صدهزاران شیوه دارد آن پری در دلبری
من ندارم جز دلی، آیا نهم دل بر کدام
#محتشم_کاشانی
#چکامه_پارسی
🦚 @AdabSar
من ندارم جز دلی، آیا نهم دل بر کدام
#محتشم_کاشانی
#چکامه_پارسی
🦚 @AdabSar
ادبسار
🦅 واژگان پارسی در زبان عربی بَیزار = از پارسی باز یار، بازدار (نگهدارندهی باز) بیش = از پارسی یک بوته گیاه زهراگین بیشَنک = از پارسی پیشاهنگ، خر کوچکی در پیشاپیش کاروان بیشاره = از پارسی پیشیاره، پیش خوراک، در پارسی خوانچه بَیک = از پارسی پیک بیگ = از پارسی…
🎑 واژگان پارسی در زبان عربی
تَأبُّد = از پارسی ابد، ابدی گشتن، جاویدان
تابل = از پارسی تابل (توابل = ادویه خوراکی)، داربوی، داروی خوش بو، دیگافزار
تأبید = از ریشه پارسی اَبَدی کردن
تابوت = از پارسی تابوت
تاج = از پارسی تاج، تاگ، دیهیم
تاجه = از پارسی تازه، دِرَم تازه
تازه = طازج از پارسی تازه
تاجیک = از پارسی تازیک، نامی است که نخست پارسیان به عربها می دادند ولی مغولها نام تاجیک را بر پارسیان و مسلمانان نهادند
🎑 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🎑 @AdabSar
تَأبُّد = از پارسی ابد، ابدی گشتن، جاویدان
تابل = از پارسی تابل (توابل = ادویه خوراکی)، داربوی، داروی خوش بو، دیگافزار
تأبید = از ریشه پارسی اَبَدی کردن
تابوت = از پارسی تابوت
تاج = از پارسی تاج، تاگ، دیهیم
تاجه = از پارسی تازه، دِرَم تازه
تازه = طازج از پارسی تازه
تاجیک = از پارسی تازیک، نامی است که نخست پارسیان به عربها می دادند ولی مغولها نام تاجیک را بر پارسیان و مسلمانان نهادند
🎑 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🎑 @AdabSar
نگارا وقت آن آمد که یکدم زآن من باشی
دلم بیتو به جان آمد بیا تا جان من باشی
دلم آنگاه خوش گردد که تو دلدار من باشی
مرا جان آن زمان باشد که تو جانان من باشی
#عراقی
#چکامه_پارسی
فرتور(عکس) از #یان_آرتوس_برتراند
@AdabSar 🪶
دلم بیتو به جان آمد بیا تا جان من باشی
دلم آنگاه خوش گردد که تو دلدار من باشی
مرا جان آن زمان باشد که تو جانان من باشی
#عراقی
#چکامه_پارسی
فرتور(عکس) از #یان_آرتوس_برتراند
@AdabSar 🪶
ادبسار
🎑 واژگان پارسی در زبان عربی تَأبُّد = از پارسی ابد، ابدی گشتن، جاویدان تابل = از پارسی تابل (توابل = ادویه خوراکی)، داربوی، داروی خوش بو، دیگافزار تأبید = از ریشه پارسی اَبَدی کردن تابوت = از پارسی تابوت تاج = از پارسی تاج، تاگ، دیهیم تاجه = از پارسی تازه،…
🔆 واژگان پارسی در زبان عربی
تَأدُّب = از ریشهی پارسی ادب، ادب یافتن
تَأدیب = از ریشهی پارسی ادب، گوشمالی، ادب آمُوختَن
تاریخ = از ریشهی پارسی ماهُروز (مورخ)، کارنامک، رُوزمِه
تافته = از پارسی تافتن، پارچهی ابریشمی
تامول = از پارسی تَملُول، تَنبول، برگ گیاهی است برای خوشبویی دهان و سفتی آرواره
تَباب = از پارسی تباه
تَباشیر = از پارسی تباشیر شیره یا چسپ سفید از نِی، گچ و تخته سیاه برای نوشتن
🔆 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🔆 @AdabSar
تَأدُّب = از ریشهی پارسی ادب، ادب یافتن
تَأدیب = از ریشهی پارسی ادب، گوشمالی، ادب آمُوختَن
تاریخ = از ریشهی پارسی ماهُروز (مورخ)، کارنامک، رُوزمِه
تافته = از پارسی تافتن، پارچهی ابریشمی
تامول = از پارسی تَملُول، تَنبول، برگ گیاهی است برای خوشبویی دهان و سفتی آرواره
تَباب = از پارسی تباه
تَباشیر = از پارسی تباشیر شیره یا چسپ سفید از نِی، گچ و تخته سیاه برای نوشتن
🔆 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🔆 @AdabSar
سر تخت شاهی بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنک بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند سر درکشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
#فردوسی
#چکامه_پارسی
🏔 @AdabSar
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنک بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند سر درکشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
#فردوسی
#چکامه_پارسی
🏔 @AdabSar
امروز بیگمان بسیاری از ما این فرتور را در پیامرسانهای خود دیدهایم. مردی نهال شکننده را از گزند تندباد و باران نگه داشته است. کسی که امروز روشنای دل فسردهی هزاران تن شد، نماد والایش فرهنگ ایرانی است.
یک تن، یک بار، چنان پرتویی بر اندیشهها بتاباند که شاید با هزاران بار نوشتن نتوان چنان تابید.
تو مگو همه به جنگاند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
#مولوی
☀️ @AdabSar
یک تن، یک بار، چنان پرتویی بر اندیشهها بتاباند که شاید با هزاران بار نوشتن نتوان چنان تابید.
تو مگو همه به جنگاند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
#مولوی
☀️ @AdabSar
یکشب اگر این نازنین نازی کند جانآفرین
هم آسمان و هم زمین گلبوسهباران میشود
پروانه گر یابد گُلی پَر میکشد تا گُل ولی
در من دلی بیبالوپر سویش شتابان میشود
#مسعود_آذر
#چکامه_پارسی
🦋🌺 @AdabSar
هم آسمان و هم زمین گلبوسهباران میشود
پروانه گر یابد گُلی پَر میکشد تا گُل ولی
در من دلی بیبالوپر سویش شتابان میشود
#مسعود_آذر
#چکامه_پارسی
🦋🌺 @AdabSar
ششم خرداد، جشن خردادگان
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
در دوران باستان در سرزمین ما در روز ششم از ماه خرداد، بر پایهی برخورد نام ماه و روز به شیوهی همیشگی جشنی برگزار میشد به نام خردادگان.
خرداد پنجمین امشاسپند از شش امشاسپند در آیین ایرانیان باستان است. خرداد در زبان پهلوی، هَئورْوَتات Haurvatat که آمیخته است از هَئورْوَ Haurva به مانیک(معنی) رسایی و والایی و بخش دوم تات tat پسوند است که ما را رهنمون میکند به نام یگانهای مادینه. پس این نام، فروزه (صفت) است. از فروزههای اهورامزدا که نشانهی والایی و رسایی اوست. ولی در جهان مادی و زمین، نگاهبانی آب با خرداد است. نیاکان ما در این روز به سرچشمهها یا کنار رودها و کرانهی دریاها میرفتند پس از ستایش اهورامزدا روز را با شادی و سرور با خانواده و دوستان میگذراندند و به یکدیگر گل نیلوفر یا یاس پیشکش میکردند.
#جشن_خردادگان #خردادگان
🧚🏻♀⛲️ @AdabSar
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
در دوران باستان در سرزمین ما در روز ششم از ماه خرداد، بر پایهی برخورد نام ماه و روز به شیوهی همیشگی جشنی برگزار میشد به نام خردادگان.
خرداد پنجمین امشاسپند از شش امشاسپند در آیین ایرانیان باستان است. خرداد در زبان پهلوی، هَئورْوَتات Haurvatat که آمیخته است از هَئورْوَ Haurva به مانیک(معنی) رسایی و والایی و بخش دوم تات tat پسوند است که ما را رهنمون میکند به نام یگانهای مادینه. پس این نام، فروزه (صفت) است. از فروزههای اهورامزدا که نشانهی والایی و رسایی اوست. ولی در جهان مادی و زمین، نگاهبانی آب با خرداد است. نیاکان ما در این روز به سرچشمهها یا کنار رودها و کرانهی دریاها میرفتند پس از ستایش اهورامزدا روز را با شادی و سرور با خانواده و دوستان میگذراندند و به یکدیگر گل نیلوفر یا یاس پیشکش میکردند.
#جشن_خردادگان #خردادگان
🧚🏻♀⛲️ @AdabSar
ای دیر بهدستآمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
#انوری
#چکامه_پارسی
هنرمند: #اشلی_فروست
🌅 @AdabSar
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
#انوری
#چکامه_پارسی
هنرمند: #اشلی_فروست
🌅 @AdabSar
🪴 «جشن خردادگان» جشن یکی از امشاسپندان برگزیدهی اهورامزدا است که در جهان مینوی نماد تندرستی و رسایی تن و جان است و در زمین از تن و جان پاسداری میکند. #جشن_خردادگان در خردادروز از خردادماه برگزار میشد. خرداد نام روز ششم ماه بود. امشاسپند خرداد نگهبان آب و وابسته به آناهیتا بود. در افسانهها، آناهیتا سرور همهی آبهای زمین بود. در «بندهش» و «گزیدههای زاداسپرم» فرشتهی خرداد سرور روزها، ماهها و سالها و سرور جهان بود زیرا هستی جهان و آبادانی زمین وابسته به آب است. در «یشتها» خرداد نابودکنندهی مردار، ناخوشی و دیو گندیدگی بود. در گذشته در این روز ایرانیان در کنار آبها پایکوبی و برای پیروزی او بر دیو تشنگی نیایش میکردند.
از دید بیمرگی خرداد و امرداد در کنار هماند و به جشنهای این دو ماه «فرازمندی و پایندگی»(کمال و دوام) میگفتند.
🏞 دربارهی جشن خردادگان و رویارویی افسانهای امشاسپند خرداد با دیوهای گرسنگی و تشنگی بخوانید:
t.me/AdabSar/16356
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📗 برگرفته از: جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
جشنها و آیینهای ایرانی #منصوره_میرفتاح
🪴 فرتور: سوسن سپید، نماد جشن خردادگان
🌳 @AdabSar
از دید بیمرگی خرداد و امرداد در کنار هماند و به جشنهای این دو ماه «فرازمندی و پایندگی»(کمال و دوام) میگفتند.
🏞 دربارهی جشن خردادگان و رویارویی افسانهای امشاسپند خرداد با دیوهای گرسنگی و تشنگی بخوانید:
t.me/AdabSar/16356
✍ #پریسا_امام_وردیلو
📗 برگرفته از: جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
جشنها و آیینهای ایرانی #منصوره_میرفتاح
🪴 فرتور: سوسن سپید، نماد جشن خردادگان
🌳 @AdabSar
چندی پیش از شما خواستیم برابرهای پارسیِ پیشنهادیِ خود را برای واژهی «نوستالژی» بفرستید تا در ادبسار همرسانی کنیم و در پایان نیز با رایگیری واژهی برگزیدهی کاربرانِ ادبسار را بنمایانیم.
در این بازه نزدیک به نود واژهی پارسی فرستاده شد، واژههای زیبایی که در ادبسار همرسانی شد و دیدید. ولی برای رایگیری تنها به ۹ واژه رسیدیم که پارسی، نوپَدید، کوتاه و برگردانِ واژهی #نوستالژی بودند.
واژهی «نوستالژی»(به انگلیسی: Nostalgia، به فرانسوی: Nostalgie) از آمیختن دو واژهی یونانی ساخته شده است: «Nostos»(=بازگشت) و «Algia»(=رنج و درد کشیدن).
نوستالژی واکنش و سُهِشی(احساسی) است که هنگام اندیشیدن به گذشته به ما دست میدهد که بیشتر با اندوه، افسوس، دلتنگی و ازدستدادگی همراه است.
برای داشتن گزینههای بیشتر بر آن شدیم زمان دیگری بگذاریم و از شما هموندان درخواست کنیم با نگاه به فرانمایی(توضیح) بالا و تا روز چهارشنبه برابر پیشنهادی خود را برای واژهی نوستالژی بفرستید تا در پایان هفته به رای بگذاریم.
سپاس.
در این بازه نزدیک به نود واژهی پارسی فرستاده شد، واژههای زیبایی که در ادبسار همرسانی شد و دیدید. ولی برای رایگیری تنها به ۹ واژه رسیدیم که پارسی، نوپَدید، کوتاه و برگردانِ واژهی #نوستالژی بودند.
واژهی «نوستالژی»(به انگلیسی: Nostalgia، به فرانسوی: Nostalgie) از آمیختن دو واژهی یونانی ساخته شده است: «Nostos»(=بازگشت) و «Algia»(=رنج و درد کشیدن).
نوستالژی واکنش و سُهِشی(احساسی) است که هنگام اندیشیدن به گذشته به ما دست میدهد که بیشتر با اندوه، افسوس، دلتنگی و ازدستدادگی همراه است.
برای داشتن گزینههای بیشتر بر آن شدیم زمان دیگری بگذاریم و از شما هموندان درخواست کنیم با نگاه به فرانمایی(توضیح) بالا و تا روز چهارشنبه برابر پیشنهادی خود را برای واژهی نوستالژی بفرستید تا در پایان هفته به رای بگذاریم.
سپاس.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍀🌺🌼
🌺🌼
🌼
خرد بهتر از هر چه ایزدْت داد
سِتایش خرد را به از راه داد
خرد رهنِمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سَرای
از او شادمانی و زویت غمیست
وُ زویت فُزونی و زویت کمیست
خرد تیره و مرد روشنروان
نباشدهمی شادمان یَکزمان
#فردوسى
با آرزوی این:
که با جانِ پاکان خرد باد جفت
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀
🌼🍀
🌺🌼🍀
🌺🌼
🌼
خرد بهتر از هر چه ایزدْت داد
سِتایش خرد را به از راه داد
خرد رهنِمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سَرای
از او شادمانی و زویت غمیست
وُ زویت فُزونی و زویت کمیست
خرد تیره و مرد روشنروان
نباشدهمی شادمان یَکزمان
#فردوسى
با آرزوی این:
که با جانِ پاکان خرد باد جفت
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀
🌼🍀
🌺🌼🍀
🌱📗 واژهی «ادب» از پارسی میانه و از ریشهی اوستایی dip که در سنگنبشتهی داریوش به مانک «نوشته» است، گرفته شده است. تازیان پس از چیرگی بر ایران روش کشورداری را از ایرانیان آموختند و سازههای دیوانی و دفتر به زبان آنها راه یافت. میتوانید بنگرید به بازمانههای آن در واژههای دبستان و دبیرستان (جای نوشتن کودکان)، دیوان (جای نوشتن)، دبیر (نویسنده)، دیباچه (نوشته کوتاه) و دوات (جوهری که با آن مینویسند) از ریشهی اوستایی آن گرفته شده است.
ما نویسه(الفبا)ی خود را از ایلامیان گرفتهایم که در ایران کهن میزیستند و آنان این واژه را duppi نام نهادند و پس از آن ایرانیان برای خط و نوشتار(بر پایهی کتیبههای میخی) این واژه را dipi نام نهادند.
از این گذشته «طاها حسین» دانشمند مسری(مصری) بر آن است که واژهی ادب از زبان بیگانه به زبان تازی آمده است. همچنین در بررسیهای خود میبینیم که تا پیش از تاخت تازیان به ایران، در هیچ یک از نوشتههای آنها، واژهی ادب به کار نرفته است.
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
📗 بازخَنها:
۱- فرهنگ اسلامی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی، محمدی، ۳۸۷.
۲- واژههای فارسی عربی شده، ترجمه طبیبیان، ۱۰۱.
۳- مقدمه کتاب واژههای دخیل در قرآن مجید، بدرهای، ۳۴.
📗🌱 @AdabSar
ما نویسه(الفبا)ی خود را از ایلامیان گرفتهایم که در ایران کهن میزیستند و آنان این واژه را duppi نام نهادند و پس از آن ایرانیان برای خط و نوشتار(بر پایهی کتیبههای میخی) این واژه را dipi نام نهادند.
از این گذشته «طاها حسین» دانشمند مسری(مصری) بر آن است که واژهی ادب از زبان بیگانه به زبان تازی آمده است. همچنین در بررسیهای خود میبینیم که تا پیش از تاخت تازیان به ایران، در هیچ یک از نوشتههای آنها، واژهی ادب به کار نرفته است.
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
📗 بازخَنها:
۱- فرهنگ اسلامی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی، محمدی، ۳۸۷.
۲- واژههای فارسی عربی شده، ترجمه طبیبیان، ۱۰۱.
۳- مقدمه کتاب واژههای دخیل در قرآن مجید، بدرهای، ۳۴.
📗🌱 @AdabSar
❤1
بترس از تیرِ آهِ من كه چون شد گرمِ نالیدن
دل دیوانهی من دوست از دشمن نمیداند
#آصف_خان
#چکامه_پارسی
☔️ @AdabSar
دل دیوانهی من دوست از دشمن نمیداند
#آصف_خان
#چکامه_پارسی
☔️ @AdabSar
ادبسار
🔆 واژگان پارسی در زبان عربی تَأدُّب = از ریشهی پارسی ادب، ادب یافتن تَأدیب = از ریشهی پارسی ادب، گوشمالی، ادب آمُوختَن تاریخ = از ریشهی پارسی ماهُروز (مورخ)، کارنامک، رُوزمِه تافته = از پارسی تافتن، پارچهی ابریشمی تامول = از پارسی تَملُول، تَنبول، برگ…
🪵 واژگان پارسی در زبان عربی
تُبّان = از ریشهی پارسی تنبان، شلوار ملهوان یا کشتیبان
تَبَت = از پارسی تب و تاب، بریده شده
تَبَرُّج = از پارسی بَرَج (زیور، زینت)، خودآرایی
تبَسی (عراقی) = از پارسی تبشی، سینی کوچک برای نوشیدن چای
تبل (عراقی) = از پارسی توپال (فلز)، خرده توپال
تبَه = از پارسی تَب، نگرانی
تَبهرس = از پارسی بهی و رس (رسیدن)، خودپسندی
تتوُّج، تَتویج = از ریشهی پارسی تاج، تاجگزاری
تِجاب = از پارسی تیزاب
تَجانُس = از ریشهی پارسی جنس، همجنسی و هَم گِنی برابر همانندی
تُجاف = از پارسی تنپناه، جامهی پوشنده ی تن
تَجوَری = از پارسی تاجوری، بَرتن
تجَورُب = از پارسی گُوراب (جوراب)، جوراب پوشیدن
تَجَمُّع = از ریشهی اوستایی جَم، جم شدن، گردایی، همایش، اَنجُمَنی
تجَوهُر = از ریشهی پارسی گوهر، گوهر داشتن
تَجنیس = از ریشهی پارسی جنس، هم جنس کردن، همگُن کردن(گُن = مانند)
تَخ = از پارسی تفالهی کُنجد، فشردهی کنجد و خاز، ترش
تختبند = از پارسی سقف چوپی، تخته کبندی
تختبوش = از پارسی تختهپوش، اتاق چوبی بر روی سرداب
تخت، تختج = از پارسی تخت، تخته، تختخواب
تختدار = برابر پارسی نیرومند، فرماندار
تختروان = از پارسی تختروان، هودج
تختبوش = از پارسی تختهپوش، جایی مانند کف خانه یا پشتبام که با تختهی نازک یا کلفت پوشانده باشند.
🪵 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🪵 @AdabSar
تُبّان = از ریشهی پارسی تنبان، شلوار ملهوان یا کشتیبان
تَبَت = از پارسی تب و تاب، بریده شده
تَبَرُّج = از پارسی بَرَج (زیور، زینت)، خودآرایی
تبَسی (عراقی) = از پارسی تبشی، سینی کوچک برای نوشیدن چای
تبل (عراقی) = از پارسی توپال (فلز)، خرده توپال
تبَه = از پارسی تَب، نگرانی
تَبهرس = از پارسی بهی و رس (رسیدن)، خودپسندی
تتوُّج، تَتویج = از ریشهی پارسی تاج، تاجگزاری
تِجاب = از پارسی تیزاب
تَجانُس = از ریشهی پارسی جنس، همجنسی و هَم گِنی برابر همانندی
تُجاف = از پارسی تنپناه، جامهی پوشنده ی تن
تَجوَری = از پارسی تاجوری، بَرتن
تجَورُب = از پارسی گُوراب (جوراب)، جوراب پوشیدن
تَجَمُّع = از ریشهی اوستایی جَم، جم شدن، گردایی، همایش، اَنجُمَنی
تجَوهُر = از ریشهی پارسی گوهر، گوهر داشتن
تَجنیس = از ریشهی پارسی جنس، هم جنس کردن، همگُن کردن(گُن = مانند)
تَخ = از پارسی تفالهی کُنجد، فشردهی کنجد و خاز، ترش
تختبند = از پارسی سقف چوپی، تخته کبندی
تختبوش = از پارسی تختهپوش، اتاق چوبی بر روی سرداب
تخت، تختج = از پارسی تخت، تخته، تختخواب
تختدار = برابر پارسی نیرومند، فرماندار
تختروان = از پارسی تختروان، هودج
تختبوش = از پارسی تختهپوش، جایی مانند کف خانه یا پشتبام که با تختهی نازک یا کلفت پوشانده باشند.
🪵 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🪵 @AdabSar
واژهگزینی برای #نوستالژی و بایستگی نگاه تازه
با درود. چندی پیش از شما خواستیم برابرهای پارسیِ پیشنهادیِ خود را برای واژهی «نوستالژی» بفرستید تا در ادبسار همرسانی کنیم و در پایان نیز با رایگیری واژهی برگزیدهی کاربرانِ ادبسار را بنمایانیم.
در این بازه نزدیک به نود واژهی پارسی فرستاده شد، واژههای زیبایی که در ادبسار همرسانی شد و دیدید. ولی برای رایگیری تنها به ۹ واژه رسیدیم که پارسی، نوپَدید، کوتاه و برگردانِ واژهی نوستالژی بودند.
واژهی «نوستالژی»(به انگلیسی: Nostalgia، به فرانسوی: Nostalgie) از آمیختن دو واژهی یونانی ساخته شده است: «Nostos»(=بازگشت) و «Algia»(=رنج و درد کشیدن).
نوستالژی واکنش و سُهِشی(احساسی) است که هنگام اندیشیدن به گذشته به ما دست میدهد که بیشتر با اندوه، افسوس، دلتنگی و ازدستدادگی همراه است.
برای داشتن گزینههای بیشتر بر آن شدیم زمان دیگری بگذاریم و از شما هموندان درخواست کنیم با نگاه به فرانمایی(توضیح) بالا و تا روز چهارشنبه برابر پیشنهادی خود را برای واژهی نوستالژی بفرستید تا در پایان هفته به رای بگذاریم.
پیام آغازین پویش را در اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/18606
با درود. چندی پیش از شما خواستیم برابرهای پارسیِ پیشنهادیِ خود را برای واژهی «نوستالژی» بفرستید تا در ادبسار همرسانی کنیم و در پایان نیز با رایگیری واژهی برگزیدهی کاربرانِ ادبسار را بنمایانیم.
در این بازه نزدیک به نود واژهی پارسی فرستاده شد، واژههای زیبایی که در ادبسار همرسانی شد و دیدید. ولی برای رایگیری تنها به ۹ واژه رسیدیم که پارسی، نوپَدید، کوتاه و برگردانِ واژهی نوستالژی بودند.
واژهی «نوستالژی»(به انگلیسی: Nostalgia، به فرانسوی: Nostalgie) از آمیختن دو واژهی یونانی ساخته شده است: «Nostos»(=بازگشت) و «Algia»(=رنج و درد کشیدن).
نوستالژی واکنش و سُهِشی(احساسی) است که هنگام اندیشیدن به گذشته به ما دست میدهد که بیشتر با اندوه، افسوس، دلتنگی و ازدستدادگی همراه است.
برای داشتن گزینههای بیشتر بر آن شدیم زمان دیگری بگذاریم و از شما هموندان درخواست کنیم با نگاه به فرانمایی(توضیح) بالا و تا روز چهارشنبه برابر پیشنهادی خود را برای واژهی نوستالژی بفرستید تا در پایان هفته به رای بگذاریم.
پیام آغازین پویش را در اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/18606
👍1