آموزشکده توانا
49.5K subscribers
41.4K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام سیاوش فرخی، از جان‌باختگان دی‌ماه خونین ۱۴۰۴، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«ما همین دو تا خواهر برادر بودیم و سیاوش‌ ۲سال ازم بزرگتر بود
انقدر مهربون و بامعرفت بود که دلم خوش بود تا آخر عمرم پشتمه و هیشکی نمیتونه اذیتم کنه
ولی اون شب کذایی با گلوله های جنگیشون پشت و پناهم و کشتن»

طبق روایتهای نوشته شده، سیاوش ۳۷ ساله بود، بعد از مدتها زندگیش سر و سامان گرفته بود
خانه‌تان را بازسازی کرده بود و می‌خواست با پارتنرش ازدواج کند..
حامی اطرافیانش بود، در محله‌ای که زندگی میکرد دست افراد زیادی را گرفته بود.

یکی از دوستانش نوشته:
«سیاوش پنجشنبه ۱۸ دی زنگ میزنه به مادرش و میگه که امشب میخواد بره بیرون.
مادرش اصرار میکنه نره ولی میگه " مادر اگر من نرم کی بره؟ وضعیت زندگیمونو ببین، شما مراقب خودتون باشید من حواسم به خودم هست"
ولی رفت و دیگه برنگشت..
جمهوری اسلامی با یک گلوله به کمرش اونو کشت.
فرزند برومند ایران،کشته شده در راه وطن»

طبق گزارش‌ها، ماموران موتور سیاوش را هم دزدیدند.

خواهر سیاوش ضمن انتشار تصویری از پیکر برادرش در کاور مشکی در کهریزک، نوشت:
«با بابامو عموم و...کاور و گرفتیم و بردیم تو یه سوله که مثلا دکترا معاینه کنن
زیپ و باز کردیم ۳.۴ نفری بلندش کردیم که جای تیر پشت کمرش و ببین
باز گذاشتیم تو کاور و بلندش کردیم رفتیم تو صف که ببرن بچمون و بهشت زهرا
سیاوش یلی بود چجوری زدین دیگه بلند نشد داداشم؟؟ 😭»

در گزارش‌ها آمده است که این جاویدنام ۱۸ دی پس از فیلم‌برداری از اعتراضات در افسریه تهران، سوار بر موتور، از ناحیه ریه با تیر جنگی هدف گرفته شد و بر اثر خونریزی زیاد جان باخت.

پیکر سیاوش فرخی، روز شنبه ۲۰ دی در کهریزک بین هزاران جنازه‌ توسط مادرش پیدا شد.

نام سیاوش، در تاریخ جنبش آزادی‌خواهی ایران، جاودانه شد.


#سیاوش_فرخی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊2
بازداشت دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران

به گزارش خبرگزاری امتداد، سیدیاسین حسن‌زاده، دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ مهندسی صنایع دانشگاه تهران و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، ظهر امروز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازداشت شد.تا الان اطلاعی از وضعیت ایشان و نهاد بازداشت کننده در دسترس نیست.


لازم به ذکر است، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی، چند روز پیش بیانیه‌ای علیه اعدام به شرح زیر صادر کرده بودند:

«اعدام و ارعاب، ترجیع‌بند جنگ‌ها

در این ایام ظلمات که میهن سیه‌پوش جان‌های از‌دست‌رفته و ویرانی‌هاست، آنچه داغ دل جامعه را سوزان‌تر می‌کند بیداد و نبود شفافیت در صدور احکام قضایی، به‌ویژه در مورد معترضان اعتراضات اخیر و متهمان سیاسی است و خوفناک‌تر از آن، اعدام‌هایی که با کمترین سر‌و‌صدا به اجرا می‌رسند.

این چه روال شومی است که پیش گرفته‌اید؟ چرا انسان‌های بی‌گناه، تنها به جرم زندگی‌خواهی و دفاع از حقوق خویش، روانهٔ چوبهٔ دار می‌شوند؟! زنان و مردانی که در نگاهشان عزمی استوار و فریادی به بلندای عدالت است. کافی است به پیامد رویدادهای مشابه در همین چند دههٔ پیش بنگریم تا دریابیم که اعدام این افراد، ما را بیش از پیش در باتلاقی بی‌پایان فرو خواهد برد.

ما به‌طور کلی خواهان لغو مجازات اعدام از قوانین کیفری کشور هستیم، اما عجالتاً و در این نوبت، نگرانی عمیق خود را دربارهٔ روند رسیدگی پرونده‌ها و عدالت‌گزاری در این فضا به‌روشنی اعلام می‌داریم و خواهان توقف هرچه سریع‌تر اجرای احکام اعدام مربوط به اعتراضات اخیر هستیم.

نمونه‌ای دیگر از بیداد آن که با گذشت چند ماه از روزهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، همچنان چندین تن از دانشجویان در بازداشت به سر می‌برند، در‌حالی‌که جای دانشجو نه در زندان، که در جایگاه مقدس دانشگاه است. دانشجو تنها در فضایی علمی، آزاد، امن و پویا می‌تواند ببالد و آیندهٔ ایران را بسازد. باری، این روزها خبر از تداوم برپایی کمیته‌های انضباطی، آن هم به‌صورت غیابی، به گوش می‌رسد. در این وضعِ آموزش مجازی که دسترسی به دانشگاه و مسئولان آن سخت‌تر شده و دادخواهی را دشوارتر کرده است، تشکیل کمیتهٔ انضباطیِ غیابی معنایی جز پایمال کردن بیش از پیشِ حقوق دانشجو ندارد.

همچنین، طبق روال گذشته، تأکید می‌کنیم که پافشاری لجوجانه بر امنیتی‌سازی فضای دانشگاه و تحدید آزادی اندیشه و بیان در آن، نتیجه‌ای جز زوال دانشگاه و به‌تبع آن، زوال جامعه نخواهد داشت. توقع داریم که دانشگاه، با شجاعت و سعهٔ صدر، در برابر این ناملایمات بایستد و از حرمت و استقلال نهاد علم پاسداری کند.

دور فلکی یک‌سره بر منهج عدل است
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل»


#یاسین_حسین_زاده #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام بابک صادقی محسنی، به یاد برادرش درخت سروی را در حیاط خانه‌اش کاشت و نوشت:

«درخت سرو شیراز رو به یادت گوشه ی حیاط کاشتم و تا جون دارم این گوشه ی حیاط رو برات سبز نگه میدارم بابک.
تو سبز بودی و سبز خواهی موند بابک عزیزم🌱
تو جاودان خواهی موند بابک عزیزم »


بابک صادقی محسنی، متولد ۱۳۷۳ در کرج، ساکن همدان و فرزند شیرزن هاجر ملکی، در جریان خیزش مردمی روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در تهران‌پارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سرش جان باخت.

پیکر او در تاریخ ۲۴ دی‌ماه، تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور محدود خانواده و نزدیکان، به خاک سپرده شد.

مادرش، هاجر ملکی، دو روز پیش از خاکسپاری گفته بود:
«گریه نکنید، بابک قهرمانِ. با افتخار سرتون رو بالا بگیرید و بگید خودش این راه رو انتخاب کرد و رفت.»

بابک از معترضان قدیمی راه آزادی بود. هنوز بدنش از خیزش انقلاب مهسا پر از ساچمه بود و از مدتها پیش، در این مسیر ایستاده بود. آزادی برای او یک شعار نبود؛ یک انتخاب آگاهانه و یک شیوه زندگی بود.

او طبیعت‌گرد، کوهنورد، عاشق موسیقی و شیفته زندگی بود. مهربان، صبور، محبوب، پر از آرزو و شور زیستن. انسانی آزاده که تمام وجودش با مفهوم آزادی گره خورده بود.

بابک بر یکی از عکس‌هایش نوشته بود:
«خیره‌ام به قاصدک که پس از مرگ به راه می‌افتد.»

دوستان و خانواده‌اش می‌گویند: بابک خودش گفته بود قاصدکی است که پس از کشته شدن به راه خواهد افتاد. و امروز، او تنها نیست؛
تمام جاویدنام‌های ایران، قاصدک‌هایی هستند که پس از پرپر شدن، بذرشان در دل جامعه پخش می‌شود و آزادی را تکثیر می‌کند.

بابک صادقی محسنی رفت،
اما راه افتاد.

#بابک_صادقی_محسنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊52
‏امیرحسین مرادی، زندانی سیاسی و دانشجوی نخبه، طی سه هفته اخیر بارها به دفتر زندان اوین احضار شده تا ابلاغیه‌ای به او تحویل داده شود، اما وی مراجعه نکرده است. در پی احتمال آزادی او تحت عنوان "عفو"، امیرحسین مرادی نامه‌ای با متن زیر منتشر کرده است.
امیرحسین مرادی و علی یونسی در دادگاه انقلاب به ۱۶ سال حبس، شامل ۱۰ سال حبس اجرایی، محکوم شدند. با اعتراض وکلای آن‌ها و پس از پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، این حکم در اسفند ۱۴۰۳ به شش سال و هشت ماه کاهش یافت. ‏⁧ #اميرحسين_مرادى ⁩ و ⁧ #على_يونسى ⁩ اکنون بیش از شش سال و یک ماه است که بدون یک روز مرخصی در حبس هستند. ‏متن نامه امیرحسین مرادی: ‏

«در پاسخ به نامه‌ قوه قضاییه‌ کشتار و سرکوب با ادعای عفو باقی‌مانده‌ حبس: ‏چهره‌ خندان عزیزترین دوستانم (وحید و پویا و بابک و محمد و شاهرخ و ابوالحسن) در زمان جدایی و انتقال‌شان از اوین به قتل‌گاه قزلحصار که تا آخرین دم از عمرشان نیز تن به ذلت تسلیم در برابر حکومت پست‌تان ندادند، در جلوی چشمانم است و مادران و پداران‌شان را تصور می‌کنم. ‏همانطور که در شهریور ۱۴۰۳ نیز به صراحت گفتم، اکنون نیز تکرار می‌کنم عفو ننگین شما را نخواسته و نمی‌خواهم و در پاسخ به کشتار خونین دی ماه و اعدام های جنایتکارانه اخیر، قطعا و یقینا ما مردم تحت ستم ایران هستیم که در موضع بخشیدن شما هستیم اما یقین بدانید که ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. ‏من نیز تا زمان رهایی مردم ایران از شر شما، حتی فکر رهایی خود از بند را نخواهم کرد‌ و آن را از شما گدایی نمی‌کنم. ‏امیرحسین مرادی ‏۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵»

#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
💔239
Forwarded from گفت‌وشنود
محرومیت از درمان محشر پرندین، نوکیش مسیحی زندانی در اوین، با وجود ابتلا به تومور مغزی و بیماری قلبی


محشر (محترم) پرندین، زندانی مسیحی محبوس در زندان اوین با وجود ابتلا به بیماری حاد قلبی و همچنین دو تومور در ناحیه پشت سر، نزدیک مخچه و گلو از اعزام درمانی و جراحی فوری محروم مانده است.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده وضعیت جسمانی این زندانی بر اساس تشخیص پزشک زندان، نگران‌کننده توصیف شده و تومورهای یادشده نیازمند جراحی فوری هستند. با این حال، وی تاکنون به مراکز درمانی تخصصی اعزام نشده است. یک منبع آگاه به هرانا گفته، تومور واقع در مجاورت مخچه، تعادل، حرکت و قدرت تکلم خانم پرندین را تحت تأثیر قرار داده و گفتار وی با مکث‌های محسوس همراه شده است. همچنین به دلیل فقدان رسیدگی درمانی، تومورها رشد کرده و ورم زیر گلو به‌وضوح قابل مشاهده است. در ناحیه پشت سر نیز توده‌ای از زیر موها قابل لمس گزارش شده است.
این منبع مطلع افزود که با وجود وخامت وضعیت جسمانی، این زندانی تاکنون از مرخصی درمانی نیز محروم بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، دادستانی با وجود فرارسیدن زمان استفاده خانم پرندین از آزادی مشروط، با این درخواست وی مخالفت کرده است.

محشر (محترم) پرندین، نوکیش مسیحی۵۰ ساله، هنرمند و نقاش، مادر یک پسر محصل و سرپرست خانواده است. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب به دو سال حبس محکوم شده بود.

مستندات سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد مقام‌های جمهوری اسلامی سال‌هاست دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و خدمات درمانی را برای زندانیان عقیدتی و سیاسی محدود کرده‌اند و از این محدودیت‌ها به عنوان ابزاری برای فشار به زندانیان استفاده می‌کنند. به گفته کارشناس این افراد از دریافت مراقبت‌های پزشکی محروم می‌شوند که این امر حقوق آنان در زمینه سلامت را نقض کرده و جانشان را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد.

#نوکیش_مسیحی #رواداری #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔7
جمهوری اسلامی احسان افرشته را اعدام کرد

میزان، خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اعدام احسان افرشته به اتهام جاسوسی خبر داد.

این خبرگزاری مدعی شد که احسان به نفع اسرائیل اقدام به جاسوسی کرده بود. این خبرگزاری همچنین مدعی شد که «افرشته در طول همکاری با رژیم صهیونیستی به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و عبری مسلط شده و نام سازمانی او در نزد سرویس موساد «جیمز» بوده است. »

اما طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا موضوع اساسا چیز دیگری بوده و احسان در خدمت واحد سایبری جمهوری اسلامی برای هک کردن سایت‌های اسرائیلی بود و آموزش زبان‌های مختلف را توسط جمهوری اسلامی دیده بود تا در سایت‌های کشورهای دیگر مطالب جعلی بگذارد.

احسان افرشته در ۹ مهر سال ۱۴۰۳ پس از تحمل پنج ماه انفرادی به بند ۴ زندان اوین منتقل شد
اواخر خردادماه ۱۴۰۴، قاضی صلواتی حکم اعدام او را صادر کرد. این حکم در مرحله فرجام‌خواهی در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تأیید شد و سپس در نخستین اعاده دادرسی در شعبه ۹ نیز دوباره مورد تأیید قرار گرفت. پرونده در مرحله اعاده دادرسی دوم به شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور ارجاع داده شد و آنجا هم تایید شد.

ضابط پرونده حفاظت اطلاعات سپاه و در مقاطعی وزارت اطلاعات بوده است. بنا بر روایت یک منبع مطلع، احسان پیش‌تر در خارج از کشور پیشنهادهایی از اسراییل دریافت کرده بود، آن‌ها به او وعده زندگی مرفهی داده بودند، اما او این پیشنهاد را نپذیرفت. این منبع می‌گوید احسان به هم‌بندی‌هایش گفت، هر جور فکر کردم دیدم نمی‌تونم با آن‌ها همکاری کنم و ترجیح دادم به ایران برگردم.

پس از بازگشت به ایران، او خود را به مقامات معرفی کرد و مقام‌های امنیتی وعده‌هایی که پیش از ورودش از طریق خانواده به او گفته بودند را تکرار کردند. در جریان بازجویی، بازپرس شعبه یک، رستمی، به او گفته بود که بین دو تا ده سال حبس خواهد گرفت. یکی از بازجویان نیز هنگام ضبط «اعترافات» تلویزیونی به او وعده داده بود که حداکثر هفت سال زندان خواهد داشت و حتی با عفو زودتر آزاد می‌شود.

آنچه به‌عنوان اعتراف از او دریافت شد، به گفته منبع مطلع، کاملاً اجباری و ساختگی بوده است. در بازداشتگاه ۵۹ در شرق تهران، مأموران دو ساعت او را مقابل دوربین قرار دادند، تخته‌وایت‌بوردی در برابرش گذاشتند و وادارش کردند تا جملاتی را که روی آن نوشته می‌شد، جلوی دوربین تکرار کند. بازجویان مدام تهدید می‌کردند که اگر همکاری نکند، چندین عملیات ترور را به او منتسب خواهند کرد.

همچنین برای شکستن مقاومت او، از تصاویر روابط خصوصی‌اش علیه او استفاده کردند و آن‌ها را به خانواده‌اش نشان دادند تا حیثیتش را از میان ببرند. در تمام این مدت، به او اطمینان داده می‌شد که مجازات سنگینی در انتظارش نیست. با این حال، سرانجام قاضی صلواتی حکم اعدام صادر کرد.

خود احسان گفته است: «من با پای خودم آمدم، همه مکاتباتم موجود است. به من گفتند کاری با تو‌ نداریم. من بر خلاف ادعای نوشته شده در کیفرخواست هیچ سند محرمانه‌ حکومتی را به کسی ندادم.»

مأموران تمامی دارایی‌های او را توقیف کرده‌اند؛ از جمله موتورسیکلتی که از سال‌های ۱۳۹۰–۱۳۹۱ داشت، خودروی شخصی و پول پیش خانه‌اش. حتی قاضی صلواتی، پس از اطلاع از اینکه احسان سال‌ها پیش ۲۰۰ میلیون تومان به پدرش قرض داده بود، به خانواده گفته است: «باید پنج‌هزار دلار بدهی تا جلسه دفاع آخر پسرت برگزار شود.» و در پاسخ به اعتراض پدر احسان که پرسیده بود «بر چه مبنایی؟»، صلواتی پاسخ داده بود: «این پول موساد است.»

به گفته منبع مطلع، احسان تأکید کرده که اسناد و مدارک موجود است که او آن مبلغ را از طریق وام تامین کرده است و اتهامات مالی علیه او بی‌پایه است.

احسان افرشته، متولد ۱۳۷۲، دانش‌آموخته‌ی مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تهران غرب و دارای رتبه‌ی ۷ کنکور کارشناسی ارشد در رشته‌ی علوم سیاسی دانشگاه تهران بود که پس از بازداشت از دانشگاه اخراج شد.

او پیش از بازداشت، در زمینه‌ی امنیت سایبری و تحلیل داده‌های باز (OSINT)، هک و نفوذ و همچنین ماکت‌سازی تخصص و فعالیت داشت.

بر اساس اطلاعات موجود، افرشته مدتی در ترکیه اقامت داشت. نیروهای امنیتی، با فریب پدر او و دادن امان‌نامه‌ی شفاهی، از خانواده‌اش خواسته‌اند او را تشویق به بازگشت به ایران کنند و اطمینان داده‌اند که هیچ خطری تهدیدش نخواهد کرد. اما پس از بازگشت، بلافاصله بازداشت و با اتهام «جاسوسی» مواجه و به اعدام محکوم شد.

اتهام اصلی او، تنها «اطلاع‌رسانی به وب‌سایت‌هایی بوده که قرار بود از سوی رژیم مورد حمله سایبری قرار گیرند». با این حال در کیفرخواست، ارسال بیش از ۴۰ سند «فوق سری، سری و خیلی محرمانه» ذکر شده، افرشته این اتهامات را به کلی رد کرده بود.

او از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بود.

#احسان_افرشته #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔113🕊2👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توماس راشل، نماینده دولت فدرال آلمان در امور آزادی دین و جهان‌بینی، با پذیرش کفالت سیاسی پیوند و برنا نعیمی، زندانیان بهایی، خواستار آزادی فوری آنان شد

توماس راشل، نماینده دولت فدرال آلمان در امور آزادی دین و جهان‌بینی و عضو پارلمان آلمان، با پذیرش کفالت سیاسی پیوند نعیمی و برنا نعیمی، دو شهروند بهایی و ورزشکار ایرانی، خواستار آزادی فوری آنان شد. این اقدام پیامی روشن در حمایت از آزادی دین و عقیده، کرامت انسانی و دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده و هشدار نهادهای حقوق بشری، این دو جوان با اتهام‌های بی‌اساس، فشارهای امنیتی، شکنجه و اعترافات اجباری روبه‌رو شده‌اند. گفته می‌شود این پرونده‌سازی‌ها می‌تواند برای صدور احکام سنگین و حتی اعدام مورد استفاده قرار گیرد.

پیوند نعیمی، ورزشکار رشته شنا و واترپلو، پس از بازداشت به بازداشتگاهی وابسته به سپاه پاسداران منتقل شد و بنا بر گزارش‌ها تحت شکنجه مجبور به اعتراف اجباری شده است. برنا نعیمی، کاراته‌کار و پدر یک کودک سه‌ساله، نیز پس از بازداشت در کرمان، به‌گفته منابع حقوق بشری، تحت شکنجه، شوک الکتریکی و اعدام نمایشی قرار گرفته و وادار به امضای اعترافات ساختگی شده است.

گزارش‌ها همچنین تأکید دارند که هیچ مدرک معتبری برای اتهام‌های مطرح‌شده علیه این دو زندانی ارائه نشده و روندی شفاف و عادلانه برای رسیدگی به پرونده آنان وجود نداشته است.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5
هم‌زمان با تشدید فضای امنیتی در بند زنان زندان اوین، شماری از زندانیان سیاسی زن از حقوق اولیه خود، از جمله تماس و ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل محروم شده‌اند؛ اقدامی که نگرانی‌ها درباره وضعیت زندانیان سیاسی در ایران را افزایش داده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شیوا اسماعیلی، گلرخ ایرایی، سکینه پروانه، فروغ تقی‌پور، زهرا صفایی، مرضیه فارسی، الهه فولادی و وریشه مرادی از جمله زندانیانی هستند که در هفته‌های اخیر با محدودیت‌ها و فشارهای تازه روبه‌رو شده‌اند.

گفته می‌شود این فشارها پس از برگزاری مراسم یادبود، برنامه‌های جمعی و اعتراضات اعتراضی داخل بند شدت گرفته و برخی زندانیان تازه‌وارد نیز به دلیل همراهی با این برنامه‌ها، از سوی مسئولان زندان و نهادهای امنیتی تهدید شده‌اند.

محروم‌کردن زندانیان از ارتباط با خانواده و وکیل، تنها بخشی از فشار مستمر بر زندانیان سیاسی زن در جمهوری اسلامی است؛ فشاری که سال‌هاست با تهدید، پرونده‌سازی، حبس طولانی، تبعید و محدودیت‌های مضاعف علیه زنان معترض و فعال ادامه دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3💔3
نجمه امینی، ۲۲ ساله، نزدیک به سه ماه است که در بند امنیتی زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود و همچنان اطلاعات دقیقی از وضعیت او در دست نیست.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، او در محدوده پاساژ فردوسی مشهد، با ضرب‌وشتم شدید توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد و سپس به زندان وکیل‌آباد منتقل شده است. گفته می‌شود نجمه امینی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه قرار داشته و با اتهاماتی چون «محاربه»، «همکاری با اسرائیل»، «توهین به رهبری»، «سب‌النبی» و «درگیری با مأموران امنیتی» روبه‌رو شده است. همچنین گزارش‌ها حاکی از محرومیت او از دسترسی به وکیل است.

هم‌زمان، منابع حقوق بشری از بازداشت دست‌کم ۳۰ زن در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و تحولات امنیتی همزمان با جنگ در استان خراسان رضوی خبر داده‌اند؛ زنانی که شماری از آنان همچنان در زندان وکیل‌آباد مشهد در بازداشت به‌سر می‌برند.

در شرایطی که بسیاری از بازداشت‌شدگان در هفته‌ها و ماه‌های نخست بازداشت در معرض بازجویی‌های فشرده، فشارهای روانی و خطر شکنجه قرار دارند، اطلاع‌رسانی درباره وضعیت آنان اهمیت حیاتی دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3💔31
‏علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، با هشدار نسبت به «سیر نزولی جمعیت» در کشور گفت: «معتقدم مسئله جمعیت حتی از چالش‌های نظامی و جنگ‌های جاری نیز مهم‌تر است.»

‏او افزود: «همین اقتداری که ملت و نیروهای مسلح در ایام جنگ نشان داده‌اند، ناشی از همین جمعیت جوان است.»
‏⁦
این اظهارات بار دیگر نگاه حاکمیت جمهوری اسلامی به انسان و جامعه را آشکار می‌کند؛ نگاهی که در آن، مردم نه به‌عنوان شهروندانی دارای حق، رفاه و کرامت انسانی، بلکه به‌عنوان نیروی مطیع، ابزار قدرت و «گوشت دم توپ» دیده می‌شوند.

او در حالی از ضرورت افزایش جمعیت و «اقتدار ناشی از جمعیت جوان» سخن می‌گوید که جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته خود یکی از اصلی‌ترین عوامل مرگ، مهاجرت، ناامیدی و نابودی آینده نسل‌های جوان در ایران بوده است.
@Tavaana_TavaanaTech
👍3👌31
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار ویدیوهایی از حضور طلبه‌های غیرایرانی در راهپیمایی‌های حکومتی و شعارهای تند آن‌ها در خیابان‌های ایران، بار دیگر پرونده جنجالی «جامعةالمصطفی» و پروژه‌های صدور ایدیولوژی را در افکار عمومی باز کرده است. این تصاویر، روایتگر شکاف عمیقی است که میان اولویت‌های اقتصادی مردم و هزینه‌های فرامرزی نظام وجود دارد.

نکته کلیدی که در نقد به این تصاویر به چشم می‌خورد، تضاد میان وضعیت معیشتی داخل و هزینه‌های گزاف برای جذب طلبه از کشورهای توسعه‌نیافته است.

این طلبه‌ها با هدف ایجاد یک شبکه نفوذ در خارج از مرزها آموزش می‌بینند تا مبلغ دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی در زادگاه خود باشند.

در حالی که تحریم‌ها و سوءمدیریت اقتصادی، سفره ایرانیان را کوچک‌تر کرده است، تخصیص بودجه‌های کلان به این مراکز آموزشی، نوعی بی‌عدالتی توزیعی تلقی می‌شود.

حضور این افراد در خیابان‌های ایران برای سر دادن شعارهای سیاسی، از دید بسیاری از شهروندان، نه نشان‌دهنده محبوبیت مردمی، بلکه نشان‌دهنده استفاده از «نیروهای نیابتی فرهنگی» برای پر کردن خلاءهای حمایتی است.

حضور طلبه‌های وارداتی در صف اول راهپیمایی‌ها، برای مردمی که با تورم دست‌وپنج نرم می‌کنند، پیامی جز ترجیح «بقا ایدیولوژیک» بر «رفاه ملی» ندارد. این ویدیوها بیش از آنکه قدرت‌نمایی باشند، یادآور ثروتی هستند که به جای آبادانی ایران، صرف پروژه‌هایی با خروجی‌های نامشخص در دوردست‌ها می‌شود.

#پروپاگاندا #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
2🕊1💔1
به گزارش «هرانا» عرفان عربی، دانشجوی ۲۰ ساله مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بیرجند، از سوی دادگاه انقلاب به هشت سال حبس محکوم شده است؛ حکمی که با اعمال ماده ۱۳۴، پنج سال آن قابل اجرا خواهد بود.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. حکم روز سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌صورت شفاهی به او ابلاغ شده است.

عرفان عربی در بهمن‌ماه سال گذشته، پس از احضار توسط وزارت اطلاعات و ضبط وسایل الکترونیکی‌اش، در ارتباط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ بازداشت شد و نهایتا در فروردین‌ماه امسال با تودیع وثیقه آزاد شده بود.

او علاوه بر تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر، از اعضای تیم توسعه سیستم‌عامل «پارچ لینوکس» نیز هست.

افزایش فشار بر دانشجویان، صدور احکام سنگین و امنیتی و برخورد قضایی با فعالان دانشگاهی، بار دیگر نگرانی‌ها درباره وضعیت دانشجویان زندانی و محدودشدن فضای دانشگاه‌ها را افزایش داده است. اطلاع‌رسانی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان و دانشجویان تحت فشار، می‌تواند در جلب توجه افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری به روند سرکوب در دانشگاه‌ها نقش مهمی داشته باشد.

@Tavaana_TavaanaTech
💔2
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضرورت به رسمیت‌شناسی اختلاف نظر در زمان جنگ


در روزگاری که سایه جنگ بر سر یک جامعه گسترده می‌شود، یکی از قربانی‌ها می‌تواند عقلانیت جمعی و ظرفیت گفتگو باشد. تاریخ به‌وضوح نشان داده است که جوامعی که در بزنگاه‌های بحرانی، امکان گفت‌وگو را از دست می‌دهند، در مرحله پس از بحران نیز با هزینه‌های سنگین‌تری برای بازسازی نظم سیاسی و اجتماعی مواجه می‌شوند.
نگاهی به کشورمان ایران بیندازیم؛ تردیدی نیست که مخالفت با استبداد جمهوری اسلامی، یک نقطه اشتراک گسترده میان طیف‌های مختلف فکری و سیاسی است. با این حال، این اشتراک لزوما به معنای همسانی و هم‌اندیشی در تحلیل جنگ و اولویت‌های سیاسی نیست.
اختلاف در ارزیابی یک جنگ و موافقت یا مخالفت با آن، نه تنها امری طبیعی، بلکه در یک جامعه پویا، نشانه سلامت فکری است. مایکل کرتیس مانگر، اقتصاددان آمریکایی در جمله‌ای پیرامون دموکراسی می‌گوید: «نقش دموکراسی نه حذف اختلاف نظر، بلکه جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری مسلحانه است.»
بدیهی است که جوامعی که در شرایط بحران، تنوع دیدگاه را تحمل کرده‌اند، در دوره گذار به دموکراسی، موفق‌تر عمل خواهند کرد.

مطالعه بیشتر در وبسایت

https://dialog.tavaana.org/disagreement-in-war/

#تکثر #جامعه_پویا #دموکراسی #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
💯1
وریشه مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به شش ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شده است؛ اتهامی که بر اساس گزارش‌ها، به نوشته‌ها و پیام‌های او در سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی» مربوط می‌شود.

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی کمپین آزادی وریشه مرادی، این حکم هفته گذشته به او ابلاغ شده و به مجموعه پرونده‌ها و فشارهای قضایی علیه این زندانی سیاسی افزوده شده است.

وریشه مرادی پیش‌تر نیز در پرونده‌ای جداگانه با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده بود؛ حکمی که پس از اعتراض وکلای او نقض شد و اکنون برای بررسی دوباره در دیوان عالی کشور قرار دارد.

صدور احکام تازه علیه زندانیان سیاسی، حتی به‌دلیل انتشار نامه، بیانیه یا نوشته‌های اعتراضی از داخل زندان، بار دیگر نگرانی‌ها درباره سرکوب آزادی بیان و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی در ایران را افزایش داده است.

#وریشه_مرادی #زندان_اوین

@Tavaana_TavaanaTech
💔5
محمد عباسی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، سحرگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه در زندان قزلحصار کرج اعدام شد. حکم اعدام او که پیش‌تر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی صادر شده بود، اخیرا در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور به تایید رسیده بود.

به گزارش منابع مطلع، محمد عباسی در ارتباط با پرونده کشته‌شدن شاهین دهقانی کاکاوندی، سرهنگ دوم نیروی انتظامی در ملارد، بازداشت و با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود. همزمان، حکم ۲۵ سال حبس فاطمه عباسی، دختر او که اکنون در بند زنان زندان اوین زندانی است، نیز بدون تغییر در دیوان عالی کشور تایید شده است.

هرانا به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده عباسی نوشته که مسئولان زندان ابتدا از خانواده این زندانی خواسته بودند برای ملاقات آخر به قزلحصار مراجعه کنند، اما پس از حضور آنان، از انجام ملاقات جلوگیری شد. به گفته این منبع، خانواده پس از ترک زندان، از طریق تماس تلفنی از اجرای حکم اعدام مطلع شدند.

وکلای مستقل این پرونده به دلیل استناد دستگاه قضایی به تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری، از دسترسی به پرونده و پذیرش وکالت محروم شده بودند. علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، پیش‌تر اعلام کرده بود که دیوان عالی کشور از پذیرش وکالت او و یکی دیگر از وکلای مستقل در این پرونده جلوگیری کرده است.

با اعدام محمد عباسی، شمار زندانیانی که در این بازه زمانی با اتهامات سیاسی و امنیتی اعدام شده‌اند به ۳۲ نفر رسیده است.

جمهوری اسلامی در دی ماه ۱۴۰۴ جنایت بزرگ و بی‌سابقه‌ای را انجام داد، جنایتی که هرگز از حافظه جمعی مردم ایران پاک نخواهد شد و درد آن همچنان باقیست. این رژیم جنایتکار حالا در زندان‌ها هم هر روز چند نفر را اعدام می‌کند و به به امید آنکه دو روز بیشتر باقی بماند.

#محمد_عباسی #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔10
منابع مطلع از ادامه بازداشت مسلم زمانی، شهروند اهل گچساران، در زندان یاسوج خبر می‌دهند؛ فردی که به گفته نزدیکانش در معرض پرونده‌سازی امنیتی و خطر تشدید اتهامات قرار دارد.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، مسلم زمانی که پیش‌تر نیز در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت شده بود، در پی اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بار دیگر توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده و اکنون بیش از دو ماه است که در زندان یاسوج نگهداری می‌شود. گفته می‌شود پرونده او در دادگاه گچساران در حال رسیدگی است.

به گفته منابع مطلع، اتهاماتی از جمله «عضویت در دسته یا جمعیتی با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و همچنین ادعاهایی درباره نگهداری سلاح و برنامه‌ریزی برای اقدام مسلحانه به او نسبت داده شده است؛ اتهاماتی که نزدیکان این زندانی آن‌ها را «ساختگی» و در راستای زمینه‌سازی برای صدور حکم سنگین، از جمله اتهام «محاربه»، توصیف می‌کنند.

دوستان مسلم زمانی همچنین می‌گویند که او تاکنون از دسترسی آزادانه به وکیل محروم بوده و پرونده‌اش همچنان در مرحله دادسرا قرار دارد.

#مسلم_زمانی #از_بازداشتیها_بگو


@Tavaana_TavaanaTech
5
بازداشت دوباره حمید قائنی‌نژاد با وجود بیماری شدید؛ زندانی سیاسی سابق در قرنطینه وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود


حمید قائنی‌نژاد، زندانی سیاسی پیشین که پیش‌تر بین سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ و سپس بار دیگر از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ به اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به خامنه‌ای» در زندان وکیل‌آباد مشهد زندانی بود، با وجود وضعیت جسمی بسیار وخیم، بار دیگر بازداشت و به زندان منتقل شده است.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، آقای قائنی‌نژاد که پس از سکته مغزی و به دلیل ناتوانی در تکلم و مشکلات شدید حرکتی، با نظر پزشکی قانونی و صدور رای «عدم تحمل حبس» و توقف اجرای حکم آزاد شده و تحت درمان قرار داشت، روز ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ مجددا مقابل زندان وکیل‌آباد مشهد بازداشت شد.

گفته می‌شود او با قرار بازداشت موقت صادرشده از سوی بازپرس شعبه ۲۷۰ دادسرای انقلاب مشهد، با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام در شرایط جنگی» و دیگر اتهامات مشابه، به بند قرنطینه زندان وکیل‌آباد منتقل شده و از آن زمان به صورت ممنوع‌الملاقات و محروم از تماس تلفنی نگهداری می‌شود.

حمید قائنی‌نژاد حدود ۶۰ سال سن دارد و بنا بر گزارش‌ها، از بیماری‌های متعددی از جمله آلزایمر، زوال عقل، ناتوانی در تکلم و مشکلات شدید حرکتی رنج می‌برد. منابع مطلع می‌گویند او نیازمند رسیدگی فوری پزشکی، درمان تخصصی و مصرف مداوم دارو است و ادامه نگهداری‌اش در زندان، با توجه به شرایط جسمانی‌اش، موجب نگرانی شدید نزدیکان و ناظران حقوق بشری شده است.

#حمید_قائنی_نژاد #مشهد #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔72
بازداشت «مهدی شفاخواه»؛ مربی داوطلب کودکان کار توسط نیروهای امنیتی

مهدی شفاخواه، مربی داوطلب فعال در حوزه آموزش و حمایت از کودکان کار و ساکنان مناطق محروم، توسط نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد.

بر پایه گزارش‌های منتشر شده، عصر سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل شخصی این فعال اجتماعی، او را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. همچنین تلفن همراه همسر او نیز توسط نیروهای امنیتی ضبط شده است. گفته می‌شود تلفن همراه شخصی مهدی شفاخواه نیز پیش‌تر توقیف شده بود.

تا زمان انتشار این خبر، از علت بازداشت، محل نگهداری یا اتهام‌های احتمالی علیه او اطلاعاتی در دست نیست.

مهدی شفاخواه طی سال‌های گذشته به‌صورت داوطلبانه در مناطق کم‌برخوردار فعالیت می‌کرد و با آموزش ورزش به کودکان کار و نوجوانان آسیب‌پذیر، تلاش داشت آنان را از آسیب‌هایی چون اعتیاد، خشونت و بزهکاری دور نگه دارد. نزدیکان او می‌گویند فعالیت‌هایش نقش موثری در حمایت از کودکان محروم و ایجاد فضایی امن برای آنان داشته است.

او همچنین برادر رضا شفاخواه، وکیل دادگستری و فعال حقوق کودکان و زندانیان سیاسی است.

در همین رابطه، خواهر همسر مهدی شفاخواه با انتشار متنی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «مهدی شفاخواه فقط همسر خواهر من نیست. ما سال‌ها در کنار هم برای کودکانی تلاش کردیم که به‌دلیل فساد و ناکارآمدی حکومت، از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم مانده‌اند. مهدی با آموزش ورزش به کودکان مناطق حاشیه‌ای کمک می‌کرد تا زندگی‌شان از مسیر اعتیاد و بزهکاری دور بماند.»

#مهدی_شفاخواه #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
7💔6
روز دوشنبه در حین ملاقات على يونسى با خانواده اش در زندان قزلحصار، ابلاغيه اى به وى تحويل داده شد. در پى اين ابلاغيه، على يونسى يادداشتى نوشته است كه متن آن در ذيل آمده است. #على_يونسى و #اميرحسين_مرادى در دادگاه انقلاب ابتدا به ۱۶ سال حبس، شامل ۱۰ سال حبس اجرایی، محکوم شدند. با اعتراض وکلای آن‌ها و پس از پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، این حکم در اسفند ۱۴۰۳ به شش سال و هشت ماه کاهش یافت. على و اميرحسين اکنون بیش از شش سال و یک ماه است که بدون یک روز مرخصی در حبس هستند.

متن نامه علی یونسی:

روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ابلاغیه‌ای با تاریخ صدور ۴ اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان عفو ۲۲ بهمن به من تحويل داده شد، مبنى بر اينكه باقیمانده‌ی حبس من (٧ ماه) شامل عفو گردیده است. اولاً - من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد‌. آزادی حقی است به سرقت رفته؛ حق دزدیده شده را گدایی نمیکنیم، برای بدست آوردنش مبارزه میکنیم. دوماً - من الگوهایی دارم: ۶ همبندی سربلند سر‌به‌دار، هر روز و هر لحظه یادشان برایم زنده و صدایشان در گوشم است. آن‌ها برای جانشان چانه نزدند ننگ بر من اگر برای آزادی ام چانه بزنم. سوماً - وحید بنی عامریان در دفاعیه اش گفت: "این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟" من نیز میگویم: "این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!"

بخشش و عفو بیش از هر کس حق مادران و پدران داغدار است. پس اى شما مادران و پدران داغدار، امیدوارم هر آن کوتاهی‌ای کردم را بر من ببخشید كه شما تنها مرجع طلب بخشش من هستيد و باقی هر چه از رنج و شکنجه و زندان تا کنون بوده و هر چه حبس و تبعید و سختی باقیمانده، چیزی جز وظیفه نیست. ما به پشتوانه فداکاری فرزندان شماست که میجنگیم و بر این جنگیدن استوار خواهیم ماند. جنگیدن برای آزادی مردم ایران نه مایه حسرت و رنج که بزرگترین مایه افتخار است.

على يونسى زندان قزلحصار، ٢٢ ارديبهشت ١٤٠٥

#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
23🕊2👍1
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی متین زمانیان؛ دانشجوی علوم سیاسی، در زندان تهران بزرگ

متین زمانیان، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران، یادداشت‌نویس و پژوهشگر، بیش از یک ماه است که به‌صورت بلاتکلیف در زندان تهران بزرگ نگهداری می‌شود و همچنان از حق دسترسی به وکیل محروم است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، او از اعضای تحریریه فصلنامه «سیاست‌نامه»، نشریه دانشجویان علوم سیاسی، بوده و در حوزه مسائل اجتماعی، سیاسی و جامعه‌شناسی فعالیت می‌کرده است. با وجود گذشت بیش از یک ماه از بازداشت این دانشجو، تاکنون جزئیاتی درباره اتهام‌های منتسب به او یا روند پرونده‌اش منتشر نشده است.

متین زمانیان در شماره تابستان فصلنامه سیاستنامه در یادداشتی درباره وضعیت جامعه ایران در شرایط بحران و جنگ نوشته بود: «هم‌بستگی در شرایط بحران، اگر بر بستر آشتی ملی و اعتماد متقابل دولت و ملت شکل نگیرد، در صورت طولانی شدن بحران به سرعت دچار فرسایش می‌شود.»

او همچنین تأکید کرده بود: «نسل جوان ایران روحیه صلح‌طلبی و تمایل به صلح مثبت را به‌طور آشکار نشان داده است.»

در بخش دیگری از این یادداشت آمده بود: «این صلح‌خواهی نه به معنای تسلیم، بلکه به معنای تعریف امنیت ملی در چارچوب توسعه، رفاه و حقوق شهروندی است.»

از او ویدیوی مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی فارسی پس از اعتراضات دانشجویی در اواخر بهمن ماه سال گذشته منتشر شده است.

#متین_زمانیان #از_بازداشتیها_بگو

@Tavsana_TavaanaTech
6💔2🕊1