به بهانهی زادروز تولد دکتر محمد معین، محقق نامدار
دکتر محمد معین در ۹ آذرماه ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دچار بیهوشی موقت شد که بلافاصله به بیمارستان منتقل و بستری شد. او به حالت اغما رفت و در ۱۵ آبانماه ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل شد اما در وضعیت او بهبودیای ایجاد نشد و بار دیگر به ایران انتقال یافت که در ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در بیمارستان فیروزگر درگذشت. او را در زادگاهش، آستانهی اشرفیه به خاک سپردند. سی سال پس از مرگ و در سال ۱۳۸۰ عدهای به آرامگاه او یورش بردند و به «اتهام همکاری معین با رژیم شاه»، مقبرهاش را ویران کردند.
دکتر محمد معین که بود؟
محمد معین در ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهی زرجوب #رشت، در خانهی شیخ ابوالقاسم از روحانیان بنام رشت پسری به دنیا آمد که نام او را محمد گذاشتند.
محمد معین پس از پایان تحصیلات ابتدایی رای ادامهی به دارالفنون در تهران آمد. پس از آن معین به تحصیل در دانشکدهی ادبیات پرداخت و دانشنامهی دکترای خود را در سال ۱۳۲۱ دریافت کرد و رسالهی خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین که از چندین دانشگاه نیز درجهی دکترای افتخاری داشت به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
محمد معین تنها شانزده سال داشت (۱۳۱۳) که لیسانس ادبیات #فارسی و فلسفه و علوم تربیتی را از دانشگاه تهران اخذ کرد. دکتر معین در سال ۱۳۱۴ و پس از خدمت نظام وظیفه به ریاست دانشسرای اهواز منصوب شد که در این سن هنوز به هجدهسالگی تمام نرسیده بود. پس از این دکتر معین ریاست دانشسراهای وزارت فرهنگ را عهدهدار شد و در همین زمان بود که موفق شد دورهی روانشناسی علمی، خطشناسی، قیافهشناسی و مغزشناسی را به طور مکاتبهای از آموزشگاه روانشاسیای در بروکسل بلژیک دریافت کند. دکتر محمد معین در سن ۲۴ سالگی و در سال ۱۳۲۱ با نوشتن رسالهی «مزدیسنا و تاثیر آن در #ادبیات فارسی» اولین کسی بود که در ایران به اخذ درجهی دکترا نائل آمد.
دکتر معین هنگامی که در حال تدوین جلد آخر فرهنگ معین بود بیمار شد و نتوانست آن را به پایان ببرد و یک سوم جلد پایانی فرهنگنامه توسط دوست دکتر معین، دکتر سید جعفر شهیدی به پایان رسید. نبوغ و تلاش دکتر معین مثالزدنی بود.
دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامهی «ایرانیکا» در مورد خدمات #دکترمعین چنین میگوید: «خدمات او منحصر به اين نبود. اولا دکتر معين يک معلم فوقالعاده جدی و دلسوز بود و کسانی که به شاگردی او درمیآمدند همه بخت بلندی داشتند چون از يک معلم بسيار جدی و کمی سختگير ولی دانشمند برخوردار میشدند. از اين گذشته دکتر معين تاليفات خيلی زياد ديگری دارد در مورد مباحث زبان فارسی. او کتابی به اسم "حافظ شيرين سخن" منتشر کرد که اثر بسيار مفيدی است برای کسانی که بخواهند شعر حافظ را با دقت بيشتری بخوانند، بفهمند و لذت ببرند.»
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/44qHpX
فیلمی درباره دکتر معین در دو ویدئو تقدیم می شود
@rahenow
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
دکتر محمد معین در ۹ آذرماه ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دچار بیهوشی موقت شد که بلافاصله به بیمارستان منتقل و بستری شد. او به حالت اغما رفت و در ۱۵ آبانماه ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل شد اما در وضعیت او بهبودیای ایجاد نشد و بار دیگر به ایران انتقال یافت که در ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در بیمارستان فیروزگر درگذشت. او را در زادگاهش، آستانهی اشرفیه به خاک سپردند. سی سال پس از مرگ و در سال ۱۳۸۰ عدهای به آرامگاه او یورش بردند و به «اتهام همکاری معین با رژیم شاه»، مقبرهاش را ویران کردند.
دکتر محمد معین که بود؟
محمد معین در ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهی زرجوب #رشت، در خانهی شیخ ابوالقاسم از روحانیان بنام رشت پسری به دنیا آمد که نام او را محمد گذاشتند.
محمد معین پس از پایان تحصیلات ابتدایی رای ادامهی به دارالفنون در تهران آمد. پس از آن معین به تحصیل در دانشکدهی ادبیات پرداخت و دانشنامهی دکترای خود را در سال ۱۳۲۱ دریافت کرد و رسالهی خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین که از چندین دانشگاه نیز درجهی دکترای افتخاری داشت به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
محمد معین تنها شانزده سال داشت (۱۳۱۳) که لیسانس ادبیات #فارسی و فلسفه و علوم تربیتی را از دانشگاه تهران اخذ کرد. دکتر معین در سال ۱۳۱۴ و پس از خدمت نظام وظیفه به ریاست دانشسرای اهواز منصوب شد که در این سن هنوز به هجدهسالگی تمام نرسیده بود. پس از این دکتر معین ریاست دانشسراهای وزارت فرهنگ را عهدهدار شد و در همین زمان بود که موفق شد دورهی روانشناسی علمی، خطشناسی، قیافهشناسی و مغزشناسی را به طور مکاتبهای از آموزشگاه روانشاسیای در بروکسل بلژیک دریافت کند. دکتر محمد معین در سن ۲۴ سالگی و در سال ۱۳۲۱ با نوشتن رسالهی «مزدیسنا و تاثیر آن در #ادبیات فارسی» اولین کسی بود که در ایران به اخذ درجهی دکترا نائل آمد.
دکتر معین هنگامی که در حال تدوین جلد آخر فرهنگ معین بود بیمار شد و نتوانست آن را به پایان ببرد و یک سوم جلد پایانی فرهنگنامه توسط دوست دکتر معین، دکتر سید جعفر شهیدی به پایان رسید. نبوغ و تلاش دکتر معین مثالزدنی بود.
دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامهی «ایرانیکا» در مورد خدمات #دکترمعین چنین میگوید: «خدمات او منحصر به اين نبود. اولا دکتر معين يک معلم فوقالعاده جدی و دلسوز بود و کسانی که به شاگردی او درمیآمدند همه بخت بلندی داشتند چون از يک معلم بسيار جدی و کمی سختگير ولی دانشمند برخوردار میشدند. از اين گذشته دکتر معين تاليفات خيلی زياد ديگری دارد در مورد مباحث زبان فارسی. او کتابی به اسم "حافظ شيرين سخن" منتشر کرد که اثر بسيار مفيدی است برای کسانی که بخواهند شعر حافظ را با دقت بيشتری بخوانند، بفهمند و لذت ببرند.»
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/44qHpX
فیلمی درباره دکتر معین در دو ویدئو تقدیم می شود
@rahenow
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
توانا
دکتر محمد معین
"برای مردی که در خیابان میرداماد خود را به دار آویخت..."
@rahenow🗿👈
این کشته ی آویخته از پل، جسد ماست
این صحنه ای از نیستی مستند ماست
از ترس اجل، سکه نریزید به پایش
ای رهگذران! این تن بی جان، جسد ماست
بر سینه ی پر حسرت او در گذر عمر
شاید اثر خواهشی و دست رد ماست
ناخواسته ما نیز در این قتل، شریکیم
آن ضربه ی آخر چه بسا از لگد ماست!
تنها نه فقط یک نفر است این تن بی جان
این خودکشی جمع فزون از عدد ماست
امروز رسیده ست اگر جان به لب او
فردا چه بسا مرگ چنین، در صدد ماست
این جسم معلق که چو شماطه ی ساعت
خوابیده، نمایشگر اوقات بد ماست
دادیم به دنیا دل و كامى نگرفتيم
این فاجعه ها حاصل داد و ستد ماست
حق داشت اگر حکم به اعدام خودش داد
در این قفس تنگ که حبس ابد ماست
در سلطه ی دین، تیر امیران به خطا رفت
این کشته ی آویخته از پل، سند ماست.
#ادبیات
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
این کشته ی آویخته از پل، جسد ماست
این صحنه ای از نیستی مستند ماست
از ترس اجل، سکه نریزید به پایش
ای رهگذران! این تن بی جان، جسد ماست
بر سینه ی پر حسرت او در گذر عمر
شاید اثر خواهشی و دست رد ماست
ناخواسته ما نیز در این قتل، شریکیم
آن ضربه ی آخر چه بسا از لگد ماست!
تنها نه فقط یک نفر است این تن بی جان
این خودکشی جمع فزون از عدد ماست
امروز رسیده ست اگر جان به لب او
فردا چه بسا مرگ چنین، در صدد ماست
این جسم معلق که چو شماطه ی ساعت
خوابیده، نمایشگر اوقات بد ماست
دادیم به دنیا دل و كامى نگرفتيم
این فاجعه ها حاصل داد و ستد ماست
حق داشت اگر حکم به اعدام خودش داد
در این قفس تنگ که حبس ابد ماست
در سلطه ی دین، تیر امیران به خطا رفت
این کشته ی آویخته از پل، سند ماست.
#ادبیات
@rahenow🗿👈
#ایران
وطنم بیمارستان بزرگی است!
با دو تخت برای دو بیمار ویژه
پایه های این دو
شانه های مردمان
بیمار تخت اول
آزادی است
سال ها در کما فرو رفته
علایم حیاتی اش
هر ازگاه نمایان تر می شود
وما امیدوار او را
میخوانیم
میدانیم
برخواهد خواست!
بیمار دیگر اما
از پای افتاده است
هیچگاه شاید
برپا نبوده است
آه افسوس
سرطان تبعیض
سلول هایش را آلوده است
خوش یا بد خیم
تیمارش باید کرد
برابری را که سخت رنجور است!
« حسین اکبری»
#ادبیات
@rahenow🗿👈
وطنم بیمارستان بزرگی است!
با دو تخت برای دو بیمار ویژه
پایه های این دو
شانه های مردمان
بیمار تخت اول
آزادی است
سال ها در کما فرو رفته
علایم حیاتی اش
هر ازگاه نمایان تر می شود
وما امیدوار او را
میخوانیم
میدانیم
برخواهد خواست!
بیمار دیگر اما
از پای افتاده است
هیچگاه شاید
برپا نبوده است
آه افسوس
سرطان تبعیض
سلول هایش را آلوده است
خوش یا بد خیم
تیمارش باید کرد
برابری را که سخت رنجور است!
« حسین اکبری»
#ادبیات
@rahenow🗿👈
ما مردمان خاورميانه ايم...
بعضی هايمان در جنگ كشته می شويم، بعضی در زندان...
بعضی هايمان در جاده می ميريم،
بعضی در دريا،
حتی بلندترين كوه ها هم
انتقام تنهايی شان را از ما می گيرند، چرا كه ما شغل مان "مُردن" است.
#نشاط حمدان
#ترجمه : حمیدرضا ابک
تصویر : دختر کرد ایزدی که بعد از حمله داعش در کمپ لالش - نزدیک شهرستان دهوک کردستان عراق- زندگی میکند.
#ادبیات
@rahenow🗿👈
بعضی هايمان در جنگ كشته می شويم، بعضی در زندان...
بعضی هايمان در جاده می ميريم،
بعضی در دريا،
حتی بلندترين كوه ها هم
انتقام تنهايی شان را از ما می گيرند، چرا كه ما شغل مان "مُردن" است.
#نشاط حمدان
#ترجمه : حمیدرضا ابک
تصویر : دختر کرد ایزدی که بعد از حمله داعش در کمپ لالش - نزدیک شهرستان دهوک کردستان عراق- زندگی میکند.
#ادبیات
@rahenow🗿👈
#ادبیات #گزیده_کتاب
بزودی. بزودی. بزودی. بزودی. این بزودی یعنی کی خواهد بود؟
چه کلمه ی هراس انگیزی است این:
بزودی. بزودی ممکن است یک ثانیه ی دیگر باشد.
بزودی می تواند یک سال طول بکشد.
بزودی کلمه ای است هراس انگیز. این بزودی آینده را در هم می فشارد،
آن را کوچک می کند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود،
هیچ چیز مطمئنی، هر چه هست دو دلی و تزلزل مطلق خواهد بود.
بزودی هیچ نیست و به زودی چه بسا چیزهائی است.
بزودی همه چیز است. بزودی مرگ است …
#هانریش_بل
📚قطار به موقع رسید
@rahenow🗿👈
بزودی. بزودی. بزودی. بزودی. این بزودی یعنی کی خواهد بود؟
چه کلمه ی هراس انگیزی است این:
بزودی. بزودی ممکن است یک ثانیه ی دیگر باشد.
بزودی می تواند یک سال طول بکشد.
بزودی کلمه ای است هراس انگیز. این بزودی آینده را در هم می فشارد،
آن را کوچک می کند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود،
هیچ چیز مطمئنی، هر چه هست دو دلی و تزلزل مطلق خواهد بود.
بزودی هیچ نیست و به زودی چه بسا چیزهائی است.
بزودی همه چیز است. بزودی مرگ است …
#هانریش_بل
📚قطار به موقع رسید
@rahenow🗿👈
آیا نباید به کودک بگوییم که بیشتر از نصف مردم جهان گرسنه اند و چرا گرسنه شده اند و راه برانداختن گرسنگی چیست ؟ آیا نباید درک علمی و درستی از تاریخ و تحوّل و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهیم ؟ چرا باید بچه های شسته و رفته و بی لک و پیس و بی سر و صدا و مطیع تربیت کنیم ؟ مگر قصد داریم بچه ها را بگذاریم پشت ویترین مغازه های لوکس خرازی فروشی های بالای شهر که چنین عروسک های شیکی از آن ها درست می کنیم ؟
#ادبیات_کودکان
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
#ادبیات_کودکان
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
@rahenow
مصونیت یا #کاپیتولاسیون یا دروغهای بزرگ؟ @rahenow 🗿👈
#ادبیات
يكبار به مترسكي گفتم : "لابد از ايستادن در اين دشت خلوت خسته شده اي."
گفت : "لذت ترساندن عميق و پايدار است، من از آن خسته نميشوم."
دمي انديشيدم و گفتم : "درست است، چون كه من هم مزه اين لذت را چشيده ام."
گفت : "فقط كساني كه تنشان از كاه پرشده باشد اين لذت را ميشناسند."
آنگاه من از پيش او رفتم، و ندانستم كه منظورش ستايش از من بود يا خوار كردن من.
يك سال گذشت و در اين مدت مترسك فيلسوف شد.
هنگامي كه باز از كنار او ميگذشتم ديدم دو كلاغ زير كلاهش لانه ميسازند.
#جبران_خليل_جبران | دیوانه 📚
@rahenow 🗿👈
يكبار به مترسكي گفتم : "لابد از ايستادن در اين دشت خلوت خسته شده اي."
گفت : "لذت ترساندن عميق و پايدار است، من از آن خسته نميشوم."
دمي انديشيدم و گفتم : "درست است، چون كه من هم مزه اين لذت را چشيده ام."
گفت : "فقط كساني كه تنشان از كاه پرشده باشد اين لذت را ميشناسند."
آنگاه من از پيش او رفتم، و ندانستم كه منظورش ستايش از من بود يا خوار كردن من.
يك سال گذشت و در اين مدت مترسك فيلسوف شد.
هنگامي كه باز از كنار او ميگذشتم ديدم دو كلاغ زير كلاهش لانه ميسازند.
#جبران_خليل_جبران | دیوانه 📚
@rahenow 🗿👈
✍ارزش بالای #زن در #ادبیات_تورکان
«( آذربایجان قیزلاری )»
ادبیات و فولكلور #آذربایجانی پر است ازاشعار، امثال و بایاتیهایی كه همگی وصف شایستگی ها، برازندگیها و قهرمانیهای زنان و دختران این دیار را بیان میكنند. فولكلور تورک، گاه دختر را به سیب سرخ تشبیه میكند (قیز قیزیل آلما) و گاه او را تكه طلایی درخشان برمیشمارد (قیزدی قیزل پارچاسی / پالچیغا دوشَر پاریلدار)《 دختر تکه ی طلاست/ رویِ گِل هم بیفته می درخشه》.
هرچند موقعیت خاص اجتماعی در گذشته داشتن فرزند پسر را برای خانوادههای متكی به اقتصاد كشاورزی و دامداری طلب می كرد و پدر و مادر فرزند پسر را برای تامین مالی و حمایتهای دوران سالمندی خودبیشتر میطلبیدند
،اما دخترنیز نمك زندگی تلقی میشد و زنانِ بدون دختر را زنانی بینمك برمیشمردند: (قیز سیز آرواد / دوز سوز آرواد) و در گوش نوعروسان دعای به دنیا آمدن دختركی زیبا را بعد از هفت پسر زمزمه میكردند:
گلین، گلین قیز گلین
عروس،عروس - عروسم دخترم
اینجی لری دوز گلین
مرواریدها را ردیف بچین عروسم
یئددی اوغلان آناسی
ای مادرِ هفت پسر
سون بئشیگی قیز گلین
(امیدوارم) آخرین بچه ات دختر شود
#سارای كه قهرمان بانویِ یكی ازمعروفترین شعرهای توركی #حكیم_ابوالقاسم_نباتی است، در راه عشق و عفت و پیمانش،خود را به #آرپاچای میاندازد تا برای همیشه نوعروس خان چوپان خودش باقی بماند و در سُوزِ سازهایِ عاشیقیِ غمافزاترینِ ترانه ی تورکی باشد:
(آپاردی سئللر سارانی).
@rahenow 🗿👈
تاریخ معاصر این خطه نیز مبهوت بزرگیِ صدها زنِ بزرگ ،در حوادث دوران قجریه، انقلاب مشروطه، استبداد رضاخانی و دوره پهلوی دوم میباشد. خانه ی مشروطه ی تبریز ، در كنار تمامی بزرگ مردان آزادیخواه، از بانویِ مبارزِ دوره ی قاجار یعنی #زینب_پاشا نیز سخنها دارد. قهرمان دختِ آذربایجانی كه چماق در دست به ظلم و جور میتازد و ترانه ی ”زینب پاشا/الده زُوپا/اوز قویدی بازار اوستونه” را ورد زبانها میكند.
#تئللی_زری هم قهرمان دیگری است كه در روزهای خون و آتش انقلاب مشروطه دركنار دیگر بزرگمردان آزادیخواه،بهعنوان سربازی مبارز درسپاه ستارخان میجنگد و سرانجام به شهادت میرسد.
#شهریار در منظومهی #حیدربابایه_سلام خود از زنان و دخترانی چون عمه جان، خانم ننه، ستاره عمه، فاطما خالا، رخشنده، خجه سلطان عمه، رخساره، فضه خانم، ننه قیز، خانیم عمه و … یاد میكند و در قسمتهایی از این اثر به شرح آیینها و رسمهای زنان در ایام مختلف سال میپردازد.
بله، زمانی که در بسیاری از کشور ها، دختران را زنده به گور میکردند ،تورکان به زن ،لقب #خانیم یا همان #خان_ام (خانم) گذاشتند که در زبان تورکی به معنای (خانِ من)بود...
@rahenow 🗿👈
«( آذربایجان قیزلاری )»
ادبیات و فولكلور #آذربایجانی پر است ازاشعار، امثال و بایاتیهایی كه همگی وصف شایستگی ها، برازندگیها و قهرمانیهای زنان و دختران این دیار را بیان میكنند. فولكلور تورک، گاه دختر را به سیب سرخ تشبیه میكند (قیز قیزیل آلما) و گاه او را تكه طلایی درخشان برمیشمارد (قیزدی قیزل پارچاسی / پالچیغا دوشَر پاریلدار)《 دختر تکه ی طلاست/ رویِ گِل هم بیفته می درخشه》.
هرچند موقعیت خاص اجتماعی در گذشته داشتن فرزند پسر را برای خانوادههای متكی به اقتصاد كشاورزی و دامداری طلب می كرد و پدر و مادر فرزند پسر را برای تامین مالی و حمایتهای دوران سالمندی خودبیشتر میطلبیدند
،اما دخترنیز نمك زندگی تلقی میشد و زنانِ بدون دختر را زنانی بینمك برمیشمردند: (قیز سیز آرواد / دوز سوز آرواد) و در گوش نوعروسان دعای به دنیا آمدن دختركی زیبا را بعد از هفت پسر زمزمه میكردند:
گلین، گلین قیز گلین
عروس،عروس - عروسم دخترم
اینجی لری دوز گلین
مرواریدها را ردیف بچین عروسم
یئددی اوغلان آناسی
ای مادرِ هفت پسر
سون بئشیگی قیز گلین
(امیدوارم) آخرین بچه ات دختر شود
#سارای كه قهرمان بانویِ یكی ازمعروفترین شعرهای توركی #حكیم_ابوالقاسم_نباتی است، در راه عشق و عفت و پیمانش،خود را به #آرپاچای میاندازد تا برای همیشه نوعروس خان چوپان خودش باقی بماند و در سُوزِ سازهایِ عاشیقیِ غمافزاترینِ ترانه ی تورکی باشد:
(آپاردی سئللر سارانی).
@rahenow 🗿👈
تاریخ معاصر این خطه نیز مبهوت بزرگیِ صدها زنِ بزرگ ،در حوادث دوران قجریه، انقلاب مشروطه، استبداد رضاخانی و دوره پهلوی دوم میباشد. خانه ی مشروطه ی تبریز ، در كنار تمامی بزرگ مردان آزادیخواه، از بانویِ مبارزِ دوره ی قاجار یعنی #زینب_پاشا نیز سخنها دارد. قهرمان دختِ آذربایجانی كه چماق در دست به ظلم و جور میتازد و ترانه ی ”زینب پاشا/الده زُوپا/اوز قویدی بازار اوستونه” را ورد زبانها میكند.
#تئللی_زری هم قهرمان دیگری است كه در روزهای خون و آتش انقلاب مشروطه دركنار دیگر بزرگمردان آزادیخواه،بهعنوان سربازی مبارز درسپاه ستارخان میجنگد و سرانجام به شهادت میرسد.
#شهریار در منظومهی #حیدربابایه_سلام خود از زنان و دخترانی چون عمه جان، خانم ننه، ستاره عمه، فاطما خالا، رخشنده، خجه سلطان عمه، رخساره، فضه خانم، ننه قیز، خانیم عمه و … یاد میكند و در قسمتهایی از این اثر به شرح آیینها و رسمهای زنان در ایام مختلف سال میپردازد.
بله، زمانی که در بسیاری از کشور ها، دختران را زنده به گور میکردند ،تورکان به زن ،لقب #خانیم یا همان #خان_ام (خانم) گذاشتند که در زبان تورکی به معنای (خانِ من)بود...
@rahenow 🗿👈