Forwarded from گفتوشنود
امانوئل لویناس
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟
امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیاییتبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازماندهی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه بشری، میتوان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی میدانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.
نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظهی دیدار با دیگری آغاز میشود.
۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهرهی دیگری روبرو میشویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه میشویم. چهره دیگری به ما میگوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج میکند و به من یادآوری میکند که هستی من در گرو حضور دیگری است.
۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوتها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بینهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمیتوانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه هویت خود درآوریم.
۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیتپذیری بیقید و شرط میداند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری میکند. جامعه روادار در نگاه او، جامعهای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.
پذیرش در اندیشه لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفهای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت میشود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعیاش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.
#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟
امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیاییتبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازماندهی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه بشری، میتوان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی میدانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.
نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظهی دیدار با دیگری آغاز میشود.
۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهرهی دیگری روبرو میشویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه میشویم. چهره دیگری به ما میگوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج میکند و به من یادآوری میکند که هستی من در گرو حضور دیگری است.
۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوتها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بینهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمیتوانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه هویت خود درآوریم.
۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیتپذیری بیقید و شرط میداند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری میکند. جامعه روادار در نگاه او، جامعهای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.
پذیرش در اندیشه لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفهای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت میشود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعیاش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.
#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍4👌1
Forwarded from گفتوشنود
شما «نورچشمیهای خدا» نیستید!
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید
در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزلهای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمانها فرو ریختند، آتشسوزی گستردهای آغاز شد و سونامی بخشهایی از شهر را نابود کرد. دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکاندهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی میدانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعهای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟
پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایدههای اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیدهای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی میکند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.
برای ایرانیان مذهبی، شاید مهمترین درس این رویداد، تواضع میتواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقهها و حکومتهای دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت میپندارند، بهتدریج دچار نوعی غرور دینی میشوند؛ غروری که در آن، موفقیتهای خود را نشانه تأیید الهی و شکستها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه میدانند.
این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه بهآسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریبخورده» معرفی میشوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.
#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید
در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزلهای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمانها فرو ریختند، آتشسوزی گستردهای آغاز شد و سونامی بخشهایی از شهر را نابود کرد. دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکاندهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی میدانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعهای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟
پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایدههای اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیدهای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی میکند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.
برای ایرانیان مذهبی، شاید مهمترین درس این رویداد، تواضع میتواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقهها و حکومتهای دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت میپندارند، بهتدریج دچار نوعی غرور دینی میشوند؛ غروری که در آن، موفقیتهای خود را نشانه تأیید الهی و شکستها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه میدانند.
این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه بهآسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریبخورده» معرفی میشوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.
#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍11👌1
شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز پنج فعال صنفی فرهنگی و کارگری را به سه سال حبس تعلیقی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم کرده است.
بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، احمدرضا نوچیان، محمدزمان کامروا، منیژه افشاری، مریم زلکینژاد و کوثر ممبینی از جمله افرادی هستند که این احکام برای آنان صادر شده است.
اگرچه حبس تعلیقی به معنای اجرای فوری مجازات زندان نیست، اما چنین احکامی همچنان ابزاری برای اعمال فشار و ایجاد محدودیت علیه فعالان صنفی به شمار میروند. ممنوعالخروجی، تهدید دائمی اجرای حکم و امکان تشکیل پروندههای جدید، میتواند فعالیتهای اجتماعی، حرفهای و مدنی این افراد را با محدودیتهای جدی مواجه کند.
در سالهای اخیر، فعالان صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان بارها به دلیل پیگیری مطالبات شغلی، اعتراض به وضعیت معیشتی، شرکت در تجمعات مسالمتآمیز یا فعالیت در تشکلهای مستقل با احضار، بازداشت، بازجویی، اخراج از کار، تعلیق، زندان و محرومیتهای اجتماعی روبهرو شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، احمدرضا نوچیان، محمدزمان کامروا، منیژه افشاری، مریم زلکینژاد و کوثر ممبینی از جمله افرادی هستند که این احکام برای آنان صادر شده است.
اگرچه حبس تعلیقی به معنای اجرای فوری مجازات زندان نیست، اما چنین احکامی همچنان ابزاری برای اعمال فشار و ایجاد محدودیت علیه فعالان صنفی به شمار میروند. ممنوعالخروجی، تهدید دائمی اجرای حکم و امکان تشکیل پروندههای جدید، میتواند فعالیتهای اجتماعی، حرفهای و مدنی این افراد را با محدودیتهای جدی مواجه کند.
در سالهای اخیر، فعالان صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان بارها به دلیل پیگیری مطالبات شغلی، اعتراض به وضعیت معیشتی، شرکت در تجمعات مسالمتآمیز یا فعالیت در تشکلهای مستقل با احضار، بازداشت، بازجویی، اخراج از کار، تعلیق، زندان و محرومیتهای اجتماعی روبهرو شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊5💔3
روز ششم تیرماه، نیروهای امنیتی با یورش به منزل نیروانا تربتینژاد، فعال مدنی ۲۱ ساله اهل گرگان، او را بازداشت کردند.
به گفته منابع مطلع، این بازداشت با خشونت و ضربوشتم همراه بوده است. نیروانا در بازداشت قبلی خود نیز توسط مأموران امنیتی مورد ضربوشتم قرار گرفته بود. نیروانا تربتینژاد در سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و ارتباط با پروندههای مرتبط با اعتراضات، احضار، بازداشت و محاکمه شده است. او در شهریور ۱۴۰۲ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از چند هفته با تودیع وثیقه از زندان امیرآباد گرگان آزاد شد. پس از آن، در چند پرونده امنیتی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» تحت تعقیب قرار گرفت و به احکام حبس محکوم شد که بخشی از این احکام در مراحل بعدی رسیدگی نقض یا کاهش یافت. بازداشت مجدد این فعال مدنی در حالی صورت گرفته که او همچنان با پروندههای قضایی مفتوح روبهرو بوده و طی ماههای گذشته نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی و قضایی احضار شده بود.
تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ مقام رسمی درباره علت بازداشت، محل نگهداری یا وضعیت نیروانا تربتینژاد توضیحی ارائه نکرده است. همچنین پیگیریهای خانواده او تاکنون بینتیجه مانده و ادامه بیخبری از وضعیت این فعال مدنی، نگرانیها درباره رعایت حقوق قانونی او، از جمله دسترسی به وکیل و امکان تماس با خانواده، را افزایش داده است.
به گزارش دادبان، این فعال مدنی، بدون اعلام اتهام مشخص و بدون اطلاعرسانی درباره محل نگهداری و وضعیت پروندهاش بازداشت شده است؛ اقدامی که با اصول آیین دادرسی کیفری، از جمله حق اطلاع فوری از اتهام و اصل قانونی بودن بازداشت، در تعارض است. تداوم بازداشت در چنین شرایطی میتواند مصداق بازداشت خودسرانه و نقض حق آزادی شخصی و امنیت فردی باشد.
#نیروانا_تربتی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته منابع مطلع، این بازداشت با خشونت و ضربوشتم همراه بوده است. نیروانا در بازداشت قبلی خود نیز توسط مأموران امنیتی مورد ضربوشتم قرار گرفته بود. نیروانا تربتینژاد در سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و ارتباط با پروندههای مرتبط با اعتراضات، احضار، بازداشت و محاکمه شده است. او در شهریور ۱۴۰۲ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از چند هفته با تودیع وثیقه از زندان امیرآباد گرگان آزاد شد. پس از آن، در چند پرونده امنیتی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» تحت تعقیب قرار گرفت و به احکام حبس محکوم شد که بخشی از این احکام در مراحل بعدی رسیدگی نقض یا کاهش یافت. بازداشت مجدد این فعال مدنی در حالی صورت گرفته که او همچنان با پروندههای قضایی مفتوح روبهرو بوده و طی ماههای گذشته نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی و قضایی احضار شده بود.
تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ مقام رسمی درباره علت بازداشت، محل نگهداری یا وضعیت نیروانا تربتینژاد توضیحی ارائه نکرده است. همچنین پیگیریهای خانواده او تاکنون بینتیجه مانده و ادامه بیخبری از وضعیت این فعال مدنی، نگرانیها درباره رعایت حقوق قانونی او، از جمله دسترسی به وکیل و امکان تماس با خانواده، را افزایش داده است.
به گزارش دادبان، این فعال مدنی، بدون اعلام اتهام مشخص و بدون اطلاعرسانی درباره محل نگهداری و وضعیت پروندهاش بازداشت شده است؛ اقدامی که با اصول آیین دادرسی کیفری، از جمله حق اطلاع فوری از اتهام و اصل قانونی بودن بازداشت، در تعارض است. تداوم بازداشت در چنین شرایطی میتواند مصداق بازداشت خودسرانه و نقض حق آزادی شخصی و امنیت فردی باشد.
#نیروانا_تربتی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊5💔1
Forwarded from گفتوشنود
به دنبال تخریب کلیسای انجیلی مشهد در خردادماه سال جاری، گزارشها حاکی از تشدید فشارها و تهدیدها برای تخلیه و تصرف کامل کلیسای تاریخی انجیلی تهران است. منصور خواجهپور، از کشیشان کلیسای انجیلی، جزئیاتی از این اقدامات را در گفتوگو با صدای امریکا تشریح کرده است.
▪️تاریخچه و مصادره تدریجی
کلیسای انجیلی تهران با قدمتی ۱۵۴ ساله (ساخت ۱۸۷۲ میلادی)، در خیابان سیتیر واقع شده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این ملک چهار هکتاری به تدریج مصادره شد؛ ابتدا ۱.۵ هکتار برای احداث مدرسه و در سال ۱۳۶۹ نیز بخش «انجمن کتاب مقدس ایران» تصرف گردید. در حال حاضر، تنها ۲.۵ هکتار از این ملک باقی مانده که اگرچه مسیحیان ارمنی و آشوری اجازه عبادت در آن را دارند، اما حق عبادت از نوکیشان مسیحی (فارسیزبانان) سلب شده است.
▪️فشارها، تطمیع و وضعیت حقوقی
همزمان با تخریب کلیسای مشهد، فشارها بر ۲۸ شهروند مسیحی سالخورده که در واحدهای مسکونی این ملک ساکن هستند، افزایش یافته است. نمایندگان نهادهای حکومتی با مراجعه به این افراد، ضمن تحت فشار قرار دادن آنها برای تخلیه، پیشنهاد پرداخت مبلغ دو میلیارد تومان را برای تخلیه داوطلبانه مطرح کردهاند که از دیدگاه کشیش خواجهپور، اقدامی برای اعمال کنترل کامل بر کلیساست.
از نظر حقوقی، سند این ملک حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش در دادگاهی یکطرفه و بدون حضور نمایندگان کلیسا، به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» منتقل شده است. با این حال، تا یکشنبه گذشته، مراسم عبادتی به طور منظم در این مکان برگزار میشد.
▪️انگیزههای تشدید فشارها
این کشیش دو عامل اصلی را برای این اقدامات برمیشمرد:
۱. ابعاد سیاسی: تلاش حاکمیت برای نمایش قدرت در مواجهه با تنشهای منطقهای و فشار بر اقلیتهای مذهبی.
۲. ارزش مادی: موقعیت ممتاز ملک در خیابان سیتیر و ارزش مالی بالای آن که توجه جریانهای منفعتطلب را جلب کرده است.
در نهایت، خواجهپور ضمن ابراز نگرانی شدید مسیحیان داخل کشور از وضعیت موجود، تأکید کرد که جامعه مسیحیان خارج از ایران بر پیگیری حقوق خود و مقاومت در برابر این تصرفات تأکید دارند.
#کلیسا #رواداری #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️تاریخچه و مصادره تدریجی
کلیسای انجیلی تهران با قدمتی ۱۵۴ ساله (ساخت ۱۸۷۲ میلادی)، در خیابان سیتیر واقع شده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این ملک چهار هکتاری به تدریج مصادره شد؛ ابتدا ۱.۵ هکتار برای احداث مدرسه و در سال ۱۳۶۹ نیز بخش «انجمن کتاب مقدس ایران» تصرف گردید. در حال حاضر، تنها ۲.۵ هکتار از این ملک باقی مانده که اگرچه مسیحیان ارمنی و آشوری اجازه عبادت در آن را دارند، اما حق عبادت از نوکیشان مسیحی (فارسیزبانان) سلب شده است.
▪️فشارها، تطمیع و وضعیت حقوقی
همزمان با تخریب کلیسای مشهد، فشارها بر ۲۸ شهروند مسیحی سالخورده که در واحدهای مسکونی این ملک ساکن هستند، افزایش یافته است. نمایندگان نهادهای حکومتی با مراجعه به این افراد، ضمن تحت فشار قرار دادن آنها برای تخلیه، پیشنهاد پرداخت مبلغ دو میلیارد تومان را برای تخلیه داوطلبانه مطرح کردهاند که از دیدگاه کشیش خواجهپور، اقدامی برای اعمال کنترل کامل بر کلیساست.
از نظر حقوقی، سند این ملک حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش در دادگاهی یکطرفه و بدون حضور نمایندگان کلیسا، به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» منتقل شده است. با این حال، تا یکشنبه گذشته، مراسم عبادتی به طور منظم در این مکان برگزار میشد.
▪️انگیزههای تشدید فشارها
این کشیش دو عامل اصلی را برای این اقدامات برمیشمرد:
۱. ابعاد سیاسی: تلاش حاکمیت برای نمایش قدرت در مواجهه با تنشهای منطقهای و فشار بر اقلیتهای مذهبی.
۲. ارزش مادی: موقعیت ممتاز ملک در خیابان سیتیر و ارزش مالی بالای آن که توجه جریانهای منفعتطلب را جلب کرده است.
در نهایت، خواجهپور ضمن ابراز نگرانی شدید مسیحیان داخل کشور از وضعیت موجود، تأکید کرد که جامعه مسیحیان خارج از ایران بر پیگیری حقوق خود و مقاومت در برابر این تصرفات تأکید دارند.
#کلیسا #رواداری #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17🕊2❤1
در جریان دیدار فوتبال ایران و مصر، یکی از شهروندان ایرانی حاضر در ورزشگاه، تصویری از رشید مظاهری را با خود به همراه داشت و تلاش کرد یاد و نام او را زنده نگه دارد. به گفته او، برخی از حامیان جمهوری اسلامی با مراجعه به مسئولان ورزشگاه و گزارشدادن این موضوع، خواستار جمعآوری این تصویر شدند؛ اما مسئولان پس از مشاهده عکس، بدون اقدامی محل را ترک کردند.
این اتفاق بار دیگر نشان میدهد که حکومت و حامیانش تا چه اندازه از زندهماندن نام و تصویر مخالفان و بازداشتشدگان هراس دارند. گاه حتی یک عکس، یک نام یا یک یادآوری ساده میتواند به نمادی از مقاومت، همبستگی و دادخواهی تبدیل شود.
رشید مظاهری در سالهای گذشته بارها نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی واکنش نشان داده بود. او در اردیبهشت ۱۳۹۸ به هزینههای ساخت ورزشگاه در عراق اعتراض کرد و در پی آن از سوی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار و محروم شد.
او در سال ۱۳۹۹ نیز در واکنش به احکام اعدام امیرحسین مرادی، محمد رجبی و سعید تمجیدی، سه معترض آبان ۱۳۹۸، در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «طناب کم میآورید، ما زیادیم» و از هشتگهای «اعدام نکنید» استفاده کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
این اتفاق بار دیگر نشان میدهد که حکومت و حامیانش تا چه اندازه از زندهماندن نام و تصویر مخالفان و بازداشتشدگان هراس دارند. گاه حتی یک عکس، یک نام یا یک یادآوری ساده میتواند به نمادی از مقاومت، همبستگی و دادخواهی تبدیل شود.
رشید مظاهری در سالهای گذشته بارها نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی واکنش نشان داده بود. او در اردیبهشت ۱۳۹۸ به هزینههای ساخت ورزشگاه در عراق اعتراض کرد و در پی آن از سوی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار و محروم شد.
او در سال ۱۳۹۹ نیز در واکنش به احکام اعدام امیرحسین مرادی، محمد رجبی و سعید تمجیدی، سه معترض آبان ۱۳۹۸، در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «طناب کم میآورید، ما زیادیم» و از هشتگهای «اعدام نکنید» استفاده کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤6🕊4
بهنام گلخنی، پدر احمد گلخنی از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز چهارشنبه ۴ تیرماه در باغبهادران اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و با وجود گذشت چند روز و وعده آزادی، همچنان در بازداشت به سر میبرد.
بر اساس گزارشها، بازداشت او پس از انتشار استوریای در اینستاگرام صورت گرفت؛ استوریای که در آن از مردم دعوت شده بود تا در روز عاشورا بر مزار جانباختگان اعتراضات حاضر شوند. منابع نزدیک به خانواده گفتهاند که قرار بود او روز شنبه ۶ تیرماه آزاد شود، اما این وعده عملی نشده و همچنان اطلاع روشنی از وضعیت پرونده، محل نگهداری و اتهامهای احتمالی او در دست نیست.
احمد گلخنی، شهروند ۳۷ ساله اهل باغبهادران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بازداشت بهنام گلخنی را میتوان در ادامه فشارهای گسترده بر خانوادههای دادخواه در سالهای اخیر ارزیابی کرد؛ خانوادههایی که تنها خواسته آنان روشنشدن حقیقت، اجرای عدالت و زنده نگهداشتن یاد عزیزان جانباختهشان است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشها، بازداشت او پس از انتشار استوریای در اینستاگرام صورت گرفت؛ استوریای که در آن از مردم دعوت شده بود تا در روز عاشورا بر مزار جانباختگان اعتراضات حاضر شوند. منابع نزدیک به خانواده گفتهاند که قرار بود او روز شنبه ۶ تیرماه آزاد شود، اما این وعده عملی نشده و همچنان اطلاع روشنی از وضعیت پرونده، محل نگهداری و اتهامهای احتمالی او در دست نیست.
احمد گلخنی، شهروند ۳۷ ساله اهل باغبهادران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بازداشت بهنام گلخنی را میتوان در ادامه فشارهای گسترده بر خانوادههای دادخواه در سالهای اخیر ارزیابی کرد؛ خانوادههایی که تنها خواسته آنان روشنشدن حقیقت، اجرای عدالت و زنده نگهداشتن یاد عزیزان جانباختهشان است.
@Tavaana_TavaanaTech
❤13💔8🕊4
امین عسکراوی، شاعر جوان عرب اهوازی، از سوی دادگاه انقلاب به دو سال حبس محکوم شده است؛ حکمی که بار دیگر نگرانیها درباره افزایش فشار بر فعالان فرهنگی، هنرمندان و شهروندان عرب در خوزستان را تشدید کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این شاعر ۲۳ ساله اهل شادگان با اتهامهایی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه شده و حکم دو سال زندان او روز سوم تیرماه ابلاغ شده است. امین عسکراوی پیش از این نیز حدود پنج ماه در بازداشت به سر برده و در این مدت، بنا بر گزارشهای منتشرشده، تحت بازجوییهای طولانی، فشارهای روحی و رفتارهای تحقیرآمیز قرار داشته است. او مدتی پیش با تودیع وثیقه به طور موقت آزاد شده بود.
فعالان حقوق بشر و کنشگران اهوازی معتقدند صدور حکم زندان برای شاعری که فعالیت او در حوزه شعر و بیان فرهنگی بوده، نمونهای از برخورد امنیتی با فعالیتهای فرهنگی و هویتی در مناطق عربنشین ایران است. در سالهای گذشته، شاعران، نویسندگان، فعالان فرهنگی و مدنی عرب بارها با اتهامهای کلی و مبهم امنیتی مواجه شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این شاعر ۲۳ ساله اهل شادگان با اتهامهایی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه شده و حکم دو سال زندان او روز سوم تیرماه ابلاغ شده است. امین عسکراوی پیش از این نیز حدود پنج ماه در بازداشت به سر برده و در این مدت، بنا بر گزارشهای منتشرشده، تحت بازجوییهای طولانی، فشارهای روحی و رفتارهای تحقیرآمیز قرار داشته است. او مدتی پیش با تودیع وثیقه به طور موقت آزاد شده بود.
فعالان حقوق بشر و کنشگران اهوازی معتقدند صدور حکم زندان برای شاعری که فعالیت او در حوزه شعر و بیان فرهنگی بوده، نمونهای از برخورد امنیتی با فعالیتهای فرهنگی و هویتی در مناطق عربنشین ایران است. در سالهای گذشته، شاعران، نویسندگان، فعالان فرهنگی و مدنی عرب بارها با اتهامهای کلی و مبهم امنیتی مواجه شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤13💔7🕊4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
بازگشت اختلال به کارتهای بانک ملی و صادرات؛ آثار حمله سایبری هنوز ادامه دارد
در حالیکه طی روزهای گذشته اعلام شده بود بخش مهمی از اختلال خدمات بانکی برطرف شده، از صبح شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ بار دیگر بخشی از خدمات کارتی بانکهای ملی و صادرات با مشکل روبهرو شد.
🔳 شرکت خدمات انفورماتیک با انتشار اطلاعیهای این اختلال را تأیید کرده و گفته است مشکل جدید در جریان بازگردانی و پایدارسازی سامانههای بانکی رخ داده و در ادامه آثار حمله سایبری اخیر به زیرساختهای بانکی است.
◾️با این حال، گزارش کاربران نشان میدهد برخی مشتریان بانکهای ملی و صادرات همچنان هنگام استفاده از خدماتی مانند کارتبهکارت، موبایلبانک، اینترنتبانک، دستگاههای کارتخوان یا انتقال وجه با اختلال، کندی یا قطعی مواجهاند.
این اختلال در ادامه حملات سایبری روزهای گذشته به زیرساختهای بانکی رخ داده؛ حملاتی که پیشتر خدمات چند بانک از جمله ملی، صادرات، تجارت و توسعه صادرات را تحت تأثیر قرار داده بود.
⚠️هشدار به کاربران و توصیههای مهم:
🔴 در چنین شرایطی، احتمال سوءاستفاده کلاهبرداران افزایش پیدا میکند. ممکن است افرادی با عنوان «پشتیبانی بانک»، «اپراتور کارتخوان»، «کارشناس رفع اختلال»، «بهروزرسانی موبایلبانک» یا «فعالسازی دوباره کارت» با شهروندان تماس بگیرند و اطلاعات بانکی آنها را درخواست کنند.
🔴 هیچ بانک یا شرکت پرداخت معتبری برای رفع اختلال، رمز دوم، کد پیامکی، شماره کامل کارت، CVV2، تاریخ انقضا، اطلاعات ورود به موبایلبانک یا لینک نصب برنامه برای شما ارسال یا درخواست نمیکند.
🔴 در صورت دریافت تماس، پیامک یا لینک مشکوک، هیچ اطلاعاتی وارد نکنید، روی لینکها کلیک نکنید و موضوع را فقط از مسیرهای رسمی بانک، شمارههای ثبتشده روی کارت بانکی یا وبسایت رسمی بانک پیگیری کنید. در زمان اختلال بانکی، عجله و نگرانی کاربران بهترین فرصت برای کلاهبرداران است.
💸 tavaanatech
در حالیکه طی روزهای گذشته اعلام شده بود بخش مهمی از اختلال خدمات بانکی برطرف شده، از صبح شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ بار دیگر بخشی از خدمات کارتی بانکهای ملی و صادرات با مشکل روبهرو شد.
◾️با این حال، گزارش کاربران نشان میدهد برخی مشتریان بانکهای ملی و صادرات همچنان هنگام استفاده از خدماتی مانند کارتبهکارت، موبایلبانک، اینترنتبانک، دستگاههای کارتخوان یا انتقال وجه با اختلال، کندی یا قطعی مواجهاند.
این اختلال در ادامه حملات سایبری روزهای گذشته به زیرساختهای بانکی رخ داده؛ حملاتی که پیشتر خدمات چند بانک از جمله ملی، صادرات، تجارت و توسعه صادرات را تحت تأثیر قرار داده بود.
⚠️هشدار به کاربران و توصیههای مهم:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3👌1
تداوم بازداشت کامران احمدی جونقانی؛ گزارشها از شکنجه و وخامت وضعیت جسمی و روانی او حکایت دارد
کامران احمدی جونقانی، ۴۴ ساله و اهل جونقان در استان چهارمحال و بختیاری، روز ۱۲ خردادماه در مسیر جونقان به شهرکرد و در محدوده شهر سورشجان توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مأموران امنیتی پس از محاصره این شهروند، وی را مورد ضربوشتم شدید قرار داده و در جریان بازداشت، دست او را نیز شکستهاند. آقای احمدی جونقانی پس از بازداشت ابتدا به مکانی نامعلوم منتقل شده و سپس در اختیار نهادهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفته است.
منابع نزدیک به این شهروند میگویند که او در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی و شکنجه قرار داشته و در حال حاضر از نظر سلامت جسمی و روانی در شرایطی نگرانکننده و بحرانی به سر میبرد. به گفته نزدیکان وی، آثار آسیبهای روحی و روانی در تماسهای تلفنی او با خانواده کاملاً مشهود بوده است.
همزمان با بازداشت کامران احمدی جونقانی، نیروهای امنیتی در تاریخ ۱۲ خردادماه منزل شخصی او در شهر جونقان را نیز مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند.
با گذشت بیش از سه هفته از زمان بازداشت، آقای احمدی جونقانی همچنان در بازداشت به سر میبرد و اطلاعات دقیقی درباره اتهامات انتسابی به او در دست نیست.
#کامران_احمدی_جونقانی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
کامران احمدی جونقانی، ۴۴ ساله و اهل جونقان در استان چهارمحال و بختیاری، روز ۱۲ خردادماه در مسیر جونقان به شهرکرد و در محدوده شهر سورشجان توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مأموران امنیتی پس از محاصره این شهروند، وی را مورد ضربوشتم شدید قرار داده و در جریان بازداشت، دست او را نیز شکستهاند. آقای احمدی جونقانی پس از بازداشت ابتدا به مکانی نامعلوم منتقل شده و سپس در اختیار نهادهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفته است.
منابع نزدیک به این شهروند میگویند که او در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی و شکنجه قرار داشته و در حال حاضر از نظر سلامت جسمی و روانی در شرایطی نگرانکننده و بحرانی به سر میبرد. به گفته نزدیکان وی، آثار آسیبهای روحی و روانی در تماسهای تلفنی او با خانواده کاملاً مشهود بوده است.
همزمان با بازداشت کامران احمدی جونقانی، نیروهای امنیتی در تاریخ ۱۲ خردادماه منزل شخصی او در شهر جونقان را نیز مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند.
با گذشت بیش از سه هفته از زمان بازداشت، آقای احمدی جونقانی همچنان در بازداشت به سر میبرد و اطلاعات دقیقی درباره اتهامات انتسابی به او در دست نیست.
#کامران_احمدی_جونقانی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊8❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام سینا کاظمی:
پلیس فتا پیج طراح سنگ مزار را بست
خواهر جاویدنام سینا کاظمی خبر داده که پلیس فتا صفحه اینستاگرام طراح سنگ مزار برادرش را بسته است؛ نه به جرم کلاهبرداری، نه به جرم خشونت، نه به جرم تهدید امنیت کسی؛ بلکه صرفا چون سنگ مزار سینا را طراحی کرده، تصویرش را منتشر کرده و آن تصویر در فضای مجازی دیده شده است.
این یعنی حکومتی که ادعای قدرت و اقتدار دارد، از نمایش یک سنگ مزار هم احساس خطر میکند. از نام یک جانباخته، از حافظه مردم و از وایرال شدن حقیقت.
سینا کاظمی، ۲۲ ساله، دانشجوی ترم آخر مهندسی نرمافزار، گیتاریست و ورزشکار، در شامگاه خونین ۱۸ دیماه در منطقه تهرانپارس با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی از پشت هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
سینا از جوانان خلاق، پرانرژی و آیندهداری بود که زندگیاش را با موسیقی، ورزش و علم پیوند زده بود. او نه مجرم بود و نه مسلح؛ تنها یک شهروند معترض بود که برای آزادی و کرامت انسانی به خیابان آمده بود.
(این ویدئو نیز یکی از ویدئوهای منتشر شده در صفحه طراح سنگ مزار بود)
#سینا_کاظمی
💸 tavaanatech
پلیس فتا پیج طراح سنگ مزار را بست
خواهر جاویدنام سینا کاظمی خبر داده که پلیس فتا صفحه اینستاگرام طراح سنگ مزار برادرش را بسته است؛ نه به جرم کلاهبرداری، نه به جرم خشونت، نه به جرم تهدید امنیت کسی؛ بلکه صرفا چون سنگ مزار سینا را طراحی کرده، تصویرش را منتشر کرده و آن تصویر در فضای مجازی دیده شده است.
این یعنی حکومتی که ادعای قدرت و اقتدار دارد، از نمایش یک سنگ مزار هم احساس خطر میکند. از نام یک جانباخته، از حافظه مردم و از وایرال شدن حقیقت.
سینا کاظمی، ۲۲ ساله، دانشجوی ترم آخر مهندسی نرمافزار، گیتاریست و ورزشکار، در شامگاه خونین ۱۸ دیماه در منطقه تهرانپارس با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی از پشت هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
سینا از جوانان خلاق، پرانرژی و آیندهداری بود که زندگیاش را با موسیقی، ورزش و علم پیوند زده بود. او نه مجرم بود و نه مسلح؛ تنها یک شهروند معترض بود که برای آزادی و کرامت انسانی به خیابان آمده بود.
(این ویدئو نیز یکی از ویدئوهای منتشر شده در صفحه طراح سنگ مزار بود)
#سینا_کاظمی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔56❤5👍2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
تداوم موج بازداشت شهروندان بهایی؛ سیما سبتو و ناهید فلاحتی در شیراز بازداشت شدند
سیما سبتو و ناهید فلاحتی، دو شهروند بهایی ساکن شیراز، روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منازل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با مراجعه به محل سکونت این دو شهروند، اقدام به بازداشت آنان کردند. با گذشت چند روز از این واقعه، همچنان اطلاعات دقیقی از نهاد بازداشتکننده، دلایل دستگیری و محل نگهداری آنها در دست نیست. خانوادههای این دو شهروند در پیگیریهای اولیه خود برای اطلاع از وضعیت عزیزانشان به نتیجه مشخصی نرسیدهاند و نگرانیها درباره شرایط آنها با توجه به عدم دسترسی به وکیل و بیخبری مطلق، بهشدت افزایش یافته است.
▪️سرکوب سیستماتیک و امنیتی جامعه بهایی
بازداشت سیما سبتو و ناهید فلاحتی، تازهترین حلقه از زنجیره فشارهای امنیتی و قضایی علیه جامعه بهاییان در ایران است. شیراز که همواره یکی از کانونهای اصلی برخوردهای خشونتآمیز با این اقلیت دینی بوده، بار دیگر شاهد موجی از بازداشتهای خودسرانه است؛ اقدامی که نشاندهنده تداوم سیاستهای فراقانونی نهادهای امنیتی برای سرکوب عقیدتی است.
حکومت با بهرهگیری از فضای ارعاب، اقدام به بازداشتهای شبانه، یورش به منازل و پنهانکاری درباره محل نگهداری شهروندان میکند تا با ایجاد «وضعیتی خاکستری»، هزینه اعتقاد و فعالیت مدنی را برای بهاییان به حداکثر برساند. این برخوردها که فاقد هرگونه مبنای قانونی و دادرسی عادلانه است، بخشی از یک استراتژی کلان برای حذف تدریجی بهاییان از عرصههای مختلف حیات اجتماعی است. نهادهای امنیتی با انتساب اتهامات امنیتی واهی و محروم ساختن بازداشتشدگان از حقوق اولیه انسانی، در تلاشاند تا صدای جامعه بهایی را خاموش کرده و فضای اختناق را بر زندگی روزمره آنان تحمیل کنند؛ سیاستی که نشاندهنده عمق رویکرد خصمانه ساختار امنیتی کشور نسبت به آزادیهای دینی و عقیدتی است.
#سیما_سبتو #ناهید_فلاحتی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سیما سبتو و ناهید فلاحتی، دو شهروند بهایی ساکن شیراز، روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منازل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با مراجعه به محل سکونت این دو شهروند، اقدام به بازداشت آنان کردند. با گذشت چند روز از این واقعه، همچنان اطلاعات دقیقی از نهاد بازداشتکننده، دلایل دستگیری و محل نگهداری آنها در دست نیست. خانوادههای این دو شهروند در پیگیریهای اولیه خود برای اطلاع از وضعیت عزیزانشان به نتیجه مشخصی نرسیدهاند و نگرانیها درباره شرایط آنها با توجه به عدم دسترسی به وکیل و بیخبری مطلق، بهشدت افزایش یافته است.
▪️سرکوب سیستماتیک و امنیتی جامعه بهایی
بازداشت سیما سبتو و ناهید فلاحتی، تازهترین حلقه از زنجیره فشارهای امنیتی و قضایی علیه جامعه بهاییان در ایران است. شیراز که همواره یکی از کانونهای اصلی برخوردهای خشونتآمیز با این اقلیت دینی بوده، بار دیگر شاهد موجی از بازداشتهای خودسرانه است؛ اقدامی که نشاندهنده تداوم سیاستهای فراقانونی نهادهای امنیتی برای سرکوب عقیدتی است.
حکومت با بهرهگیری از فضای ارعاب، اقدام به بازداشتهای شبانه، یورش به منازل و پنهانکاری درباره محل نگهداری شهروندان میکند تا با ایجاد «وضعیتی خاکستری»، هزینه اعتقاد و فعالیت مدنی را برای بهاییان به حداکثر برساند. این برخوردها که فاقد هرگونه مبنای قانونی و دادرسی عادلانه است، بخشی از یک استراتژی کلان برای حذف تدریجی بهاییان از عرصههای مختلف حیات اجتماعی است. نهادهای امنیتی با انتساب اتهامات امنیتی واهی و محروم ساختن بازداشتشدگان از حقوق اولیه انسانی، در تلاشاند تا صدای جامعه بهایی را خاموش کرده و فضای اختناق را بر زندگی روزمره آنان تحمیل کنند؛ سیاستی که نشاندهنده عمق رویکرد خصمانه ساختار امنیتی کشور نسبت به آزادیهای دینی و عقیدتی است.
#سیما_سبتو #ناهید_فلاحتی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔22❤6🕊2
نه به اعدام: نامه حسین افراسیاب، رپر زندانی از زندان دستگرد اصفهان
حسین افراسیاب، رپر زندانی در زندان دستگرد اصفهان، در نامهای تکاندهنده با عنوان «نه به اعدام» از هماتاقیها و دوستان محکوم به مرگش مینویسد؛ از عرفان کیانی که ناگهان برای اجرای حکم برده شد و از مهنام نوابصفوی و شروین باقریان که هر لحظه را با تصویر طناب دار در ذهنشان زندگی میکنند، تا نشان دهد پشت هر حکم اعدام، امیدهای ناتمام، زندگیهای بدهکار و انسانهایی ایستادهاند که هیچکس حق گرفتن جانشان را ندارد.
متن این نامه به شرح زیر است:
نه به اعدام
برای هماتاقی عزیزم مهنام نوابصفوی
برای شروین باقریان و تمام اسرای محکوم به اعدام
خیلی از عزیزامون لحظهبهلحظهشون رو با تصویر لحظهای که طناب دار دور گردنشونه میگذرونن،
اما بازم هر طور که شده روحیهشون رو حفظ میکنن و سعی میکنن خودشونو سرپا نگه دارن چون هنوز امیدوارن، هنوز کلی کار نکرده دارن، هنوز یه زندگی خوب به خودشون بدهکارن.
«فراموش نکنیم بودن ما کنارشون بیشک تأثیرگذار و امیدبخشه، صداشون باشیم».
به یاد عرفان کیانى
لحظهای که برده بودنش انفرادی برای اجرای حکم، خواب بودم و نشد که برای آخرین بار ببینمش. وقتی از خواب بیدار شدم، یکی از بچهها بهم گفت یه نفر رو بردن برای اجرا (اعدام)، اسمش رو نمیدونست، مشخصاتش رو که پرسیدم گفت: قدش بلنده و یه ۱۳ روی گردنش تتو داره.
فهمیدم که عرفان رو میگه. همون موقع بلند شدم و دویدم سمت اتاقش و دیدم که بله…
همه هماتاقیهاش مات و مبهوت…
و رفیقهای صمیمیش بیتاب و گریون…
فردای اون روز عرفان اعدام شد…
دو سه روز قبل از اجرای حکمش درباره پروندهاش باهم صحبت کردیم، سرشار از امید بود این پسر…
هیچ دلیل، توجیه یا استدلالی نمیتونه این کار کثیف و غیرانسانی رو مشروع جلوه بده. هیچکس حق گرفتن جون یه انسان دیگه رو نداره، چون زندگی آدمها ارزشمنده و هیچکس حق گرفتن زندگی رو نداره.
این حکم باید متوقف بشه.
تا ابد نه به اعدام
حسین افراسیاب - زندان دستگرد اصفهان ۵ / ۴ / ۱۴۰۵
#حسین_افراسیاب #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
حسین افراسیاب، رپر زندانی در زندان دستگرد اصفهان، در نامهای تکاندهنده با عنوان «نه به اعدام» از هماتاقیها و دوستان محکوم به مرگش مینویسد؛ از عرفان کیانی که ناگهان برای اجرای حکم برده شد و از مهنام نوابصفوی و شروین باقریان که هر لحظه را با تصویر طناب دار در ذهنشان زندگی میکنند، تا نشان دهد پشت هر حکم اعدام، امیدهای ناتمام، زندگیهای بدهکار و انسانهایی ایستادهاند که هیچکس حق گرفتن جانشان را ندارد.
متن این نامه به شرح زیر است:
نه به اعدام
برای هماتاقی عزیزم مهنام نوابصفوی
برای شروین باقریان و تمام اسرای محکوم به اعدام
خیلی از عزیزامون لحظهبهلحظهشون رو با تصویر لحظهای که طناب دار دور گردنشونه میگذرونن،
اما بازم هر طور که شده روحیهشون رو حفظ میکنن و سعی میکنن خودشونو سرپا نگه دارن چون هنوز امیدوارن، هنوز کلی کار نکرده دارن، هنوز یه زندگی خوب به خودشون بدهکارن.
«فراموش نکنیم بودن ما کنارشون بیشک تأثیرگذار و امیدبخشه، صداشون باشیم».
به یاد عرفان کیانى
لحظهای که برده بودنش انفرادی برای اجرای حکم، خواب بودم و نشد که برای آخرین بار ببینمش. وقتی از خواب بیدار شدم، یکی از بچهها بهم گفت یه نفر رو بردن برای اجرا (اعدام)، اسمش رو نمیدونست، مشخصاتش رو که پرسیدم گفت: قدش بلنده و یه ۱۳ روی گردنش تتو داره.
فهمیدم که عرفان رو میگه. همون موقع بلند شدم و دویدم سمت اتاقش و دیدم که بله…
همه هماتاقیهاش مات و مبهوت…
و رفیقهای صمیمیش بیتاب و گریون…
فردای اون روز عرفان اعدام شد…
دو سه روز قبل از اجرای حکمش درباره پروندهاش باهم صحبت کردیم، سرشار از امید بود این پسر…
هیچ دلیل، توجیه یا استدلالی نمیتونه این کار کثیف و غیرانسانی رو مشروع جلوه بده. هیچکس حق گرفتن جون یه انسان دیگه رو نداره، چون زندگی آدمها ارزشمنده و هیچکس حق گرفتن زندگی رو نداره.
این حکم باید متوقف بشه.
تا ابد نه به اعدام
حسین افراسیاب - زندان دستگرد اصفهان ۵ / ۴ / ۱۴۰۵
#حسین_افراسیاب #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔38❤8🕊5
جلوگیری نهادهای امنیتی از حضور حاتم قادری در یک مناظره سیاسی و ممنوعیت فعالیتهای رسانهای و اجتماعی او، بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی حتی تحمل بیان دیدگاههای انتقادی در قالب گفتوگو و مناظره را نیز ندارد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، تنها دقایقی پیش از آغاز مناظره حاتم قادری، استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، با موسی غنینژاد در برنامه اینترنتی «آزاد»، مأموران وزارت اطلاعات با او تماس گرفته و اعلام کردهاند که تحت هیچ شرایطی حق حضور در این برنامه را ندارد. همچنین به او گفته شده که از هرگونه فعالیت سیاسی، اجتماعی و رسانهای خودداری کند و در صورت انجام مصاحبه یا حضور در عرصه عمومی با برخورد امنیتی روبهرو خواهد شد.
حاتم قادری از استادان شناختهشده علوم سیاسی در ایران است که در سالهای اخیر با تحلیلها و مواضع انتقادی خود درباره ساختار قدرت، بحرانهای سیاسی و وضعیت جامعه ایران مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. او از امضاکنندگان «بیانیه ۱۷ تن» نیز بوده و بارها از ضرورت عبور از ترس و حق جامعه برای نقد قدرت سخن گفته است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، تنها دقایقی پیش از آغاز مناظره حاتم قادری، استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، با موسی غنینژاد در برنامه اینترنتی «آزاد»، مأموران وزارت اطلاعات با او تماس گرفته و اعلام کردهاند که تحت هیچ شرایطی حق حضور در این برنامه را ندارد. همچنین به او گفته شده که از هرگونه فعالیت سیاسی، اجتماعی و رسانهای خودداری کند و در صورت انجام مصاحبه یا حضور در عرصه عمومی با برخورد امنیتی روبهرو خواهد شد.
حاتم قادری از استادان شناختهشده علوم سیاسی در ایران است که در سالهای اخیر با تحلیلها و مواضع انتقادی خود درباره ساختار قدرت، بحرانهای سیاسی و وضعیت جامعه ایران مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. او از امضاکنندگان «بیانیه ۱۷ تن» نیز بوده و بارها از ضرورت عبور از ترس و حق جامعه برای نقد قدرت سخن گفته است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔7❤3😍1
رئیس کل دادگستری استان همدان اعلام کرده است که برای حدود دو هزار پرونده مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در این استان حکم صادر شده و همزمان رسیدگی به پروندههای مرتبط با جنگ اخیر نیز در دستور کار دستگاه قضایی قرار دارد.
این آمار تنها مربوط به یک استان است؛ آماری که خود مقامات جمهوری اسلامی با صراحت از آن سخن میگویند و بهخوبی ابعاد سرکوب اعتراضات دیماه را نشان میدهد.
حکومتی که معترضان را در خیابان هدف گلوله قرار داد، امروز با تشکیل هزاران پرونده قضایی میکوشد حق دادخواهی را نیز از آنان و خانوادههایشان سلب کند. تبدیل اعتراض مسالمتآمیز به پروندههای امنیتی، بخشی از سیاست ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از تکرار اعتراضات مردمی است.
در ماههای گذشته نیز مقامهای قضایی و امنیتی از بازداشت هزاران شهروند با اتهامهایی همچون «همکاری با دشمن»، «اقدام علیه امنیت کشور» یا «فعالیت تبلیغی» سخن گفتهاند؛ اتهامهایی کلی و مبهم که در بسیاری از موارد بدون ارائه مستندات، بدون دسترسی مؤثر به وکیل و بدون برگزاری دادرسی عادلانه مطرح شدهاند.
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
این آمار تنها مربوط به یک استان است؛ آماری که خود مقامات جمهوری اسلامی با صراحت از آن سخن میگویند و بهخوبی ابعاد سرکوب اعتراضات دیماه را نشان میدهد.
حکومتی که معترضان را در خیابان هدف گلوله قرار داد، امروز با تشکیل هزاران پرونده قضایی میکوشد حق دادخواهی را نیز از آنان و خانوادههایشان سلب کند. تبدیل اعتراض مسالمتآمیز به پروندههای امنیتی، بخشی از سیاست ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از تکرار اعتراضات مردمی است.
در ماههای گذشته نیز مقامهای قضایی و امنیتی از بازداشت هزاران شهروند با اتهامهایی همچون «همکاری با دشمن»، «اقدام علیه امنیت کشور» یا «فعالیت تبلیغی» سخن گفتهاند؛ اتهامهایی کلی و مبهم که در بسیاری از موارد بدون ارائه مستندات، بدون دسترسی مؤثر به وکیل و بدون برگزاری دادرسی عادلانه مطرح شدهاند.
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊6💔2