✳️ ایراد این متن در کجاست؟
🔸 متنی که با رنگ قرمز میبینید چه ایرادی دارد؟ شاید بعضی جایها ویرگول لازم داشته باشد و همینطور بعضی کلمات باید اعرابگذاری شود. ولی یک ایراد مهم و پنهان دیگر هم دارد. این که در بعضی کلمات بدون دلیل از کشیدگی استفاده شده است و این چیزی است که از چشم خیلی از ویراستاران و صفحهآرایان پنهان میماند. «مرقد» کشیدگی لازم نداشت. همین طور «خاک»، «روحپرور»، «فرش» و بسیار کلمات دیگر. کشیدگی برای وقتی است که بخواهیم متن از دو طرف تراز شود ولی این یک شعر است و قرار نیست تراز شود.
🔻 اما یک نکتۀ مهم دیگر. در کلمات «شمع»، «منهزم» و «الم» دقت کنید. این فونت ترکیبی است ولی در تصویر قرمزرنگ همان کشیدگیها باعث شده است که حالت ترکیبی حروف عمل نکند. در تصویر آبی که کشیدگیها را برداشتهام حالت ترکیبی عمل کرده است. این هم یک نکتۀ مهم دیگر و از زیانهای کشیدگی بیجا.
🔻 در کل از کشیدگی برای تراز کردن استفاده نکنیم. تراز کردن را بگذاریم به عهدۀ نرمافزار صفحهآرایی و با تکنیکهای صفحهآرایی این کار را بکنیم. کشیدگی برای موارد استثنایی است مثل تیترهای خاص، لوگوتایپها و...
#ویراستاری
#کشیدگی
@asarkazemi
🔸 متنی که با رنگ قرمز میبینید چه ایرادی دارد؟ شاید بعضی جایها ویرگول لازم داشته باشد و همینطور بعضی کلمات باید اعرابگذاری شود. ولی یک ایراد مهم و پنهان دیگر هم دارد. این که در بعضی کلمات بدون دلیل از کشیدگی استفاده شده است و این چیزی است که از چشم خیلی از ویراستاران و صفحهآرایان پنهان میماند. «مرقد» کشیدگی لازم نداشت. همین طور «خاک»، «روحپرور»، «فرش» و بسیار کلمات دیگر. کشیدگی برای وقتی است که بخواهیم متن از دو طرف تراز شود ولی این یک شعر است و قرار نیست تراز شود.
🔻 اما یک نکتۀ مهم دیگر. در کلمات «شمع»، «منهزم» و «الم» دقت کنید. این فونت ترکیبی است ولی در تصویر قرمزرنگ همان کشیدگیها باعث شده است که حالت ترکیبی حروف عمل نکند. در تصویر آبی که کشیدگیها را برداشتهام حالت ترکیبی عمل کرده است. این هم یک نکتۀ مهم دیگر و از زیانهای کشیدگی بیجا.
🔻 در کل از کشیدگی برای تراز کردن استفاده نکنیم. تراز کردن را بگذاریم به عهدۀ نرمافزار صفحهآرایی و با تکنیکهای صفحهآرایی این کار را بکنیم. کشیدگی برای موارد استثنایی است مثل تیترهای خاص، لوگوتایپها و...
#ویراستاری
#کشیدگی
@asarkazemi
👍1
✳️ نکتههای ویرایش
شما هم فکر میکنید که اینجا «خراسان و فارس» درست است و یک «و» جا افتاده است؟ بله من هم در لحظۀ اول چنین فکر کردم. ولی یک لحظه کلهام را به کار انداختم که خوب احمدشاه درانی که بر استان فارس ایران تصرف نداشت. او فقط بر خراسان حاکمیت داشت و آن هم نه همیشه.
و بعد متوجه شدم که احتمالاً در اینجا منظور از «فارس»، ایران است. و این در متون تاریخی سابقه داشته است که ایران را فارس بنامند.
🔹 اما چرا گفته است «ایالات»؟ چون در آن زمان این استان خراسان به شکل کنونی نبود و چند ایالت یا همان حاکمنشین به شمار میرفت مثل مشهد، خبوشان، باخرز، خواف و... و اینها تحت تسلط احمدشاه درانی بود.
🔻
هدف من این بود که در ویرایش باید خیلی خیلی محتاط باشیم. سندروم دست بیقرار برای اصلاح نداشته باشیم و تصور نکنیم که تا چیزی برایمان مبهم بود، سریع دست به کار شویم و آن را به خیال خود اصلاح کنیم. اول فرض را بر این بگیریم که متن درست است و سعی کنیم که آن را با همین شکل درست توجیه کنیم. اگر قابل توجیه بود تمام است. اگر نبود، آنگاه به فکر جایگزین بیفتیم.
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
شما هم فکر میکنید که اینجا «خراسان و فارس» درست است و یک «و» جا افتاده است؟ بله من هم در لحظۀ اول چنین فکر کردم. ولی یک لحظه کلهام را به کار انداختم که خوب احمدشاه درانی که بر استان فارس ایران تصرف نداشت. او فقط بر خراسان حاکمیت داشت و آن هم نه همیشه.
و بعد متوجه شدم که احتمالاً در اینجا منظور از «فارس»، ایران است. و این در متون تاریخی سابقه داشته است که ایران را فارس بنامند.
🔹 اما چرا گفته است «ایالات»؟ چون در آن زمان این استان خراسان به شکل کنونی نبود و چند ایالت یا همان حاکمنشین به شمار میرفت مثل مشهد، خبوشان، باخرز، خواف و... و اینها تحت تسلط احمدشاه درانی بود.
🔻
هدف من این بود که در ویرایش باید خیلی خیلی محتاط باشیم. سندروم دست بیقرار برای اصلاح نداشته باشیم و تصور نکنیم که تا چیزی برایمان مبهم بود، سریع دست به کار شویم و آن را به خیال خود اصلاح کنیم. اول فرض را بر این بگیریم که متن درست است و سعی کنیم که آن را با همین شکل درست توجیه کنیم. اگر قابل توجیه بود تمام است. اگر نبود، آنگاه به فکر جایگزین بیفتیم.
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
✳️ نکتههای ویرایش
🔻 مسئلۀ اصلی در این عبارت چیست؟
«آنوقتها گاهی دوستم آمنه حسینی مرا به خانهشان میبرد. پدرش عضو شورای انقلاب بود و طرفدار آیتالله بهشتی . در برنامههایشان سرود میخواندم.»
🔻 به دنبال عیب و نقصی در نقطه و ویرگول و فاصله و نیمفاصله نباشید. قضیۀ دیگری است. این روایت مال سال ۱۳۶۴ است و در آن زمان چهار سال از شهادت آیتالله دکتر سید محمد بهشتی گذشته بوده است. پس با خود گفتم شاید این بهشتی دیگری است یعنی آیتالله سید علی بهشتی رئیس شورای اتفاق افغانستان، به خصوص که این متن مربوط به یک مهاجر افغانستانی است.
با نویسنده صحبت کردم و مشخص شد که همین درست است. پس «شورای انقلاب» هم باید «شورای اتفاق» میشد. یک پانوشت هم زدم که منظور در اینجا کدام آیتالله بهشتی است تا خوانندهٔ کتاب هم سرگردان نشود.
🔻 میخواهم این را بگویم که در ویرایش بیش از این که محو و غرق مسائل فنی شویم، نیمنگاهی به محتوای مطلب هم بیندازیم. تصور کنیم که این کتاب را میخوانیم تا چیزی فرابگیریم. آن وقت هم چیزی فرامیگیریم و هم مسائلی از این قبیل را متوجه میشویم و رفع میکنیم.
🔻 ریا نباشد، یکی از دلایلی که خیلی از عزیزان علاقه دارند کتابشان را من ویرایش کنم، همین است. این که در خیلی چیزهای دیگر جدا از وظایف معمول ویراستار هم دقت میکنم و البته در این موارد، باز سرخود هم متن را اصلاح نمیکنم. علامت میزنم و از مؤلف میپرسم.
#نکته_های_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔻 مسئلۀ اصلی در این عبارت چیست؟
«آنوقتها گاهی دوستم آمنه حسینی مرا به خانهشان میبرد. پدرش عضو شورای انقلاب بود و طرفدار آیتالله بهشتی . در برنامههایشان سرود میخواندم.»
🔻 به دنبال عیب و نقصی در نقطه و ویرگول و فاصله و نیمفاصله نباشید. قضیۀ دیگری است. این روایت مال سال ۱۳۶۴ است و در آن زمان چهار سال از شهادت آیتالله دکتر سید محمد بهشتی گذشته بوده است. پس با خود گفتم شاید این بهشتی دیگری است یعنی آیتالله سید علی بهشتی رئیس شورای اتفاق افغانستان، به خصوص که این متن مربوط به یک مهاجر افغانستانی است.
با نویسنده صحبت کردم و مشخص شد که همین درست است. پس «شورای انقلاب» هم باید «شورای اتفاق» میشد. یک پانوشت هم زدم که منظور در اینجا کدام آیتالله بهشتی است تا خوانندهٔ کتاب هم سرگردان نشود.
🔻 میخواهم این را بگویم که در ویرایش بیش از این که محو و غرق مسائل فنی شویم، نیمنگاهی به محتوای مطلب هم بیندازیم. تصور کنیم که این کتاب را میخوانیم تا چیزی فرابگیریم. آن وقت هم چیزی فرامیگیریم و هم مسائلی از این قبیل را متوجه میشویم و رفع میکنیم.
🔻 ریا نباشد، یکی از دلایلی که خیلی از عزیزان علاقه دارند کتابشان را من ویرایش کنم، همین است. این که در خیلی چیزهای دیگر جدا از وظایف معمول ویراستار هم دقت میکنم و البته در این موارد، باز سرخود هم متن را اصلاح نمیکنم. علامت میزنم و از مؤلف میپرسم.
#نکته_های_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
❤1
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
آمادهٔ پذیرش شرایط رقابتی سختتری باشند.
✳️ نظر ویراستار
عبارتها را سادهتر و صریحتر میشود آورد. وقتی میگوییم «پذیرش شرایط رقابتی» تمرکز از روی کلمۀ «رقابت» برداشته میشود. گویی اثری که این جمله میخواهد بگذارد روی سه مفهوم «پذیرش» و «شرایط» و «رقابت» پخش میشود. میشد آن دو کلمۀ دیگر نباشند و همۀ این توان القایی جمله، در کلمۀ «رقابت» متمرکز شود.
✅ حاصل ویرایش
آمادهٔ رقابت سختتری باشند.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
آمادهٔ پذیرش شرایط رقابتی سختتری باشند.
✳️ نظر ویراستار
عبارتها را سادهتر و صریحتر میشود آورد. وقتی میگوییم «پذیرش شرایط رقابتی» تمرکز از روی کلمۀ «رقابت» برداشته میشود. گویی اثری که این جمله میخواهد بگذارد روی سه مفهوم «پذیرش» و «شرایط» و «رقابت» پخش میشود. میشد آن دو کلمۀ دیگر نباشند و همۀ این توان القایی جمله، در کلمۀ «رقابت» متمرکز شود.
✅ حاصل ویرایش
آمادهٔ رقابت سختتری باشند.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
👍2
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
ایجاد زیرساخت توسعه در صنایع پاییندستی نفت، میتواند یک اولویت و اهمیت مضاعف پیدا کند.
✳️ نظر ویراستار
در این متن، چنان که من عبارتهای قبل را هم خواندهام، سخن از اهمیتداشتن یک موضوع است، نه این که میتواند دارای اهمیت شود.
این «میتواند اهمیت پیدا کند» برای وقتی است که ما یک شرط میگذاریم و میگوییم اگر این اتفاق بیفتد، میتواند آن اتفاق دیگر بیفتد. ولی اینجا قضیه صراحت دارد. مثل این است که بگوییم «حفظ سلامتی مهم است» اینجا دیگر لازم نیست بگوییم «حفظ سلامتی میتواند اهمیت پیدا کند.»
✅ حاصل ویرایش
ایجاد زیرساخت توسعه در صنایع پاییندستی نفت، اولویت و اهمیت دارد.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
ایجاد زیرساخت توسعه در صنایع پاییندستی نفت، میتواند یک اولویت و اهمیت مضاعف پیدا کند.
✳️ نظر ویراستار
در این متن، چنان که من عبارتهای قبل را هم خواندهام، سخن از اهمیتداشتن یک موضوع است، نه این که میتواند دارای اهمیت شود.
این «میتواند اهمیت پیدا کند» برای وقتی است که ما یک شرط میگذاریم و میگوییم اگر این اتفاق بیفتد، میتواند آن اتفاق دیگر بیفتد. ولی اینجا قضیه صراحت دارد. مثل این است که بگوییم «حفظ سلامتی مهم است» اینجا دیگر لازم نیست بگوییم «حفظ سلامتی میتواند اهمیت پیدا کند.»
✅ حاصل ویرایش
ایجاد زیرساخت توسعه در صنایع پاییندستی نفت، اولویت و اهمیت دارد.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
از طرفی فرایند تولید باید با دقت بسیار بالایی صورت میگرفت.
✳️ نظر ویراستار
نثر علمی و دانشگاهی ما خیلی زوائد دارد. کلماتی مثل «فرایند» و «پروسه» خیلی وقتها بدون دلیل به کار میروند. مثلاً در اینجا منظور این است که «تولید باید با دقت بالایی صورت گیرد». فرایند اینجا دقیقاً چهکاره است؟ فرایند برای وقتی است که مثلاً بگوییم «فرایند تولید را باید کوتاه کرد.» اینجا فرایند لازم است، چون بحث کوتاهکردن خود تولید نیست، بلکه کوتاهکردن طول مسیر تولید است. ولی در مورد دقت تولید دیگر فرایند نقشی ندارد.
✅ حاصل ویرایش
۱. از طرفی فرایند تولید باید با دقت بسیار بالایی صورت میگرفت.
۲. از طرفی تولید باید با دقت بسیار همراه میبود.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
از طرفی فرایند تولید باید با دقت بسیار بالایی صورت میگرفت.
✳️ نظر ویراستار
نثر علمی و دانشگاهی ما خیلی زوائد دارد. کلماتی مثل «فرایند» و «پروسه» خیلی وقتها بدون دلیل به کار میروند. مثلاً در اینجا منظور این است که «تولید باید با دقت بالایی صورت گیرد». فرایند اینجا دقیقاً چهکاره است؟ فرایند برای وقتی است که مثلاً بگوییم «فرایند تولید را باید کوتاه کرد.» اینجا فرایند لازم است، چون بحث کوتاهکردن خود تولید نیست، بلکه کوتاهکردن طول مسیر تولید است. ولی در مورد دقت تولید دیگر فرایند نقشی ندارد.
✅ حاصل ویرایش
۱. از طرفی فرایند تولید باید با دقت بسیار بالایی صورت میگرفت.
۲. از طرفی تولید باید با دقت بسیار همراه میبود.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
👍1
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
خیلی متشکرم که نظر خود را پیرامون اوضاع جاری کشور با ما شریک ساختید.
✳️ نظر ویراستار
گاهی بعضی خطاهای نگارشی به سرعت شایع میشوند. گویا به یک رسم تبدیل میشوند. یکی از آنها «شریک ساختن» است که حاصل گرتهبرداری از انگلیسی است و بر اثر شیوع آن در فضای مجازی وارد نوشتار ما شده است. «شریک ساختن» به این معنی غلط است. شریک ساختن یعنی این که شخصی را در چیزی مشارکت میدهیم. مثلاً میگوییم شما ما را در این معامله شریک ساختید. ولی نمیتوان گفت شما این نظر را با ما شریک ساختید. چون «نظر» نمیتواند «شریک» آدم شود.
✅ حاصل ویرایش
خیلی متشکرم که نظر خود را پیرامون اوضاع جاری کشور بیان کردید.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
خیلی متشکرم که نظر خود را پیرامون اوضاع جاری کشور با ما شریک ساختید.
✳️ نظر ویراستار
گاهی بعضی خطاهای نگارشی به سرعت شایع میشوند. گویا به یک رسم تبدیل میشوند. یکی از آنها «شریک ساختن» است که حاصل گرتهبرداری از انگلیسی است و بر اثر شیوع آن در فضای مجازی وارد نوشتار ما شده است. «شریک ساختن» به این معنی غلط است. شریک ساختن یعنی این که شخصی را در چیزی مشارکت میدهیم. مثلاً میگوییم شما ما را در این معامله شریک ساختید. ولی نمیتوان گفت شما این نظر را با ما شریک ساختید. چون «نظر» نمیتواند «شریک» آدم شود.
✅ حاصل ویرایش
خیلی متشکرم که نظر خود را پیرامون اوضاع جاری کشور بیان کردید.
#سهگانههای_نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
این کتاب یکی از مشهورترین کتابهای اروپاییان در مورد سلطنتهای شرقی است.
✳️ نظر ویراستار
صفت تفضیلی «ترین» را خیلی خرج نکنیم و بگذاریم برای جاهایی که واقعاً صحبت از برترین چیز است. وقتی یک چیزی را زیاد و بیجا استفاده کنیم بیاثر میشود.
از نظر منطقی هم این درست نیست. چون وقتی ما چند تا «مشهور» داشته باشیم آن که از همه مشهورتر است، میشود «مشهورترین». پس ما چند تا «مشهورترین» نمیتوانیم داشته باشیم که این کتاب یکی از آنها باشد.
در اینجا همان صفت «مشهور» هم کفایت میکند.
✅ حاصل ویرایش
این کتاب یکی از کتابهای مشهور اروپاییان در مورد سلطنتهای شرقی است.
#سهگانههای_ نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
این کتاب یکی از مشهورترین کتابهای اروپاییان در مورد سلطنتهای شرقی است.
✳️ نظر ویراستار
صفت تفضیلی «ترین» را خیلی خرج نکنیم و بگذاریم برای جاهایی که واقعاً صحبت از برترین چیز است. وقتی یک چیزی را زیاد و بیجا استفاده کنیم بیاثر میشود.
از نظر منطقی هم این درست نیست. چون وقتی ما چند تا «مشهور» داشته باشیم آن که از همه مشهورتر است، میشود «مشهورترین». پس ما چند تا «مشهورترین» نمیتوانیم داشته باشیم که این کتاب یکی از آنها باشد.
در اینجا همان صفت «مشهور» هم کفایت میکند.
✅ حاصل ویرایش
این کتاب یکی از کتابهای مشهور اروپاییان در مورد سلطنتهای شرقی است.
#سهگانههای_ نگارش
#ویراستاری
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
👍5
✳️ ویراستاری؛ لذت کار و رنج ممیزی
🔻
اکنون قریب به ۳۰ سال است که کار و حرفهٔ عمدهٔ من ویراستاری بوده است. صدها کتاب از ناشران و مؤلفان متعدد را در این مدت ویرایش کردهام.
🔻
گاهی با خود اندیشیدهام که چه چیزی سبب میشود که من از هر کار دیگری دلزده میشوم ولی از ویراستاری نه، با این که به نظر میرسد کاری خستهکننده باشد. میبینم که لذتی در این کار نهفته است، این که اثری را به لحاظ صوری و فنی ارتقا میدهی و با کیفیت بهتری آمادهٔ چاپ میسازی.
لذت مهم دیگر این که به این وسیله من کتاب میخوانم، کاری که از کودکی برایم بهترین تفریح و بهترین مایهٔ آرامش روحی بوده است.
🔻
البته کار سختیهای خودش را هم دارد. کاری است که دقت و جدیت میطلبد، درآمدش بسیار نیست و در عین حال به صورت مداوم و ثابت، ساعتها باید پای کار باشی. من گاهی روزانه ده ساعت یا بیشتر ویراستاری میکنم و عمدهٔ معیشتم هم از همین رهگذر است. (حالا این که بعضیها تصور میکنند ما چپ و راست از این سمت و آن سمت مواجب میگیریم مربوط به تصورات خودشان است.)
🔻
ولی برای من یک قسمت سخت و رنجبار این است که ناگزیر باشم به دلیل اصلاحات ممیزی و یا امثال آن، در محتوای اثر دست ببرم. در حالی که خودم نویسنده و شاعر هستم و میدانم که تصرف شخصی دیگر در اثر من، به خصوص اگر اثر ادبی باشد، چقدر ناخوشایند است. حالا شاید بدانید که چرا در آن استوری که مربوط به ممیزی یک کتاب بود، نوشتم که «من بدبخت هم ویراستار این کتاب بودم.» چون اینجا باید کاری را بکنم که در دل به آن راضی و خرسند نیستم.
🔻
طبیعتاً میتوانم احساس کنم کسانی که شغلشان همین ممیزی کتاب است، چقدر از این بابت در رنج هستند. من دیدهام که گاهی دوستانی که مدتی مشغول در این امر بودند، در نهایت انصراف و استعفا دادند چون با روحیهشان سازگار نبود. البته شاید کسانی هم باشند که از این کار لذت ببرند، از این که یک قدرت قاهره دارند که بگویند «این باشد و آن نباشد». همین هم بالاخره کسانی را از نظر روحی اقناع میکند. روحیهها متفاوت است. ولی من همیشه خوشحال بودهام که در جای خودم نشستهام، در جایی کنار مؤلف و ناشر، کسانی که ارزش کارشان را درک میکنم و آنها هم همواره قدردان ویراستاریها بودهاند.
* تصویر: نمونهای از ویراستاریهای من.
https://telegra.ph/file/32bad7870af6589f925e1.png
#ویراستاری
#ممیزی
#محمدکاظم_کاظمی
@asarkazemi
🔻
اکنون قریب به ۳۰ سال است که کار و حرفهٔ عمدهٔ من ویراستاری بوده است. صدها کتاب از ناشران و مؤلفان متعدد را در این مدت ویرایش کردهام.
🔻
گاهی با خود اندیشیدهام که چه چیزی سبب میشود که من از هر کار دیگری دلزده میشوم ولی از ویراستاری نه، با این که به نظر میرسد کاری خستهکننده باشد. میبینم که لذتی در این کار نهفته است، این که اثری را به لحاظ صوری و فنی ارتقا میدهی و با کیفیت بهتری آمادهٔ چاپ میسازی.
لذت مهم دیگر این که به این وسیله من کتاب میخوانم، کاری که از کودکی برایم بهترین تفریح و بهترین مایهٔ آرامش روحی بوده است.
🔻
البته کار سختیهای خودش را هم دارد. کاری است که دقت و جدیت میطلبد، درآمدش بسیار نیست و در عین حال به صورت مداوم و ثابت، ساعتها باید پای کار باشی. من گاهی روزانه ده ساعت یا بیشتر ویراستاری میکنم و عمدهٔ معیشتم هم از همین رهگذر است. (حالا این که بعضیها تصور میکنند ما چپ و راست از این سمت و آن سمت مواجب میگیریم مربوط به تصورات خودشان است.)
🔻
ولی برای من یک قسمت سخت و رنجبار این است که ناگزیر باشم به دلیل اصلاحات ممیزی و یا امثال آن، در محتوای اثر دست ببرم. در حالی که خودم نویسنده و شاعر هستم و میدانم که تصرف شخصی دیگر در اثر من، به خصوص اگر اثر ادبی باشد، چقدر ناخوشایند است. حالا شاید بدانید که چرا در آن استوری که مربوط به ممیزی یک کتاب بود، نوشتم که «من بدبخت هم ویراستار این کتاب بودم.» چون اینجا باید کاری را بکنم که در دل به آن راضی و خرسند نیستم.
🔻
طبیعتاً میتوانم احساس کنم کسانی که شغلشان همین ممیزی کتاب است، چقدر از این بابت در رنج هستند. من دیدهام که گاهی دوستانی که مدتی مشغول در این امر بودند، در نهایت انصراف و استعفا دادند چون با روحیهشان سازگار نبود. البته شاید کسانی هم باشند که از این کار لذت ببرند، از این که یک قدرت قاهره دارند که بگویند «این باشد و آن نباشد». همین هم بالاخره کسانی را از نظر روحی اقناع میکند. روحیهها متفاوت است. ولی من همیشه خوشحال بودهام که در جای خودم نشستهام، در جایی کنار مؤلف و ناشر، کسانی که ارزش کارشان را درک میکنم و آنها هم همواره قدردان ویراستاریها بودهاند.
* تصویر: نمونهای از ویراستاریهای من.
https://telegra.ph/file/32bad7870af6589f925e1.png
#ویراستاری
#ممیزی
#محمدکاظم_کاظمی
@asarkazemi
👍11❤1
آثار محمدکاظم کاظمی
Photo
✳️ متن ترجمه و ضرورت بازخوانی آن
🔻 بالاخره بعد از یک دوره کار سنگین و فشرده، بازخوانی یک کتاب تاریخ افغانستان به پایان رسید. کتاب هشتصد صفحه است در قطع وزیری و اتفاقاً این کار همزمان شد با ویرایش شش هفت کتاب دیگر و چندین کار صفحهآرایی که یکباره بر روی هم آوار شده بود و متراکمترین دورهٔ کاری من در سالهای اخیر را رقم زد، دورانی که معمولاً روزی ده تا چهارده ساعت کار میکردم و گاهی بر سر کار خوابم میبرد.
🔻 البته ناشر کتاب را به قصد صفحهآرایی به من سپرده بود نه ویرایش، ولی موضوعی مرا واداشت که پیشنهاد کنم که همهٔ آن را به طور کامل بخوانم با همه مشغلههایی که در این ایام داشتم. آنچه در این یادداشت بر آن تأکید میکنم نیز همین موضوع است، یعنی ضرورت ویرایش متون ترجمه در مورد افغانستان.
🔻 میدانیم که در متن انگلیسی، بسیار نامها به دو شکل قابل خواندن هستند، مثل «ناصر» و «نصیر» یا «بغلان» و «باغلان». این است که مترجم به خصوص اگر ایرانی باشد و ناآشنا با نامها و جایها و اصطلاحات افغانستان، خطاهایی در کارش راه مییابد از این قبیل:
محمدقوس / محمدغوث
ناصر خان بلوچ / نصیر خان بلوچ
عبدالوحید سرابی / عبدالواحد سرابی
حبیبه سروبی / حبیبه سرابی
باغلان / بغلان
ماهیپور / ماهیپر
جدی میوند / جادهٔ میوند
پشتو تولانا / پشتو تولنه
چپان / چَپَن
🔻 مترجم حق دارد که اینها را تشخیص ندهد. او از کجا باید بداند که وزیر کابینهٔ موسی شفیق در دههٔ چهل، «عبدالوحید سرابی» نبوده و «عبدالواحد سرابی» بوده است. یا رئیس شورای مشرقی در عصر مجاهدین «عبدالقادر» نبوده و «عبدالقدیر» بوده است (که در تصویر میبینید) یا حاکم بلوچستان در زمان احمدشاه درانی «ناصر خان بلوچ» نبوده و «نصیر خان بلوچ» بوده است. او از کجا بداند که ما جایی به نام «خرم» نداریم بلکه شکل درست آن «کرم» است و «باغلان» در واقع «بغلان» است. اینها را من تشخیص میدهم که سرم را با ویرایش کتابهای تاریخ و جغرافیای افغانستان سفید کردهام. دیگر همه این آدمها مثل پسرخاله و پسرعمو برایم آشنایند و همه جغرافیای افغانستان را مثل کوچههای شهر بلد شدهام در این سالها.
🔻 پیشنهاد میکنم که همه کسانی که کتابی دربارهٔ افغانستان منتشر میکنند، حتماً آن را به افراد خبره در همان فن بسپارند که یک بار بخوانند. حتی در رمانهای خالد حسینی و عتیق رحیمی که بعضی از مترجمان خبره و مشهور ایرانی منتشر کردهاند، خطاهای بارزی به چشم میخورد که گاهی متن را مبهم و یا حتی خندهدار ساخته است.
#ویراستاری
#ترجمه
@asarkazemi
https://t.me/asarkazemi/755
🔻 بالاخره بعد از یک دوره کار سنگین و فشرده، بازخوانی یک کتاب تاریخ افغانستان به پایان رسید. کتاب هشتصد صفحه است در قطع وزیری و اتفاقاً این کار همزمان شد با ویرایش شش هفت کتاب دیگر و چندین کار صفحهآرایی که یکباره بر روی هم آوار شده بود و متراکمترین دورهٔ کاری من در سالهای اخیر را رقم زد، دورانی که معمولاً روزی ده تا چهارده ساعت کار میکردم و گاهی بر سر کار خوابم میبرد.
🔻 البته ناشر کتاب را به قصد صفحهآرایی به من سپرده بود نه ویرایش، ولی موضوعی مرا واداشت که پیشنهاد کنم که همهٔ آن را به طور کامل بخوانم با همه مشغلههایی که در این ایام داشتم. آنچه در این یادداشت بر آن تأکید میکنم نیز همین موضوع است، یعنی ضرورت ویرایش متون ترجمه در مورد افغانستان.
🔻 میدانیم که در متن انگلیسی، بسیار نامها به دو شکل قابل خواندن هستند، مثل «ناصر» و «نصیر» یا «بغلان» و «باغلان». این است که مترجم به خصوص اگر ایرانی باشد و ناآشنا با نامها و جایها و اصطلاحات افغانستان، خطاهایی در کارش راه مییابد از این قبیل:
محمدقوس / محمدغوث
ناصر خان بلوچ / نصیر خان بلوچ
عبدالوحید سرابی / عبدالواحد سرابی
حبیبه سروبی / حبیبه سرابی
باغلان / بغلان
ماهیپور / ماهیپر
جدی میوند / جادهٔ میوند
پشتو تولانا / پشتو تولنه
چپان / چَپَن
🔻 مترجم حق دارد که اینها را تشخیص ندهد. او از کجا باید بداند که وزیر کابینهٔ موسی شفیق در دههٔ چهل، «عبدالوحید سرابی» نبوده و «عبدالواحد سرابی» بوده است. یا رئیس شورای مشرقی در عصر مجاهدین «عبدالقادر» نبوده و «عبدالقدیر» بوده است (که در تصویر میبینید) یا حاکم بلوچستان در زمان احمدشاه درانی «ناصر خان بلوچ» نبوده و «نصیر خان بلوچ» بوده است. او از کجا بداند که ما جایی به نام «خرم» نداریم بلکه شکل درست آن «کرم» است و «باغلان» در واقع «بغلان» است. اینها را من تشخیص میدهم که سرم را با ویرایش کتابهای تاریخ و جغرافیای افغانستان سفید کردهام. دیگر همه این آدمها مثل پسرخاله و پسرعمو برایم آشنایند و همه جغرافیای افغانستان را مثل کوچههای شهر بلد شدهام در این سالها.
🔻 پیشنهاد میکنم که همه کسانی که کتابی دربارهٔ افغانستان منتشر میکنند، حتماً آن را به افراد خبره در همان فن بسپارند که یک بار بخوانند. حتی در رمانهای خالد حسینی و عتیق رحیمی که بعضی از مترجمان خبره و مشهور ایرانی منتشر کردهاند، خطاهای بارزی به چشم میخورد که گاهی متن را مبهم و یا حتی خندهدار ساخته است.
#ویراستاری
#ترجمه
@asarkazemi
https://t.me/asarkazemi/755
Telegram
آثار محمدکاظم کاظمی
👍5❤2
✳️ از تجربههای ویراستاری
🔻 متنی دارم که نقل قول زیاد دارد و در چنین متنهایی احتمال جاافتادن گیومهها بسیار است.
🔻 یک راه خوب برای غربالگری یافتهام. این که گیومهها را رنگی میسازم، گیومهباز با یک رنگ و گیومهبسته با رنگی دیگر. حالا به صورت چشمی میشود یک بار متن را کنترل کرد که گیومهها زوج زوج باشند. در ۱۶۰ صفحهٔ کتاب ده پانزده مورد گیومهٔ جاافتاده یافتم در کمتر از نیم ساعت.
🔻 اما روش سریع این رنگیساختن در ایندیزاین چیست؟ به کمک «گرپ استایل» بسیار راحت است. دو تا کاراکتر استایل رنگی ساختهام، یکی به نام «گیومهباز» و دیگری به نام «گیومهبسته» و آنها را به طوری که در تصویر میبینید در تنظیمات استایل، در قسمت گرپاستایل به گیومهها اختصاص دادهام. دیگر در کل متن گیومهها یک در میان رنگی میشوند. بعد که کارم تمام شد استایل را به حالت اول برمیگردانم.
🔻 در ورد هم البته با جستجو و جایگزینی میشود این کار را کرد ولی به سهولت ایندیزاین نیست.
🔻 «گرپ استایل» گاهی خیلی کار راهانداز است.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
🔻 متنی دارم که نقل قول زیاد دارد و در چنین متنهایی احتمال جاافتادن گیومهها بسیار است.
🔻 یک راه خوب برای غربالگری یافتهام. این که گیومهها را رنگی میسازم، گیومهباز با یک رنگ و گیومهبسته با رنگی دیگر. حالا به صورت چشمی میشود یک بار متن را کنترل کرد که گیومهها زوج زوج باشند. در ۱۶۰ صفحهٔ کتاب ده پانزده مورد گیومهٔ جاافتاده یافتم در کمتر از نیم ساعت.
🔻 اما روش سریع این رنگیساختن در ایندیزاین چیست؟ به کمک «گرپ استایل» بسیار راحت است. دو تا کاراکتر استایل رنگی ساختهام، یکی به نام «گیومهباز» و دیگری به نام «گیومهبسته» و آنها را به طوری که در تصویر میبینید در تنظیمات استایل، در قسمت گرپاستایل به گیومهها اختصاص دادهام. دیگر در کل متن گیومهها یک در میان رنگی میشوند. بعد که کارم تمام شد استایل را به حالت اول برمیگردانم.
🔻 در ورد هم البته با جستجو و جایگزینی میشود این کار را کرد ولی به سهولت ایندیزاین نیست.
🔻 «گرپ استایل» گاهی خیلی کار راهانداز است.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
👍6
✳️ از نکتههای ویرایش و صفحهآرایی
پیوسته به یادداشت قبلی، این را هم اضافه کنم.
🔻 وقتی اصلاحات کتاب بر حسب شماره صفحه و سطر به ما داده شده است، برای این که ناچار نشویم هر بار سطرها را بشماریم تا سطر مورد نظر را پیدا کنیم، میتوانیم سطرها را موقتاً شمارهدار کنیم.
🔻 در ایندیزاین، در صفحات مستر، دو تا ستون باریک متن ایجاد میکنیم و در آنها با همان فاصله سطر متن، شمارههای سطرها را درج میکنیم. (در تصویر به رنگ قرمز میبینید).
🔻 در ورد هم اگر اشتباه نکنم دستوری برای شمارهدار کردن سطرها داریم.
🔻بعد سطرهای متن کتاب در همه صفحات شمارهدار میشود و یافتن آنها آسان. در انتهای کار، آن شمارهها را از مستر حذف میکنیم.
#آموزشی_کاظمی
#صفحه_آرایی
#ویراستاری
@asarjkazemi
پیوسته به یادداشت قبلی، این را هم اضافه کنم.
🔻 وقتی اصلاحات کتاب بر حسب شماره صفحه و سطر به ما داده شده است، برای این که ناچار نشویم هر بار سطرها را بشماریم تا سطر مورد نظر را پیدا کنیم، میتوانیم سطرها را موقتاً شمارهدار کنیم.
🔻 در ایندیزاین، در صفحات مستر، دو تا ستون باریک متن ایجاد میکنیم و در آنها با همان فاصله سطر متن، شمارههای سطرها را درج میکنیم. (در تصویر به رنگ قرمز میبینید).
🔻 در ورد هم اگر اشتباه نکنم دستوری برای شمارهدار کردن سطرها داریم.
🔻بعد سطرهای متن کتاب در همه صفحات شمارهدار میشود و یافتن آنها آسان. در انتهای کار، آن شمارهها را از مستر حذف میکنیم.
#آموزشی_کاظمی
#صفحه_آرایی
#ویراستاری
@asarjkazemi
👍9
✳️ نکتههای ویرایش
«مستمال»؟ نباید این «مشتمال» میبود؟ به خصوص که در کنارش «پایمال» هم آمده است؟ این از جاهای حساس و خطرناک است و خیلی از ما ویراستاران، به خصوص اگر کمتجربه باشیم، سریع آن را اصلاح میکنیم و خوشحال هم هستیم که یک خطای مهم یافتیم.
🔻 ولی این «مستمال» درست است. در همین متن بارها آمده است. به فرهنگ مراجعه میکنم، میبینم که «مستمال» به معنی «دلجوییشده» است. در واقع از مصدر «استمالت» میآید.
🔻 بله، خیلی باید محتاط بود در ویرایش. تا چیزی را یقین نداریم اصلاح نکنیم. اول به جاهای دیگر متن مراجعه کنیم (که من مراجعه کردم و دیدم که در این کتاب بارها آمده است.) بعد به فرهنگ لغت مراجعه کنیم. بعد اگر مؤلف زنده است، از او بپرسیم. نکند اصلاحی بکنیم که متن را خراب کند.
🔻 این که ویراستار اعتماد به نفس بالا داشته باشد خیلی خوب نیست. من سی سال است که ویراستاری میکنم و قریب به پنجاه سال است که کتاب میخوانم. ولی با کلمهٔ «مستمال» آشنا نبودم.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
«مستمال»؟ نباید این «مشتمال» میبود؟ به خصوص که در کنارش «پایمال» هم آمده است؟ این از جاهای حساس و خطرناک است و خیلی از ما ویراستاران، به خصوص اگر کمتجربه باشیم، سریع آن را اصلاح میکنیم و خوشحال هم هستیم که یک خطای مهم یافتیم.
🔻 ولی این «مستمال» درست است. در همین متن بارها آمده است. به فرهنگ مراجعه میکنم، میبینم که «مستمال» به معنی «دلجوییشده» است. در واقع از مصدر «استمالت» میآید.
🔻 بله، خیلی باید محتاط بود در ویرایش. تا چیزی را یقین نداریم اصلاح نکنیم. اول به جاهای دیگر متن مراجعه کنیم (که من مراجعه کردم و دیدم که در این کتاب بارها آمده است.) بعد به فرهنگ لغت مراجعه کنیم. بعد اگر مؤلف زنده است، از او بپرسیم. نکند اصلاحی بکنیم که متن را خراب کند.
🔻 این که ویراستار اعتماد به نفس بالا داشته باشد خیلی خوب نیست. من سی سال است که ویراستاری میکنم و قریب به پنجاه سال است که کتاب میخوانم. ولی با کلمهٔ «مستمال» آشنا نبودم.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
👍6🔥4
✳️ پیوسته به پست گذشته.
🔻 شاهد از غیب رسید. در متنی که برای صفحهآرایی در دست دارم (و تصویر آن را منتشر نمیکنم از باب حفظ امانت) میبینم که ویراستار کتاب، کلمهٔ «یباب» را «بیآب» ساخته است. در متن «خراب و یباب» بوده و ایشان آن را «خراب و بیآب» ساخته است. البته به نظر خودش کار بیراهی هم نکرده است، چون در افغانستان، «بیآب» به معنی «بیآبرو» است.
🔻 ولی قضیه این است که «یباب» درست است. این کلمه به معنی «خراب» است و من باری در قصیدهای از خاقانی آن را دیدهام.
🔻 بله دوستان. حتی کلمهٔ عجیبی مثل «یباب» که با خود میگوییم «قطعاً این غلط است» ممکن است درست باشد. فقط دانش ما اندک است در برابر انبوه واژگان زبان فارسی و عربی که در متون قدیم ما آمده است. پس باید خیلی محتاط بود.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
🔻 شاهد از غیب رسید. در متنی که برای صفحهآرایی در دست دارم (و تصویر آن را منتشر نمیکنم از باب حفظ امانت) میبینم که ویراستار کتاب، کلمهٔ «یباب» را «بیآب» ساخته است. در متن «خراب و یباب» بوده و ایشان آن را «خراب و بیآب» ساخته است. البته به نظر خودش کار بیراهی هم نکرده است، چون در افغانستان، «بیآب» به معنی «بیآبرو» است.
🔻 ولی قضیه این است که «یباب» درست است. این کلمه به معنی «خراب» است و من باری در قصیدهای از خاقانی آن را دیدهام.
🔻 بله دوستان. حتی کلمهٔ عجیبی مثل «یباب» که با خود میگوییم «قطعاً این غلط است» ممکن است درست باشد. فقط دانش ما اندک است در برابر انبوه واژگان زبان فارسی و عربی که در متون قدیم ما آمده است. پس باید خیلی محتاط بود.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
👍14🔥2
✳️ نکتههای ویرایش
🔸 «ارتش سرخ در پنجشیر هشت بار بین سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۷ درهمشکسته شد.»
🔺 مشکل این عبارت چیست؟ ترتیب اجزای جمله خوب نیست؟ «درهمشکسته» با نیمفاصله است و اشتباه است؟ شاید اینها هم باشد. ولی مسئلهٔ مهمتری داریم. در سال ۱۳۵۶ ارتش سرخ شوروی اصلاً وارد افغانستان نشده بود. مترجم اشتباه کرده است. به متن اصلی مراجعه میکنم و میبینم که ۱۹۷۹ است یعنی ۱۳۵۸ و این درست است. من میدانم که روسها در سال ۱۳۵۸ به افغانستان تجاوز کردند.
🔻 میخواهم این را بگویم که به متن دل بدهیم. فکر کنیم که کتاب را برای خواندن و حتی ارزیابی بر سر دست گرفتهایم. درست است که ممکن است سفارشدهنده این را از ما نخواسته باشد ولی وقتی این نوع خطاها را هم میگیریم، اعتبار کار ما بالا میرود.
🔻 تعریف از خود نباشد (که هست) ولی یک علت این که من اینقدر سفارش برای ویراستاری دارم همین است. چون آدمها میبینند که فقط رفع وظیفه نمیکنم. اگر کاری فراتر از آن هم لازم است و به نظرم میرسد، انجام میدهم.
#ویراستاری
#آموزشی کاظمی
@asarkazemi
🔸 «ارتش سرخ در پنجشیر هشت بار بین سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۷ درهمشکسته شد.»
🔺 مشکل این عبارت چیست؟ ترتیب اجزای جمله خوب نیست؟ «درهمشکسته» با نیمفاصله است و اشتباه است؟ شاید اینها هم باشد. ولی مسئلهٔ مهمتری داریم. در سال ۱۳۵۶ ارتش سرخ شوروی اصلاً وارد افغانستان نشده بود. مترجم اشتباه کرده است. به متن اصلی مراجعه میکنم و میبینم که ۱۹۷۹ است یعنی ۱۳۵۸ و این درست است. من میدانم که روسها در سال ۱۳۵۸ به افغانستان تجاوز کردند.
🔻 میخواهم این را بگویم که به متن دل بدهیم. فکر کنیم که کتاب را برای خواندن و حتی ارزیابی بر سر دست گرفتهایم. درست است که ممکن است سفارشدهنده این را از ما نخواسته باشد ولی وقتی این نوع خطاها را هم میگیریم، اعتبار کار ما بالا میرود.
🔻 تعریف از خود نباشد (که هست) ولی یک علت این که من اینقدر سفارش برای ویراستاری دارم همین است. چون آدمها میبینند که فقط رفع وظیفه نمیکنم. اگر کاری فراتر از آن هم لازم است و به نظرم میرسد، انجام میدهم.
#ویراستاری
#آموزشی کاظمی
@asarkazemi
👍15❤3
✳️ نکتههای ویرایش
🔻 این یک بند از کتابی ترجمه شده در تاریخ افغانستان است که در دست ویرایش دارم:
«در ۱۸۱۴ ایران تهدید خود علیه هرات را تجدید کرد و فیروز از برادرش محمود، که در برانداختن شاه شجاع موفق شده بود، خواست تا فتحعلیخان را برای کمک بفرستد. هنگامیکه فتحعلی خان به هرات رسید، فیروز را اسیر و برای توضیح درباره معامله مشکوک با ایران، به کابل فرستاده شد.»
🔻 البته متن از نظر نگارشی مشکلاتی دارد که باید رفع شود. ولی یک مشکل پنهان و مهم دیگر هم هست که بر همه چیز اولویت دارد. در متن از «فتحعلی خان» صحبت شده است. ولی تا جایی که من میدانم، نام این شخص «فتح خان» (معروف به وزیر فتح خان) بوده است نه «فتحعلی خان».
🔻 اول باید این مسئله را رفع کرد. باید دید که متن درست است یا نه؟ که احتمالاً درست نیست چون من هیچ جای دیگری نام «فتحعلی خان» را برای وزیر فتح خان ندیدهام. ولی باز هم باید بررسی شود.
🔻 و اگر متن ایراد دارد، تازه باید دید که این ایراد در متن اصلی انگلیسی است یا نه؟ اگر مؤلف انگلیسی کتاب اشتباه کرده است، باید در پاورقی توضیح دهیم. اگر در متن اصلی درست است و مترجم اشتباه کرده است، نیازی به توضیح نیست و باید آن را اصلاح کنیم.
🔻 در ویراستاری، باید به کار دل بدهیم. همه اطلاعات و محفوظات خود در موضع را به کمک بگیریم و در جایهایی که چنین خطاهایی هست، در رفع آن بکوشیم، هرچند مؤلف یا مترجم، این را از ما نخواسته باشند.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
🔹 نظر ویراستار
ما گاهی به جای این که بنویسیم شخص این کار را کرد، میگوییم که او به انجام آن موفق شد. خیلی وقتها بحث موفقیت مطرح نیست، بلکه انجام کار مهم است. لزومی ندارد از موفقشدن سخن بگوییم. باز در این عبارتی که دیدیم، یک «توانست» هم داریم که همان موفقیت را هم نشان میدهد و با وجود آن، ضرورت ذکر کلمهٔ «موفق» کمتر هم میشود.
✅ حاصل ویرایش
او پس از بعضی جنگها توانست قلمروی برای خود ترسیم کند که تا شمال و شرق شیرین تگاب از قورچی و گذرگاه میرزاولنگ تا مرزهای شبرغان میرسید.
#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
🔻 این یک بند از کتابی ترجمه شده در تاریخ افغانستان است که در دست ویرایش دارم:
«در ۱۸۱۴ ایران تهدید خود علیه هرات را تجدید کرد و فیروز از برادرش محمود، که در برانداختن شاه شجاع موفق شده بود، خواست تا فتحعلیخان را برای کمک بفرستد. هنگامیکه فتحعلی خان به هرات رسید، فیروز را اسیر و برای توضیح درباره معامله مشکوک با ایران، به کابل فرستاده شد.»
🔻 البته متن از نظر نگارشی مشکلاتی دارد که باید رفع شود. ولی یک مشکل پنهان و مهم دیگر هم هست که بر همه چیز اولویت دارد. در متن از «فتحعلی خان» صحبت شده است. ولی تا جایی که من میدانم، نام این شخص «فتح خان» (معروف به وزیر فتح خان) بوده است نه «فتحعلی خان».
🔻 اول باید این مسئله را رفع کرد. باید دید که متن درست است یا نه؟ که احتمالاً درست نیست چون من هیچ جای دیگری نام «فتحعلی خان» را برای وزیر فتح خان ندیدهام. ولی باز هم باید بررسی شود.
🔻 و اگر متن ایراد دارد، تازه باید دید که این ایراد در متن اصلی انگلیسی است یا نه؟ اگر مؤلف انگلیسی کتاب اشتباه کرده است، باید در پاورقی توضیح دهیم. اگر در متن اصلی درست است و مترجم اشتباه کرده است، نیازی به توضیح نیست و باید آن را اصلاح کنیم.
🔻 در ویراستاری، باید به کار دل بدهیم. همه اطلاعات و محفوظات خود در موضع را به کمک بگیریم و در جایهایی که چنین خطاهایی هست، در رفع آن بکوشیم، هرچند مؤلف یا مترجم، این را از ما نخواسته باشند.
#آموزشی_کاظمی
#ویراستاری
@asarkazemi
🔹 نظر ویراستار
ما گاهی به جای این که بنویسیم شخص این کار را کرد، میگوییم که او به انجام آن موفق شد. خیلی وقتها بحث موفقیت مطرح نیست، بلکه انجام کار مهم است. لزومی ندارد از موفقشدن سخن بگوییم. باز در این عبارتی که دیدیم، یک «توانست» هم داریم که همان موفقیت را هم نشان میدهد و با وجود آن، ضرورت ذکر کلمهٔ «موفق» کمتر هم میشود.
✅ حاصل ویرایش
او پس از بعضی جنگها توانست قلمروی برای خود ترسیم کند که تا شمال و شرق شیرین تگاب از قورچی و گذرگاه میرزاولنگ تا مرزهای شبرغان میرسید.
#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍4
✳️ از نکتههای ویراستاری
🔻در ویراستاری، به خصوص در متنهای تاریخی و جغرافیایی، باید به متن دل بدهیم و تصور کنیم که کسی هستیم که قرار است این متن را به تمام و کمال درک کند. تا قسمتی را به صورت کامل نفهمیدهایم، از آن عبور نکنیم.
🔻من در حال ویرایش یک کتاب تاریخی هستم. در جایی از «سلطاناحمد خان» اسم برده شده است که او را میشناسم. برادرزادهٔ دوستمحمد خان است و سالها زمامدار هرات بوده است. (همان کسی که در جنگ علیه انگلیسها و کشتن شاه شجاع هم نقش داشت و در اواخر عمر، دوستمحمد خان با او درگیر شد.)
🔻بعد میبینم که در چند سطر بعد، اسم «احمد شاه» میآید که ظاهراً ربطی به این تاریخ و این موقعیت ندارد. و در چند سطر بعد میبینم که صحبت از «احمد خان» میشود.
🔻از این دو نام ساده نمیگذرم. ما که در اینجا «احمد شاه» نداشتیم. نکند نویسنده یا مترجم کتاب، کلمهٔ «سلطان» در اسم این شخص را به معنی «شاه» گرفته است، مثل «سلطان محمود غزنوی» و تصور کرده که اسم این شخص «احمد» است و «سلطان» هم لقب اوست. پس حاصل شده است «احمد شاه».
🔻حالا چه کار میکنم؟ اسم «احمد شاه» را اصلاح میکنم و «سلطاناحمد» میسازم؟ نه. این هم اصولی نیست. ممکن است اشتباه کرده باشم. ممکن است واقعاً یک «احمد شاه» دیگر هم در آن زمان داشتهایم. پس این را یادداشت میزنم تا از مترجم یا مؤلف بپرسم.
🔻گاهی متنهای دقیق و مهم تاریخی و جغرافیایی یا دانشنامهای، به دو سه بار رفت و برگشت بین ویراستار و مترجم یا مؤلف نیاز دارد. باید به کار دل بدهیم، بیحوصله نشویم و روی تک تک اسامی و وقایع درنگ کنیم و ببینیم که با هم جور میآید یا نه.
🔻یک مثال دیگر. در جایی گفته شده است که مثلاً فلان فرمانده نیروهای خود را که شامل ده سرباز و سه توپ بود به فلان جا اعزام کرد (که در همین کتاب عملاً آن را داشتم) از این قضیه ساده نمیگذریم. یک قشون با «ده سرباز» که نمیشود که تازه سه توپ هم همراه داشته باشند که هر توپ چندین نفر برای حمل آن نیاز داشته است. پس احتمالاً چیزی از متن افتاده است. شاید «ده هزار» بوده باشد. پس این را هم علامت میزنیم.
🔻و به این شیوه است که یک کتاب تاریخی مثلاً هشتصد صفحهای طی ماهها ویرایش میشود و البته هنوز هم مطمئن نیستی که همه چیز رضایتبخش است. بسیار موارد بعد از چاپ کتاب به وسیلهٔ دیگران گوشزد میشود و البته گاهی همه را هم به شانهٔ ویراستار بار میکنند. ولی خبر ندارند که این مورد، یکی از دهها موردی است که از غربال ویراستار عبور کرده است.
#ویراستاری
🔻در ویراستاری، به خصوص در متنهای تاریخی و جغرافیایی، باید به متن دل بدهیم و تصور کنیم که کسی هستیم که قرار است این متن را به تمام و کمال درک کند. تا قسمتی را به صورت کامل نفهمیدهایم، از آن عبور نکنیم.
🔻من در حال ویرایش یک کتاب تاریخی هستم. در جایی از «سلطاناحمد خان» اسم برده شده است که او را میشناسم. برادرزادهٔ دوستمحمد خان است و سالها زمامدار هرات بوده است. (همان کسی که در جنگ علیه انگلیسها و کشتن شاه شجاع هم نقش داشت و در اواخر عمر، دوستمحمد خان با او درگیر شد.)
🔻بعد میبینم که در چند سطر بعد، اسم «احمد شاه» میآید که ظاهراً ربطی به این تاریخ و این موقعیت ندارد. و در چند سطر بعد میبینم که صحبت از «احمد خان» میشود.
🔻از این دو نام ساده نمیگذرم. ما که در اینجا «احمد شاه» نداشتیم. نکند نویسنده یا مترجم کتاب، کلمهٔ «سلطان» در اسم این شخص را به معنی «شاه» گرفته است، مثل «سلطان محمود غزنوی» و تصور کرده که اسم این شخص «احمد» است و «سلطان» هم لقب اوست. پس حاصل شده است «احمد شاه».
🔻حالا چه کار میکنم؟ اسم «احمد شاه» را اصلاح میکنم و «سلطاناحمد» میسازم؟ نه. این هم اصولی نیست. ممکن است اشتباه کرده باشم. ممکن است واقعاً یک «احمد شاه» دیگر هم در آن زمان داشتهایم. پس این را یادداشت میزنم تا از مترجم یا مؤلف بپرسم.
🔻گاهی متنهای دقیق و مهم تاریخی و جغرافیایی یا دانشنامهای، به دو سه بار رفت و برگشت بین ویراستار و مترجم یا مؤلف نیاز دارد. باید به کار دل بدهیم، بیحوصله نشویم و روی تک تک اسامی و وقایع درنگ کنیم و ببینیم که با هم جور میآید یا نه.
🔻یک مثال دیگر. در جایی گفته شده است که مثلاً فلان فرمانده نیروهای خود را که شامل ده سرباز و سه توپ بود به فلان جا اعزام کرد (که در همین کتاب عملاً آن را داشتم) از این قضیه ساده نمیگذریم. یک قشون با «ده سرباز» که نمیشود که تازه سه توپ هم همراه داشته باشند که هر توپ چندین نفر برای حمل آن نیاز داشته است. پس احتمالاً چیزی از متن افتاده است. شاید «ده هزار» بوده باشد. پس این را هم علامت میزنیم.
🔻و به این شیوه است که یک کتاب تاریخی مثلاً هشتصد صفحهای طی ماهها ویرایش میشود و البته هنوز هم مطمئن نیستی که همه چیز رضایتبخش است. بسیار موارد بعد از چاپ کتاب به وسیلهٔ دیگران گوشزد میشود و البته گاهی همه را هم به شانهٔ ویراستار بار میکنند. ولی خبر ندارند که این مورد، یکی از دهها موردی است که از غربال ویراستار عبور کرده است.
#ویراستاری
👍6❤4