Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تخریب سنگ مزار جاویدنام عرفان خزایی در آستانه سالگرد جانباختن او
ساعت ۱:۳۰ بامداد ۲۹ شهریور، تنها دو روز مانده به سالگرد قتل #عرفان_خزایی،
نیروهای امنیتی با لگد و بیاحترامی، سنگهای ایستادهی مزار را شکستند، سنگ خوابیدهی مزار عرفان را با تالیور از جا درآوردند و آن را پرت کردند.
این اقدام وحشیانه، زخم تازهای بر دل پدر و مادر داغدار عرفان گذاشت. حال روحی آنها به شدت وخیم است؛
جمهوری اسلامی یک بار جان عزیزشان را گرفت و امروز با آزار و فشار، تلاش میکند داغشان را سنگینتر کند و با ایجاد رعب و وحشت، خانواده را در هم بشکند.
این تعرض به مزار، نمونهای آشکار از نقض وحشیانهی حقوق بشر توسط حکومت جمهوری اسلامی است.
لازم به ذکر است، این خانواده در ماههای گذشته به شدت تحت فشار بودهاند.
#عرفان_خزایی #داذخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ساعت ۱:۳۰ بامداد ۲۹ شهریور، تنها دو روز مانده به سالگرد قتل #عرفان_خزایی،
نیروهای امنیتی با لگد و بیاحترامی، سنگهای ایستادهی مزار را شکستند، سنگ خوابیدهی مزار عرفان را با تالیور از جا درآوردند و آن را پرت کردند.
این اقدام وحشیانه، زخم تازهای بر دل پدر و مادر داغدار عرفان گذاشت. حال روحی آنها به شدت وخیم است؛
جمهوری اسلامی یک بار جان عزیزشان را گرفت و امروز با آزار و فشار، تلاش میکند داغشان را سنگینتر کند و با ایجاد رعب و وحشت، خانواده را در هم بشکند.
این تعرض به مزار، نمونهای آشکار از نقض وحشیانهی حقوق بشر توسط حکومت جمهوری اسلامی است.
لازم به ذکر است، این خانواده در ماههای گذشته به شدت تحت فشار بودهاند.
#عرفان_خزایی #داذخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43❤2🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهاد، برادر جاویدنام فریدون محمودی، در سومین سالگرد جانباختن برادرش، ویدیویی از حضور مادر بر مزار فریدون منتشر کرد و نوشت:
«سومین سالگرد برادر قهرمانم...
مادرم سه سال است که داغدار برادرم فریدون است. فریدون تنها چهار روز پس از از قتل ژینا با گلوله ماموران سپاه در خون نشست. اما داغ ما سرد نمیشود و آنچه با خانوادههای ما کردند فراموش نمیشود. امروز باز مردم بر سر مزار فریدون شعار دادند: «شههید نامرێ». فریدون جان یاد تو و همه جانباختگان انقلاب در قلب مردمتان زنده است.»
#فریدون_محمودی
#سقز #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«سومین سالگرد برادر قهرمانم...
مادرم سه سال است که داغدار برادرم فریدون است. فریدون تنها چهار روز پس از از قتل ژینا با گلوله ماموران سپاه در خون نشست. اما داغ ما سرد نمیشود و آنچه با خانوادههای ما کردند فراموش نمیشود. امروز باز مردم بر سر مزار فریدون شعار دادند: «شههید نامرێ». فریدون جان یاد تو و همه جانباختگان انقلاب در قلب مردمتان زنده است.»
#فریدون_محمودی
#سقز #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن دست که نَفْسِ بی گناهی را کُشت
انگار تمامِ مردمان را کشته
پنداشت که با چراندن خفاشان،
خورشیدکمان و آسمان را کشته
خونی که روان شدهست بر لالهی گوش،
میجوشد هنوز و غرقشان خواهد کرد
پژواکِ غریبِ نامِ یک دختر کُرد،
ظلمی که نهفتند، عیان خواهد کرد
این پرچم آغشته به شب گیسویش
از سایه خرچنگ تو پس میگیریم
آی ملغمه دروغ ای ترسیده
ما این وطن از چنگ تو پس میگیریم
شعر وخوانش از مونا برزویی
مونا برزویی، روز گذشته در خصوص این شعر نوشته:
«خودم الان اصل این ویدیو رو ندارم بدون تیتر رسانهها و نوشتهها و… ولی یک نکتهی بسیار مهم داره که دوست ندارم سانسور شه.. در قاب اصلی دستامو داشتم محکم فشار میدادم.. نور داشت میرفت. یک بار وقت خواندن داشتم.. و مهمتر اینکه حتی به خانوادهام نگفته بودم دارم همه چیزو رها میکنم.. اضطراب اون دستها مهمه. محکم فشار میدادم که نلرزم
دو هفته قبلش میخواستم بعد از سالها از ایران برم به دلایلی که برام مهم بود.. چند هفته بود که پاسپورتمو تمدید کرده بودم و چمدانم در اتاق پشتی باز بود..
بعد مهسا، در واقع برای خودم نوشتم که بمان و پس بگیر»
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
انگار تمامِ مردمان را کشته
پنداشت که با چراندن خفاشان،
خورشیدکمان و آسمان را کشته
خونی که روان شدهست بر لالهی گوش،
میجوشد هنوز و غرقشان خواهد کرد
پژواکِ غریبِ نامِ یک دختر کُرد،
ظلمی که نهفتند، عیان خواهد کرد
این پرچم آغشته به شب گیسویش
از سایه خرچنگ تو پس میگیریم
آی ملغمه دروغ ای ترسیده
ما این وطن از چنگ تو پس میگیریم
شعر وخوانش از مونا برزویی
مونا برزویی، روز گذشته در خصوص این شعر نوشته:
«خودم الان اصل این ویدیو رو ندارم بدون تیتر رسانهها و نوشتهها و… ولی یک نکتهی بسیار مهم داره که دوست ندارم سانسور شه.. در قاب اصلی دستامو داشتم محکم فشار میدادم.. نور داشت میرفت. یک بار وقت خواندن داشتم.. و مهمتر اینکه حتی به خانوادهام نگفته بودم دارم همه چیزو رها میکنم.. اضطراب اون دستها مهمه. محکم فشار میدادم که نلرزم
دو هفته قبلش میخواستم بعد از سالها از ایران برم به دلایلی که برام مهم بود.. چند هفته بود که پاسپورتمو تمدید کرده بودم و چمدانم در اتاق پشتی باز بود..
بعد مهسا، در واقع برای خودم نوشتم که بمان و پس بگیر»
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤29👍7👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام بهار خورشیدی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
»بهارم...
نبودنت مثل زمستونیست که هیچوقت تموم نمیشه.
صدات هنوز تو گوشمه، خندههات توی قلبمه و نگاهت مثل نوریه که هیچ وقت خاموش نمیشه.
هر لحظه تو رو حس میکنم، حتی وقتی نمیبینمت.
یادت دلیل ادامه دادنمه، حتی وقتی دلم از دلتنگی میگیره.
میدونم جایی که هستی آروم و خوشحالی، و همین تنها دلخوشی منه.
تا همیشه تو قلبم میمونی، بهارم… همیشه.»
#بهار_خورشیدی
بهار (رقیه) خورشیدی، متولد ۱۳ آذر ۱۳۷۸، نقاش و مدرس زبان انگلیسی بود. او اول مهر ۱۴۰۱ در پی یورش مأموران امنیتی به خانهاش در رباط کریم کشته شد.
بهار خورشیدی از جوانان انقلابی ساکن رباطکریم بود که ماموران او را از پنجره خانهشان به پایین پرت کردند.
روایت تلخ نحوه کشتهشدن بهار را از زبان دوستانش نقل میکنیم: «بهار حین چسباندن تراکت برای تظاهرات شناسایی شد و موقع رفتن به خانه تعقیب شد، ماموران به خانهشان میریزند و حتی در خانهشان اسلحه جاساز کردند تا پروندهاش سنگین شود، در همان حین با بهاره درگیر میشوند و او را مقابل چشم دیگران از پنجره به پایین پرت میکنند.
خانواده بهار را مجبور به ترک محل زندگی و اقامت در شهر گرگان کردهاند.»
بهار لاتاری برنده شده بود و قرار بود به آمریکا برود. ولی در وطنش توسط ماموران به شکل وحشیانهای به قتل رسید.
#دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
»بهارم...
نبودنت مثل زمستونیست که هیچوقت تموم نمیشه.
صدات هنوز تو گوشمه، خندههات توی قلبمه و نگاهت مثل نوریه که هیچ وقت خاموش نمیشه.
هر لحظه تو رو حس میکنم، حتی وقتی نمیبینمت.
یادت دلیل ادامه دادنمه، حتی وقتی دلم از دلتنگی میگیره.
میدونم جایی که هستی آروم و خوشحالی، و همین تنها دلخوشی منه.
تا همیشه تو قلبم میمونی، بهارم… همیشه.»
#بهار_خورشیدی
بهار (رقیه) خورشیدی، متولد ۱۳ آذر ۱۳۷۸، نقاش و مدرس زبان انگلیسی بود. او اول مهر ۱۴۰۱ در پی یورش مأموران امنیتی به خانهاش در رباط کریم کشته شد.
بهار خورشیدی از جوانان انقلابی ساکن رباطکریم بود که ماموران او را از پنجره خانهشان به پایین پرت کردند.
روایت تلخ نحوه کشتهشدن بهار را از زبان دوستانش نقل میکنیم: «بهار حین چسباندن تراکت برای تظاهرات شناسایی شد و موقع رفتن به خانه تعقیب شد، ماموران به خانهشان میریزند و حتی در خانهشان اسلحه جاساز کردند تا پروندهاش سنگین شود، در همان حین با بهاره درگیر میشوند و او را مقابل چشم دیگران از پنجره به پایین پرت میکنند.
خانواده بهار را مجبور به ترک محل زندگی و اقامت در شهر گرگان کردهاند.»
بهار لاتاری برنده شده بود و قرار بود به آمریکا برود. ولی در وطنش توسط ماموران به شکل وحشیانهای به قتل رسید.
#دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤7👎1
خانواده دلاور جاویدنام محمدرضا اسکندری، به یاد او در سومین سالگردش تعدادی لوارم دانشآموزی، به کودکان نیازمند هدیه دادند.
- محمدرضا اسکندری متولد ۱۸ آذر ۱۳۷۵، اهل پاکدشت، ورزشکار بود و همراه پدرش که راننده ماشین است کار میکرد. ۳۰ شهریور وقتی از باشگاه برمیگردد در تماسی با خانواده میگوید که به مرکز شهر میرود، در جریان تظاهرات مرکز شهر با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به سر مجروح و نرسیده به بیمارستان جان میسپارد.
«روی دستش freedom رو تتو کرده بود چون همیشه در آرزوی آزادی بود.» این گفته مریم اسکندری، خواهر جاویدنام محمدرضا اسکندری، درباره اوست.
محمدرضا اسکندری، که پدرش جانباز جنگ ایران و عراق، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در محله پاکدشت به ضرب گلولههای ماموران امنیتی کشته شد: « ورزشکار بود و آخرین بار هم از باشگاه رفته بود مرکز پاکدشت که اونجا شلوغ میشه و تیراندازی میکنند، با گلوله جنگی به قلبش زدند. ساک باشگاهش آخرین چیزیه که همراهش بوده.»
محمدرضا در آخرین تماس تلفنی به مادرش گفت: «شام میام؛ میام خونه.»
مادر حدود ساعت ۷ و نیم عصر به محمدرضا زنگ میزند و جویای حال او میشود که در این تماس همه چیز عادی است و صدای اعتراضات به گوش مادر نمیرسد. به نظر میآید هنوز محمدرضا به محل اعتراضات نرسیده است.
ساعت ۹ شب از محمدرضا خبری نمیشود. خانواده که از اعتراضات و تیراندازی در پاکدشت باخبر شده است، به محل میروند، ماشین محمدرضا را پیدا میکنند، اما از خودش خبری نیست. به درمانگاه محل میروند. یکی از نزدیکان خانواده اسکندری در گفتوگویی درباره آن شب میگوید: «پیکر محمدرضا روی زمین افتاده بود. غرق در خون؛ یعنی این [...]ها حتی محمدرضا را روی تخت نگذاشته بودند؛ روی زمین بود؛ یک چیزی شبیه به نوعی بنر هم روی محمدرضا کشیده بودند؛ جای گلوله روی قلب محمدرضا به وضوح دیده میشد که روی آن چسب زده بودند؛ باور نمیکنید کف درمانگاه همهاش خون بود.»
ماموران امنیتی و لباس شخصیها اغلب «با لباس مشکی» و «چماقهای چوبی در دست» بالای سر پیکر محمدرضا و خانواده او ایستاده بودند
#محمدرضا_اسکندری #محمدرضااسکندری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
- محمدرضا اسکندری متولد ۱۸ آذر ۱۳۷۵، اهل پاکدشت، ورزشکار بود و همراه پدرش که راننده ماشین است کار میکرد. ۳۰ شهریور وقتی از باشگاه برمیگردد در تماسی با خانواده میگوید که به مرکز شهر میرود، در جریان تظاهرات مرکز شهر با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به سر مجروح و نرسیده به بیمارستان جان میسپارد.
«روی دستش freedom رو تتو کرده بود چون همیشه در آرزوی آزادی بود.» این گفته مریم اسکندری، خواهر جاویدنام محمدرضا اسکندری، درباره اوست.
محمدرضا اسکندری، که پدرش جانباز جنگ ایران و عراق، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در محله پاکدشت به ضرب گلولههای ماموران امنیتی کشته شد: « ورزشکار بود و آخرین بار هم از باشگاه رفته بود مرکز پاکدشت که اونجا شلوغ میشه و تیراندازی میکنند، با گلوله جنگی به قلبش زدند. ساک باشگاهش آخرین چیزیه که همراهش بوده.»
محمدرضا در آخرین تماس تلفنی به مادرش گفت: «شام میام؛ میام خونه.»
مادر حدود ساعت ۷ و نیم عصر به محمدرضا زنگ میزند و جویای حال او میشود که در این تماس همه چیز عادی است و صدای اعتراضات به گوش مادر نمیرسد. به نظر میآید هنوز محمدرضا به محل اعتراضات نرسیده است.
ساعت ۹ شب از محمدرضا خبری نمیشود. خانواده که از اعتراضات و تیراندازی در پاکدشت باخبر شده است، به محل میروند، ماشین محمدرضا را پیدا میکنند، اما از خودش خبری نیست. به درمانگاه محل میروند. یکی از نزدیکان خانواده اسکندری در گفتوگویی درباره آن شب میگوید: «پیکر محمدرضا روی زمین افتاده بود. غرق در خون؛ یعنی این [...]ها حتی محمدرضا را روی تخت نگذاشته بودند؛ روی زمین بود؛ یک چیزی شبیه به نوعی بنر هم روی محمدرضا کشیده بودند؛ جای گلوله روی قلب محمدرضا به وضوح دیده میشد که روی آن چسب زده بودند؛ باور نمیکنید کف درمانگاه همهاش خون بود.»
ماموران امنیتی و لباس شخصیها اغلب «با لباس مشکی» و «چماقهای چوبی در دست» بالای سر پیکر محمدرضا و خانواده او ایستاده بودند
#محمدرضا_اسکندری #محمدرضااسکندری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25💔7❤4
Forwarded from گفتوشنود
سوگ خاموش، اشکهای ممنوع؛
روایتی از رنجی که حکومت نمیخواهد دیده شود
سوگواری یکی از بنیادیترین حقوق انسانی است؛ گریستن بر عزیزان، آرزوها یا آزادیهای ازدسترفته. اما در جمهوری اسلامی، همین حق ساده بارها سرکوب شده است. در این سرزمین، اشک نه تنها تسکین نیست، که جرم شمرده میشود. سوگ خاموش، یعنی فقدانهایی که به رسمیت شناخته نمیشوند یا اجازهی عزاداری ندارند، در ایران به شکلی سیستماتیک بازتولید میشود.
چرا حاکمیت از عزاداری میترسد؟ در منطق جمهوری اسلامی، هر جمعشدن مردمی بالقوه تهدیدی سیاسی است. از دههی شصت تاکنون، حکومت هر نشانهای از یادآوری مرگهای سیاسی را سرکوب کرده است. ایدئولوژی دینی–سیاسی حاکم هم میکوشد اشک و سوگ را تنها در خدمت روایت رسمی «شهیدپروری» بهکار گیرد، و هر گریهای بیرون از این چهارچوب، نامشروع اعلام میشود.
نمونهها بیشمارند. مادران خاوران هنوز پس از چهار دهه حق ندارند بر مزار جمعی عزیزانشان عزاداری کنند. خانوادههای کشتهشدگان آبان ۹۸ و ژینا امینی، زیر تهدید و فشار امنیتی قرار گرفتند. زندانیان سیاسی و حتی متهمان مواد مخدر در سکوت اعدام میشوند، بیآنکه خانوادههایشان از محل دفن مطلع شوند. بازماندگان پرواز PS752 وقتی برای سوگ گرد هم آمدند، با سرکوب روبهرو شدند. زنان پس از سقط جنین یا طلاق، به جای همدردی، شرمسار میشوند. افراد ترنس و کوییر، جدایی و طرد را در سکوتی اجباری تجربه میکنند. مهاجران و تبعیدیان، کودکان کار، دانشجویان محروم از تحصیل و زنانی که هر روز فقدان آزادی را زیر حجاب اجباری زندگی میکنند، همه در زمرهی صاحبان سوگ خاموشاند.
این رنجها خاموش نمیمانند؛ در لایههای پنهان جامعه رسوب میکنند و به افسردگی، بیاعتمادی و خشم بدل میشوند. انفجارهای اجتماعی ایران، پژواک همین اشکهای ممنوع است. وقتی مادری اجازهی گریستن بر مزار فرزندش ندارد، اشک او به فریاد جمعی بدل میشود.
حق سوگواری، حقی انسانی و جهانی است. هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه مردم را از گریستن بازدارد. جمهوری اسلامی با سرکوب اشکها، تنها درد و مقاومت را ژرفتر کرده است. امروز وظیفهی ماست که این سوگهای خاموش را روایت کنیم: در هنر، در ادبیات، در شبکههای اجتماعی. زیرا دیدن رنج یکدیگر نه فقط همدلی، که نخستین گام مقاومت در برابر استبداد است.
#سوگواری #مهسا_امینی #کیان_پیرفلک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سوگ خاموش، اشکهای ممنوع؛
روایتی از رنجی که حکومت نمیخواهد دیده شود
سوگواری یکی از بنیادیترین حقوق انسانی است؛ گریستن بر عزیزان، آرزوها یا آزادیهای ازدسترفته. اما در جمهوری اسلامی، همین حق ساده بارها سرکوب شده است. در این سرزمین، اشک نه تنها تسکین نیست، که جرم شمرده میشود. سوگ خاموش، یعنی فقدانهایی که به رسمیت شناخته نمیشوند یا اجازهی عزاداری ندارند، در ایران به شکلی سیستماتیک بازتولید میشود.
چرا حاکمیت از عزاداری میترسد؟ در منطق جمهوری اسلامی، هر جمعشدن مردمی بالقوه تهدیدی سیاسی است. از دههی شصت تاکنون، حکومت هر نشانهای از یادآوری مرگهای سیاسی را سرکوب کرده است. ایدئولوژی دینی–سیاسی حاکم هم میکوشد اشک و سوگ را تنها در خدمت روایت رسمی «شهیدپروری» بهکار گیرد، و هر گریهای بیرون از این چهارچوب، نامشروع اعلام میشود.
نمونهها بیشمارند. مادران خاوران هنوز پس از چهار دهه حق ندارند بر مزار جمعی عزیزانشان عزاداری کنند. خانوادههای کشتهشدگان آبان ۹۸ و ژینا امینی، زیر تهدید و فشار امنیتی قرار گرفتند. زندانیان سیاسی و حتی متهمان مواد مخدر در سکوت اعدام میشوند، بیآنکه خانوادههایشان از محل دفن مطلع شوند. بازماندگان پرواز PS752 وقتی برای سوگ گرد هم آمدند، با سرکوب روبهرو شدند. زنان پس از سقط جنین یا طلاق، به جای همدردی، شرمسار میشوند. افراد ترنس و کوییر، جدایی و طرد را در سکوتی اجباری تجربه میکنند. مهاجران و تبعیدیان، کودکان کار، دانشجویان محروم از تحصیل و زنانی که هر روز فقدان آزادی را زیر حجاب اجباری زندگی میکنند، همه در زمرهی صاحبان سوگ خاموشاند.
این رنجها خاموش نمیمانند؛ در لایههای پنهان جامعه رسوب میکنند و به افسردگی، بیاعتمادی و خشم بدل میشوند. انفجارهای اجتماعی ایران، پژواک همین اشکهای ممنوع است. وقتی مادری اجازهی گریستن بر مزار فرزندش ندارد، اشک او به فریاد جمعی بدل میشود.
حق سوگواری، حقی انسانی و جهانی است. هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه مردم را از گریستن بازدارد. جمهوری اسلامی با سرکوب اشکها، تنها درد و مقاومت را ژرفتر کرده است. امروز وظیفهی ماست که این سوگهای خاموش را روایت کنیم: در هنر، در ادبیات، در شبکههای اجتماعی. زیرا دیدن رنج یکدیگر نه فقط همدلی، که نخستین گام مقاومت در برابر استبداد است.
#سوگواری #مهسا_امینی #کیان_پیرفلک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔23🕊5❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که پدر جاویدنام مهرشاد شهیدی منتشر کرد که روی آن دکلمه محمد نجفی، وکیل زندانی اهل شازند اراک، قرار دارد.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«صدای خاموششدهی شما، آوای بیداری ما شد؛ راهی که با خونتان آغاز شد، هرگز خاموش نخواهد شد.»
شاعر و دکلمه از «محمد نجفی»
#مهرشاد_شهیدی #پویابختیاری #ابوالفضل_امیرعطایی #نداآقاسلطان #محسن_شکاری #نیکتااسفندانی #نویدافکاری #محمدمهدی_کرمی #محمدحسینی #حنانه_کیا #سارینا_اسماعیل_زاده #سیاوش_محمودی #نیکاشاکرمی #مهسا_امینی #کیان_پیرفلک #مجاهد_کورکور #محمدرضااسکندری #حدیث_نجفی #خدانور #کیانوش_سنجری #مهران_سماک #اسراپناهی #غزاله_چلاوی #آیلار_حقی #بهنام_لایق_پور #مجیدرضا_رهنورد #حمیدرضاروحی #یلدا_آقا_فضلی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«صدای خاموششدهی شما، آوای بیداری ما شد؛ راهی که با خونتان آغاز شد، هرگز خاموش نخواهد شد.»
شاعر و دکلمه از «محمد نجفی»
#مهرشاد_شهیدی #پویابختیاری #ابوالفضل_امیرعطایی #نداآقاسلطان #محسن_شکاری #نیکتااسفندانی #نویدافکاری #محمدمهدی_کرمی #محمدحسینی #حنانه_کیا #سارینا_اسماعیل_زاده #سیاوش_محمودی #نیکاشاکرمی #مهسا_امینی #کیان_پیرفلک #مجاهد_کورکور #محمدرضااسکندری #حدیث_نجفی #خدانور #کیانوش_سنجری #مهران_سماک #اسراپناهی #غزاله_چلاوی #آیلار_حقی #بهنام_لایق_پور #مجیدرضا_رهنورد #حمیدرضاروحی #یلدا_آقا_فضلی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23💔13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر امروز دختران ایرانی دارند عرصههای عمومی جامعه را از حکومت پس میگیرند، حاصل شجاعت نیکاها اسن که پیشگام بودند و در این را از جان مایه گذاشتند.
نیروهای وحشی سرکوبگر، شهامت نیکا را تاب نیاوردند و او را با بیرحمی به قتل رساندند، اما نمیدانستند که خیزش زن، زندگی، آزادی آنقدر قوی و پویا است که در بطن اجتماع ادامه پیدا میکند
نیکای ۱۶ ساله، امروز الگوی بسیاری از نوجوانان و جوانان و مایه افتخار ایران شده است. همه از او شهامت و آزادگی را آموختهاند و راهش را تا رسیدن به پیروزی نهایی ادامه خواهند داد.
#نیکا_شاکرمی #نه_به_جمهورى_اسلامى #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نیروهای وحشی سرکوبگر، شهامت نیکا را تاب نیاوردند و او را با بیرحمی به قتل رساندند، اما نمیدانستند که خیزش زن، زندگی، آزادی آنقدر قوی و پویا است که در بطن اجتماع ادامه پیدا میکند
نیکای ۱۶ ساله، امروز الگوی بسیاری از نوجوانان و جوانان و مایه افتخار ایران شده است. همه از او شهامت و آزادگی را آموختهاند و راهش را تا رسیدن به پیروزی نهایی ادامه خواهند داد.
#نیکا_شاکرمی #نه_به_جمهورى_اسلامى #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤30
زندانیان سیاسی و افکار عمومی
موضوع زندانیشدن به دلایل سیاسی موضوعی فریبنده است؛ از این دید که خیلی از شهروندان تصور میکنند خودشان قرار نیست روزی جزئی از آنان باشند. اما نظامهای استبدادی معمولا پیشبینیپذیر نیستند؛ بهویژه وقتی احساس کنند خطر اعتراضات عمومی آنها را تهدید میکند. به همین دلیل هر شهروندی در واقع باید بداند که در معرض خطر است و روزی ممکن است نام او هم به عنوان زندانی سیاسی برده شود.
بازداشت به دلایل سیاسی و بهانههای اغلب واهی و ساختگی نشانه اصلی حکومتهایی است که به استقلال قضایی باور ندارند. این زندانیان که زمانی شهروندانی کنشگر یا حتی صرفا شهروندی ناهمسو با رژیم بودهاند در زندانها با شرایطی اغلب ناگوار نگهداری میشوند تا درس عبرتی برای سایرین و علامت «قدرت» حاکمان در ساکتکردن مخالفان خود باشند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-society-view/
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
موضوع زندانیشدن به دلایل سیاسی موضوعی فریبنده است؛ از این دید که خیلی از شهروندان تصور میکنند خودشان قرار نیست روزی جزئی از آنان باشند. اما نظامهای استبدادی معمولا پیشبینیپذیر نیستند؛ بهویژه وقتی احساس کنند خطر اعتراضات عمومی آنها را تهدید میکند. به همین دلیل هر شهروندی در واقع باید بداند که در معرض خطر است و روزی ممکن است نام او هم به عنوان زندانی سیاسی برده شود.
بازداشت به دلایل سیاسی و بهانههای اغلب واهی و ساختگی نشانه اصلی حکومتهایی است که به استقلال قضایی باور ندارند. این زندانیان که زمانی شهروندانی کنشگر یا حتی صرفا شهروندی ناهمسو با رژیم بودهاند در زندانها با شرایطی اغلب ناگوار نگهداری میشوند تا درس عبرتی برای سایرین و علامت «قدرت» حاکمان در ساکتکردن مخالفان خود باشند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-society-view/
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
👍17🕊3❤2
یک زندانی جرائم مالی در زندان یزد به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.
روز جمعه، ۲۸ شهریورماه، محمد منقولی، زندانی جرائم مالی در زندان یزد، جان خود را از دست داد.
به گزارش «هرانا» این زندانی پس از انتقال به بهداری با علائم تنگی نفس، به دلیل بیتوجهی مقامات زندان جان خود را از دست داد.
یک منبع نزدیک به خانواده محمد منقولی، گفته است: «پزشک بهداری با وجود مشاهده علائم تنگی نفس، بدون توجه لازم، آقای منقولی را به تمارض متهم کرده بود.»
جمهوری اسلامی و شخص خامنهای مسئول مستقیم مرگ زندانیان در زندانها هستند.
بر اساس گزارش مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۱۴۰۳، دستکم ۳۲ مورد مرگ زندانی در زندانهای ایران به ثبت رسیده است. از این تعداد، دستکم ۵ مورد مرگ زندانی بر اثر بیماری، ۱۸ مورد خودکشی زندانی، ۲ مورد خودسوزی زندانی و ۷ مورد قتل زندانی در زندان مستند شده است.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
روز جمعه، ۲۸ شهریورماه، محمد منقولی، زندانی جرائم مالی در زندان یزد، جان خود را از دست داد.
به گزارش «هرانا» این زندانی پس از انتقال به بهداری با علائم تنگی نفس، به دلیل بیتوجهی مقامات زندان جان خود را از دست داد.
یک منبع نزدیک به خانواده محمد منقولی، گفته است: «پزشک بهداری با وجود مشاهده علائم تنگی نفس، بدون توجه لازم، آقای منقولی را به تمارض متهم کرده بود.»
جمهوری اسلامی و شخص خامنهای مسئول مستقیم مرگ زندانیان در زندانها هستند.
بر اساس گزارش مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۱۴۰۳، دستکم ۳۲ مورد مرگ زندانی در زندانهای ایران به ثبت رسیده است. از این تعداد، دستکم ۵ مورد مرگ زندانی بر اثر بیماری، ۱۸ مورد خودکشی زندانی، ۲ مورد خودسوزی زندانی و ۷ مورد قتل زندانی در زندان مستند شده است.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊2
«هموطنان عزیز
اینجانب و همبندیهایم در زندان قزلحصار، طی دو ماه گذشته مصائب هولناکی را پشت سر گذاشتهایم، اما اکنون با رسیدن اعتصاب غذای همبندیمان حسین رونقی به هجدهمین روز، نگرانیمان از وقوع فاجعهای دیگر توسط دستگاهی مسؤلیتناپذیر بیش از پیش شده است.
حسین از ۱۲ مرداد که در اقدامی غیرقانونی و باوجود داشتن گواهی «عدم تحمل حبس قطعی» نزد ما در این اسارتگاه دربند شد، وقتی که دید در شنبه خونین قزلحصار چه بلایی بر سر ما آوردهاند، یک ماهی را با ما همدردی کرده و به احترام یاد عزیزان از دست رفته واکنشی نسبت به رفتار غیرانسانی و غیرقانونی نسبت به خودش نشان نداد، و از ۱۲ شهریور دست به اعتصاب غذای تر زد.
در این مدت دو ماه حسین با من در سلولی که از فرط کوچکی و تنگی «قبر زندگان»ش مینامیم، هم سلولی بوده، و اینجانب شاهد بودهام جز چند حبه قند و مقداری نمک با مقداری آب یا چای چیزی نخورده و نیاشامیده، در چند روز اخیر که توان رفتن به بهداری و گرفتن علائم را نداشته و بهیار نزد همه ما علائم حیاتیاش را چک کرده، فشارش حدود ۹ روی ۶ بوده و با توجه به افت وزن و شرایطی روانی ناشی از اعدام همبندیها، که البته همه درگیر آن هستیم، حسین از امروز به بعد وارد مراحل بحرانی این اعتصاب اعتراضی خواهد شد.
ضمن احترام و سپاس از همه عزیزانی که خواهان پایان اعتصاب حسین رونقی هستند، به نظرم با توجه به تخلف محرز دستگاههای امنیتی، قضایی و سازمان زندانها در بازداشت و زندانی کردن شهروندی که دارای گواهی «عدم تحمل حبس قطعی» میباشد، همگی باید خواهان آزادی حسین و بسیاری دیگر چون او باشیم، و اساسا صورت مسأله را که اصل رعایت حقوق بشر و اینکه «هیچ حکومتی حق ندارد شهروندان را به صرف بیان عقاید یا دور هم جمع شدن و هر نوع عمل غیرخشونتباری بازداشت، زندانی و اعدام کند» فراموش نکنیم.
ما در این دو ماه رنجی فراتر از تحمل دیدهایم، و البته تاب خواهیم آورد. اما از همه شما هموطنان عزیز میخواهیم، صدای همه زندانیان زیر حکم اعدام، صدای هزاران جوان اخیرا بازداشت شده، و صدای اعتراض ما و حسین رونقی(که جان و سلامتش را به میان آورده برای اعتراض) نسبت به این خودکامگی و بیقانونی و بیمسؤلیتی مقامات جمهوری اسلامی باشید.
احمدرضا حائری
زندان قزلحصار
۲۹ شهریور ۱۴۰۴»
از اینستاگرام احمدرضا حائری
#حسین_رونقی #بابک_شهبازی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اینجانب و همبندیهایم در زندان قزلحصار، طی دو ماه گذشته مصائب هولناکی را پشت سر گذاشتهایم، اما اکنون با رسیدن اعتصاب غذای همبندیمان حسین رونقی به هجدهمین روز، نگرانیمان از وقوع فاجعهای دیگر توسط دستگاهی مسؤلیتناپذیر بیش از پیش شده است.
حسین از ۱۲ مرداد که در اقدامی غیرقانونی و باوجود داشتن گواهی «عدم تحمل حبس قطعی» نزد ما در این اسارتگاه دربند شد، وقتی که دید در شنبه خونین قزلحصار چه بلایی بر سر ما آوردهاند، یک ماهی را با ما همدردی کرده و به احترام یاد عزیزان از دست رفته واکنشی نسبت به رفتار غیرانسانی و غیرقانونی نسبت به خودش نشان نداد، و از ۱۲ شهریور دست به اعتصاب غذای تر زد.
در این مدت دو ماه حسین با من در سلولی که از فرط کوچکی و تنگی «قبر زندگان»ش مینامیم، هم سلولی بوده، و اینجانب شاهد بودهام جز چند حبه قند و مقداری نمک با مقداری آب یا چای چیزی نخورده و نیاشامیده، در چند روز اخیر که توان رفتن به بهداری و گرفتن علائم را نداشته و بهیار نزد همه ما علائم حیاتیاش را چک کرده، فشارش حدود ۹ روی ۶ بوده و با توجه به افت وزن و شرایطی روانی ناشی از اعدام همبندیها، که البته همه درگیر آن هستیم، حسین از امروز به بعد وارد مراحل بحرانی این اعتصاب اعتراضی خواهد شد.
ضمن احترام و سپاس از همه عزیزانی که خواهان پایان اعتصاب حسین رونقی هستند، به نظرم با توجه به تخلف محرز دستگاههای امنیتی، قضایی و سازمان زندانها در بازداشت و زندانی کردن شهروندی که دارای گواهی «عدم تحمل حبس قطعی» میباشد، همگی باید خواهان آزادی حسین و بسیاری دیگر چون او باشیم، و اساسا صورت مسأله را که اصل رعایت حقوق بشر و اینکه «هیچ حکومتی حق ندارد شهروندان را به صرف بیان عقاید یا دور هم جمع شدن و هر نوع عمل غیرخشونتباری بازداشت، زندانی و اعدام کند» فراموش نکنیم.
ما در این دو ماه رنجی فراتر از تحمل دیدهایم، و البته تاب خواهیم آورد. اما از همه شما هموطنان عزیز میخواهیم، صدای همه زندانیان زیر حکم اعدام، صدای هزاران جوان اخیرا بازداشت شده، و صدای اعتراض ما و حسین رونقی(که جان و سلامتش را به میان آورده برای اعتراض) نسبت به این خودکامگی و بیقانونی و بیمسؤلیتی مقامات جمهوری اسلامی باشید.
احمدرضا حائری
زندان قزلحصار
۲۹ شهریور ۱۴۰۴»
از اینستاگرام احمدرضا حائری
#حسین_رونقی #بابک_شهبازی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍24❤9🕊2