آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
۱۳ فعال مدنی در آذربایجان شرقی مجموعا به ۸۱ سال زندان محکوم شدند

۱۳ فعال مدنی اهل آذربایجان شرقی از سوی دادگاه تجدیدنظر این استان به مجموعا ۸۱ سال و ۵ ماه زندان محکوم شدند.

به گزارش هرانا، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی روز شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ ۱۴۰۵، رای خود مبنی بر محکومیت این ۱۳ فعال مدنی را به وکلای آن‌ها ابلاغ کرده است.

بر اساس رای صادرشده از سوی دادگاه، یوروش مهرعلی‌بیگلو در ارتباط با اتهام ایجاد گروه غیرقانونی به بیش از ۶ سال زندان و همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۳ سال و ۷ ماه حبس محکوم شده است.

در همین پرونده، حامد یگانه‌پور، ابراهیم عوض‌زاده، آراز ابراهیم‌نژاد، حسین آزادی، امیرحسین آقایی، ناصر رزمجو، داوود شیری، جواد سودبر، مهرداد قادری، علی بابایی و محمدرضا موحد نیز هر یک به اتهام عضویت در یک گروه غیرقانونی و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، به ۶ سال و ۴ ماه زندان محکوم شدند.

همچنین مرتضی نورمحمدی نیز در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۲ سال حبس محکوم شده است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی
🕊4
سه نام، سه داغ و یک حقیقت؛
سومین سالگرد قتل حکومتی صالح، مجید و سعید

سه سال از آن صبح تلخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ می‌گذرد؛ روزی که چوبه‌های دار برای استمرار وحشت برپا شدند. صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، سه نامی که در حافظه تاریخی این سرزمین، به نمادی از قربانیان یکی از ناعادلانه‌ترین دادرسی‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شدند.
پرونده «خانه اصفهان» تنها یک روایت حقوقی نبود؛ بلکه تابلویی تمام‌نما از سازوکار سرکوب بود. نه شواهدی از تیراندازی وجود داشت و نه مستندی جز اعترافات زیر فشار؛ تنها «حضور در صحنه اعتراضات» کافی بود تا دستگاه قضا، با نادیده گرفتن تمامی نقص‌های اساسی و ایرادات آشکار، حکم از پیش نوشته‌شده را تایید کند. دیوان عالی کشور، در این پرونده بیش از آنکه مرجع حقیقت‌جو باشد، به بازوی انتقام‌جوی نظام تبدیل شد که چشمانش را بر ابهامات پرشمار بست تا حکم «محاربه» را بر قامت سه جوان معترض بنشاند.

اعدام این سه جوان، پیامی روشن و بی‌رحمانه بود که جمهوری اسلامی به بدنه حامیان خود مخابره کرد: اینکه برای بقای یک نظام ظالمانه و حفظ سنگرهای سرکوب، هیچ جنایتی خط قرمز نیست. این اعدام‌ها نه برای اجرای قانون، که برای تضمینِ «وفاداری» به نیروهای سرکوبگر و ایجاد هزینه‌ای سنگین برای هرگونه اعتراض بود. حاکمیت با قربانی کردن جان این سه تن، در حقیقت می‌خواست به هوادارانش اطمینان دهد که در میدان برخورد با معترضان، ماشین کشتار حکومتی تا آخرین لحظه حامیِ آن‌هاست و از هیچ ابزاری، حتی ناعادلانه‌ترین احکام قضایی، برای زهرچشم گرفتن از مردم دریغ نخواهد کرد.

امروز در سومین سالگرد پرواز نابهنگام صالح، مجید و سعید، ما نه تنها برای سه عزیز از دست رفته، بلکه برای عدالت ذبح‌شده سوگواریم. یاد آن‌ها باقی است؛ نه به عنوان مجرمان یک پرونده ساختگی، بلکه به عنوان وجدان‌های بیداری که در برابر ظلم ایستادند و بهای این ایستادگی را با جان خویش پرداختند.
یادشان گرامی و نامشان در مسیر رسیدن به آزادی، ماندگار باد.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #خانه_اصفهان

@Tavaana_TavaanaTech
💔11
Forwarded from گفت‌وشنود
جودیت باتلر و اخلاق هم‌زیستی
پذیرش دیگری فراتر از مرزهای هویت

جودیت باتلر (متولد ۱۹۵۶)، فیلسوف و نظریه‌پرداز پساساختارگرای آمریکایی، یکی از رادیکال‌ترین و تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزه‌های فلسفه سیاسی، فمینیسم و مطالعات جنسیت است. او که استاد دانشگاه برکلی است، با نقد ساختارهای قدرت و بررسی نحوه شکل‌گیری هویت، نگاه ما را به مفاهیم « دیگری» و «پذیرش» دگرگون کرده است. باتلر برخلاف سنت‌های کلاسیک، رواداری را نه در مدارا با تفاوت‌ها، بلکه در به رسمیت شناختن آسیب‌پذیری مشترک انسان‌ها جستجو می‌کند.

نظریه هم‌زیستی؛ فراتر از مرزهای رواداری
از دیدگاه باتلر، پذیرش دیگری تنها یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه شرط بقای زندگی انسانی است. او در آثار متاخر خود، مفاهیم زیر را برای درک بهتر پذیرش مطرح می‌کند:

۱. آسیب‌پذیری به مثابه پیوند:
باتلر معتقد است که هر انسانی در ذات خود «آسیب‌پذیر» است؛ یعنی زندگی ما همواره در دستان دیگری قرار دارد. این وابستگی متقابل، پایه اصلی اخلاق است. پذیرش دیگری یعنی شناخت این حقیقت که امنیت و حیات من، به نحوی به حیات آن کسی که ممکن است با او متفاوت باشم، گره خورده است.

۲. نقد «سوژه» برای رواداری رادیکال:
او معتقد است دسته‌بندی‌های ثابت (مانند ملیت، مذهب یا جنسیت) دیوار‌هایی می‌سازند که مانع پذیرش می‌شوند. رواداریِ باتلر یعنی زیر سوال بردن این دسته‌بندی‌های «خودی و غیرخودی». از نظر او، جامعه‌ای که صرفا به «تحمل» دیگران بسنده کند، همچنان ساختار قدرت را حفظ کرده است. پذیرش واقعی زمانی رخ می‌دهد که مرزهای هویت از پیش تعیین شده را بشکنیم.

۳. اخلاق عدم‌خشونت:
باتلر خشونت را ناشی از ناتوانی در دیدن رنج دیگری می‌داند. در نظر او، پذیرش یعنی پاسخ دادن به تقاضای «صورت دیگری». وقتی من با دیگری روبرو می‌شوم، آن «صورت» از من می‌خواهد که او را نکشم، نادیده نگیرم و به عنوان یک انسان صاحب حق بپذیرم. این یک «پذیرشِ ایجابی» و فعالانه است که اجازه می‌دهد زندگی‌های «ناداستان» (زندگی‌هایی که جوامع تحت قدرت، ارزش آن‌ها را نادیده می‌گیرند) نیز دیده شوند.

پذیرش در نگاه باتلر، فراتر از تحمل ساکت‌ومنفعل است؛ این نوعی «هم‌زیستی مسئولانه» است. او ما را فرامی‌خواند تا در جهانی که در آن زندگی‌ها به شکلی نابرابر مورد ارزشمندی قرار می‌گیرند، برای «ارزش برابر تمام زندگی‌ها» مبارزه کنیم. از نظر او، رواداری واقعی مستلزم این است که بپذیریم در جهانی مشترک زندگی می‌کنیم که هیچ‌کس بر دیگری برتری ذاتی ندارد و بقای ما وابسته به پذیرش بی‌قید و شرط حضور دیگری است.

#جودیت_باتلر #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
حمله مرگبار به مرکز اسلامی سن‌دیگو؛ پلیس احتمال «جنایت ناشی از نفرت» را بررسی می‌کند

در پی یک حمله مسلحانه به یک مرکز اسلامی در شهر سن‌دیگو واقع در ایالت کالیفرنیا که روز دوشنبه ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت) رخ داد، سه نفر جان باختند. این حادثه تلخ که در ساختمانی شامل بزرگ‌ترین مسجد سن‌دیگو و یک مدرسه به وقوع پیوست، جامعه مسلمانان این شهر را در شوک فرو برد.
بر اساس گزارش‌های پلیس، سه قربانی این تیراندازی از کارکنان این مرکز بوده‌اند که یکی از آن‌ها نگهبان مجموعه بوده است. اسکات وال، رئیس پلیس سن‌دیگو، ضمن تایید این خبر اعلام کرد که اقدام فداکارانه نگهبان مرکز، نقش مهمی در جلوگیری از ابعاد گسترده‌تر این فاجعه ایفا کرده است. اجساد این سه قربانی در مقابل ساختمان مرکز کشف شده است.
در ادامه تحقیقات، ماموران پلیس جسد دو فرد مظنون به نام‌های ۱۷ و ۱۹ ساله را نیز در یک خودروی پارک‌شده در نزدیکی محل حادثه پیدا کردند. شواهد اولیه نشان می‌دهد که این دو جوان پس از ارتکاب جنایت، اقدام به خودکشی کرده‌اند.
نکته قابل تامل در این پرونده، هشدار پیش‌دستانه مادر یکی از این دو فرد است. او حدود دو ساعت پیش از وقوع حمله، با پلیس تماس گرفته و ضمن ابراز نگرانی از احتمال خودکشی فرزندش، از مفقود شدن تعدادی سلاح از منزل و همچنین ناپدید شدن خودروی خانوادگی خبر داده بود.
مقامات پلیس سن‌دیگو تاکید کرده‌اند که با توجه به هدف قرار گرفتن یک مکان مذهبی، این حادثه به طور ویژه به عنوان «جنایت ناشی از نفرت» (Hate Crime) تحت بررسی و پیگرد قانونی قرار گرفته است. به دلیل حساسیت و ابعاد این پرونده، کارآگاهان پلیس فدرال ایالات متحده (FBI) نیز به تیم تحقیقاتی پیوسته‌اند تا زوایای پنهان این حمله و انگیزه‌های احتمالی مهاجمان را مشخص کنند.
#رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌3
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاهم در ایران؛ صلح در جهان

ایرانِ امروز در نقطه‌ای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به «صلح با جهان» نیاز دارد. مردم ایران در شعارهای خود علیه جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کرده‌اند با سیاست خارجی تنش‌زای این رژیم هیچ سازگاری ندارند و برای این کار تا پای تغییر این نظام نیز می‌ایستند و برای آن هزینه می‌دهند.

اما در کنار پیگیری رخدادهای روزمره خوب است ببینیم این سیاست مخرب جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از کجا آب می‌خورد. واقعیت این است که تقابل‌ورزی‌های جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی، پیوند سنگینی با نگاه انحصارگرایانه این نظام به مذاهب و عقاید مختلف در سیاست داخلی دارد.

اگر بپذیریم که نگاه تنش‌زدا در حوزه سیاست خارجی از نفس پذیرش تکثر در جهان آغاز می‌شود به‌آسانی می‌توان دریافت نظامی که اساسا تکثر در درون ایران را به رسمیت نمی‌شناسد بعید است در خارج نیز چنین نگاهی را پیش بگیرد. چنان‌که ایدئولوگ‌های جمهوری اسلامی چون حسین شریعتمداری، که منصوب شخص خامنه‌ای بود، بدون نظرخواهی از مسلمانان جهان، ولی فقیه سابق این نظام، یعنی علی خامنه‌ای، را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب می‌کردند.

به بیان دیگر، وقتی در داخل، صداهای متفاوت – چه مذهبی، چه فکری – تحمل نمی‌شود، چگونه می‌توان انتظار داشت این نظام با جهان تفاهم بنیادین داشته باشد؟


مطالعه بیشتر در سایت گفت‌وشنود
https://dialog.tavaana.org/peace-understanding/
#جنگ #صلح #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
2👍1
از سفره خالی تا اتاق تنهایی؛ آنچه قطع اینترنت بر سر مردم ایران آورد!

قطع اینترنت یعنی بریدن نان از سفره خانواده‌ای که درآمدش به تولید محتوا، فروش آنلاین یا کار دیجیتال وابسته است. یعنی دانش‌آموزی که حتی پول چاپ آزمون‌هایش را ندارد، جوانی که درس و آینده‌اش زیر آوار تصمیم‌های امنیتی دفن می‌شود، و فرد دارای معلولیتی که تنها پنجره‌اش به جهان را هم از او می‌گیرند و بعد اسم این زندان را «امنیت» می‌گذارند.

برای میلیون‌ها نفر، اینترنت ابزار تفریح نبود؛ وسیله کار، آموزش، ارتباط، درمان، امید و زنده ماندن بود.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام متين پرويزی، ٢٢ ساله و دانشجوی رشته علوم دامی دانشگاه زنجان بود، كه روز ١٨ دی ۱۴۰۴ در سبزه‌ميدان زنجان با شليك گلوله جنگی به سر کشته شد.

پيكرش را مردم به بيمارستان موسوی انتقال  دادند، مأموران امنيتيی پيكرش را از خانواده پنهان کردند و بعد از ٥ روز پيگيری‌های مداوم، و در رپز دوشنبه ٢٢ دی پيكرش را دربهشت زهرا تحويل دادند و تحت فشارهای امنيتی  به خاك سپرده شد.

هشتم فروردین‌ماه امسال، هم‌زمان با زادروز این دانشجو، مراسمی بر سر مزار او برگزار شد. در این مراسم، مادر متین سخنانی احساسی و اعتراضی ایراد کرد و خطاب به فرزندش گفت:

«متین جان، تو در جوانی، شجاعت و آزادگی را معنا کردی… تو با دست‌های خالی، اما دلیل به وسعت ایران گام برداشتی. آن‌جا که عقب‌نشینی رسم بود، تو ایستادگی را انتخاب کردی. تو جنگیدی برای آزادی، برای آزادی ایران»

او همچنین با اشاره به کشته‌شدن فرزندش گفت: «اکنون من به خون ناحق ریخته‌ات سوگند می‌خورم، به نبودنت عادت نکنم و رنج رفتنت را بی‌اثر نکنم.»

مادر متین پرویزی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «اشک‌هایم را پاک نمی‌کنم، می‌گذارم بمانند تا یادم نرود در کجای تاریخ ایستاده‌ام.»

او در ادامه افزود: «قسم می‌خورم به خون به ناحق ریخته‌ات، لحظه‌لحظه‌ای را که از ما ربوده‌اند، پس بگیریم… می‌دانم که رسوایی نزدیک است و خون تو طلوع را نزدیک‌تر خواهد کرد.»

متین پرویزی از جمله دانشجویانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.

#متین_پرویزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔101🕊1
خشایار سفیدی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، به تغییر لحن و روایت رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی در استفاده از نمادهای ملی و تاریخی ایران واکنش نشان داد.

خشایار سفیدی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

«تلویزیون جمهوری اسلامی داره شعر می‌خونه؛ به کوروش، به آرش، به تخت جمشید قسم! شاید یادتون نباشه، یه زمانی تو فیلم‌هاشون هرچی قاچاقچی و آدمکش و لاتِ خرده‌پا بود، اسمش آرش و کوروش بود. اعتبار مفاهیم جهانی که جمهوری اسلامی بهش متعلقه در جامعه ایرانی به پایان رسیده، به مفاهیم دیگر چنگ می‌زند.»

او در این نوشته، با اشاره به استفاده تلویزیون جمهوری اسلامی از مفاهیمی چون کوروش، آرش و تخت جمشید، این تغییر را نشانه‌ای از فرسایش مشروعیت گفتمان ایدئولوژیک حکومت در جامعه ایران دانست.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی سال‌های اخیر، استفاده از نمادهای ملی و چهره‌های اسطوره‌ای ایران در رسانه‌ها و تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران معتقدند حکومت، در پی کاهش اثرگذاری گفتمان ایدئولوژیک خود در جامعه، تلاش می‌کند با تکیه بر مفاهیم هویت ملی و تاریخ ایران ــ که مورد اقبال بخش بزرگی از جامعه هستند ــ برای بقای خود از آن‌ها به‌صورت نمایشی استفاده کرده و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

بحران مشروعیت، یکی از بحران‌های اصلی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود و ناکارآمدی مفاهیم ایدئولوژیک، همراه با استفاده ابزاری از موضوعات مورد علاقه مردم، به افزایش شکاف‌ها در درون ساختار حکومت دامن زده است.


#نه_به_جمهوری_اسلامی


@Tavaana_TavaanaTech
💯5👌31
چند روز پیش خبر داده بودیم که غلامرضا خانی‌شکرآب، زندانی محکوم به اعدام با اتهام «جاسوسی»، از زندان اوین به زندان قزلحصار منتقل شده است.

طبق اطلاعات دریافتی از یکی از نزدیکان آقای خانی، او متولد ۱۳۷۱، قهرمان سابق رشته MMA، مربی و داور بین‌المللی این رشته است. غلامرضا خانی پیش از بازداشت در کشور ترکیه زندگی می‌کرد.

بر اساس این گزارش، او یکسال پیش در جریان سفری به عراق، توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شده است. همچنین گفته می‌شود دختری که در زمان سفر همراه او بوده، با نیروهای امنیتی همکاری کرده است.

به گفته منابع مطلع، غلامرضا خانی با اتهام «همکاری با اسرائیل» بازداشت و سپس توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شده است. این حکم در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نیز تأیید شده است.

برادر او، اسماعیل خانی، نیز با اتهام‌های سیاسی و به‌دلیل ارتباط و همکاری با برادرش بازداشت و به حبس محکوم شده و هم‌اکنون دوران محکومیت خود را در زندان اردبیل سپری می‌کند.

یک منبع مطلع به آموزشکده توانا گفته است که غلامرضا خانی در روند رسیدگی به پرونده‌اش از حق داشتن وکیل انتخابی محروم بوده است. به گفته این منبع، به‌تازگی لایحه اعاده دادرسی دیگری برای او تنظیم و به دیوان عالی کشور ارائه شده است.


#غلامرضا_خانی_شکرآب #نه_به‌_اعدام #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔101🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی نوید ایرانی، عکاس و شهروند بهائی، در زندان وکیل‌آباد مشهد

نوید ایرانی، عکاس و شهروند بهائی ساکن مشهد، با گذشت بیش از چهار ماه از زمان بازداشت، همچنان در زندان وکیل‌آباد مشهد در وضعیت بلاتکلیف به سر می‌برد. آقای ایرانی در تاریخ ۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با موج جدیدی از بازداشت شهروندان بهائی در سراسر ایران که با ادعای واهی نهادهای امنیتی همزمان با اعتراضات سراسری دی‌ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
از زمان انتقال این عکاس به زندان وکیل‌آباد، با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده، وی همچنان از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و مسئولان قضایی و امنیتی از ارائه اطلاعات دقیق درباره اتهامات مطروحه و وضعیت پرونده او خودداری می‌کنند. استمرار بازداشت و بلاتکلیفی او در شرایطی است که طبق گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، بسیاری از شهروندان بهائی بازداشت‌شده در این بازه زمانی، بدون طی مراحل دادرسی عادلانه و تحت فشارهای امنیتی برای اخذ اعترافات اجباری نگهداری می‌شوند.
جمهوری اسلامی همواره در بزنگاه‌های بحران‌های سیاسی و اجتماعی، با هدف انحراف افکار عمومی و مقصرسازی برای شکست‌های داخلی، جامعه بهائی را آماج حملات سازمان‌یافته، پرونده‌سازی‌های امنیتی و کارزارهای نفرت‌پراکنی قرار می‌دهد. استفاده از برچسب‌هایی نظیر «جاسوسی» یا «اقدام علیه امنیت ملی» علیه شهروندان بهائی، بخشی از سیاست دیرینه و سیستماتیک حکومت برای سرکوب این اقلیت دینی است که در تمامی چهار دهه گذشته، به بهانه‌های گوناگون و به منظور تشدید فضای ارعاب در جامعه اجرا شده است.

#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔63
دادگاه متهمان پرونده اکباتان:
امکان صدور حکم قصاص فراهم نیست، متهمان به پرداخت دیه و حبس محکوم شدند

اختصاصی - دادبان دریافته شعبه ۱۳ دادگاه کیفری ۱ استان تهران که پیشتر ۶ متهم پرونده اکباتان تهران را به قصاص (اعدام) محکوم کرده بود، با صدور حکم جدیدی با تاکید بر عدم امکان صدور حکم قصاص در این پرونده، متهمان را به پرداخت دیه و حبس محکوم کرده است.

بنا بر حکم صادره که به رویت دادبان رسیده، میلاد آرمون، علیرضا کفایی و امیرمحمد خوش‌اقبال به اتهام مشارکت در قتل عمدی، هر یک به پرداخت دیه کامل به‌صورت مساوی و ۵ سال زندان محکوم شدند.

دادگاه همچنین علیرضا برمرزپورناک، حسین نعمتی و نوید نجاران را از اتهام مشارکت در قتل عمد، به دلیل فقدان مدارک مبنی بر ایراد ضربه به چه ناحیه‌ای از بدن آرمان علی‌وردی تبرئه کرده است.

در رای صادره از سوی دادگاه اعلام شده که اگرچه متهمان در ضرب و شتم آرمان علی‌وردی (بسیجی جان‌باخته در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ در اکباتان) مشارکت داشتند، اما از آنجا که ادله قطعی درباره اینکه ضربه مرگبار دقیقا توسط چه کسی وارد شده وجود ندارد، امکان صدور حکم قصاص فراهم نبوده است.

این ۶ متهم پیشتر توسط همین شعبه در یک رای اقلیتی به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند. این حکم بعدتر توسط دیوان عالی کشور نقض و برای بررسی مجدد به شعبه بدوی ارجاع شده بود.

حکم اعدام علیه این ۶ متهم در حالی صادر شده بود که تنها به امضای دو عضو مستشار دادگاه، احسان شیخ‌الحکمایی و سعید شرافتی رسیده بود و اصغر خلیلی، رئیس شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک تهران، با آن مخالفت کرده بود.

از میان ۶ متهم پرونده اکباتان، ۳ نفر از آن‌ها شامل میلاد آرمون، محمدمهدی حسینی و مهدی ایمانی به «محاربه» نیز متهم هستند و امکان صدور حکم اعدام علیه آنان در دادگاه انقلاب وجود دارد.

تماس مستقیم با وکیل در واتس‌اپ:
+905510332575

بات دادبان

https://t.me/Dadbanbot

ایمیل
support@dadban.info

وبسایت | اینستاگرام | توئیتر  | یوتیوب |فیس‌بوک

@Daadbaan2021
9🕊2
طبق گزارش رسیده به آموزشکده توانا، آقای علی آجرلو، دایی جاویدنام محمدحسین خلج، در شهر الوند قزوین بازداشت و به زندان چوبیندر منتقل شده است.

این بازداشت در روز نهم اسفند ماه، با هجوم ماموران به کافه قنادی «علی مشتی» متعلق به آقای آجرلو، صورت گرفته است.
این کافه قنادی همان مکانی است که در روز ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، محمدحسین خلج، جلوی آن با گلوله سرکوبگران کشته شد.

محمدحسین خلج، جوانی در دهه ۲۰ زندگی از الوند قزوین، در تاریخ ۱۸ دی با تیر مستقیم جنگی به دست نیروهای نظام ولایی تحت امر علی خامنه‌ای به قتل رسیده بود.

محمدحسین در خیابان سهروردی الوند و در آبمیوه‌ و بستنی فروشی «علی مشتی» مشغول به کار بود و به‌طور مستقیم مورد شلیک قرار گرفت.

طبق گزارش دریافتی، دایی جاویدنام محمدحسین خلج، پس از انتشار خبر مرگ خامنه‌ای بازداشت شد، به او اتهام زده‌اند که در داخل قنادی‌اش به مردم بستنی داده است!

از همان زمان، قنادی پلمب شده است، در مراجعه خانواده به دادسرا، به آن‌ها گفته‌اند در مغازه کارد و لوازم دیگر پیدا کردیم و تهدید کردند که به همین خاطر به آقای آجرلو اتهامات سنگینی را می‌خواهند نسبت بدهند که حکم سنگینی در پی دارد. آن‌ها گفته‌اند که می‌خواهند اتهاماتی مثل لیدری و کشته شدن افراد منتسب به بسیج در جریان اعتراضات را به آقای آجرلو نسبت دهند!!
به نظر می‌آید این تهدیدها برای مرعپب‌کردن خانواده باشد.

آقای آجرلو از نهم اسفند بلاتکلیف در بازداشت است و هنوز دادگاه او برگزار نشده است، از طرفی گفته‌اند معازه‌ خانوادگی‌شان تا مدتی نامعلوم پلمب باقی می‌ماند. این در حالی است که سی نفر در این مغازه اشتغال داشتند و حالا زندگی آن‌ها با مشکلات زیادی مواجه شده است.

#علی_آجرلو #محمدحسین_خلج #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
2👍2😍1💔1