آموزشکده توانا
48.2K subscribers
42.7K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مولوی عبدالحمید: اقتصاد کشور به مرحله فروپاشی رسیده است
بهترین راه خروج از بن‌بست «توافق» است

مولوی عبدالحمید، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان، با بحرانی توصیف کردن وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور، گفت اقتصاد ایران به «مرحله فروپاشی» رسیده و بهترین راه برون‌رفت از مشکلات و بن‌بست موجود، دستیابی به «توافق» است.

او در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ گفت افزایش روزانه قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی، زندگی مردم را با «بن‌بست شدید» مواجه کرده است. به گفته عبدالحمید، مغازه‌داران مشتری ندارند و مشتریان نیز توان خرید ندارند و بسیاری از مردم حتی قادر به تأمین نیازهای اولیه زندگی خود نیستند.

امام‌جمعه زاهدان با تأکید بر مسئولیت حکومت در قبال وضعیت معیشتی مردم گفت هیچ وظیفه‌ای برای مسئولان مهم‌تر از رسیدگی به مشکلات مردم نیست و مسئولان نباید تحت تأثیر جریان‌های تندرو قرار بگیرند. او تأکید کرد مسئولانی که دلسوز مردم هستند باید برای جلوگیری از تشدید مشکلات اقدام کنند و افزود: «بهترین راه‌حل مشکلات کشور، توافق است.»

#مولوی_عبدالحمید #فقر #تورم #گرانی
9👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کفش‌های جاویدنام آرتین خواجوی‌نیا؛ ردپایی که برای مادر به یادگار ماند

مادر آرتین خواجوی‌نیا با انتشار ویدیویی، کفش‌های فرزندش را از سال‌های مختلف زندگی او کنار هم جمع کرده است؛ کفش‌هایی که هر کدام یادآور بخشی از کودکی، نوجوانی و قدم‌هایی هستند که دیگر ادامه نیافتند.

او در شرح این ویدئو نوشته است:
«از اولین تا آخرین قدم‌های تو را مرور می‌کنم، پسر قهرمانم. از لحظه‌به‌لحظه بزرگ شدنت، حالا فقط خاطراتی برای من مانده که هر ثانیه از مقابل چشمانم می‌گذرد.»


مادر آرتین با یادآوری روزهای کودکی تا نوجوانی فرزندش افزوده است:
«از آن نوزاد زیبا با آن لباس زرد در آغوشم تا آن مرد بلندقامتی که باید برای دیدنش سرم را بالا می‌بردم، تو همیشه یادگار مادر شدن من خواهی ماند.»


آرتین خواجوی‌نیا، دانش‌آموز ۱۶ ساله رشته کامپیوتر، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مقابل فرمانداری شهر قدس، قلعه‌حسن‌خان، با شلیک گلوله جنگی کشته شد.

مادرش او را «قهرمان جاودانه من» نامیده و نوشته است:
«هر لحظه و هر جا، یادت جاوید و راهت پرنور.»


◾️با سانسور خبرگزاری‌های داخلی، این خانواده‌های داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خون‌آلود فرزندشان، تنها روزنه‌ ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه می‌دارند.
شبکه‌های اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شده‌اند که صدای دادخواهی این خانواده‌ها را منعکس می‌کنند.

#آرتین_خواجوی_نیا

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رقص پارسا امینی در قاب دلتنگی مادر؛ زندگی می‌کنم، اما با خودم نیستم

مادر جاویدنام پارسا امینی با انتشار ویدویی از رقص فرزندش و در قسمتی از متن اینگونه نوشته است:

«پسرم باز به یادت افتادم، یادخنده‌های شیرینت، یاد رقصیدنات، یاد حرف زدنات، یاد نوازش کردنهات،یاد شوخی‌هات، روزی صدبار تو مغزم مرور میشوی، مثل یک نوار کاست قدیمی که تموم میشه دوباره برش میگردونی و اون طرف دیگه‌اش رو میذاری، تو شیرینی قصه زندگیم بودی، با تو همه چی تموم شد.
زندگی میکنم اما با خودم نیستم، کاش همون شب منم تمام میشدم....»

محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس (کرج)، در جریان اعتراضات مردمی این شهر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه شکم از سوی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، او پس از اصابت گلوله به درمانگاه منتقل شد اما در همان‌جا جان باخت. خانواده‌اش پیکر او را از درمانگاه تحویل گرفته و به منزل منتقل کردند و تا صبح روز بعد در حیاط خانه نگه داشتند. در نهایت، پس از گذشت چهار روز، موفق به دریافت مجوز دفن شدند و پیکر او را به خاک سپردند.

#پارسا_امینی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از اجرای خیابانی یک دختر هنرمند، با استقبال کاربران در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است.

برخی کاربران این اجرا را فراتر از یک برنامه خیابانی و نمادی از مقاومت در برابر محدودیت‌هایی دانسته‌اند که سال‌هاست می‌کوشند زنان را از صحنه و صدای آنان را از فضای عمومی حذف کنند.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌14😍42🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نمایش آدم‌آهنی کنترل‌شونده به نام «ربات هوش مصنوعی» در غرفه هلدینگ بابک زنجانی!

در بیست‌ونهمین نمایشگاه الکامپ، هلدینگ منتسب به بابک زنجانی یک ربات انسان‌نما را به نمایش گذاشت؛ نمایشی که ظاهرا قرار بود نشانه‌ای از ورود این مجموعه به دنیای هوش مصنوعی باشد، اما ویدئوهای منتشرشده، اپراتوری را نشان می‌دهد که حرکات ربات را از راه دور کنترل می‌کند.
همین تصویر کافی بود تا دستاورد هوشمند(!) به سوژه طنز کاربران شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود!

🔸البته این دستگاه کنترل شونده یک ربات انسان‌نماست و کنترل از راه دور نیز به خودی خود جعلی‌بودن آن را ثابت نمی‌کند؛ مسئله اینجاست که ربات نمایش‌داده‌شده نه محصول این هلدینگ، بلکه مدل آماده G1، ساخت شرکت چینی Unitree است. قیمت آن نیز در فروشگاه رسمی این شرکت از ۱۳ هزار و ۵۰۰ دلار آغاز می‌شود!

این ربات پیش‌تر نیز در کنار بابک زنجانی دیده شده بود. در ویدئویی دیگر، تصاویر واقعی G1 با صحنه‌های ساختگی تولیدشده با هوش مصنوعی از ربات‌های مسلح ترکیب شد و برخی صفحات آن را ربات هوشمند جنگی با قابلیت تیراندازی معرفی کردند؛ ادعایی که بررسی‌ها نادرستی آن را نشان می‌دهد.

🔸در غرفه‌ای با ادعای آینده‌سازی، یک محصول آماده چینی را با اپراتور انسانی به حرکت درآوردند و نامش را نمایش هوش مصنوعی گذاشتند!


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همسر محمد پناهی:
لعنت به گلوله‌ای که تو را از من گرفت

همسر جاویدنام محمد پناهی با انتشار ویدئویی از همسرش نوشت:
«لعنت به ۱۸ ۱۹ دی چه بلایی سرِما آوردین
لعنت به گلوله ای که تورو از من گرفت
لعنت به این جهان که تورو با من نخواست.... 💔💔
کاش میشد فقط یه بار دیگه کنارم باشی....»


محمد پناهی، ۳۲ ساله و اهل کرج، در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری در شهر کرج، با شلیک مستقیم گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.

محمد روزی که قرار بود شمع تولدش را روشن کند و آغاز سال تازه‌ای از زندگی‌اش باشد، به روز وداع با او تبدیل شد؛ محمد پناهی در تاریخ ۱۳۷۲/۱۰/۱۸ متولد شد و در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ جان او را گرفتند.

◾️با سانسور خبرگزاری‌های داخلی، این خانواده‌های داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خون‌آلود فرزندشان، تنها روزنه‌ ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه می‌دارند.
شبکه‌های اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شده‌اند که صدای دادخواهی این خانواده‌ها را منعکس می‌کنند.

#محمد_پناهی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔201🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
توماس دِ تورکمادا
مردی که به نام خدا، ترس را قانون کرد

اسمش را می‌شنوید و بی‌اختیار به یاد وحشت می‌افتید. توماس دِ تورکمادا، نخستین «تفتیش‌گر اعظم» اسپانیا، نمادی شد از دورانی که تفاوت باور می‌توانست به قیمت جان تمام شود. اما داستان او فقط درباره یک مرد قرون‌وسطایی نیست؛ روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که غریب نیست به ایران قرن بیست‌ویکم.

▪️سلطه دینی و یکدستی مذهبی
تورکمادا در حدود ۱۴۲۰ به دنیا آمد و مشاور مذهبی فردیناند و ایزابل شد. در دورانی که دین و حکومت به‌شدت درهم‌تنیده بودند، تفاوت عقیدتی تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی می‌شد. هدف رسمی تفتیش عقاید، شناسایی کسانی بود که از ایمان رسمی فاصله گرفته بودند؛ اما مرز میان باور شخصی و امنیت حکومتی مبهم بود.


▪️تغییر دین؛ انتخاب آزاد یا فشار؟
بخشی از یهودیان و مسلمانان اسپانیا پیش‌تر، گاه داوطلبانه و گاه زیر فشار اجتماعی، به مسیحیت گرویده بودند. اما حتی پس از تغییر دین، متهم می‌شدند باور پیشین خود را در خفا حفظ کرده‌اند. پرسش اصلی این است: اگر فردی از ترس باور خود را پنهان کند، آیا انتخاب او واقعا آزادانه بوده است؟


▪️اخراج، محرومیت و ازدست‌رفتن زندگی
تورکمادا شخصا عامل خشونت خیابانی نبود، اما نامش با فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا در ۱۴۹۲ پیوند خورده است. فرمان الحمرا هزاران یهودی را میان ترک اسپانیا یا پذیرش مسیحیت مخیر کرد. فشار مذهبی همیشه با زندان آغاز نمی‌شود؛ گاه با تخریب نمادها، مصادره اموال و حذف از روایت رسمی نیز عملی می‌شود.


▪️آیا ترس می‌تواند باور ایجاد کند؟
اسپانیای امروز با دوره تفتیش عقاید فاصله دارد و تلاش‌هایی برای بازاندیشی درباره گذشته، از جمله در قبال نوادگان یهودیان سفاردی، صورت گرفته است. اما مهم‌ترین بخش این داستان خود تورکمادا نیست؛ پرسشی که زنده می‌ماند این است: آیا برخورد یک جامعه با اقلیت‌های دینی، معیاری برای سنجش اعتمادبه‌نفس آن جامعه است؟

متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید
توماس دِ تورکِمادا، تفتیش‌گر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/

#خشونت_مذهبی #آزادی_باور #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4🕊3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

«یک شمع، یک نام، یک یاد»؛ وقتی سوگواری به دادخواهی تبدیل می‌شود

خانواده‌های دادخواه پویشی با عنوان «یک شمع، یک نام، یک یاد» آغاز کرده‌اند. از مردم خواسته‌اند شمعی به یاد یکی از جان‌باختگان روشن کنند، نام او را بر زبان بیاورند، درباره زندگی‌اش بخوانند و روایتش را با دیگران در میان بگذارند.

خواهر بابک صادقی محسنی نیز با پیوستن به این پویش نوشته است: «سهم ما شاید این باشد که نگذاریم نامشان بی‌صدا بماند.»

پشت این ابتکار ساده، معنایی مهم در دادخواهی نهفته است.

سرکوب فقط با کشتن و زندانی‌کردن پیش نمی‌رود. حکومت‌های سرکوبگر می‌کوشند قربانیان را به عدد تبدیل کنند؛ نام‌ها در انبوه خبرها گم شوند، زندگی‌ها فراموش شوند و با گذشت زمان، روایت رسمی جای تجربه قربانیان و خانواده‌هایشان را بگیرد.

در برابر این فراموشی، به‌یادآوردن خود یک کنش است.

در ادبیات عدالت انتقالی، یادمان‌سازی در کنار حقیقت‌یابی، دادخواهی و جبران آسیب، بخشی از فرایند مواجهه جامعه با گذشته است. عدالت فقط آن روزی آغاز نمی‌شود که دادگاهی تشکیل شود. بخشی از آن از همین امروز و با حفظ نام‌ها، ثبت روایت‌ها و ساختن حافظه‌ای آغاز می‌شود که نتوان به‌آسانی پاک یا تحریفش کرد.

اهمیت ابتکار خانواده‌های دادخواه در همین سادگی آن است: برای مشارکت در آن به سازمان بزرگ یا امکانات ویژه‌ای نیاز نیست. یک شمع کافی است؛ اما در کنار آن باید یک نام و یک روایت نیز زنده شود.

می‌توان یکی از جان‌باختگان را انتخاب کرد، درباره زندگی‌اش از منابع معتبر خواند، تصویرش را منتشر کرد و نوشت او که بود، چه آرزوهایی داشت و چه بر او گذشت.

به این ترتیب، قربانی دیگر فقط «یکی از کشته‌شدگان» نیست. دوباره صاحب نام، چهره، خانواده، زندگی و داستان می‌شود.

دادخواهی فقط مطالبه مجازات عاملان جنایت نیست؛ مبارزه برای حقیقت و علیه فراموشی نیز هست.

شاید به همین دلیل انتخاب «شمع» چنین معنای قدرتمندی پیدا می‌کند: حکومت می‌تواند انسانی را از زندگی محروم کند، اما نباید بتواند او را از حافظه جامعه نیز حذف کند.

هر شمع، یک نام.
هر نام، یک زندگی.
و هر روایت، بخشی از حافظه‌ای که می‌تواند روزی در خدمت حقیقت، عدالت و جلوگیری از تکرار جنایت قرار گیرد.

شمعی روشن کنیم، نامی را به خاطر بسپاریم و راوی زندگی انسانی شویم که نباید به عددی در تاریخ تبدیل شود.

به این کارزار بپیوندید و ویدیوهایتان را برای ما ارسال کنید.

#دادخواهی #علیه_فراموشی

@Tavaana_TavaanaTech
💔18
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان، در این ویدیو در سخنانش در ابتدا جوری جلوه می‌دهد که انگار از خشونت حکومت در دی ماه ۱۴۰۴ ناراحت است. او از اندوهگین بودن خود از خشونت سخن می‌گوید.‌ اما وقتی به انتهای ویدیو نزدیک می‌شویم متوجه می‌شویم که او به جای مسئول دانستن حکومت، انگشت اتهام را به سوی مردم می‌گیرد و آنها را عامل خشونت دانسته و ماموران امنیتی را قربانی خشونت مردم معرفی می‌کند.

جنایت دی ماه ۱۴۰۴ جلوی چشم میلیون‌ها ایرانی اتفاق افتاد به همه شاهد بودند که حکومت چگونه مردم بی‌دفاع را به گلوله بست. در این میان در جریان دفاع مردم از خودشان چند مامور حکومتی هم کشته شدند و تاکنون بابت آن‌ها ده‌ها نفر عدام شدند و ده‌ها نفر دیگر در خطر اعدام هستند. در حالی که در کشته شدن آن ماموران نقشی نداشتند.

حکومت هزاران نفر از هم‌وطنان را به قتل رساند، کودک و جوان و پیر و زن و مرد به رگبار بسته شدند، جنازه‌ها را روی هم انباشتند خانواده‌ها را واداشتند تا برای پیدا کردن عزیزانشان صدها کاور مشکی را باز کنند و پیکرهای غرق به خون کشته شدگان را ببینند.

به مجروحان در خیابان بیمارستان تیر خلاص زدند، بازداشت شدگان را به شیوه‌ای وحشیانه و قرون وسطایی شکنجه کردند و و حالا مدعی‌اند که این مردم بودند که خشن شدند!!

خانم مهاجرانی، شما یک زن و مادر هستید، پیشتر آموزگار بودید، چطور می‌توانید اینقدر بی‌رحم باشید، چطور چشمتان را بر ۴۷ سال جنایت حکومت بسته‌اید؟
چطور مادران دادخواه را نمی‌بینید؟!
از کی این همه بی‌رحم شدید؟

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍246💯2👌1💔1
Forwarded from گفت‌وشنود
صدور حکم چهار سال زندان برای روزبه گیلاسیان با استناد به آثار گذشته این نویسنده و پژوهشگر

روزبه گیلاسیان، نویسنده و پژوهشگر اهل گرگان، توسط دادگاه انقلاب بندرعباس به اتهام «فعالیت آموزشی و تبلیغ انحرافی یا مخل شرع مقدس» به چهار سال حبس محکوم شد.

بر اساس گزارش رادیو زمانه، ریشه پرونده جدید این نویسنده به بازداشت تعدادی از فعالان اجتماعی در بندرعباس در مرداد ۱۴۰۴ هم‌زمان با پیامدهای جنگ ۱۲روزه بازمی‌گردد. بازداشت‌شدگان در جریان بازجویی‌های خود از مطالعه آثار موجود در کانال تلگرامی «بایگانی نوشته‌های روزبه گیلاسیان» سخن گفته بودند و نهادهای امنیتی همین مسئله را مبنای اتهام‌زنی علیه این پژوهشگر قرار دادند؛ این در حالی است که بخش عمده نوشته‌های استنادشده مربوط به آثار مکتوب او در بازه زمانی سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۶ است.

گیلاسیان که در حال حاضر به عنوان کارمند رسمی آموزش و پرورش استان گلستان فعالیت می‌کند، پیش‌تر نیز سابقه برخورد قضایی و حبس را داشته است. او و الهه سروش‌نیا در آذر ۱۳۹۴ به دلیل برگزاری جلسات کتاب‌خوانی در منزل شخصی‌شان در گرگان بازداشت شده بودند که این اقدام در آن زمان با واکنش و اعتراض کانون نویسندگان ایران مواجه شد.

دادگاه انقلاب گرگان در آن پرونده گیلاسیان را با اتهاماتی چون تشکیل «شبه‌جمعیت پاتوق گرگان» به چهارسال حبس محکوم کرد و در نهایت دادگاه تجدید نظر حکم نهایی او را به یک سال حبس تقلیل داده بود که این محکومیت در بهمن ۱۳۹۶ در زندان امیرآباد گرگان اجرا شد.

تاکنون اطلاعات دقیقی درباره شعبه صادرکننده حکم اخیر در بندرعباس و وضعیت قطعی یا اجرایی شدن آن منتشر نشده است.

#روزبه_گیلاسیان #نویسنده #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊8💔8
تشکیل سومین پرونده علیه مهشاد کشانی؛ سه پرونده قضایی جداگانه علیه این زندانی سیاسی

بر اساس اطلاعات رسیده، پرونده قضایی تازه‌ای علیه مهشاد کشانی، زندانی سیاسی جوان، در شعبه ۱۵ بازپرسی تشکیل شده است. با تشکیل این پرونده، مهشاد کشانی اکنون با سه پرونده قضایی جداگانه مواجه است؛ یکی به صدور حکم قطعی پنج سال حبس منجر شده، دیگری در دوران حبس علیه او تشکیل و به شعبه ۵ بازپرسی ارجاع شده و پرونده سوم به‌تازگی در شعبه ۱۵ بازپرسی تشکیل شده است.

یک منبع مطلع می‌گوید در پرونده تازه شعبه ۱۵ نیز اتهاماتی مشابه اتهام‌های پیشین علیه مهشاد کشانی مطرح شده است. هنوز اطلاعات بیشتری درباره جزئیات و مصادیق این اتهامات و روند رسیدگی به پرونده منتشر نشده است.

پرونده نخست مربوط به بازداشت مهشاد کشانی در ۱۰ دی‌ماه است. شعبه پنجم مجتمع قضایی لاجوردی اصفهان به ریاست قاضی همت‌نژاد، روز ۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ او را به پنج سال حبس محکوم کرد. اتهام‌های مطرح‌شده در این پرونده «تبلیغ علیه نظام»، «حضور در اغتشاشات» و «تحریک مردم برای کشتار» عنوان شده بود. اعتراض وکیل او در مرحله تجدیدنظر پذیرفته نشد و حکم پنج سال حبس قطعی شد.

پرونده دوم در حالی علیه مهشاد کشانی تشکیل شد که او در زندان دولت‌آباد اصفهان به سر می‌برد و قرار بود ۱۲ خردادماه، پس از پایان محکومیت شش‌ماهه قبلی خود، آزاد شود. بر اساس اطلاعات رسیده، مسئولان زندان گزارشی علیه مهشاد کشانی و یک زندانی دیگر تنظیم کردند و بر مبنای آن پرونده‌ای در شعبه ۵ بازپرسی دادگستری ۲۲ بهمن اصفهان تشکیل شد. یکی از موارد مطرح‌شده علیه آنان این بود که در زندان به دیگر زندانیان گفته‌اند «از بیرون ما را نجات می‌دهند».

تشکیل این پرونده مانع آزادی مهشاد کشانی شد و او به سلول انفرادی انتقال یافت. بنا بر گزارش‌های پیشین، فشارهای روانی در این دوره به اندازه‌ای بود که او اقدام به بریدن رگ دست خود کرد. پس از آن، مهشاد کشانی ۱۳ روز در بیمارستان اعصاب و روان مدرس بستری و سپس دوباره به زندان دولت‌آباد منتقل شد. او سرانجام روز ۵ تیرماه با تأمین وثیقه برای این پرونده آزاد شد.

اکنون، در حالی که پرونده شعبه ۵ همچنان وجود دارد و حکم پنج سال حبس پرونده دیگر نیز قطعی شده است، پرونده سومی در شعبه ۱۵ بازپرسی علیه مهشاد کشانی تشکیل شده است.

مهشاد کشانی پس از آزادی با وثیقه نیز مدت زیادی بیرون از زندان نماند. ساعت هفت صبح ۱۲ مردادماه، مأموران بار دیگر به منزل او مراجعه کردند و بدون ابلاغ قبلی او را بازداشت کردند.

او پیش از این نیز در تابستان ۱۴۰۲ در اصفهان بازداشت شده و در پرونده‌ای جداگانه به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. مهشاد کشانی این محکومیت را به پایان رساند، اما به جای آزادی در موعد مقرر، با پرونده‌های تازه و ادامه بازداشت مواجه شد.

گزارش‌های پیشین همچنین حاکی از اعمال فشارهای شدید روانی بر مهشاد کشانی، از جمله اجرای «اعدام مصنوعی»، بوده است. سابقه خودزنی و بستری‌شدن او در بیمارستان روان‌پزشکی، در کنار تشکیل پیاپی پرونده‌های قضایی، نگرانی‌ها درباره وضعیت جسمی و روانی این زندانی سیاسی را افزایش داده است.


#مهشاد_کشانی

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدری که داغ فرزند جوانش را با تمام وجود لمس کرده، حالا روی خاک آرامستان ایستاده است؛ نه برای گریه کردن، که برای پس گرفتن حرمت داغش.

سنگ‌قبر ایلیا اجاقلو، جوانی که تنها ۱۸ بهار از عمرش گذشته بود و دی‌ماه گذشته در زادگاهش زنجان با شلیک مستقیم گلوله به خاک افتاد، بار دیگر هدف کینه‌توزی قرار گرفت و تصویرش تخریب شد.

اما پدرش تصمیمی تکان‌دهنده گرفت. او در واکنش به این بی‌حرمتی مستمر، تصاویر دو برادر شهیدش را که سال‌ها پیش در جنگ ایران و عراق جان باخته بودند، از داربست‌های حکومتی پایین کشید تا بگوید خون فرزند امروز او، هیچ تفاوتی با خون برادران دیروزش ندارد و حرمتی که لگدمال شود، دیگر هیچ قابی را برنمی‌تابد.

ایلیا جوانی پر از آرزو بود؛ نوجوانی که صدای اعتراضش را با گلوله پاسخ دادند، اما یادش حتی روی سنگ‌قبر شکسته‌اش نیز خاطره‌ای ماندگار در دل تاریخ این سرزمین باقی گذاشته است.

#ایلیا_اجاقلو #نه_به_جمهوری_اسلامی
22💔15🕊4
رضا شفاخواه، وکیل دادگستری و برادر مهدی شفاخواه، اعلام کرد که برادرش به دو سال و سه ماه حبس محکوم شده است.

مهدی شفاخواه، مربی داوطلب و فعال حوزه حمایت از کودکان کار، عصر سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در منزل شخصی‌اش بازداشت شد.

او طی سال‌های گذشته به‌صورت داوطلبانه در مناطق کم‌برخوردار فعالیت می‌کرد و با آموزش ورزش به کودکان کار و نوجوانان آسیب‌پذیر، تلاش داشت آنان را از چرخه اعتیاد، خشونت و بزهکاری دور نگه دارد. نزدیکان او می‌گویند فعالیت‌هایش در ایجاد فضایی امن و حمایتی برای کودکان محروم نقش داشته است.

مهدی شفاخواه برادر رضا شفاخواه، وکیل دادگستری و فعال حقوق کودکان و زندانیان سیاسی است.

خواهر همسر مهدی شفاخواه نیز پیشتر با انتشار متنی در شبکه‌های اجتماعی درباره فعالیت‌های او نوشته بود:
«مهدی فقط همسر خواهر من نیست؛ او سال‌ها برای کودکانی تلاش کرده که به‌دلیل فقر، فساد و ناکارآمدی حکومت، از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم مانده‌اند. او با آموزش ورزش به کودکان مناطق حاشیه‌ای، سعی می‌کرد امید و امنیت را به زندگی آن‌ها برگرداند.»

#مهدی_شفاخواه #کودک_کار #نه_به_جمهوری_اسلامی
💔15🕊4
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی سعید حسنی، شهروند بهائی در زندان عادل‌آباد شیراز

سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، با گذشت بیش از ۷۵ روز از زمان بازداشت، کماکان در زندان عادل‌آباد شیراز در بلاتکلیفی به سر می‌برد. وضعیت جسمانی او نامساعد گزارش شده و گفته می‌شود در جریان بازجویی‌ها مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفته است.

آقای حسنی روز دوم تیرماه سال جاری توسط نیروهای اطلاعات سپاه در شیراز دستگیر شد و از آن زمان تاکنون بیش از ۷۵ روز را در بازداشت سپری کرده است.

بر اساس گزارش‌های رسیده، این شهروند بهائی در جریان بازجویی‌ها با ضرب و شتم، توهین و بدرفتاری مواجه شده است. وضعیت تغذیهٔ او نیز نامناسب توصیف شده و گفته می‌شود در طول بازداشت دسترسی کافی به غذای مناسب و میوه نداشته است.

اگرچه او اخیراً یک ملاقات با نزدیکان خود داشته، در بخش قابل‌توجهی از دوران بازداشت از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بوده است.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعات دقیقی در خصوص اتهامات مطروحه علیه سعید حسنی و روند پروندهٔ او در دست نیست.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
7🕊2