🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔵 #سیری_در_برنامه_ی_گلها
#گلهای_تازه
یکی از وجوه تمایزِ برنامه ی گلهای تازه
از برنامه گلهای دوره ی"داوود پیرنیا"، رغبت و گرایش بیشترِ برنامه سازان جدید، به بهره گیری از شعرِ نو در ساخت برنامه های گلها بود. یکی از این شاعران که استادِ زبان شناسی و پژوهشگر تاریخ ایران بشمار می رود، "دکتر پرویز ناتل خانلری" است. دکتر "خانلری" در شمار معدود نویسندگانِ معاصری است که فرهنگ و فرهیختگی را با هم داشت. او پایی استوار در تاریخ و فرهنگ ایران و پای دیگری در فرهنگ و ادبیات جدید اروپا داشت. پایگاه این تجددِ ادبی ـ نشریه سخن ـ حدود ۳۵ سال پایگاه شاعران، نویسندگان هنرمندان و مترجمان متعددی بود. به همین جهت، دکتر "خانلری" را میتوان «قافلهسالار سخن» دانست. شعر «عقاب» "خانلری" یادگار سالهای جوانی ایشان است که در قالبی کلاسیک سروده شده. او در جوانی شاعر بود، در میانسالی، ادیب و در کهنسالی استاد و صاحبنظر در ادبیات کلاسیک. با وجودی که شعرِ خوب میسرود و به فنون شعری و اوزان عروضی بهدرستی وارد بود اما خود را شاعر نمیدانست. تنها مجموعه شعری که از او در دست است، «ماه در مرداب» نام دارد که در سال ۱۳۴۳ انتشار یافت و بارها تجدید چاپ شد.
وی شعر «عقاب» را به «صادق هدایت» اهدا کرده بود. خودِ او در این باره میگوید: «...بعضی اشخاص حدسهای مختلف زدهبودند در این باب. اما اصل مطلب این است که روزی که من این شعر را ساختم، اولین کسی که از من شنید، "صادق هدایت" بود و اینقدر ذوق کرد که گفت: «پاشو بریم بدیم یک جایی چاپ کنند. بعد با هم رفتیم اداره مجلهی «مهر» که گمان میکنم "دکتر ذبیحالله صفا" هم سردبیرش بود. آنجا شعر را دادیم چاپ کنند و گویا که در یکی از شمارههایش چاپ و منتشر شد...»
"خانلری" هنگامی که پیش از آنکه در دارالفنون به تحصیل مشغول شود، با همدرسِ خود، یعنی استاد فقید "روح اله خالقی"، موسیقی شناسِ برجسته آشنا شده، که سبب گردیده بود علاوه بر دارالفنون در مدرسه موسیقی "کلنل وزیری" نیز تحصیل نماید. این آشنایی و دوستی به جایی رسید که وی بر روی دو آهنگ از استاد "روح اله خالقی"، شعری نهاد و آنها را به ترانه تبدیل نماید. این ترانه ها بعدها با صدای زنده یادان "عبدالعلی وزیری" و "غلامحسین بنان" با عنوان «نغمه نوروزی» و «نوبهار» به اجرا درآمد.
پس از سالها، در ۱۳۵۳ خورشیدی نام زنده یاد "خانلری" همراه با ترانه ی دیگری به میان آمد. این بار استاد "جواد معروفی" از همکارانِ نزدیکِ گلهای تازه، به سراغِ مجموعه شعرِ "ماه در مرداب" آفریده ی "خانلری" رفته و بر روی غزلی از او آهنگی نهاده و آنرا برای اجرا با ارکسترِ بزرگ تنظیم کرده و به صدای گرمِ بانو "عهدیه" سپرده است. این ترانه در گلهای تازه ی شماره ۹۳ به اجرا درآمده است. "ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ" ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻭﺍﻻﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺷﻌﺮ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮ ﻣﯽﺁﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻧﯿﺰ، ﺯﯾﺮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ." ﻣﻼﺡ " ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ، ﺧﺎﻃﺮﻩﺍﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺘﯿﺘﻮﯼ ﻓﻮﻧﺘﯿﮏ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻄﺎﺑﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ، ﻏﺰﻟﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻓﻆ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ ﮐﻨﺴﺮﻭﺍﺗﻮﺍﺭ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﯾﮏ ﮐﭙﯽ ﺍﺯ ﻧﺖ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ. ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ ﯾﮏ ﺁﻭﺍﺯ ﯾﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻏﺰﻟﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻓﻆ ﺑﻮﺩﻩ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﻣﮕﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﺁﻫﻨﮕﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ؟
شاعر دیگری که نامش در میانِ شاعران گلهای تازه به چشم می خورد "مجدالدین میرفخرایی" با نام هنری "گلچین گیلانی" است. شاعری که با قطعه معروف بارانش، سادگی و لطافت را به شعر نو ارمغان داد و از همین روی، به شهرت رسید. وی شعرِ دیگری نیز دارد که علاوه بر سادگی، سرشار از نیروی سرخوشانه است. بهار را بهانه کرده تا می بنوشد و می را بهانه کرده تا از جام جمشید بگوید و سرمستی را مایه ی خوشبختی بداند. استاد "فرامرز پایور" بر روی این شعر آهنگی بااحساس نهاده و شادی و سرخوشی آن را دوچندان کرده است...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔵 #سیری_در_برنامه_ی_گلها
#گلهای_تازه
یکی از وجوه تمایزِ برنامه ی گلهای تازه
از برنامه گلهای دوره ی"داوود پیرنیا"، رغبت و گرایش بیشترِ برنامه سازان جدید، به بهره گیری از شعرِ نو در ساخت برنامه های گلها بود. یکی از این شاعران که استادِ زبان شناسی و پژوهشگر تاریخ ایران بشمار می رود، "دکتر پرویز ناتل خانلری" است. دکتر "خانلری" در شمار معدود نویسندگانِ معاصری است که فرهنگ و فرهیختگی را با هم داشت. او پایی استوار در تاریخ و فرهنگ ایران و پای دیگری در فرهنگ و ادبیات جدید اروپا داشت. پایگاه این تجددِ ادبی ـ نشریه سخن ـ حدود ۳۵ سال پایگاه شاعران، نویسندگان هنرمندان و مترجمان متعددی بود. به همین جهت، دکتر "خانلری" را میتوان «قافلهسالار سخن» دانست. شعر «عقاب» "خانلری" یادگار سالهای جوانی ایشان است که در قالبی کلاسیک سروده شده. او در جوانی شاعر بود، در میانسالی، ادیب و در کهنسالی استاد و صاحبنظر در ادبیات کلاسیک. با وجودی که شعرِ خوب میسرود و به فنون شعری و اوزان عروضی بهدرستی وارد بود اما خود را شاعر نمیدانست. تنها مجموعه شعری که از او در دست است، «ماه در مرداب» نام دارد که در سال ۱۳۴۳ انتشار یافت و بارها تجدید چاپ شد.
وی شعر «عقاب» را به «صادق هدایت» اهدا کرده بود. خودِ او در این باره میگوید: «...بعضی اشخاص حدسهای مختلف زدهبودند در این باب. اما اصل مطلب این است که روزی که من این شعر را ساختم، اولین کسی که از من شنید، "صادق هدایت" بود و اینقدر ذوق کرد که گفت: «پاشو بریم بدیم یک جایی چاپ کنند. بعد با هم رفتیم اداره مجلهی «مهر» که گمان میکنم "دکتر ذبیحالله صفا" هم سردبیرش بود. آنجا شعر را دادیم چاپ کنند و گویا که در یکی از شمارههایش چاپ و منتشر شد...»
"خانلری" هنگامی که پیش از آنکه در دارالفنون به تحصیل مشغول شود، با همدرسِ خود، یعنی استاد فقید "روح اله خالقی"، موسیقی شناسِ برجسته آشنا شده، که سبب گردیده بود علاوه بر دارالفنون در مدرسه موسیقی "کلنل وزیری" نیز تحصیل نماید. این آشنایی و دوستی به جایی رسید که وی بر روی دو آهنگ از استاد "روح اله خالقی"، شعری نهاد و آنها را به ترانه تبدیل نماید. این ترانه ها بعدها با صدای زنده یادان "عبدالعلی وزیری" و "غلامحسین بنان" با عنوان «نغمه نوروزی» و «نوبهار» به اجرا درآمد.
پس از سالها، در ۱۳۵۳ خورشیدی نام زنده یاد "خانلری" همراه با ترانه ی دیگری به میان آمد. این بار استاد "جواد معروفی" از همکارانِ نزدیکِ گلهای تازه، به سراغِ مجموعه شعرِ "ماه در مرداب" آفریده ی "خانلری" رفته و بر روی غزلی از او آهنگی نهاده و آنرا برای اجرا با ارکسترِ بزرگ تنظیم کرده و به صدای گرمِ بانو "عهدیه" سپرده است. این ترانه در گلهای تازه ی شماره ۹۳ به اجرا درآمده است. "ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ" ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻭﺍﻻﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺷﻌﺮ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮ ﻣﯽﺁﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻧﯿﺰ، ﺯﯾﺮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ." ﻣﻼﺡ " ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ، ﺧﺎﻃﺮﻩﺍﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺘﯿﺘﻮﯼ ﻓﻮﻧﺘﯿﮏ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻄﺎﺑﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ، ﻏﺰﻟﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻓﻆ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ ﮐﻨﺴﺮﻭﺍﺗﻮﺍﺭ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﯾﮏ ﮐﭙﯽ ﺍﺯ ﻧﺖ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ. ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ ﯾﮏ ﺁﻭﺍﺯ ﯾﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻏﺰﻟﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻓﻆ ﺑﻮﺩﻩ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﻣﮕﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﺁﻫﻨﮕﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ؟
شاعر دیگری که نامش در میانِ شاعران گلهای تازه به چشم می خورد "مجدالدین میرفخرایی" با نام هنری "گلچین گیلانی" است. شاعری که با قطعه معروف بارانش، سادگی و لطافت را به شعر نو ارمغان داد و از همین روی، به شهرت رسید. وی شعرِ دیگری نیز دارد که علاوه بر سادگی، سرشار از نیروی سرخوشانه است. بهار را بهانه کرده تا می بنوشد و می را بهانه کرده تا از جام جمشید بگوید و سرمستی را مایه ی خوشبختی بداند. استاد "فرامرز پایور" بر روی این شعر آهنگی بااحساس نهاده و شادی و سرخوشی آن را دوچندان کرده است...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
✨مگر شما اعتقاد و باور ندارید حسین الان در جایی بنام بهشت مشغول خوش گذرونی و عیش و نوش هست ؟ ؟ ؟ ! ! !
و برعکس مگر باور و یقین ندارید که قاتلین حسین در جهنم مشغول کباب شدن و عذاب کشیدن هستند ؟ ؟ ! !
از سوی دیگر مگر باور و و یقین ندارید که در قیامت حسین و خاندانش قرار است انتقام خودشون رو از یزید و شمر و اینها بگیرند ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟
تا اینجا درست ؟
پس این همه گریه و زاری و بر سرو سینه زدن و کارناوال عزا به راه انداختن و مزاحم آسایش مردم شدن برای چه هست ؟؟؟؟؟
آیا انسان برای اینکه عزیزش در رفاه و آسایش بهشتی هست گریه میکنه ؟ ! ؟ ! ؟
تا به حال شده با خودتون منطقی فکر کنید که این گریه ها و معرکه گیریها فقط برای رونق گرفتن بازار آخوند و روضه خوان هست نه چیز دیگری ؟؟؟ !!!
ایا محرم تجارت آخوندو مداح نیست ؟
👇👇👇👇👇حتماً. بخونید
؟. نام: یزید
شهرت: بنی امیه نام پدر: معاویه
نام پدربزرگ: ابوسفیان
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نام: حسین
شهرت: بنی هاشم
نام پدر: علی
نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نتیجه گیری :
رابطه ی حسین و یزید:
پسر پسرعمو
رابطه ی علی و معاویه:
پسرعمو
رابطه ی معاویه و محمد :
پسرعمو
رابطه ی ابوسفیان و ابوطالب:
برادر
رابطه ی محمد و ابوسفیان:
ابوسفیان عموی محمد
رابطه ی ابوسفیان و علی:
ابوسفیان عموی علی
............
علت اختلاف :
دعواي خانوادگي بر سر قدرت؛
کسی نیست بگوید شما ايرانيان را چه ؟
كه سال هاست بر سر خود می زنيد ؟!
خود اعراب اينها رو قبول ندارن !
شما نخود کدام آش هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟
به قول احمد کسروی :
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند؛
شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند؛
تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریش خند بگیرد؛
و سیاه بخت تر مردمی که بخاطر تاریخ ننگین کشوری دیگر بر فرق می کوبد و عمده ی روزهای سال خود را در عزاداری برای آن بیگانگانند...
حماقت، انسان را به کجا می برد !!!!
در ایران باستان ٬ هنگامی کودکی به دنیا می آمد ٬ درختی در زمین می کاشتند
اکنون که کودکی زاده می شود ٬ خون حیوانی را به زمین می ریزند !
بزرگترین حقارت تاریخ، یخ زدگی مغز انسانهایی ست که از اختراع ادیسون استفاده می کنند
و باروشن شدن چراغ،
بر اعراب، درود می فرستند ...
یا اینکه در خاک سرزمین کورش بزرگ زندگی می کنند
و خاک سرزمینهای اعراب را تبرک می دانند ...
دلخوشیم به کدامین راه نجات ؟
مگر میشود یک بدن را ک سینه نباشد ؟؟؟
مگر میشود ک سر دور از بدن و زنده باشد؟؟؟
بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد
آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار میکند یا عدالت را خفه میکند؟
آیا طبل حسین باعث شد که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ در اطراف منابر ، دکانداری کنند؟
پنجاه و یک میلیون نفر زیر خط فقر رفتهاند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان میغرد.
معادن کشور همه به بخش خصوصی که همان خاندان روحانیون و سرداران نظامی است رسیده و دریای خزر به روسیه واگذار شده تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان میغرد.
کارخانهها و کارگرانش با قیمت پایین به بخش خصوصی خودیها رسیده و یکصد و پنجاه میلیارد دلار پول آزاد شده و تنها بیست میلیارد آن به صورت جنس به کشور بازگشته و بقیه به حسابهای بانکی دیگران رفته و طبل حسین میغرد.
خونبهای مردم ایران در سوریه و یمن و عراق و لبنان و فلسطین و بحرین و سومالی و.... هزینه میشود در صورتيكه شرافتمندان ایرانی با فروش کلیه و اعضای پیکر خود به پاکی زندگی میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
آوای اختلاس حکومتیان کشور رکورد گینس را شکسته، ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق و موی بلند بر صورت را تبلیغ میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
دو سوم مدارس ایران نا امن است و در حال ریزش اما مکتبخانههای روحانیون با بالاترین ضریب استحکام و آسایش در حال آموزش علوم بیهوده که نه سودی به دنیای مردم دارد و نه آخرتشون ، خیابانها پر شده از پرچم و پارچههای سیاه ، و شربت نذری و پلوی نذری دولتی و یا سهم برندگان دولتی، اما دخترکان با روپوشی مندرس به مدرسه میروند و طبل حسین همچنان میغرد.
تکایا پر شده از صلیبهای بزرگ و غول پیکر که هیبت عزاداران مسیحی را به رخ میکشاند و زنجیرها و قمههای وارداتی همچنان پیکرها را خونین و گل مالی صورت انسان آزاده را سرافکنده و حقیر میسازد و طبل حسین همچنان میغرد.
درد وطنم اینست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
✨مگر شما اعتقاد و باور ندارید حسین الان در جایی بنام بهشت مشغول خوش گذرونی و عیش و نوش هست ؟ ؟ ؟ ! ! !
و برعکس مگر باور و یقین ندارید که قاتلین حسین در جهنم مشغول کباب شدن و عذاب کشیدن هستند ؟ ؟ ! !
از سوی دیگر مگر باور و و یقین ندارید که در قیامت حسین و خاندانش قرار است انتقام خودشون رو از یزید و شمر و اینها بگیرند ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟
تا اینجا درست ؟
پس این همه گریه و زاری و بر سرو سینه زدن و کارناوال عزا به راه انداختن و مزاحم آسایش مردم شدن برای چه هست ؟؟؟؟؟
آیا انسان برای اینکه عزیزش در رفاه و آسایش بهشتی هست گریه میکنه ؟ ! ؟ ! ؟
تا به حال شده با خودتون منطقی فکر کنید که این گریه ها و معرکه گیریها فقط برای رونق گرفتن بازار آخوند و روضه خوان هست نه چیز دیگری ؟؟؟ !!!
ایا محرم تجارت آخوندو مداح نیست ؟
👇👇👇👇👇حتماً. بخونید
؟. نام: یزید
شهرت: بنی امیه نام پدر: معاویه
نام پدربزرگ: ابوسفیان
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نام: حسین
شهرت: بنی هاشم
نام پدر: علی
نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نتیجه گیری :
رابطه ی حسین و یزید:
پسر پسرعمو
رابطه ی علی و معاویه:
پسرعمو
رابطه ی معاویه و محمد :
پسرعمو
رابطه ی ابوسفیان و ابوطالب:
برادر
رابطه ی محمد و ابوسفیان:
ابوسفیان عموی محمد
رابطه ی ابوسفیان و علی:
ابوسفیان عموی علی
............
علت اختلاف :
دعواي خانوادگي بر سر قدرت؛
کسی نیست بگوید شما ايرانيان را چه ؟
كه سال هاست بر سر خود می زنيد ؟!
خود اعراب اينها رو قبول ندارن !
شما نخود کدام آش هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟
به قول احمد کسروی :
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند؛
شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند؛
تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریش خند بگیرد؛
و سیاه بخت تر مردمی که بخاطر تاریخ ننگین کشوری دیگر بر فرق می کوبد و عمده ی روزهای سال خود را در عزاداری برای آن بیگانگانند...
حماقت، انسان را به کجا می برد !!!!
در ایران باستان ٬ هنگامی کودکی به دنیا می آمد ٬ درختی در زمین می کاشتند
اکنون که کودکی زاده می شود ٬ خون حیوانی را به زمین می ریزند !
بزرگترین حقارت تاریخ، یخ زدگی مغز انسانهایی ست که از اختراع ادیسون استفاده می کنند
و باروشن شدن چراغ،
بر اعراب، درود می فرستند ...
یا اینکه در خاک سرزمین کورش بزرگ زندگی می کنند
و خاک سرزمینهای اعراب را تبرک می دانند ...
دلخوشیم به کدامین راه نجات ؟
مگر میشود یک بدن را ک سینه نباشد ؟؟؟
مگر میشود ک سر دور از بدن و زنده باشد؟؟؟
بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد
آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار میکند یا عدالت را خفه میکند؟
آیا طبل حسین باعث شد که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ در اطراف منابر ، دکانداری کنند؟
پنجاه و یک میلیون نفر زیر خط فقر رفتهاند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان میغرد.
معادن کشور همه به بخش خصوصی که همان خاندان روحانیون و سرداران نظامی است رسیده و دریای خزر به روسیه واگذار شده تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان میغرد.
کارخانهها و کارگرانش با قیمت پایین به بخش خصوصی خودیها رسیده و یکصد و پنجاه میلیارد دلار پول آزاد شده و تنها بیست میلیارد آن به صورت جنس به کشور بازگشته و بقیه به حسابهای بانکی دیگران رفته و طبل حسین میغرد.
خونبهای مردم ایران در سوریه و یمن و عراق و لبنان و فلسطین و بحرین و سومالی و.... هزینه میشود در صورتيكه شرافتمندان ایرانی با فروش کلیه و اعضای پیکر خود به پاکی زندگی میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
آوای اختلاس حکومتیان کشور رکورد گینس را شکسته، ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق و موی بلند بر صورت را تبلیغ میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
دو سوم مدارس ایران نا امن است و در حال ریزش اما مکتبخانههای روحانیون با بالاترین ضریب استحکام و آسایش در حال آموزش علوم بیهوده که نه سودی به دنیای مردم دارد و نه آخرتشون ، خیابانها پر شده از پرچم و پارچههای سیاه ، و شربت نذری و پلوی نذری دولتی و یا سهم برندگان دولتی، اما دخترکان با روپوشی مندرس به مدرسه میروند و طبل حسین همچنان میغرد.
تکایا پر شده از صلیبهای بزرگ و غول پیکر که هیبت عزاداران مسیحی را به رخ میکشاند و زنجیرها و قمههای وارداتی همچنان پیکرها را خونین و گل مالی صورت انسان آزاده را سرافکنده و حقیر میسازد و طبل حسین همچنان میغرد.
درد وطنم اینست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ##تلنگر
📱 کاش کار با #موبایل هم گواهینامه لازم داشت!
یک نفر ماسک به صورتش زده و سوار یک #خودرو بدون پلاک میشود، رانندگی هم نمیداند، چراغ قرمز را رد میکند، قوانین راهنمایی و رانندگی را میشکند، به همه ماشینهای دیگر صدمه میزند، عابران را زیر میگیرد، میکُشد یا زخمی میکند و دیوانهوار به پیش میتازد... شما چه حسی دارید؟
معتقدید هر کسی آزاد است هر طور رانندگی کند و ما نباید دیگران را #قضاوت کنیم؟ ناراحت میشوید که چرا او بدون گواهینامه سوار ماشین شده و لازم است پلیس متوقفش کند؟
خودتان دست به کار میشوید و سعی می کنید جلویش را بگیرد یا فقط سرتان را به نشانه افسوس تکان میدهید؟
🌐 این افراد ماسکزده و بیترمز و قانونشکن در #شبکههای_مجازی هم این روزها میتازند. آبروی افراد را حراج میکنند، به حریم خصوصی دیگران تعرض میکنند، دست به فحاشیهای رکیک و هتاکی میزنند، اخاذی میکنند، روح و روان دیگران را خراش میدهند و تمام قاعده های اخلاقی را در هم میشکنند.
گاهی اوقات هم چنان آدمهایی را تحت فشار قرار میدهند که آن بخت برگشتهها حتی دست به خودکشی میزنند. واکنش شما به این افراد چیست؟ کاش کار با موبایل هم گواهینامه لازم داشت!
🌐 معتقدید هر کسی آزاد است هر طور رفتار کند و ما نباید دیگران را قضاوت کنیم؟ ناراحت میشوید که چرا او بدون شعور لازم وارد این فضا شده؟
آرزومندید که مدیران شبکه های مجازی آنها را محدود کنند؟ نمیگویید کاش برای ورود به شبکه های اجتماعی و فعالیت در این فضا آموزش میدیدند، اگر خطایی میکردند جریمه ای میشدند و ...
🌐 این روزها مرز فضای واقعی و مجازی شکسته شده، دیگر مثل قبل نمیتوان بین آنها خط کشید. ما به شدت از این فضا تاثیر میگیریم و گاهی آنقدر در آن غرقیم و با دوستان مجازی مشغولیم که با آدم های واقعی وقت نمیگذرانیم، لازم نیست این فضا کمی محترمانهتر شود و هتاکان و فحاشان محدود شوند؟
🌐 ما در دنیای واقعی #فحاشان را تحمل نمیکنیم، اگر پیگیر باشیم می توانیم آنها را به دادگاه بکشانیم و برابر ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی حتی قاضی برایشان حکم شلاق یا جریمه نقدی صادر کند اما در شبکه های مجازی با آدم های بدون چهره و بدوننام و با هویت کاملاً نامشخص باید چکار کرد؟
🌐 روزنامهنگاران، فعالان اجتماعی و سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و ... هر روز انگار جیره ثابتی برای فحش شنیدن دارند، ماجرا وقتی دردناک میشود که ناسزاهای جنسی را با آزادی تمام نثار خانواده ها میکنند، به چه جرمی؟ فقط برای یک اظهارنظر که ممکن است طرف نپسندد؟
🌐 رنج آور نیست که شما با نام و هویت مشخص مطلبی را بنویسید که نهادهای نظارتی و امنیتی میبینند و ممکن است برای آن تاوان بدهید اما افراد ناشناسی رکیکترین فحاشیها را نثارتان کنند؟ مگر میشود از صبح تا شب دادگاه رفت و از این افراد شکایت کرد؟! از چندنفر؟!
🌐 باور دارم تلفن همراه در دست یک انسان بیمسئولیت و هتاک، خطرناکتر از خودرو زیر پای کسی است که گواهینامه و صلاحیت رانندگی ندارد.
هنوز هیچ سیستمی در کشور نداریم که افراد را ملزم کند بعد از خریدن تلفن همراه دوره آموزشی حداقلی ببیند تا به خود و دیگران صدمه نزند اما میتوان هتاکان و فحاشان را محدود کرد.
🌐 نباید به هتاکان و فحاشان میدان داد. آنها شایسته حضور در فضای مجازی و کنار ما نیستند. این موضوع، محدود کردن آزادی بیان نیست، محدود کردن دشمنان آزادی است.
#آزادی یعنی مسئولیت. کسی که نتواند مسئولیت و نقش خود در برابر جامعه را بپذیرد قطعاً برای آزادی دیگران هم حرمتی قائل نیست.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ##تلنگر
📱 کاش کار با #موبایل هم گواهینامه لازم داشت!
یک نفر ماسک به صورتش زده و سوار یک #خودرو بدون پلاک میشود، رانندگی هم نمیداند، چراغ قرمز را رد میکند، قوانین راهنمایی و رانندگی را میشکند، به همه ماشینهای دیگر صدمه میزند، عابران را زیر میگیرد، میکُشد یا زخمی میکند و دیوانهوار به پیش میتازد... شما چه حسی دارید؟
معتقدید هر کسی آزاد است هر طور رانندگی کند و ما نباید دیگران را #قضاوت کنیم؟ ناراحت میشوید که چرا او بدون گواهینامه سوار ماشین شده و لازم است پلیس متوقفش کند؟
خودتان دست به کار میشوید و سعی می کنید جلویش را بگیرد یا فقط سرتان را به نشانه افسوس تکان میدهید؟
🌐 این افراد ماسکزده و بیترمز و قانونشکن در #شبکههای_مجازی هم این روزها میتازند. آبروی افراد را حراج میکنند، به حریم خصوصی دیگران تعرض میکنند، دست به فحاشیهای رکیک و هتاکی میزنند، اخاذی میکنند، روح و روان دیگران را خراش میدهند و تمام قاعده های اخلاقی را در هم میشکنند.
گاهی اوقات هم چنان آدمهایی را تحت فشار قرار میدهند که آن بخت برگشتهها حتی دست به خودکشی میزنند. واکنش شما به این افراد چیست؟ کاش کار با موبایل هم گواهینامه لازم داشت!
🌐 معتقدید هر کسی آزاد است هر طور رفتار کند و ما نباید دیگران را قضاوت کنیم؟ ناراحت میشوید که چرا او بدون شعور لازم وارد این فضا شده؟
آرزومندید که مدیران شبکه های مجازی آنها را محدود کنند؟ نمیگویید کاش برای ورود به شبکه های اجتماعی و فعالیت در این فضا آموزش میدیدند، اگر خطایی میکردند جریمه ای میشدند و ...
🌐 این روزها مرز فضای واقعی و مجازی شکسته شده، دیگر مثل قبل نمیتوان بین آنها خط کشید. ما به شدت از این فضا تاثیر میگیریم و گاهی آنقدر در آن غرقیم و با دوستان مجازی مشغولیم که با آدم های واقعی وقت نمیگذرانیم، لازم نیست این فضا کمی محترمانهتر شود و هتاکان و فحاشان محدود شوند؟
🌐 ما در دنیای واقعی #فحاشان را تحمل نمیکنیم، اگر پیگیر باشیم می توانیم آنها را به دادگاه بکشانیم و برابر ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی حتی قاضی برایشان حکم شلاق یا جریمه نقدی صادر کند اما در شبکه های مجازی با آدم های بدون چهره و بدوننام و با هویت کاملاً نامشخص باید چکار کرد؟
🌐 روزنامهنگاران، فعالان اجتماعی و سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و ... هر روز انگار جیره ثابتی برای فحش شنیدن دارند، ماجرا وقتی دردناک میشود که ناسزاهای جنسی را با آزادی تمام نثار خانواده ها میکنند، به چه جرمی؟ فقط برای یک اظهارنظر که ممکن است طرف نپسندد؟
🌐 رنج آور نیست که شما با نام و هویت مشخص مطلبی را بنویسید که نهادهای نظارتی و امنیتی میبینند و ممکن است برای آن تاوان بدهید اما افراد ناشناسی رکیکترین فحاشیها را نثارتان کنند؟ مگر میشود از صبح تا شب دادگاه رفت و از این افراد شکایت کرد؟! از چندنفر؟!
🌐 باور دارم تلفن همراه در دست یک انسان بیمسئولیت و هتاک، خطرناکتر از خودرو زیر پای کسی است که گواهینامه و صلاحیت رانندگی ندارد.
هنوز هیچ سیستمی در کشور نداریم که افراد را ملزم کند بعد از خریدن تلفن همراه دوره آموزشی حداقلی ببیند تا به خود و دیگران صدمه نزند اما میتوان هتاکان و فحاشان را محدود کرد.
🌐 نباید به هتاکان و فحاشان میدان داد. آنها شایسته حضور در فضای مجازی و کنار ما نیستند. این موضوع، محدود کردن آزادی بیان نیست، محدود کردن دشمنان آزادی است.
#آزادی یعنی مسئولیت. کسی که نتواند مسئولیت و نقش خود در برابر جامعه را بپذیرد قطعاً برای آزادی دیگران هم حرمتی قائل نیست.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# پاییز که میشود، حواستان به آدمهایِ زندگیِ تان باشد. کمی بهانه گیر میشوند، حساس میشوند، "توجه" میخواهند! دستِ خودشان که نیست این خاصیتِ پاییز است، آدمها را از همیشه عاشق تر میکند ...
مگر میشود پاییز باشد و دلت هوایِ قربان صدقههایِ از تهِ دلِ کسی را نکند؟! مگر میشود پاییز باشد و دلت هوس نکند، عاشق باشی؟! که عاشقت باشند؟! باد باشد، باران باشد و یک خیابان پر از برگ های خشک و نارنجی.. تو باشی و تو، تو باشی و او ... فرقی ندارد! قدم زدن در بساطِ دلبرانه پاییز، همه جوره میچسبد ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# پاییز که میشود، حواستان به آدمهایِ زندگیِ تان باشد. کمی بهانه گیر میشوند، حساس میشوند، "توجه" میخواهند! دستِ خودشان که نیست این خاصیتِ پاییز است، آدمها را از همیشه عاشق تر میکند ...
مگر میشود پاییز باشد و دلت هوایِ قربان صدقههایِ از تهِ دلِ کسی را نکند؟! مگر میشود پاییز باشد و دلت هوس نکند، عاشق باشی؟! که عاشقت باشند؟! باد باشد، باران باشد و یک خیابان پر از برگ های خشک و نارنجی.. تو باشی و تو، تو باشی و او ... فرقی ندارد! قدم زدن در بساطِ دلبرانه پاییز، همه جوره میچسبد ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
اینجا ایران است ، کشوری که من در آن به دنیا آمدهام ، بزرگ شدهام ، رشد کردهام اما نمیتوانم زندگی کنم ... فقط میتوانم زنده بمانم البته زنده ماندن هم شرط دارد به شرط اینکه حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ، چیزی ننویسم که پایههای حکومت بلرزد و ظلمی را بازگو نکنم تا شهروندان غربی دلشان بخواهد بیایند اینجا پناهنده شوند . چون در کشور من :
💢 تورم نداریم
💢 فساد و اختلاس وجود ندارد اما در کشورهای همسایه بسیار است
💢 فقر و فحشا که مال ما نیست و این منکرات مخصوص کشورهای غربی و فرنگیست
💢 هرگز خودسوزی و خودکشی به خاطر بدبختی اتفاق نمیافتد
💢 اعتیاد را که اصلا نمیدانیم چیست !! خود من در مملکت امام زمات تا حالا آدم معتاد ندیدهام
💢 سرعت اینترنت هم که توپ توپ است و هیچکداممان محتاج فیلترشکن نیستیم
💢 ما برای فهمیدن حقیقت و اینکه بدانیم چه بلایی بر سرمان نازل شده به دیدن اخبار های خارجی هم احتیاج نداریم بس که صداوسیمای خودمان صادق و راستگوست
💢 پارازیتی که اصلا وجود ندارد
💢 اینجا حتی فرقی بین زندان و بیرون از زندان وجود ندارد چون زندانبان در هر دو جا یک نفر است که در امور مملکت دخالت نمیکند
💢 هیچکس از روی فقر ، بدبختی و کارتنخوابی خلاف نمیکند تا برای جای خواب در زمستان به زندان برود
💢 حتی زندانیانی که غذا دوست ندارند بخورند را بهزور به بیمارستان میبرند و به آنها رسیدگی میکنند تا خدایی ناکرده اتفاقی برایشان نیفتد
💢 پستهای اداری در اختیار نخبگان و تحصیل کردههاست و همه چیز قانون دارد
💢 رشوه , زیرمیزی ، پارتیبازی و این گناهان کبیره را همان سال ۵٧ بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ریشه کن کردیم
💢 بانک ربوی مال استکبار جهانیست و اینجا بانکها وام بدون بهره به همه میدهند
🏷 خلاصه اینکه ویژگیهای خوب کشور من تمامی ندارد و آنقدر همه چی آرومه که ما خیلی خوشبختیم ... بنده از همین جا تمام این موجوات غربی را به کشورم دعوت میکنم تا در کنار ما در آرامش و راحتی زنده بمانند آخر طفلیها خیلی گناه دارند همین چندسال باقیمانده از عمرشان را هم در بدبختی و فلاکت به سر ببرند چون آنها که مثل ما یک حکومت سکولار و جمهوری ندارند
🏷 آخر مگر میشود در یک کشور همه چیز اینقدر عالی باشد پس اگر دوست داشتید در کشوری مثل گل و بلبل زنده بمانید به اینجا پناهنده شوید البته به شرط کر ، کور و لال بودن !!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
اینجا ایران است ، کشوری که من در آن به دنیا آمدهام ، بزرگ شدهام ، رشد کردهام اما نمیتوانم زندگی کنم ... فقط میتوانم زنده بمانم البته زنده ماندن هم شرط دارد به شرط اینکه حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ، چیزی ننویسم که پایههای حکومت بلرزد و ظلمی را بازگو نکنم تا شهروندان غربی دلشان بخواهد بیایند اینجا پناهنده شوند . چون در کشور من :
💢 تورم نداریم
💢 فساد و اختلاس وجود ندارد اما در کشورهای همسایه بسیار است
💢 فقر و فحشا که مال ما نیست و این منکرات مخصوص کشورهای غربی و فرنگیست
💢 هرگز خودسوزی و خودکشی به خاطر بدبختی اتفاق نمیافتد
💢 اعتیاد را که اصلا نمیدانیم چیست !! خود من در مملکت امام زمات تا حالا آدم معتاد ندیدهام
💢 سرعت اینترنت هم که توپ توپ است و هیچکداممان محتاج فیلترشکن نیستیم
💢 ما برای فهمیدن حقیقت و اینکه بدانیم چه بلایی بر سرمان نازل شده به دیدن اخبار های خارجی هم احتیاج نداریم بس که صداوسیمای خودمان صادق و راستگوست
💢 پارازیتی که اصلا وجود ندارد
💢 اینجا حتی فرقی بین زندان و بیرون از زندان وجود ندارد چون زندانبان در هر دو جا یک نفر است که در امور مملکت دخالت نمیکند
💢 هیچکس از روی فقر ، بدبختی و کارتنخوابی خلاف نمیکند تا برای جای خواب در زمستان به زندان برود
💢 حتی زندانیانی که غذا دوست ندارند بخورند را بهزور به بیمارستان میبرند و به آنها رسیدگی میکنند تا خدایی ناکرده اتفاقی برایشان نیفتد
💢 پستهای اداری در اختیار نخبگان و تحصیل کردههاست و همه چیز قانون دارد
💢 رشوه , زیرمیزی ، پارتیبازی و این گناهان کبیره را همان سال ۵٧ بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ریشه کن کردیم
💢 بانک ربوی مال استکبار جهانیست و اینجا بانکها وام بدون بهره به همه میدهند
🏷 خلاصه اینکه ویژگیهای خوب کشور من تمامی ندارد و آنقدر همه چی آرومه که ما خیلی خوشبختیم ... بنده از همین جا تمام این موجوات غربی را به کشورم دعوت میکنم تا در کنار ما در آرامش و راحتی زنده بمانند آخر طفلیها خیلی گناه دارند همین چندسال باقیمانده از عمرشان را هم در بدبختی و فلاکت به سر ببرند چون آنها که مثل ما یک حکومت سکولار و جمهوری ندارند
🏷 آخر مگر میشود در یک کشور همه چیز اینقدر عالی باشد پس اگر دوست داشتید در کشوری مثل گل و بلبل زنده بمانید به اینجا پناهنده شوید البته به شرط کر ، کور و لال بودن !!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه
«زن و مردی در بنبست»
#فیلم «بنبست» (۱۳۵۷) فیلم متفاوتی از پرویز صیاد
«بنبست» فیلم بیرحمی است و مگر میشود منکر این شد که این فیلم در زمرۀ آثار اعتراضی زمان شاه بوده است. حتا اگر نویسنده و کارگردان آن منکر وجه اعتراضی این فیلم شود. البته هنر باید بیرحم باشد، و هنر اعتراضی هم دوچندان! صحبت کردن دربارۀ این فیلم بسیار دشوار است زیرا هر آن ممکن است در میان سخن داستان فیلم لو رود و از لذت دیدن فیلم برای آنها که از ماجرای آن بیخبرند کاسته شود. به هر حال، این واقعیت که فیلم «بنبست» اجازۀ اکران نیافت خود نشان میدهد که وجوه اعتراضی فیلم همان زمان به خوبی درک شده بود.
پرویز صیاد را همه با بازی در نقش «صمد» میشناسند؛ مجموعه فیلمهای طنزی که بسیار مورد پسند عامۀ مردم قرار گرفت. در بیشتر فیلمهایی که صیاد در نقش صمد بازی کرد، همزمان نویسندگی و کارگردانی آن فیلمها را نیز بر عهده داشت و به رغم عامهپسند بودن آنها نمیشود انکار کرد که مجموعۀ صمد به یکی از طنزهای انتقادی ماندگار سینمای ایران بدل شد. پرویز صیاد را همچنین بسیاری با سریال «دایی جان ناپلئون» در نقش اسدالله میرزا به یاد دارند. اما صیاد شخصیت هنری بزرگتری دارد و برخی از ابعاد تحسینبرانگیز او کمتر دیده شده است.
پرویز صیاد، افزون بر بازیگری، کارگردانی، نویسندگی فیلمهای زیادی را در کارنامۀ خود دارد و در زمینۀ نمایشنامهنویسی و شعر هم بسیار فعال بوده و کتابهای پژوهشی نیز نوشته است. پس از مهاجرت از ایران در سال ۱۳۵۸ به هر نحو که توانست فعالیتهای هنریاش را ادامه داد که البته برای شخصیت هنرمندی چون او، هنر چیزی چون تنفس است. اما در میان فیلمهای او یک فیلم است که متأسفانه کمتر دیده شده، اما شاید بهترین یادگار هنری او باشد: فیلم «بنبست»، ساختۀ ۱۳۵۷.
فیلم «بنبست» روایت تعلیقی پرابهام و در نهایت تکاندهندهای دارد. برای همین تنها به چند نکته اشاره میکنم. فیلم در «کوچهای بنبست» رخ میدهد و داستانی عاشقانه است. فیلم به طور کلی 5 بازیگر دارد که یکی از آنها نقشی حاشیهای دارد و یک بازیگر هم لحظههای بسیار کوتاهی در فیلم ظاهر میشود؛ میماند سه نفر که یکی از آنها نیز ناشناس است. همین که نویسنده یک شخصیت «ناشناس» را در طول کل فیلم، سکانس به سکانس پیش میبرد، بدون آنکه ناشناس بودنش آزاردهنده باشد، از نقاط قوت فیلم است.
اما نکتۀ اصلی در تحلیل این فیلم این است که دو داستان به طور همزمان در فیلم روایت میشود. یک داستان را بیننده میبیند و میشنود و یک داستان را بیننده میبیند و میشنود، اما از آن باخبر نمیشود، به آن پی نمیبرد. یعنی «داستانی واقعی» در برابر دیدگان بیننده در حال وقوع است اما بیننده چنان درگیر «داستان ذهنی» خود و نقش اول فیلم است که متوجه آن نمیشود. فیلم دو نیروی متضاد را پابهپای هم پیش میبرد. بیننده از یک نیرو باخبر است و از یک نیرو غافل و در یک آن، این دو نیرو آشکار میشوند و روبروی هم میایستند. این رویارویی مانند اصابت نور و تاریکی به یکدیگر است، به گونهای که نور مانند بلوری شکننده فرو میریزد و خُرد میشود.
فیلم «بنبست» که اقتباسی از داستان کوتاه «از یادداشتهای یک دوشیزه» اثر آنتوان چخوف است، ویرانیِ واپسین پناهگاه انسان، همانا عشق را نشان میدهد. و این ویرانی در مواجهه با نیرویی است که جز قدرتِ سرد و بیعاطفه هیچ نمیشناسد...
چون ترجیح میدهم ماجرای فیلم را فاش نکنم، دعوت میکنم در پیوست این نوشتار، فیلم را ببینید و خود قضاوت کنید.
«بنبست»
کارگردان، نویسنده، تهیهکننده: پرویز صیاد / بازیگران: مری آپیک، آپیک یوسفیان / موسیقی: مجتبی میرزاده
شعر و خواننده: احمد شاملو / تاریخ: ۱۳۵۷
#فیلم_سینمایی، #هنر_اعتراضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه
«زن و مردی در بنبست»
#فیلم «بنبست» (۱۳۵۷) فیلم متفاوتی از پرویز صیاد
«بنبست» فیلم بیرحمی است و مگر میشود منکر این شد که این فیلم در زمرۀ آثار اعتراضی زمان شاه بوده است. حتا اگر نویسنده و کارگردان آن منکر وجه اعتراضی این فیلم شود. البته هنر باید بیرحم باشد، و هنر اعتراضی هم دوچندان! صحبت کردن دربارۀ این فیلم بسیار دشوار است زیرا هر آن ممکن است در میان سخن داستان فیلم لو رود و از لذت دیدن فیلم برای آنها که از ماجرای آن بیخبرند کاسته شود. به هر حال، این واقعیت که فیلم «بنبست» اجازۀ اکران نیافت خود نشان میدهد که وجوه اعتراضی فیلم همان زمان به خوبی درک شده بود.
پرویز صیاد را همه با بازی در نقش «صمد» میشناسند؛ مجموعه فیلمهای طنزی که بسیار مورد پسند عامۀ مردم قرار گرفت. در بیشتر فیلمهایی که صیاد در نقش صمد بازی کرد، همزمان نویسندگی و کارگردانی آن فیلمها را نیز بر عهده داشت و به رغم عامهپسند بودن آنها نمیشود انکار کرد که مجموعۀ صمد به یکی از طنزهای انتقادی ماندگار سینمای ایران بدل شد. پرویز صیاد را همچنین بسیاری با سریال «دایی جان ناپلئون» در نقش اسدالله میرزا به یاد دارند. اما صیاد شخصیت هنری بزرگتری دارد و برخی از ابعاد تحسینبرانگیز او کمتر دیده شده است.
پرویز صیاد، افزون بر بازیگری، کارگردانی، نویسندگی فیلمهای زیادی را در کارنامۀ خود دارد و در زمینۀ نمایشنامهنویسی و شعر هم بسیار فعال بوده و کتابهای پژوهشی نیز نوشته است. پس از مهاجرت از ایران در سال ۱۳۵۸ به هر نحو که توانست فعالیتهای هنریاش را ادامه داد که البته برای شخصیت هنرمندی چون او، هنر چیزی چون تنفس است. اما در میان فیلمهای او یک فیلم است که متأسفانه کمتر دیده شده، اما شاید بهترین یادگار هنری او باشد: فیلم «بنبست»، ساختۀ ۱۳۵۷.
فیلم «بنبست» روایت تعلیقی پرابهام و در نهایت تکاندهندهای دارد. برای همین تنها به چند نکته اشاره میکنم. فیلم در «کوچهای بنبست» رخ میدهد و داستانی عاشقانه است. فیلم به طور کلی 5 بازیگر دارد که یکی از آنها نقشی حاشیهای دارد و یک بازیگر هم لحظههای بسیار کوتاهی در فیلم ظاهر میشود؛ میماند سه نفر که یکی از آنها نیز ناشناس است. همین که نویسنده یک شخصیت «ناشناس» را در طول کل فیلم، سکانس به سکانس پیش میبرد، بدون آنکه ناشناس بودنش آزاردهنده باشد، از نقاط قوت فیلم است.
اما نکتۀ اصلی در تحلیل این فیلم این است که دو داستان به طور همزمان در فیلم روایت میشود. یک داستان را بیننده میبیند و میشنود و یک داستان را بیننده میبیند و میشنود، اما از آن باخبر نمیشود، به آن پی نمیبرد. یعنی «داستانی واقعی» در برابر دیدگان بیننده در حال وقوع است اما بیننده چنان درگیر «داستان ذهنی» خود و نقش اول فیلم است که متوجه آن نمیشود. فیلم دو نیروی متضاد را پابهپای هم پیش میبرد. بیننده از یک نیرو باخبر است و از یک نیرو غافل و در یک آن، این دو نیرو آشکار میشوند و روبروی هم میایستند. این رویارویی مانند اصابت نور و تاریکی به یکدیگر است، به گونهای که نور مانند بلوری شکننده فرو میریزد و خُرد میشود.
فیلم «بنبست» که اقتباسی از داستان کوتاه «از یادداشتهای یک دوشیزه» اثر آنتوان چخوف است، ویرانیِ واپسین پناهگاه انسان، همانا عشق را نشان میدهد. و این ویرانی در مواجهه با نیرویی است که جز قدرتِ سرد و بیعاطفه هیچ نمیشناسد...
چون ترجیح میدهم ماجرای فیلم را فاش نکنم، دعوت میکنم در پیوست این نوشتار، فیلم را ببینید و خود قضاوت کنید.
«بنبست»
کارگردان، نویسنده، تهیهکننده: پرویز صیاد / بازیگران: مری آپیک، آپیک یوسفیان / موسیقی: مجتبی میرزاده
شعر و خواننده: احمد شاملو / تاریخ: ۱۳۵۷
#فیلم_سینمایی، #هنر_اعتراضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#التماس_تفکر
#ملتی_فقیر
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی پراید 7 میلیونی را 40 میلیون با التماس بخرد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی گوشت کیلو 25 تومان را 100 تومان بخرد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی دلار 4 تومان را 20 تومان بخرد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی بیشترین خریدار لوازم آرایشی در جهان باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر و گرسنه باشد ولی بیشترین خریدار داروی لاغر کننده در جهان باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی ترافیک شدید ماشینهای تک سرنشینش همه را کلافه کرده باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی بعد از هند دومین استفاده کننده طلا و زیورآلات در جهان باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد اما فروشگاههای زنجیرهای رستورانهای مدرن و سنتی و کافی شاپهای بزرگ مانند قارچ رشد کنند؟!
➕ آری ملت ما فقیرترین مردم جهان است اما نه فقیر مالی بلکه فقیر فرهنگیست.
#خدا _کند_#انسان_زیر_خط_#فقر_باشد_اما_#زیر_خط_فهم_نباشد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#ملتی_فقیر
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی پراید 7 میلیونی را 40 میلیون با التماس بخرد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی گوشت کیلو 25 تومان را 100 تومان بخرد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی دلار 4 تومان را 20 تومان بخرد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی بیشترین خریدار لوازم آرایشی در جهان باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر و گرسنه باشد ولی بیشترین خریدار داروی لاغر کننده در جهان باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی ترافیک شدید ماشینهای تک سرنشینش همه را کلافه کرده باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد ولی بعد از هند دومین استفاده کننده طلا و زیورآلات در جهان باشد؟!
مگر میشود ملتی فقیر باشد اما فروشگاههای زنجیرهای رستورانهای مدرن و سنتی و کافی شاپهای بزرگ مانند قارچ رشد کنند؟!
➕ آری ملت ما فقیرترین مردم جهان است اما نه فقیر مالی بلکه فقیر فرهنگیست.
#خدا _کند_#انسان_زیر_خط_#فقر_باشد_اما_#زیر_خط_فهم_نباشد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#کتابسوزی_اعراب_در_ایران
بن خلدون جامعه شناس و مورخ مشهور عرب (کتاب سوزی اعراب در ایران)
ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در بر داشتند که در نتیجه تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و به سبب استمرار شاهنشاهی شان – شان علوم عقلی نزداشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود . در زمانی که ایران فتح شد کتابهای بسیاری از کتابخانه ها آنان بدست آمد که حاصل صدها سال تجربه گذشتگان بود . در نتیجه سعد ابی وقاص به عمر ابن خطاب نامه نوشت تا درباره کتابها تصمیم گرفته شود که در اختیار مسلمان قرار گیرد . عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب بریزید و یا آنکه آتش بزنید . زیرا اگر چیزهایی در آنها باشد که برای راهنمایی و هدایت انسانها باشد – ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست . اگر هم گمراهی باشد که الله ما را از اینها نجات بدهد . پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند!
چه بسی اگر اگر اعراب سگسان این کتاب سوزی رو راه نمی انداختند ما اندیشمندان و مفاخر و ادیبان بزرگی را داشتیم که آثارشان از بین نمیرفت
اعراب سگسان باعث از بین بردن بخش بزرگی از تمدن ایران شدند
مگر میشود کشوری که هزار سال بر جهان آقایی کرده باشد قبل از اسلام بزرگان ادبی،تاریخی فلسفی نداشته باشد...؟
در صورتی که آقایی بر دنیا بر اساس علومی گوناگون شدنی است
در غیر این صورت آقایی بر جهان غیر ممکن است
#ابن_خلدون :
معلم اش #ارسطو اشارت کرد که #فرومایه_گان را بر آنان سروری دهد تا در میانشان اختلاف افتد و کارشان یکسره شود،
#اسکندر به #پادشاهان هر ناحیه از #ایرانیان و ... نامه نوشت و بر هر ناحیه پادشاهی گماشت و تاج بر سرش نهاد و بدین گونه #ملوک_الطوایف پدید آمد...
پیروی #کورکورانه از
#عقاید و رسم و
رسومات #گذشتگان
این معنی را تداعی نخواهد کرد
که آنها #زنده اند!
بلکه بدان معناست که
#زنده های آن جامعه
در واقع #مرده اند!
#ابن_خلدون
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#کتابسوزی_اعراب_در_ایران
بن خلدون جامعه شناس و مورخ مشهور عرب (کتاب سوزی اعراب در ایران)
ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در بر داشتند که در نتیجه تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و به سبب استمرار شاهنشاهی شان – شان علوم عقلی نزداشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود . در زمانی که ایران فتح شد کتابهای بسیاری از کتابخانه ها آنان بدست آمد که حاصل صدها سال تجربه گذشتگان بود . در نتیجه سعد ابی وقاص به عمر ابن خطاب نامه نوشت تا درباره کتابها تصمیم گرفته شود که در اختیار مسلمان قرار گیرد . عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب بریزید و یا آنکه آتش بزنید . زیرا اگر چیزهایی در آنها باشد که برای راهنمایی و هدایت انسانها باشد – ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست . اگر هم گمراهی باشد که الله ما را از اینها نجات بدهد . پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند!
چه بسی اگر اگر اعراب سگسان این کتاب سوزی رو راه نمی انداختند ما اندیشمندان و مفاخر و ادیبان بزرگی را داشتیم که آثارشان از بین نمیرفت
اعراب سگسان باعث از بین بردن بخش بزرگی از تمدن ایران شدند
مگر میشود کشوری که هزار سال بر جهان آقایی کرده باشد قبل از اسلام بزرگان ادبی،تاریخی فلسفی نداشته باشد...؟
در صورتی که آقایی بر دنیا بر اساس علومی گوناگون شدنی است
در غیر این صورت آقایی بر جهان غیر ممکن است
#ابن_خلدون :
معلم اش #ارسطو اشارت کرد که #فرومایه_گان را بر آنان سروری دهد تا در میانشان اختلاف افتد و کارشان یکسره شود،
#اسکندر به #پادشاهان هر ناحیه از #ایرانیان و ... نامه نوشت و بر هر ناحیه پادشاهی گماشت و تاج بر سرش نهاد و بدین گونه #ملوک_الطوایف پدید آمد...
پیروی #کورکورانه از
#عقاید و رسم و
رسومات #گذشتگان
این معنی را تداعی نخواهد کرد
که آنها #زنده اند!
بلکه بدان معناست که
#زنده های آن جامعه
در واقع #مرده اند!
#ابن_خلدون
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#التماس_تفکر
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ،
ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ:
"ببخشید"
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ؛
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "
با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ:
ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟
گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ....
شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ،
ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ...
آدمها را بفهمید،
دل،
آلزایمر نمی گیرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#التماس_تفکر
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ،
ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ:
"ببخشید"
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ؛
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "
با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ:
ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟
گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ....
شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ،
ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ...
آدمها را بفهمید،
دل،
آلزایمر نمی گیرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_مگر_میشود
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ،
ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ:
"ببخشید"
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ؛
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "
با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ:
ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟
گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ....
شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ،
ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ...
آدمها را بفهمید،
#دل_آلزایمر_نمیگیرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#_مگر_میشود
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ،
ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ:
"ببخشید"
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ؛
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "
با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ:
ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟
گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ....
شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ،
ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ...
آدمها را بفهمید،
#دل_آلزایمر_نمیگیرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
✨مگر شما اعتقاد و باور ندارید حسین الان در جایی بنام بهشت مشغول خوش گذرونی و عیش و نوش هست ؟ ؟ ؟ ! ! !
و برعکس مگر باور و یقین ندارید که قاتلین حسین در جهنم مشغول کباب شدن و عذاب کشیدن هستند ؟ ؟ ! !
از سوی دیگر مگر باور و و یقین ندارید که در قیامت حسین و خاندانش قرار است انتقام خودشون رو از یزید و شمر و اینها بگیرند ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟
تا اینجا درست ؟
پس این همه گریه و زاری و بر سرو سینه زدن و کارناوال عزا به راه انداختن و مزاحم آسایش مردم شدن برای چه هست ؟؟؟؟؟
آیا انسان برای اینکه عزیزش در رفاه و آسایش بهشتی هست گریه میکنه ؟ ! ؟ ! ؟
تا به حال شده با خودتون منطقی فکر کنید که این گریه ها و معرکه گیریها فقط برای رونق گرفتن بازار آخوند و روضه خوان هست نه چیز دیگری ؟؟؟ !!!
ایا محرم تجارت آخوندو مداح نیست ؟
👇👇👇👇👇حتماً. بخونید
؟. نام: یزید
شهرت: بنی امیه نام پدر: معاویه
نام پدربزرگ: ابوسفیان
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نام: حسین
شهرت: بنی هاشم
نام پدر: علی
نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نتیجه گیری :
رابطه ی حسین و یزید:
پسر پسرعمو
رابطه ی علی و معاویه:
پسرعمو
رابطه ی معاویه و محمد :
پسرعمو
رابطه ی ابوسفیان و ابوطالب:
برادر
رابطه ی محمد و ابوسفیان:
ابوسفیان عموی محمد
رابطه ی ابوسفیان و علی:
ابوسفیان عموی علی
............
علت اختلاف :
دعواي خانوادگي بر سر قدرت؛
کسی نیست بگوید شما ايرانيان را چه ؟
كه سال هاست بر سر خود می زنيد ؟!
خود اعراب اينها رو قبول ندارن !
شما نخود کدام آش هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟
به قول احمد کسروی :
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند؛
شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند؛
تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریش خند بگیرد؛
و سیاه بخت تر مردمی که بخاطر تاریخ ننگین کشوری دیگر بر فرق می کوبد و عمده ی روزهای سال خود را در عزاداری برای آن بیگانگانند...
حماقت، انسان را به کجا می برد !!!!
در ایران باستان ٬ هنگامی کودکی به دنیا می آمد ٬ درختی در زمین می کاشتند
اکنون که کودکی زاده می شود ٬ خون حیوانی را به زمین می ریزند !
بزرگترین حقارت تاریخ، یخ زدگی مغز انسانهایی ست که از اختراع ادیسون استفاده می کنند
و باروشن شدن چراغ،
بر اعراب، درود می فرستند ...
یا اینکه در خاک سرزمین کورش بزرگ زندگی می کنند
و خاک سرزمینهای اعراب را تبرک می دانند ...
دلخوشیم به کدامین راه نجات ؟
مگر میشود یک بدن را ک سینه نباشد ؟؟؟
مگر میشود ک سر دور از بدن و زنده باشد؟؟؟
بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد
آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار میکند یا عدالت را خفه میکند؟
آیا طبل حسین باعث شد که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ در اطراف منابر ، دکانداری کنند؟
پنجاه و یک میلیون نفر زیر خط فقر رفتهاند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان میغرد.
معادن کشور همه به بخش خصوصی که همان خاندان روحانیون و سرداران نظامی است رسیده و دریای خزر به روسیه واگذار شده تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان میغرد.
کارخانهها و کارگرانش با قیمت پایین به بخش خصوصی خودیها رسیده و یکصد و پنجاه میلیارد دلار پول آزاد شده و تنها بیست میلیارد آن به صورت جنس به کشور بازگشته و بقیه به حسابهای بانکی دیگران رفته و طبل حسین میغرد.
خونبهای مردم ایران در سوریه و یمن و عراق و لبنان و فلسطین و بحرین و سومالی و.... هزینه میشود در صورتيكه شرافتمندان ایرانی با فروش کلیه و اعضای پیکر خود به پاکی زندگی میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
آوای اختلاس حکومتیان کشور رکورد گینس را شکسته، ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق و موی بلند بر صورت را تبلیغ میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
دو سوم مدارس ایران نا امن است و در حال ریزش اما مکتبخانههای روحانیون با بالاترین ضریب استحکام و آسایش در حال آموزش علوم بیهوده که نه سودی به دنیای مردم دارد و نه آخرتشون ، خیابانها پر شده از پرچم و پارچههای سیاه ، و شربت نذری و پلوی نذری دولتی و یا سهم برندگان دولتی، اما دخترکان با روپوشی مندرس به مدرسه میروند و طبل حسین همچنان میغرد.
تکایا پر شده از صلیبهای بزرگ و غول پیکر که هیبت عزاداران مسیحی را به رخ میکشاند و زنجیرها و قمههای وارداتی همچنان پیکرها را خونین و گل مالی صورت انسان آزاده را سرافکنده و حقیر میسازد و طبل حسین همچنان میغرد.
#درد_وطنم_اینست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
✨مگر شما اعتقاد و باور ندارید حسین الان در جایی بنام بهشت مشغول خوش گذرونی و عیش و نوش هست ؟ ؟ ؟ ! ! !
و برعکس مگر باور و یقین ندارید که قاتلین حسین در جهنم مشغول کباب شدن و عذاب کشیدن هستند ؟ ؟ ! !
از سوی دیگر مگر باور و و یقین ندارید که در قیامت حسین و خاندانش قرار است انتقام خودشون رو از یزید و شمر و اینها بگیرند ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟
تا اینجا درست ؟
پس این همه گریه و زاری و بر سرو سینه زدن و کارناوال عزا به راه انداختن و مزاحم آسایش مردم شدن برای چه هست ؟؟؟؟؟
آیا انسان برای اینکه عزیزش در رفاه و آسایش بهشتی هست گریه میکنه ؟ ! ؟ ! ؟
تا به حال شده با خودتون منطقی فکر کنید که این گریه ها و معرکه گیریها فقط برای رونق گرفتن بازار آخوند و روضه خوان هست نه چیز دیگری ؟؟؟ !!!
ایا محرم تجارت آخوندو مداح نیست ؟
👇👇👇👇👇حتماً. بخونید
؟. نام: یزید
شهرت: بنی امیه نام پدر: معاویه
نام پدربزرگ: ابوسفیان
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نام: حسین
شهرت: بنی هاشم
نام پدر: علی
نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
—————————–
نتیجه گیری :
رابطه ی حسین و یزید:
پسر پسرعمو
رابطه ی علی و معاویه:
پسرعمو
رابطه ی معاویه و محمد :
پسرعمو
رابطه ی ابوسفیان و ابوطالب:
برادر
رابطه ی محمد و ابوسفیان:
ابوسفیان عموی محمد
رابطه ی ابوسفیان و علی:
ابوسفیان عموی علی
............
علت اختلاف :
دعواي خانوادگي بر سر قدرت؛
کسی نیست بگوید شما ايرانيان را چه ؟
كه سال هاست بر سر خود می زنيد ؟!
خود اعراب اينها رو قبول ندارن !
شما نخود کدام آش هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟
به قول احمد کسروی :
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند؛
شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند؛
تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریش خند بگیرد؛
و سیاه بخت تر مردمی که بخاطر تاریخ ننگین کشوری دیگر بر فرق می کوبد و عمده ی روزهای سال خود را در عزاداری برای آن بیگانگانند...
حماقت، انسان را به کجا می برد !!!!
در ایران باستان ٬ هنگامی کودکی به دنیا می آمد ٬ درختی در زمین می کاشتند
اکنون که کودکی زاده می شود ٬ خون حیوانی را به زمین می ریزند !
بزرگترین حقارت تاریخ، یخ زدگی مغز انسانهایی ست که از اختراع ادیسون استفاده می کنند
و باروشن شدن چراغ،
بر اعراب، درود می فرستند ...
یا اینکه در خاک سرزمین کورش بزرگ زندگی می کنند
و خاک سرزمینهای اعراب را تبرک می دانند ...
دلخوشیم به کدامین راه نجات ؟
مگر میشود یک بدن را ک سینه نباشد ؟؟؟
مگر میشود ک سر دور از بدن و زنده باشد؟؟؟
بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد
آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار میکند یا عدالت را خفه میکند؟
آیا طبل حسین باعث شد که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ در اطراف منابر ، دکانداری کنند؟
پنجاه و یک میلیون نفر زیر خط فقر رفتهاند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان میغرد.
معادن کشور همه به بخش خصوصی که همان خاندان روحانیون و سرداران نظامی است رسیده و دریای خزر به روسیه واگذار شده تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان میغرد.
کارخانهها و کارگرانش با قیمت پایین به بخش خصوصی خودیها رسیده و یکصد و پنجاه میلیارد دلار پول آزاد شده و تنها بیست میلیارد آن به صورت جنس به کشور بازگشته و بقیه به حسابهای بانکی دیگران رفته و طبل حسین میغرد.
خونبهای مردم ایران در سوریه و یمن و عراق و لبنان و فلسطین و بحرین و سومالی و.... هزینه میشود در صورتيكه شرافتمندان ایرانی با فروش کلیه و اعضای پیکر خود به پاکی زندگی میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
آوای اختلاس حکومتیان کشور رکورد گینس را شکسته، ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق و موی بلند بر صورت را تبلیغ میکنند و طبل حسین همچنان میغرد.
دو سوم مدارس ایران نا امن است و در حال ریزش اما مکتبخانههای روحانیون با بالاترین ضریب استحکام و آسایش در حال آموزش علوم بیهوده که نه سودی به دنیای مردم دارد و نه آخرتشون ، خیابانها پر شده از پرچم و پارچههای سیاه ، و شربت نذری و پلوی نذری دولتی و یا سهم برندگان دولتی، اما دخترکان با روپوشی مندرس به مدرسه میروند و طبل حسین همچنان میغرد.
تکایا پر شده از صلیبهای بزرگ و غول پیکر که هیبت عزاداران مسیحی را به رخ میکشاند و زنجیرها و قمههای وارداتی همچنان پیکرها را خونین و گل مالی صورت انسان آزاده را سرافکنده و حقیر میسازد و طبل حسین همچنان میغرد.
#درد_وطنم_اینست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
✍️#حتما_بخوانید...
روزی دانشجویان در محضرِ استاد دکتر سید علی آزمایش، استاد حقوق جزا و جرمشناسی، پرسیدند که چرا استاد دانشش را در کتابی گردآوری نمیکند؟
استاد چهره درهم کشید که؛
من کتاب بنویسم تا شما اعدام کنید و دست بِبُرید و سنگسار کنید............؟؟؟
دانشجوی دینداری از استاد پرسید؛ مگر شما حدود و قصاص را قبول ندارید..........؟
استاد فرمود مگر میشود قبول نداشت؟ اتفاقآ من مدافع اجرای حدود و قصاص هستم!
همه در شگفت از پاسخ استاد بودند که؛ استاد کلاس تمام شده را دوباره آغاز کرد، همه سراپا گوش و چشم شدند! استاد طرح پرسشی کرد و به دانشجوی متشرع و دیندار گفت...........؛
فرض کن در بیابانی بی آب و علف که حتی جاده هم ندارد در حال رانندگی هستی، پس از ساعتی، پلیس جلوی شما را میگیرد و به شما میگوید چهار تا ورود ممنوع رفتهاید، پنج چراغ قرمز را رد کردهاید، شش تا سبقت غیرِمجاز داشتهاید! به آن پلیس چه میگویید.........؟
دانشجوی متشرع گفت؛
این بلاهت است! در بیابانِ خدا، خیابان کجا بود که من مرتکب این جرایم شوم!
استاد گفت؛ اگر پلیس به شما بگوید مقرر است در زمانی نامعلوم در آینده، در این بیابان، شهری بنا شود که این جاهایی که شما از آن عبور کردید خیابان یک طرفهای قرار است احداث شود و چراغهای راهنمایی نصب گردد و الی آخر............! آنوقت چه میگویید؟؟؟؟
دانشجوی متشرع پوزخندی زد و گفت؛
استاد مزاح میفرمایید...........!
استاد فرمود؛ شما مزاح میفرمایید!
مقدمه اجرای حدود اسلامی، عدالت اسلامی است!
شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید که همان خیابان کِشی است، سپس اجرای حدود کنید، که همان جریمه است............!
در عدالت اسلامی فقر نیست، بیکاری نیست، فساد نیست، رانت نیست، ستم نیست!
در جامعهای که بیکاری و فساد است و خبری از عدالت نیست، اجرای حدود، معنا ندارد و اجرای حدود خودش نقضِ غرض است و خودش ستم است!
فقر، قاتل ایمان است! شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید خودم برای اجرای حدود، کفن میپوشم.............!!!
💥همه شرمسار شدند از این که از اسلام، فقط ظاهرش را دیده بودند.........!
جامعه اسلامی شرط وجودیش *عدالت است نه اجرای حدود!*
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
✍️#حتما_بخوانید...
روزی دانشجویان در محضرِ استاد دکتر سید علی آزمایش، استاد حقوق جزا و جرمشناسی، پرسیدند که چرا استاد دانشش را در کتابی گردآوری نمیکند؟
استاد چهره درهم کشید که؛
من کتاب بنویسم تا شما اعدام کنید و دست بِبُرید و سنگسار کنید............؟؟؟
دانشجوی دینداری از استاد پرسید؛ مگر شما حدود و قصاص را قبول ندارید..........؟
استاد فرمود مگر میشود قبول نداشت؟ اتفاقآ من مدافع اجرای حدود و قصاص هستم!
همه در شگفت از پاسخ استاد بودند که؛ استاد کلاس تمام شده را دوباره آغاز کرد، همه سراپا گوش و چشم شدند! استاد طرح پرسشی کرد و به دانشجوی متشرع و دیندار گفت...........؛
فرض کن در بیابانی بی آب و علف که حتی جاده هم ندارد در حال رانندگی هستی، پس از ساعتی، پلیس جلوی شما را میگیرد و به شما میگوید چهار تا ورود ممنوع رفتهاید، پنج چراغ قرمز را رد کردهاید، شش تا سبقت غیرِمجاز داشتهاید! به آن پلیس چه میگویید.........؟
دانشجوی متشرع گفت؛
این بلاهت است! در بیابانِ خدا، خیابان کجا بود که من مرتکب این جرایم شوم!
استاد گفت؛ اگر پلیس به شما بگوید مقرر است در زمانی نامعلوم در آینده، در این بیابان، شهری بنا شود که این جاهایی که شما از آن عبور کردید خیابان یک طرفهای قرار است احداث شود و چراغهای راهنمایی نصب گردد و الی آخر............! آنوقت چه میگویید؟؟؟؟
دانشجوی متشرع پوزخندی زد و گفت؛
استاد مزاح میفرمایید...........!
استاد فرمود؛ شما مزاح میفرمایید!
مقدمه اجرای حدود اسلامی، عدالت اسلامی است!
شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید که همان خیابان کِشی است، سپس اجرای حدود کنید، که همان جریمه است............!
در عدالت اسلامی فقر نیست، بیکاری نیست، فساد نیست، رانت نیست، ستم نیست!
در جامعهای که بیکاری و فساد است و خبری از عدالت نیست، اجرای حدود، معنا ندارد و اجرای حدود خودش نقضِ غرض است و خودش ستم است!
فقر، قاتل ایمان است! شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید خودم برای اجرای حدود، کفن میپوشم.............!!!
💥همه شرمسار شدند از این که از اسلام، فقط ظاهرش را دیده بودند.........!
جامعه اسلامی شرط وجودیش *عدالت است نه اجرای حدود!*
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عدالت
اسب درشکهای توی جوی پهنی افتاده بود و قلمِ دست و کاسهی زانویش خُرد شده بود. آشکارا دیده میشد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حناییاش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند رگ و ریشه که تا آخرین مرحله وفاداریاش را به جسم او از دست نداده بود گیر بود. سُم یک دستش -آنکه از قلم شکسته بود- به طرف خارج برگشته بود و نعل براق ساییدهای که به سه دانه میخ گیر بود روی آن دیده میشد.
آب جو یخ بسته بود و تنها حرارت تن اسب یخهای اطراف بدنش را آب کرده بود. تمام بدنش توی آب گل آلود خونینی افتاده بود. پی در پی نفس میزد. پرههای بینیش باز و بسته می شد. نصف زبانش از لای دندانهای کلید شدهاش بیرون زده بود. دور دهنش کف خونآلودی دیده میشد. یالش به طور حزنانگیزی روی پیشانیش افتاده بود و دو سپور و یک عمله راهگذر که لباس سربازی بی سردوشی تنش بود و کلاه خدمت بیآفتاب گردان به سر داشت می خواستند آن را از جو بیرون بیاورند.
یکی از سپورها که حنای تندی بسته بود گفت:
من دمبشو میگیرم و شما هر کدامتون یه پاشو بگیرین و یه هو از زمین بلندش میکنیم. انوخت نه اینه که حیوون طاقت درد نداره و نمی تونه دساشو رو زمین بذاره یه هو خیز ور میدارد. انوخت شما جلدی پاشو ول دین منم دمبشو ول میدم. رو سه تا پاش می تونه بند شه دیگه. اون دسش خیلی نشکسه. چطوره که مرغ روی دو پا وایمیسه این نمیتونه رو سه پا واسه؟
یک آقایی که کیف قهوهای زیر بغلش بود و عینک رنگی زده بود گفت:
-مگر میشود حیوان را اینطور بیرون آورد؟ شماها باید چند نفر بشید و تمام هیکل بلندش کنید و بذاریدش تو پیادهرو.
یکی از تماشاچیها که دست بچه خردسالی را در دست داشت با اعتراض گفت:
-این زبون بسته دیگه واسه صاحباش پول نمیشه. باید به یه گلوله کلکشو کند.
بعد رویش را کرد به پاسبان مفلوکی که کنار پیادهرو ایستاده بود و لبو میخورد و گفت:
-آژدان سرکار که تپونچه دارین چرا اینو راحتش نمی کنین؟ حیوون خیلی رنج میبره.
پاسبان همانطور که یک طرف لپش از لبویی که تو دهنش بود باد کرده بود با تمسخر جواب داد:
-زکی قربان آقا! گلوله اولنده که مال اسب نیس و مال دزه دومنده حالو اومدیم و ما اینو همینطور که میفرمایین راحتش کردیم به روز قیومت و سوال جواب اون دنیاشم کاری نداریم فردا جواب دولتو چی بدیم؟ آخه از من لاکردار نمیپرسن که تو گلولتو چیکارش کردی؟
سید عمامه به سری که پوستین مندرسی روی دوشش بوی گفت:
-ای بابا حیوون باکیش نیس. خدا را خوش نمییاد بکشندش. فردا خوب میشه. دواش یه فندق مومیاییه.
تماشاچی روزنامه به دستی که تازه رسیده بود پرسید:
-مگه چطور شده؟
یک مرد چپقی جواب داد:
-والله من اهل این محل نیستم. من رهگذرم.
لبو فروش سرسوکی همانطور که با چاقوی بی دستهاش برای مشتری لبو پوست میکند جواب داد:
-هیچی اتول بهش خورده سقط شده. زبون بسته از سحر تا حالا همین جا تو آب افتاده جون میکنه. هیشکی به فکرش نیس. اینو... بعد حرفش را قعط کرد و به یک مشتری گفت:
یه قرون!... و آن وقت فریاد زد:
قند بی کپن دارم ! سیری یک قرون میدم.
باز همان مرد روزنامه به دست پرسید:
-حالا صاحب نداره؟
مرد کت چرمی قلچماقی که ریخت شوفر ها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-چطور صاحب نداره. مگه بی صاحبم میشه؟ پوسش خودش دس کم پونزده تومن میارزه. درشکهچیش تا همین حالا اینجا بود؛ به نظر رفت درشکشو بذاره برگرده.
پسربچه ای که دستش تو دست آن مرد بود سرش را بلند کرد و پرسید:
-بابا جون درشکه چیش درشکشو با چی برده برسونه مگه نه اسبش مرده؟
یک آقای عینکی خوش لباس پرسید:
-فقط دستاش خرد شده؟
همان مرد قلچماق که ریخت شوفرها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-درشکهچیش میگفت دندهاشم خرد شده.
بخار تنکی از سوراخ های بینی اسب بیرون میآمد. از تمام بدنش بخار بلند میشد. دنده هایش از زیر پوستش دیده میشد. روی کفلش جای یک پنج انگشت گل خشک شده داغ خورده بود. روی گردن و چند جای دیگر بدنش هم گلی بود. بعضی جاهای پوست بدنش میپرید. بدنش به شدت میلرزید. ابدا ناله نمیکرد. قیافهاش آرام و بی التماس بود. قیافهی یک اسب سالم را داشت و با چشمان گشاد و بی اشک به مردم نگاه میکرد.
#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عدالت
اسب درشکهای توی جوی پهنی افتاده بود و قلمِ دست و کاسهی زانویش خُرد شده بود. آشکارا دیده میشد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حناییاش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند رگ و ریشه که تا آخرین مرحله وفاداریاش را به جسم او از دست نداده بود گیر بود. سُم یک دستش -آنکه از قلم شکسته بود- به طرف خارج برگشته بود و نعل براق ساییدهای که به سه دانه میخ گیر بود روی آن دیده میشد.
آب جو یخ بسته بود و تنها حرارت تن اسب یخهای اطراف بدنش را آب کرده بود. تمام بدنش توی آب گل آلود خونینی افتاده بود. پی در پی نفس میزد. پرههای بینیش باز و بسته می شد. نصف زبانش از لای دندانهای کلید شدهاش بیرون زده بود. دور دهنش کف خونآلودی دیده میشد. یالش به طور حزنانگیزی روی پیشانیش افتاده بود و دو سپور و یک عمله راهگذر که لباس سربازی بی سردوشی تنش بود و کلاه خدمت بیآفتاب گردان به سر داشت می خواستند آن را از جو بیرون بیاورند.
یکی از سپورها که حنای تندی بسته بود گفت:
من دمبشو میگیرم و شما هر کدامتون یه پاشو بگیرین و یه هو از زمین بلندش میکنیم. انوخت نه اینه که حیوون طاقت درد نداره و نمی تونه دساشو رو زمین بذاره یه هو خیز ور میدارد. انوخت شما جلدی پاشو ول دین منم دمبشو ول میدم. رو سه تا پاش می تونه بند شه دیگه. اون دسش خیلی نشکسه. چطوره که مرغ روی دو پا وایمیسه این نمیتونه رو سه پا واسه؟
یک آقایی که کیف قهوهای زیر بغلش بود و عینک رنگی زده بود گفت:
-مگر میشود حیوان را اینطور بیرون آورد؟ شماها باید چند نفر بشید و تمام هیکل بلندش کنید و بذاریدش تو پیادهرو.
یکی از تماشاچیها که دست بچه خردسالی را در دست داشت با اعتراض گفت:
-این زبون بسته دیگه واسه صاحباش پول نمیشه. باید به یه گلوله کلکشو کند.
بعد رویش را کرد به پاسبان مفلوکی که کنار پیادهرو ایستاده بود و لبو میخورد و گفت:
-آژدان سرکار که تپونچه دارین چرا اینو راحتش نمی کنین؟ حیوون خیلی رنج میبره.
پاسبان همانطور که یک طرف لپش از لبویی که تو دهنش بود باد کرده بود با تمسخر جواب داد:
-زکی قربان آقا! گلوله اولنده که مال اسب نیس و مال دزه دومنده حالو اومدیم و ما اینو همینطور که میفرمایین راحتش کردیم به روز قیومت و سوال جواب اون دنیاشم کاری نداریم فردا جواب دولتو چی بدیم؟ آخه از من لاکردار نمیپرسن که تو گلولتو چیکارش کردی؟
سید عمامه به سری که پوستین مندرسی روی دوشش بوی گفت:
-ای بابا حیوون باکیش نیس. خدا را خوش نمییاد بکشندش. فردا خوب میشه. دواش یه فندق مومیاییه.
تماشاچی روزنامه به دستی که تازه رسیده بود پرسید:
-مگه چطور شده؟
یک مرد چپقی جواب داد:
-والله من اهل این محل نیستم. من رهگذرم.
لبو فروش سرسوکی همانطور که با چاقوی بی دستهاش برای مشتری لبو پوست میکند جواب داد:
-هیچی اتول بهش خورده سقط شده. زبون بسته از سحر تا حالا همین جا تو آب افتاده جون میکنه. هیشکی به فکرش نیس. اینو... بعد حرفش را قعط کرد و به یک مشتری گفت:
یه قرون!... و آن وقت فریاد زد:
قند بی کپن دارم ! سیری یک قرون میدم.
باز همان مرد روزنامه به دست پرسید:
-حالا صاحب نداره؟
مرد کت چرمی قلچماقی که ریخت شوفر ها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-چطور صاحب نداره. مگه بی صاحبم میشه؟ پوسش خودش دس کم پونزده تومن میارزه. درشکهچیش تا همین حالا اینجا بود؛ به نظر رفت درشکشو بذاره برگرده.
پسربچه ای که دستش تو دست آن مرد بود سرش را بلند کرد و پرسید:
-بابا جون درشکه چیش درشکشو با چی برده برسونه مگه نه اسبش مرده؟
یک آقای عینکی خوش لباس پرسید:
-فقط دستاش خرد شده؟
همان مرد قلچماق که ریخت شوفرها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-درشکهچیش میگفت دندهاشم خرد شده.
بخار تنکی از سوراخ های بینی اسب بیرون میآمد. از تمام بدنش بخار بلند میشد. دنده هایش از زیر پوستش دیده میشد. روی کفلش جای یک پنج انگشت گل خشک شده داغ خورده بود. روی گردن و چند جای دیگر بدنش هم گلی بود. بعضی جاهای پوست بدنش میپرید. بدنش به شدت میلرزید. ابدا ناله نمیکرد. قیافهاش آرام و بی التماس بود. قیافهی یک اسب سالم را داشت و با چشمان گشاد و بی اشک به مردم نگاه میکرد.
#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
علت اینکه چرا نمیگذارند واکسن معتبر وارد شود را میدانید؟
مگر میشود در حکومتی که موبایل، دوربین دید در شب و صد نوع کالای رسمی آمریکایی تحریم نیست. دارو و خصوصا واکسن که مسئله جان مسلمان زادهگان ایرانی است ممنوع باشد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
علت اینکه چرا نمیگذارند واکسن معتبر وارد شود را میدانید؟
مگر میشود در حکومتی که موبایل، دوربین دید در شب و صد نوع کالای رسمی آمریکایی تحریم نیست. دارو و خصوصا واکسن که مسئله جان مسلمان زادهگان ایرانی است ممنوع باشد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
اگر دردی داری
برو و برای دریا تعریف کن
برای گربهها
ابرها
برای گلدانهای کنار پنجره
درد را مگر میشود با انسانها درمیان گذاشت
#زکایی_اوزگز🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
اگر دردی داری
برو و برای دریا تعریف کن
برای گربهها
ابرها
برای گلدانهای کنار پنجره
درد را مگر میشود با انسانها درمیان گذاشت
#زکایی_اوزگز🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سکانس_برتر
چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی در آورد؟
همین است که هست...
☑️ Sound Of Metal
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سکانس_برتر
چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی در آورد؟
همین است که هست...
☑️ Sound Of Metal
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
قلبم شکست، و با هر تپش، هزار بار فرو ریختم. اشک هایم راه گلایه را بستند، اما مگر میشود به رفتنت چیزی نگفت؟
#_نقاشی_جدائی، ادوارد مونک، ۱۸۹۴
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
قلبم شکست، و با هر تپش، هزار بار فرو ریختم. اشک هایم راه گلایه را بستند، اما مگر میشود به رفتنت چیزی نگفت؟
#_نقاشی_جدائی، ادوارد مونک، ۱۸۹۴
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity