آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

جاویدنام رضا اسدی، جوانی ٣٠ ساله بود که هجدهم دی ماه، در گرگان با شلیک ماموران حکومت کشته شد. در مراسم چهلم او، حاضران سرود «ای ایران» خواندند، چندین کبوتر را رها کردند، و شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر دادند.

#رضا_اسدی #گرگان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊32
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی ایران در قدردانی از گردهمایی‌های جهانی؛ تأکید بر همبستگی ملی و تداوم امید به آزادی

جمعی از زندانیان سیاسی سابق و فعلی ایران با انتشار بیانیه‌ای، از گردهمایی‌های گسترده ایرانیان در روز جهانی اقدام، به‌ویژه اجتماع بزرگ مونیخ و تجمعات هم‌زمان در شهرهای مختلف جهان، قدردانی کرده و این رویدادها را نمادی از همبستگی ملی و تداوم اراده برای آزادی دانستند.

این بیانیه با عبارت‌های «به نام ایران، به نام آزادی و به نام مردمی که ایستاده‌اند تا میهن خود را بازپس گیرند» آغاز شده و امضاکنندگان آن تأکید کرده‌اند که «از پشت دیوارهای زندان و در شرایطی که می‌کوشند صدایمان را خاموش کنند، با قلبی سرشار از امید، غرور و سپاس، در برابر شکوه و عظمت گردهمایی بزرگ ایرانیان… سر تعظیم فرود می‌آوریم.»

در ادامه، از حضور گسترده ایرانیان در شهرهای مختلف جهان به‌عنوان پیامی روشن یاد شده است:
«ایران زنده است، اراده ملت زنده است، و فریاد آزادی خاموش‌شدنی نیست.»

امضاکنندگان بیانیه، این تجمع‌ها را «تنها یک تجمع» ندانسته و آن را «تجلی اراده یک ملت» توصیف کرده‌اند؛ ملتی که «سال‌ها رنج کشیده‌اند اما تسلیم نشده‌اند» و باور دارند «آینده ایران از آنِ آزادی است.»

در بخش دیگری از بیانیه، از برگزارکنندگان، سازمان‌دهندگان، داوطلبان و شرکت‌کنندگان قدردانی شده و آمده است:
«شما در آن روز نه فقط برای خود، بلکه برای میلیون‌ها ایرانی که امکان حضور نداشتند ایستادید و فریاد زدید، و این فریاد به درون زندان‌ها نیز رسید.»

همچنین از سخنان شاهزاده رضا پهلوی که بر «همبستگی ملی، امید به آینده و ضرورت نجات ایران» تأکید کرده‌اند، به‌عنوان پیامی نیرو‌بخش برای ادامه ایستادگی در سخت‌ترین شرایط یاد شده است.

در ادامه بیانیه با تأکید دوباره بر اتحاد ملی آمده است:
«بدانید که مردم ایران صدای شما را شنیدند.
بدانید که این همبستگی، این اتحاد و این اراده، پایه‌های استبداد را به لرزه درآورده است.
بدانید که هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر ملتی بیدار و مصمم را ندارد.»

نویسندگان بیانیه در پایان با ابراز امید نسبت به آینده تصریح کرده‌اند که «روزی نه‌چندان دور، همین فریادها در خیابان‌های ایران طنین خواهد انداخت و ملت ایران… آزادی، سربلندی و شکوه میهن را جشن خواهد گرفت.»

این بیانیه به امضای ده‌ها تن از زندانیان سیاسی سابق و فعلی رسیده و در مجموع، بیش از هر چیز بر همبستگی ایرانیان در داخل و خارج از کشور به‌عنوان نیرویی تعیین‌کننده برای آینده ایران تأکید دارد.

اسامی امضاکنندگان:
فرشته سوری
سوری بابائی چگینی
رضا نوروزی
حجت الاه رافعی
بهفرلاله زاری
صالح خاموشی
حسین استاجی آریان
محمد حسین سهرابی
بختیار ساسانی
مسعود حساس
آزاد پیکری فرد
میثم غلامی
امین سخنور
کاظم علی نژاد بارانلو
شهریار بیات
علی اصغر حسنی راد
بختیار ساسانی
مرسل کتابی
وحید قدیرزاده
علی جهانیان
محسن خانمحمدی
سعید نسیمی
میثم محمدی
محمد دانیالی
غلامجسین بروجردی
رضا بهروز مرادی
حسن قرآن نویس
مجتبی ابراهیمی
مهدی ساورعلیا
افشار مونسی
علی مقصد جو
محمد سلطانی
محمد رهبری
علیرضا بهاری
میلاد حسنلوئی
حامد محمدی
فرشید لاهوتی
یاشار قضائی
سهراب حسن خانی

#بیانیه #همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
29💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت جان‌باختن جاویدنام عرفان یوسفی؛ جوان ۲۶ ساله‌ای که پس از اصابت گلوله، در بیمارستان جان داد

۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، عرفان یوسفی، ۲۶ ساله، در محدوده فرمانداری شهرقدس (قلعه حسن‌خان) هدف اصابت گلوله قرار گرفت. او در لحظه تیرخوردن به اطرافیانش اعلام کرد که زخمی شده است. با باز بودن درِ یکی از خانه‌های اطراف، وی را به آنجا منتقل کردند تا خودرویی برای رساندنش به بیمارستان پیدا شود. پس از یافتن خودرو، عرفان به بیمارستان نور شهریار انتقال داده شد.

در مسیر بیمارستان، حدود ساعت ۹ شب، او با شماره‌ای ناشناس با خواهرش تماس گرفت و گفت: «به پهلوم تیر خورده و مردم دارن می‌برنم بیمارستان نور شهریار.»
در گفت‌وگوی کوتاه میان آن دو، خواهرش پس از شنیدن خبر تیرخوردن به او گفت به وجودش افتخار می‌کند و عرفان در حالی‌ که از درد شدید سخن می‌گفت، پاسخ داد: «نوکرتم آبجی، ولی انقدر درد دارم نفسم داره بند میاد.»

زمانی که پدر و خواهرش به بیمارستان رسیدند، عرفان از نخستین افرادی بود که به اتاق عمل منتقل شده بود. آنان تا نزدیک ساعت ۳ بامداد در بی‌خبری کامل از وضعیت او بودند تا اینکه با پیگیری‌های مداوم، خواهرش پیکر عرفان را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد. مسئولان بیمارستان از خانواده خواستند ساعت ۸ صبح برای تحویل گرفتن پیکر مراجعه کنند، اما حدود ساعت ۵ صبح نیروهای پلیس از درِ پشتی وارد شده و پیکر را از سردخانه به کهریزک منتقل کردند؛ اقدامی که به دور از دید مردم انجام شد.

بر اساس اطلاعات موجود، گلوله از پشت به پهلوی عرفان اصابت کرده و از جلو خارج شده بود؛ آسیبی که منجر به سوراخ شدن کامل ریه شده بود. گفته می‌شود او تا پیش از ورود به اتاق عمل زنده بوده، اما از درد شدید و بی‌حسی پاها شکایت داشته است.

کد پیکر در کهریزک ۱۱۹۴۳ اعلام شد. پیکر عرفان در ۲۰ دی‌ماه به شهرقدس منتقل و خانواده سرانجام در ۲۲ دی‌ماه موفق به برگزاری مراسم خاکسپاری شدند.
به گفته نزدیکان، خانواده او رؤیای دیدن مراسم ازدواج عرفان را در سر داشتند؛ رؤیایی که هرگز محقق نشد.

#عرفان_یوسفی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊41
به گزارش کانال «دانشجویان متحد»، در ادامه فشارها و برخوردهای امنیتی با دانشجویان، محمد اسدی، دانشجوی رشته پزشکی و دبیر کمیته صنفی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم‌پزشکی تبریز، روز دوشنبه ۲۷ بهمن‌ماه بازداشت شده است.

بر اساس این گزارش، تاکنون اطلاعاتی درباره نهاد بازداشت‌کننده، اتهام‌های مطرح‌شده و محل نگهداری این دانشجو منتشر نشده و خانواده و هم‌دانشگاهی‌های او در بی‌خبری کامل به سر می‌برند.

اطلاع‌رسانی درباره وضعیت دانشجویان و دیگر بازداشت‌شدگان، به‌ویژه در شرایطی که نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری اعلام نمی‌شود، اهمیت حیاتی دارد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که سکوت و بی‌خبری، خطر نقض حقوق بازداشت‌شدگان را افزایش می‌دهد و انتشار خبر می‌تواند در کاهش فشارها و حفظ امنیت آنان مؤثر باشد.

در ماه‌های اخیر، علاوه بر دانشجویان، گزارش‌هایی از بازداشت یا احضار پزشکان و اعضای کادر درمان نیز منتشر شده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه برخوردهای امنیتی به محیط‌های درمانی و دانشگاهی را افزایش داده است.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوری_اسلامی #محمد_اسدی

@Tavaana_TavaanaTech
16🕊8💔7
گزارش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد روی برخی خانه‌ها در محله‌هایی مانند یوسف‌آباد و نقاطی دیگر از تهران علامت‌هایی نصب یا حک شده است. یکی از کاربران نوشته‌ وقتی از همسایه‌ها درباره این نشانه‌ها پرسیده‌، پاسخ شنیده‌ که این خانه‌ها در جریان اعتراضات به معترضان پناه داده بودند.
نشانه‌گذاری منازل شهروندان، آن هم با اتهام‌هایی سیاسی امنیتی، نه‌تنها نقض حریم خصوصی و امنیت فردی است بلکه می‌تواند زمینه‌ساز فشار، تهدید یا حتی حمله‌های بعدی شود.

این الگو—شناسایی، علامت‌گذاری و سپس اعمال فشار—برای بسیاری یادآور تجربه‌های تلخ تاریخی است. در آلمان دوره نازی، نشانه‌گذاری خانه‌ها و مغازه‌های یهودیان یکی از ابزارهای طرد اجتماعی و زمینه‌سازی برای سرکوب گسترده‌تر بود. شباهت در «روش»—یعنی جدا کردن و قابل‌تشخیص کردن گروهی از شهروندان از طریق علامت‌گذاری—همان چیزی است که امروز موجب نگرانی و مقایسه‌های تاریخی شده است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔121
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام سعید خورده فراهانی محل جان‌باختن او را گلباران می‌کند

سعید خورچه فراهانی بر اثر شلیک تک‌تیرانداز در افسریه تهران کشته شد.

سعید خورچه فراهانی، متولد ۲ دی‌ماه ۱۳۷۲، روز ۱۸ دی‌ماه در منطقه افسریه تهران در پی اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، تیراندازی از سوی فردی مستقر بر بام یک ساختمان و با استفاده از سلاح جنگی انجام شده و گلوله از ناحیه پشت سر به او برخورد کرده است؛ آسیبی که منجر به مرگ فوری وی در محل شد.
نزدیکان سعید خورچه فراهانی می‌گویند او پیش‌تر وصیت کرده بود که در صورت جان‌باختن، در اطلاعیه‌ها و بنرهای مراسمش عنوان «شهید در راه ایران» درج شود. با این حال، به گفته خانواده، اجازه ندادند این وصیت عملی شود.

#سعید_خورچه_فراهانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔353
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی حاکی از آن است که بامداد امروز دوشنبه ۲۷ بهمن، سرکوبگران جمهوری اسلامی با حضور گسترده در روستای «چنار» در شهرستان اسدآبادِ استان همدان، این منطقه را محاصره کرده‌اند. بر اساس این روایت‌ها، ده‌ها خودروی زرهی و چندین مینی‌بوس و ون در عملیات حضور داشته‌اند و شماری از ساکنان روستا بازداشت شده‌اند.

در برخی ویدیوها و تصاویر منتشرشده، شاهدان می‌گویند که سلاح‌های سنگین بر بام خانه‌ها مستقر شده و صدای تیراندازی هم شنیده شده است. همچنین دسترسی به اینترنت در منطقه با اختلال یا قطع کامل مواجه شده است. با این حال، تا لحظه انتشار این گزارش‌ها، توضیح رسمی و شفافی درباره علت این یورش، تعداد بازداشت‌شدگان یا وضعیت مجروحان احتمالی ارائه نشده است.

قطع ارتباطات و نبود اطلاع‌رسانی رسمی، نگرانی‌ها درباره وضعیت ساکنان روستا را افزایش داده است. در چنین شرایطی، دسترسی آزاد به اطلاعات و امکان ارتباط خانواده‌ها با بازداشت‌شدگان یا مراکز درمانی، برای حفظ امنیت جانی و حقوق شهروندان اهمیت حیاتی دارد.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊51
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

میل‌گیری در یک زورخانه، با میانداری پهلوان رسول خادم و خواندن تصنیف «از خون جوانان وطن» توسط مرشد

پهلوان رسول خادم در انتها دعا می‌کند و از خدا نی‌خواهد که هر کسی در هر مقام و لباس و جایگاهی به مردم ظلم می‌کند، روسیاهی و ذلتش را به مردم نشان دهد.

#رسول_خادم #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
60🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت جان‌باختن جاویدنام محمد فهیم، مهندس ۳۷ ساله، در کیانشهر تهران

بر اساس اطلاعات دریافتی، محمد فهیم، مهندس ۳۷ ساله، فرزند ارشد خانواده و از کسبه شناخته‌شده بازار تهران، در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محله سیامکِ شهرک کیانشهر تهران توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید. او که نان‌آور و تکیه‌گاه خانواده‌اش بود، در میان آشنایان به پشتکار و مهربانی شناخته می‌شد.

گزارش‌ دریافتی حاکی است که محمد پس از زخمی‌شدن، در حالی‌ که نفس‌نفس می‌زد، به همراه یکی از دوستانش به بن‌بستی در همان محدوده پناه برد. به گفته شاهدان عینی، او حدود ۲۰ دقیقه زیر پنجره خانه‌ها برای زنده‌ماندن تلاش می‌کرد؛ در شرایطی که دسترسی به اورژانس ممکن نبود و خطوط تلفن نیز قطع شده بود. وی سرانجام در حالی جان باخت که نگاهش به پنجره‌هایی دوخته شده بود که امیدی برای نجات از آن‌ها نمی‌رسید.

بنا بر این گزارش‌، روند تحویل پیکر این جوان نیز با دشواری‌هایی همراه بوده و خانواده‌اش ناچار به پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان شدند. محمد فهیم با محدودیت تعداد افراد شرکت‌کننده در مراسم، به خاک سپرده شد؛ با این حال، روایت واپسین لحظات زندگی او همچنان در ذهن شاهدان آن بن‌بست باقی مانده است.

#محمد_فهیم #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔373🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع در کرمانشاه: سفره بی‌نان ما رنگین شد از خون ما

جمعی از بازنشستگان امروز یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ مقابل ساختمان سازمان تأمین اجتماعی در کرمانشاه تجمع اعتراضی برگزار کردند.

معترضان با سر دادن شعارهایی چون «قتل‌عام معترض محکوم است»، «فریاد، فریاد از این‌همه بیداد» و «سفره بی‌نان ما رنگین شد از خون ما» نسبت به وضعیت معیشتی، افزایش هزینه‌های زندگی و برخوردهای امنیتی با اعتراضات مردمی اعتراض کردند.

در این تجمع همچنین شعارهایی مانند «نان می‌خواستیم، منزلت؛ رگبار بستن به ملت» و «همبستگی، اتحاد؛ پایان ظلم و بیداد» سر داده شد که نشان‌دهنده پیوند مطالبات صنفی با اعتراض به سرکوب‌های اخیر است.

اینکه بعد از این سرکوب سنگین و جنایت بی‌سابقه هنوز در خیابان فرادی هستند که این شهامت را پیدا می‌کنند که به طور علنی اعتراض کنند بسیار ارزشمند است و از این رو اعتراضات خیابانی بازنشستگان کارگران و سایر اقشار جامعه اهمیت بسزایی دارد.
حفظ و زنده نگه‌داشتن خیابان و طرح شعارهایی علیه کشتار و جنایت در این شرایط ارزشمند است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنابت_علیه_بشریت #بازنشستگان

@Tavaana_TavaanaTech
36🕊8💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«۲۶ بهمن، بهارستان اصفهان، خیابان الفت
جایی که مردم را به گلوله بستند و خانواده‌های بسیاری عزیزان خود را از دست دادند.
امروز، گلریزانی بر قتلگاه آنان، کمترین کاری است که می‌توان در آستانه چهلم‌شان انجام داد.
چهل سال هم که بگذرد، نام و یادشان از ذهن و دل ما پاک نخواهد شد.
پاینده ایران 💚🤍❤️
نور بر تاریکی پیروز است 🕊️»

ـ متن و ویدیو ارسالی مخاطبان

#اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام محمدمهدی گنج‌دانش، ۲۷ بهمن ماه در زنجان برگزار شد

محمدمهدی گنج‌دانش، دانش‌آموز ۱۷ساله، ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در زنجان جان باخت.

محمدمهدی گنج‌دانش متولد ۲ خرداد ۱۳۸۷ و بوکسور بود.

به گفته نزدیکانش او را از پشت سر هدف گرفته بودند.

او ۱۸ دی از خانه بیرون رفت تا ۲۲ دی که پیکرش را به خانواده تحویل دادند. خانواده او به همه مراکز درمانی و انتظامی مراجعه می‌کرد، اما با این‌که می‌دانستند کشته شده، هیچ خبری به خانواده نمی‌دادند.

#محمدمهدی_گنج_دانش #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

جان‌باختن جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل و نقاش، بر اثر اصابت گلوله در شامگاه ۱۸ دی

بر اساس اطلاعات دریافتی، یسنا اسکندری، ۴۵ ساله، وکیل دادگستری و نقاش، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در خیابان کاشانی تهران بر اثر اصابت گلوله از ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.

به گفته نزدیکان، در کوله‌پشتی به‌جا‌مانده از او بطری‌های کوچک آب معدنی قرار داشته که قصد داشت آن‌ها را میان معترضان تشنه توزیع کند؛ روایتی که از روحیه آرام، فداکار و دغدغه‌مند او حکایت دارد. خانواده و دوستانش می‌گویند یسنا بیش از هر چیز آرزوی فضایی آرام برای زندگی و نقاشی داشت.

#یسنا_اسکندری #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔305🕊3
سعید ماسوری پس از ۲۵ سال حبس بی‌مرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت

سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به‌سر می‌برد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرم‌آباد زندگی می‌کرد و ماسوری هم‌اکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.

با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همان‌گونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.

سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:

«بیشتر از بیست‌وپنج سال است من در زندان مانده‌ام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سال‌ها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راه‌های طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه ‌فهمیدم سخت‌ترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»

در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندان‌ها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشته‌اند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهره‌مند بوده‌اند.

به آقای ماسوری این غم جانکاه را تسلیت می‌گوییم و امیدواریم با آزادی ایران، کاربرد زندان‌ها تغییر کند و دیگر زندانی سیاسی و عقیدتی نداشته باشیم و حقوق انسان‌ رعایت شود.

#سعید_ماسوری #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔46🕊61
روایت کشته‌شدن جبار پناهی‌آزاد، کودک ۱۵ ساله قشقایی؛ از شلیک تک‌تیرانداز تا فشار بر خانواده برای مصاحبه اجباری

بر اساس اطلاعات دریافتی، جبار پناهی‌آزاد، کودک ۱۵ ساله، متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ و از شهروندان قشقایی شهرستان کوه‌چنار (چنارشاهیجان ـ قائمیه) در استان فارس، روز جمعه ۱۹ دی‌ماه با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی تک‌تیراندازان جان خود را از دست داد.

گزارش‌ها حاکی است که او حدود ساعت ۲۰ شب در حالی که در میان معترضان حضور داشت، در میدان منتهی به جاده چنارشاهیجان به کازرون، جنب ایران‌خودرو و روبه‌روی بانک ایران‌زمین، هدف شلیک به سر قرار گرفت و در همان‌جا کشته شد.

جبار پناهی‌آزاد فرزند اول خانواده بود و سه خواهر کوچک‌تر داشت. به گفته منابع مطلع، او به‌تازگی در یک باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده و با شوق از تغییر فرم بازوهایش برای دوستان و اطرافیان سخن می‌گفت.

پیکر این کودک پس از چهار روز، روز سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه به خانواده تحویل داده شد و همان روز در چنارشاهیجان به خاک سپرده شد.
در گواهی فوت علت مرگ «برخورد اجسام پرتابه و ساقط‌شده با فرد» ذکر شده، در حالی‌ که در گواهی پزشکی قانونی علت حادثه «اصابت گلوله» ثبت شده است.

بر اساس گزارش‌های تازه منتشر شده توسط وحید میرزایی در شبکه اجتماعی ایکس، خانواده جبار پناهی‌آزاد روز ۲۷ بهمن‌ماه تحت فشار نیروهای امنیتی برای انجام مصاحبه تلویزیونی اجباری قرار گرفته‌اند. یک منبع نزدیک به خانواده می‌گوید مأموران در تماس‌های مکرر با مادر و خواهر او هشدار داده‌اند که در صورت خودداری از انجام مصاحبه تا روز بعد، «عواقب آن متوجه‌شان خواهد بود».

پدر جبار پیش‌تر درگذشته بود و اکنون تنها اعضای درجه‌یک خانواده‌اش، مادر و خواهرانش هستند که تحت فشار امنیتی قرار دارند.
همچنین خانواده پیش‌تر اعلام کرده بودند مراسم چهلمین روز کشته‌شدن او روز پنجشنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، اما گزارش‌ها از ادامه فشارهای امنیتی با هدف جلوگیری از برگزاری این مراسم حکایت دارد.

تصاویر مراسم خاکسپاری و گواهی فوت در صفحه وحید میرزایی موجود است:

vahidmirzaeii

#جبار_پناهی_آزاد #قائمیه #چنارشاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔426🕊2
سعید باقری، پدر یک کودک چهارساله، توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد

جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعه‌ی خونین ۱۹ دی‌ماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همه‌ی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظه‌ی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.

متن و عکس ارسالی مخاطبان

#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊94
گزارش‌ها حاکی از آن است که مردم آبدانان دوشنبه شب، در آستانه چهلم کشته‌شدگان بار دیگر به خیابان آمدند و فریاد «مرگ بر خامنه‌ای» سر دادند.
گزارش‌های محلی از برخورد نیروهای سرکوبگر با مردم خبر می‌دهد و اینترنت و خطوط تلفن نیز دچار اختلال شده‌اند.

@Vahidonline

#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊4💔2
رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در قزل‌حصار، در چهلم رویدادهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ با انتشار بیانیه‌ای از ادامه بی‌پاسخ‌ماندن حقیقت این کشتار سخن گفته و خواستار همدلی با خانواده‌های داغدار، تقویت عدالت‌خواهی و توجه فوری به وضعیت زندانیان سیاسی شده است.

بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزل‌حصار

چهل روز از روزهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمی‌دانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شده‌اند. هنوز نمی‌دانیم بر بازداشت‌شدگان چه گذشت. اما آن‌چه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمان‌یافته دارد.

جمهوری اسلامی در خیابان‌ها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تک‌تیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستان‌ها ربودند. بازداشت‌شدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شدند.

از خانواده‌ها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانواده‌ها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.

حکومت با انواع سلاح‌ها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابان‌ها جمع کردند، خون‌ها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایست‌های بازرسی برپا کردند و تلفن‌های همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانه‌ها و سوله‌ها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانواده‌ها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جست‌وجو کنند. رنجی که خود شکنجه‌ای دیگر بود.

حکومت با مردم بی‌سلاح و بی‌پناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشته‌شدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.

تقریباً خانواده‌ای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بی‌نظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور می‌کرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.

مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانواده‌ها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمی‌شویم.
ما زنده‌ایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی می‌جنگیم.
ما زندگی می‌خواهیم.
همان خواسته‌ای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواسته‌ای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار می‌دهد.

اکنون به چهلم رسیده‌ایم.
برگزاری مراسم‌های چهلم‌، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل می‌کند، دادخواهی را استمرار می‌بخشد و یاد جان‌باختگان را زنده نگه می‌دارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران می‌خواهم با خانواده‌های داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالت‌خواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان را تنها نگذارند.
جان‌های بسیاری در معرض خطر است.

چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمی‌شود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکی‌ها، ادامه خواهد داشت.

پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار

#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔4
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدحسین حسین‌زاده، متولد ۱۲ آبان ۱۳۷۹ و جوانی ۲۵ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه حدود ساعت ۲۰:۵۰ در منطقه فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
جاویدنام محمدحسین حسین‌زاده، جوان ۲۵ ساله، در فردیس کرج با گلوله جنگی کشته شد

گزارش‌ها حاکی است این رویداد در محدوده خیابان اهری، چهارراه آبرسانی به‌سمت خیابان پیک و در فاصله‌ای حدود ۵۰ متر از منزل خانوادگی او رخ داده؛ جایی که وی در لحظه تیراندازی همراه پدرش حضور داشته است.
محمدحسین حسین‌زاده تک‌پسر خانواده بود و جان‌باختن او بر اندوه خانواده و نزدیکانش افزوده است.

#محمدحسین_حسین_زاده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊11💔62
وقتی فرمان قانون را بی‌اثر می‌کند!
تعلیق قانون در شب‌های خونین دی‌ماه

پیام همراهان

در هر نظام حقوقی، قانون برای روزهای آرام نوشته نمی‌شود؛ قانون دقیقاً برای لحظه‌های بحران است. ارزش «حاکمیت قانون» زمانی آشکار می‌شود که قدرت سیاسی با اعتراض، ناآرامی یا بحران مشروعیت مواجه می‌شود. اگر در همین لحظه‌ها، قواعد حقوقی کنار گذاشته شوند، آنچه باقی می‌ماند نه نظم، بلکه قدرت عریان است.
در علوم سیاسی، از مفهومی سخن گفته می‌شود به نام «وضعیت استثنایی». به تعبیر کارل اشمیت، حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که این وضعیت، بهانه‌ای برای تعلیق عملی قانون گردد. جورجو آگامبن هشدار می‌دهد که عادی‌سازی وضعیت استثنایی می‌تواند شهروندان را از جایگاه «صاحب حق» به موجوداتی فاقد تضمین حقوقی تنزل دهد؛ انسان‌هایی که دیگر حمایت قانون را پشت سر خود نمی‌بینند.
شب‌های خونین دی‌ماه، فارغ از روایت‌های رسمی و غیررسمی، برای بسیاری از شهروندان با این تجربه گره خورد که قانون در عمل بی‌اثر شده است. وقتی حق تجمع بی‌معنا شود، وقتی بازداشت‌شده از تضمین دادرسی عادلانه محروم بماند، و وقتی استفاده از زور از حدود تناسب و ضرورت فراتر رود، دیگر با اجرای قانون مواجه نیستیم؛ با غلبه «فرمان» روبه‌رو هستیم. فرمانی که الزاماً در متن قانون نوشته نشده، اما در عمل بر جان انسان‌ها حاکم می‌شود.
تعلیق قانون صرفاً تعلیق چند ماده حقوقی نیست؛ تعلیق اطمینان مردم است. شهروند زمانی به نظم سیاسی اعتماد می‌کند که بداند حتی در صورت اعتراض یا مخالفت، جان و کرامتش مصون است. اگر این اطمینان فروبپاشد، شکافی عمیق در سرمایه اجتماعی شکل می‌گیرد. ترس جای اعتماد را می‌گیرد و جامعه وارد چرخه‌ای از خشم، بهت و آسیب روانی جمعی می‌شود.
حکومت‌ها ممکن است در لحظه‌های بحران، بقا را اولویت نخست خود بدانند. اما اگر حفظ نظم به قیمت بی‌اثر شدن قانون تمام شود، در واقع همان بنیانی تضعیف می‌شود که نظم بر آن استوار است. قانون زمانی معنا دارد که در سخت‌ترین شب‌ها نیز پابرجا بماند. اگر فقط در روزهای آرام معتبر باشد، دیگر «قانون» نیست، بلکه توافقی موقت است که با نخستین طوفان کنار گذاشته می‌شود.
شب‌های دی‌ماه، هر داوری‌ای که درباره آن‌ها صورت گیرد، یک پرسش بنیادین پیش‌روی ما می‌گذارد:
آیا قانون قرار است مهارکننده قدرت باشد، یا خود در برابر قدرت تعلیق می‌شود؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت حقوق شهروندی را رقم می‌زند.

#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #قانون #قدرت


@Tavaana_TavaanaTech
10🕊1💔1