🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۰ بهمن زادروز #شاپور_جورکش

( زاده ۱۰ بهمن ۱۳۲۹ فسا ) شاعر، مترجم، منتقد و پژوهشگر ادبی و نمایشنامه‌نویس

جورکش، از دانشگاه شیراز فوق‌لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت و تا سال ۱۳۵۸ در دانشگاه تدریس می‌کرد. او هم‌اکنون گروه ترجمه شیراز را هدایت می‌کند و در دانشگاه‌های خصوصی و مراکز آموزشی به تدریس می‌پردازد.

فعالیت هنری:
کار او پیش از انقلاب تئاتر بود اما بعد از آنکه تئاتر در شیراز با موانعی روبه‌رو شد، او کار فردی‌تری را برای بیان و بروز انتخاب کرد، و به‌سمت شعر رفت. پس از آن، ادبیات عرصه فعالیت شاپور جورکش شد. او سرپرستی کمیته تئاتر دانشگاه شیراز را از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ به‌عهده داشت. تدریس در کارگاه تئاتر کودک تلویزیون مرکز شیراز از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۸ از دیگر فعالیت‌های او بود.

فعالیت ادبی:
معروفترین کتاب جورکش بوطیقای شعرنو نام دارد که با رویکردی جدید و تازه، شعر و شاعری نیمایوشیج را بررسی می‌کند. این کتاب توسط انتشارات ققنوس منتشر شده‌ است و از کامل‌ترین کارها در زمینه شعر نیمایوشیج است. کتاب «زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت» نیز از بهترین کارهای حوزه هدایت‌پژوهی شناخته شده و در کنار کتاب دکتر محمد صنعتی از بهترین آثار این دوره‌ است. این پژوهش در سال ۷۴ توسط نشر آگه به چاپ رسیده‌ است. همین دو کتاب نقد و پژوهش کافی‌ است تا جورکش را به عنوان پژوهشگر و منتقدی راهگشا تثبیت کند. او تاکنون دو منظومه شعر با نام‌های «هوش سبز» (انتشارات نوید) و «نام دیگر دوزخ» (انتشارات آگه) به چاپ رسانده‌ است. «دموکراسی و هنر» و «درآمدی تاریخی بر نظریه‌های ادبی از افلاطون تا بارت» «پست مدرنیسم» و «خفیه‌نگاری خشونت در سرزمین آدم‌لتی‌ها» از آثار این شاعر، منتقد ادبی و مترجم هستند.

تاسیس گروه ترجمه شیراز:
یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های ادبی او تأسیس گروه ترجمه شیراز بوده‌ است.

کناره‌گیری از داوری جایزه شاملو:
دوم اسفند ۱۳۹۶ روزنامه ایران در یادداشتی به قلم جورکش از حاشیه‌های کناره‌گیری وی از داوری جایزه شعر شاملو در سال ۱۳۹۴ خبرداد.

آثار منتشر شده:
برنامه‌ریزی نوین: آموزش خلاق زبان از طریق بازی‌های آموزشی برای: مهدکودک‌ها، آموزشگاه‌ها و موسسه‌های زبان/ نشر راهگشا / چاپ اول ۱۳۷۸
بوطیقای شعرنو: نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج/نشر ققنوس / چاپ اول ۱۳۸۳/ چاپ چهارم ۱۳۹۳
پست‌مدرنیسم و …/ ترجمه مشترک شاپورجورکش با مرتضی ترسلی و گلناز دواتگر/ نشرچشمه / چاپ اول ۱۳۹۴
درآمدی تاریخی بر نظریه ادبی از افلاتون تا بارت/نویسنده: ریچارد هارلند/ گروه ترجمه زیر نظر شاپورجورکش با همکاری علی معصومی، ناهید (تبریزی) سلامی/ نشر چشمه/ چاپ اول ۱۳۸۲ /چاپ ششم.
دموکراسی و هنر/آرتور ملرز، ریچارد زینمان/ مترجم: گروه ترجمه شیراز / نشر چشمه / چاپ اول ۱۳۸۵ /چاپ سوم ۱۳۹۶
زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت: نگاهی‌نو به‌ بوف‌کور و دیگر عاشقانه‌های هدایت/ مؤسسه انتشارات آگاه /چاپ اول ۱۳۷۷ /چاپ دوم ۱۳۷۸
نام دیگر دوزخ: یک شعر (۱۳۷۸–۱۳۶۷) مؤسسه انتشارات آگاه / چاپ سوم ۹۸
خرگوشها و ستاره‌ها، دوزبانه
هوش سبز (۶۱–۶۳) نشر نوید شیراز / چاپ اول ۱۳۶۹
کتاب خفیه‌نگاری خشونت در سرزمین آدم-لتی ها که سال ۱۳۸۹ از سوی نشر آگه منتشر شده بود، در چهار روز اول به عنوان پرفروش اعلان شد و بلافاصله جمع‌آوری و خمیر شد.
کتاب دیگری که در چاپ سوم و در دولت نهم توقیف شد کتاب زندگی، عشق و مرگ از دید صادق هدایت: نگاهی دیگر به بوف‌کور و دیگر عاشقانه‌های هدایت است.
سومین دفتر شعر شاپور به نام سوگخند و شعرهای دیگر به یاد عمران صلاحی آماده انتشار است.
کتاب‌های "کارگاه شعر"، "الفبای داستان در عمل"، " تاملاتی برعرفان: تاثیرعرفان بر ناخودآگاه هنرمند ایرانی" و "شعر کودک" آثار آماده انتشار شاپور جورکش هستند.
درحال حاضر دلمشغولی جورکش پژوهشی‌ست بر چون و چرای "فراموش‌شدگی خویشکاری تهمینه، پس از کشته شدن سهراب به دست رستم". این پژوهش که با همکاری کیوان نریمانی انجام می شود در پی این پرسش است که چرا تهمینه، آنیمای تهمتن، که همچون خود رستم از او انتظار جنگجویی می رود، در متن اصلی شاهنامه، بسیار منفعل و بی‌کنش باقی می‌ماند؟

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۵ بهمن زادروز #امیرحسین_جهانبگلو

( ۲۵ بهمن ۱۳۰۲ تهران – ۲۰ خرداد ۱۳۷۰ تهران) پژوهشگر حوزه فلسفه، اقتصاد و تاریخ

جهانبگلو از دبیرستان شرف دیپلم گرفت. ابتدا به استخدام وزارت دارایی در آمد و ده سال بعد از دانشکده حقوق دانشگاه تهران، فارغ‌التحصیل شد و چهار سال بعد برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او در سال ۱۳۲۸ از دانشگاه سوربن پاریس، لیسانس فلسفه و منطق دریافت کرد و سه سال بعد با درجه دکترای اقتصاد از همین دانشگاه به تهران بازگشت و در وزارت دارایی کارش را از سر گرفت. او بعد از آن، سمت‌های مختلفی را در ادارات و وزارت‌خانه‌های گوناگون به‌عهده داشت، از آن جمله، شرکت نفت، سازمان اوپک، شرکت گاز و غیره. وی بیشتر عمرش را از سال ۱۳۵۰ به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت. علی نصیریان می‌گوید به توصیه جلال آل‌احمد و امیرحسین جهانبگلو، وارد فعالیت در حوزه تئاتر ایران شد. جهانبگلو در ابتدای دهه بیست به همراه آل‌احمد، محفلی را پایه گذاشت که انجمن اصلاح نام گرفت و سال ۱۳۲۳ به حزب توده ایران پیوست.

کتاب‌شناسی:
جهان سوم در بن‌بست، پل بروک، امیرحسین جهانبگلو (مترجم) تهران: خوارزمی ۱۳۶۸
غول‌های غلات، دن مورگان، امیرحسین جهانبگلو (مترجم) تهران: نو ۱۳۶۷
روش تفکر سیستمی، ژوئل دوروسنی، رونالدجان بیشون، امیرحسین جهانبگلو (مترجم) تهران: پیشبرد ۱۳۷۴
گفتاری درباره دکارت، آلکساندر کویره، امیرحسین جهانبگلو (مترجم) کامران فانی (ویراستار) تهران: قطره ۱۳۷۱
سیاست از نظر افلاطون، الکساندر کویره، امیرحسین جهانبگلو (مترجم)
ضربه آینده، الوین تافلر، امیرحسین جهانبگلو (مترجم)
تاریخ اجتماعی دوره مغول (بخش سوم تاریخ غازان‌خان و مقدمه جامعالتواریخ و رساله او از کتاب اللطائف ۱۳۳۷)
سپیده دم، مانوئل روبلس، امیرحسین جهانبگلو (مترجم)
فن صحنه‌سازی تئاتر، لئون موسیناک، امیرحسین جهانبگلو (مترجم) ۱۳۳۵
مردی که زیر زمین زندگی می‌کرد، ریچارد وایت، امیرحسین جهانبگلو (مترجم) ۱۳۳۵
اص‍ول ب‍رن‍ام‍ه‌ری‍زی رش‍د اق‍ت‍ص‍ادی، ت‍ی‍ن ب‍رگ‍ن، ام‍ی‍رح‍س‍ی‍ن ج‍ه‍ان‍ب‍گ‍ل‍و (مترجم) تهران: دانشگاه تهران ۱۳۴۷.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🍂۳۲۲ پ.م -ارسطو که به همراه سقراط و افلاطون از تأثیرگذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده‌ است.

🍂۱۶۱ م- آنتونیوس پیوس امپراتور روم بین سال‌های ۱۳۸ تا ۱۶۱ میلادی

🍂۱۳۷۴ م- تامس آکویناس معروف به حکیم آسمانی، فیلسوف و متاله مسیحی

🍂۱۷۲۴ م- اینوسنت سیزدهم یکی از پاپ‌های کلیسای کاتولیک رم

🍂۱۸۷۵ م- جان ادوارد گری دانشمند، جانورشناس و عضو ارشد انجمن سلطنتی انگلستان

🍂۱۹۱۳ م- تکاهیونواکه (اميلي پالين جانسون) شاعر و نويسنده بومي (سرخپوست) كانادايي در «وانكور» درگذشت.

🍂۱۹۹۷ م- ادوارد میلز پورسل فیزیکدان آمریکایی برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۵۲

🍂۱۹۹۹ م- استنلی کوبریک کارگردان و تهیه‌کنندهٔ یهودی‌تبار (آمریکایی

🌸🍂🌸@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#جامعه_شناسی

#Covid19

سناریوهای کووید-۱۹
استیون شاپین
تاریخ‌نگار و جامعه‌شناس دانشگاه هاروارو


ما با لمس کردن باهم پیوند برقرار میکنیم؛
با لمس کردن در غم و شادی یکدیگر شریک می شویم.
اگر نتوانیم درمجلس ترحیم با هم سوگواری کنیم و در عروسی باهم جشن بگیریم مشکل بتوان این مراسم را چیزی که باید باشند دانست .
دست دادن، بوسیدن، بغل کردن ( شکل شان، مدت‌شان ، حالت انجام شان ) ماهیت، معنا وشدت رابطه مان با یکدیگر را نشان میدهند.

چند دهه قبل، جامعه شناسانی که در زمینه رابطه رودررو تحقیق می کردند - اروینگ گفمن و همکارانش - دست دادن را تشریفاتی برای نزدیکی توصیف کردند، شیوهای برای آغاز روابط، برای پایان‌شان، برای نشان دادن این که کیستیم و از دیگران چه انتظاری داریم.
در طول تاریخ، مردان همیشه دست نمی‌دادند؛ همیشه با زنان دست نمی دادند؛ امروز هم در فرهنگ های مختلف از ژست های مختلفی برای ایجاد نزدیکی و تعیین شدت آن استفاده میشود.

اما حذف بوسیدن، بغل کردن و دست دادن در جامعه ما خلأ بزرگی است.
ما شیوه های ابراز صمیمیت و تعهد را از دست داده‌ایم و در نتیجه صمیمیت و تعهد، درست وقتی که بیش از هر وقت دیگر به آنها نیاز داریم، کاهش یافته اند.
به علاوه شیوه‌ای برای طرد و دوری کردن را نیز از دست داده ایم.

در سخنرانی سالانه رئیس جمهور آمریکا در ژانویه ترامپ از دست دادن با نانسی پلوسی خودداری کرد. در آن زمان، این کار نشان بی احترامی بود؛ حالا شاید آن را آداب بهداشتی ای محتاطانه به شمار بیاوریم.

کووید در حال نوشتن سناریوهای جدیدی برای اظهار نزدیکی و ابراز تعهد است؛ با تشریفاتی مثل زدن آرنج‌ها به هم، زدن پاها به هم، جفت کردن کف دستها وتعظيم. اما ما با هیچ کدام از اینها راحت نیستیم؛ اینهابه ما تعلق ندارند؛

وقتی انجام شان میدهیم لبخندی احمقانه بر صورتمان نقش می بندد. کنار آمدن با این موضوع که دوستان و خانواده مان برای ما و ما برای آنها تهدید به حساب می آییم کار آسانی نیست.

دست دادن بی مبالات حالا مثل رابطه جنسی محافظت نشده عملی غیرمسئولانه و شاید غیراخلاقی به حساب می آید.

ما دیگران را از طریق تماس‌هایی طراحی‌شده به حریم خودی‌ها راه می‌دهیم و با دوری کردن و حفظ فاصله مطرود و غریبه می‌داریم .
رابطه‌ی ما با دیگران نظامی تودرتو از لمس‌های معنادار و دوری‌کردن‌های معنادار است .
اما محدوده‌ی صمیمیت ، همان محدوده‌ی سرایت است .
در آخر کدام نوع جامعه بهتر از همه می‌تواند با کووید مقابله کند ؟ افلاطون معتقد بود نظم دموکراتیک نمی‌تواند به شکلی کارآمد کشتی روی دریا را به پیش براند و به مقصد تعیین شده برساند ، ناخدایی لازم است که رییس باشد .

کووید را بیماری‌ای ذاتا سیاسی معرفی کرده‌اند زیرا کنترل از بالا به پایین و محدودیت‌های شدید آزادی‌های مدنی را ایجاب می‌کند .
واکنش سیاسی ما به کووید نیز آزمون اجتماعی بزرگ دیگری است .
ترس آن می‌رود که کووید بهانه‌ای شود برای پیش‌بردن بیش‌تر خودکامگی ؛ وقتی ارتش به خیابان می‌آید و کمیته‌های امنیت عمومی برای حفاظت از سلامت عمومی تشکیل می‌شوند ، دموکراسی نیز در شمار قربانیان کووید قرار می‌گیرد .
آیا می‌توان بحران را از سر گذراند بدون آنکه به گسترش استبداد گردن نهاد و آیا می‌توان به جای بازگشت به مدلی قدیمی ، جامعه‌ای نو را ابداع کرد که بدون ایجاد تماس ما را به یکدیگر وصل کند ؟ اگر قرار است همه در یک کشتی باشیم ، پس این کشتی را باید خودمان با هم بسازیم .

#برگردان_فرانک_عزیزمان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

در این چنین جهانی که دوام هیچ چیز ممکن نیست، جایی که همه‌چیز در گردابِ بی‌امانِ تغییر و تبدیل گرفتار آمده، جایی که همه‌چیز با شتابِ دیوانه‌وار در حرکت و گریز است و مغلوبِ حرکت و پیش‌رفت، مشکل بتوان احساس خوشحالی و خرسندی کرد. چگونه می‌توان در جایی آرام و قرار یافت که به گفته‌ی افلاطون «شدنِ مداوم و هرگز نابودن» تنها شکل هستی و وجود در آنجا است؟

انسان هیچگاه خشنود نیست! سرتاسرِ زندگی را به دنبال خشنودیِ خیالی می‌دود، خشنودی‌ای که به ندرت به دست می‌آید و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است: چون کشتیِ شکسته‌ای که بی‌دکل به بندرگاه وارد می‌شود‌. دست آخر هم تفاوتی نمی‌کند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت، چون زندگیِ وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته.

#آرتور_شوپنهاور

#در_باب_عبث_بودن_وجود

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ترجمه_متن_های_فلسفی_درایران_باستان


ایرانیان از دیرباز به دانش فلسفه توجهای ویژه داشتند، به طوری که از دوره هخامنشی و سپس اشکانی و دوره سلوکی با مطالب فلسفی برگرفته از یونانیان آشنا بودند، با این همه اوج پیشرفت این رشته از علوم در روزگار ساسانی، به ویژه به واسطه نهضت علمی و فرهنگی ایجادشده در این دوره بود. برایند این رویکرد به دانش فلسفه و علوم وابسته به آن، یکی طرح تدوین آثار فلسفی نظیر شکند گمانیگ وزار، گجستک ابالیش، پس دانشن کامگ و فصولی از دینکرد بود که هرچند تألیف نهایی آنها در سده های سوم تا پنجم هجری انجام یافت، باری هسته اصلی آنها برگرفته از اندیشه های فلسفی مندرج در اوستا و متن های روزگار ساسانی و پیش از آن بود؛ و دو دیگر ترجمه آثار فلسفی در دوره شاپور و خسرو انوشیروان از سریانی و یونانی به پهلوی بود.

اشتیاق خسرو انوشیروان به فلسفه و منطق زبانزد تاریخ نگاران غرب و شرق بود. او که به احتمال بسیار با زبان سریانی آشنایی داشت، نزد یکی از دانشمندان سریانی به نام اورانیوس"، فلسفه می آموخت. افزون بر این، یکی از مسیحیان نسطوری،به نام پولس پارسی"، کتابی در منطق ارسطو به زبان سریانی برای خسرو انوشیروان تألیف کرده بود. او به ظاهر جانشین ماربها، مطران نصیبین، بوده است.

آگاثياس ضمن اظهار شگفتی از آگاهی خسرو انوشیروان از عقاید ارسطو و افلاطون، گزارش داده است که وی فرمان داد تا کتاب های یونانی را برایش به پهلوی ترجمه کنند یکی از رویدادهای مهم که به نهضت علمی دوران ساسانی یاری رسانید و در کار ترجمه اندیشه های فلسفی یونانی به فارسی میانه تأثیر گذاشت، تعطیلی مدارس فلسفی آتن و اسکندریه، به فرمان یوستی نیانوس در سال ۵۲۹م، به دلیل تعصبات دینی او، و از پی آن پناهندگی گروهی از فلاسفه مدرسه آتن به دربار ایران بود.

خسرو انوشیروان از این گروه - که از مروجان اندیشه های نوافلاطونی بودند - استقبال فراوان کرد. خسروپرویز با این فلاسفه حلقه های فلسفی تشکیل می داد و با آنان به بحث پیرامون مسایل فلسفی می پرداخت. یکی از آن فلاسفه به نام پریسکیانوس، رساله ای با عنوان «پاسخ های پریسکیانوس به تردیدهای شاهنشاه خسرو» تألیف کرد که ترجمه بخشی از آن به زبان لاتینی موجود است بنابر تاریخ ابوالفداء شاپور، پسر اردشیر، در گردآوری و ترجمه کتابهای فلسفی یونانی اهتمام بسیار می ورزید. بنابر الفهرست بسیاری از کتاب های منطق و پزشکی در این دوره به پهلوی ترجمه شد. این آثار را سپس عبدالله ابن مقفع از پهلوی به عربی برگردانید.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

#نقاشی

کم نیستند کسانی که با رسم ریاضی‌وار فضای درون نقاشی مخالف‌اند. در رأس آن‌ها افلاطون قرار دارد که پرسپکتیو را عدم بازتاب تناسبات حقیقی و تحمیل نمودی ذهنی می‌داند. و یا نزدیک‌تر به ما، امپرسیونیست‌ها که معتقدند پرسپکتیو تنها قفسی‌ست برای نیروی خلاق هنرمند. امّا از نظر اروین پانوفسکی، پرسپکتیو این قابلیت را دارد که در عین فاصله انداختن میان انسان و اشیاء، با ترسیم جهانی خودآیین و دربرگیرنده‌ی اشیاء پیش روی انسان، همین فاصله را از میان بردارد. در این حالت، اگرچه استخوان‌بندی جهانِ درون تابلو برآمده از قواعد ریاضی‌ست، امّا هم‌زمان به‌شدت وابسته به طریقی است که نقاش به دنیای اطرافش می‌نگرد.
در این میان، آثار آن دسته از نقاشانی که با وجود پیاده کردن پرسپکتیو، منطق آن را به نحوی بر هم می‌زنند، جالب توجه است. زمانی که هنرمند در تلاش است تا ارزش حقیقی پدیده‌ها و اشخاص -آنچه که به چشم نمی‌آید بلکه درک می‌شود- را در همان عقل‌گرایی محدود پرسپکتیو آشکار سازد: لحظه‌ای که به جهان هندسی درون تابلو ملحق می‌شویم و در این میدان ریاضی‌وار عقل‌بنیاد، شاهدیم که چگونه قامت اشخاص و اشیاء از عقلانیت حاکم بر جهان درون تابلو بیرون می‌زند و در عین حال، منطق خاص تابلو برای مخاطب به امری طبیعی و بدیهی بدل می‌گردد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#بخوانیم

زمانی که یان ماتِیکو تابلوی «کوپرنیک اخترشناس و یا گفت‌وگو با پروردگار» را در سال ۱۸۷۳ تمام کرد، تنها ۴۰ سال از خارج شدن کتاب کوپرنیک از لیست سیاه کلیسای رم می‌گذشت. در سال ۱۸۳۹ پس از گذشت ۲ قرن، کتاب «در باب گردش افلاک آسمانی» کوپرنیک و ایدۀ خورشیدمرکزی او اجازۀ بازنشر یافت و افلاک بطلمیوسی با مرکزیت زمین، در افکار عمومی چون حباب ترکید: زمین از مرکز جهان کمانه کرد و در چرخشی ۱۸۰ درجه جایش را به خورشید داد. دیگر عالم هستی به دور انسان نمی‌چرخید، بلکه او صرفاً موجودی بود کوچک، ساکن سیاره‌ای که همراه با سیاراتی دیگر به گرد خورشید می‌چرخید.

نیکلاس کوپرنیک کاهنی محترم بود. مردی مؤمن و البته بسیار باهوش که به ستاره‌شناسی و ریاضیات علاقه‌ای وافر داشت. ۱۸۰۰ سال پیش از او، آریستارخوس ساموسی الگوی خورشیدمرکزی جهان را مطرح کرده بود، امّا این نظر افلاطون و ارسطو مبنی بر مرکزیت زمین در جهان و کیهان‌شناسی بطلمیوسی بود که نگرش مسلط شد و بعدها با روایات کتاب مقدس درآمیخت، تا کلیسا برای قریب به ۱۷ قرن بر این دیدگاه اشتباه اصرار ورزد.

کوپرنیک امّا نظریات آریستارخوس را خواند و متأثر از منجمان مکتب مراغه، از جمله خواجه نصیرالدین طوسی و قطب‌الدین شیرازی که در صدد اصلاح کیهان‌شناسی بطلمیوسی بودند، به ترجمانی ریاضیاتی و هندسی از سیستم خورشیدمرکزی جهان رسید.
با این‌حال، او آنقدر باهوش بود که نظریات انقلابی‌اش در مجموعۀ شش جلدی «در باب گردش افلاک آسمانی» را تا زمان مرگ‌اش در سال ۱۵۴۳ منتشر نکند. به‌راستی مطرح ساختن اینکه زمین/ انسان در مرکز عالم هستی قرار ندارد، کافی بود تا در بهترین حالت، نتیجۀ زحماتش در شعله‌های آتش کلیسا تباه شود.

او زیرکانه کتاب را، که تدوین و نگارشش قریب به ۳۰ سال طول کشید و اکثر اندیشمندان اروپایی مشتاق خواندنش بودند، به پاپ پل سوم تقدیم نمود و واعظی به نام آندرئاس اوزیاندر عقل کرد و پیشگفتاری بی‌نام در ابتدای کتاب افزود که تأکید داشت «در باب گردش افلاک آسمانی» تنها طرح ایده‌هایی ریاضیاتی است و مطلقاً در صدد بیان حقیقتی محرز (اثبات خورشیدمرکزی) نیست.
همین مسئله و البته سخت‌خوان بودن کتاب سبب شد تا کلیسای رم چندان حساسیتی روی آن نداشته باشد. امّا هفتاد سال بعد، هنگامی‌که گالیله ابزار سنجش ایده‌های کوپرنیک را ساخت و کپلر آن‌ها را اثبات نمود، غضب کلیسا علاوه بر این دو، گریبان‌گیر کتاب نیز شد و در سال ۱۶۱۶، به لیست ممنوعه‌ها پیوست.

به تابلوی یان ماتِیکو نگاه کنید. نقاش از زبانی تئاتریکال استفاده کرده تا لحظۀ نامنتظر کشف حقیقت، چونان دم مبارک و نادری تصویر شود که در آن گویی پیامی الهی، از جایی خارج از قاب صحنه، به ناگه بر کوپرنیک می‌بارد: «انسان در مختصات صفر، در نقطۀ ثابت نایستاده، بلکه پاره‌ای از یک کل زنده، تپنده و در حرکت است». به‌این‌ترتیب، یان ماتِیکو وجهی قدسی به تلاش فکری کوپرنیک بخشیده است؛ چراکه نفی زمین‌مرکزی، به مراتب، درک امر لاینتاهی را برای بشر ملموس‌تر می‌ساخت و در نهایت به وجود فلک‌الافلاک چون دیواری کروی میان ملکوت خداوند و جهان مادی خاتمه می‌داد. امری که خواه‌ناخواه به درآمیخته شدن عالم لاهوتی با جهان ناسوتی می‌انجامید.


شرح تصویر:

ستاره شناس کوپرنیک،
یا گفتگو با خدا~1873
هنرمند: Jan Matejko

Astronomer Copernicus,
or Conversations with God~1873
Artist: Jan Matejko

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

هر چی زمان داشتم دادم و به جاش
یه ساعت سوئیسی گرفتم
بندش طلا!
رنگش وسترن!
دیگه زمان بی زمان
هشتِ شب، خواب!
هشتِ صبح
اداره!

هر چه راه داشتم دادم و به جاش
یه جفت کفش ملی گرفتم
چکمه‌س بد مصب!
تو برقشون مو رو از ماست می‌کشم!
دیگه راه، بی‌ راه!
هشتِ شب! اتاق خواب
هشتِ صبح
اتاق کار!

📗افلاطون کنار بخاری

#حسین_پناهی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#بخوانیم

بارنِت نیومن چهارم جولای ۱۹۷۰ بر اثر سکتۀ قلبی درگذشت؛ پنج ماه پس از آن شبی که مارک روتکو در آشپزخانۀ استودیویش در نیویورک، رگ دستش را زد تا روز بعد پیکر بی‌جان و غرق در خون‌اش را بیابند. نیومن، نقاش اکسپرسیونیست انتزاعی، هم‌عصر روتکو بود، اما بخت و اقبال او را نداشت و تا سال‌های پایانی عمر قدر ندید. او تقریباً پنج سال پیش از روتکو به سطوح رنگی وسیع و مینیمال مطلق رسید، اما نقاشی‌هایش فاقد آن طنین نیچه‌واری بود که در تابلوهای روتکو به رنگ‌ها جان می‌بخشید. تو گویی هنر او در اصل بشارت‌دهندۀ آفرینش‌های آتی روتکو بود.
سال ۱۹۶۷ نیومن شاهکار عمرش را ساخت: مجسمه اُبِلیسک وارون و شکسته که در رأس بر سر یک هرم عمود می‌شد. نیومن مشخصاً قصد داشت مجسمه را در واشنگتن (در تقابل با آن اُبِلیسک ۱۲۰ سالۀ روبه‌روی کاخ سفید) و در بحبوحۀ تظاهرات ضد جنگ نصب کند. یک سال بعد مارتین لوترکینگ ترور شد، اعتراضات همچنان ادامه یافت و اُبِلیسک شکستۀ نیومن پس از دو سال بحث و جدل از واشنگتن بیرون آمد و در شهرهای دیگر به نمایش گذاشته شد.
اگرچه انگیزۀ نیومن برای ساخت مجسمه، انتقادی گزنده از قدرت مستقر بود، اما وقتی در سال ۱۹۷۰ خانم و آقای دو منیل یکی از مجسمه‌ها را خریدند و آن را به یاد مارتین لوترکینگ در آب‌نمای روبه‌روی نیایش‌گاه روتکو نصب کردند، شاهکار نیومن یک لایۀ معنایی تازه یافت.
در واشنگتن، مجسمۀ او وضع سرنگون قدرت مسلط را به رخ می‌کشید و آن را به سخره می‌گرفت؛ اما در برابر نیایش‌گاه روتکو، اُبِلیسک نیومن از عاملی صرفاً تداعی‌گر نظم مستقر می‌رهید و دوباره به ریشه‌های باستانی‌اش بازمی‌گشت: حالا حجم فلزی، در هیئت پرتو نوری مادیت یافته، سفیر خدای خورشید، «رَع» بود که از آسمان فرو می‌بارید و در نقطۀ برخورد با رأس هرم زیرین، گویی بر پیشانی آدمی بی‌جان بوسه می‌زد تا حیات دوباره در او بدمد. اما در عین حال، مجسمۀ او می‌توانست اشاره‌ای به تابلوی مکتب آتن رافائل و مشخصاً، دستان افلاطون و ارسطو باشد. تجلی لحظۀ نادر تعادل میان دو منظومۀ فکری، در مختصاتی متزلزل و در عین حال باثبات.

زمانی نیومن گفته بود دلش می‌خواهد مخاطب در برابر نقاشی‌هایش به فردیت و کمال شخصی‌ خویش پی ببرد و در عین حال، بر پیوندی که میان او با دیگران برقرار است وقوف یابد. اُبِلیسک شکستۀ نیومن در سرحدات چنین خواسته‌ای شکل گرفته.
جالب است که مجسمه نیومن می‌تواند میانجی فهم ماهیت تابلوهای روتکو باشد. نسبت عمودی که او در مجسمه‌اش میان امر قدسی و ماده برقرار می‌کند، و آن آزادی که به واسطه درک فردیت و پذیرش تفاوت دیگری، قرارگیری دو حجم را در وضعیتی ناممکن، ممکن می‌سازد، در نقاشی‌های روتکو ۹۰ درجه می‌چرخد و بدل به میدان‌هایی وسیع و پرکشش برای مواجهه می‌شود. میدان‌هایی تپنده از نیرویی تراژیک و مهیب که لایه‌های رنگ را طی پروسه‌ای جانکاه، چنان پالایش می‌کند که به سرچشمه‌های بسیط نور بدل شوند؛ حتی اگر سطوح، تیره‌فام و خنثی به‌نظر برسند.
قرار گرفتن در برابر نقاشی‌های روتکو، همان اتفاقی را رقم می‌زند که نیومن میان اُبِلیسک شکسته و هرم برقرار کرده؛ با این تفاوت که روتکو فعل عیان ساختن فردیت و پیوند با دیگری را چون پتک بر قلب آدمی فرود می‌آورد.

می‌توان تصور کرد سال ۱۹۶۴، هنگامی که روتکو پیشنهاد خانم و آقای دو منیل برای طراحی یک نیایش‌گاه و خلق تابلوهایی مختص به آن را دریافت کرد، تا چه حد قلبش از شوق لبریز شد. آرزوی دیرینه‌اش بود که نقاشی‌هایش از چارچوب محدود بوم بیرون بزنند و استخوان‌بندی فضای گرداگردشان را نیز بسازند. نوعی معماری که فروتنانه در محیط جا باز کند، بی‌آنکه به چشم بیاید. بی‌پنجره، بی‌روزن، اما همچون تابلوهایش از درون روشن. و فضایی چنان تهی و بی‌آرایه برپا کند که هر لت تابلوی آویخته به دیوار، به امکان گریز از الگوهای منقادساز استحاله یابد.
و چنین نیز شد.


شرح تصاویر:
Rothko Chapel~1971
Designed by: Mark Rothko, Philip Johnson, Howard Barnstone, Eugene Aubry

Broken Obelisk~1967
Sculptor: Barnett Newman

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#Saffo
Creator: Giovanni Dupré
(1817 - 1882)

سافو (به یونانی: Σαπφώ) از شاعران یونانی سده هفتم پیش از میلاد بود. سافو از زمان باستان جزوِ بزرگ‌ترین شاعران غنایی شناخته شده‌است. او نخستین زنی بود که کنار احساسات فردی، حتی خصوصی‌ترین احساسات را در شعر بیان کرد. شعر او بر معاصران‌اش تأثیر بسیار گذاشت و در زمان زندگی‌اش نه تنها در زادگاه‌اش که در جای‌های بس دور نیز خوانده و دکلمه می‌شد.
افلاطون او را ایزدبانوی دهم هنر نامیده‌است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#فلسفه 📕

🗓#نیکولو_ماکیاولی (۱۴۶۹– ۱۵۲۷) فیلسوف سیاسی، #شاعر، مورخ و #نمایشنامه‌نویس ایتالیایی بود.

او زندگی خود را صرف سیاست و میهن‌پرستی کرد. با این حال برخی او را به اتهام حمایت از حکومت اقتدارگرا و ستمگر همواره مورد حمله قرار داده‌اند. علت آن نوشتن کتابی به نام شهریار است که وی برای دودمان مدیچی از حاکمان فلورانس نوشته‌است. هیچ‌کس قبل از کارل مارکس به‌اندازه‌ی ماکیاولی تأثیر انقلابی عظیمی بر فلسفه‌ی سیاسی نداشته است و به‌حق باید وی را«پدر علم سیاست»لقب داد.

ماکیاولی در نگارش آثارش از روشی استفاده کرده است که نویسندگان و دانشمندان اومانیست دوره #رنسانس آن را به کار می‌بردند، آنها این دوره این روش را از رومیان باستان وام گرفته بودند. یونانیان قدیم آثار خود را با بیان بزرگترین دستاوردهای نیاکان خود آغاز می‌کردند تا خواننده را به تقلید از آنها وادارند، این سنت با حماسه‌های هومری آغاز شد و سده ‌ها ادامه یافت و حتی افلاطون این روش را که تا آن زمان مخصوص شاعران، نویسندگان و نمایشنامه نویسان بوده را استفاده کرده و وارد نوشته های فلسفی کرده است. این روش با افول یونان به روم منتقل شد و با زوال امپراطوری روم غرب و دوران قرون وسطی به فراموشی سپرده شد اما در دوران رنسانس دوباره اوج گرفت. این روش دارای چند نکته است که نویسندگان باید آنها را رعایت کنند: نوشته تاریخی باید درس های اخلاقی بدهد، پس با توجه به اصل نگارش مواد و مصالح باید به نحوی انتخاب شوند و درس های مورد نظر را با قوت و قدرت هرچه بیشتر برجسته جلوه کند. یکی دیگر از اصول اومانیست ها در تاریخ‌نگاری این است که سودمندترین پندها زمانی به یاد می‌مانند که مورخ انشایی بلیغ و استادانه باشند اما مهمترین قاعده اومانیست در تاریخ‌نگاری که از مراجع روم باستان آموخته بودند، این بود که مورخ باید خود را به بزرگترین دستاوردهای نیاکان معروف دارد.
ماکیاولی که یکی از نویسندگان اومانیست بود، این قواعد را در اغلب آثارش مانند گفتارها و تاریخ فلورانس رعایت کرد. تصور اینکه ماکیاولیسم را پدیده‌ای ضد اخلاقی یا روش انحصار قدرت برای حاکم و تعدی به حقوق مشترک مردم بپنداریم، مساله ای گمراه کننده است، از این رو باید دانست ماکیاولی چهره ای دورو دارد. با این وجود در نمای کلی و تنها به منظور تعیین جایگاه ماکیاولی در اندیشه سیاسی غرب، می توان قضاوت کرد که چهره وی با توجه به تعاریفی که از انسان و محیط سیاسی اش می دهد، قرون وسطایی است. اما رویکردش به جهان آینده و رمزگشایی وی از سیاست و نیز روشی که در جدایی اخلاق دینی از اخلاق سیاسی پیش روی می‌نهد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی 🎨


▪️The School of Athens_
1509-1511
▪️Raphael
▪️Fresco
▪️ Dimensions : 500cm x 770 cm (200 in x 300 in)
Location : Apostolic Palace, Vatican City

رافائل که یکی از چهار نور برجسته رنسانس است این نقاشی را در سال ۱۵۱۱ کشید . مدرسه آتن به طور گسترده به عنوان شاهکار نقاش شناخته میشود و مظهر نقاشی رنسانس است و فیلسوفان باستانی مانند افلاطون و ارسطو و.. را به نمایش می‌گذارد.
در اصل رافائل این نقاشی را به صورت نقاشی دیواری برای صاحب کاخ حواری که یکی از بناهای معروف واتیکان است ساخته
است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#بـــخـــوانـــیـــم

دیوژن کَلْبی
.
.

✍🏻دیوژن کلبی یکی از متفکران مهم جهان باستان بود که با اندیشه‌های خود، مکتبی مهم را در فلسفه بنیان گذاشت.دیوژن را می‌توان یکی از نخستین عارفان تاریخ دانست. البته او مثل عارفان ایرانی خرقه و عبا نمی‌پوشید و در مجالس رقص سماع شرکت نمی‌کرد. اما اندیشه‌ها و باورهایش از بسیاری جهات، شبیه به اندیشه‌های عارفان بود و شباهت زیادی به دستگاه فکری فیلسوفان بزرگ یونانی، از جمله افلاطون و ارسطو نداشت.دیوژن یکی از پایه‌ گذاران یک مکتب فلسفی بود که به نام «مکتب کلبیون» مشهور است. معنای کلبیون، خیلی ساده، یعنی سگی‌ ها! این نام عجیب بدین خاطر به پیروان اندیشه‌های دیوژن داده شده که ایشان چندان در قید تعلقات انسانی، از جمله مال و شهرت و جاه و مقام نبودند و سبک زندگی‌شان بی‌ شباهت به سبک زندگی سگ‌ ها نبود! البته دیوژن چهاردست‌ و پا راه نمی‌رفت و پارس نمی‌کرد! اما خب، سبک زندگی‌ اش خیلی هم شبیه آدمی زاد نبود.در اندیشه‌ی کلبیونی نظیر دیوژن، سعادت و حقیقت مفاهیمی موهوم نیستند و راه رسیدن به آن‌ها پیش پای انسان وجود دارد. منتها، اغلب انسان‌ها، به دلایل مختلف، بیشتر چیزهای پست و بی‌ارزش را با سعادت و حقیقت راستین اشتباه می‌گیرند. به نظر دیوژن، سعادت نه نزد قدرتمندان است، نه نزد ثروتمندان، و نه حتی نزد دانشمندان و افراد عالم. سعادت را فقط و فقط انسانی به کف می‌آورد که به تمایلات رنگارنگ وجود خود مهار بزند و زندگی ساده، بی‌تکلف و زاهدانه‌ای در پیش بگیرد. دیوژن به ما یادآور می‌شود که تمام بدبختی‌های انسان از عواطفی مثل خشم و حسادت و غرور و شهوت ناشی می‌شوند. اگر ما این عواطف حیوانی را تحت کنترل درآوریم، بی‌ آن‌ که ثروت یا قدرت کلانی داشته باشیم، به خوشبختی حقیقی دست می‌یابیم.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


آن‌کس که از پسِ تنهایی خویش برمی‌آید:
یا حیوانی‌ست وحشی و یا یک خدا.

#_افلاطون


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚


🤔 همه چیز به فنا رفته (همه چیز به گا رفته)
👤 مارک منسن

✍️ کتاب همه‌چیز به فنا رفته نوشته‌ی نویسنده‌ و وبلاگ نویس مشهور آمریکایی مارک منسون است. این کتاب در دسته‌ی کتاب‌های خودسازی با موضوع راه و رسم زندگی است. در جلد کتاب عنوان هنر ظریف امیدواری دیده می‌شود. منسون استاد سخن است، او می‌تواند با عناوین جذاب خود کتاب‌های پرمخاطب مثل این کتاب بنویسد.
منسون در کتاب همه چیز به فنا رفته، از چاشنی طنز خاص خود استفاده کرده است تا به خواننده بگوید اگرچه دنیای امروز ما وضعیت خرابی دارد اما می‌توان با این چالش هم کنار آمد. او نظریات فیلسوفان و متفکران بزرگی همچون افلاطون، کانت، تام ویتس و نیچه را دستمایه قرار می‌دهد تا خواننده را با مفاهیم و معانی جدید و درک متفاوتی از مفهوم امید، از دل پرتگاه و تاریکی‌های افسردگی و ناامیدی ذهن عبور دهد.

#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚

وقتی بچه‌ایم راه آموختن درد یا لذت (بستنی خوب است، اجاق‌گاز داغ بد است) آزمودن آن‌هاست. فقط با تجربه درد است که می‌فهمیم چیزی می‌تواند خطرناک یا دردناک باشد. بستنی می‌دزدیم، مامان عصبانی می‌شود و ما را تنبیه می‌کند، سپس تجربه «بستنی خوب است» یک‌باره تغییر می‌کند و نتیجه می‌گیریم بستنی آن‌قدرها هم خوب نیست؛ باید فاکتورهای دیگری را نیز در نظر بگیریم. من بستنی را دوست دارم، مادرم را هم دوست دارم، اما برداشتن بستنی مادرم را عصبانی می‌کند. حال باید چه کنم؟ درنهایت، بچه مجبور می‌شود با این حقیقت روبه رو شود که در زندگی باید بده بستان‌هایی را هم در نظر بگیرد.

🤔 #_همه_چیز_به_فنا_رفته
👤 #_مارک_منسن

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚


🤔 همه چیز به فنا رفته (همه چیز به گا رفته)
👤 مارک منسن

✍️ کتاب همه‌چیز به فنا رفته نوشته‌ی نویسنده‌ و وبلاگ نویس مشهور آمریکایی مارک منسون است. این کتاب در دسته‌ی کتاب‌های خودسازی با موضوع راه و رسم زندگی است. در جلد کتاب عنوان هنر ظریف امیدواری دیده می‌شود. منسون استاد سخن است، او می‌تواند با عناوین جذاب خود کتاب‌های پرمخاطب مثل این کتاب بنویسد.
منسون در کتاب همه چیز به فنا رفته، از چاشنی طنز خاص خود استفاده کرده است تا به خواننده بگوید اگرچه دنیای امروز ما وضعیت خرابی دارد اما می‌توان با این چالش هم کنار آمد. او نظریات فیلسوفان و متفکران بزرگی همچون افلاطون، کانت، تام ویتس و نیچه را دستمایه قرار می‌دهد تا خواننده را با مفاهیم و معانی جدید و درک متفاوتی از مفهوم امید، از دل پرتگاه و تاریکی‌های افسردگی و ناامیدی ذهن عبور دهد.

#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚

وقتی بچه‌ایم راه آموختن درد یا لذت (بستنی خوب است، اجاق‌گاز داغ بد است) آزمودن آن‌هاست. فقط با تجربه درد است که می‌فهمیم چیزی می‌تواند خطرناک یا دردناک باشد. بستنی می‌دزدیم، مامان عصبانی می‌شود و ما را تنبیه می‌کند، سپس تجربه «بستنی خوب است» یک‌باره تغییر می‌کند و نتیجه می‌گیریم بستنی آن‌قدرها هم خوب نیست؛ باید فاکتورهای دیگری را نیز در نظر بگیریم. من بستنی را دوست دارم، مادرم را هم دوست دارم، اما برداشتن بستنی مادرم را عصبانی می‌کند. حال باید چه کنم؟ درنهایت، بچه مجبور می‌شود با این حقیقت روبه رو شود که در زندگی باید بده بستان‌هایی را هم در نظر بگیرد.

🤔 #_همه_چیز_به_فنا_رفته
👤 #_مارک_منسن

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


افلاطون گفته است زیبایی یعنی شکوه حقیقت . فکر نمی کنم این حرف معنایی غیر از این داشته باشد که حقیقت و زیبایی از یک جنس هستند .حقیقت را عقل درک می کند که رضایت آن با رضایت بخش ترین نسبت های امر معقول حاصل می شود : زیبایی را قوه ی خیال درک می کند که رضایت آن با رضایت بخش ترین نسبت های امر محسوس حاصل می شود . اولین گام در راه حقیقت آن است که قالب و حدود خود عقل را درک کنیم، خود عمل تعقل را درک کنیم .


#کتاب: چهره ی مرد هنرمند در جوانی
#نوشته : جیمز جویس
#صفحه : ۲۶۹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#پیشنهاد کتاب فلسفی: «دنیای سوفی»
اثر یوستین گوردر

📌آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که فلسفه از کجا آغاز شد
«دنیای سوفی» یکی از جذاب‌ترین کتاب‌های فلسفی است که مفاهیم عمیق فلسفه را در قالب یک داستان خواندنی و جذاب بیان می‌کند.

🔻خلاصه کتاب:
سوفی، دختری نوجوان، یک روز نامه‌ای مرموز دریافت می‌کند که از او می‌پرسد: «تو کیستی؟»
این آغاز ماجراجویی او در دنیای فلسفه است.
نامه‌ها از سوی فیلسوفی ناشناس هستند که سوفی را با بزرگ‌ترین متفکران تاریخ، از سقراط و افلاطون تا نیچه و سارتر، آشنا می‌کند.

🔎 چرا باید این کتاب را بخوانید؟
● اگر دوست دارید فلسفه را به زبانی ساده و داستانی بیاموزید
● اگر به پرسش‌های بنیادین زندگی فکر می‌کنید
● اگر به دنبال یک کتاب تفکربرانگیز و جذاب هستید

به گفته نویسنده:
"فلسفه، سفر به دنیای اندیشه است؛ هر کسی که اهل تفکر باشد، فیلسوفی درون خود دارد."

نظر شما درباره این کتاب چیست؟ آیا تا به حال آن را خوانده‌اید؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

رمان بار هستی (یا سبکی تحمل‌ناپذیر هستی) نوشته‌ی میلان کوندرا اثری درخشان است که آمیزه‌ای خلاقانه، چندوجهی و تاثربرانگیز از درون‌مایه‌های سیاسی، تاریخی، عاطفی و اروتیک ارائه می‌دهد. در کتاب، ارجاعاتی به نویسندگان، متفکران و ابژه‌های گوناگونی اعم از گزاره‌های فریدریش نیچه، افلاطون، آنا کارنینای‌ لئو تولستوی، زیبایی‌شناسی کیچ، تاملات کانت و قطعات بتهوون شاهد هستیم و تمام ارجاعات نه‌تنها در روایت و شخصیت‌پردازی وقفه نمی‌اندازند، بلکه به‌بهترین شکل ممکن در پرداختن به جهان‌بینی و درونیات شخصیت‌ها عمل می‌کنند. رمانِ بار هستی در باب جوشش میان تضادها و تناقص‌ها است: همانگونه که توما‌ (سنگینی، سرسختی، خودبینی، خشونت) در برابر ترزا (سبکی، لطیفی، عاشق، شکننده) قرار می‌گیرد؛ یا باورهای چپ‌گرایانه، کیچ و کمونیسم باهم در جدل هستند و تاریخ اندیشه‌های سیاسی را در عصر مدرن بازتاب می‌دهند. در رمان، با ریتم سیال و ظریفی طرف هستیم که کوندرا به‌خوبی علاوه‌بر شخصیت‌ اصلی (توما)، به تمام شخصیت‌های فرعی و دغدغه‌هایشان نیز می‌پردازد و کاوشی درونی از شخصیت‌های متفاوت خود ترسیم می‌کند. گفتنی‌ست که کتاب در ترسیم عشق، عاطفه و اروتیسیسم تکان‌دهنده و منحصر‌به‌فرد است.

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity