Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وحید رجبلو: دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است؛ معلولیت، مسئله عدالت و حق است
وحید رجبلو، کارآفرین ایرانی و فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت که چند سالی است در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، از مفهوم آزادی از منظر افراد دارای معلولیت سخن گفت.
رجبلو در این پیام تأکید کرد که برای او، این مناسبت تنها یک جشن تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای واقعی آزادی است. او نوشت: «برای یک فرد دارای معلولیت، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ آزادی یعنی بتوانی وارد شوی، نه اینکه فقط از بیرون تماشا کنی. یعنی بتوانی درس بخوانی، کار کنی، سفر کنی، انتخاب کنی، دیده شوی و با کرامت زندگی کنی.»
او با اشاره به دستاوردهای آمریکا در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، یکی از مهمترین پیامهای این کشور به جهان را تغییر نگاه از ترحم به حقوق دانست و افزود: «معلولیت نباید موضوع ترحم باشد؛ باید موضوع حق، قانون، دسترسی و فرصت برابر باشد.»
این کارآفرین ایرانی همچنین بر اهمیت دسترسیپذیری تأکید کرد و گفت: «دسترسیپذیری لطف نیست، امتیاز ویژه نیست؛ دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است.»
رجبلو در ادامه، با بیان اینکه هیچ جامعهای کامل نیست، اظهار داشت آمریکا توانسته است بسیاری از آزادیها را از سطح شعار به قانون و از قانون به مطالبهای اجتماعی تبدیل کند. او همچنین تأکید کرد که تجربه آمریکا به جهان یادآوری کرده است که معلولیت صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با عدالت، حقوق شهروندی و برابری فرصتهاست.
وی در پایان پیام خود نوشت: «برای من، آزادی یعنی دسترسی. آزادی یعنی کرامت. آزادی یعنی مشارکت. آزادی یعنی اینکه هیچ انسانی به خاطر معلولیت از جامعه حذف نشود.»
وحید رجبلو از شناختهشدهترین فعالان ایرانی حوزه حقوق افراد دارای معلولیت و بنیانگذار استارتاپ «توانیتو» است که طی سالهای اخیر فعالیت خود را در ایالات متحده ادامه داده و همچنان درباره حقوق برابر، دسترسیپذیری و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت تولید محتوا و فعالیت میکند.
#روز_استقلال #استقلال_آمریکا #آزادی #حقوق_معلولان #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
وحید رجبلو: دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است؛ معلولیت، مسئله عدالت و حق است
وحید رجبلو، کارآفرین ایرانی و فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت که چند سالی است در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، از مفهوم آزادی از منظر افراد دارای معلولیت سخن گفت.
رجبلو در این پیام تأکید کرد که برای او، این مناسبت تنها یک جشن تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای واقعی آزادی است. او نوشت: «برای یک فرد دارای معلولیت، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ آزادی یعنی بتوانی وارد شوی، نه اینکه فقط از بیرون تماشا کنی. یعنی بتوانی درس بخوانی، کار کنی، سفر کنی، انتخاب کنی، دیده شوی و با کرامت زندگی کنی.»
او با اشاره به دستاوردهای آمریکا در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، یکی از مهمترین پیامهای این کشور به جهان را تغییر نگاه از ترحم به حقوق دانست و افزود: «معلولیت نباید موضوع ترحم باشد؛ باید موضوع حق، قانون، دسترسی و فرصت برابر باشد.»
این کارآفرین ایرانی همچنین بر اهمیت دسترسیپذیری تأکید کرد و گفت: «دسترسیپذیری لطف نیست، امتیاز ویژه نیست؛ دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است.»
رجبلو در ادامه، با بیان اینکه هیچ جامعهای کامل نیست، اظهار داشت آمریکا توانسته است بسیاری از آزادیها را از سطح شعار به قانون و از قانون به مطالبهای اجتماعی تبدیل کند. او همچنین تأکید کرد که تجربه آمریکا به جهان یادآوری کرده است که معلولیت صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با عدالت، حقوق شهروندی و برابری فرصتهاست.
وی در پایان پیام خود نوشت: «برای من، آزادی یعنی دسترسی. آزادی یعنی کرامت. آزادی یعنی مشارکت. آزادی یعنی اینکه هیچ انسانی به خاطر معلولیت از جامعه حذف نشود.»
وحید رجبلو از شناختهشدهترین فعالان ایرانی حوزه حقوق افراد دارای معلولیت و بنیانگذار استارتاپ «توانیتو» است که طی سالهای اخیر فعالیت خود را در ایالات متحده ادامه داده و همچنان درباره حقوق برابر، دسترسیپذیری و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت تولید محتوا و فعالیت میکند.
#روز_استقلال #استقلال_آمریکا #آزادی #حقوق_معلولان #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👌2
بهفر لالهزاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با توجه به تقارن مراسم خاکسپاری علی خامنهای با سالگرد قیام دانشجویی سال ۱۳۷۸، بیانیهی کوتاهی به شرح زیر نوشت:
«بهفر لالهزاری: چه تلاقی شایستهای! دیکتاتور را نسل ما (جنبش دانشجویی) در تیرماه ۷۸ به خاک سپرد.
حالا که جمهوری اسلامی بر آن شده است هزاران میلیارد از اموال مردم ایران را صرف حیفومیل و چپاول و بریز و بپاشِ گرانترین و مجللترین نمایش تراژدیِ طول تاریخ کند، تنها گزینش بهجا و درست مافیای مذهبیِ حاکم، انتخاب سالگرد روزهای قیام خونین دانشجویان و جنبش دانشجویی برای به خاک سپردن دیکتاتور سابق است.
زندان اوین، تیرماه ۱۴۰۵.»
لازم به ذکر است که شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» از جمله شعارهایی بودند که در روزهای قیام دانشجویان در تیرماه ۷۸، پایههای اقتدار پوشالی دیکتاتور را در پایتخت ایران لرزاندند. تا آن زمان این شعارها به این صورت، در کف خیابان سر داده نشده بود.
بهفر لالهزاری، در حالی دوران حبس خود را در زندان اوین سپری میکند که همسر و کودک خردسالش نیز در بند زنان اوین به سر میبرند.
#بهفر_لاله_زاری #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
«بهفر لالهزاری: چه تلاقی شایستهای! دیکتاتور را نسل ما (جنبش دانشجویی) در تیرماه ۷۸ به خاک سپرد.
حالا که جمهوری اسلامی بر آن شده است هزاران میلیارد از اموال مردم ایران را صرف حیفومیل و چپاول و بریز و بپاشِ گرانترین و مجللترین نمایش تراژدیِ طول تاریخ کند، تنها گزینش بهجا و درست مافیای مذهبیِ حاکم، انتخاب سالگرد روزهای قیام خونین دانشجویان و جنبش دانشجویی برای به خاک سپردن دیکتاتور سابق است.
زندان اوین، تیرماه ۱۴۰۵.»
لازم به ذکر است که شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» از جمله شعارهایی بودند که در روزهای قیام دانشجویان در تیرماه ۷۸، پایههای اقتدار پوشالی دیکتاتور را در پایتخت ایران لرزاندند. تا آن زمان این شعارها به این صورت، در کف خیابان سر داده نشده بود.
بهفر لالهزاری، در حالی دوران حبس خود را در زندان اوین سپری میکند که همسر و کودک خردسالش نیز در بند زنان اوین به سر میبرند.
#بهفر_لاله_زاری #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22❤6💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام سهیل تربالی، جوان ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در شاهدشهرِ شهریار حدود ساعت ۲۱:۴۵ بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی به پهلو و همچنین اصابت سه گلوله ساچمهای به دست جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش رسیده، تیراندازی از سوی نیروهای بسیجی انجام شده و شدت جراحات وارده به جانباختن این نوجوان انجامیده است.
سهیل تربالی جوانی ورزشکار و پرشور بود؛ جوانی با آرزوهای ناتمام که هنوز فرصت زندگی، شادی، عشق و ساختن آینده پیش رویش قرار داشت. مرگ او نهتنها آرزوهایش را ناتمام گذاشت، بلکه خانوادهاش را در سوگی همیشگی فرو برد.
#سهیل_تربالی #شاهدشهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش رسیده، تیراندازی از سوی نیروهای بسیجی انجام شده و شدت جراحات وارده به جانباختن این نوجوان انجامیده است.
سهیل تربالی جوانی ورزشکار و پرشور بود؛ جوانی با آرزوهای ناتمام که هنوز فرصت زندگی، شادی، عشق و ساختن آینده پیش رویش قرار داشت. مرگ او نهتنها آرزوهایش را ناتمام گذاشت، بلکه خانوادهاش را در سوگی همیشگی فرو برد.
#سهیل_تربالی #شاهدشهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔42❤3🕊2
بازداشت شهاب مشاری در تهران؛ بیاطلاعی از محل نگهداری و اتهامات احتمالی
شهاب مشاری، ۴۳ ساله و ساکن تهران، صبح روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بنا بر اطلاعات دریافتی، مأموران امنیتی همزمان با تفتیش منزل وی، وسایل الکترونیکی از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلشمموری و همچنین گذرنامه این شهروند را ضبط و با خود بردند.
تاکنون اطلاعاتی درباره نهاد بازداشتکننده، دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی منتسب به آقای مشاری منتشر نشده است.
بنا به گفته یک منبع مطلع، آقای مشاری پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است، اما همچنان محل نگهداری وی و علت بازداشت او نامشخص است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
شهاب مشاری، ۴۳ ساله و ساکن تهران، صبح روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بنا بر اطلاعات دریافتی، مأموران امنیتی همزمان با تفتیش منزل وی، وسایل الکترونیکی از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلشمموری و همچنین گذرنامه این شهروند را ضبط و با خود بردند.
تاکنون اطلاعاتی درباره نهاد بازداشتکننده، دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی منتسب به آقای مشاری منتشر نشده است.
بنا به گفته یک منبع مطلع، آقای مشاری پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است، اما همچنان محل نگهداری وی و علت بازداشت او نامشخص است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤8🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عباس موزون، مجری برنامههای ماورایی و خرافی صداوسیما، مدعی شد که روح علی خامنهای پیشتر یکبار از بدنش جدا شده و به ارتفاعی بالا رفته است. او همچنین ادعا کرده که «کسانی که علیه بشریت عمل میکنند، از نیروهای شیطانی کمک میگیرند.»
تریبونهای حکومتی همچنان به ترویج روایتهای غیرقابل راستیآزمایی و باورهای خرافی میپردازند.
این نخستینبار نیست که مقامها و چهرههای نزدیک به حکومت چنین ادعاهایی را مطرح میکنند. علی خامنهای پیشتر نیز از «دشمنان جنی و انسی» سخن گفته و مدعی شده بود که «دشمنان جنّی و انسی با یکدیگر همکاری میکنند.» همچنین برخی چهرههای نزدیک به جریان اصولگرا در سالهای گذشته، از نسبتدادن رخدادهای سیاسی و حتی ورزشی به طلسم، جادو و علوم غریبه سخن گفتهاند.
وقتی رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، به جای ترویج تفکر نقادانه و دانش، به بازتولید چنین روایتهایی میپردازد، این پرسش مطرح میشود که جایگاه علم، عقلانیت و مسئولیتپذیری در نظام رسانهای جمهوری اسلامی کجاست؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تریبونهای حکومتی همچنان به ترویج روایتهای غیرقابل راستیآزمایی و باورهای خرافی میپردازند.
این نخستینبار نیست که مقامها و چهرههای نزدیک به حکومت چنین ادعاهایی را مطرح میکنند. علی خامنهای پیشتر نیز از «دشمنان جنی و انسی» سخن گفته و مدعی شده بود که «دشمنان جنّی و انسی با یکدیگر همکاری میکنند.» همچنین برخی چهرههای نزدیک به جریان اصولگرا در سالهای گذشته، از نسبتدادن رخدادهای سیاسی و حتی ورزشی به طلسم، جادو و علوم غریبه سخن گفتهاند.
وقتی رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، به جای ترویج تفکر نقادانه و دانش، به بازتولید چنین روایتهایی میپردازد، این پرسش مطرح میشود که جایگاه علم، عقلانیت و مسئولیتپذیری در نظام رسانهای جمهوری اسلامی کجاست؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍11👌2😍1
در حالی که جمهوری اسلامی برای رهبر خود مراسمهای پرهزینه و حکومتی برگزار میکند، خانوادههای جانباختگان اعتراضات هنوز در سوگ عزیزانشان دادخواهی میکنند.
خانواده جاویدنام امیر احمدوند با انتشار این نوشته، از حسرتی گفتهاند که هرگز پایان نمییابد؛ پدری که پیش از تولد فرزندش با گلوله نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد و هیچگاه فرصت ندید پسرش «دیار» را در آغوش بگیرد.
امیر احمدوند، بازیگر تئاتر و ورزشکار رشتههای مویتای و بوکس، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهرانپارس بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت. او و همسرش روزهای آخر انتظار برای تولد نخستین فرزندشان را میگذراندند.
در بخشی از استوری منتشرشده از سوی خانواده او آمده است:
«واسه یه تشییع جنازه این همه چادر برپا کردین، این همه بنر تو اتوبانها زدین، این همه موکب تو کل تهران زدین… اونوقت من واسه امیر نه کیسهمشی پیدا کردم، نه ماشینی که ببرمش، نه چرخی که بتونم جابهجاش کنم…»
روایت خانواده امیر احمدوند، یادآور رنج خانوادههای بسیاری است که عزیزانشان در اعتراضات کشته شدند و هنوز چشمانتظار حقیقت، عدالت و پاسخگوییاند.
@Tavaana_TavaanaTech
خانواده جاویدنام امیر احمدوند با انتشار این نوشته، از حسرتی گفتهاند که هرگز پایان نمییابد؛ پدری که پیش از تولد فرزندش با گلوله نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد و هیچگاه فرصت ندید پسرش «دیار» را در آغوش بگیرد.
امیر احمدوند، بازیگر تئاتر و ورزشکار رشتههای مویتای و بوکس، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهرانپارس بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت. او و همسرش روزهای آخر انتظار برای تولد نخستین فرزندشان را میگذراندند.
در بخشی از استوری منتشرشده از سوی خانواده او آمده است:
«واسه یه تشییع جنازه این همه چادر برپا کردین، این همه بنر تو اتوبانها زدین، این همه موکب تو کل تهران زدین… اونوقت من واسه امیر نه کیسهمشی پیدا کردم، نه ماشینی که ببرمش، نه چرخی که بتونم جابهجاش کنم…»
روایت خانواده امیر احمدوند، یادآور رنج خانوادههای بسیاری است که عزیزانشان در اعتراضات کشته شدند و هنوز چشمانتظار حقیقت، عدالت و پاسخگوییاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔45❤5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محمدجواد فرجی؛
جوان ۳۴ سالهای که با شلیک مأموران کشته شد
نامزد محمدجواد فرجی با انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامش نوشت:
نامزد محمدجواد فرجی، پیشتر در مزار او به صورت نمادین از عمق دلتنگی و آرزوهای به خاک سپردهشده پس از کشتهشدن محمدجواد فرجی، بر مزار او بر سر خود، قند مراسم ازدواجش را سابید.
💸 tavaanatech
جوان ۳۴ سالهای که با شلیک مأموران کشته شد
نامزد محمدجواد فرجی با انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«تو میدونستی حتی اگر کنارم مینشستی
باز هم دلتنگت میشدم
حالا ببین نبودنت با من چه کرد…
عشق مگر چیزی غیر از این خواهش چشمان من و سرخی لبخند تو بود؟
محمد 🕊 من هنوز تو خیابون قدم میزنم، دستتو میگیرم 🥀💔»
نامزد محمدجواد فرجی، پیشتر در مزار او به صورت نمادین از عمق دلتنگی و آرزوهای به خاک سپردهشده پس از کشتهشدن محمدجواد فرجی، بر مزار او بر سر خود، قند مراسم ازدواجش را سابید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔35❤1😍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍17👌4🥰1😍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از پیونگیانگ تا تهران؛
دیکتاتورها سوگواری را به نمایش سیاسی تبدیل میکنند!
🔸حکومتهای دیکتاتوری حتی مرگ رهبرانشان را هم به حال خودش رها نمیکنند. برای آنها تشییع جنازه فقط مراسم وداع نیست؛ یک صحنه بزرگ سیاسی است. خیابانها باید پر دیده شوند، جمعیت باید منظم حرکت کند، اشکها باید زیاد باشد، دوربینها باید از زاویه درست تصویر بگیرند و همه چیز باید این پیام را بدهد: «مردم هنوز با ما هستند.»
🔸در کره شمالی، مراسم تشییع کیم جونگ ایل در آذر ۱۳۹۰ یکی از همین نمایشها بود؛ جمعیت در سرمای شدید پیونگیانگ به خیابان آمد، تصاویر گریههای دستهجمعی پخش شد و رسانههای حکومتی تلاش کردند مرگ رهبر را به لحظهای برای تثبیت قدرت جانشین او، کیم جونگ اون، تبدیل کنند.
🔸در ایران هم مراسم تشییع علی خامنهای به شکلی مشابه به یک نمایش حکومتی تبدیل شده است.
🔸اما بخش جالب ماجرا فقط خود مراسم نبود؛ واکنش مردم در شبکههای اجتماعی هم بود. بسیاری از کاربران، ویدئوهای تشییع علی خامنهای را کنار تصاویر قدیمی مراسم تشییع کیم جونگ ایل گذاشتند و گفتند انگار دو حکومت از یک دفترچه راهنما استفاده کردهاند:
خیابانهای بسته، جمعیتهای هدایتشده، دوربینهای رسمی، گریههای نمایشی، شعارهای تکراری و تلاش برای ساختن تصویری بزرگتر از واقعیت.
⏺️ بخشی از کاربران با کنایه نوشتند که در حکومتهای دیکتاتوری، حتی گریه هم باید طبق پروتکل انجام شود. اشکها باید جلوی دوربین باشد، جمعیت باید در قاب جا شود، شعارها باید هماهنگ باشد و تصویر نهایی باید این پیام را بسازد: «همه مردم عزادارند!»
💸 tavaanatech
دیکتاتورها سوگواری را به نمایش سیاسی تبدیل میکنند!
🔸حکومتهای دیکتاتوری حتی مرگ رهبرانشان را هم به حال خودش رها نمیکنند. برای آنها تشییع جنازه فقط مراسم وداع نیست؛ یک صحنه بزرگ سیاسی است. خیابانها باید پر دیده شوند، جمعیت باید منظم حرکت کند، اشکها باید زیاد باشد، دوربینها باید از زاویه درست تصویر بگیرند و همه چیز باید این پیام را بدهد: «مردم هنوز با ما هستند.»
🔸در کره شمالی، مراسم تشییع کیم جونگ ایل در آذر ۱۳۹۰ یکی از همین نمایشها بود؛ جمعیت در سرمای شدید پیونگیانگ به خیابان آمد، تصاویر گریههای دستهجمعی پخش شد و رسانههای حکومتی تلاش کردند مرگ رهبر را به لحظهای برای تثبیت قدرت جانشین او، کیم جونگ اون، تبدیل کنند.
🔸در ایران هم مراسم تشییع علی خامنهای به شکلی مشابه به یک نمایش حکومتی تبدیل شده است.
🔸اما بخش جالب ماجرا فقط خود مراسم نبود؛ واکنش مردم در شبکههای اجتماعی هم بود. بسیاری از کاربران، ویدئوهای تشییع علی خامنهای را کنار تصاویر قدیمی مراسم تشییع کیم جونگ ایل گذاشتند و گفتند انگار دو حکومت از یک دفترچه راهنما استفاده کردهاند:
خیابانهای بسته، جمعیتهای هدایتشده، دوربینهای رسمی، گریههای نمایشی، شعارهای تکراری و تلاش برای ساختن تصویری بزرگتر از واقعیت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14❤5👌1😍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نجواهای مادر جاویدنام پیام رخبخش کنار قاب فرزندش
مادر پیام رخبخش در این ویدئو میگوید:
جاویدنام پیام رخبخش، ۳۲ ساله و اهل شیراز، ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومت به پهلو کشته شد.
#پیام_رخ_بخش
💸 tavaanatech
مادر پیام رخبخش در این ویدئو میگوید:
«من از هزاران مادری هستم که شما به ناحق بچه ما رو ازمون گرفتید، به ناحق بچه ما رو کشتید، زندگی ما رو، ثمره زندگی ما رو نابود کردید، امیدوارم روزی برسه که نابود بشید، لعنت بهتون، و اون روز خواهد رسید و ما برای نابودی شما پایکوبی خواهیم کرد»
جاویدنام پیام رخبخش، ۳۲ ساله و اهل شیراز، ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومت به پهلو کشته شد.
#پیام_رخ_بخش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔31
لایو اینستاگرام توانا
«مادران و کودکان در زندان»
در روزهای گذشته خبر رسید که رضوانه احمدخانبیگی، بهدلیل عدم موافقت با تمدید مرخصی، همراه با فرزند خردسالش دوباره به بند زنان زندان اوین برگردانده شد. حالا در بند زنان اوین، دو مادر همراه با فرزندانشان حضور دارند؛ و در زندان قرچک و دیگر زندانها نیز زنانی هستند که سالهای حبس خود را در کنار کودکانشان میگذرانند.
کودکانی که روزها و سالهای نخست زندگیشان را پشت دیوارهای زندان میگذرانند، جهان را از پشت میلهها میشناسند؛ اولین تصویرشان از «زندگی» و «جامعه» با صدای درهای آهنی و فضای پرتنش زندان گره میخورد.
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز، بخشی از دوران حبس خود را در زندان قرچک، در کنار مادران و کودکانی که آنجا بودند، سپری کرده است. تجربهی زیستهی او بعدها در قالب مستند «مادرانگی در اسارت» به تصویر کشیده شد؛ فیلمی که بهتازگی در یکی از مراکز هنری شهر پاریس به نمایش درآمد و بخشی از واقعیت ناگفتهی زندان را روایت کرد.
در این برنامهی زنده، دربارهی مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان و مادران زندانی صحبت خواهیم کرد؛ از تأثیر زیستن در محیط بسته بر رشد کودک تا فشارهای چندلایهای که بر بدن و روان مادر زندانی تحمیل میشود، و اینکه جامعهی بیرون چه مسئولیتی در قبال این کودکان دارد.
میهمانان:
صبا آلاله – روانشناس بالینی
مریم ابراهیموند – کارگردان مستند «مادرانگی در اسارت»
میزبان:
محمدجواد طواف – آموزشکده توانا
زمان برگزاری لایو:
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
@Tavaana_TavaanaTech
«مادران و کودکان در زندان»
در روزهای گذشته خبر رسید که رضوانه احمدخانبیگی، بهدلیل عدم موافقت با تمدید مرخصی، همراه با فرزند خردسالش دوباره به بند زنان زندان اوین برگردانده شد. حالا در بند زنان اوین، دو مادر همراه با فرزندانشان حضور دارند؛ و در زندان قرچک و دیگر زندانها نیز زنانی هستند که سالهای حبس خود را در کنار کودکانشان میگذرانند.
کودکانی که روزها و سالهای نخست زندگیشان را پشت دیوارهای زندان میگذرانند، جهان را از پشت میلهها میشناسند؛ اولین تصویرشان از «زندگی» و «جامعه» با صدای درهای آهنی و فضای پرتنش زندان گره میخورد.
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز، بخشی از دوران حبس خود را در زندان قرچک، در کنار مادران و کودکانی که آنجا بودند، سپری کرده است. تجربهی زیستهی او بعدها در قالب مستند «مادرانگی در اسارت» به تصویر کشیده شد؛ فیلمی که بهتازگی در یکی از مراکز هنری شهر پاریس به نمایش درآمد و بخشی از واقعیت ناگفتهی زندان را روایت کرد.
در این برنامهی زنده، دربارهی مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان و مادران زندانی صحبت خواهیم کرد؛ از تأثیر زیستن در محیط بسته بر رشد کودک تا فشارهای چندلایهای که بر بدن و روان مادر زندانی تحمیل میشود، و اینکه جامعهی بیرون چه مسئولیتی در قبال این کودکان دارد.
میهمانان:
صبا آلاله – روانشناس بالینی
مریم ابراهیموند – کارگردان مستند «مادرانگی در اسارت»
میزبان:
محمدجواد طواف – آموزشکده توانا
زمان برگزاری لایو:
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔17
زادروز دکتر محمد قریب بنیانگذار طب نوین کودکان در ایران
محمد قریب ۱۴ تیرماه سال ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. محمد تحصیلات ابتدایی را در دبستان سیروس و متوسطه را در دارالفنون سپری کرد. او در سال ۱۳۰۶ همراه اولین گروه دانشجویان ایرانی برای تحصیل در رشته پزشکی عازم فرانسه شد. او در سال اول در شهر رن فرانسه موفق به دریافت جایزه لابراتور تشریح دانشکده پزشکی شد. قریب در سال ۱۳۱۴ نخستین ایرانیای بود که توانست در کنکور انترنی بیمارستان پاریس موفق شود. دکتر قریب در سال ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. سرطان مثانه در نهایت دکتر قریب را از پا انداخت و در روز سهشنبه اول بهمنماه ۱۳۵۳ در بیمارستان «مرکز طبی کودکان» که محل خدمت خودش نیز بود درگذشت.
محمدرضاشاه پهلوی پیکر قریب را با اتومبیلهای دربار تا شهر قم که بنا به وصیت قریب در آنجا به خاک سپرده شد همراهی کرد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_gharib/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محمد قریب ۱۴ تیرماه سال ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. محمد تحصیلات ابتدایی را در دبستان سیروس و متوسطه را در دارالفنون سپری کرد. او در سال ۱۳۰۶ همراه اولین گروه دانشجویان ایرانی برای تحصیل در رشته پزشکی عازم فرانسه شد. او در سال اول در شهر رن فرانسه موفق به دریافت جایزه لابراتور تشریح دانشکده پزشکی شد. قریب در سال ۱۳۱۴ نخستین ایرانیای بود که توانست در کنکور انترنی بیمارستان پاریس موفق شود. دکتر قریب در سال ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. سرطان مثانه در نهایت دکتر قریب را از پا انداخت و در روز سهشنبه اول بهمنماه ۱۳۵۳ در بیمارستان «مرکز طبی کودکان» که محل خدمت خودش نیز بود درگذشت.
محمدرضاشاه پهلوی پیکر قریب را با اتومبیلهای دربار تا شهر قم که بنا به وصیت قریب در آنجا به خاک سپرده شد همراهی کرد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_gharib/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤43👍1
دلاوران تیپ ۶۵ نوهد ارتش در گمنامی و لب تیغ بیدادگاه نظامی
جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است.
روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است. این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامی که در صورت اثبات، میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
«در اواخر فروردینماه، موقتاً شماری از نظامیها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دندهها و آثار کابل، مشهود بود.
داستان این بود که شماری از افسران تیپ ۶۵ نیروهای ویژه، با توجه به آشنایی قبلی، به یکدیگر اعتماد کرده و همپیمان میشوند تا در صورت قیام مردم علیه رژیم، وارد عمل شده و با خلع سلاح مأموران و تصرف و تخلیه چند پاسگاه، از خونریزیها بکاهند و از مردم در تهران دفاع کنند.
با توجه به اینکه این نیروها آموزشهای بسیار سخت و حرفهای دیده بودند، از نظر توان عملیاتی میتوانستند کمک بزرگی برای مردم و در عین حال، خطری جدی برای حکومت باشند.
شب هجدهم دیماه و پیش از هر اقدامی، هنگامی که در محل قرار حاضر میشوند، خود را در دام اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه میبینند و دستگیر میشوند.
هماکنون، با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده آنان در صلاحیت محاکم نظامی است، از حق داشتن وکیل دادگستری، مطالعه پرونده، علنی بودن دادگاه و اطلاع از روند و محتویات پرونده خود محروم هستند.
آنان در زندان تهران بزرگ از حق ملاقات نیز محروم بودند و به گفته خانوادههایشان، پس از بازگشت به زندان نظامی، از حق تماس نیز محروم شدهاند و از اردیبهشتماه تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
بازپرس دادسرای نظامی به آنان گفته است: «از نظامیها انتظار دیگری میرود و برخورد ما با شما، با توجه به توقعی که از ولایتمداری نظامیها داریم، بسیار متفاوت از افراد عادی جامعه خواهد بود. شما باغی و کودتاگر هستید و سزای شما مرگ است.»
توضیح اینکه در قانون مجازات اسلامی، «بغی» به معنای شورش مسلحانه علیه حاکم اسلامی است و «باغی» نیز به فرد مرتکب جرم بغی گفته میشود. مجازات جرم بغی، اعدام است.»
#حمیدرضا_خلیلی #حسین_مجیدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است.
روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است. این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامی که در صورت اثبات، میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
«در اواخر فروردینماه، موقتاً شماری از نظامیها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دندهها و آثار کابل، مشهود بود.
داستان این بود که شماری از افسران تیپ ۶۵ نیروهای ویژه، با توجه به آشنایی قبلی، به یکدیگر اعتماد کرده و همپیمان میشوند تا در صورت قیام مردم علیه رژیم، وارد عمل شده و با خلع سلاح مأموران و تصرف و تخلیه چند پاسگاه، از خونریزیها بکاهند و از مردم در تهران دفاع کنند.
با توجه به اینکه این نیروها آموزشهای بسیار سخت و حرفهای دیده بودند، از نظر توان عملیاتی میتوانستند کمک بزرگی برای مردم و در عین حال، خطری جدی برای حکومت باشند.
شب هجدهم دیماه و پیش از هر اقدامی، هنگامی که در محل قرار حاضر میشوند، خود را در دام اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه میبینند و دستگیر میشوند.
هماکنون، با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده آنان در صلاحیت محاکم نظامی است، از حق داشتن وکیل دادگستری، مطالعه پرونده، علنی بودن دادگاه و اطلاع از روند و محتویات پرونده خود محروم هستند.
آنان در زندان تهران بزرگ از حق ملاقات نیز محروم بودند و به گفته خانوادههایشان، پس از بازگشت به زندان نظامی، از حق تماس نیز محروم شدهاند و از اردیبهشتماه تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
بازپرس دادسرای نظامی به آنان گفته است: «از نظامیها انتظار دیگری میرود و برخورد ما با شما، با توجه به توقعی که از ولایتمداری نظامیها داریم، بسیار متفاوت از افراد عادی جامعه خواهد بود. شما باغی و کودتاگر هستید و سزای شما مرگ است.»
توضیح اینکه در قانون مجازات اسلامی، «بغی» به معنای شورش مسلحانه علیه حاکم اسلامی است و «باغی» نیز به فرد مرتکب جرم بغی گفته میشود. مجازات جرم بغی، اعدام است.»
#حمیدرضا_خلیلی #حسین_مجیدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤29💔26🕊7
یک زندانی سیاسی که بهتازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، در گزارشی از شرایط این زندان، از ازدحام شدید، شیوع بیماریهای عفونی، حضور گسترده اراذل و اوباش، دسترسی آسان به مواد مخدر، وضعیت نامناسب بهداشت و محرومیت زندانیان از حداقل امکانات سخن گفته است. آنچه در ادامه میآید، روایت او از شرایطی است که به گفته وی، فراتر از حبس، به فرسایش تدریجی جسم و روان زندانیان میانجامد.
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔60❤4👌1🕊1
مسعود وظیفه در زندان تهران بزرگ از رسیدگی پزشکی محروم مانده است
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔11❤3
موشک خنثیشده
گاهی یک تصویر، بیشتر از چندین صفحه تحلیل سخن میگوید.
کارتون تازه مانا نیستانی، منتشرشده در دویچهوله فارسی، با زبانی نمادین، به این پرسش میپردازد که سیاستی مبتنی بر تهدید، نظامیگری و تقابل دائمی، در نهایت چه پیامدی برای همان کشوری دارد که آن را دنبال میکند.
در این نگاه، هزینه اصلی چنین رویکردی نه فقط در عرصه بینالمللی، بلکه بر دوش مردم و آینده یک کشور سنگینی میکند؛ جایی که منابع ملی، رفاه شهروندان و فرصتهای توسعه، قربانی سیاستهایی میشوند که وعده امنیت میدهند، اما نتیجهای جز فرسایش و انزوا بر جای نمیگذارند.
تاریخ بارها نشان داده است که ابزارهایی که برای ایجاد هراس و نمایش قدرت ساخته میشوند، گاه در نهایت به نمادی از شکست همان سیاستها تبدیل میشوند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گاهی یک تصویر، بیشتر از چندین صفحه تحلیل سخن میگوید.
کارتون تازه مانا نیستانی، منتشرشده در دویچهوله فارسی، با زبانی نمادین، به این پرسش میپردازد که سیاستی مبتنی بر تهدید، نظامیگری و تقابل دائمی، در نهایت چه پیامدی برای همان کشوری دارد که آن را دنبال میکند.
در این نگاه، هزینه اصلی چنین رویکردی نه فقط در عرصه بینالمللی، بلکه بر دوش مردم و آینده یک کشور سنگینی میکند؛ جایی که منابع ملی، رفاه شهروندان و فرصتهای توسعه، قربانی سیاستهایی میشوند که وعده امنیت میدهند، اما نتیجهای جز فرسایش و انزوا بر جای نمیگذارند.
تاریخ بارها نشان داده است که ابزارهایی که برای ایجاد هراس و نمایش قدرت ساخته میشوند، گاه در نهایت به نمادی از شکست همان سیاستها تبدیل میشوند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤8💯3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چادرهای خالی، ازدحام در مراسم و اولویتهایی که پرسشبرانگیز است.
در آستانه مراسم حکومتی، صدها چادر در پارک ملت تهران برای اسکان زائران برپا شد؛ اما ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد بخش بزرگی از این چادرها بدون استفاده باقی ماندهاند. این تصاویر، انتقادهای زیادی را درباره برآوردها و برنامهریزی انجامشده برای این مراسم برانگیخته است.
این تصاویر در حالی منتشر میشود که در بسیاری از بحرانهای انسانی و بلایای طبیعی، از جمله زلزله، شهروندان آسیبدیده بارها از کمبود چادر، سرپناه، امکانات اولیه و کندی امدادرسانی گلایه کردهاند. برای بسیاری، این مقایسه یادآور تفاوت آشکار در نحوه تخصیص امکانات و منابع است؛ جایی که برای یک مراسم حکومتی صدها چادر از پیش آماده میشود، اما در زمان نیاز شهروندان آسیبدیده، تأمین ابتداییترین امکانات با تأخیر یا کمبود همراه است.
همین تضاد، واکنشهای گستردهای را در شبکههای اجتماعی برانگیخته و بار دیگر بحث درباره اولویتهای حاکمیت در مدیریت منابع عمومی را به میان آورده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در آستانه مراسم حکومتی، صدها چادر در پارک ملت تهران برای اسکان زائران برپا شد؛ اما ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد بخش بزرگی از این چادرها بدون استفاده باقی ماندهاند. این تصاویر، انتقادهای زیادی را درباره برآوردها و برنامهریزی انجامشده برای این مراسم برانگیخته است.
این تصاویر در حالی منتشر میشود که در بسیاری از بحرانهای انسانی و بلایای طبیعی، از جمله زلزله، شهروندان آسیبدیده بارها از کمبود چادر، سرپناه، امکانات اولیه و کندی امدادرسانی گلایه کردهاند. برای بسیاری، این مقایسه یادآور تفاوت آشکار در نحوه تخصیص امکانات و منابع است؛ جایی که برای یک مراسم حکومتی صدها چادر از پیش آماده میشود، اما در زمان نیاز شهروندان آسیبدیده، تأمین ابتداییترین امکانات با تأخیر یا کمبود همراه است.
همین تضاد، واکنشهای گستردهای را در شبکههای اجتماعی برانگیخته و بار دیگر بحث درباره اولویتهای حاکمیت در مدیریت منابع عمومی را به میان آورده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍17❤3💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همسر جاویدنام مونا اسمی، ضمن انتشار این ویدیو خطاب به همسرش از دلتنگی پسرشان برای مادرش نوشت.
مونا اسمی، زن ۳۸ سالهی اهل رشت در دی ماه خونین با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد.
مونا اسمی که متاهل و مادر یک فرزند بود، ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴, از پشت هدف گلوله قرار گرفت.
#مونا_اسمی #رشت #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
همسر جاویدنام مونا اسمی، ضمن انتشار این ویدیو خطاب به همسرش از دلتنگی پسرشان برای مادرش نوشت.
مونا اسمی، زن ۳۸ سالهی اهل رشت در دی ماه خونین با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد.
مونا اسمی که متاهل و مادر یک فرزند بود، ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴, از پشت هدف گلوله قرار گرفت.
#مونا_اسمی #رشت #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔32