الهام زراعتپیشه، وکیل دادگستری، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به اتهام «اجتماع و تبانی» به ۵ سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. همچنین دادگاه او را به مدت دو سال از خروج از کشور منع و گذرنامهاش را باطل کرده است.
در همین ارتباط، شهلا اروجی، وکیل دادگستری، با انتشار جزئیاتی از این پرونده در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد مواردی که بهعنوان مستند اتهامات الهام زراعتپیشه در پرونده ذکر شده، شامل انتشار یک استوری حاوی شعر، انتشار تصویر همکاران زندانی، انتقاد از وکلای تبصره ۴۸ به دلیل دریافت حقالوکالههای سنگین، و حتی محتوای گفتوگوهای خصوصی او با دوستانش بوده است؛ مواردی که در نهایت مبنای صدور حداکثر مجازات برای او قرار گرفتهاند.
در سالهای اخیر، فشار بر وکلای مستقل و بهویژه وکلای مدافع حقوق بشر به شکل چشمگیری افزایش یافته است. همزمان با پروندههای مرتبط با اعتراضات، شماری از وکلا با تهدید، تعقیب قضایی، محرومیت از پذیرش پروندههای سیاسی و حتی صدور احکام زندان روبهرو شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
در همین ارتباط، شهلا اروجی، وکیل دادگستری، با انتشار جزئیاتی از این پرونده در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد مواردی که بهعنوان مستند اتهامات الهام زراعتپیشه در پرونده ذکر شده، شامل انتشار یک استوری حاوی شعر، انتشار تصویر همکاران زندانی، انتقاد از وکلای تبصره ۴۸ به دلیل دریافت حقالوکالههای سنگین، و حتی محتوای گفتوگوهای خصوصی او با دوستانش بوده است؛ مواردی که در نهایت مبنای صدور حداکثر مجازات برای او قرار گرفتهاند.
در سالهای اخیر، فشار بر وکلای مستقل و بهویژه وکلای مدافع حقوق بشر به شکل چشمگیری افزایش یافته است. همزمان با پروندههای مرتبط با اعتراضات، شماری از وکلا با تهدید، تعقیب قضایی، محرومیت از پذیرش پروندههای سیاسی و حتی صدور احکام زندان روبهرو شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔7
Forwarded from گفتوشنود
۱۶۸ روز بازداشت و بلاتکلیفی؛ نوید ذرهبین ایرانی، شهروند بهائی، همچنان بدون تعیین تکلیف در زندان
با گذشت ۱۶۸ روز از بازداشت نوید ذرهبین ایرانی، شهروند بهائی و عکاس، او همچنان بدون تعیین تکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. با وجود گذشت بیش از پنج ماه و نیم از بازداشت و برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی، هنوز هیچ اطلاع مشخصی پیرامون روند دادرسی و زمان برگزاری دادگاه او منتشر نشده است. همچنین، برخلاف بسیاری از بازداشتشدگان، درخواست آزادی موقت او با تودیع وثیقه نیز تاکنون پذیرفته نشده و این وضعیت، نگرانی خانواده و نزدیکانش را بیش از پیش افزایش داده است.
قرار بازداشت موقت وی در تمام این مدت، با این استدلال که گزارش نهایی وزارت اطلاعات هنوز به شعبهٔ رسیدگیکننده ارسال نشده، بهطور مستمر و ماهانه تمدید شده است.
از پایان هفتهٔ اول اردیبهشتماه نوید ذرهبین ایرانی بدون صدور هیچ حکمی به بند ۱-۶ زندان وکیلآباد مشهد و تحت شرایط کامل یک زندانی منتقل شده است. بند ۱-۶ عمدتاً بهعنوان بند سیاسی ـ امنیتی شناخته میشود و علاوه بر زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی، محکومان دارای احکام سنگین و از جمله محکومان به اعدام نیز در آن نگهداری میشوند.
پیش از آن، نوید ذرهبین ایرانی ۴۰ روز را در بازداشت وزارت اطلاعات و تحت بازجوییهای مستمر گذراند و سپس به بند قرنطینهٔ زندان وکیلآباد منتقل شد.
در مدت حضور در بند قرنطینه نیز چندین بار از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شد. دستکم دو مورد از این جابهجاییها با هدف دور کردن او از همبندیهایش انجام شده است. این انتقالها در شرایطی صورت گرفته که اتاقهای چند ده نفره این بند با ازدحام شدید و امکانات بسیار محدود مواجه هستند.
نوید ذرهبین ایرانی به داشتن روابط اجتماعی قوی و روحیهای سرشار از محبت نسبت به دیگران شناخته میشود؛ ویژگیای که به گفتهٔ منابع آگاه، در زندان بارها موجب برخورد مسئولان و اعمال محدودیتهایی از جمله جابهجاییهای مکرر او به اتاقهای دیگر شده است.
در تاریخ ۱۰ تیرماه، به درخواست شعبهٔ رسیدگیکننده، او برای برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی و ارائهٔ آخرین دفاعیات خود به دادسرای انقلاب منتقل شد، اما این جلسه نیز تغییری در وضعیت بازداشت او ایجاد نکرد.
نوید ذرهبین ایرانی با اتهامهای امنیتی مرتبط با باور دینی خود، همچنان در زندان وکیلآباد مشهد در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
ذرهبین ایرانی صبح جمعه ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود و در برابر چشمان فرزند نوجوانش بازداشت شد.
#نوید_ذره_بین_ایرانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت ۱۶۸ روز از بازداشت نوید ذرهبین ایرانی، شهروند بهائی و عکاس، او همچنان بدون تعیین تکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. با وجود گذشت بیش از پنج ماه و نیم از بازداشت و برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی، هنوز هیچ اطلاع مشخصی پیرامون روند دادرسی و زمان برگزاری دادگاه او منتشر نشده است. همچنین، برخلاف بسیاری از بازداشتشدگان، درخواست آزادی موقت او با تودیع وثیقه نیز تاکنون پذیرفته نشده و این وضعیت، نگرانی خانواده و نزدیکانش را بیش از پیش افزایش داده است.
قرار بازداشت موقت وی در تمام این مدت، با این استدلال که گزارش نهایی وزارت اطلاعات هنوز به شعبهٔ رسیدگیکننده ارسال نشده، بهطور مستمر و ماهانه تمدید شده است.
از پایان هفتهٔ اول اردیبهشتماه نوید ذرهبین ایرانی بدون صدور هیچ حکمی به بند ۱-۶ زندان وکیلآباد مشهد و تحت شرایط کامل یک زندانی منتقل شده است. بند ۱-۶ عمدتاً بهعنوان بند سیاسی ـ امنیتی شناخته میشود و علاوه بر زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی، محکومان دارای احکام سنگین و از جمله محکومان به اعدام نیز در آن نگهداری میشوند.
پیش از آن، نوید ذرهبین ایرانی ۴۰ روز را در بازداشت وزارت اطلاعات و تحت بازجوییهای مستمر گذراند و سپس به بند قرنطینهٔ زندان وکیلآباد منتقل شد.
در مدت حضور در بند قرنطینه نیز چندین بار از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شد. دستکم دو مورد از این جابهجاییها با هدف دور کردن او از همبندیهایش انجام شده است. این انتقالها در شرایطی صورت گرفته که اتاقهای چند ده نفره این بند با ازدحام شدید و امکانات بسیار محدود مواجه هستند.
نوید ذرهبین ایرانی به داشتن روابط اجتماعی قوی و روحیهای سرشار از محبت نسبت به دیگران شناخته میشود؛ ویژگیای که به گفتهٔ منابع آگاه، در زندان بارها موجب برخورد مسئولان و اعمال محدودیتهایی از جمله جابهجاییهای مکرر او به اتاقهای دیگر شده است.
در تاریخ ۱۰ تیرماه، به درخواست شعبهٔ رسیدگیکننده، او برای برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی و ارائهٔ آخرین دفاعیات خود به دادسرای انقلاب منتقل شد، اما این جلسه نیز تغییری در وضعیت بازداشت او ایجاد نکرد.
نوید ذرهبین ایرانی با اتهامهای امنیتی مرتبط با باور دینی خود، همچنان در زندان وکیلآباد مشهد در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
ذرهبین ایرانی صبح جمعه ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود و در برابر چشمان فرزند نوجوانش بازداشت شد.
#نوید_ذره_بین_ایرانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊13💔11❤2
Forwarded from گفتوشنود
کشیش منصور برجی، مدیر «سازمان ماده ۱۸»، در گفتوگو با صدای آمریکا نسبت به تشدید فشارها برای مصادره کامل کلیسای تاریخی «پطرس مقدس» در تهران هشدار داد. وی با اشاره به تخریب کلیسای انجیلی مشهد در خردادماه، این اقدام را تداوم الگوی چهلساله مصادره اموال مسیحیان توسط نهادهای امنیتی و «ستاد اجرایی فرمان امام» دانست.
او در این باره گفت حکم مصادره کلیسای پطرس مقدس حدود ۳۰ سال پیش صادر شده، اما رهبران کلیسا بهتازگی از وجود آن مطلع شدهاند. وی افزود این حکم، تمامی بخشهای این مجموعه شامل ساختمانهای مسکونی و مدرسه را در بر میگیرد و به اعضای کلیسا اعلام شده است که باید مکان دیگری را برای عبادت انتخاب کنند.
کشیش برجی در پاسخ به پرسشی درباره مبنای حقوقی این مصادرهها اظهار داشت که احکام مشاهدهشده توسط او فاقد استدلال حقوقی بوده و بیشتر حاوی متنهای شعارگونه هستند. وی تصریح کرد که حاکمیت ایران با تقسیم مسیحیان به دو دسته «بهرسمیتشناختهشده» و «بهرسمیتشناختهنشده»، سیاست حذف مسیحیت فارسیزبان را دنبال میکند.
او با اشاره به اقدامات نمایشی حکومت، تأکید کرد که این کارها چهره واقعی رفتار حاکمیت با اقلیتهای دینی را پنهان نمیکند. وی افزود که کلیساها تنها ساختمان نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و میراث متنوع ایران محسوب میشوند؛ بنابراین تخریب آنها حمله به هویت ملی ایرانیان است.
در پایان، کشیش منصور برجی گفت حکومت هزینههای کلانی برای تبلیغات جهت ارائه چهرهای مثبت در شبکههای اجتماعی صرف میکند، اما آنچه در عمل بر سر مسیحیان، یهودیان و سایر اقلیتها میآید، تعریفکننده نوع برخورد این حاکمیت است که در حافظه جامعه بینالملل باقی خواهد ماند.
#کلیسا #منصور_برجی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
او در این باره گفت حکم مصادره کلیسای پطرس مقدس حدود ۳۰ سال پیش صادر شده، اما رهبران کلیسا بهتازگی از وجود آن مطلع شدهاند. وی افزود این حکم، تمامی بخشهای این مجموعه شامل ساختمانهای مسکونی و مدرسه را در بر میگیرد و به اعضای کلیسا اعلام شده است که باید مکان دیگری را برای عبادت انتخاب کنند.
کشیش برجی در پاسخ به پرسشی درباره مبنای حقوقی این مصادرهها اظهار داشت که احکام مشاهدهشده توسط او فاقد استدلال حقوقی بوده و بیشتر حاوی متنهای شعارگونه هستند. وی تصریح کرد که حاکمیت ایران با تقسیم مسیحیان به دو دسته «بهرسمیتشناختهشده» و «بهرسمیتشناختهنشده»، سیاست حذف مسیحیت فارسیزبان را دنبال میکند.
او با اشاره به اقدامات نمایشی حکومت، تأکید کرد که این کارها چهره واقعی رفتار حاکمیت با اقلیتهای دینی را پنهان نمیکند. وی افزود که کلیساها تنها ساختمان نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و میراث متنوع ایران محسوب میشوند؛ بنابراین تخریب آنها حمله به هویت ملی ایرانیان است.
در پایان، کشیش منصور برجی گفت حکومت هزینههای کلانی برای تبلیغات جهت ارائه چهرهای مثبت در شبکههای اجتماعی صرف میکند، اما آنچه در عمل بر سر مسیحیان، یهودیان و سایر اقلیتها میآید، تعریفکننده نوع برخورد این حاکمیت است که در حافظه جامعه بینالملل باقی خواهد ماند.
#کلیسا #منصور_برجی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤13💯6💔2🕊1
ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است.
بر اساس گزارش منتشرشده، دادگاه وی را به اتهام عضویت در گروههای مخالف حکومت و اقدام مسلحانه مستحق مجازات اعدام دانسته است.
به گزارش رسیده به آموزشکده توانا یک منبع مطلع پیشتر اعلام کرده بود که ارغوان فلاحی پس از بازداشت، مدتی در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین و همچنین در یک خانه امن وابسته به نهادهای امنیتی نگهداری شده است. به گفته این منبع، او در این مدت تحت فشارهای شدید روانی قرار داشت و مأموران امنیتی تلاش کردند با اعمال فشار، از وی درباره کشته شدن محمد مقیسه و علی رازینی اعتراف اجباری بگیرند.
بر اساس گزارش رسیده به آموزشکده توانا، ارغوان فلاحی در بازداشت دوم خود بیش از شش ماه را در سلول انفرادی و تحت بازجویی و شکنجه سپری کرده است.
ارغوان فلاحی، فرزند نصرالله فلاحی، نخستینبار در آبان ۱۴۰۱ به همراه پدرش، برادرش اردوان فلاحی و دوست خانوادگیشان پروین میرآسان، در جریان سفری خانوادگی از اصفهان به شیراز بازداشت شد. این چهار نفر پس از انتقال به بازداشتگاههای اصفهان، تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفتند.
پرونده آنان در دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری بررسی شد و در نهایت احکام زیر صادر شد:
نصرالله فلاحی: ۴ سال حبس
ارغوان فلاحی: ۲ سال حبس
اردوان فلاحی: ۱ سال حبس
پروین میرآسان: ۴ سال حبس
ارغوان فلاحی پس از تحمل حبس و آزادی، بار دیگر در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۳ با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «هواداری از سازمان مجاهدین خلق» بازداشت شد. اکنون، در پی حکم ناعادلانه قاضی صلواتی در پرونده جدید، وی با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است.
#ارغوان_فلاحی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است.
بر اساس گزارش منتشرشده، دادگاه وی را به اتهام عضویت در گروههای مخالف حکومت و اقدام مسلحانه مستحق مجازات اعدام دانسته است.
به گزارش رسیده به آموزشکده توانا یک منبع مطلع پیشتر اعلام کرده بود که ارغوان فلاحی پس از بازداشت، مدتی در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین و همچنین در یک خانه امن وابسته به نهادهای امنیتی نگهداری شده است. به گفته این منبع، او در این مدت تحت فشارهای شدید روانی قرار داشت و مأموران امنیتی تلاش کردند با اعمال فشار، از وی درباره کشته شدن محمد مقیسه و علی رازینی اعتراف اجباری بگیرند.
بر اساس گزارش رسیده به آموزشکده توانا، ارغوان فلاحی در بازداشت دوم خود بیش از شش ماه را در سلول انفرادی و تحت بازجویی و شکنجه سپری کرده است.
ارغوان فلاحی، فرزند نصرالله فلاحی، نخستینبار در آبان ۱۴۰۱ به همراه پدرش، برادرش اردوان فلاحی و دوست خانوادگیشان پروین میرآسان، در جریان سفری خانوادگی از اصفهان به شیراز بازداشت شد. این چهار نفر پس از انتقال به بازداشتگاههای اصفهان، تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفتند.
پرونده آنان در دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری بررسی شد و در نهایت احکام زیر صادر شد:
نصرالله فلاحی: ۴ سال حبس
ارغوان فلاحی: ۲ سال حبس
اردوان فلاحی: ۱ سال حبس
پروین میرآسان: ۴ سال حبس
ارغوان فلاحی پس از تحمل حبس و آزادی، بار دیگر در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۳ با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «هواداری از سازمان مجاهدین خلق» بازداشت شد. اکنون، در پی حکم ناعادلانه قاضی صلواتی در پرونده جدید، وی با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است.
#ارغوان_فلاحی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤4🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
منوچهر فرید، بازیگر برجسته تئاتر و سینمای ایران که با حضور در آثار ماندگار موج نوی سینمای ایران به شهرت رسیده بود، روز جمعه، سوم ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵) در سن ۸۹ سالگی در شهر ملبورن استرالیا درگذشت.
▪️از صحنه نمایش تا قلههای سینمای موج نو
منوچهر فرید، متولد ۱۳۱۶ در تهران، فعالیت هنری خود را با تئاتر آغاز کرد و با بهرهگیری از آموزشهای استادانی چون حمید سمندریان در اداره هنرهای دراماتیک، به یکی از بازیگران صاحبسبک و توانمند نسل خود بدل شد. او که همنسل چهرههایی چون علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و پرویز فنیزاده بود، از اواسط دهه ۱۳۴۰ به سینما راه یافت.
نقشآفرینی او در نقش «آقا رحیم» در فیلم رگبار (بهرام بیضایی)، به عنوان یکی از ملموسترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای سینمای ایران، جایگاه او را تثبیت کرد. همکاریهای درخشان او با بهرام بیضایی در آثاری همچون غریبه و مه، کلاغ و چریکه تارا، او را به یکی از ارکان سینمای متفاوت ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ بدل کرد.
▪️تبعید، ممنوعالکاری و پایان یک مسیر هنری
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، مسیر حرفهای منوچهر فرید به شکلی تراژیک تغییر کرد. او به دلیل عقاید مذهبی (بهایی بودن) با فشارهای سیستماتیک، بازجویی و در نهایت ممنوعالکاری مواجه شد. این محدودیتها که در آن دوران گریبانگیر بسیاری از هنرمندان بود، عملاً او را از فضای هنری ایران حذف کرد.
فرید در شرایطی که امکان ادامه فعالیت در حرفه مورد علاقهاش را نداشت، ناچار به ترک وطن شد. او ابتدا به آمریکا و سپس به استرالیا مهاجرت کرد. در دوران تبعید، او دیگر هرگز به بازیگری حرفهای بازنگشت و سالهای طولانی را در مشاغل خدماتی و صنعتی، از جمله کار در کارخانههای نساجی و مونتاژ گذراند.
او در گفتوگوهای سالهای پایانی عمرش، دوران زندگی پس از مهاجرت را «ایفای نقشی طولانی در زندگی روزمره» توصیف کرده بود.
▪️کارنامه هنری در یک نگاه
از جمله آثار مهمی که نام او را در حافظه جمعی سینمای ایران ثبت کرده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
سینمایی: رگبار، غریبه و مه، چریکه تارا، کلاغ، بلوچ، صدای صحرا، پرواز در قفس و میراث من جنون.
تلویزیونی: حضور در مجموعه ماندگار دلیران تنگستان.
#منوچهر_فرید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️از صحنه نمایش تا قلههای سینمای موج نو
منوچهر فرید، متولد ۱۳۱۶ در تهران، فعالیت هنری خود را با تئاتر آغاز کرد و با بهرهگیری از آموزشهای استادانی چون حمید سمندریان در اداره هنرهای دراماتیک، به یکی از بازیگران صاحبسبک و توانمند نسل خود بدل شد. او که همنسل چهرههایی چون علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و پرویز فنیزاده بود، از اواسط دهه ۱۳۴۰ به سینما راه یافت.
نقشآفرینی او در نقش «آقا رحیم» در فیلم رگبار (بهرام بیضایی)، به عنوان یکی از ملموسترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای سینمای ایران، جایگاه او را تثبیت کرد. همکاریهای درخشان او با بهرام بیضایی در آثاری همچون غریبه و مه، کلاغ و چریکه تارا، او را به یکی از ارکان سینمای متفاوت ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ بدل کرد.
▪️تبعید، ممنوعالکاری و پایان یک مسیر هنری
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، مسیر حرفهای منوچهر فرید به شکلی تراژیک تغییر کرد. او به دلیل عقاید مذهبی (بهایی بودن) با فشارهای سیستماتیک، بازجویی و در نهایت ممنوعالکاری مواجه شد. این محدودیتها که در آن دوران گریبانگیر بسیاری از هنرمندان بود، عملاً او را از فضای هنری ایران حذف کرد.
فرید در شرایطی که امکان ادامه فعالیت در حرفه مورد علاقهاش را نداشت، ناچار به ترک وطن شد. او ابتدا به آمریکا و سپس به استرالیا مهاجرت کرد. در دوران تبعید، او دیگر هرگز به بازیگری حرفهای بازنگشت و سالهای طولانی را در مشاغل خدماتی و صنعتی، از جمله کار در کارخانههای نساجی و مونتاژ گذراند.
او در گفتوگوهای سالهای پایانی عمرش، دوران زندگی پس از مهاجرت را «ایفای نقشی طولانی در زندگی روزمره» توصیف کرده بود.
▪️کارنامه هنری در یک نگاه
از جمله آثار مهمی که نام او را در حافظه جمعی سینمای ایران ثبت کرده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
سینمایی: رگبار، غریبه و مه، چریکه تارا، کلاغ، بلوچ، صدای صحرا، پرواز در قفس و میراث من جنون.
تلویزیونی: حضور در مجموعه ماندگار دلیران تنگستان.
#منوچهر_فرید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔27❤6
یک سال حبس برای نگین کیانی، عکاس و مدرس عکاسی
نگین کیانی، عکاس و مدرس عکاسی ساکن بابل، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهام خانم کیانی روز دوشنبه ۲۵ خردادماه در شعبه اول دادگاه انقلاب بابل برگزار شده بود و در نهایت این دادگاه حکم یک سال حبس را برای وی صادر کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مصادیق اتهام انتسابی به نگین کیانی، استفاده از هشتگهای «نه به اعدام»، «زن، زندگی، آزادی» و «همدلی با زندانیان سیاسی» در فضای مجازی عنوان شده است.
#نگین_کیانی
@Tavaana_TavaanaTech
یک سال حبس برای نگین کیانی، عکاس و مدرس عکاسی
نگین کیانی، عکاس و مدرس عکاسی ساکن بابل، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهام خانم کیانی روز دوشنبه ۲۵ خردادماه در شعبه اول دادگاه انقلاب بابل برگزار شده بود و در نهایت این دادگاه حکم یک سال حبس را برای وی صادر کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مصادیق اتهام انتسابی به نگین کیانی، استفاده از هشتگهای «نه به اعدام»، «زن، زندگی، آزادی» و «همدلی با زندانیان سیاسی» در فضای مجازی عنوان شده است.
#نگین_کیانی
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊3❤2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام صوتی پیمان فرحآور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام از زندان لاکان؛ دکلمه یکی از اشعارش
۱۲ تیر ماه ۱۴۰۵
امین (پیمان) فرحآور، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، در یک پیام صوتی از بند میثاق زندان لاکان رشت، یکی از اشعار خود را دکلمه کرده است:
تاکه باران میزند هاشور بر ایوان ما
طعم شیرین غزل می ریزد از دیوان ما
خام گاهی پخته و گاهی گوارا میشویم
این شرابی را که می ریزند در لیوان ما
دل به دریاها زده طوفان تر از طوفان شده
کشتی نوحی که باشد قلب بی سکّان ما
باد سیلی میزند گلبرگ در گوشم سرود
سرزنشهای قشنگی میکند باران ما
این غبار سینه را شلاق طوفان شسته است
تا نرنجیدیم در غمهای بیپایان ما
شادمانی کن بیا یعقوب جان با ما بخند
یوسف دل میرسد تا کلبهی احزان ما
باخیالش عشقبازی میکنم اما زمین
نیست جای بازی ارواح سرگردان ما
ازلجن در آمدیم و در خدا مدفون شدیم
آیه آیه کفر میبارد از این ایمان ما
چشمهی شعریم و در صحرای سوزان غزل
جوی خون جاری شده بین انارستان ما
برسر نی میرود آن ماه، قدّش را ببین
برسر نی میرود هر روز این قرآن ما
رقص میکردیم شاید پای نیها بیگمان
تاکه نامیزان شده میزان قرآن خوان ما
آقای فرحآور اخیرا در یک فایل صوتی دیگر اعلام کرده بود که هیچگونه عضویتی در سازمانهای سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، نداشته و ندارد.
این زندانی سیاسی محکوم به اعدام که چندی پیش خبر رسید که برای چهارمین بار درخواست اعاده دادرسی او در شده تأکید کرد: «من در هیچ سازمان سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران عزیزمان، عضویت ندارم. من یک شاعر مستقل با دغدغههای اجتماعی هستم.»
لازم به ذکر است، در حکم صادره علیه آقای فرحآور جمهوری اسلامی او را به دو گروه سیاسی، یکی در داخل و دیگری در خارج از ایران منتسب کرده است، در حالی که آقای فرحآور در طی دوران بازجویی بارها اعتقاد و عضویت در گروههای گفتهشده را تکذیب کرده است.
#پیمان_فرح_آور #امین_فرح_آور #نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
۱۲ تیر ماه ۱۴۰۵
امین (پیمان) فرحآور، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، در یک پیام صوتی از بند میثاق زندان لاکان رشت، یکی از اشعار خود را دکلمه کرده است:
تاکه باران میزند هاشور بر ایوان ما
طعم شیرین غزل می ریزد از دیوان ما
خام گاهی پخته و گاهی گوارا میشویم
این شرابی را که می ریزند در لیوان ما
دل به دریاها زده طوفان تر از طوفان شده
کشتی نوحی که باشد قلب بی سکّان ما
باد سیلی میزند گلبرگ در گوشم سرود
سرزنشهای قشنگی میکند باران ما
این غبار سینه را شلاق طوفان شسته است
تا نرنجیدیم در غمهای بیپایان ما
شادمانی کن بیا یعقوب جان با ما بخند
یوسف دل میرسد تا کلبهی احزان ما
باخیالش عشقبازی میکنم اما زمین
نیست جای بازی ارواح سرگردان ما
ازلجن در آمدیم و در خدا مدفون شدیم
آیه آیه کفر میبارد از این ایمان ما
چشمهی شعریم و در صحرای سوزان غزل
جوی خون جاری شده بین انارستان ما
برسر نی میرود آن ماه، قدّش را ببین
برسر نی میرود هر روز این قرآن ما
رقص میکردیم شاید پای نیها بیگمان
تاکه نامیزان شده میزان قرآن خوان ما
آقای فرحآور اخیرا در یک فایل صوتی دیگر اعلام کرده بود که هیچگونه عضویتی در سازمانهای سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، نداشته و ندارد.
این زندانی سیاسی محکوم به اعدام که چندی پیش خبر رسید که برای چهارمین بار درخواست اعاده دادرسی او در شده تأکید کرد: «من در هیچ سازمان سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران عزیزمان، عضویت ندارم. من یک شاعر مستقل با دغدغههای اجتماعی هستم.»
لازم به ذکر است، در حکم صادره علیه آقای فرحآور جمهوری اسلامی او را به دو گروه سیاسی، یکی در داخل و دیگری در خارج از ایران منتسب کرده است، در حالی که آقای فرحآور در طی دوران بازجویی بارها اعتقاد و عضویت در گروههای گفتهشده را تکذیب کرده است.
#پیمان_فرح_آور #امین_فرح_آور #نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤29🕊7💔5
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت کمدین سرشناس ترکیه به دلیل شوخی با قرآن و انتقاد از اردوغان
دنیز گوکتاش، کمدین ۳۲ ساله ترکیهای، روز پنجشنبه به محض ورود به فرودگاه استانبول توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این بازداشت در پی واکنشهای گسترده به برنامه استندآپ کمدی ۹۰ دقیقهای او در یوتیوب صورت گرفت؛ برنامهای که در آن وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز به مقدسات دینی و سیاستهای دولت ترکیه پرداخت
بر اساس محتوای منتشر شده در این استندآپ، بخشی که بیشترین خشم نهادهای قضایی و محافظهکاران را برانگیخت، مربوط به شوخی با موضوع «آخرین کتاب بودنِ قرآن» است.
گوکتاش در بخشی از یک استندآپ میگوید: «به نظر من [قرآن] بهترینِ آن چهار کتاب است؛ یک نکته مثبت این است که در قرن هفتم، این یک ادعای جسورانه بود. اما این وضعیت برای نویسنده (خالق) هم بسیار دشوار است؛ چرا که اگر ایده جدیدی به ذهنش برسد، دیگر کار از کار گذشته است؛ چون قبلاً اعلام کرده که "این آخرین کتاب است..."»
علاوه بر این، وی در بخشهای دیگر برنامه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را به صراحت «دیکتاتور» خطاب کرد.
هنوز روشن نیست کدام بخش از اجرای ۹۰ دقیقهای استندآپ او که در یوتیوب منتشر شده، مصداق توهین به رییسجمهوری است؛ جرمی که طبق ماده ۲۹۹ قانون جزای ترکیه تعریف شده است. با این حال، او آشکارا اردوغان را «دیکتاتور»ی توصیف کرده که سرانجام «با امیالش به صلح رسیده است».
ضبط این اجرا ۲۴ ژوئن منتشر شد و از آن زمان نزدیک به ۹ میلیون بار دیده شده است. دنیز گوکتاش در این برنامه با نگاهی طنزآمیز به تحولات سیاسی ترکیه پرداخت و تقریبا همه جناحهای صحنه سیاست، از جمله رقیب زندانی اردوغان، اکرم اماماوغلو شهردار استانبول را دست انداخت؛ بازداشتی که سال گذشته موجی از اعتراضهای گسترده خیابانی را برانگیخت.
بازداشت گوکتاش در شرایطی صورت گرفت که مقامها دامنه سرکوب علیه هر کسی را که منتقد دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یا ارزشهای آن تلقی میشود، گسترش دادهاند و پروندههای قضایی فزایندهای علیه موسیقیدانان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمداران و دیگران به جریان افتاده است.
دادستانی استانبول در بیانیهای اعلام کرد: «دنیز گوکتاش دوم ژوئیه در فرودگاه استانبول بازداشت شد.»
این نهاد گفت ۱۸۵ شکایت درباره این اجرای استندآپ دریافت کرده و افزوده است او به اتهام «توهین علنی به ارزشهای دینی» تحت پیگرد قرار دارد.
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دنیز گوکتاش، کمدین ۳۲ ساله ترکیهای، روز پنجشنبه به محض ورود به فرودگاه استانبول توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این بازداشت در پی واکنشهای گسترده به برنامه استندآپ کمدی ۹۰ دقیقهای او در یوتیوب صورت گرفت؛ برنامهای که در آن وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز به مقدسات دینی و سیاستهای دولت ترکیه پرداخت
بر اساس محتوای منتشر شده در این استندآپ، بخشی که بیشترین خشم نهادهای قضایی و محافظهکاران را برانگیخت، مربوط به شوخی با موضوع «آخرین کتاب بودنِ قرآن» است.
گوکتاش در بخشی از یک استندآپ میگوید: «به نظر من [قرآن] بهترینِ آن چهار کتاب است؛ یک نکته مثبت این است که در قرن هفتم، این یک ادعای جسورانه بود. اما این وضعیت برای نویسنده (خالق) هم بسیار دشوار است؛ چرا که اگر ایده جدیدی به ذهنش برسد، دیگر کار از کار گذشته است؛ چون قبلاً اعلام کرده که "این آخرین کتاب است..."»
علاوه بر این، وی در بخشهای دیگر برنامه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را به صراحت «دیکتاتور» خطاب کرد.
هنوز روشن نیست کدام بخش از اجرای ۹۰ دقیقهای استندآپ او که در یوتیوب منتشر شده، مصداق توهین به رییسجمهوری است؛ جرمی که طبق ماده ۲۹۹ قانون جزای ترکیه تعریف شده است. با این حال، او آشکارا اردوغان را «دیکتاتور»ی توصیف کرده که سرانجام «با امیالش به صلح رسیده است».
ضبط این اجرا ۲۴ ژوئن منتشر شد و از آن زمان نزدیک به ۹ میلیون بار دیده شده است. دنیز گوکتاش در این برنامه با نگاهی طنزآمیز به تحولات سیاسی ترکیه پرداخت و تقریبا همه جناحهای صحنه سیاست، از جمله رقیب زندانی اردوغان، اکرم اماماوغلو شهردار استانبول را دست انداخت؛ بازداشتی که سال گذشته موجی از اعتراضهای گسترده خیابانی را برانگیخت.
بازداشت گوکتاش در شرایطی صورت گرفت که مقامها دامنه سرکوب علیه هر کسی را که منتقد دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یا ارزشهای آن تلقی میشود، گسترش دادهاند و پروندههای قضایی فزایندهای علیه موسیقیدانان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمداران و دیگران به جریان افتاده است.
دادستانی استانبول در بیانیهای اعلام کرد: «دنیز گوکتاش دوم ژوئیه در فرودگاه استانبول بازداشت شد.»
این نهاد گفت ۱۸۵ شکایت درباره این اجرای استندآپ دریافت کرده و افزوده است او به اتهام «توهین علنی به ارزشهای دینی» تحت پیگرد قرار دارد.
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔33❤6🕊4
Forwarded from گفتوشنود
شهرنوش پارسیپور، نویسنده پیشرو ادبیات ایران درگذشت
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت.
خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسیپور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.
پارسیپور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار میرفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبهرو شد. رمانهای "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناختهشدهترین آثار او هستند.
او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت میکرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان استعفا کرد و مدتی هم زندانی بود. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سالها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربهای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.
رمان "زنان بدون مردان" که به زبانهای مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.
شهرنوش پارسیپور در طول کارنامه هنری و اجتماعی خود افتخارات متعددی کسب کرد که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت جایزه معتبر بیتا در سال ۲۰۱۶ برای یک عمر دستاورد فرهنگی و هنری اشاره کرد. او همچنین به دلیل تلاشهایش در مسیر آزادی بیان و شجاعت در برابر سانسور، برنده جایزه حقوق بشری هلمن-همت (پایهگذاریشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر) شد. علاوه بر این، پارسیپور از سوی هجدهمین همایش پژوهشهای زنان در آمریکا به عنوان «زن سال» برگزیده شد و رمان ماندگارش، «طوبا و معنای شب»، نامزدی جایزه جهانی ادبی لائور باتایون در فرانسه را برای او به ارمغان آورد. فیلم اقتباسی از شاهکار او «زنان بدون مردان» نیز به کارگردانی شیرین نشاط، موفق به کسب جایزه شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۰۹ شد.
#شهرنوش_پارسی_پور #آزادی_بیان #سانسور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت.
خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسیپور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.
پارسیپور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار میرفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبهرو شد. رمانهای "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناختهشدهترین آثار او هستند.
او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت میکرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان استعفا کرد و مدتی هم زندانی بود. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سالها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربهای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.
رمان "زنان بدون مردان" که به زبانهای مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.
شهرنوش پارسیپور در طول کارنامه هنری و اجتماعی خود افتخارات متعددی کسب کرد که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت جایزه معتبر بیتا در سال ۲۰۱۶ برای یک عمر دستاورد فرهنگی و هنری اشاره کرد. او همچنین به دلیل تلاشهایش در مسیر آزادی بیان و شجاعت در برابر سانسور، برنده جایزه حقوق بشری هلمن-همت (پایهگذاریشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر) شد. علاوه بر این، پارسیپور از سوی هجدهمین همایش پژوهشهای زنان در آمریکا به عنوان «زن سال» برگزیده شد و رمان ماندگارش، «طوبا و معنای شب»، نامزدی جایزه جهانی ادبی لائور باتایون در فرانسه را برای او به ارمغان آورد. فیلم اقتباسی از شاهکار او «زنان بدون مردان» نیز به کارگردانی شیرین نشاط، موفق به کسب جایزه شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۰۹ شد.
#شهرنوش_پارسی_پور #آزادی_بیان #سانسور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔30❤2
۱۳ تیر ماه زادروز کارون حاجیزاده بود، کودک ۹ سالهای که توسط عوامل وزارت اطلاعات کشته شد.
«دهانش پر از مو بود و خون. چشمانش باز بود. دستانش هم پر از مو بود، پر از خون بود…کارون از ترس، از پشت، بابایش را با دست و دندان گرفته بود.»
این کودک ۹ ساله بخاطر فعالیتهای پدر نویسند و شاعرش، با دهها ضربه چاقو کشته شد.
حمید حاجیزاده در ۴۸ سالگی در ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ و همراه با کودک ۹ سالهاش کارون به قتل رسید. قتلی به شدت دلخراش. ۲۷ ضربه چاقو به پدر وارد شد و کارون پدر نیز که کودکانه برای دفاع از او وارد شده بود با ۱۶ ضربه چاقو جان باخت.
«اشتباه ساده»؛ نامیست که وزارت اطلاعات روی جنایت قتل حمید حاجیزاده و پسر خردسالش کارون می گذارد؛ جنایتی که به تعبیر آگاهی کرمان، انگیزهای به بزرگی چنار میخواست و چه انگیزهای بالاتر از قتل نویسنده سرکش و شاعر ناراضی، با اسم رمز «تهاجم فرهنگی»؟
نام حمید حاجیزاده در لیست اسامی کسانی بود که وزارت اطلاعات آنان را برای قتل نشان کرده بود.
بخوانید
https://tavaana.org/hamid_haji_zadeh_and_his_son
@Tavaana_TavaanaTech
«دهانش پر از مو بود و خون. چشمانش باز بود. دستانش هم پر از مو بود، پر از خون بود…کارون از ترس، از پشت، بابایش را با دست و دندان گرفته بود.»
این کودک ۹ ساله بخاطر فعالیتهای پدر نویسند و شاعرش، با دهها ضربه چاقو کشته شد.
حمید حاجیزاده در ۴۸ سالگی در ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ و همراه با کودک ۹ سالهاش کارون به قتل رسید. قتلی به شدت دلخراش. ۲۷ ضربه چاقو به پدر وارد شد و کارون پدر نیز که کودکانه برای دفاع از او وارد شده بود با ۱۶ ضربه چاقو جان باخت.
«اشتباه ساده»؛ نامیست که وزارت اطلاعات روی جنایت قتل حمید حاجیزاده و پسر خردسالش کارون می گذارد؛ جنایتی که به تعبیر آگاهی کرمان، انگیزهای به بزرگی چنار میخواست و چه انگیزهای بالاتر از قتل نویسنده سرکش و شاعر ناراضی، با اسم رمز «تهاجم فرهنگی»؟
نام حمید حاجیزاده در لیست اسامی کسانی بود که وزارت اطلاعات آنان را برای قتل نشان کرده بود.
بخوانید
https://tavaana.org/hamid_haji_zadeh_and_his_son
@Tavaana_TavaanaTech
💔64❤6
وضعیت جسمی زینب موسوی، معروف به «آبان»، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، نگرانکننده گزارش شده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، زینب موسوی طی چند شب گذشته در خواب دچار تشنج شده و به رسیدگی فوری پزشکی و انتقال به خارج از زندان نیاز دارد، اما همچنان از دسترسی به درمان مناسب محروم مانده است.
زینب موسوی و برادرش، حسن موسوی، پنجم اسفند ۱۴۰۴ در ارتباط با اعتراضات دیماه بازداشت شدند. این خواهر و برادر با اتهاماتی از جمله «محاربه» روبهرو هستند؛ اتهامی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. با وجود حساسیت این پرونده، تاکنون اطلاعات دقیق و شفافی درباره روند دادرسی، وضعیت دسترسی آنان به وکیل مستقل و شرایط نگهداریشان منتشر نشده است.
محرومکردن زندانیان از خدمات درمانی، بهویژه زمانی که جان آنان در خطر است، نقض آشکار حقوق اولیه انسانهاست. هنوز شمار زیادی از بازداشتشدگان اعتراضات در زندانهای جمهوری اسلامی در سکوت و بیخبری نگهداری میشوند؛ افرادی که نام و وضعیت بسیاری از آنان هنوز رسانهای نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده، زینب موسوی طی چند شب گذشته در خواب دچار تشنج شده و به رسیدگی فوری پزشکی و انتقال به خارج از زندان نیاز دارد، اما همچنان از دسترسی به درمان مناسب محروم مانده است.
زینب موسوی و برادرش، حسن موسوی، پنجم اسفند ۱۴۰۴ در ارتباط با اعتراضات دیماه بازداشت شدند. این خواهر و برادر با اتهاماتی از جمله «محاربه» روبهرو هستند؛ اتهامی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. با وجود حساسیت این پرونده، تاکنون اطلاعات دقیق و شفافی درباره روند دادرسی، وضعیت دسترسی آنان به وکیل مستقل و شرایط نگهداریشان منتشر نشده است.
محرومکردن زندانیان از خدمات درمانی، بهویژه زمانی که جان آنان در خطر است، نقض آشکار حقوق اولیه انسانهاست. هنوز شمار زیادی از بازداشتشدگان اعتراضات در زندانهای جمهوری اسلامی در سکوت و بیخبری نگهداری میشوند؛ افرادی که نام و وضعیت بسیاری از آنان هنوز رسانهای نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊9❤3
Forwarded from گفتوشنود
جووانی پیکو دلا میراندولا
تبیینگر کرامت انسان در سنت رنسانس
ورق بزنید
جووانی پیکو دلا میراندولا (۱۴۶۳–۱۴۹۴)، فیلسوف ایتالیایی و از چهرههای شاخص رنسانس، با نگارش «خطابه در باب منزلت انسان» جایگاهی ویژه در تاریخ اندیشه یافت.
او با تلفیق سنتهای افلاطونی، ارسطویی و عرفان یهودی، دیدگاهی جامع از جایگاه انسان در جهان هستی ارائه داد.
میراندولا بر این باور بود که برخلاف سایر موجودات که طبق طرحی از پیش تعیینشده آفریده شدهاند، انسان دارای طبیعتی نامعین و آزاد است. این آزادی، هسته اصلی هویت انسانی در اندیشه او محسوب میشود.
او استدلال میکرد که خداوند به انسان جایگاهی مرکزی در جهان بخشیده است تا بتواند با بهرهگیری از اراده خویش، یا به درجات فرشتگان صعود کند و یا به سطح حیوانات سقوط نماید. این قدرت «انتخاب»، بزرگترین نشانه کرامت انسانی است.
در اندیشه او، انسان سازنده و معمار سرنوشت خویش است. میراندولا تاکید داشت که هیچ ماهیت یا محدودیتی پیش از تولد برای انسان تعیین نشده است؛ بنابراین، هر فرد مسئولیت دارد که با دانش و فضیلت، جایگاه نهایی خود را در هستی تعیین کند.
او با دعوت به گفتگو میان سنتهای مختلف فکری، به دنبال کشف حقیقتی بود که فراتر از مرزهای مذهبی و فرقهای قرار دارد. برای میراندولا، جستجوی دانش، راهی برای بازگشت به منشأ الهی و تحقق کاملِ پتانسیلهای انسانی بود.
در نهایت، اندیشه میراندولا ستایشی از آزادی فردی است. او معتقد بود انسان با تکیه بر خرد و اراده، میتواند جهان را بشناسد و خود را به مثابه اثری هنری، با کمال آگاهی و مسئولیت، خلق کند. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان توانمندیهای عقلانی و شکوه وجودی انسان برقرار میکند.
#جووانی_پیکو_دلا_میراندولا
#اومانیسم #انسانگرایی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تبیینگر کرامت انسان در سنت رنسانس
ورق بزنید
جووانی پیکو دلا میراندولا (۱۴۶۳–۱۴۹۴)، فیلسوف ایتالیایی و از چهرههای شاخص رنسانس، با نگارش «خطابه در باب منزلت انسان» جایگاهی ویژه در تاریخ اندیشه یافت.
او با تلفیق سنتهای افلاطونی، ارسطویی و عرفان یهودی، دیدگاهی جامع از جایگاه انسان در جهان هستی ارائه داد.
میراندولا بر این باور بود که برخلاف سایر موجودات که طبق طرحی از پیش تعیینشده آفریده شدهاند، انسان دارای طبیعتی نامعین و آزاد است. این آزادی، هسته اصلی هویت انسانی در اندیشه او محسوب میشود.
او استدلال میکرد که خداوند به انسان جایگاهی مرکزی در جهان بخشیده است تا بتواند با بهرهگیری از اراده خویش، یا به درجات فرشتگان صعود کند و یا به سطح حیوانات سقوط نماید. این قدرت «انتخاب»، بزرگترین نشانه کرامت انسانی است.
در اندیشه او، انسان سازنده و معمار سرنوشت خویش است. میراندولا تاکید داشت که هیچ ماهیت یا محدودیتی پیش از تولد برای انسان تعیین نشده است؛ بنابراین، هر فرد مسئولیت دارد که با دانش و فضیلت، جایگاه نهایی خود را در هستی تعیین کند.
او با دعوت به گفتگو میان سنتهای مختلف فکری، به دنبال کشف حقیقتی بود که فراتر از مرزهای مذهبی و فرقهای قرار دارد. برای میراندولا، جستجوی دانش، راهی برای بازگشت به منشأ الهی و تحقق کاملِ پتانسیلهای انسانی بود.
در نهایت، اندیشه میراندولا ستایشی از آزادی فردی است. او معتقد بود انسان با تکیه بر خرد و اراده، میتواند جهان را بشناسد و خود را به مثابه اثری هنری، با کمال آگاهی و مسئولیت، خلق کند. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان توانمندیهای عقلانی و شکوه وجودی انسان برقرار میکند.
#جووانی_پیکو_دلا_میراندولا
#اومانیسم #انسانگرایی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از پیونگیانگ تا تهران
سال ۲۰۱۱، پس از مرگ کیم جونگ ایل، رسانههای جهان تصاویر مردمی را مخابره کردند که با شیون در خیابانهای کره شمالی عزاداری میکردند. امروز نیز تصاویر مراسم حکومتی در ایران، برای بسیاری یادآور همان صحنههاست.
در حکومتهای اقتدارگرا، مراسم تشییع رهبر تنها یک آیین سوگواری نیست؛ که به نمایشی برای نمایش وفاداری، مشروعیت و تداوم قدرت تبدیل میشود. سالها تبلیغات حکومتی، سانسور، حذف رسانههای مستقل و سرکوب مخالفان، فضایی ایجاد میکند که در آن مرز میان باور، ترس، اجبار و نمایش سیاسی از بین میرود.
تاریخ نمونههای مشابهی را به خود دیده از لنین در اتحاد شوروی تا کیم جونگ ایل در کره شمالی و خمینی در ایران. در همه این نظامها، شخصیت رهبر فراتر از نقد قرار میگیرد و حکومت میکوشد حتی پس از مرگ او نیز این تصویر را حفظ کند.
در کره شمالی، قدرت از کیم جونگ ایل به پسرش، کیم جونگ اون، منتقل شد. در جمهوری اسلامی نیز پس از خامنهای، مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید معرفی شده است؛ رخدادی که شباهت ساختارهای موروثی قدرت در حکومتهای ایدئولوژیک را بیش از پیش مورد توجه قرار داده.
@Tavaana_TavaanaTech
سال ۲۰۱۱، پس از مرگ کیم جونگ ایل، رسانههای جهان تصاویر مردمی را مخابره کردند که با شیون در خیابانهای کره شمالی عزاداری میکردند. امروز نیز تصاویر مراسم حکومتی در ایران، برای بسیاری یادآور همان صحنههاست.
در حکومتهای اقتدارگرا، مراسم تشییع رهبر تنها یک آیین سوگواری نیست؛ که به نمایشی برای نمایش وفاداری، مشروعیت و تداوم قدرت تبدیل میشود. سالها تبلیغات حکومتی، سانسور، حذف رسانههای مستقل و سرکوب مخالفان، فضایی ایجاد میکند که در آن مرز میان باور، ترس، اجبار و نمایش سیاسی از بین میرود.
تاریخ نمونههای مشابهی را به خود دیده از لنین در اتحاد شوروی تا کیم جونگ ایل در کره شمالی و خمینی در ایران. در همه این نظامها، شخصیت رهبر فراتر از نقد قرار میگیرد و حکومت میکوشد حتی پس از مرگ او نیز این تصویر را حفظ کند.
در کره شمالی، قدرت از کیم جونگ ایل به پسرش، کیم جونگ اون، منتقل شد. در جمهوری اسلامی نیز پس از خامنهای، مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید معرفی شده است؛ رخدادی که شباهت ساختارهای موروثی قدرت در حکومتهای ایدئولوژیک را بیش از پیش مورد توجه قرار داده.
@Tavaana_TavaanaTech
👍32❤1👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت حبس پنج نوکیش مسیحی که هویت چهار تن از آنها آیدا نجفلو، ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و لیدا آلکسانی گزارش شده، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. این افراد در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب تهران به مجموعا به ۵۵ سال حبس محکوم شده بودند.
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔15🕊3❤1