بازداشت رضا امانیفر؛ ادامه فشار بر فعالان صنفی در سایه سرکوب گسترده
روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، رضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو کانون صنفی معلمان بوشهر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای ضمن محکومکردن این بازداشت، آن را نمونهای از برخوردهای خودسرانه با فعالان صنفی دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط او شده است.
این بازداشت در شرایطی صورت میگیرد که همزمان با افزایش تنشهای نظامی، موجی از تهدید، بازداشت و سرکوب شهروندان در نقاط مختلف کشور شدت گرفته است. گزارشها از بازداشت گسترده افراد با اتهامهای مبهم و امنیتی حکایت دارد؛ روندی که نشاندهنده گسترش فضای ارعاب و کنترل در جامعه است.
در این میان، قطع و اختلال گسترده اینترنت نیز به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل شده است؛ ابزاری که با محدود کردن جریان آزاد اطلاعات، امکان اطلاعرسانی، پیگیری وضعیت بازداشتشدگان و ارتباط خانوادهها با عزیزانشان را بهشدت مختل میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، رضا امانیفر، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو کانون صنفی معلمان بوشهر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای ضمن محکومکردن این بازداشت، آن را نمونهای از برخوردهای خودسرانه با فعالان صنفی دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط او شده است.
این بازداشت در شرایطی صورت میگیرد که همزمان با افزایش تنشهای نظامی، موجی از تهدید، بازداشت و سرکوب شهروندان در نقاط مختلف کشور شدت گرفته است. گزارشها از بازداشت گسترده افراد با اتهامهای مبهم و امنیتی حکایت دارد؛ روندی که نشاندهنده گسترش فضای ارعاب و کنترل در جامعه است.
در این میان، قطع و اختلال گسترده اینترنت نیز به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل شده است؛ ابزاری که با محدود کردن جریان آزاد اطلاعات، امکان اطلاعرسانی، پیگیری وضعیت بازداشتشدگان و ارتباط خانوادهها با عزیزانشان را بهشدت مختل میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔6
علیه فراموشی
مهرماه ۱۳۹۷، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در سخنانی از «مقاومت مردم یمن» مثال زد و گفت ایرانیان باید از آنها یاد بگیرند؛ اینکه «به جای لباس، لُنگ میپوشند و با چند تکه نان خشک ایستادگی میکنند».
این اظهارنظر؛ بازتاب یک طرز فکر است. نگاهی که فقر، محرومیت و حداقلهای معیشتی را نه یک بحران، بلکه یک «فضیلت» معرفی میکند. نگاهی که بهجای پاسخگویی درباره وضعیت اقتصادی مردم، از آنها میخواهد سطح توقعاتشان را پایین بیاورند و با حداقلها کنار بیایند.
این در حالی است که ایران، کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، ظرفیتهای انسانی گسترده و تاریخی طولانی، سالهاست با بحرانهای اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش سطح رفاه عمومی دستوپنجه نرم میکند.
این یادآوری، علیه فراموشی است. علیه عادیشدن فقر. علیه روایتهایی که بهجای حل بحران، از مردم میخواهند با آن کنار بیایند.
شما چه فکر میکنید؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مهرماه ۱۳۹۷، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در سخنانی از «مقاومت مردم یمن» مثال زد و گفت ایرانیان باید از آنها یاد بگیرند؛ اینکه «به جای لباس، لُنگ میپوشند و با چند تکه نان خشک ایستادگی میکنند».
این اظهارنظر؛ بازتاب یک طرز فکر است. نگاهی که فقر، محرومیت و حداقلهای معیشتی را نه یک بحران، بلکه یک «فضیلت» معرفی میکند. نگاهی که بهجای پاسخگویی درباره وضعیت اقتصادی مردم، از آنها میخواهد سطح توقعاتشان را پایین بیاورند و با حداقلها کنار بیایند.
این در حالی است که ایران، کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، ظرفیتهای انسانی گسترده و تاریخی طولانی، سالهاست با بحرانهای اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش سطح رفاه عمومی دستوپنجه نرم میکند.
این یادآوری، علیه فراموشی است. علیه عادیشدن فقر. علیه روایتهایی که بهجای حل بحران، از مردم میخواهند با آن کنار بیایند.
شما چه فکر میکنید؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💯5
Forwarded from گفتوشنود
«این دست انتقام الهی است که از آستین ترامپ درآمده؟»
نامهای از یکی از هممیهنان مسلمان*
طرح پوستر حنیف بهاری
...در قرآن، داستانهای اقوامی آمده که به خشم و قهرِ الهی دچار شدند. همه برادران و خواهران شیعه من، داستان قوم نوح و عاد و ثمود را خواندهاند که به دلیل لجاجت در ظلم و فساد و غرور نابود شدند. اما چگونه نابود شدند؟ مگر خدا خود آشکارا به زمین آمد و آنان را به قهر و غضب خود گرفت؟ خیر. یکبار باد فرستاد، یکبار سیل فرستاد، یک بار صدای گوشخراشی، شاید شبیه به انفجار. این درس عبرتی بود برای مومنین: خداوند ارادهاش را از جایی جاری میکند که کسی گمان نمیبرد. این سنت الهی است؛ و قرآن به ما آموخته: «لن تجدوا لسنت الله تبدیلا». [خدا روش خود را عوض نمیکند - سوره فاطر، آیه 43]
من کودک بودم که این داستانها را برایم گفتند و از بزرگترهایم میپرسیدم یعنی آنها حتی تا آخرین لحظه بر فساد و ظلم پافشاری کردند؟ چرا فکر نکردند که اشتباه بزرگی مرتکب میشوند؟ یک لحظه هم فکر نکردند که شاید آنها هستند که باید در افکار خود تجدیدنظر کنند؟ چرا به حرف خیرخواهان گوش ندادند؟ و چرا صبر خدا تمام شد؟ آنها به من خردسال میگفتند که خدا چند بار به انسان هشدار میدهد و اگر هدایت نشد، غضبش او را میگیرد. اما دست غضب خدا از آستین کسی بیرون میآید که شما فکرش را هم نمیکردید. این روش خدا است از قدیم. (...)**
نظام جمهوری اسلامی از روز استقرار به مردم وعده دروغین داد و ظلم کرد. غصب کرد. مصادره کرد. شکنجه کرد. خدعه کرد. فساد کرد. مردم بیچاره اسیر ایران را فقیر کرد. چپاول کرد. اسلام را نابود و بیحرمت کرد.
(...) ما هم هشدار دادیم. انذار کردیم. امر به معروف کردیم. هر بار گفتیم، یا انکار شنیدیم، یا وعدههای دروغین اصلاح، یا پاسخ شنیدیم: «دیگران هم بدترند». گفتند آمریکا هم جنایت کرده—اما مگر اگر دیگری خطا کرد، ما هم مجازیم؟ آیا با این منطق، میتوان هر کاری را توجیه کرد؟
آن سال که آقای ترامپ خبر از شرکت در انتخابات داد، فراموش نمیکنم بسیاری به او خندیدند. کسی باور نمیکرد یک تاجر متمول بیاید بشود رئیس جمهور آمریکا. اما شد آنچه شد. (...) من همان روز که متوجه شدم موضع تند این فرد در برابر جمهوری اسلامی چیست سریع به یاد همین داستانهای قرآن افتادم و گفتم شاید دست انتقام الهی است که کسی مانند او را به چنین جایگاهی رسانده است.
دست عدالت الهی از آستین کسی بیرون آمده که روز اول خیالش را هم نمیکردیم رییس جمهور شود، خیال نمیکردیم سردار نظام امام زمان را نابود کند و ما حتی یک سرباز از آنها نتوانیم بگیریم . بعد هنیئه را زدند، نصرالله را زدند، سوریه از دست رفت فرماندهان نظام را. زدند اینها اگر اراده الهی نیست پس چیست. شاید هم مسئله خود او نیست، بلکه این است که گاهی هشدارها از جایی میآید که ما حاضر نیستیم آن را ببینیم. خدا چند بار هشدار میدهد، و بعد میزند.
(...) اما شما به عوض عبرت، اصرار بر ظلم و بغی کردید. آن از اعدامها، از کهریزک، که عاملینش را مجازات نکردند و به ریش مردم خندیدید. آن تز کوی دانشگاه. آن از توسری زدن به خاطر حجاب و روزه. آن از غصب و فساد اقتصادی وقتی مردم گرسنه و فقیر بودند و به زباله گردی افتادند. آنداز امثال فرزندان ولحرج و عیاش مسئولین.
بعد ما را متهم کردند، به بیبصیرتی. ما زود فهمیدیم که این نظام از ریشه باید برود. ما گفتیم در عصر غیبت ، بسیاری از علما بزرگ از دخالت دین در قدرت پرهیز کردند. گفتیم مگر امام علی خود برای حفظ حقیقت از حق مسلمش گذشت؟ آن که خلافت بلافصل پیغمبر بود علی از آن گذشت کرد شما از قدرت غصبی خودتان نمی گذرید. لابد فکر میکنید ولایت جعلی شما که همانا بر اساس فهم آخوندی مثل خمینی بود از ولایت علی ارجح و اولی است. (...)
اما خدا به دل ها مهر میزند حالا هر چقدر گریه کنید که اگر من به راه خطا رفتم ای خدا بیا مرا اصلاح کن، چون در خطا لجاجت کردید خدا گوش نخواهد کرد و شما را به سمت اشتباه بیشتر هل میدهد اما شما فکر میکنید که دارید کار درست را میکنید اما نابودی شما در آن است.
برای من این واپسین نامه است و برای شما این از سمت من اتمام حجت. اتمام حجت چرا که حال که این نامه را بخوانید، دیگر نخواهید توانست در محضر عدل الهی بگویید من نمیدانستم و کسی به من نگفته بود. این آخرین دم از امتحان الهی را باید همه درک کنند.
*مطالب منتشر شده از سمت همراهان بیانگر دیدگاه گفتوشنود نیست.
**به دلیل طولانی بودن بخشهایی از نامه حذف شده است.
#انتقام #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نامهای از یکی از هممیهنان مسلمان*
طرح پوستر حنیف بهاری
...در قرآن، داستانهای اقوامی آمده که به خشم و قهرِ الهی دچار شدند. همه برادران و خواهران شیعه من، داستان قوم نوح و عاد و ثمود را خواندهاند که به دلیل لجاجت در ظلم و فساد و غرور نابود شدند. اما چگونه نابود شدند؟ مگر خدا خود آشکارا به زمین آمد و آنان را به قهر و غضب خود گرفت؟ خیر. یکبار باد فرستاد، یکبار سیل فرستاد، یک بار صدای گوشخراشی، شاید شبیه به انفجار. این درس عبرتی بود برای مومنین: خداوند ارادهاش را از جایی جاری میکند که کسی گمان نمیبرد. این سنت الهی است؛ و قرآن به ما آموخته: «لن تجدوا لسنت الله تبدیلا». [خدا روش خود را عوض نمیکند - سوره فاطر، آیه 43]
من کودک بودم که این داستانها را برایم گفتند و از بزرگترهایم میپرسیدم یعنی آنها حتی تا آخرین لحظه بر فساد و ظلم پافشاری کردند؟ چرا فکر نکردند که اشتباه بزرگی مرتکب میشوند؟ یک لحظه هم فکر نکردند که شاید آنها هستند که باید در افکار خود تجدیدنظر کنند؟ چرا به حرف خیرخواهان گوش ندادند؟ و چرا صبر خدا تمام شد؟ آنها به من خردسال میگفتند که خدا چند بار به انسان هشدار میدهد و اگر هدایت نشد، غضبش او را میگیرد. اما دست غضب خدا از آستین کسی بیرون میآید که شما فکرش را هم نمیکردید. این روش خدا است از قدیم. (...)**
نظام جمهوری اسلامی از روز استقرار به مردم وعده دروغین داد و ظلم کرد. غصب کرد. مصادره کرد. شکنجه کرد. خدعه کرد. فساد کرد. مردم بیچاره اسیر ایران را فقیر کرد. چپاول کرد. اسلام را نابود و بیحرمت کرد.
(...) ما هم هشدار دادیم. انذار کردیم. امر به معروف کردیم. هر بار گفتیم، یا انکار شنیدیم، یا وعدههای دروغین اصلاح، یا پاسخ شنیدیم: «دیگران هم بدترند». گفتند آمریکا هم جنایت کرده—اما مگر اگر دیگری خطا کرد، ما هم مجازیم؟ آیا با این منطق، میتوان هر کاری را توجیه کرد؟
آن سال که آقای ترامپ خبر از شرکت در انتخابات داد، فراموش نمیکنم بسیاری به او خندیدند. کسی باور نمیکرد یک تاجر متمول بیاید بشود رئیس جمهور آمریکا. اما شد آنچه شد. (...) من همان روز که متوجه شدم موضع تند این فرد در برابر جمهوری اسلامی چیست سریع به یاد همین داستانهای قرآن افتادم و گفتم شاید دست انتقام الهی است که کسی مانند او را به چنین جایگاهی رسانده است.
دست عدالت الهی از آستین کسی بیرون آمده که روز اول خیالش را هم نمیکردیم رییس جمهور شود، خیال نمیکردیم سردار نظام امام زمان را نابود کند و ما حتی یک سرباز از آنها نتوانیم بگیریم . بعد هنیئه را زدند، نصرالله را زدند، سوریه از دست رفت فرماندهان نظام را. زدند اینها اگر اراده الهی نیست پس چیست. شاید هم مسئله خود او نیست، بلکه این است که گاهی هشدارها از جایی میآید که ما حاضر نیستیم آن را ببینیم. خدا چند بار هشدار میدهد، و بعد میزند.
(...) اما شما به عوض عبرت، اصرار بر ظلم و بغی کردید. آن از اعدامها، از کهریزک، که عاملینش را مجازات نکردند و به ریش مردم خندیدید. آن تز کوی دانشگاه. آن از توسری زدن به خاطر حجاب و روزه. آن از غصب و فساد اقتصادی وقتی مردم گرسنه و فقیر بودند و به زباله گردی افتادند. آنداز امثال فرزندان ولحرج و عیاش مسئولین.
بعد ما را متهم کردند، به بیبصیرتی. ما زود فهمیدیم که این نظام از ریشه باید برود. ما گفتیم در عصر غیبت ، بسیاری از علما بزرگ از دخالت دین در قدرت پرهیز کردند. گفتیم مگر امام علی خود برای حفظ حقیقت از حق مسلمش گذشت؟ آن که خلافت بلافصل پیغمبر بود علی از آن گذشت کرد شما از قدرت غصبی خودتان نمی گذرید. لابد فکر میکنید ولایت جعلی شما که همانا بر اساس فهم آخوندی مثل خمینی بود از ولایت علی ارجح و اولی است. (...)
اما خدا به دل ها مهر میزند حالا هر چقدر گریه کنید که اگر من به راه خطا رفتم ای خدا بیا مرا اصلاح کن، چون در خطا لجاجت کردید خدا گوش نخواهد کرد و شما را به سمت اشتباه بیشتر هل میدهد اما شما فکر میکنید که دارید کار درست را میکنید اما نابودی شما در آن است.
برای من این واپسین نامه است و برای شما این از سمت من اتمام حجت. اتمام حجت چرا که حال که این نامه را بخوانید، دیگر نخواهید توانست در محضر عدل الهی بگویید من نمیدانستم و کسی به من نگفته بود. این آخرین دم از امتحان الهی را باید همه درک کنند.
*مطالب منتشر شده از سمت همراهان بیانگر دیدگاه گفتوشنود نیست.
**به دلیل طولانی بودن بخشهایی از نامه حذف شده است.
#انتقام #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لغو تابعیت بهعنوان ابزار سرکوب مخالفان؛ دفاع مجری صداوسیما از اقدامی فاقد مبنای قانونی
محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی، در تازهترین اظهارات خود در تلویزیون حکومتی، از لغو تابعیت ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور دفاع کرد؛ موضعی که بار دیگر نشاندهنده تشدید رویکردهای امنیتی و حذفگرایانه در رسانه رسمی حکومت است.
این مجری نزدیک به جریانهای تندرو، در سخنانی قابل تأمل مدعی شد که «همه مردم دنیا» از نظام جمهوری اسلامی دفاع میکنند و تنها گروهی از ایرانیان خارج از کشور با آن مخالف هستند؛ او مخالفان رژیم را بیوطن و غیر ایرانی خطاب میکند و مدعی است که آنها دشمن مردم ایران هستند! ادعایی که در تضاد آشکار با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی داخل و خارج از ایران ارزیابی میشود.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که همزمان با تحولات ناشی از جنگ اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی بیش از گذشته به سمت مواضع تندتر، یکسویه و تبلیغاتی حرکت کرده و بهجای بازتاب واقعیتهای متکثر جامعه، بر طرد و بیاعتبارسازی صداهای منتقد تمرکز یافته است.
در همین حال، مریم ابراهیموند، فیلمساز ایرانی و زندانی سیاسی سابق، در روزهای اخیر اعلام کرده که کنسولگری جمهوری اسلامی به طور شفاهی به او اطلاع داده تابعیت ایرانیاش به دستور مقامات قضایی در ایران باطل شده است؛ اقدامی که نگرانیها درباره تلاش برای اعمال فشار بر مخالفان خارج از کشور را افزایش داده است.
به نوشته دادبان، دفاع از لغو تابعیت ایرانیان مخالف نظام جمهوری اسلامی در حالی است که در نظام کیفری ایران هیچ مقررهای وجود ندارد که «سلب تابعیت» را بهعنوان مجازات پیشبینی کرده باشد. قوانین کیفری، از جمله قانون مجازات اسلامی، مجازاتهایی مانند حبس، جزای نقدی یا محرومیتهای مشخص را تعریف کردهاند، اما سلب تابعیت در میان آنها جایگاهی ندارد. بنابراین، نسبت دادن چنین اقدامی بهعنوان یک «مجازات قضایی» فاقد مبنای قانونی است.
علاوه بر این، تابعیت در حقوق ایران تابع قواعد خاص خود در قانون مدنی است و اصولا امری اداری و مبتنی بر ضوابط مشخص است، نه تصمیم قضایی. حتی در این چارچوب نیز، سلب تابعیت از شهروندان ایرانی بهصورت یکجانبه و بدون رضایت فرد پیشبینی نشده است. در نتیجه، قوه قضاییه اساسا صلاحیت قانونی برای ابطال تابعیت افراد را ندارد.
لازم به ذکر است، در ماه گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم ارائه خدمات کنسولی به ایرانیان مخالف رژیم گزارش شده است، همچنین اموال بسیاری از هموطنان مصادره شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #سیمای_میلی
@Tavaana_TavaanaTech
محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی، در تازهترین اظهارات خود در تلویزیون حکومتی، از لغو تابعیت ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور دفاع کرد؛ موضعی که بار دیگر نشاندهنده تشدید رویکردهای امنیتی و حذفگرایانه در رسانه رسمی حکومت است.
این مجری نزدیک به جریانهای تندرو، در سخنانی قابل تأمل مدعی شد که «همه مردم دنیا» از نظام جمهوری اسلامی دفاع میکنند و تنها گروهی از ایرانیان خارج از کشور با آن مخالف هستند؛ او مخالفان رژیم را بیوطن و غیر ایرانی خطاب میکند و مدعی است که آنها دشمن مردم ایران هستند! ادعایی که در تضاد آشکار با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی داخل و خارج از ایران ارزیابی میشود.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که همزمان با تحولات ناشی از جنگ اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی بیش از گذشته به سمت مواضع تندتر، یکسویه و تبلیغاتی حرکت کرده و بهجای بازتاب واقعیتهای متکثر جامعه، بر طرد و بیاعتبارسازی صداهای منتقد تمرکز یافته است.
در همین حال، مریم ابراهیموند، فیلمساز ایرانی و زندانی سیاسی سابق، در روزهای اخیر اعلام کرده که کنسولگری جمهوری اسلامی به طور شفاهی به او اطلاع داده تابعیت ایرانیاش به دستور مقامات قضایی در ایران باطل شده است؛ اقدامی که نگرانیها درباره تلاش برای اعمال فشار بر مخالفان خارج از کشور را افزایش داده است.
به نوشته دادبان، دفاع از لغو تابعیت ایرانیان مخالف نظام جمهوری اسلامی در حالی است که در نظام کیفری ایران هیچ مقررهای وجود ندارد که «سلب تابعیت» را بهعنوان مجازات پیشبینی کرده باشد. قوانین کیفری، از جمله قانون مجازات اسلامی، مجازاتهایی مانند حبس، جزای نقدی یا محرومیتهای مشخص را تعریف کردهاند، اما سلب تابعیت در میان آنها جایگاهی ندارد. بنابراین، نسبت دادن چنین اقدامی بهعنوان یک «مجازات قضایی» فاقد مبنای قانونی است.
علاوه بر این، تابعیت در حقوق ایران تابع قواعد خاص خود در قانون مدنی است و اصولا امری اداری و مبتنی بر ضوابط مشخص است، نه تصمیم قضایی. حتی در این چارچوب نیز، سلب تابعیت از شهروندان ایرانی بهصورت یکجانبه و بدون رضایت فرد پیشبینی نشده است. در نتیجه، قوه قضاییه اساسا صلاحیت قانونی برای ابطال تابعیت افراد را ندارد.
لازم به ذکر است، در ماه گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم ارائه خدمات کنسولی به ایرانیان مخالف رژیم گزارش شده است، همچنین اموال بسیاری از هموطنان مصادره شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #سیمای_میلی
@Tavaana_TavaanaTech
👍3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگیهای همسر جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید میکند.
بعدها سیستم امنیتی تلاش میکند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند.
روایتهایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است.
با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان میدهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایتها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانهاش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریزد.
#صالحه_اکبری #جنایت_علیه_بشریت #اردبیل #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید میکند.
بعدها سیستم امنیتی تلاش میکند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند.
روایتهایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است.
با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان میدهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایتها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانهاش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریزد.
#صالحه_اکبری #جنایت_علیه_بشریت #اردبیل #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔12❤3
بهجز چهار نفر، سایر زندانیان سیاسی بند ۴ زندان قزلحصار که به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند، به بند عمومی بازگردانده شدند.
سعید ماسوری، لقمان امینپور، میثم دهبانزاده و سپهر امامجمعه همچنان در سلولهای انفرادی بند ۴ زندان قزلحصار نگهداری میشوند.
زندانیان سیاسی نسبت به انتقال شش نفر از همبندیهایشان برای اجرای حکم اعدام، اعتراض کرده بودند. اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگدهی، پویا قبادی، بابک علیپور، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر، شش زندانی سیاسی بند ۴ قزلحصار بودند، که طی یک هفته گذشته اعدام شدند.
طبق خبر دریافتی، آن دسته از زندانیان که به داخل بند بازگردانده شدهاند با محدودیت تماس تلفنی حداکثر ده دقیقه در روز مواجه هستند.
زندان قزلحصار، معروف به کشتارگاه، محل اعدام اکثر زندانیان سیاسی این سالها است. غیر از این شش نفر، ۴ نفر از بازداشتشدگان دی ماه ۱۴۰۴ نیز طی هفته گذشته در این زندان اعدام شدهاند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام، از بند ۴ زندان قزلحصار آغاز شده است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بهجز چهار نفر، سایر زندانیان سیاسی بند ۴ زندان قزلحصار که به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند، به بند عمومی بازگردانده شدند.
سعید ماسوری، لقمان امینپور، میثم دهبانزاده و سپهر امامجمعه همچنان در سلولهای انفرادی بند ۴ زندان قزلحصار نگهداری میشوند.
زندانیان سیاسی نسبت به انتقال شش نفر از همبندیهایشان برای اجرای حکم اعدام، اعتراض کرده بودند. اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگدهی، پویا قبادی، بابک علیپور، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر، شش زندانی سیاسی بند ۴ قزلحصار بودند، که طی یک هفته گذشته اعدام شدند.
طبق خبر دریافتی، آن دسته از زندانیان که به داخل بند بازگردانده شدهاند با محدودیت تماس تلفنی حداکثر ده دقیقه در روز مواجه هستند.
زندان قزلحصار، معروف به کشتارگاه، محل اعدام اکثر زندانیان سیاسی این سالها است. غیر از این شش نفر، ۴ نفر از بازداشتشدگان دی ماه ۱۴۰۴ نیز طی هفته گذشته در این زندان اعدام شدهاند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام، از بند ۴ زندان قزلحصار آغاز شده است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
جمجمه یا صندلی خودرو؟
وقتی رسانهای مثل خبرگزاری تسنیم و سایر منابع حکومتی، تصویری از صندلی سوخته یک خودرو را بهعنوان «جمجمه یک سرباز آمریکایی» منتشر میکند، این اقدام را نمیتوان خطای خبری دانست؛ بلکه مصداقی روشن از بیاعتنایی به شعور مخاطب است.
در کشوری که دسترسی آزاد به اطلاعات مسدود شده، چنین دروغهایی در رسانهها و پیام رسانهای داخلی خطرناکتر از همیشهاند. چون مخاطب نه امکان راستیآزمایی دارد و نه ابزار مقابله با این حجم از جعل و تحریف. نتیجه، شکلگیری یک فضای مسموم اطلاعاتی است که در آن حقیقت قربانی روایتهای ساختگی میشود.
با اینکه خبرگزاری تسنیم، ساعاتی بعد این تصویر را از تمامی صفحات و وبسایت خود حذف کرد، اما این تصویر در بسیاری از رسانهها و خبرگزاریهای حکومتی دست به دست میشود.
نکته جالب توجه اینکه، تصویر مربوط به یک خودروی سوخته شده است.
💸 tavaanatech
وقتی رسانهای مثل خبرگزاری تسنیم و سایر منابع حکومتی، تصویری از صندلی سوخته یک خودرو را بهعنوان «جمجمه یک سرباز آمریکایی» منتشر میکند، این اقدام را نمیتوان خطای خبری دانست؛ بلکه مصداقی روشن از بیاعتنایی به شعور مخاطب است.
در کشوری که دسترسی آزاد به اطلاعات مسدود شده، چنین دروغهایی در رسانهها و پیام رسانهای داخلی خطرناکتر از همیشهاند. چون مخاطب نه امکان راستیآزمایی دارد و نه ابزار مقابله با این حجم از جعل و تحریف. نتیجه، شکلگیری یک فضای مسموم اطلاعاتی است که در آن حقیقت قربانی روایتهای ساختگی میشود.
با اینکه خبرگزاری تسنیم، ساعاتی بعد این تصویر را از تمامی صفحات و وبسایت خود حذف کرد، اما این تصویر در بسیاری از رسانهها و خبرگزاریهای حکومتی دست به دست میشود.
نکته جالب توجه اینکه، تصویر مربوط به یک خودروی سوخته شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6❤1👍1
Forwarded from گفتوشنود
🔶محمدحسن ابوترابیفرد، امام جمعه تهران گفت: «سیاست جمهوری اسلامی، ادامه مسیر پیشین و حمایت از محور مقاومت در برابر دشمنان است و این راه با قدرت ادامه خواهد یافت.» او افزود: «ملت ما همچنان در ابتدای راه برای تحقق کامل دولت اسلامی قرار دارد.»
او ادامه داد: «برخورداری از نیروی زمینی، هوایی و دریایی قدرتمند، عامل عزتآفرین برای کشور است و این قدرت باید در جهت بازدارندگی به کار گرفته شود، نه کشورگشایی.»
🔷این نوع نگاه ایدئولوژیک که تحت عنوان «محور مقاومت» و ادامه یک مسیر تعریفشده ارائه میشود، در عمل کشور را طی دهههای گذشته به سمت عمیقترین بحرانها سوق داده است؛ از درگیریهای پرهزینه و تنشهای مستمر منطقهای گرفته تا آتش جنگهای ویرانگر. نتیجه این رویکرد، هدررفت گسترده منابع مالی ملی بوده که میتوانست صرف توسعه، رفاه و بهبود شرایط زندگی مردم شود، اما در عوض به گسترش فقر، شکاف طبقاتی و فرسایش اقتصادی انجامیده است. علاوه بر این، چنین سیاستی ایران را در سطح منطقهای و جهانی با نوعی انزوا و بیاعتمادی مواجه کرده و فرصتهای تعامل سازنده را از بین برده است. در واقع، آنچه بهعنوان یک «راهبرد» مطرح میشود، بیش از آنکه مبتنی بر منافع واقعی مردم باشد، به یک بازی ایدئولوژیک شباهت دارد که هزینههای آن مستقیما بر دوش جامعه گذاشته شده؛ جامعهای که نهتنها با این مسیر همدل نیست، بلکه بهطور ملموس از پیامدهای آن آسیب میبیند.
#جنگ #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او ادامه داد: «برخورداری از نیروی زمینی، هوایی و دریایی قدرتمند، عامل عزتآفرین برای کشور است و این قدرت باید در جهت بازدارندگی به کار گرفته شود، نه کشورگشایی.»
🔷این نوع نگاه ایدئولوژیک که تحت عنوان «محور مقاومت» و ادامه یک مسیر تعریفشده ارائه میشود، در عمل کشور را طی دهههای گذشته به سمت عمیقترین بحرانها سوق داده است؛ از درگیریهای پرهزینه و تنشهای مستمر منطقهای گرفته تا آتش جنگهای ویرانگر. نتیجه این رویکرد، هدررفت گسترده منابع مالی ملی بوده که میتوانست صرف توسعه، رفاه و بهبود شرایط زندگی مردم شود، اما در عوض به گسترش فقر، شکاف طبقاتی و فرسایش اقتصادی انجامیده است. علاوه بر این، چنین سیاستی ایران را در سطح منطقهای و جهانی با نوعی انزوا و بیاعتمادی مواجه کرده و فرصتهای تعامل سازنده را از بین برده است. در واقع، آنچه بهعنوان یک «راهبرد» مطرح میشود، بیش از آنکه مبتنی بر منافع واقعی مردم باشد، به یک بازی ایدئولوژیک شباهت دارد که هزینههای آن مستقیما بر دوش جامعه گذاشته شده؛ جامعهای که نهتنها با این مسیر همدل نیست، بلکه بهطور ملموس از پیامدهای آن آسیب میبیند.
#جنگ #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صداوسیمای جمهوری اسلامی در برنامههای اخیر خود با حضور چهرههای امنیتی از جمله حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، و علیرضا رحیمی، دبیر شورای عالی جوانان و نوجوانان دولت پزشکیان، از مردم خواسته است کودکان و جوانان را به مکانهایی مانند ایستهای بازرسی و نیروگاهها بفرستند؛ مکانهایی که بهدلیل افزایش احتمال حملات نظامی، در معرض خطر قرار دارند. این درخواست عملاً به معنای قرار دادن غیرنظامیان، بهویژه نسل جوان، در موقعیتی شبیه به سپر انسانی برای محافظت از این مراکز است.
حکومتی که شر ویرانگر است، با سیاستهای خود کشور را در معرض تخریب زیرساختها و نابودی منابع قرار داده است. سیاستهایی که مردم در آنها نقش نداشتهاند و اصولا انتقاد از این سیاستها خط قرمز رژیم بوده است. حالا در یک رفتار جنونآمیز میخواهد از مردم به ویژه کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده کند. برای این رژیم نه ایران و نه ایرانی اهمیتی ندارد. جان و مال و زندگی ایرانیان را به گروگان گرفته است و کشور را به ورطه جنگ انداخته است.
#جنگ #سپر_انسانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
حکومتی که شر ویرانگر است، با سیاستهای خود کشور را در معرض تخریب زیرساختها و نابودی منابع قرار داده است. سیاستهایی که مردم در آنها نقش نداشتهاند و اصولا انتقاد از این سیاستها خط قرمز رژیم بوده است. حالا در یک رفتار جنونآمیز میخواهد از مردم به ویژه کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده کند. برای این رژیم نه ایران و نه ایرانی اهمیتی ندارد. جان و مال و زندگی ایرانیان را به گروگان گرفته است و کشور را به ورطه جنگ انداخته است.
#جنگ #سپر_انسانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍5❤1💔1
دریغ است ایران که ویران شود
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍8❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
ورود ایران به روز ۳۹ خاموشی اینترنت؛ بیش از ۹۱۲ ساعت قطع ارتباط با جهان
نتبلاکس:
دادهها نشان میدهد ایران وارد سیونهمین روز از قطعی اینترنت شده که بیش از ۹۱۲ ساعت ادامه داشته است. این اقدام باعث شده بخش عمدهای از ایرانیان از شبکه جهانی اینترنت جدا شوند و تنها به یک شبکه داخلی یا اینترانت دسترسی داشته باشند.
💸 tavaanatech
نتبلاکس:
دادهها نشان میدهد ایران وارد سیونهمین روز از قطعی اینترنت شده که بیش از ۹۱۲ ساعت ادامه داشته است. این اقدام باعث شده بخش عمدهای از ایرانیان از شبکه جهانی اینترنت جدا شوند و تنها به یک شبکه داخلی یا اینترانت دسترسی داشته باشند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اکانت سپاه پاسداران بعد از ۳۹ روز قطع اینترنت مردم، با وقاحت درس آزادی بیان میدهد!
حساب کاربری سپاه پاسداران در ایکس بار دیگر بهدلیل ترویج محتوای مرتبط با تروریسم مسدود شد. تناقض اما جایی به اوج میرسد که همین حساب، در حالی از «آزادی بیان» میگوید که بیش از ۳۹ روز است دسترسی میلیونها ایرانی به اینترنت جهانی عملا قطع شده و مردم از ابتداییترین حق ارتباطی محروم ماندهاند.
مسدود شدن حساب شما «سانسور» نیست؛ یک اقدام لازم برای جلوگیری از پخش خشونت و ترور در فضای آزاد است.
شما که با قطع اینترنت، زندگی مردم را فلج کردید، میلیونها کسبوکار را نابود کردید و ارتباط آدمها با جهان را بریدید، آخرین کسانی هستید که میتوانید از آزادی حرف بزنید.
💸 tavaanatech
حساب کاربری سپاه پاسداران در ایکس بار دیگر بهدلیل ترویج محتوای مرتبط با تروریسم مسدود شد. تناقض اما جایی به اوج میرسد که همین حساب، در حالی از «آزادی بیان» میگوید که بیش از ۳۹ روز است دسترسی میلیونها ایرانی به اینترنت جهانی عملا قطع شده و مردم از ابتداییترین حق ارتباطی محروم ماندهاند.
مسدود شدن حساب شما «سانسور» نیست؛ یک اقدام لازم برای جلوگیری از پخش خشونت و ترور در فضای آزاد است.
شما که با قطع اینترنت، زندگی مردم را فلج کردید، میلیونها کسبوکار را نابود کردید و ارتباط آدمها با جهان را بریدید، آخرین کسانی هستید که میتوانید از آزادی حرف بزنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1👍17🕊2❤1