناک است.

وی مسئولیت جان دکتر جعفری یزدی و دیگر زندانیان سیاسی که در بندهای جرائم عادی نگهداری می‌شوند را برعهده علی خامنه‌ای و مسئولان زندان وکیل‌آباد دانست و از مردم خواست تا صدای دکتر کمال جعفری یزدی و سایر زندانیان سیاسی باشند.


#کمال_جعفری_یزدی #مشهد #بیانیه۱۴ #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔391
فریب در زندان قرچک؛ نمایشی برای بازرس‌ها و حقیقتی تلخ برای بازداشت‌شدگان

روایت یک زندانی سیاسی سابق

روایت دست اول از زندان قرچک که به تازگی به دست ما رسیده، تصویر تکان‌دهنده‌ای از سرکوب، خشونت و فریبکاری نظام جمهوری اسلامی را آشکار می‌کند. این روایت، از لحظه دستگیری در میدان انقلاب تا انتقال به زندان قرچک، نه تنها ظلم سیستماتیک و فشار روحی و جسمی علیه معترضان زن را شرح می‌دهد، بلکه به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه مقامات با ترفندهایی مانند نمایش‌های موقت و تغییرات سطحی تلاش می‌کنند چهره واقعی این زندان مخوف را پنهان کنند.
یکی از بازداشت شدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ روایت کرده است که مسئولان زندان، موقعی که در اثر افشاگری‌های زندانیان و درز کردن شرایط ناگوار زندان به بیرون و رسانه‌ها، تحت فشار قرار گرفتند، چگونه با ظاهرسازی برای بازرسان، تلاش کردند تا حقیقت را پنهان کنند.

متن این گزارش به شرح زیر است:

«۲۵ آذر بود که در میدان انقلاب توسط نیروی انتظامی (تعداد زیادی زن و مرد) زنها با عینک دودی و مقنعه و مانتو و شلوار بودند و هر کسی را که مقاومت می‌کرد را با کتک و لگد چند نفره، به داخل ون پرتاب می‌کردند. به یاد دارم دختر ۱۶ ساله‌ای که با دوستش و با فریاد «زن، زندگی، آزادی» و گریه و فریاد را پرتاب کردند. به قدری با این بچه با خشونت رفتار کردند که من به یکی از آن‌ها که بیشتر فحاشی می‌کرد، گفتم از ابروهایت (مدل شیطانی رنگ کرده) شناسایی‌ات کردم. مراقب خودت باش!!
از آن‌جا، علیرغم همه دروغ‌هایی که می‌گفتند، (کمی پایین‌تر آزادتان می‌کنیم) ما را به یک پادگان در افسریه انتقال دادند. خیلی اتفاق‌ها افتاد که در مجال دیگری بازگویی می‌کنم. حدود ۷۰۰ یا بیشتر، زن بودیم و شاید حدود ۲۰۰ نفر مرد!
مردان را با کتک در حالی که لباس‌هایشان را روی سرشان کشیده بودند، به سالن دیگری هدایت کردند و زن‌ها را در نماز خانه و خوابگاه سربازان جای دادند. تقریبا ۴۰ ساعت بدون این که بدانیم چه خواهد شد، در محوطه ماندیم. ماموران قدرت نداشتند با زن‌ها مقابله کنند، چون دقیقا همان مامور زنی که گفته بودم با فحاشی برای جمع‌کردن زن‌ها در داخل خوابگاه آمده بود را به دستگیرشدگان داخل کشیدند و حسابی کتکش زدند. پس از آن دیگر جرأت نزدیک شدن به ما را نداشتند. روز دوم غروب، چند مثلا قاضی هر کدام از ما را دیدند و با سلیقه خودشان حکم آزادی یا زندان دادند.

وقتی نامم را بردند، گفتند که این اسامی آزادند اما با بیرون آمدن ما دست‌هایمان را با تسمه به یکدیگر بستند و در یک اتوبوس که همه صندلی هایش جمع شده بود و پنجره نداشت و فقط از درز کوچکی که بین صفحه‌های فلزی وجود داشت می‌شد فهمید که به خارج از شهر می‌رویم. در نهایت ما را به زندان قرچک یا همان زندان زنان شهر ری انتقال دادند. در بدو ورود ما را بررسی پزشکی و روانی می‌کردند و بعد باید درون یک اتاق جلوی یک خانم لخت می‌شدیم و می‌نشستیم و بر روی زانو بلند می‌شدیم که چیزی را وارد نکرده باشیم.»

نویسنده پس از شرح درباره وضعیت زندان و بازدید تیم بازرسی می‌نویسد:

«متوجه شدیم که تعداد دیگری از دستگیرشدگان همان روز، در ورزشگاه زندان در شرایط بسیار بدی نگهداری می‌شدند و جالب این بود که این بخش اصلاً به بازرسین نشان داده نشده بود.

بعد از آزادی خبرهایی شنیدم که شوکه شدم. ظاهراً قبل از ماجرای زندانی‌شدن ما، یک صدای ضبط‌شده از زندان قرچک بیرون آمده بود که از شرایط وحشتناک بندهای قرچک و بند قرنطینه، خون‌های شتک‌زده، کثیفی زیاد و رفتار بد نگهبانان گزارش داده بود. ضمن این که هفته قبل از آن، تعدادی از زنان یک بند را به آتش کشیده بودند.

رئیس زندان برای این که بتواند این خبرها را خنثی کند، قبل از دستگیری ما، با توجه به این که مطمئن بود تعدادی به آنجا منتقل می‌شوند، تغییراتی را داده بود که ما فریب بخوریم و بعد از آزادی، از ویژگی‌های این زندان تعریف کنیم. نه قبل و نه بعد از آن روز، هرگز نشنیدم که ملحفه تمیز و سفید به هیچ زندانی‌ای داده باشند. باید از پارچه‌های سفید و نو می‌فهمیدیم که فریب خورده‌ایم. ما خیلی خام بودیم و باید می‌دانستیم که جمهوری اسلامی بر اساس دروغ پایه‌ریزی شده است.

این روزها که گزارش دیگری از آن روزهای زندان منتشر شده، بر خودم واجب دانستم که به همه بگویم چه بر ما گذشت. هنوز برخی از ما حکم‌های سنگینی داریم. یکی از ما را روز دستگیری آن‌قدر زده بودند که در سرش سه ناحیه خون لخته شده بود و سکته مغزی کرده و اکنون تحت درمان است. دوست دیگری را آن‌قدر زده بودند که پایش آسیب دیده بود و مجبور شدیم شلوار جینش را پاره کنیم که مشکلی پیش نیاید.»

گزارش کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/deception-qarchak-prison/

#زندان_قرچک #زندان_زنان_قرچک #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔34👍7🕊4
آخوند، مثل ملخی که به مزرعه میزند، ایران را سوزاند

طرح از قلمفرسا

روز گذشته ویدیویی منتشر. شد که در آن یک زن اهوازی خطاب به استاندار خوزستان می‌گفت:
«پدربزرگم راست می‌گفت که آخوندها نفسشون عین ملخه، بخوره بهتون می‌سوزونتتون.»

#کارتون #هنر_اعتراض #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍65🕊2
حافظان اینترنت آزاد را فراموش نکنیم؛ فراموشی ابزار حکومت‌های دیکتاتوری علیه مردم است

یوسف قبادی و کاربر سِگاور از فعالان مبارزه با فیلترینگ در شدیدترین شرایط فیلترینگ اینترنت، با تلاش‌های خود برای بسیاری از کاربران این امکان را فراهم کردند تا به اینترنت آزاد دسترسی پیدا کنند.
هزاران کاربر در شبکه‌های اجتماعی به لطف زحمات این دو، توانستند به اینترنت بدون فیلتر دسترسی پیدا کنند.

اکنون بیش از ۱۰ ماه از بازداشت یوسف قبادی و کاربر سگاور می‌گذرد و هنوز هیچ خبری از وضعیت آن‌ها در دست نیست.

فراموش کردن نام فعالینی مثل یوسف قبادی و سگاور، دقیقا همان چیزی است که سیستم استبدادی می‌خواهد. این فراموشی، راه را برای سرکوب و خاموش کردن صدای دیگر فعالان مبارزه با فیلترینگ هموار می‌کند.

#یوسف_قبادی #سگارو

@tavaanatech
👍42🕊5💔53
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که جسدی در محل سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیشی دفن نشده، ولی در آنجا در حال احداث بارگاهی هستند. سنگ قبری نمادین هم در آنجا گذاشته‌اند. بودجه‌ای هم برای این کار اختصاص داده‌اند که از محل اداره کل نوسازی مدارس استان تامین شده است و این در حالی است که روستاهای اطراف همان محل فاقد مدرسه استاندارد هستند.

#هلیکوپتر #رئیسی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍27💔9🕊5

ده روز پس از بازداشت، سه فعال سیاسی که به صدور حکم اعدام برای بچه‌های اکباتان معترض بودند، همچنان در سلول‌های انفرادی زندان اوین و تحت بازجویی هستند.
نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی سهراب حسن‌خانی، مسعود وظیفه، و مجتبی ابراهیمی سه فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق را روز شنبه ۱۷ آذر ماه، در مقابل ستاد حقوق بشر قوه قضاییه بازداشت کردند.

مسعود وظیفه اقدام به تحصن و اعتصاب غذا جلوی دفتر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه کرده و دو فعال دیگر به دیدارش رفته بودند.

آخرین خبر حاکی است که دست‌کم یکی از این عزیزان چند روز پبش با خانواده‌اش تماس تلفنی داشته، ولی لحن سخن‌گفتن و محتوای صحبت‌ها نشان از فشار سنگین بازجویان داشته است.

این سه هموطن، به خاطر احساس مسئولیت و وظیفه وجدانی و حقوق بشری، قدم به خیابان گذاشتند تا اعتراض خود را علنی اعلام کنند. آن‌ها هیچ اقدام مجرمانه‌ای انجام نداده‌اند.

جمهوری اسلامی با تحت فشار قراردادن و شکنجه افراد بازداشت شده، همواره تلاش می‌کند تا آن‌ها را به اعتراف اجباری علیه خود وادارد.

صدای این سه آزادمرد باشیم.

#مسعود_وظیفه #سهراب_حسنخانی #مجتبی_ابراهیمی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍27💔6🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳، قیمت دلار به بالای ۷۷۰۰۰ تومان رسیده است.
قدرت خرید مردم بسیار کاهش پیدا کرده است.

«درآمد چهار روز کار یک کارگر، اگر کاری باشد، برای شب یلدا به اندازه‌ای است که نمی‌توانیم جلوی زن و بچه شرمنده نشویم و فقط به فکر یمن و لبنان هستند.

نعیم قاسم، با تشکر از جمهوری اسلامی ایران برای کمک‌های مالی به این گروه گفت: پرداخت‌ها بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار (۳۰ میلیون تومان) برای هر فرد بوده است و افزود که بیش از ۲۳۰ هزار خانواده برای دریافت کمک مالی ثبت‌نام کرده‌اند.

هزینه پرداخت پول به این خانواده‌ها دست‌کم ۷۷ میلیون دلار خواهد بود (۵/۷۷۵/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان).»

#فقر_فساد_گرونی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍18💔111
امروز سه شنبه ٢٧ آذر ١٤٠٣، سامان محمدی خیاره، زندانی سیاسی اهل سنندج و خانواده‌اش به دلیل فشار روانی مربوط به قطعی‌شدن اجرای حکم اعدام او، حاضر به انجام آخرین ملاقات نشده و از آن صرف نظر کرده‌اند.

سامان محمدی خیاره، ساعاتی پیش آخرین تماس تلفنی را با خانواده انجام داده و گفته است که حکم او تا چند ساعت دیگر اجرا خواهد شد.

سامان زمانی که بازداشت شد حدودا بیست ساله بود و اکنون سی‌وپنج سال سن دارد؛ او یک پسر دارد که چند روز پس از بازداشتش به دنیا آمد، حالا پسرش هم‌سن سال‌هایی است که پدرش در زندان گذرانده است.

پرونده سامان پر از ابهاماتی جدی است که جای بحث دارد. سامان سال هشتادوهشت بازداشت شد اما بازداشت وی ارتباطی با اعتراضات جنبش سبز نداشته است؛ پرونده سامان مربوط به قتل امام جماعت مسجد قُبا در سنندج است.

سامان ابتدا در شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شد. این حکم اما به دلیل نبود ادله کافی در دیوان عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع شد. در نهایت، دادگاه هم‌عرض وی را به عنوان متهم ردیف دومِ پرونده به پانزده سال حبس تعزیری به اتهام «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» محکوم کرد.

برای پذیرفتن همین اتهام نیز سامان هفت سال شکنجه شد تا در نهایت در سال نودوپنج مجبور شد در اعترافات تلویزیونی در شبکه استانی کردستان حضور یابد و علیه خود سخن بگوید. حالا پس از گذراندن دوره‌ی حبس (پانزده سال) و با فشار نیروهای امنیتی، پرونده سامان دوباره در دیوان عدالت کشوری بازنگری شده و به حکم اولیه یعنی اعدام تغییر یافته است. تمامی روند بازنگری نیز بدون اطلاع سامان و نزدیکانش بوده است.

#سامان_محمدی‌_خیاره #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔563👍3🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«به شب یلدا نزدیک می‌شویم... و به یاد یلدا آقافضلی می‌افتیم، دختر شجاعی که با افتخار می‌گفت با وجودی که خیلی شکنجه شد، اظهار پشیمانی نکرد.

یلدا یلدا یلدا
قهرمان ایران...
دختر شجاع ایران...
دوست داریم، اسمتو، تولدتو، قهرمانیتو...
دوست داریم، دوست داریم دوست داریم»

متن و ویدیو ارسالی مخاطبان

#شب_یلدا #یلدا_آقافضلی #متهم_اظهار_پشیمانی_نکرد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔72👍21🕊1
دِیگَرد، خواننده‌ی رپ، در یزد توسط لباس شخصی‌ها مورد حمله، ضرب و شتم و تعرض قرار گرفته‌است.

دِیگَرد در خیزش زن، زندگی، آزادی، ترانه «با چشمای خودم دیدم» را در حمایت از مردم منتشر کرد. او به‌دلیل اجرای موسیقی رپ در یزد مورد حمله، ضرب و شتم و آزار و اذیت و تعرض قرار گرفته است.

او در توییتی از این حمله نوشته و گفت:

«‏پریشب طرفای ۱۲ از خونه‌ی دوستم خارج شدم.
نشستم توی ماشین و بعد از پیچیدن تو فرعی اول دو تا موتور با ۴ نفر سرنشین پیچیدن جلوم.
پیاده شدم و با اولین فحش که درگیر شدم اسپری تو صورتم خالی شد.
نشوندنم وسط و یک نفر نشست پشت سرم.
بردنم یک جایی تو یک خونه. ساختمون مخابرات رو فقط دیدم.
درب پارکینگ خونه رو باز کردن و همینجوری که می‌زدنم بردنم تو یه اتاق که فکر می‌کنم نیم طبقه زیر زمین بود.
این دفعه‌ی سومه که همچین اتفاقی تو شهر خودم برام میفته.
زدنم و بهم تعرض کردن.
بعد از اینکه تو کوچه های حوالی باهنر ولم کردن رفتم خونه و با دوستام تماس گرفتم. سه ساعت گذشته بود. سه نفر از دوستام شاهدن که تو چه وضعیتی بودم.
کل مطلبشون این بود که تو یزد نَمِشه این گها بخورن تو اصلا چرا اینجایی و اجرا گذاشتی؟
با کی طرفم؟ نمیدونم. با چی طرفم؟ نمیدونم.
نه میگذرم و نه فراموش می‌کنم.
به اصرار دوستانم اینجا نوشتم.»

🔸 لینک توییت
🔸 ترانه با چشمای خودم دیدم.

#هنر_اعتراض #هنر_اعتراضی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔63👍95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینه از اندوه این مردم پریشان مانده است
"هر کسی از ظنّ خود" حال دلم را خوانده است

جز نگاه سوگوارم نیست با من همسفر 
این سفر، این درد و غم، کی میرسد آخر به سر؟

سفرهٔ خالی... پدر مانده‌است در شرمندگی 
فرق چندانی ندارد مرگ ما با زندگی 

از هجوم فقر باریده‌است بر دل نیزه‌ها 
نیست وجدانی سپر، غرقند در خون سبزه‌ها

گل شکست‌ و بلبل اندوهگین شد دربدر
باغبان افتاده بر جان درختان با تبر !

علی رضا جعفری(آزادی)

#فقر_فساد_گرونی #سالمندی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔37👍2
شب یلدا، بلندترین شب سال، اما آسمان ما با یاد آیدا آقافضلی روشن است. نوری که خاموش شد، اما شعله‌ی یادش در دل ما جاودانه ماند.
آیدا، برای تو و همه ستاره‌های خاموش‌شده، صبوری می‌کنیم تا روشنایی بازگردد.

طرح از شهرزاد
artdeshaz

#آیدا_آقافضلی #شب_یلدا
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔41👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نواز، خواهر زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم از جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی، ویدیویی از مراسم از دواج خواهرش با زنده‌یاد سعید طهماسبی همراه دلنوشته‌ای از مادرش به مناسبت سالگرد ازدواج نیلوفر و سعید به شرح زیر منتشر کرد:

«نیلوفرم، پاره تنم، دختر دلبندم، سعید مهربان و دوست داشتنی‌ام
بیست و هشتم آذرماه سالگرد عروسی شما عزیزانم است. بامداد بیست و یکم آذرماه، سرشار از عشق به زندگی، امید به آینده و مهر وطن، پا به سرزمین مادری‌تان گذاشتید تا در کنار افرادی که دوستشان داشتید و دوستتان داشتند، پیوند زندگی مشترکتان را جشن بگیرید، در چهار هفته‌ای که در ایران بودید، شادترین روزهای زندگی تان را رقم زدید.
از بودن در کنار خانواده چه شاد و سرمست بودید، با مهر و عشقی وصف ناشدنی محله‌های مورد علاقه‌تان را زیر پا می‌گذاشتید، می‌خواستید از هر کدام تکه‌ای را در وجودتان جا دهید و با خود ببرید تا هیچگاه دوری از وطن را احساس نکنید.
هنگامی که راهی فرودگاه بودید، آخرین خواسته ‌ان از پدرها و مادرها این بود که آن‌ها به شما به پیوندند، دلتنگی دور شدن از آنان به نگاهتان گره خورده بود.
نیلوفرم، به تو می‌گویم: گرمی لذت آخرین به آغوش کشیدن تو همواره با من است.
سعیدم، به تو می‌گویم: آخرین نگاه پر از اشتیاق و مهربانی تو هنوز برای من گفتنی‌ها دارد.
جسم شما دیگر با پدرها، مادرها، خواهرها و دیگر دوستداران‌تان نیست، ولی شما در لحظه لحظه زندگی با ما همراه هستید و هیچگاه فراموش نمی‌شوید.
در بامداد هجدهم دی ماه هزار و سیصد و نود و هشت، به دست شیاطینی زمینی، حق زندگی از شما عزیزانم و از صد و هفتاد و پنج انسان بی‌گناه هم سفرتان گرفته شد.
شما مظلومین، از شاهدشهر، شهری که تا ابدیت این جنایت را گواهی می‌دهد، عروج کردید، ولی می‌دانم پاک‌ترین فرشته‌ها شما را در پرواز ابدی تان در بر گرفتند و در بین آنان هستید.

دادخواه حق زندگی، امیدها و آرزوهایتان هستم.

*دل نوشته مادرم برای نیلوفر و سعید*»

navaz27

نیلوفر ابراهیم و سعید طهماسبی دو زوج جوان پرواز اوکراین بودند. آن‌ها برای ازدواج به ایران رفته بودند و چند روز بعد از جشن عروسی به لندن برمی‌گشتند که در فاجعه سرنگونی هواپیما توسط موشک‌های سپاه تروریستی پاسداران جان باختند.

نیلوفر ابراهیم ۳۴ ساله فارغ‌التحصیل مقطع فوق لیسانس دانشگاه کینگستون لندن و سعید دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه امپریال کالج لندن بودند.

#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #سعید_طهماسبی #نیلوفر_ابراهیم #هواپیمای_اوکراینی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
#PS752justice

@Tavaana_TavaanaTech
💔44👍7
اجرای حکم اعدام سامان دقایقی پس از اذان صبح و پای چوبه‌ی دار به تعویق افتاد. او حدود سه ساعت پیش به بند عمومی زندان قزلحصار بازگشته است؛
خبری خوب برای همه‌ی ما و به‌ویژه برای شُعیب، فرزند پانزده سالەی #سامان_محمدی_خیاره، که پدرش را همیشه در اتاق‌های ملاقات زندان دیده است...

از صفحه سوران منصورنیا
soran_mansournia

ـ این چندمین بار است که حکم ناعادلانه سامان به تعویق می‌افتد، ولی همین بردن تا پای چوبه دار، یک نوع شکنجه هم برای او و هم برای خانواده رنج‌کشیده‌اش است.

متهمی که یک بار پرونده‌اش مختومه اعلام شده بود، اما دوباره برایش حکم اعدام صادر کردند و پانزده سال است که در حبس است و فرزندش که بعد از بازداشت او به دنیا آمده پدر را جز در اتاق ملاقات ندیده است.

#نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔65👍36🕊173
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی این ویدیو و این طرح‌ها صدای جاویدنام نوید افکاری را می‌شویم. نوید افکاری، جوانی که به جرم نکرده قربانی بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی شد، در واپسین پیام خود پرده از ظلم آشکار دستگاه قضایی برداشت. او، با زبانی ساده اما تأثیرگذار، از روند ناعادلانه‌ای سخن گفت که در آن بی‌گناهی‌اش نادیده گرفته شد و عدالت قربانی سیاست و نمایش قضاتی شد که از مفهوم قضاوت تنها نامی را به ارث برده‌اند.

نوید، در میان درد و ناامیدی، از آخرین تلاش‌هایش برای شنیده شدن سخن گفت. او و خانواده‌اش، پس از دو سال خون دل خوردن، با رد شدن اعاده دادرسی، به این نتیجه رسیدند که امیدی به عدالت در این نظام وجود ندارد. حکمی که علیه او صادر شد نه بر اساس عدالت، بلکه با هدف خفه کردن صدای حق‌طلبی‌اش بود.

پیام نوید فقط به مردم ایران نبود؛ او خطاب به هر انسان آزاده‌ای در سراسر جهان گفت که سکوت در برابر ظلم، حمایت از ظالم است. او با شجاعت اعلام کرد که اگر اعدام شود، همه بدانند که در قرن بیست‌ویکم، با وجود نهادهای حقوق بشری، یک انسان بی‌گناه به دار آویخته شد. او فریاد زد که این ظلم اولین و آخرین قربانی‌اش نخواهد بود، مگر اینکه جهان صدای او را بشنود.

در طی این سال‌ها جوانانی همچون نوید، محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدرضا کرمی، محمد حسینی، رضا رسایی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهره‌وند و ... توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند.

این یعنی هنوز صدای مظلومیت مردم ایران و صدای زندانیان به درستی شنیده نشده و اقدامی موثر علیه اعدام صورت نگرفته.

اینک جوانان دیگری با حکم اعدام در زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی هستند. آن‌ها در یک روند دادرسی ناعادلانه به اعدام محکوم شده‌اند.

ویدیو از :
zard_drawing
——
#stopexecutionsiniran #justiceforvictims #protestart
#اعدام_نکنید #عدالت_انتقالی #هنر_اعتراض #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #جمهوری_اسلامی #اعدام_یک_قتل_عمد_دولتی_است
#محمد_امین_مهدوی_شایسته #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔36👍4👌2🕊21