This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انکار و فرافکنی؛ زبان مشترک همهی مستبدها!
دکتر باقرینیا: استبداد، مستبد را پیش از جامعه نابود میکند
در اظهاراتی صریح و انتقادی، دکتر حسن باقرینیا با اشاره به سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی در جلسه با استانداران، از «مهندسی واقعیت» در رأس حاکمیت انتقاد کرد. رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که «خوشبختانه فرصتها در کشور زیاد است» و «فضای عمومی کشور مسئله خاصی ندارد»؛ اما دکتر باقرینیا این سخنان را نشانهای از بیاطلاعی حاکم از وضعیت واقعی جامعه دانست.
او با اشاره به بحرانهای گسترده، از جمله قطعی برق، اعتصاب کامیونداران، ورشکستگی منابع آبی، تورم افسارگسیخته، فقر عمومی، زبالهگردی و کودکان کار، تأکید کرد که اوضاع کشور به هیچوجه عادی نیست و انکار این واقعیت، حاصل جدا شدن حاکم از تجربه زیسته مردم است.
به گفته دکتر باقرینیا، فردی که دههها در رأس قدرت بوده، کمکم باور میکند که هرچه میگوید، حقیقت است و مسئولیتناپذیری را با فرافکنی و دشمنتراشی پنهان میکند. او افزود: «آقای خامنهای نه در صف نان ایستاده، نه قبض برق دیده، نه با حقوق کارمندی زندگی کرده. اطلاعاتش حاصل گزارشهای سانسورشده و چاپلوسی اطرافیان است.»
دکتر باقرینیا این وضعیت را حاصل «مهندسی واقعیت» نامید؛ جایی که حاکم و رسانههای وابسته، تصویری خیالی از جامعه میسازند تا هم خود و هم مردم را به باور آن وادارند. او هشدار داد که استبداد پیش از آنکه جامعه را نابود کند، خود مستبد را از توان تشخیص واقعیت محروم میسازد.
این استاد دانشگاه اخراجشده، دلایل فرافکنی و انکار را در افراد مستبد به شرح زیر فهرست کرد:
نیاز روانی به حفظ توهم کنترل و شکستناپذیری
جدایی کامل از تجربه زیسته مردم
محاصره شدن در دایرهای از چاپلوسان و سانسورها
ناتوانی سیاسی و روانی در پذیرش مسئولیت
تأثیر مخرب استبداد بر ادراک و قضاوت فرد
وی در پایان گفت: «در جهانی که دروغها به واقعیت تبدیل میشوند، گفتن حقیقت، خود یک عمل انقلابی است.»
#استبداد #استبداد_دینی #حسن_باقری_نیا #قدرت #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر باقرینیا: استبداد، مستبد را پیش از جامعه نابود میکند
در اظهاراتی صریح و انتقادی، دکتر حسن باقرینیا با اشاره به سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی در جلسه با استانداران، از «مهندسی واقعیت» در رأس حاکمیت انتقاد کرد. رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که «خوشبختانه فرصتها در کشور زیاد است» و «فضای عمومی کشور مسئله خاصی ندارد»؛ اما دکتر باقرینیا این سخنان را نشانهای از بیاطلاعی حاکم از وضعیت واقعی جامعه دانست.
او با اشاره به بحرانهای گسترده، از جمله قطعی برق، اعتصاب کامیونداران، ورشکستگی منابع آبی، تورم افسارگسیخته، فقر عمومی، زبالهگردی و کودکان کار، تأکید کرد که اوضاع کشور به هیچوجه عادی نیست و انکار این واقعیت، حاصل جدا شدن حاکم از تجربه زیسته مردم است.
به گفته دکتر باقرینیا، فردی که دههها در رأس قدرت بوده، کمکم باور میکند که هرچه میگوید، حقیقت است و مسئولیتناپذیری را با فرافکنی و دشمنتراشی پنهان میکند. او افزود: «آقای خامنهای نه در صف نان ایستاده، نه قبض برق دیده، نه با حقوق کارمندی زندگی کرده. اطلاعاتش حاصل گزارشهای سانسورشده و چاپلوسی اطرافیان است.»
دکتر باقرینیا این وضعیت را حاصل «مهندسی واقعیت» نامید؛ جایی که حاکم و رسانههای وابسته، تصویری خیالی از جامعه میسازند تا هم خود و هم مردم را به باور آن وادارند. او هشدار داد که استبداد پیش از آنکه جامعه را نابود کند، خود مستبد را از توان تشخیص واقعیت محروم میسازد.
این استاد دانشگاه اخراجشده، دلایل فرافکنی و انکار را در افراد مستبد به شرح زیر فهرست کرد:
نیاز روانی به حفظ توهم کنترل و شکستناپذیری
جدایی کامل از تجربه زیسته مردم
محاصره شدن در دایرهای از چاپلوسان و سانسورها
ناتوانی سیاسی و روانی در پذیرش مسئولیت
تأثیر مخرب استبداد بر ادراک و قضاوت فرد
وی در پایان گفت: «در جهانی که دروغها به واقعیت تبدیل میشوند، گفتن حقیقت، خود یک عمل انقلابی است.»
#استبداد #استبداد_دینی #حسن_باقری_نیا #قدرت #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17👍5💯1
اگر اعتراض کنید، نمیآیم!
از وکالت تا ولایت؛ وقتی نماینده، ارباب موکلان میشود
✍️خیام عباسی، جامعهشناس
غلامرصا تاجگردون نماینده گچساران که در انتخابات قبلی به دلیل تخلف انتخاباتی، اعتبارنامهاش توسط نمایندگان مجلس تأیید نشد و از مجلس اخراجش کردند، در یک جلسه با تعدادی از موکلین و منتقدان خود گفته است (نقل به مضمون): چرا اعتراض میکنید؟. اگر به اعتراض و انتقاد ادامه بدهید، رهایتان میکنم و در تهران مینشینم، کاری هم از دستتان برنمیآید چون نماینده هستم.
پارلمانی که تاجگردون عضو آن است، نتیجۀ تئوریپردازیهای فیلسوفان غربی است و بعید است نامبرده از مکانیزم آن و ضرورت پاسخگویی وکیل به موکلان آگاه باشد. اگر او با مکانیزمی کاملاً دموکراتیک انتخاب شده بود، همین چند جمله حق عزل او را به موکلانش میداد و موکلانش - حتا آن درصدی که به او رأی ندادهاند- قادر بودند به راحتی، کرسی قرمز ِ پُر آبونان را از زیر پای او بکشند. اما دریغا که... .
اما، فیلسوفانی چون روسو و لاک بر این اصل پای فشردهاند که قدرت سیاسی ریشه در حقوق انتخاباتی مردم دارد. نماینده، وکیلِ موکلان است، نه ارباب آنان. موکل، وکیل را استخدام میکند تا کارهای او را انجام بدهد. این رابطه در ایران برعکس شده است. هنگامی که نمایندهای میگوید: «رهایتان میکنم و کاری نمیتوانید بکنید چون نماینده هستم» در واقع خود را فراتر از مردم مینهد و رابطۀ عمودی ِ فرادست - فرودست را جایگزین رابطۀ افقی ِ خادم - موکل میکند. این سخن، مشروعیت نمایندگی را از اساس تخریب میکند.
حقِ اعتراض و نقد، خون جاری در رگهای دموکراسی است. جان استوارت میل در رساله جاودان «دربارۀ آزادی» هشدار داده است که خاموش کردن صداهای مخالف، جامعه را به ورطۀ «استبداد خاموش» میکشاند. عبارت «اعتراض میکنید» نهتنها حق مردم را تحقیر میکند، بلکه خطر تبدیل نمایندگی به پدرسالاری سیاسی را آشکار میسازد. نمایندهای که نقد و اعتراض را با تهدید پاسخ میدهد، گویی خود را «پدر و دانای کل جامعه» میپندارد.
البته چنین آدمی حتا مصونیت پارلمانی را هم درک نکرده است. مصونیت پارلمانی، حربهای برای دفاع از استقلال نهاد قانونگذاری در برابر فشارهای بیرونی است. این دیدگاه را منتسکیو، نظریهپرداز تفکیک قوا نوشته است. اما هنگامی که نمایندهای با تکیه بر این مصونیت فریاد میزند:«کاری از دستتان برنمیآید»، این امتیاز را به سلاحی برای مصونیت از پاسخگویی بدل میکند. این همان فساد نهادی است که ارسطو نسبت به آن هشدار داده است؛ یعنی تبدیل دموکراسی به اولیگارشی خودکامه.
هابرماس و دیگر نظریهپردازان دموکراسی ِ گفتوگومحور تأکید دارند که مشروعیت نهادها در گرو دادوستد پیوسته با ارادۀ مردم است. اعلام «در تهران مینشینم» و تهدید به ترک مسئولیت، نشاندهندۀ گسست ارادۀ نماینده از ارادۀ موکلان است. این سخن، آشکارا میگوید نفع شخصی یا موقعیت من بر خدمت به شما ارجحیت دارد.
حتی ادموند برک که از استقلال رأی نماینده دفاع میکرد، هرگز حق تحقیر مردم یا انکار پاسخگویی را مجاز نمیشمرد. آنچه این جا رخ داده، سقوط از اخلاق نمایندگی به ورطۀ نخوت قدرت است. نمایندهای که تهدید به «رها کردن» مردم میکند، گویی نمایندگی را ملک شخصی خود میپندارد، نه امانتی عمومی.
این سخن، سه زنگخطر بزرگ را به صدا درمیآورد:
اول، فراموشی ریشههای مردمی قدرت (روسو)؛
دوم، تبدیل نقد به «تهدید» (نفی آزادی بیان میل)؛
و سوم، سوءاستفاده از نهادهای دموکراتیک برای تثبیت بیمسئولیتی (ارسطو).
همانگونه که روسو هشدار داد قدرتی که از مردم برمیخیزد، اگر در خدمت مردم نباشد، مشروعیت خود را میکُشد.
این نماینده، با گفتارش، نهتنها مشروعیت خودش را خدشهدار کرده، بلکه خطر بیاعتمادی به نهاد نمایندگی را نیز دامن زده است.
اینکه کدامیک از نهادها و سازمانهای حکومتی در نبود حق عزل مردم، از این نماینده پاسخ و توضیح بخواهند، در اصول اساسی و حقوق سیاسی مردم غایب است. در واقع برای چنین نمایندهای هم روشن است که ارکان حکومت از او توضیح نمیخواهند. هرچه هست، حتا رنگ ظاهری هم از سیستم انتخاباتی در ایران باقی نمانده است. اگرنه چنین افرادی، نمایندگی مردم را در لیست آرزوهایشان مینوشتند.
آنچه خواندید یادداشت تحلیلی خیام عباسی (جامعهشناس) است که در کانال تلگرامیاش (شرنگ) منتشر شده است.
#مشروعیت #بحران_مشروعیت #دموکراسی #مسئولیت #شفافیت #قدرت #نمایندگی #پاسخگویی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از وکالت تا ولایت؛ وقتی نماینده، ارباب موکلان میشود
✍️خیام عباسی، جامعهشناس
غلامرصا تاجگردون نماینده گچساران که در انتخابات قبلی به دلیل تخلف انتخاباتی، اعتبارنامهاش توسط نمایندگان مجلس تأیید نشد و از مجلس اخراجش کردند، در یک جلسه با تعدادی از موکلین و منتقدان خود گفته است (نقل به مضمون): چرا اعتراض میکنید؟. اگر به اعتراض و انتقاد ادامه بدهید، رهایتان میکنم و در تهران مینشینم، کاری هم از دستتان برنمیآید چون نماینده هستم.
پارلمانی که تاجگردون عضو آن است، نتیجۀ تئوریپردازیهای فیلسوفان غربی است و بعید است نامبرده از مکانیزم آن و ضرورت پاسخگویی وکیل به موکلان آگاه باشد. اگر او با مکانیزمی کاملاً دموکراتیک انتخاب شده بود، همین چند جمله حق عزل او را به موکلانش میداد و موکلانش - حتا آن درصدی که به او رأی ندادهاند- قادر بودند به راحتی، کرسی قرمز ِ پُر آبونان را از زیر پای او بکشند. اما دریغا که... .
اما، فیلسوفانی چون روسو و لاک بر این اصل پای فشردهاند که قدرت سیاسی ریشه در حقوق انتخاباتی مردم دارد. نماینده، وکیلِ موکلان است، نه ارباب آنان. موکل، وکیل را استخدام میکند تا کارهای او را انجام بدهد. این رابطه در ایران برعکس شده است. هنگامی که نمایندهای میگوید: «رهایتان میکنم و کاری نمیتوانید بکنید چون نماینده هستم» در واقع خود را فراتر از مردم مینهد و رابطۀ عمودی ِ فرادست - فرودست را جایگزین رابطۀ افقی ِ خادم - موکل میکند. این سخن، مشروعیت نمایندگی را از اساس تخریب میکند.
حقِ اعتراض و نقد، خون جاری در رگهای دموکراسی است. جان استوارت میل در رساله جاودان «دربارۀ آزادی» هشدار داده است که خاموش کردن صداهای مخالف، جامعه را به ورطۀ «استبداد خاموش» میکشاند. عبارت «اعتراض میکنید» نهتنها حق مردم را تحقیر میکند، بلکه خطر تبدیل نمایندگی به پدرسالاری سیاسی را آشکار میسازد. نمایندهای که نقد و اعتراض را با تهدید پاسخ میدهد، گویی خود را «پدر و دانای کل جامعه» میپندارد.
البته چنین آدمی حتا مصونیت پارلمانی را هم درک نکرده است. مصونیت پارلمانی، حربهای برای دفاع از استقلال نهاد قانونگذاری در برابر فشارهای بیرونی است. این دیدگاه را منتسکیو، نظریهپرداز تفکیک قوا نوشته است. اما هنگامی که نمایندهای با تکیه بر این مصونیت فریاد میزند:«کاری از دستتان برنمیآید»، این امتیاز را به سلاحی برای مصونیت از پاسخگویی بدل میکند. این همان فساد نهادی است که ارسطو نسبت به آن هشدار داده است؛ یعنی تبدیل دموکراسی به اولیگارشی خودکامه.
هابرماس و دیگر نظریهپردازان دموکراسی ِ گفتوگومحور تأکید دارند که مشروعیت نهادها در گرو دادوستد پیوسته با ارادۀ مردم است. اعلام «در تهران مینشینم» و تهدید به ترک مسئولیت، نشاندهندۀ گسست ارادۀ نماینده از ارادۀ موکلان است. این سخن، آشکارا میگوید نفع شخصی یا موقعیت من بر خدمت به شما ارجحیت دارد.
حتی ادموند برک که از استقلال رأی نماینده دفاع میکرد، هرگز حق تحقیر مردم یا انکار پاسخگویی را مجاز نمیشمرد. آنچه این جا رخ داده، سقوط از اخلاق نمایندگی به ورطۀ نخوت قدرت است. نمایندهای که تهدید به «رها کردن» مردم میکند، گویی نمایندگی را ملک شخصی خود میپندارد، نه امانتی عمومی.
این سخن، سه زنگخطر بزرگ را به صدا درمیآورد:
اول، فراموشی ریشههای مردمی قدرت (روسو)؛
دوم، تبدیل نقد به «تهدید» (نفی آزادی بیان میل)؛
و سوم، سوءاستفاده از نهادهای دموکراتیک برای تثبیت بیمسئولیتی (ارسطو).
همانگونه که روسو هشدار داد قدرتی که از مردم برمیخیزد، اگر در خدمت مردم نباشد، مشروعیت خود را میکُشد.
این نماینده، با گفتارش، نهتنها مشروعیت خودش را خدشهدار کرده، بلکه خطر بیاعتمادی به نهاد نمایندگی را نیز دامن زده است.
اینکه کدامیک از نهادها و سازمانهای حکومتی در نبود حق عزل مردم، از این نماینده پاسخ و توضیح بخواهند، در اصول اساسی و حقوق سیاسی مردم غایب است. در واقع برای چنین نمایندهای هم روشن است که ارکان حکومت از او توضیح نمیخواهند. هرچه هست، حتا رنگ ظاهری هم از سیستم انتخاباتی در ایران باقی نمانده است. اگرنه چنین افرادی، نمایندگی مردم را در لیست آرزوهایشان مینوشتند.
آنچه خواندید یادداشت تحلیلی خیام عباسی (جامعهشناس) است که در کانال تلگرامیاش (شرنگ) منتشر شده است.
#مشروعیت #بحران_مشروعیت #دموکراسی #مسئولیت #شفافیت #قدرت #نمایندگی #پاسخگویی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12👍6❤2
صفحه فارسی وزارت امورخارجه آمریکا، با اشاره به بحران اقتصادی در ایران، ضمن مقصر دانستن جمهوری اسلامی، به عدم پاسخگویی حکومت در این زمینه اشاره کرد و نوشت:
«اقتصاد ایران به دلیل سوء مدیریت، فساد، و تأمین مالی تروریسم در حال فروپاشی است. رژیم به جای حل بحران یا گوش دادن به مردم خود، جهت منحرف کردن اذهان از شکست هایش، عاملان خارجی را مقصر می داند. در حالی که شهروندان ایرانی برای زنده ماندن در حال مبارزه هستند، دولت به جای راه حل، دیگران را سرزنش میکند.»
ـ از ابتدای شکلگیری رژیم جمهوری اسلامی، این حکومت در همه بحرانها انگشت اتهام را به سوی کشورهای خارجی گرفته است و از پذیرش مسئولیت تصمیمات خرد و کلان خود طفره رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی، همواره ایران را در معرض خطر و بحران قرار داده تا پاسخگو نباشد.
اگر در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار بود که باید به مردم با نمایندگان واقعی آنها پاسخگو میشد، بودجه کشور صرف تروریسم یا تصمیمات نابخردانه و ارزشهای ایدئولپژیک قشری خاص نمیشد و با شفافیت فساد هم تا حد زیادی کنترل میشد.
#ایران #حران_اقتصادی #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #شفافیت #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«اقتصاد ایران به دلیل سوء مدیریت، فساد، و تأمین مالی تروریسم در حال فروپاشی است. رژیم به جای حل بحران یا گوش دادن به مردم خود، جهت منحرف کردن اذهان از شکست هایش، عاملان خارجی را مقصر می داند. در حالی که شهروندان ایرانی برای زنده ماندن در حال مبارزه هستند، دولت به جای راه حل، دیگران را سرزنش میکند.»
ـ از ابتدای شکلگیری رژیم جمهوری اسلامی، این حکومت در همه بحرانها انگشت اتهام را به سوی کشورهای خارجی گرفته است و از پذیرش مسئولیت تصمیمات خرد و کلان خود طفره رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی، همواره ایران را در معرض خطر و بحران قرار داده تا پاسخگو نباشد.
اگر در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار بود که باید به مردم با نمایندگان واقعی آنها پاسخگو میشد، بودجه کشور صرف تروریسم یا تصمیمات نابخردانه و ارزشهای ایدئولپژیک قشری خاص نمیشد و با شفافیت فساد هم تا حد زیادی کنترل میشد.
#ایران #حران_اقتصادی #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #شفافیت #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤1
وزارت امور خارجه آمریکا:
اگر خامنهای واقعاً به اسراف اهمیت میدهد، بهتر است تمرکز خود را بر خدمت به مردم ایران بگذارد، نه بر دامنزدن به بیثباتی فراتر از مرزهای ایران
صفحه فارسی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا با انتشار متنی به سخنان اخیر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، واکنش نشان داده و تأکید کرده است که درخواست او از مردم برای «اجتناب از اسراف»، با عملکرد واقعی حکومت در تضاد کامل است. در این بیانیه آمده است که در حالی که خامنهای مردم را به صرفهجویی در آب، غذا، گاز و بنزین فرا میخواند، این خود حکومت جمهوری اسلامی است که بزرگترین عامل هدررفت منابع کشور به شمار میرود.
در متن منتشرشده، وزارت خارجه آمریکا بهطور مشخص به بیش از یک میلیارد دلار کمک جمهوری اسلامی به حزبالله لبنان تنها در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ اشاره کرده است؛ حمایتی که در کنار میلیونها دلار کمک به دیگر گروههای شبهنظامی و تروریستی قرار میگیرد، گروههایی که پیشتر نیز میلیاردها دلار از منابع ایران دریافت کردهاند و نتیجهای جز بیثباتی، خشونت و شکست نداشتهاند. بر اساس این بیانیه، جمهوری اسلامی همچنان تلاش میکند با تجهیز دوباره این گروهها، ارائه آموزش نظامی و حمایت سیاسی، نفوذ منطقهای خود را حفظ کند.
این در حالی است که به گفته وزارت خارجه آمریکا، ایرانیان عادی با حذف یارانهها، فشار اقتصادی طاقتفرسا، افزایش بیسابقه قیمتها، کمبود آب، آلودگی شدید هوا، قطعی گسترده برق و محدودیت شدید اینترنت مواجهاند. در چنین شرایطی، سرزنش مردم بهخاطر «اسراف»، در حالی که حکومت منابع کشور را صرف پروژههای خارج از مرزها میکند، «نشاندهنده اولویتهای واقعی رژیم» معرفی شده است.
بیانیه میافزاید: «اگر رژیم جمهوری اسلامی واقعاً به موضوع اسراف اهمیت میداد، به جای تأمین مالی گروههای نیابتی، نیازهای مردم ایران را در اولویت قرار میداد و برای رفاه آنها سرمایهگذاری میکرد.» وزارت خارجه آمریکا تأکید میکند که جسارت حکومت در تأمین مالی ترور در خارج و همزمان متهم کردن مردم ایران به اسراف، ریاکاری عمیق و فاصله آشکار بین گفتار و رفتار حاکمان را نشان میدهد.
در پایان این متن آمده است: «اگر خامنهای واقعاً به اسراف اهمیت میدهد، بهتر است تمرکز خود را بر خدمت به مردم ایران بگذارد، نه بر دامنزدن به بیثباتی فراتر از مرزهای کشور.»
@USABehFarsi
#ایران #تظاهر #پاسخگویی #پایان_اسراف #خامنهای #اسراف #نه_به_جمهوری_اسلامی #تروریسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اگر خامنهای واقعاً به اسراف اهمیت میدهد، بهتر است تمرکز خود را بر خدمت به مردم ایران بگذارد، نه بر دامنزدن به بیثباتی فراتر از مرزهای ایران
صفحه فارسی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا با انتشار متنی به سخنان اخیر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، واکنش نشان داده و تأکید کرده است که درخواست او از مردم برای «اجتناب از اسراف»، با عملکرد واقعی حکومت در تضاد کامل است. در این بیانیه آمده است که در حالی که خامنهای مردم را به صرفهجویی در آب، غذا، گاز و بنزین فرا میخواند، این خود حکومت جمهوری اسلامی است که بزرگترین عامل هدررفت منابع کشور به شمار میرود.
در متن منتشرشده، وزارت خارجه آمریکا بهطور مشخص به بیش از یک میلیارد دلار کمک جمهوری اسلامی به حزبالله لبنان تنها در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ اشاره کرده است؛ حمایتی که در کنار میلیونها دلار کمک به دیگر گروههای شبهنظامی و تروریستی قرار میگیرد، گروههایی که پیشتر نیز میلیاردها دلار از منابع ایران دریافت کردهاند و نتیجهای جز بیثباتی، خشونت و شکست نداشتهاند. بر اساس این بیانیه، جمهوری اسلامی همچنان تلاش میکند با تجهیز دوباره این گروهها، ارائه آموزش نظامی و حمایت سیاسی، نفوذ منطقهای خود را حفظ کند.
این در حالی است که به گفته وزارت خارجه آمریکا، ایرانیان عادی با حذف یارانهها، فشار اقتصادی طاقتفرسا، افزایش بیسابقه قیمتها، کمبود آب، آلودگی شدید هوا، قطعی گسترده برق و محدودیت شدید اینترنت مواجهاند. در چنین شرایطی، سرزنش مردم بهخاطر «اسراف»، در حالی که حکومت منابع کشور را صرف پروژههای خارج از مرزها میکند، «نشاندهنده اولویتهای واقعی رژیم» معرفی شده است.
بیانیه میافزاید: «اگر رژیم جمهوری اسلامی واقعاً به موضوع اسراف اهمیت میداد، به جای تأمین مالی گروههای نیابتی، نیازهای مردم ایران را در اولویت قرار میداد و برای رفاه آنها سرمایهگذاری میکرد.» وزارت خارجه آمریکا تأکید میکند که جسارت حکومت در تأمین مالی ترور در خارج و همزمان متهم کردن مردم ایران به اسراف، ریاکاری عمیق و فاصله آشکار بین گفتار و رفتار حاکمان را نشان میدهد.
در پایان این متن آمده است: «اگر خامنهای واقعاً به اسراف اهمیت میدهد، بهتر است تمرکز خود را بر خدمت به مردم ایران بگذارد، نه بر دامنزدن به بیثباتی فراتر از مرزهای کشور.»
@USABehFarsi
#ایران #تظاهر #پاسخگویی #پایان_اسراف #خامنهای #اسراف #نه_به_جمهوری_اسلامی #تروریسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤12👍9
علی خامنهای از ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ رهبر موقت جمهوری اسلامی شده است؛ به تاریخ امروز یعنی ۳۶ سال و ۲۱۴ روز.
به عبارتی، ۶ دولت و ۱۰ دوره مجلس را زیر نظر داشته است.
آمار دقیقی از تعداد سخنرانیهای او موجود نیست، اما برآوردها نشان میدهد که تاکنون چیزی حدود ۱۴۶۰ بار سخنرانی کرده و در تمام این مدت حتی یک بار، فقط یک بار با هیچ رسانهی داخلی یا خارجی مصاحبهی آزاد نکرده است.
چرا؟ چون:
حتی یک لغزش لفظی → بحران مشروعیت
حتی یک سؤال واقعی → شکستن تابو
حتی یک «نمیدانم» → فرو ریختن چهرهی قدسی
کسی که صدای خشم مردم بابت مطالبهی حقوق اولیه و بدیهیشان را «اغتشاش» مینامد و دستور صریح سرکوب میدهد،
خودش نخست موظف است دستکم به ده سؤال بنیادین پاسخ شفاف و صریح بدهد:
۱. مشروعیت
اگر اکثریت مردم ایران امروز در یک همهپرسی آزاد بگویند «ولایت فقیه را نمیخواهیم»،
آیا شما کنار میروید یا باز هم خود را رهبر مشروع میدانید؟
۲. پاسخگویی
شما بالاترین قدرت کشور را دارید؛
دقیقاً در برابر چه نهادی و با چه مکانیسمی پاسخگو هستید؟
۳. خون معترضان
در اعتراضات ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بسیاری از مردم کشته شدند و هماکنون نیز مردم معترض در حال سرکوب و کشته شدن هستند.
بهطور مشخص، مسئول نهایی صدور یا تأیید سرکوب چه کسی بوده و هست؟
۴. ثروت نهادهای زیر نظر شما
ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و آستان قدس؛
دقیقاً چقدر دارایی دارند؟
چرا گزارش مالی عمومی و قابل حسابرسی منتشر نمیکنند؟
۵. آزادی بیان
چرا توهین به رهبر جرم است، اما توهین به مردم، اقوام، زنان یا معترضان نه؟
آیا این نشانهی نابرابری حقوقی نیست؟
۶. اشتباهپذیری
آخرین اشتباه بزرگ سیاسی که خودتان قبول دارید مرتکب شدهاید چه بوده؟
در مقابل اشتباه شما، چه کسی حق اصلاح یا توقف تصمیم شما را دارد؟
۷. انتخابات
وقتی شورای نگهبان زیر نظر شما نامزدها را حذف میکند،
انتخابات دقیقاً چه تفاوتی با انتصاب دارد؟
۸. جانشینی
اگر فردا نباشید،
چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد و چرا مردم هیچ نقشی در انتخاب رهبر بعدی ندارند؟
۹. زندگی مردم
در کشوری با اینهمه منابع،
چرا فقر، مهاجرت، اعتیاد، خشونت و ناامیدی به اوج رسیده؟
سهم شخص شما در این وضعیت چقدر است؟
۱۰. سؤال پایانی
اگر امروز یک جوان ایرانی بگوید:
«من نه شما را قبول دارم، نه این نظام را»،
بهجز گلوله و زندان، پاسخ شما با منطق و استدلال چیست؟
در قانون اساسی ایران چیزی تحت عنوان «پرسش از رهبر» تعریف نشده است.
کسی که نزدیک به سیوهفت سال در رأس هرم قدرت نشسته و «حق پرسش» را که از بدیهیترین حقوق یک ملت است نقض میکند،
اگر دیکتاتور نیست، پس چیست؟
متن بالا را یکی از مخاطبان توانا فرستاده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #پاسخگویی #دیکتاتوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به عبارتی، ۶ دولت و ۱۰ دوره مجلس را زیر نظر داشته است.
آمار دقیقی از تعداد سخنرانیهای او موجود نیست، اما برآوردها نشان میدهد که تاکنون چیزی حدود ۱۴۶۰ بار سخنرانی کرده و در تمام این مدت حتی یک بار، فقط یک بار با هیچ رسانهی داخلی یا خارجی مصاحبهی آزاد نکرده است.
چرا؟ چون:
حتی یک لغزش لفظی → بحران مشروعیت
حتی یک سؤال واقعی → شکستن تابو
حتی یک «نمیدانم» → فرو ریختن چهرهی قدسی
کسی که صدای خشم مردم بابت مطالبهی حقوق اولیه و بدیهیشان را «اغتشاش» مینامد و دستور صریح سرکوب میدهد،
خودش نخست موظف است دستکم به ده سؤال بنیادین پاسخ شفاف و صریح بدهد:
۱. مشروعیت
اگر اکثریت مردم ایران امروز در یک همهپرسی آزاد بگویند «ولایت فقیه را نمیخواهیم»،
آیا شما کنار میروید یا باز هم خود را رهبر مشروع میدانید؟
۲. پاسخگویی
شما بالاترین قدرت کشور را دارید؛
دقیقاً در برابر چه نهادی و با چه مکانیسمی پاسخگو هستید؟
۳. خون معترضان
در اعتراضات ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بسیاری از مردم کشته شدند و هماکنون نیز مردم معترض در حال سرکوب و کشته شدن هستند.
بهطور مشخص، مسئول نهایی صدور یا تأیید سرکوب چه کسی بوده و هست؟
۴. ثروت نهادهای زیر نظر شما
ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و آستان قدس؛
دقیقاً چقدر دارایی دارند؟
چرا گزارش مالی عمومی و قابل حسابرسی منتشر نمیکنند؟
۵. آزادی بیان
چرا توهین به رهبر جرم است، اما توهین به مردم، اقوام، زنان یا معترضان نه؟
آیا این نشانهی نابرابری حقوقی نیست؟
۶. اشتباهپذیری
آخرین اشتباه بزرگ سیاسی که خودتان قبول دارید مرتکب شدهاید چه بوده؟
در مقابل اشتباه شما، چه کسی حق اصلاح یا توقف تصمیم شما را دارد؟
۷. انتخابات
وقتی شورای نگهبان زیر نظر شما نامزدها را حذف میکند،
انتخابات دقیقاً چه تفاوتی با انتصاب دارد؟
۸. جانشینی
اگر فردا نباشید،
چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد و چرا مردم هیچ نقشی در انتخاب رهبر بعدی ندارند؟
۹. زندگی مردم
در کشوری با اینهمه منابع،
چرا فقر، مهاجرت، اعتیاد، خشونت و ناامیدی به اوج رسیده؟
سهم شخص شما در این وضعیت چقدر است؟
۱۰. سؤال پایانی
اگر امروز یک جوان ایرانی بگوید:
«من نه شما را قبول دارم، نه این نظام را»،
بهجز گلوله و زندان، پاسخ شما با منطق و استدلال چیست؟
در قانون اساسی ایران چیزی تحت عنوان «پرسش از رهبر» تعریف نشده است.
کسی که نزدیک به سیوهفت سال در رأس هرم قدرت نشسته و «حق پرسش» را که از بدیهیترین حقوق یک ملت است نقض میکند،
اگر دیکتاتور نیست، پس چیست؟
متن بالا را یکی از مخاطبان توانا فرستاده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #پاسخگویی #دیکتاتوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍33❤6👌2🕊1