🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

شبی در گردبادی تند،
روی قله‌ی خیزاب
رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت
مروارید بی‌پیوندمان بر آب.

از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بی‌خورشید
که روزی شب‌ چراغش بود و می‌تابید
به هر ره می‌روم نالان
به هر سو می‌دوم تنها.

#سیاوش_کسرایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#فلسفه

▫️تاریخ جنون
▫️▫️میشل فوکو


توهم قادر است‌ انسان را از چنگ امر توهم‌زا برهاند٬ حال آن‌که قاعدتن تنها عقل و منطق می‌تواند انسان را از یوغ تصورات غیرمنطقی آزاد کند. این قدرت مبهم تخیل از چه برمی‌خیزد؟
از آن‌جا که ذات و جوهره‌ی تصویر آن است که خود را واقعیت جلوه دهد٬ متقابلن واقعیت نیز باید بتواند از تصویر گرته‌برداری کند و خود را دارای همان جوهر و معنا بنمایاند‌. ادراکات می‌توانند رویا را بی‌هیچ تعارض و انفصالی ادامه دهند؛ خلاهای آن را پر کنند؛ جنبه‌های ناپایدار آن را تثبیت کنند و به آن تحقق بخشند. همان‌طور که توهم ممکن است مانند ادراک٬ حقیقی بنماید٬ ادراک نیز خود می‌تواند به حقیقت مشهود و انکارناپذیر توهم تبدیل شود.

پاسکال می‌گوید «دیوانگی بشر آن‌چنان ضروری است که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است» و داستایفسکی گفته است « برای آن‌که از عقل سلیم خود مطمئن شویم٬ راه چاره آن نیست که همسایه‌مان را محبوس کنیم»
باید تلاش کنیم در اعماق تاریخ به درجه‌ی صفر دیوانگی در سیر جنون دست یابیم یعنی زمانی که برداشت انسان از جنون یکدست و نامتمایز بود؛ زمانی که مرزبندی میان عقل و‌ جنون خود هنوز مرزبندی نشده بود. بایستی دریافت که انسان چگونه خرد را جا گذاشت و‌ در دیگر سوی هم دیوانگی را. آنچنان که این دو راه هرگونه تبادل را بر هم بستند و هریک برای دیگری حکم مرده را یافتند.
انسان مدرن در قلمرو آرام و بی‌کشمکشی که در آن جنون بیماری روانی تلقی می‌شود دیگر با دیوانه گفتگویی ندارد. در یک سو انسان عاقل جای دارد که پزشک ‌را به نمایندگی از خود به سوی جنون می‌فرستد و بدین ترتیب هر نوع رابطه با جنون را خارج از کلیت مجرد بیماری ناممکن می‌کند. در سوی دیگر دیوانه جای دارد که با غیر خود تنها با میانجی خردی که آن هم مجرد است ارتباط حاصل می‌کند. بین آن دو زبان مشترک وجود ندارد یا بهتر است بگوییم دیگر وجود ندارد.
امروز برداشت ما از جنون در چنگ آرامش علمی است که از فرط شناختن جنون آن‌را فراموش کرده است. بایستی مرزها را بشکنیم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

شبی در گردبادی تند،
روی قله‌ی خیزاب
رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت
مروارید بی‌پیوندمان بر آب.

از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بی‌خورشید
که روزی شب‌ چراغش بود و می‌تابید
به هر ره می‌روم نالان
به هر سو می‌دوم تنها.

#سیاوش_کسرایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#جهت_آگاهی

رفتار باشکوه #کوروش_بزرگ با #اسیران و #بانوان_اسیر پندی نیک است، بر جهانیان بوده و هست و خواهد بود.

به گفته خاقانی شروانی:
چنین کنند بزرگان، چو کرد، باید کار!

با این شرح که، رفتار کوروش بزرگ را نه از زبان هم‌میهنانش، بلکه نیز از زبان دشمنانش بنیوشید.

می‌گویند چرا به خسروان ایران و سرآمد آنان، کوروش بزرگ گویند و وی را دوست و دشمن، پدر خوانند.
شونده‌هایش بسیار است، اما به مناسبت رفتار چندش آور و شرم آور دو قومی که امروز در جنگند و همه الگوهای رفتاری را زیر پا نهاده و جهان را به گند کشیده‌اند و بربریت را به بالاترین درجه رسانده و مرزهای پلشتی را جابجا کرده‌اند، بویژه رفتارهای دو سو با اسیران زن، که موی بر اندام خیزد.

آری، یادی کنیم از رفتار باشکوه‌ترین مرد ایران‌زمین با اسیران و #نجابت و #وقار پیشگاهش.

نیکوست بدانید، این رفتار درباره پیشگاه شاهپور شاه بزرگ و نیز خسروان شکوهمند دیگر نیز در رویارویی با اسیران و به ویژه اسیران بانو گزارش شده است که در آثارمان یاد نمودیم.

ما را یاد آمد سخن مولانای بلخ:
وخت خشم و وخت شهوت، مرد کو؟
طالب مردی چنینم، کو به کو
کو در این دو حال، مردی در جهان
تا فدای او کنم، امروز، جان.


باری، از خسروان خود و پند گیریم.

داستان سردار سپند،آبراداتس را بی‌گمان شنیده باشید و هم ایدون دوشارم(عشق افسانه‌ای پانته‌آ و همسرش آبراداتس)را و مِهری که کوروش به این زوج داشت.
شرح داستانشان خیلی ساده چنین است:
پانته‌آ (در لغت‌نامه دهخدا به صورت پان‌ته‌آ آمده است) بانوی بسیار زیاد جذاب و زیبایی از اهالی شوش بود که به اسارت کوروش بزرگ درآمد و پس از رخدادهایی، کوروش او را به شوهرش آبراداتاس که فرماندار شوش و در تابعیت بابل بود، رساند.
آبراداتاس هم پس از دیدن جوانمردی کوروش بزرگ به او پیوست و در راه پدافند از او،جان خود را فدا نمود.

کوروش آرامگاهی زیبا برای این زوج سپنت، پانته‌آ و آبراداتاس، بنا نهاد.
این آرامگاه بر کمر کوهی مشرف به دره‌ای(شیطان تپه) در پایین آکروپولیس ساردس ساخته شد و آنگونه که برمی‌آید،کوروش بزرگ این بنا را پسندید و دستور داد مهرازان لیدیایی که با خود به پارس برده بود،همتای آن را در پردیس شاهی پاسارگاد برای آرامگاه خودش بسازند.

#ایران‌زمین
#کوروش_بزرگ
#آبراداتس_و_پانته‌آ
#مهرازی
#آرامگاه_آبراداتس_و_پانته‌آ


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#دلنوشته_امروز

با تزویرو ریا ازصداقت وپاکی روحت سو استفاده می کنند تابه خواسته های نانجیبانه خودبرسند دلگیرمشو مردم شهرازتو بد میگویند اندوهگین مشو به توخیانت می کنندتوخیانت مکن تورانکوهش می کنندشکوه مکن ازتودزدی می کنند تومکن به تودروغ می گویندتومگو تورا تکذیب می کنندآرام باش تورامی ستایندفریب مخور نیلوفرآبی رادیده ای درمرداب رشد میکند درمرداب به زیبایی دست پیدا می کند اما آلوده مرداب نمی شودوپاک و می ماند وهمه به زیبایی وپاکیش غبطه می خورند همه زیبایی نیلوفرآبی رامیبینند امامتوجه آلودگی مرداب نمی شوند نیلوفرآبی باش پاک وبی آلایش نگذارروحت آلوده پلشتی وناپاکی دیگران گردد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

آه ای کاش پرنده‌ای رها و افسارگسیخته می‌بودم، مالامال از میل به سیاحت و رفاهت که به دوردست‌ها پَروبال می‌گشودم، ورای برّ و بحر، بر فراز آسمانی بی انتها، دورترین، چنان دور که از تمامی سرزمين‌ها-دورتر؛ چه بسیار افسوس‌ها برای خویشتنم: چراکه چنان تنیده شده‌ام در تنگنای درونم، که گوئی در حبس و ناخن می‌سایم به آن‌جایی که تشویش‌ها و پریشان‌احوالی صور خیالم را احاطه کرده‌اند، اما چه‌بسا رنج‌ها و محنت‌های زمانه، این سرنوشت نافرجام را چنان برایم رقم زده که محکوم و محتوم به زیستن در آنم- برای تمام زمان‌هائی که سپری می‌کنم.
آه، ای کاش پرنده‌ای می‌بودم، فراخ‌بال‌تر ازتمامی بارهای زمینی، به آسمان اوج می‌گرفتم، به ناپیدا سو، حتی بی‌وزن‌تر از هوا- چه حسرت‌ها، ای کاش چون مرغی تیزپَر می‌بودم که آن‌هنگام که در پی ردپایی می‌جورد، حتی آشیانه‌اش را بر بام بنا می‌نهد- چه بی‌شمار افسو‌س‌ها برای خودم، یا حتی برای هم‌کیشانم که در کوچک‌ترین گام‌ها و تکانه‌ها نسبت به خویش مغلوبند- حتی اگر اندیشه‌ی پرواز را خویش بپرورانم، حسی از ناامیدی گریبانم را دربرخواهد گرفت.


سوسن دشت و پرنده‌ی آسمان

#سورن_کیِر_کگور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#کتاب_ولحظه

آن‌چه انسان را عقل‌گریز می‌کند، هراس است. ترس آن ریشه‌ای است که خرافات از آن بر می‌رویَد، می‌پاید، و تغذیّه می‌شود... مردم تا آن‌جا که مغلوبِ ترس باشند، آماده‌یِ زودباوری‌اند.

توده‌یِ مردم هرآن‌چه زیرِ نفوذِ ادیان می‌پرستند چیزی جز اوهام و خیالاتِ ذهن‌هایِ افسرده و ترسیده نیست؛ هر زمان که مملکتی بیشتر دستخوشِ بزرگترین پریشانی‌ها بوده است، خرافاتی‌ها و رمّالان بیشترین نفوذ را میانِ مردمِ عادی و بیشترین قدرت را در برابرِ حاکمان داشته‌اند...
هیچ‌چیز به اندازه‌یِ خرافات برای حکمرانی بر توده سودمند نیست... همواره کوششِ فراوانی صرفِ آراستنِ مذهب، چه راستین باشد چه کاذب، با فرایض و مراسم شده است، تا توده آن را خیره‌کننده‌تر از هر چیزِ دیگری بیابد و از آن به شدید‌ترین درجه‌ای از وفاداری تبعیت کند. مسلمانان این کار را به موثرترین وجهی سازمان داده‌اند. ایشان با این اعتقاد که مباحثه بر سرِ مذهب کاری است ناصواب، ذهنِ هر فردی را چنان با پیشداوری پُر می‌کنند که جایی برایِ عقلِ دُرُست باقی نمی‌گذارند، چه برسد به جایی برای شک.

بعید نیست که در حقیقت برترین رمزِ حکومت‌هایِ خودکامه، و آن‌چه مطلقاً لازمه‌یِ آن‌هاست، نگه‌داشتنِ مردم در وضعیّتِ فریفتگی، و پنهان کردنِ ترسی باشد که مردم را به این-سو-آن-سو می‌کشانَد، زیرِ عنوانِ فریبایِ مذهب. در نتیجه‌یِ این وضعیّت، مردم چنان برای بردگیِ خود می‌جنگند که گویی برایِ رستگاریِ خود می‌جنگند، و ریخته شدنِ خونِ خود را برای سَروریِ شخصِ واحدی، نه‌تنها خفّت‌بار نمی‌دانند بلکه آن را افتخاری عظیم می‌شمارند.

#رساله_الهی‌سیاسی
#باروخ_اسپینوزا

🌸🍂🌸@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#ادبیات

مرگ و دوشیزه

#آریل_دورفمان


"چگونه می‌توان گذشته را زنده نگه داشت و زندانی گذشته نشد؟
چگونه فراموش کنیم و خطر تکرار همین اتفاقات را در آینده نداشته باشیم؟"
آریل دورفمان در تریلوژی مقاومت، در نمایشنامه‌ی مرگ و دوشیزه راوی این قصه‌ است.
نمایشنامه‌ای که رومن پولانسکی در ۱۹۹۴ اقتباس سینمایی‌اش از آن را ساخت.
آیا آنها که شکنجه شده‌اند و آزار دیده‌اند، بعدها می‌توانند در یک سرزمین، در یک کنسرت کنار شکنجه‌گر خود بنشینند و مرگ و دوشیزه‌ی شوبرت را با هم گوش‌ کنند؟
"فرض کن چه می‌شود اگر همه همین شکلی رفتار کنند و خودشان به مجازات شکنجه‌گران‌شان بپردازند، آیا کل ماجرای بازگشت به دموکراسی یک شوخی نخواهد بود؟"
از دیرباز نوشته‌هایم در کشاکش دو همزاد ذهنی‌ام بود، در تنگنایی بی‌پایان گرفتار بودم و از دست‌شان رها نمی‌شدم: از یک سو نیاز پایه‌ای و بالقوه‌ی درخشان بشریت برای داستان‌گویی بود، در سویی دیگر این حقیقت بی‌رحم قرار داشت که در جهان امروز ما بیشتر زندگی‌هایی که باید دل‌مشغول بازگویی همین داستان‌ها باشند، عموما نادیده انگاشته می‌شوند، به یغما می‌روند و به اجبار ساکت می‌شوند.
این مساله که تمامی شورش‌های ذکرشده در این نمایش‌ها بر سر زنان رخ داده است، صرف اتفاق و حادثه نیست.
زنان اغلب اعضای با قدرت کمتر جامعه هستند، آنها در حاشیه افتاده‌اند، هرچند وقتی زنان دست به شورش می‌زنند لبریز اراده، خشم و وقار می‌شوند و به این شکل دنیایی را می‌شکافند، آن را از هم باز می‌کنند و قدرت را به چالش می‌گیرند، تا قدرت در مقابل تلاش‌های آنان رخ عیان کند و زشتی‌های خویش را جلوی دیدگان قرار دهد.
اکنون بیشتر از گذشته عقیده‌ام این است که یک دموکراسی شکننده را باید با بیان عمیق تمام دراماها و اندوه‌ها و امیدواری‌هایی قدرت بخشید که در ورای حیات آن وجود دارند و تنها به این روش و بدون پنهان کردن آسیب‌های وارده به ما می‌توانیم زندگی را تحمل کنیم و دیگر گذشته را تکرار نکنیم.


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کـــــتـــــــــاب_ولـــــحــــــــــظـــــه

برعکس عمل کن!
ده روز، به جای اینکه احساسِ یک آدم ضعیف و غمگین را داشته باشی،
احساسِ یک انسانِ با اقتدار و قوی را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادی را حس کن.

+ یعنی به خودم دروغ بگویم؟!


چه فکر کنی ضعیف هستی و چه قوی، درهر دو صورت داری به خودت دروغ میگویی، پس چه بهتر که دروغِ با ارزشی باشد.

+ این کار چه سودی دارد؟!

جهانت را به سمتِ آنچه که رفتار میکنی سوق میدهد.


#کارلوس_کاستاندا
#کتاب : سفر به دیگر سو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه

‌‌‌چه تشنه‌ی آزادی باشیم، چه انباشته از آن؛ چه در سوگ آزادی فرونشسته باشیم، چه پرچم آن برافراشته، تفاوتی نمی‌کند؛ باید بدانیم از چه رو آزادیم، آزادی‌مان به کدام سو می‌رود و برای آن چه باید بکنیم.


#کانت

#متافیزیک_اخلاق_ص ۷۵

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه

‌‌‌چه تشنه‌ی آزادی باشیم، چه انباشته از آن؛ چه در سوگ آزادی فرونشسته باشیم، چه پرچم آن برافراشته، تفاوتی نمی‌کند؛ باید بدانیم از چه رو آزادیم، آزادی‌مان به کدام سو می‌رود و برای آن چه باید بکنیم.


#کانت

#متافیزیک_اخلاق_ص ۷۵

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


در میان اقلیت قرار داشتن، حتی اقلیت تک نفری، نشان جهل و جنون نیست، حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر، اگر تو به تنهایی جانب حق را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همه دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی.

📙1984
#جورج_اورول

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


یک جا خراب بادهٔ آن چشم پر خمار
یک سو اسیر حلقهٔ آن زلف پر خمم

با خاک مقدم تو چه منت ز افسرم
با لعل دلکش تو چه حاجت به خاتمم

تا دست من به خاتم لعلت رسیده‌است
منت خدای را که سلیمان عالمم

در من ببین جمال خود ای آفتاب چهر
کز صیقل خیال تو آیینهٔ جمم


#فروغی_بسطامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

ایران تویی:
ای زنده رود بی‌امان
ای سینه‌ات اتشفشان
ای نسل پاک و قهرمان
گلبانگ آزادی بخوان
ای مرغ زرین بال و پر
آزاده خونین جگر
شب رفت و می‌آید سحر
از بهرِ پروازی دگر
ای خوب روی بی گنه
ای شهسوار بی کله
ای آبروی مهر و مه
ای نامدار بی سپه
دشمن ستیزی رای تو
آزادگی سودای تو
اندر رهِ احقاقِ حق
از مرگ کی پروای تو
تو رستم رویین تنی
شیر اوژن ومرد افکنی
خاری به چشم دشمنی
تو افتخار میهنی
با دشنه ضحاکیان
خونت به هر سو شد روان
افسانه جانبازی‌ات
ماند به گیتی جاودان
پتیاره را بدنام کن
رسوای خاص و عام کن
انگه شرنگ مرگ را
در کامِ خون آشام کن
زنجیره انسان تویی
آغاز بی پایان تویی
ای سرو سبز بی‌خزان
ایمان تویی ایران تویی.
✍️ #هما _رژنگی 🥂

باری،
ایران‌زمین کهن پرگهر اهورایی‌مان فرزندان راستین خود را برای آزادی، دموکراسی، برابری، دادگری و آبادانی فرامیخواند.

#رستاخیز_ایرانی
#رنسانس_ایرانی

#نافرمانی_مدنی
#اعتصاب_سراسر
#خیزش_و_قیام_ملی

#فروپاشی_رژیم_غارتگر_اسلامی👹
#نابودی_جمهوری_ننگین_اسلامی👹
#واژگونی_سیستم_ویرانگر_اسلامی👹
#سرنگونی_حکومت_جنایتکار_اسلامی👹

#اتحاد_رمز_پیروزی‌💚
#همبستگی_ایرانیان🤍
#یکپارچگی_ایران‌زمین❤️

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


به هر سو رو بگردانی، بگردانم به جانِ تو


#مولانای جان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زنده‌یاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹

دست‌هایش بسته بود از پشت
اما مشت جامه‌اش از جنس خون
و جامش از خم‌خانه‌ی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه می‌پرورد
کینه را در خویشتن می‌کشت
ارغوان دیدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های میهن
گفتگو می‌کرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو می‌کرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بی‌آبرو می‌کرد
اهرمن از خشم می‌لرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه‌هایی زشت و بی‌فرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمی‌ترسی؟
پس چرا بر خود نمی‌لرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان می‌نمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه می‌گوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بی‌ریشه بی‌پیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پاره‌ی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی می‌برند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم‌ها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یک‌سو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه‌...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.

بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

سکه بر زر کرد، نام پادشاهی در جهان
نادر ایران‌زمین و خسرو گیتی ستان.

👇((بخشی از تاریخ)) 👇
دست درازی به خاک هر سرزمینی و حتا اندیشیدن به آن در هنگام ضعف آن سرزمین و نقشه‌های دور و دراز برخی از شیرین خردان که رویاهای آشفته می‌بینند، فرجام ناخوشایندی برای متجاوزان خواهد داشت. چون هر فرازی را فرودی و هر فرودی را فرازی خواهد بود.

#نبرد_آق‌_دربند یا #نبرد_کرکوک:
نبردی میان سپاهیان ایران و عثمانی که به پیروزی ایرانیان انجامید.

شوندهای نبرد:
مهمترین شوند این نبرد جبران خسارات نبرد کرکوک بود. در ۱۰ مهر سال ۱۱۱۲ خورشیدی، آرتش ایران از همدان راهی کرکوک شد.
نادرشاه با ورود دوباره به قلمرو عثمانی در عراق، توپال عثمان را به نبرد دیگری فرامی‌خواند.
در ۲ آبان، بن‌هایی از آرتش‌های دو سو در منطقه لیلان واقع در جنوب کرکوک، باهم درگیر شدند.
این درگیری که نتیجه قاطعی نداشت به پس نشستن نیروهای عثمانی به کرکوک انجامید.

دژ سورداش در شمال شرق کرکوک بدست نیروهای ایرانی افتاد. جاسوسان نادرشاه به او خبر دادند یک قوای ۱۲هزار تنه از راه دره آق‌دربند در حال نزدیک شدن است.
توپال پاشا، این نیرو را به فرماندهی ممش‌پاشا،به عنوان گارد پیشرو فرستاده بود و خود به همراه بدنه اصلی آرتش عثمانی در پی می‌آمد.
نادرشاه نیز طلایه‌ای زیر فرمان حاجی بیگ خان رهسپار نمود تا قوای ممش‌پاشا را به سوی قوای اصلی آرتش ایران بکشاند.
نیروهای ممش‌پاشا با پیگرد قوای حاجی بیگ خان به کمین ۱۵هزار سرباز ایرانی افتادند که در زمان کوتاهی آنان را با آتش باری سنگین از دو سو نابود کردند.
ممش‌پاشا که اندکی پیش خبر شکست ایرانیان را به توپال عثمان داده بود و درخواست نیروی بیشتری برای پیگرد آنان داشت، در این کمین کشته شد.

گزارش جنگ:
در این جنگ توپال عثمان پاشا کشته شد و سرش بالای نیزه رفت.

گام نخست:
شکست قوای ممش‌پاشا، سبب شد بدنه اصلی سپاه نادرشاه با شتاب به سوی نیروهای عثمانی که ۵ کیلومتر با آنان فاصله داشتند پیشروی کند.
توپال عثمان که حس میکرد رخدادهای متفاوتی روی خواهد داد، پیشروی‌اش را متوقف کرد تا به صفوف نیروهایش سامان بدهد.
با نزدیک شدن به قوای دشمن نادرشاه پیاده‌هایش را به خط کرد و برای درگیری با ینی‌چری‌ها فرستاد.
برای ۲ساعت پیاده‌های ایران و عثمانی در حال آتش باری به سوی یک دیگر بودند.
در هنگام پسین، تفنگ‌های فتیله‌ای، شلیک‌های نخستین، مهمترین شلیک‌ها بودند.
آوای بلند، دود و گرد و خاک ناشی از شلیک انبوه تفنگ‌ها و توپخانه آن دوران دید سربازان و افسران را مختل میکرد.
در چنین وضعیتی، شلیک‌های نخستین بودند که تاثیر بیشتری داشتند و هرج و مرج از تاثیر آتش بارهای بارهای دیگر می‌کاست.
یکی از مشکلات فرماندهان این دوره موثر نبودن فرمان پایان آتش بار و اجرای فرمان دیگر بود.
یک یگان تفنگ‌چی، همواره این مشگل را داشت که ممکن بود تا پایان نبرد سر جای خود بماند و به آتش باری ناکارا و عدم جنبش و پویایی ادامه دهد.

گام نهایی:
تفنگداران ایرانی در این گام از نبرد سامان(:نظم)خوب خود را نشان دادند.
پس از ۲ساعت آتش باری، آنان فرمان افسران خود را به خوبی اجرا کردند و با متوقف کردن تیراندازی، شمشیر کشیده و به صفوف ینی‌چری‌ها هجوم بردند.
نادرشاه افزون‌بر زمان بندی مناسب در این هنگام بال‌های راست و چپ سواره نظام خود را هر کدام به شمار ۱۵هزار سوار به جنبش درآورد. بال راست را حاجی بیگ خان فرماندهی میکرد و نادرشاه خود فرماندهی بال چپ را بر دوش داشت.
نقشه نادرشاه این بود که سواره نظام از دو سوی و پیاده‌ها از روبرو نیروهای عثمانی را از پا درآورند.
این آفند(:حمله) شدید صف‌های ینی‌چری‌ها را کامل نابود کرد.
توپال عثمان که سرنوشت ناخوشایندی را در برابر چشمانش می‌دید سوار بر اسب مستقیم وارد میدان نبرد شد.
فرمانده پیر رومیه(عثمانی) از سردار ایرانی که به تازگی در سامرا شکستش داده بود فریب خورده بود، اما غرور نظامی توپال عثمان موجب شد، مرگ در میدان نبرد را بر فرار برگزیند. توپال عثمان دو بار در هنگام نبرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرانجام یک سوار ایرانی به نام اللهیار خان گرایلی سرش را از تنش جدا کرد و برای نادرشاه برد.
نبرد با ۱۰هزار تن کشته از سپاه عثمانی فرجام یافت و همه توپخانه و تدارکات نیز بدست سپاه ایران افتاد.
شکست سامرا جبران شد. نادرشاه برای بزرگداشت سردار پیر عثمانی و به پاس دلیری‌اش، سر و کالبد او را به همراه هم با پاسداشت تشریفات ویژه به قاضی عسگر عبدالکریم افندی سپرد تا در خاک عثمانی دفن گردد.

نتیجه جنگ:
پس از کشته شدن سردار عثمانی، عثمانیان شکست خوردند.
آثار این پیروزی:
پیروزی در این جنگ نه تنها شکست پیشین را جبران کرد، بلکه موجب شد عثمانیان با دریافت خبر شکست تبریز را ترک کنند.

#Zartosht

#_پاینده_ایران_اهورایی_مان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


#_سندی_دیگر بر بی هویتی #پانترکیسم

در هفته های اخیر در کشور ترکیه چالشی به راه افتاده که شهروندان این کشور با دادن تست DNA مشخص می‌کنند که تبار و نژاد شان بیشتر به کدام سو و قوم کشیده شده است و اصالتا اهل کدام کشور هستند.
از حدود 253000 تست این نتایج استخراج شده است (در این تست غالب ژنتیک نژادی کشور هاست)

45.2% نفر تبار ایرانی
31.6% تبار یونانی
15.5% ترک اصیل
و الباقی هم ارمنی و عرب هستند

و نکته عجیب این ترند این است که مقامات دولتی ترکیه بشدت احساس خطر و نگرانی کردند که اگر نتایج این آزمایشات در بعد وسیع تری باعث ایجاد مشکلات اجتماعی و هویتی فرهنگی در جامعه ترکیه شود تقریباً اکثر مردم ترکیه اصالت ایرانی و یونانی دارند.

پ.ن: آزمایش ژنتیک، کابوس پانترکیسم

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏


#_شاهنشاه_آریامهر

#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی

#_هم‌میهنان_عزیزم،

جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش می‌گویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی.

امسال که تلاش‌های رژیم اسلامی برای کم‌رنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوه‌ترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختی‌هایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. من در آغاز سال نو، از همه شما هم‌میهنان عزیزم می‌خواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربان‌تر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبسته‌تر باشید.

ما در حالی سال نو را آغاز می‌کنیم که جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بی‌نظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبه‌خود رخ خواهد داد. به جای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبه‌خود رژیم، می‌بایست خود به حرکت در آییم و سرنوشت‌مان را در دست بگیریم.

من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامه‌ای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکلند، عبور کردیم. آنهایی که می‌خواهند بخشی از راه‌حل باشند نیز به هم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند.

سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جای‌جای ایران، از کرانۀ خلیج فارس تا کنارۀ دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفت‌تپه تا توس، از ایذه تا گنبدِکاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زاینده‌‌رود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم.

در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانواده‌هایی که جای عزیزان‌شان در کنار سفره‌های هفت‌سین خالی است. یادشان با ماست و نام‌شان الهام‌بخش ما در مسیر پیروزی.

من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز می‌شود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!


#جــــاویــــد_شــــاه

#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى

#KingRezaPahlavi

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


⭕️ فتح مصر در عصر فرمانروایی خسرو دوم(خسرو پرویز)ساسانی

🔻خسرو پرویز به سردار خود شهربراز دستور داد با لشکری برای فتح مصر برود. شهربراز پس از فتح اورشلیم و گذر از صحرای سینا به مصر قدم گذاشت و در سال ۶۱۶ میلادی اسکندریه را با سختی‌های بسیار تصرف کرد، پس از آن ارتش ایران در مصر دو قسمت شد و از دو سو یکی به غرب و یکی به جنوب حرکت در آمد و وسعت خاک ایران را از غرب به لیبی و از جنوب به شمال سودان رسانید.

🔻این پیروزی برای ساسانیان تأثیر شگرفی برجای گذاشت، زیرا مصر از چندین قرن پیش از تصرف ایران خارج شده بود و شاهان ساسانی همواره میل داشتند مرزهای کشور را به حدود هخامنشیان برسانند.گفته شده در دوران همین فتوحات ترکان در مرزهای شمال شرقی به سختی در هم کوبیده شدند.

🔻شاهرگ‌های اقتصادی و تجارتی شام در دست ایرانیان بودند، مصر هم که گندم متصرفاتش را تأمین می‌کرد به تصرف ایرانیان در آمده بود. مستعمرات یهودی‌نشین اورشلیم که کمک کوروش را فراموش نکرده بودند از فتح ایرانیان بسیار خرسند بودند. همچنین مردم شام و مناطق شرقی آسیای صغیر.

📚منبع:ایران باستان،یعقوب آژند،ص۱۷۴//شاهنشاهی ساسانیان،مریم نژاد اکبری مهربان،ص۱۰۷//شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، اصغر محمودآبادی،ص۱۶۸

#ساسانیان
#خسرو_پرویز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity