آموزشکده توانا
49.5K subscribers
41.4K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عین‌الله رضازاده جویباری، روحانی سابق و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در یک پیام صوتی از عدم توجه و رسیدگی درمانی به زندانیان سیاسی خبر می‌دهد.
رضازاده جویباری پیام خود را با درود و ادای دین به زنان و کودکانی که قربانی خشونت و سرکوب شده اند و گرامی داشت یاد و خاطره شهدا قیام آزادی دی‌ماه آغاز می‌کند .

وی در ادامه‌ای با اشاره به سال‌ها تحمل حبس در زندان جمهوری اسلامی از تحمل شکنجه‌های سیستماتیک می‌گوید شرحی از وضعیت بغرنج و بیماری خود می‌دهد و تاکید می کند که با توجه به توصیه اکید پزشکان زندان، مسئولین امر تعمدا از رسیدگی و درمان جلوگیری کرده و به همین دلایل یکی از کلیه‌هایش را از دست داده و از خونریزی داخلی رنج می‌برد و مصرف غذا هم برای او به همین دلیل با مشکل مواجه و وی را درشرایط پیش سرطان قرار داده و عدم مصرف دارو و روند درمان وی را با مشکلات جدی‌تر در سلامت روبرو خواهد کرد.

وی در ادامه هشدار می‌دهد که بی‌تفاوتی مسئولین زندان در این مورد مهندسی شده و هدفمند و در راستای کشتار درمانی تعریف می‌شود.
جویباری با اعتراض به عدم مسئولیت پذیری و بی تفاوتی و ترک فعل آشکار مسئولین زندان یادآوری می‌کند دستگاه قضایی و سازمان زندان‌ها مسئول حفظ جان و فراهم کردن شرایط درمان زندانیان بیمار هستند و درمان زندانیان بیمار تعلل پذیر نیست.

وی در ادامه یادآور می شود به دلیل تذکر متعدد و مکرر در این مورد مجبور به اعتصاب غذا شده است.

جویباری خطاب به رییس قوه قضاییه می‌گوید:
آقای اژه ای چند نفر از زندانبان سیاسی بدحال و بیمار به‌علت درد شدید و‌ عدم توجه مسئولین زندان یا به‌خاطر تعلل و عدم اعزام به موقع به بیمارستان جانشان را باید از دست بدهند؟
این قتل های دولتی و سازمان یافته چند نفر قربانی می‌خواد؟
تا کجا می‌خواهی پیش بروی؟
شما که در حد وسیع دست به قتل و کشتار ملت زده‌اید، این رفتارهای غیر انسانی مغایر با قانون و اخلاق چه زمانی پایان خواهد یافت ؟
شما روی جنایت‌کاران در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو را سفید کردید، شما را در تاریخ چگونه قضاوت خواهند کرد؟
شما را با چه موجودی می‌توان مقایسه کرد؟

عین‌الله رضازاده جویباری روحانی سابق و از منتقدان سیاسی جمهوری اسلامی است که به دلیل بیان دیدگاه‌ها و فعالیت‌های اعتراضی خود بازداشت و زندانی شده است. او از جمله زندانیانی است که بارها درباره وضعیت حقوق بشر و شرایط زندانیان سیاسی در ایران هشدار داده است.

#عین_الله_رضازاده_جویباری #زندانی_سیاسی #منتقد_حکومت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
11
Forwarded from گفت‌وشنود
۸۰ روز در هجوم دیوارها؛
روایت شکیلا قاسمی، شهروند بهائی و انفرادی که پایان ندارد

شکیلا قاسمی، شهروند بهایی، بیش از ۸۰ روز است که در بازداشت بلاتکلیف و در شرایط دشوار انفرادی به‌سر می‌برد. او بدون اعلام اتهام رسمی و با محرومیت از حقوق اولیه یک متهم، در وضعیتی نگران‌کننده نگاه داشته شده است؛ شرایطی که خانواده او را در بیم و امیدی فرساینده رها کرده است.

خواهر او در پیامی از سر دلتنگی و تکان‌دهنده در شبکه اجتماعی ایکس، از رنج این روزهای شکیلا و بی‌عدالتی حاکم بر پرونده او چنین نوشته است:
«۸۰ روز بی‌خبری، بی‌پاسخی، و بی‌عدالتی.
نه اتهامی اعلام شده، نه توضیحی داده‌اند، نه حتی حداقلی از شفافیت وجود دارد.
شکیلا در انفرادی نگه داشته شده؛ جایی که زمان می‌ایستد و انسان کم‌کم زیر فشار سکوت و تنهایی فرسوده می‌شود.
این فقط حبس نیست، یک فرسایش تدریجی روح و روان است.
بی‌خبری از وضعیتش، نگرانی از حال جسمی و روحی‌اش، و این بلاتکلیفی مطلق…
همه‌ی این‌ها چیزی نیست که بتوان ساده از کنارش گذشت.
او باید امروز در حال ساختن آینده‌اش باشد، نه شمردن روزها پشت دیوارهای سرد زندان.
هیچ انسانی سزاوار این حجم از بی‌عدالتی و بی‌صدایی نیست.
اگر امروز سکوت کنیم، فردا نوبت دیگری است.
نام شکیلا را تکرار کنیم، تا فراموش نشود.»

بازداشت شکیلا قاسمی و استمرار بلاتکلیفی او، نمودی بارز از سیاست سیستماتیک «دیگری‌ستیزی» در ساختار دیکتاتوری جمهوری اسلامی است. این حکومت با هدف قرار دادن اقلیت‌های مذهبی، به‌ویژه جامعه بهایی، و با تکیه بر اتهام‌های ساختگی امنیتی، فشار مضاعف اجتماعی و روانی را بر آن‌ها تحمیل می‌کند. این برخوردها پیش از آنکه جنبه حقوقی داشته باشد، ابزاری برای سرکوب عقیدتی و حذف مدنی شهروندانی است که تنها جرمشان، تفاوت در باور و سبک زندگی است؛ سیاستی که با حبس‌های انفرادی طولانی، به دنبال درهم‌شکستن اراده و صدای کسانی است که خارج از چهارچوب‌های رسمی تعریف می‌شوند.

#داستان_ما_یکیست #شکیلا_قاسمی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
💔72
محمدجعفر اسدی، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، در اظهاراتی گفته است:
«وقتی به قله رسیدیم، آن وقت قرار است کسانی بیایند و شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجی‌نامه را بنویسند.»

این سخنان، فراتر از یک اظهار نظر سیاسی، بازتاب یک نگاه ایدئولوژیک به هویت و تاریخ ایران است؛ نگاهی که به‌جای پاسداشت میراث فرهنگی و تاریخی، در پی جایگزینی آن با روایت‌های حکومتی است. اشاره به «بستن شاهنامه» و نوشتن «پاسدارنامه» و «بسیجی‌نامه»، به‌روشنی نشان‌دهنده تلاشی برای بازتعریف هویت ایرانی بر اساس ایدئولوژی رسمی است.

این رویکرد، یادآور سال‌های نخست پس از انقلاب است؛ زمانی که حکومت با مظاهر فرهنگ ایران باستان، از جمله نمادهایی چون تخت‌جمشید، سر ستیز داشت و حتی با فردوسی و شاهنامه برخوردی خصمانه نشان می‌داد. در آن دوره، تلاش‌هایی گسترده برای کمرنگ‌کردن یا حذف عناصر هویت ملی و جایگزینی آن با روایت‌های ایدئولوژیک صورت گرفت.


@Tavaana_TavaanaTech
10👍3
Reports indicate that political prisoners transferred from Evin and Fashafuyeh to Ghezel Hesar’s solitary units (Ward 35, Unit 3) are facing systematic abuse and inhumane conditions. Detainees, including Mir-Yousef Younesi, Vahid Gol-Sorkh, and Mohsen Pirayesh, were subjected to "Ghapani" handcuffing, shackles, and severe beatings during transit.
At Ghezel Hesar, guards forcibly shaved the prisoners' heads and reportedly assaulted them with pipes. Mohsen Pirayesh and Soheil Arabi required hospitalization due to injuries; both were returned to isolation without family contact or fresh air. Held in cramped 10-square-meter cells, these individuals remain denied basic rights like phone calls. While Mir-Yousef Younesi was recently moved to the political ward, the Islamic Republic regime’s use of physical violence and total isolation highlights a deepening human rights crisis and a complete lack of medical and legal safeguards within the prison system.

#HumanRights #IranPrisons #StopTorture #PoliticalPrisoners
💔32
گزارش‌های دریافتی از وخامت حال علی سویدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز، خبر می‌دهند؛ زندانی‌ای که در کنار ده‌ها زندانی سنی‌مذهب دیگر، در شرایطی همراه با تبعیض شدید و محرومیت از خدمات درمانی نگهداری می‌شود.

بر اساس این اطلاعات، علی سویدی به‌همراه پسرعموهایش عبدالله، احمد و جاسم سویدی در تاریخ ۱۱ مهر ۱۳۹۷ در روستای الحجیه شهرستان خفاجیه بازداشت شده‌اند. او پس از حدود یک سال از زمان بازداشت، دچار درد شدید در هر دو کلیه شد و وضعیت جسمی‌اش به‌تدریج رو به وخامت گذاشت، با این حال از حق درمان محروم است.

روز یکشنبه ۳۰ فروردین، علی سویدی در داخل زندان بیهوش شد و به بیمارستان منتقل گردید. با این حال، تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاع رسمی از وضعیت سلامتی، علت بیهوشی یا روند درمان او منتشر نشده و خانواده و منابع مطلع همچنان در بی‌خبری به سر می‌برند.

وضعیت علی سویدی در حالی بحرانی شده که پیش‌تر نیز گزارش‌های متعددی از محرومیت زندانیان سنی‌مذهب در بند ۸ زندان شیبان از حق درمان منتشر شده بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔111
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، مریم داوودیان، شهروند ۵۸ ساله کُرد و اهل بوکان، روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ پس از احضار به اداره اطلاعات این شهر بازداشت شده و به زندان مرکزی ارومیه منتقل شده است. وضعیت این زندانی زن در حال حاضر نامشخص گزارش شده و نگرانی‌ها درباره سلامت او رو به افزایش است.
به گفته منابع مطلع، او پیش‌تر نیز به‌صورت تلفنی احضار و برای چندین ساعت مورد بازجویی قرار گرفته بود. نیروهای امنیتی همچنین بدون ارائه حکم قضایی به منزل او مراجعه کرده، پس از تفتیش، تلفن همراهش را ضبط کرده‌اند. پس از بازداشت، وی با قرار بازداشت موقت به قرنطینه بند زنان زندان ارومیه منتقل شده.
مریم داوودیان از چندین بیماری زمینه‌ای از جمله دیابت، روماتیسم مفصلی، تالاسمی مینور و عوارض ناشی از سکته چشمی رنج می‌برد که به نابینایی یکی از چشمان او انجامیده است. با این حال، دسترسی او به داروهای ضروری و خدمات درمانی در دوران بازداشت با ابهام و محدودیت جدی مواجه است؛ موضوعی که نگرانی خانواده‌اش را تشدید کرده.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعات شفافی درباره دلایل بازداشت و اتهامات منتسب به او منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊1
هفتاد روز به پایان محکومیت؛
پرونده‌سازی جدید علیه زرتشت احمدی‌راغب برای ممانعت از آزادی او

در حالی که تنها حدود ۷۰ روز به پایان دوران محکومیت زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی، باقی مانده است، اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا حاکی از آن است که نهادهای امنیتی با گشایش پرونده‌ای جدید در پی جلوگیری از آزادی او هستند.

لازم به ذکر است، زرتشت احمدی راغب در تاریخ ۲۴ آبان‌ماه، با تصمیم مسئولان زندان و دادستانی کرج، برای گذراندن هشت ماه پایانی محکومیت خود از زندان قزلحصار به ندامتگاه مرکزی کرج منتقل شد و اینک در همین زندان به سر می‌برد و در طی این مدت چندین بار به سلول انفرادی منتقل شده است.

این زندانی سیاسی پیش‌تر در تیرماه ۱۴۰۳، در ارتباط با پرونده‌ای که با شکایت مسئولان زندان قزلحصار در دوران حبس علیه او تشکیل شده بود، به یک سال حبس و دو سال تبعید محکوم شد. اجرای این حکم عملاً مانع از آزادی او پس از نزدیک به پنج سال تحمل حبس در پرونده پیشین شده است.
زرتشت احمدی راغب اواخر اسفندماه ۱۴۰۱ بازداشت شد و پس از چند ماه، توسط دادگاه انقلاب تهران به پنج سال و هشت ماه حبس به‌همراه مجازات‌های تکمیلی محکوم شد. او پیش از این نیز به‌دلیل فعالیت‌های خود سابقه برخورد قضایی و تحمل حبس داشته است.
گزارش‌ها حاکی است که با نزدیک‌شدن به زمان آزادی، طرح پرونده‌های جدید به‌عنوان ابزاری برای تداوم بازداشت این زندانی سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.

#زرتشت_احمدی_راغب

@Tavaana_TavaanaTech
💔111
انتقال زندانیان نهاوند به سوله‌ای در حوالی ملایر؛ گزارش‌ها از شرایط بحرانی و درگیری‌های خشونت‌آمیز

گزارش‌های دریافتی حاکی از انتقال تمامی زندانیان زندان نهاوند به مکانی در اطراف شهرستان ملایر است؛ محلی که به گفته منابع، در نزدیکی روستای «نوشیجان» قرار دارد و زندانیان در یک سوله نگهداری می‌شوند.
بر اساس این گزارش‌ها، شرایط نگهداری در این محل به‌شدت نامناسب توصیف شده و از ازدحام شدید جمعیت در فضای محدود خبر داده می‌شود. گفته می‌شود زندانیان بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار یکدیگر نگهداری می‌شوند؛ موضوعی که به افزایش تنش و بروز درگیری‌های خشونت‌آمیز انجامیده است.
طبق اطلاعات منتشرشده، در جریان درگیری‌های روز گذشته میان زندانیان (جرایم خشن)، یک نفر با سلاح سرد (تیزی) مجروح شده که حال او وخیم گزارش شده و برای درمان به همدان منتقل شده است. همچنین در این درگیری‌ها دست‌کم هشت نفر دیگر زخمی شده‌اند. منابع از تخریب گسترده وسایل، از جمله شکسته شدن بیش از پنجاه فلاسک چای، در جریان این تنش‌ها خبر داده‌اند.
این گزارش‌ها همچنین به نبود امکانات مناسب، محدودیت شدید دسترسی به ملاقات و فاصله زیاد محل نگهداری از شهر اشاره دارند؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره وضعیت زندانیان و دشواری ارتباط خانواده‌ها با آنان را افزایش داده است.

این شرایط به ویژه نگرانی درباره جان زندانیان سیاسی و عقیدتی حاضر در این محل را افزایش داده است.

#زندان_نهاوند #ملایر #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔112
دو شهروند در شهرستان سرباز بلوچستان در اثر تیراندازی نیروهای سپاه کشته شدند

به گزارش خبرگزاری حقوق بشری حال‌وش، شامگاه روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، حوالی ساعت ۲۳، سرنشینان یک دستگاه خودروی لندکروز در نزدیکی شهر جکیگور از توابع شهرستان راسک، توسط نیروهای سپاه پاسداران هدف تیراندازی قرار گرفته و دست‌کم دو تن از آن‌ها در دم جان خود را از دست داده‌اند.

هویت این دو شهروند، « محمداکرم اختری » فرزند مرادمحمد و « محمداسلام سعیدی » فرزند موسی، هر دو اهل روستای دارچوب از توابع منطقه سرکور شهرستان سرباز، توسط حال‌ وش احراز شده است.

به گفته منابع حال وش: «این خودرو بدون ایست و هشدار قبلی هدف تیراندازی قرار گرفته و سرنشینان آن بر اثر اصابت چندین گلوله کشته شده‌اند.»

در همین حال، رسانه‌های حکومتی از جمله فارس به نقل از منابع امنیتی اعلام کرده‌اند که یک «تیم تروریستی» در شهرستان راسک هدف عملیات قرار گرفته و تعدادی از اعضای آن کشته شده‌اند.

در این گزارش‌ها، جزئیاتی درباره هویت افراد کشته‌شده یا نحوه دقیق وقوع درگیری منتشر نشده است.


به گزارش شبکه استاد حقوق بشر بلوچستان، نزدیکان این دو شهروند ضمن رد ادعای مقامات جمهوری اسلامی، آنها را شهروندان عادی اعلام کردند و گفتند که هیچ ربطی به گروه‌های مسلح نداشته اند.

براساس گزارش سالانه ۲۰۲۵ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، دستکم ۱۵۰ شهروند بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی و یا انفجار مین کشته و مجروح شدند که از این آمار دستکم ۸۹ نفر کشته و ۶۱ نفر دیگر مجروح شدند. در بین این آمار دو زن بلوچ و ۵ کودک کشته و ۱۶ زن و ۳ کودک مجروح شدند.

#بلوچستان #راسک #محمداسلام_سعیدی #محمداکرم_اختری

@Tavaana_TavaanaTech
💔92
Forwarded from گفت‌وشنود
ژان-لوک نانسی (Jean-Luc Nancy) یکی از فیلسوفان معاصر فرانسوی است که تفکر او حول محور هویت، اجتماع و رابطه با دیگری شکل می‌گیرد. نانسی معتقد است که انسان هرگز به‌صورت یک جزیره مستقل و کامل وجود ندارد، هویت فردی همیشه با دیگری و با حضور دیگران شکل می‌گیرد. او بر این نکته تاکید می‌کند که وجود انسانی اساسا چندصدایی (plural) و رابطه‌ای است و هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند خود را از تفاوت‌ها و حضور دیگران جدا بداند. به گفته او، «بودن-با» (Being-with) وضعیت بنیادی انسان است و پذیرش دیگری، نه یک انتخاب اخلاقی صرف، بلکه شرط امکان زندگی جمعی و تجربه اجتماعی است.

از نگاه نانسی، پذیرش تفاوت‌ها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار می‌دهد که تلاش برای تثبیت هویت‌های مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نه‌تنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا می‌گیرد و تاکید دارد که تفاوت‌ها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان می‌دهند که خود را بهتر و گسترده‌تر در جهان بشناسیم.

نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفت‌وگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آن‌ها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیق‌تر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعه‌ای سالم، پویا و متنوع را ممکن می‌سازد.

در دنیای امروز، با افزایش تنش‌های هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری می‌کند که پذیرش تفاوت‌ها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل می‌گیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوت‌ها را نه تهدید، بلکه سرمایه‌ای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوت‌ها، خالی از معنا می‌شود.

#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
گلوله‌ی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علی‌محمدی، نخبه‌ای که فرصت ادامه نیافت

با گذشت چند ماه از کشته‌شدن فاطمه علی‌محمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هسته‌ای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جان‌هایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.

جاویدنام فاطمه علی‌محمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هسته‌ای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که گلوله‌ای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریه‌اش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علی‌محمدی در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آن‌که این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علی‌محمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار می‌رفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هسته‌ای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشه‌های مرتبط با دیالیز کار می‌کرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایان‌نامه‌ای درباره سوخت‌های هسته‌ای آماده می‌کرد.
خانواده او پس از کشته‌شدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” می‌نامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی می‌کرد و به‌تازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نه‌تنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگی‌اش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماه‌ها پس از این واقعه، اتاق او با مدال‌ها و دستاوردهای علمی‌اش باقی مانده و مقالات و نوشته‌هایش روی میز تحریرش جا مانده‌اند؛ نشانه‌هایی از زندگی ناتمام دختری که می‌توانست آینده‌ای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علی‌محمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آینده‌ای از دست‌رفته قرار دارد.

#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔112🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
گلوله‌ی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علی‌محمدی، نخبه‌ای که فرصت ادامه نیافت

با گذشت چند ماه از کشته‌شدن فاطمه علی‌محمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هسته‌ای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جان‌هایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.

جاویدنام فاطمه علی‌محمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هسته‌ای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که گلوله‌ای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریه‌اش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علی‌محمدی در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آن‌که این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علی‌محمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار می‌رفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هسته‌ای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشه‌های مرتبط با دیالیز کار می‌کرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایان‌نامه‌ای درباره سوخت‌های هسته‌ای آماده می‌کرد.
خانواده او پس از کشته‌شدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” می‌نامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی می‌کرد و به‌تازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نه‌تنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگی‌اش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماه‌ها پس از این واقعه، اتاق او با مدال‌ها و دستاوردهای علمی‌اش باقی مانده و مقالات و نوشته‌هایش روی میز تحریرش جا مانده‌اند؛ نشانه‌هایی از زندگی ناتمام دختری که می‌توانست آینده‌ای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علی‌محمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آینده‌ای از دست‌رفته قرار دارد.

#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔9
بر اساس گزارش‌ها، حکم اعدام احسان حسینی‌پور، متین محمدی و عرفان امیری، سه نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به واحد اجرای احکام ارسال شده است. این سه نفر به اتهام‌هایی از جمله «مشارکت در قتل»، «تحریق عمدی» و «اقدام علیه امنیت ملی» در پرونده‌ای مرتبط با آتش‌سوزی مسجدی در پاکدشت محکوم شده‌اند و اکنون در معرض خطر فوری اجرای حکم اعدام قرار دارند.

این در حالی است که این افراد در زمان بازداشت تنها ۱۷ و ۱۸ سال سن داشته‌اند. همزمان، گزارش‌های منتشرشده از روند رسیدگی به این پرونده، از ابعاد نگران‌کننده‌ای از جمله شکنجه برای اخذ اعتراف حکایت دارد. درباره احسان حسینی‌پور، منابع مطلع گزارش داده‌اند که او تحت فشار شدید و تهدید مستقیم قرار گرفته و حتی با گذاشتن اسلحه در دهانش، مجبور به پذیرش اتهامات شده است. چنین اقداماتی، نه تنها مصداق شکنجه است، بلکه هرگونه اعتراف حاصل از آن را فاقد اعتبار می‌کند.


@Tavaana_TavaanaTech
3💔3
Human Warehousing Crisis: Violence Erupts After Forced Transfer of Nahavand Prisoners to Malayer

The Islamic Republic regime has reportedly transferred all inmates from Nahavand Prison to a makeshift warehouse near Nushijan village, Malayer. Sources describe catastrophic conditions, extreme overcrowding, and a total failure to separate prisoners by crime category. This volatile environment has triggered violent clashes, resulting in eight injuries and one prisoner left in critical condition after a stabbing. The remote facility lacks basic amenities and severely restricts family visitation. Human rights monitors express grave concern for the safety of political and ideological prisoners held in such lawless conditions. This forced relocation and subsequent violence highlight a blatant disregard for prisoner safety and a violation of international humanitarian standards.

#PrisonerRights
#IranHumanRights
#NahavandPrison
💔1
صداهایی از تاریکی!
گوشه‌ای از پیام‌هایی که از دل خاموشی اینترنت بیرون آمده‌اند


این‌ها تنها بخش بسیار کوچکی از پیام‌های مردم ایران است که در جریان خاموشی سراسری اینترنت در شبکه‌های اجتماعی منعکس شده‌اند؛ از نابودی کسب‌وکارهای اینستاگرامی تا شهروندان نابینا و افراد عادی که زندگی‌شان بر اثر قطعی اینترنت مختل شده است.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دروغ‌گویی و در نهایت اعتراف رادان به پنهان‌شدن سرکوبگران پشت مردم عادی در زمان جنگ
احمدرضا رادان، فرمانده‌کل انتظامی جمهوری اسلامی، در گفت‌وگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی تأیید کرده است که نیروهای انتظامی در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، میان مردم عادی پنهان می‌شده‌اند.
آنچه در این اظهارات قابل توجه است، نوع روایت رادان از نحوه مواجهه نیروهای تحت امرش با این وضعیت است. او عملا اذعان می‌کند که این نیروها برای در امان‌ماندن از حملات، در مناطق شهری و در مجاورت شهروندان عادی مستقر، پنهان، شده‌اند؛ اقدامی که به‌طور مستقیم جان مردم عادی را در معرض خطر قرار می‌دهد.

رادان در حالی با لحنی طنزآمیز از این رفتار به‌عنوان «باقیات صالحات» یاد می‌کند و به آن افتخار می‌کند! چنین رویکردی در عمل به معنای استفاده از حضور مردم به‌عنوان سپر حفاظتی است. این نوع رفتار نه‌تنها با اصول اولیه حفاظت از جان شهروندان در تضاد است، بلکه نشان می‌دهد امنیت عمومی در چنین شرایطی به‌راحتی قربانی ملاحظات نظامی و امنیتی می‌شود.

@Tavaana_TavaanaTech
👍6👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
دیوارِ ما و آن‌ها
چگونه مغزهایمان از ما یک متعصب می‌سازد؟


غریزه‌ای که کهنه شده
چرا مغز ما به دنبال «دشمن» می‌گردد؟

مغز ما، با تمام پیچیدگی‌اش، هنوز میراث‌دار دوران غارنشینی است. در آن زمان، بقا در گروی یک فرمول ساده بود: «هر کس با ما نیست، لابد می‌خواهد ما را بخورد!» این سوگیری درون‌گروه/برون‌گروه در واقع ابزاری تکاملی برای حفظ انسجام قبیله بود. اما مشکل اینجاست که در جهان امروز، این مکانیسم دفاعی به یک خطای شناختی مخرب تبدیل شده است. ما به صورت ناخودآگاه به اعضای گروه خودمان (هم‌فکران، هم‌کیشان یا هم‌وطنان) ویژگی‌های مثبت نسبت می‌دهیم و «دیگران» را صرفا به دلیل متفاوت بودن، تهدیدآمیز یا فاقد صلاحیت اخلاقی می‌بینیم. این تقسیم‌بندی «ما در برابر آن‌ها»، خشت اول دیوار عدم پذیرش است.

شکاف «ما» و «آن‌ها»
سوخت موتور فرقه‌گرایی و نارواداری

وقتی این سوگیری بر تفکر حاکم شود، فضا برای دیگری‌ستیزی مهیا می‌شود. در این حالت، ما دچار نوعی «نابینایی همدلانه» می‌شویم؛ یعنی فقط برای رنج‌های گروه خودمان اعتبار قائلیم. این همان نقطه‌ای است که فرقه‌گرایی در آن جوانه می‌زند. در ساختارهای فرقه‌ای، وفاداری به گروه به قیمت نفرت از «آن‌ها» تعریف می‌شود. ما اشتباهات هم‌گروهی‌هایمان را به «شرایط» نسبت می‌دهیم و توجیه می‌کنیم، اما کوچک‌ترین لغزش دیگری را نشانه‌ای از «ذات بد» او می‌دانیم. این استاندارد دوگانه، ریشه‌ی اصلی نارواداری است؛ چرا که در این منظومه، «دیگری» نه یک انسان با حقوق برابر، بلکه مانعی است که باید حذف یا اصلاح شود.

فراتر از مرزهای ذهنی
تمرین دیدن انسان در پس برچسب‌ها

برای عبور از این تله، باید آگاهانه علیه غریزه‌ی «قبیله‌گرایی» خود شورش کنیم. راهکار اصلی، یافتن هویت‌های فراتر است. هرگاه متوجه شدید که در حال قضاوت تند گروهی هستید که به آن تعلق ندارید، از خود بپرسید: «آیا من با یک واقعیت روبرو هستم یا صرفا دارم کاریکاتوری را می‌بینم که مغزم از آن‌ها ساخته است؟» کاهش نارواداری با «تماس» آغاز می‌شود؛ شنیدن مستقیمِ روایت‌های کسانی که مثل ما فکر نمی‌کنند. وقتی یاد بگیریم به جای برچسب‌های سیاسی و مذهبی، «انسان» را در پس تفاوت‌ها ببینیم، قدرت تخریبی این سوگیری فرو می‌ریزد. پذیرش دیگران، نه یک لطف به آن‌ها، بلکه آزاد کردن ذهن خودمان از زندانِ تعصب است.

مطاله بییشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/in-group-out-group-bias/

#خطای_شناختی #گروه_گرایی #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
1👌1