🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#ده_شب

رویداد مهم فرهنگی در پاییز ۱۳۵۶ خورشیدی و از تاریخ ۱۰ اکتبر تا ۱۹ اکتبر ۱۹۷۷ میلادی، در تهران بود که در آن کانون نویسندگان ایران با همکاری انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان، انستیتو گوته به مدت ده شب، مراسم شعرخوانی و سخنرانی در فضای سبز باغ سفارت آلمان در تهران برگزار کردند. در این ده شب که به «شب‌های شعر گوته» معروف شد، بیش از شصت نویسنده و شاعر با گرایش های مختلف ولی عمدتا چپ علیه «فضای اختناق و سانسور حاکم» شعر خواندند و سخنرانی کردند.

در شب‌های آغازین شب‌های شعر گوته، جمعیتی بالغ بر ۱۰ هزار نفر در این مراسم شرکت می‌کردند، اما بارش بارانی چندروزه در تهران منجر به کاهش جمعیت در شب‌های پایانی به حدود ۳ هزار نفر شد.

در ذیل اجراهای ده‌گانه تقدیم مخاطبین کانال #شهر_کتاب_ایرانشهر می‌شود‌.


@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🔴#شهر_هاى_ناشناس چه خوبند!
وقت و جاى آنست كه تصور كنى همه‌ى كسانى كه جلويت سبز مى‌شوند، آدم‌‌هاى مهربانى هستند.
وقت روياست ...

#لوئى_فردينان_سلين
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#میراث_سرزمینم

#شهر_اشغال_شده_دربند_ایران_زمین،

افتخار روسیه و ⁧#پوتین در میراث جهانی یونسکو!!!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

#شهر_اشغال_شده_دربند_ایران_زمین،

افتخار روسیه و ⁧#پوتین در میراث جهانی یونسکو!!!

‏ به یاد ⁧ #دربند⁩ ⁧ #داغستان⁩ ۲۰۰۰ساله ایران زمین که ۲۰۷ سال پس از اشغال ⁧ #روسیه⁩ طی قرارداد ننگین ⁧ #گلستان⁩، هنوز ⁧ #زبان_فارسی⁩ در آن رایج است.

دژ تاریخی شهر دربند معروف به #نارین_قلعه⁩، مربوط به دوره قباد یکم ⁧ #ساسانی⁩ است و خسروانوشیروان، پسر قباد دستور ساخت این دژ را داد تا مرزهای شمالی ایران را ازحملات اقوام مهاجم مصون دارد.
باروها و دژها و استحکامات دربند، دیوار سنگی بسیار بلندی بوده به طول چهل کیلومتر از کوهستان تا کرانهٔ کاسپین که خط دفاعی بسیار مستحكمی در برابر مهاجمان به شمار می آمد.
برفراز این دیوار با هجده تا بیست متر ارتفاع که از سنگ‌های بسیار بزرگ ساخته شده، سی برج قرار گرفته بود. دیوار دربند، سه دروازهٔ آهنی داشت که یک دروازهٔ آن به دریا گشوده می‌شد.

دربند، جنوبی ترین و تنها شهر شیعه نشین روسیه است كه در زمان #فتحعلی_شاه_قاجار براساس معاهده ننگین گلستان با روسیه تزاری به همراه سایر مناطق #داغستان، #شکی ، #گنجه و #قره‌باغ، #شیروان، #قبه، #بادکوبه، #گرجستان، محال #شوره‌گل، #آچوق‌باشی، #گروزیه ( گروزنی #چچنستان کنونی )، #منگریل و #آبخازستان و بخش هایی از #تالشستان و ... به مساحت ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران و ۱۳۶۰ کیلومتر از کرانه های ایرانی غرب کاسپین جداشده است.

شهر دربند به عنوان یكی از دست نخورده ترین شهرهای باستانی جهان، در سال ۲۰۰۳ میلادی، به نام روسیه در فهرست میراث جهانی یونسكو ثبت شده و توسط پوتین جشن بزرگی به همین مناسبت برپاشده است.

وجود چندین كتیبه فارسی باستان از دوران ساسانیان تا دوران شاه عباس بزرگ صفوی، از جمله اسناد برجای مانده از دوران طولانی حاکمیت تاریخی ایرانیان بر این شهر است...

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کارتون 🎨

#شهر_امن

کارتونیست های مهربانو در یک کارگاه آموزشی مجازی بانام "شهر امن" مشکلاتی که شهرها را برای زنان ناامن می‌کند را به تصویر کشیده اند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شهر_های_نامرئی

#ایتالو_کالوینو

#ترجمه_ترانه_یلدا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شهر_های_نامرئی

#ایتالو_کالوینو

#ترجمه_ترانه_یلدا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
شهرهای نامرئی.pdf
3.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شهر_های_نامرئی

#ایتالو_کالوینو

#ترجمه_ترانه_یلدا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شهر_جهان

از
وقتی
ک تو را
دوسٺ می‌دارم
شعرهایم
زیباترین واژه‌هایی اسٺ
کہ برای مردم می نویسم‌ شان...

#نزار_قبانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فرتور

سنگ نبشته خشایارشاه بزرگ

#شهر_وان_ترکیه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

حکایت است که ایزورا،شهر هزار چاه،بر فراز دریاچه‌ای ژرف و مدفون در زمین بنا شده است.کرانه‌های ایزورا تا جایی که شهروندان چاه‌های عمیق و طولانی حفر کنند و به آب برسند گسترش می‌یابد و پیش‌تر نمی‌رود.
مرز تیرۀ دریاچه بر حاشیۀ سبز شهر تصویر می‌شود؛انگار که چشم‌اندازی پنهان،خطوط چشم‌اندازی پیدا را تعیین کند.زیر آفتاب شهر،همه‌چیز متأثر از امواج پر چین و شکنی‌ست که گنبدی از جنس صخرۀ آهکی در خود پنهان کرده است.به همین دلیل،دو آیین در ایزورا رایج است.
باور برخی بر این است که خدایان شهر در ژرفای آب‌های تاریکی ساکنند که به رودهای زیرزمینی جان می‌بخشند.
و برخی دیگر بر این باورند که زیستگاه خدایان در سطل‌های آبی‌ست که طناب‌ها بالا می‌کشند و معلق از لبۀ چاه‌ها پیدا می‌شوند.آن‌ها در قرقره‌ها و پمپ‌ها،چرخ‌پره‌های آس‌بادها،اجزاء پیچان گمانه‌ها،منبع‌های آب فراز پشت‌بام‌ها،طاق ظریف قنات‌ها و تمامی ستون‌های آب که تا بادنماهای مستقر بر فراز داربست‌های ایزورا بالا می‌آیند،زندگی می‌کنند.
در ایزورا،شهری که به‌سان یک فواره‌ حرکت می‌کند.

#شهر_های_نادیده
#نویسنده_ایتالو_کالوینو
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شهر_جهان

اى كاش از آن من بودى
در روزگارى كه نه بر شعر گزندى بود!
نه گل
نه ناى
نه مادينگى...
افسوس!
دير رسيده ايم وبه جست وجوى گلِ سرخ رفته ايم
در زمانه اى كه عشق را نمى شناسد!

#نزار_قبانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شهر_جهان

و من منتظر تو خواهم ماند
همچون کلبه ای تنها ...
تا دوباره مرا ببینی و
در من زندگی کنی
و تا آن زمان
پنجره هایم !
درد خواهند کشید .....

#پابلو_نرودا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#داستانک

#شهر_دزد_ها

شهری بودکه همه اهالی آن دزد بودند...!
شبها پس ازصرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه
حوالی سحر با دست پربه خانه برمیگشت، به خانه خودش که آنرا هم دزد زده بود !!!
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری میدزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید...
دادو ستدهای تجاری و به طور کلی خریدو فروش هم در این شهربه همین منوال صورت میگرفت؛ هم ازجانب خریدارها و هم ازجانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق وحساب بیشتری از اهالی بگیردو آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند ونم پس ندهندو چیزی از آن را بالا بکشند؛به این ترتیب در این شهرزندگی به آرامی سپری میشد.نه کسی خیلی ثروتمند بودو نه کسی خیلی فقیر و درمانده...!
روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا رابرای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلیدو فانوس دورکوچه ها راه بیفتدبرای دزدی، شامش را که میخورد،سیگاری دودمیکرد و شروع میکردبه خواندن رمان...
دزدها میامدند؛چراغ خانه را روشن میدیدندو راهشان را کج میکردندو میرفتند...
اوضاع از این قراربود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهندکه گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که درخانه میماند، معنیش این بودکه خانواده ای سربی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!
بدین ترتیب، مرددرستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم ازخانه بیرون میزد وهمانطورکه از اوخواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد آخر او فردی بود درستکارو اهل اینکارها نبود.
میرفت روی پل شهرمیایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد وبعد به خانه برمیگشت و میدیدکه خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است...
درکمترازیک هفته، مرد درستکار دارو ندارخود را ازدست داد؛چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود!
چراکه این وضعیت البته تقصیرخود اوبود.نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بودکه این آدم با این رفتارش، حال همه راگرفته بود!
او اجازه داده بود دارو ندارش را بدزدندبی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس ازسرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هرحال بعد ازمدتی به تدریج، آنهاییکه شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزدرفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانیکه دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالادیگر البته ازهر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند،دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشدو خود را فقیرترمیافتند...
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهترشده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس ازصرف شام، بروندروی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته ترمیکرد؛چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهاییکه وضعشان خوب شده بودو به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگربه این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشدو به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوزدزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردندسر هم کلاه بگذارند وهرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالامیکشید و آن دیگری هم ازدیگری میدزدید
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند.
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد...!
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شهر_جهان

#وطن

نفس هایم برای تو،استخوان هایم برای مردن
واژه هایم برای تو،انگشتانم برای مردن
تمامی دریاها برای تو،ماهی هایش برای مردن
ای......تمامی شب هایم در این روشنایی تاریک!
ای.......تمامی قفس هایم در این آزادیِ زندان!

#محمد_رامیار

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شهر_جهان

به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم

#سعدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شهر_جهان

إذا كنت تمطر
من بين آلاف القطرات
سأجدك وأمسك بك.
كنت خائفا،
لأن التربة
مهما كان يأخذ
لا يعود

sen yağmur olsan
Binlerce damla arasında
Seni bulur ve yakalardım.
Korkmuştum,
Çünkü toprak
ne alırsa alsın
geri dönmüyor

اگر باران هم می‌بودی
در میان هزاران قطره
تو را می‌یافتم و می‌گرفتمت.
می‌ترسیدم،
چرا که خاک
هرچیزی را که بگیرد
پس نمی‌دهد

#جمال_ثریا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شهر_جهان

sevmek
Sevdiğin biriyle olamamak
Unutma
Çünkü aşk
Onunla yaşamak değil
Aslında o yaşıyor

دوست داشتن
بودن با کسی که دوستش داری نیست
فراموش نکن
زیرا عشق
زیستن با او نیست
در واقع او را زیستن است

#ناظم_حکمت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شهر_جهان


در آن نقطه‌ی مست
شاید دلت بخواهد قلبت را
بدهی به دستش
بگویی: لمسش کن
اما پس‌اش بده..


#چارلز_بوکوفسکی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#تلنگر

در حالی که شهردار #شهر بغداد یک زن است
و در # کابل کنسرت #پاپ با خوانندگی یک زن برگزار میشود در کشور من زن ۲۵ ساله ی ایرانی بخاطر فقر و گرسنگی فرزندانش حاضر است تن به هر کاری بدهد بله اینجا ایران است

#برج _بلند_دمکراسی_واسلام

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity