آموزشکده توانا
50.4K subscribers
37.8K photos
40.3K videos
2.56K files
21K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
تصاویر جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی در رسانه‌ها به‌عنوان واقعیت منتشر شدند

کمتر از چند روز از عرضه مدل تصویری جدید گوگل به نام Nano Banana 2 گذشته و کاربران تصاویر فوق‌العاده جالب اما غیرواقعی از مهمانی رفتن مدیران بزرگ شرکت‌های فناوری را طراحی و منتشر کرده‌اند. اما در این بین برخی از رسانه‌ها این تصاویر را با عناوین و تیترهای واقعی منتشر کردند.

تصاویری که اصلا وجود خارجی نداشته‌اند، اما نورپردازی، حالت چهره‌ها و جزئیات آن‌قدر قانع‌کننده‌اند که هر کسی را هنگام اسکرول کردن فریب می‌دهند.

همچنین با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، برخی از سرویس‌های ویژه برای تشخیص و تفکیک تصاویر واقعی از هوش مصنوعی هم دچار خطا شده و با اشتباه فاحش این تصاویر را واقعی نشان می‌دهند.
اما سوال اینجاست؛ وقتی عکس‌ها می‌توانند این‌قدر واقعی به‌نظر برسند، اصلا چه چیزی را باید مدرک و سند بدانیم؟

💰 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🔹 نیروهای حکومتی رژیم جمهوری اسلامی مانع برگزاری مراسم سالگرد امیرجواد اسعدزاده شدند و تنها خانواده اجازه حضور یافت. مسیرهای منتهی به آرامستان کاملاً تحت کنترل بود و هرگونه تجمع ممنوع شد.

🔹 تعداد بسیار زیادی از نیروهای امنیتی، بسیج و لباس‌شخصی در محل مستقر بودند تا از شکل‌گیری مراسم عمومی جلوگیری کنند. خانواده نیز پیش‌تر از برگزاری هرگونه تجمع منع شده بود.

🔹 طبق اسناد پرونده، امیرجواد پس از بازداشت در بلوار پیروزی مشهد به‌شدت مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفت و سپس به زیرزمین مسجد نیمه‌تمام منتقل شد؛ جایی که با باتوم، ضربات سنگین به قفسه سینه و سر، و شوکر الکتریکی شکنجه شد. پزشکی‌قانونی علت مرگ را ضربه شدید به قفسه سینه و شکستگی‌های گسترده اعلام کرده است. او پس از انتقال به کلانتری جان باخت.

🔹 متهمان این پرونده روحانیِ معمم و نیروهای بسیجی بودند؛ افرادی که هنگام شکنجه در زیرزمین حضور داشتند و با وجود اتهام قتل و بازداشت غیرقانونی همگی با وثیقه آزاد شدند.

🔹 بخشی از متهمان طبق گزارش بازپرسی به خارج از ایران منتقل شده‌اند و روند پرونده پس از سه سال همچنان بلاتکلیف است.


#امیرجواد_اسعدزاده #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مشهد #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔7👍4
امروز اول آذر ۱۴۰۴، بیست و هفتمین سالگرد قتل وحشیانه داریوش فروهر و پروانه اسکندری، توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است.
۴۵ روز بعد از این اتفاق وزارت اطلاعات اعلام کرد: «با کمال تأسف معدودی از همکاران مسؤولیت ناشناس، کج اندیش و خودسر این وزارت که بی شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایت‌کارانه زده‌اند در میان آنها وجود دارد.»

متّهمان که از کارمندان وزارت اطلاعات بودند، در اعتراف‌های خود، قتل را «حذف فیزیکی» خوانده‌اند که از طرف وزارت اطلاعات به آنها ابلاغ شده و نوشته‌اند که جزو «وظایف سازمانی» آنان بوده‌است و بر اساس دستور و روال‌های ازپیش‌مشخص‌شده عمل کرده‌اند.

علی صفایی، کارمند وزارت اطلاعات، در جلسهٔ دادگاه مورخ ۱۳۷۹/۴/۱۵ می‌گوید: «آن شب ابتدا مسلم و صادق به در منزل رفتند، من و فلاح در کوچه‌ای که بن‌بست بود کمی پایین‌تر از منزل قرار گرفتیم، چند نفر بالای کوچه قرار گرفتند و چند نفر حفاظت کوچه را داشتند. برادر مسلم و صادق وارد منزل شدند و بعد برادر فلاح که بنده در حیاط ماندم. حدوداً بعد از سی دقیقه فلاح برادران دیگر را صدا زدند، با بی‌سیم گفتند و وارد منزل شدند. که گفتند بنده و برادر مسلم و فلاح با خانم پروانه به طبقهٔ بالا رفتیم. بعد از بازرسی عادی فلاح دستور داد کار را شروع کنیم. بنده گردن و دهان ایشان را گرفتم، مسلم دست‌های ایشان را گرفت و برادر هاشم آمد و با دستمال آغشته به مواد بیهوشی، بیهوش کرد و محسنی چند ضربه چاقو زد که بنده دیدم تکان می‌خورد. گفتم تکان می‌خورد، چند ضربه دیگر زدند…». مصطفی قربان‌زاده معروف به هاشم، کارمند دیگر وزارت اطلاعات، در دادگاه می‌گوید: «بنده تنها انجام دستور کرده‌ام. پس از حذف از منزل خارج شدیم و به محل کار مراجعه نمودیم. حتی به علت طولانی شدن کار، اضافه‌کاری آن شب را برای بنده محاسبه نموده و به‌همراه حقوق بنده توسط فیش حقوقی پرداخت شد.»


تصاویر از مراسمی که امروز در قتلگاه فروهرها برگزار شد و بسیاری از دادخواهان از جمله خانم اکرم نقابی مادر سعید زینالی، حضور داشتند.

منبع تصاویر توییتر آقای باربد گلشیری

#قتل_های_زنجیره_ای #پرستو_فروهر #داریوش_فروهر #پروانه_اسکندری #دادخواهی #اینهمه_سال_جنایت #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊117👎1
Forwarded from گفت‌وشنود

روز شنبه یکم آذر ۱۴۰۴، پریا مرندیز، شهروند بهائی، جهت تحمل دوران محکومیت حبس خود راهی زندان اوین شد.

پریا مرندیز چندی پیش توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به سه سال حبس محکوم شد. این حکم از بابت اتهامات فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ ۱۲ روزه و فعالیت تبلیغی در راستای تحکیم و تقویت رژیم اسرائیل علیه وی صادر شده است. علاوه بر این، او به مدت دو سال از فعالیت در فضای مجازی محروم شده است.

با اعمال قانون ۱۳۴ مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی دو سال حبس در خصوص اتهام فعالیت تبلیغی در راستای تحکیم و تقویت رژیم اسرائیل برای این شهروند بهائی قابل اجرا خواهد بود. ۱۸ ماه از حبس صادره به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.

جلسه رسیدگی به اتهامات پریا مرندیز در تاریخ ۳۱ شهریور در شعبه مذکور برگزار شده بود. جلسه بازپرسی این شهروند بهائی نیز در تاریخ ۲۵ مرداد، در شعبه سه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران برگزار شد. در پایان جلسه وی با تودیع وثیقه سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

پریا مرندیز در تاریخ‌های ۳۰ خرداد، ۱۰ و ۲۲ تیرماه نیز توسط وزارت اطلاعات احضار شده و هر بار چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفته بود.

خانم مرندیز در تاریخ ۲۷ خرداد، توسط نیروهای امنیتی به صورت کوتاه‌مدت بازداشت شده بود. همزمان محل سکونت وی مورد تفتیش قرار گرفت. در جریان این بازرسی، ماموران تعدادی از وسایل شخصی او و اعضای خانواده، از جمله کتاب‌ها، عکس‌های مذهبی، لپ‌تاپ‌ها و تلفن‌های همراه را ضبط کردند.

#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مواجهه صریح یک جانباز با مسعود پزشکیان: «این دنیا به کسی وفا نمی‌کنه… همه به ما دروغ گفتند»

در ویدیوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی یک جانباز و بازنشسته مخابرات در دیدار رو در رو با مسعود پزشکیان با انتقاد از بی‌وفایی مسئولان می‌گوید که برای گذران زندگی ناچار به جمع‌آوری ضایعات است. او در ادامه با اشاره به دوره‌های مختلف دولت‌ها می‌گوید: «خاتمی به ما دروغ گفت، احمدی‌نژاد به ما دروغ گفت، روحانی به ما دروغ گفت.» پزشکیان در واکنش تنها می‌گوید: «حق با شماست.»

شاید اگر این فرد بازنشسته از حوثی‌های یمن بود یا از ستیزه‌جویان گروه تروریستی حماس و حزب‌الله و حشدالشعبی، هزینه‌های درمانی او رایگان می‌شد و ماهانه از سوی جمهوری اسلامی حقوق دلاری دریافت می‌کرد!

جمهوری اسلامی سرمایه کشور را صرف تروریسم، ساخت بمب، فعالیت غیر صلح‌آمیز هسته‌ای، ترویج ایدئولوژی و نهادهایی که ارزش افزوده‌ای برای ایران ندارند، می‌کند و شهروندان ایرانی به خصوص بازنشستگان زیر بار گرانی و تورم له می‌شوند.

#بازنشستگان #فقر_فساد_گرونی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍214
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آستانه‌ی ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، فرزانه برزه‌کار ــ مادر جاویدنام عرفان رضایی ــ در ویدیویی که منتشر کرده از سال‌ها زندگی در سایه خشونت و بی‌عدالتی سخن گفت؛ روایتی که تنها از رنج فردی نمی‌گوید، بلکه از نگاه تبعیض‌آمیزی پرده برمی‌دارد که در جامعه و حتی در دادگاه‌ها، صدای زنان را کم‌رنگ و امنیت آنان را نادیده می‌گیرد. او با تأکید بر حق زنان برای زیستن در «امنیت، عزت و آزادی»، خواستار قوانین و رویه‌های عادلانه‌تر، خدمات حمایتی مؤثر و تغییر بنیادین نگرش‌ها نسبت به نقش و جایگاه زنان شد.


«من به عنوان زنی که سال‌ها در سایه خشم زندگی کردم؛ سایه‌ای که خشونت رفتاری و فیزیکی بر من و زندگی‌ام انداخت و در دادگاه‌ها هم به من به اندازه‌ی آنچه که می‌خواستم، حمایت نشد. این تجربه‌ی تبعیض‌آمیز تنها نتیجه‌ی خشونت نبود، بلکه نشان داد که چگونه جنسیت می‌تواند به ابزاری برای ردّ صدای زنان و بی‌اعتبار کردن ایمنی و حقوقشان تبدیل شود. من با ترس و سکوت ویران نشدم؛ بلکه از آن تجربه، صدایی برخاست که حالا می‌خواهد به همه‌ی دختران، زنان و مادرانی که همچنان در سایه‌ احساسات متفاوت اما هم‌تراز رنج هستند، بگوید: ما ارزشمندیم و حق داریم زندگی کنیم با امنیت، عزت و آزادی تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده‌ی خود.

در این مسیر، فهمیدم که خشونت تنها ضرب‌وشتم نیست؛ خشونت، یعنی نقضِ اختیار، تحمیلِ کنترل‌های مداوم، کاهشِ عزت نفس و از بین بردن فرصت‌های زندگی. در دادگاه‌ها هم گاهی احساس کردم که تبعیضِ جنسیتی به جای حمایت از من، با پرسش‌هایی بی‌ربط و ناشایست، مرا مورد خطاب و آزمایش قرار می‌دهد و به جای حفاظت از امنیت من، به شکلی غیرمنصفانه به‌بُهت کشیدنِ گذشته‌ام را تقویت می‌کند. این تجربیات، نه تنها بر من بلکه بر هر زنِ دردمند نشان می‌دهد که عدالت زمانی تحقق می‌یابد که جنسیت به عنوان معیارِ بی‌عدالتی به کار گرفته نشود؛ وقتی که قوانین، رویه‌ها و قضاوت‌ها با نگاهِ برابر و با حساسیتِ جنسیتی عمل کنند.

من امروز می‌خواهم با صدای آرام اما قاطع بگویم: من از امنیتِ واقعی و حقوقِ برابر برخوردارم. این خواسته، نه تنها برای من، بلکه برای هر زنِ تجربه‌دیده‌ای است که در دادگاه‌ها و جامعه، برای اثبات حقِ زندگی امن خود می‌جنگد. ما به قوانین روشن و کارآمد نیاز داریم که انواع خشونت را به رسمیت بشناسند و از قربانیان حمایت کنند؛ به خدمات حمایتی پایدار و دسترس‌پذیر و به آموزش همگانی که باورهای نادرست درباره‌ی نقش زنان را به‌طور ریشه‌ای تغییر دهد. ما به عدالتِ بدون شرطِ جنسیت نیاز داریم؛ عدالت که به جای از بین بردنِ صدای زنان، به آن‌ها قدرت بدهد تا صدایشان را به گوش همه برسانند.

ما با هم می‌توانیم از طریق حمایتِ حقوقی، دسترسی به خدمات روانی و حقوقی، و آگاهی‌بخشیِ اجتماعی، تبعیضِ جنسیتی در هر سطحی را کاهش دهیم. ما با هم می‌خواهیم جامعه‌ای بسازیم که در آن هیچ زنی به خاطر جنسیتش از امنیت و کرامت محروم نباشد؛ جامعه‌ای که در آن خشونت به عنوان راهی برای کنترل هیچ کسی پذیرفته نشود و زنان بتوانند با اعتماد به نفس، آینده‌ی خود را بسازند.»

#نه_به_خشونت_علیه_زنان
#۲۵نوامبر
#یاری_مدنی_توانا #تبعیض_جنسیتی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊16👍64

یک هفته پیش پس از بازداشت مریم عباسی نیکو، شهروند ساکن شاهین‌شهر، بیتا شفیعی، دختر او نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. به این ترتیب، هر دو، مادر و دختر، هم‌اکنون در بازداشت به‌سر می‌برند.
شواهد و اطلاعاتی حاکی از آن است که این مادر و دختر در سلول‌های انفرادی زندان دولت‌آباد اصفهان به سر می‌برند.

بیتا شفیعی، همان دختر شجاع شاهین‌شهری است که در جریان اعتراضات مردمی علیه حملات شیمیایی به مدارس، گاز اشک‌آور پرتاب‌شده از سوی نیروهای سرکوب را دوباره به سمت خودِ مأموران بازگرداند؛ صحنه‌ای که به یکی از نمادهای مقاومت دانش‌آموزان تبدیل شد.
او در دادگاه نیز با شهامت در برابر بازپرس و قاضی ایستاد و پیش از صدور حکم، در یک لایو گفته بود که احتمال می‌دهد به‌خاطر مقاومتش با حکمی سنگین روبه‌رو شود. با این حال، نهایتاً قرار تعلیق تعقیب یک‌ساله برایش صادر شد؛ قرارى که او را ملزم به شرکت در کلاس‌های اجباری و مطالعه‌ی کتاب‌هایی تعیین‌شده توسط دستگاه قضایی می‌کرد.

اما این پایان فشارها نبود. در دوران بازجویی، مأموران در اقدامی خشونت‌آمیز انگشت میانیِ بیتا را شکستند، تنها به این دلیل که او در برابر قاضی علامت اعتراضی نشان داده بود.
پیش از این نیز، زمانی که برای بازداشت او به منزلشان هجوم برده بودند و دریافتند که بیتا در خانه نیست، پدر او را مورد ضرب‌وشتم قرار داده بودند.

با تمام فشارها، بیتا شفیعی نظرات خود را با صراحت در اینستاگرام بیان می‌کرد.

بیتا در ویدیویی که قبلا منتشر کرده بود، از مردم خواسته بود که صدای زندانیان سیاسی باشند...

طرح از محمد یاوری
mohayavari

#مریم_عباسی_نیکو #بیتا_شفیعی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊239👍2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سومین سالگرد جان‌باختن جاویدنام جواد رضایی، با حضور جمعی از خانواده‌های دادخواه برگزار شد

طاهره خوش‌کلام، همسر دادخواه جواد رضایی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«در سومین یادبود جاویدنام جواد رضایی از جانباختگان راه آزادی در حالیکه بارها زیر فشارهای سنگین قرار گرفتم از تهدید و تعهد و احضار و تحقیر و محکومیت تا هیچ نشانی از یادآوری آنچه بر این جنایت گذشت نباشد.
اما در طی این سه سال چیزی که فراتر از این سکوت تحمیل شده بود همراهی و همدلی انسان های آزاداندیش و خانواده های دادخواهی بود که در کنارم ایستادند.
از تمامی کسانی که صدای ما دادخواهان شدند،
از همه همشهریان و هموطنانی که با استوری، پیام و دیدار و به هر شکل ممکن سعی در همدردی و همراهی با ما داشتند سپاسگزارم.
این فقط یک پیام تشکر نیست اعلام وفاداری به حقیقتی ست که با خون جواد و هزاران جانباخته دیگر جاودانه شد
سپاس ویژه از خانواده های جاویدنامان :
محمدرسول مؤمنی زاده
مهرگان زحمتکش
مهدی دائمی
پویا احمدپور
مهران بصیر توانا
عرشیا امامقلی زاده
عارف عاشوری
و علی شوش»

ـ تمرکز بر مسیر دادخواهی و عدم ورود به بحث‌های حاشیه‌ای باعث افزایش همبستگی می‌شود.

#جواد_رضایی
#علیه_فراموشی
#دادخواهی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
25🕊11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

مراسم سومین سالگرد جان‌باختن جاویدنام حسین عبدپناه، از جان‌باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در سنندج برگزار شد

حسین عبدپناه، یکی از جان‌باختگان انقلاب ۱۴۰۱ در شهر سنندج است که نامش را کمتر شنیده‌ایم. او مردی با شوق و شاد بود. پدری ۷۰ ساله، خونگرم، مهربان، شوخ‌طبع و خوش‌صدا، ویدئوهای او نشان می‌دهند که چه انسان دلنشینی بود.

آقای عبدپناه پدر سه دختر و یک پسر و بازنشسته اداره راه و ترابری و در زمان خدمت کارش رانندگی بود. می‌گویند.آقای عبدپناه در دعوت به همکاری با نهادهای حکومتی گفته بود نان حکومت را نمی‌خورد چون مزه خون می‌دهد. او شب ۲۸ آبان همچون شب‌های دیگر به خیابان آمده بود تا همراه جوانان در برابر حاکمیت مستبد بایستد. به اطرافیانش گفته بود اگر شهید شوم مهم نیست، مهم این است که جوان‌ها از این ظلم نجات پیدا کنند. آن شب در مسکن مهر شهرک بهاران کاک حسین را با ضربات باتون و و سپس شلیک از فاصله نزدیک با گلوله‌های کشتند.
پیکرش را از بیمارستان دزدیدند و شبانه تنها با حضور تعداد کمی از اعضای خانواده دفن کردند. اعضای خانواده‌اش پس از کشته شدنش تحت فشار بودند.

یادش گرامی و جاودان

#حسین_عبدپناه #سنندج #مهسا_امینی #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊9👍1
آتشی که در جنگل‌ها زبانه می‌کشد با چرخاندن تسبیح خاموش نمی‌شود با دانش فنی مهار می‌شود

✍️کوکب بداغی پگاه، معلم فعال صنفی ایذه

به نام ایران

نبرد علم و بی خردی در آتش‌سوزی جنگل‌های هیرکانی
من به عنوان معلمی که شاهد خاکستر شدن میراث کهن این سرزمین هستم فریاد می‌زنم جنگل‌های هیرکانی این موزه‌های زنده ۴۰ میلیون ساله زمین‌شناسی در آتش بی‌تدبیری می‌سوزند
در زمین ورزش وقتی بازیکنی خطا می‌کند داور با عمل او کار دارد نه با نیتش طبیعت هم همین‌گونه است این آتش که ریه‌های جنگل‌مان را می‌سوزاند نیت نمی‌فهمد فقط عملکرد شما را می‌سنجد
علم می‌گوید آتش به اکسیژن نیاز دارد جنگل به مدیریت علمی نیاز دارد بحران به تخصص نیاز دارد اما برخی تصور می‌کنند آتش با دعا خاموش می‌شود جنگل به معجزه نیاز دارد و بحران با صبر حل می‌شود به دانش‌آموزان می‌آموزیم علم چراغ راه زندگی است اما امروز شاهدیم تاریکی جهل قدیمی‌ترین جنگل‌های زمین را می‌بلعد دیگر صحبت از درختان معمولی نیست صحبت نابودی گنجینه‌ای است که از عصر یخبندان جان سالم به در برده اما از دست نادانی‌ها در امان نمانده است
آتشی که در جنگل‌ها زبانه می‌کشد با چرخاندن تسبیح خاموش نمی‌شود با دانش فنی مهار می‌شود اینجا زمین بازی است نه معبد برای حل مشکلات به مهندس و آتش‌نشان نیاز داریم علم هشدار می‌دهد جنگل هیرکانی یک سیستم پیچیده اکولوژیک است هر هکتار آن سالانه دو تا پنج تن اکسیژن تولید می‌کند و سه تا هشت تن دی‌اکسیدکربن جذب می‌کند خاک آن قرن‌ها زمان لازم دارد تا تشکیل شود و هر درخت کهنسال یک بانک ژنتیک منحصربه‌فرد است اما مدیران با این موجود زنده ۴۰ میلیون ساله همچون یک مسئله ساده رفتار می‌کنند گویی با شعار می‌توان اکوسیستمی را که از عصر دایناسورها جان سالم به در برده از مرگ نجات داد
بی‌کفایتی را باید در سکوت جنگل‌های سوخته جستجو کرد آنجا که شعله‌های علم‌ستیز ریه‌های زمین را می‌سوزانند در قرن بیست و یکم توکل جایگزین تکنولوژی و توسل جایگزین تخصص شده است
ما در میانه نبردی نابرابر ایستاده‌ایم از یک سو خرد می‌گوید آتش با آب خاموش می‌شود و از سوی دگر وهم ادعا می‌کند آتش با دعا مهار می‌شود در این میانه جنگل‌های هیرکانی قربانی می‌شوند پاسخ طبیعت به مدیریت احساسی یک اخطار فنی است وقتی علم را از زمین بازی اخراج کنید شکست تنها نتیجه ممکن است وقتی خرد را کنار بگذارید بحران میهمان ناخوانده شما خواهد بود در ورزش وقتی بازیکنی زمین می‌خورد به او کمک می‌کنیم بلند شود و قوی‌تر ادامه دهد اما شما وقتی زمین می‌خورید می‌نشینید و منتظر معجزه می‌مانید در ورزش داور خطاکار را جریمه می‌کند اما در طبیعت این مدیران خطاکار هستند که ملت را جریمه می‌کنند طبیعت واعظی بی‌رحمانه است که خطبه‌هایش را نه بر منبر که بر پوستۀ زمین با زبان آتش و خشکسالی می‌خواند او به زبان اعداد و قوانین تغییرناپذیر سخن می‌گوید زبانی که نیت نمی‌فهمد فقط عملکرد درست را می‌بیند مدیریت بحران ما باستانی و ناکارآمد است به جای ماهواره‌های پایش آتش از فال و استخاره استفاده می‌کنیم به جای سیستم‌های هشدار زودهنگام به قضا و قدر توکل می‌کنیم جنگل هیرکانی فقط متعلق به ما نیست آن را از نسل‌های آینده به امانت گرفته‌ایم وقتی ما در کلاس درس مسئولیت‌پذیری تدریس می‌کنیم شما در عمل بی‌مسئولیتی آموزش می‌دهید این خاک هرگز فراموش نخواهد کرد چگونه دانش به حاشیه رانده شد و خرد قربانی توهم گردید آینده قاضی بی‌رحم این دادگاه خواهد بود و حکم نهایی را بر اساس خاکستر جنگل‌ها و اشک مردم صادر می‌کند امروز من دیگر جایگاه یک معلم ورزش ندارم بلکه جایگاه یک شهروند خشمگین را دارم که شاهد تباهی سرزمینش به دست ناکارآمدی شماست طبیعت به ما فرصت داد از عصر یخبندان تا عصر فضا پیش برویم اما ما در همان گذشته متوقف شده‌ایم این آتش تنها درختان را نمی‌سوزاند پرده‌های ریاکاری را می‌سوزاند و حقیقت برهنه و سیاه سیستم ورشکسته را عریان می‌کند ما در ورزش قهرمان می‌سازیم شما در مدیریت بحران فرق ما و شما این است ما به ورزشکاران می‌آموزیم چگونه پیروز شوند شما به ملت می‌آموزید چگونه زنده بمانند.

#هیرکانی #جنگل #ایران #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍32👌52💯1