Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
کاتب = نویسنده، نویسار، نگارنده، دَبیر
نمونه:
به شغل کاتبی اشتغال داشت =
به کار دبیری سرگرم بود
به نویساری پرداخته بود
چه کسی کاتب این نامه است؟ =
چه کسی نویسنده این نامه است؟
من کاتب این نامه هستم =
من نگارنده این نامه هستم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
کاتب = نویسنده، نویسار، نگارنده، دَبیر
نمونه:
به شغل کاتبی اشتغال داشت =
به کار دبیری سرگرم بود
به نویساری پرداخته بود
چه کسی کاتب این نامه است؟ =
چه کسی نویسنده این نامه است؟
من کاتب این نامه هستم =
من نگارنده این نامه هستم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«شاهو»
🤴🏻🤴🏻 "شاهو"، نام پسرانهی پارسی و کردی با فراوانی بسیار کم است. این نام در شاهنامهی فردوسی "شاهوی" است. در شماری از بنمایههای کهن "شاهویه" نیز دیده شده است. واژهی "شاهوا" هم گونهی دیگری از "شاهو" است ولی کاربردی در نامگذاری ندارد.
🏔🏔 "شاهو"، نام بخشی از رشتهکوههای زاگرس در استان کرمانشاه و نام بلندترین چکاد(قله) زاگرس در نزدیکی شهر پاوه است.
💎💎 "شاهو"، کوتاه شدهی "شاهوار" به چم شاهانه، پُربها، ناب، نیرومند، پابرجا و استوار است.(دهخدا)
از سویی دهخدا میگوید نام "شاهوی"، شاید دگرگون شدهی نام "ماهوی" باشد. "ماهوی" نیز در شاهنامهی فردوسی آمده است.
👑👑 "شاهوار"(شاه+وار) نیز به مانی بزرگ و شکوهمند همچون شاه است.
-بخندید، خندیدنی شاهوار
چنان کآمد آوازش از چاهسار!
فردوسی
⛰⛰ "شاهو" در کردی دگردیس شدهی "شاکو"(شاهکوه) به ماناک(معنی) کوه بزرگ است.(فرهنگ نامهای کردی)
📚📚 "شاهوی" در شاهنامهی فردوسی:
"شاهوی" نام پسر هفتواد، از پهلوانان زمان اردشیر بابکان ساسانی و پیری فرزانه بود که شاهنامه بخشی از شاهنامه را از زبان او بازگویی(روایت) کرده است.
چنین گفت فرزانه "شاهوی" پیر
ز "شاهوی" پیر این سخن یاد گیر!
"ماهوی سوری" نیز نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد سوم ساسانی(واپسین پادشاه ساسانی) بود که یزدگرد هنگام شکست به او پناه برد، ولی او پیمانشکنی کرد.
شهنشاه از آن خود نهآگاه بود
که "ماهوی" سوریش بدخواه بود!
#شاهنامه #فردوسی
📖📖 "شاهویه" نام پدر برزویه دانشمند ایرانی و برگردانندهی "کلیله و دمنه" به پارسی است.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 شاهپرک، شاهدخت، شاهپری، شاهدانه، شادی، شادیسا و...
👦🏻 شاهنگ، شاهدیس، شاهوش، شاهنده و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#شاهو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«شاهو»
🤴🏻🤴🏻 "شاهو"، نام پسرانهی پارسی و کردی با فراوانی بسیار کم است. این نام در شاهنامهی فردوسی "شاهوی" است. در شماری از بنمایههای کهن "شاهویه" نیز دیده شده است. واژهی "شاهوا" هم گونهی دیگری از "شاهو" است ولی کاربردی در نامگذاری ندارد.
🏔🏔 "شاهو"، نام بخشی از رشتهکوههای زاگرس در استان کرمانشاه و نام بلندترین چکاد(قله) زاگرس در نزدیکی شهر پاوه است.
💎💎 "شاهو"، کوتاه شدهی "شاهوار" به چم شاهانه، پُربها، ناب، نیرومند، پابرجا و استوار است.(دهخدا)
از سویی دهخدا میگوید نام "شاهوی"، شاید دگرگون شدهی نام "ماهوی" باشد. "ماهوی" نیز در شاهنامهی فردوسی آمده است.
👑👑 "شاهوار"(شاه+وار) نیز به مانی بزرگ و شکوهمند همچون شاه است.
-بخندید، خندیدنی شاهوار
چنان کآمد آوازش از چاهسار!
فردوسی
⛰⛰ "شاهو" در کردی دگردیس شدهی "شاکو"(شاهکوه) به ماناک(معنی) کوه بزرگ است.(فرهنگ نامهای کردی)
📚📚 "شاهوی" در شاهنامهی فردوسی:
"شاهوی" نام پسر هفتواد، از پهلوانان زمان اردشیر بابکان ساسانی و پیری فرزانه بود که شاهنامه بخشی از شاهنامه را از زبان او بازگویی(روایت) کرده است.
چنین گفت فرزانه "شاهوی" پیر
ز "شاهوی" پیر این سخن یاد گیر!
"ماهوی سوری" نیز نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد سوم ساسانی(واپسین پادشاه ساسانی) بود که یزدگرد هنگام شکست به او پناه برد، ولی او پیمانشکنی کرد.
شهنشاه از آن خود نهآگاه بود
که "ماهوی" سوریش بدخواه بود!
#شاهنامه #فردوسی
📖📖 "شاهویه" نام پدر برزویه دانشمند ایرانی و برگردانندهی "کلیله و دمنه" به پارسی است.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 شاهپرک، شاهدخت، شاهپری، شاهدانه، شادی، شادیسا و...
👦🏻 شاهنگ، شاهدیس، شاهوش، شاهنده و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#شاهو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
روح سحری، ناز دميدن داری
مثل غزلی تازه شنيدن داری
ای قصهی روزهای "من بودم و تو"
آنقدر نديدمت كه ديدن داری!
#ایرج_زبردست
@AdabSar
روح سحری، ناز دميدن داری
مثل غزلی تازه شنيدن داری
ای قصهی روزهای "من بودم و تو"
آنقدر نديدمت كه ديدن داری!
#ایرج_زبردست
@AdabSar
💫
هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟
زان که بر این پردهی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه میخواهم نمیبینم
وآنچه میبینم نمیخواهم!
#شفیعی_کدکنی
@AdabSar
هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟
زان که بر این پردهی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه میخواهم نمیبینم
وآنچه میبینم نمیخواهم!
#شفیعی_کدکنی
@AdabSar
💫
ای دل برای آنکه نگیری چه میکنی
با روزگار دوری و دیری چه میکنی
بیاختیار بغض که میگیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه میکنی
#اصغر_معاذی
@AdabSar
ای دل برای آنکه نگیری چه میکنی
با روزگار دوری و دیری چه میکنی
بیاختیار بغض که میگیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه میکنی
#اصغر_معاذی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پیام پارسی زیر، فرستادهی «آرش» از هموندان ارجمند ادبسار است:
بهجای واژه متضاد : همسِتار
همانگونه که جهان آوردگاه دو کشش همسِتار است، یکی نیک و پاک و زیبا و سازنده و روشناییبخش و شادیانگیز و فزاینده، و دیگری بد و ناپاک و زشت و ویرانگر و تاریکیزا و غمگستر و کاهنده و تباهنده. سپنتامن و اهرمن.
پس ای یاران و ای فرزندان من
بر شما باد پیروی از سپنتامن، سپندمینو
و بر شما باد پرهیز و دوری از اهرمن، انگرمینو
و این بدانید که شما همانید که اندیشه شماست
و همهچیز برای شما برخاسته از اندیشه شماست.
اندیشه شماست که شما را به چیستای(دانش) روشناییبخش میرساند.
فرستنده: #آرش
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پیام پارسی زیر، فرستادهی «آرش» از هموندان ارجمند ادبسار است:
بهجای واژه متضاد : همسِتار
همانگونه که جهان آوردگاه دو کشش همسِتار است، یکی نیک و پاک و زیبا و سازنده و روشناییبخش و شادیانگیز و فزاینده، و دیگری بد و ناپاک و زشت و ویرانگر و تاریکیزا و غمگستر و کاهنده و تباهنده. سپنتامن و اهرمن.
پس ای یاران و ای فرزندان من
بر شما باد پیروی از سپنتامن، سپندمینو
و بر شما باد پرهیز و دوری از اهرمن، انگرمینو
و این بدانید که شما همانید که اندیشه شماست
و همهچیز برای شما برخاسته از اندیشه شماست.
اندیشه شماست که شما را به چیستای(دانش) روشناییبخش میرساند.
فرستنده: #آرش
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واقعا = بیگمان، بهراستی، بهدرستی
نمونه:
استفاده از نخ دندان واقعا مفید است =
بهرهبردن از نخ دندان بیگمان سودمند است
آیا واقعا جن وجود دارد؟ =
آیا بهدرستی دیو بودش دارد؟
آیا به راستی دیو هست؟
واقعا دیدنی بود =
بهراستی دیدنی بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واقعا = بیگمان، بهراستی، بهدرستی
نمونه:
استفاده از نخ دندان واقعا مفید است =
بهرهبردن از نخ دندان بیگمان سودمند است
آیا واقعا جن وجود دارد؟ =
آیا بهدرستی دیو بودش دارد؟
آیا به راستی دیو هست؟
واقعا دیدنی بود =
بهراستی دیدنی بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
سلام
آقا به جای واژه ماشالا تو باشگاه که هی ورزشکارا به هم میگن چی بگیم
🔅پاسخ ادبسار
t.me/AdabSar/6686
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
سلام
آقا به جای واژه ماشالا تو باشگاه که هی ورزشکارا به هم میگن چی بگیم
🔅پاسخ ادبسار
t.me/AdabSar/6686
📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ماشاءالله = (آنچه خدا خواست)، زندهباد، خدانگهدار، آفرین، چشم بد دور، به خواست خداوند، به نام و یاری ایزد، به یاری ایزد، به نام ایزد، با نام و یاری بغ، بِنامیزَد
🔻اِلی ماشاءالله = تا جایی که خدا بخواهد
✍نمونه:
🔺ماشاءالله به این همه شجاعت و جسارت =
آفرین به این همه دلاوری و بیباکی
🔺ماشالله چه صدای قشنگی هم داره! =
چشم بد دور، چه سِدای زیبایی هم دارد!
🔺ماشالا، چیزی نمونده موفق شی! =
زندهباد، چیزی نمانده پیروز شوی!
🔺پرسیدند: به چه چیز اثر لطف خود به بنده آورد؟
گفت: چون در گرسنگی و بیماری و بلا صبر کند، اِلی ماشاالله =
پرسیدند: به چه چیز نشان مهربانی خود به مردم آورد؟
گفت: چون در گرسنگی و بیماری و رنج بردباری کند، تا جایی که خدا بخواهد
🔺زهی چابک زهی شیرین، بنامیزد بنامیزد
زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد (سنایی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ماشاءالله #ماشاالله #ماشالله #ماشاله #ماشالا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ماشاءالله = (آنچه خدا خواست)، زندهباد، خدانگهدار، آفرین، چشم بد دور، به خواست خداوند، به نام و یاری ایزد، به یاری ایزد، به نام ایزد، با نام و یاری بغ، بِنامیزَد
🔻اِلی ماشاءالله = تا جایی که خدا بخواهد
✍نمونه:
🔺ماشاءالله به این همه شجاعت و جسارت =
آفرین به این همه دلاوری و بیباکی
🔺ماشالله چه صدای قشنگی هم داره! =
چشم بد دور، چه سِدای زیبایی هم دارد!
🔺ماشالا، چیزی نمونده موفق شی! =
زندهباد، چیزی نمانده پیروز شوی!
🔺پرسیدند: به چه چیز اثر لطف خود به بنده آورد؟
گفت: چون در گرسنگی و بیماری و بلا صبر کند، اِلی ماشاالله =
پرسیدند: به چه چیز نشان مهربانی خود به مردم آورد؟
گفت: چون در گرسنگی و بیماری و رنج بردباری کند، تا جایی که خدا بخواهد
🔺زهی چابک زهی شیرین، بنامیزد بنامیزد
زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد (سنایی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ماشاءالله #ماشاالله #ماشالله #ماشاله #ماشالا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست
حتا گره اخمِ خدا وا شدنی نیست
از حاصلضرب من و تو عشق بپا شد
از خاطرهام عشق تو منها شدنی نیست
من با تو، همیشه همهجا "ما" شدنی بود
من با تو شدن، ایندفعه گویا شدنی نیست
آغوش من و عشق تو و لحظهی دیدار
رویای قشنگیست و اما شدنی نیست
از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم
اندازهی این عشق که معنا شدنی نیست
منعم نکنید از قد و بالای بلندش
سرپیچی از آن قامت رعنا شدنی نیست
پایان کلامم، من و تو، آخر این شعر
با وصله و اصرار و دعا "ما" شدنی نیست!
#مرتضی_مهرعلیزاده
@AdabSar
گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست
حتا گره اخمِ خدا وا شدنی نیست
از حاصلضرب من و تو عشق بپا شد
از خاطرهام عشق تو منها شدنی نیست
من با تو، همیشه همهجا "ما" شدنی بود
من با تو شدن، ایندفعه گویا شدنی نیست
آغوش من و عشق تو و لحظهی دیدار
رویای قشنگیست و اما شدنی نیست
از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم
اندازهی این عشق که معنا شدنی نیست
منعم نکنید از قد و بالای بلندش
سرپیچی از آن قامت رعنا شدنی نیست
پایان کلامم، من و تو، آخر این شعر
با وصله و اصرار و دعا "ما" شدنی نیست!
#مرتضی_مهرعلیزاده
@AdabSar
💫
درد دارد که هرچه بنویسی،
نتوانی که شرح ِ غم بدهی!
درد دارد به طفل ِ احساست،
شب به شب، قبل ِ خواب، سَم بدهی!
#شهریار_نراقی
@AdabSar
درد دارد که هرچه بنویسی،
نتوانی که شرح ِ غم بدهی!
درد دارد به طفل ِ احساست،
شب به شب، قبل ِ خواب، سَم بدهی!
#شهریار_نراقی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
در پاكستان نامهای خيابانها و محلات اغلب فارسی و صورت اصيل كلمات قديم است. خيابانهای بزرگ دوطرفه را «شاهراه» مینامند، همان كه ما امروز «اتوبان» میگوييم!
بنده برای نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را كه در آنجاها بهكار میبرند و واقعا برای ما تازگی دارد در اينجا ذكر میكنم كه ببينيد زبان فارسی در زبان اردو چه موقعيّتی دارد و به قول معروف چه رُلی بازی میكند.
نخستين چيزی كه در سر بعضی كوچهها میبينيد تابلوهای رانندگي است. در ايران ادارهی راهنمایی و رانندگی بر سر كوچهای كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مینويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربی است، اما در پاكستان گمان میكنيد تابلو چه باشد؟ «راه بند»! فارسی سرهی سره و مختصر و مفيد،
«حداكثر سرعت» را در آنجا «حداكثر رفتار» تابلو زدهاند! و «توقف ممنوع» را «پاركينگبند» اعلام كردهاند.
تاكسی كه مرا به قونسلگری ايران در كراچی میبرد كمی از قونسلگری گذشت، خواست به عقب برگردد، یكي از پشت سر به او فرمان میداد، در چنين مواقعی ما میگوييم: عقب، عقب، عقب، خوب! اما آن پاكستانی میگفت: واپس، واپس، بس! و اين حرفها در خيابانی زده شد كه به «شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازههایی را كه ما «قنادی» میگوييم (و معلوم نيست چگونه كلمهی قند صيغهی مبالغه و صفت شغلی قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادی گفتهاند؟) آری اين دكانها را در آنجا «شيرينكده» نامند! از اسم روزنامههای معتبر میگذريم كه به نام «ستاره كراچی» و «آغاز» و «امروز» و «شيعه» و امثال آن منتشر میشوند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» میخوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
«سلام» البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتی كسی به ما لطف میكند و چيزی میدهد يا محبتی ابراز میدارد، ما اگر خودمانی باشيم میگوييم: «ممنونم، متشكرم»، اگر فرنگیمآب باشيم میگوييم «مرسی». اما در آنجا كوچک و بزرگ، همه در چنين موردی میگويند:«مهربانی»! واقعا بهتر از اين تعبيری برای ابراز تشكر داريد؟
ما اصرار داريم كه بگوييم پارک فلان و پارک بهمان. پارک نياوران را پلاک هم روی آن زدهايم. اما آنها بزرگترين پارک شهر خود را «جناح باغ» تابلو زدهاند.
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده میشود. اين قطار سريعالسير عليه ما عليه را در آنجا «تيز خرام» میخوانند!
جالبترين اصطلاح را در آنجا من برای «مادر زن» ديدم. آنها اين موجودی را كه ما مرادف با ديو و غول آوردهايم «خوش دامن» گفتهاند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.
#از_پاريز_تا_پاريس
#محمد_ابراهيم_باستانی_پاريزی
#پارسی_پاک
فرستنده: #مهین_دری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
در پاكستان نامهای خيابانها و محلات اغلب فارسی و صورت اصيل كلمات قديم است. خيابانهای بزرگ دوطرفه را «شاهراه» مینامند، همان كه ما امروز «اتوبان» میگوييم!
بنده برای نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را كه در آنجاها بهكار میبرند و واقعا برای ما تازگی دارد در اينجا ذكر میكنم كه ببينيد زبان فارسی در زبان اردو چه موقعيّتی دارد و به قول معروف چه رُلی بازی میكند.
نخستين چيزی كه در سر بعضی كوچهها میبينيد تابلوهای رانندگي است. در ايران ادارهی راهنمایی و رانندگی بر سر كوچهای كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مینويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربی است، اما در پاكستان گمان میكنيد تابلو چه باشد؟ «راه بند»! فارسی سرهی سره و مختصر و مفيد،
«حداكثر سرعت» را در آنجا «حداكثر رفتار» تابلو زدهاند! و «توقف ممنوع» را «پاركينگبند» اعلام كردهاند.
تاكسی كه مرا به قونسلگری ايران در كراچی میبرد كمی از قونسلگری گذشت، خواست به عقب برگردد، یكي از پشت سر به او فرمان میداد، در چنين مواقعی ما میگوييم: عقب، عقب، عقب، خوب! اما آن پاكستانی میگفت: واپس، واپس، بس! و اين حرفها در خيابانی زده شد كه به «شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازههایی را كه ما «قنادی» میگوييم (و معلوم نيست چگونه كلمهی قند صيغهی مبالغه و صفت شغلی قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادی گفتهاند؟) آری اين دكانها را در آنجا «شيرينكده» نامند! از اسم روزنامههای معتبر میگذريم كه به نام «ستاره كراچی» و «آغاز» و «امروز» و «شيعه» و امثال آن منتشر میشوند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» میخوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
«سلام» البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتی كسی به ما لطف میكند و چيزی میدهد يا محبتی ابراز میدارد، ما اگر خودمانی باشيم میگوييم: «ممنونم، متشكرم»، اگر فرنگیمآب باشيم میگوييم «مرسی». اما در آنجا كوچک و بزرگ، همه در چنين موردی میگويند:«مهربانی»! واقعا بهتر از اين تعبيری برای ابراز تشكر داريد؟
ما اصرار داريم كه بگوييم پارک فلان و پارک بهمان. پارک نياوران را پلاک هم روی آن زدهايم. اما آنها بزرگترين پارک شهر خود را «جناح باغ» تابلو زدهاند.
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده میشود. اين قطار سريعالسير عليه ما عليه را در آنجا «تيز خرام» میخوانند!
جالبترين اصطلاح را در آنجا من برای «مادر زن» ديدم. آنها اين موجودی را كه ما مرادف با ديو و غول آوردهايم «خوش دامن» گفتهاند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.
#از_پاريز_تا_پاريس
#محمد_ابراهيم_باستانی_پاريزی
#پارسی_پاک
فرستنده: #مهین_دری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
حول و حوش = دور و بر، پیرامون، گرداگرد
نمونه:
شایعات حول و حوش «تلگرام» تمامی ندارد =
سخنپراکنی پیرامون «تلگرام» پایان ندارد
قیمتش حول و حوش یک میلیون ریال است =
بهایش دور و بر یک میلیون ریال است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
حول و حوش = دور و بر، پیرامون، گرداگرد
نمونه:
شایعات حول و حوش «تلگرام» تمامی ندارد =
سخنپراکنی پیرامون «تلگرام» پایان ندارد
قیمتش حول و حوش یک میلیون ریال است =
بهایش دور و بر یک میلیون ریال است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرتاخه» یا «ارتاخه»
🗺🗺 "آرتاخه" که گونهی درستتر آن "اَرتاخه" است، دگرگون شدهی "اَرتاخایس" است. "ارتاخایس" پسر "اَرتَه" و نام یکی از بهنامترین مهراز(مهندس)های زمان هخامنشیان است که آبراههی(کانال) سوئز را ساخت تا نیروی دریایی ایران برای نبرد با یونان، به آسانی جابهجا شود. پس از آن آبراههی سوئز یکی از راههای ارزشمند برای دادوستدهای بازرگانی بود.
💎💎 گمان میرود که "آرتا" یا "اَرتا" دگرگونشدهی "اَرِتَ" یا "اَرِتَه" اوستایی به چمار راستی، درستی، راستگفتاری، دادگری و ارجمندی است.(فرهنگ واژههای اوستا، بهرامی)
✨✨ "اَرتَه" سانسکریتشدهی واژهی اوستایی "اَشَه" به چم راستکرداری است.(جستاری در فرهنگ ایران، مهدی بهار)
برای آشنایی بیشتر با نام "آرتا" و نامهای همآوا بنگرید به:
t.me/AdabSar/5553
❗️❗️در جستوجوهای ادبسار دربارهی پسوند "خه" و چمار آن، آگاهی که بتوان به درستیاش باور داشت، یافت نشد. گفته میشود "خه" پسوند ستودن و آفرین گفتن است.
📣📣 چنانچه شما دوستان گرامی، دربارهی "ارتاخه" و دگرگونیهای آن بنمایهای میشناسید که برای شناخت بیشتر نام راهگشاست، ما را آگاه کنید. در نِگر(توجه) داشته باشید که پیام شما در این باره، همراه با شناسهی بنمایه(مشخصات منبع) باشد.
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#آرتاخه #ارتاخه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرتاخه» یا «ارتاخه»
🗺🗺 "آرتاخه" که گونهی درستتر آن "اَرتاخه" است، دگرگون شدهی "اَرتاخایس" است. "ارتاخایس" پسر "اَرتَه" و نام یکی از بهنامترین مهراز(مهندس)های زمان هخامنشیان است که آبراههی(کانال) سوئز را ساخت تا نیروی دریایی ایران برای نبرد با یونان، به آسانی جابهجا شود. پس از آن آبراههی سوئز یکی از راههای ارزشمند برای دادوستدهای بازرگانی بود.
💎💎 گمان میرود که "آرتا" یا "اَرتا" دگرگونشدهی "اَرِتَ" یا "اَرِتَه" اوستایی به چمار راستی، درستی، راستگفتاری، دادگری و ارجمندی است.(فرهنگ واژههای اوستا، بهرامی)
✨✨ "اَرتَه" سانسکریتشدهی واژهی اوستایی "اَشَه" به چم راستکرداری است.(جستاری در فرهنگ ایران، مهدی بهار)
برای آشنایی بیشتر با نام "آرتا" و نامهای همآوا بنگرید به:
t.me/AdabSar/5553
❗️❗️در جستوجوهای ادبسار دربارهی پسوند "خه" و چمار آن، آگاهی که بتوان به درستیاش باور داشت، یافت نشد. گفته میشود "خه" پسوند ستودن و آفرین گفتن است.
📣📣 چنانچه شما دوستان گرامی، دربارهی "ارتاخه" و دگرگونیهای آن بنمایهای میشناسید که برای شناخت بیشتر نام راهگشاست، ما را آگاه کنید. در نِگر(توجه) داشته باشید که پیام شما در این باره، همراه با شناسهی بنمایه(مشخصات منبع) باشد.
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#آرتاخه #ارتاخه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرتا»
نام پسرانهی "آرتا" دگردیس شدهی واژهی اوستایی "اَرْتَه" به چم راستی و درستی در گفتار و کردار، پاک و ورجاوند(مقدس) است.
دیگر چمهای "آرتا" سرافراز، بوم و زمین هستند.
🔥گروهی باور دارند "آرتا" نامی آذری و آمیختهی…
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرتا»
نام پسرانهی "آرتا" دگردیس شدهی واژهی اوستایی "اَرْتَه" به چم راستی و درستی در گفتار و کردار، پاک و ورجاوند(مقدس) است.
دیگر چمهای "آرتا" سرافراز، بوم و زمین هستند.
🔥گروهی باور دارند "آرتا" نامی آذری و آمیختهی…
@AdabSar
تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریهی تمساح محال است عزیز!
تا شما خانهتان سمت شمال ده ماست
قبله دهکدهمان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز!
ما دو ریلیم به امید بههم وصل شدن
فصل گل دادن نی، فصل وصال است عزیز!
ماه من! عکس تو در چشمه گلآلود شده
عیب از توست! ببین چشمه زلال است عزیز!
دام گیسوی تو بیدانه شده، میفهمی؟
امپراتوری تو رو به زوال است عزیز
عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز
چهار فصل است دلم منتظر پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز!
#صادق_فغانی
@AdabSar
تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریهی تمساح محال است عزیز!
تا شما خانهتان سمت شمال ده ماست
قبله دهکدهمان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز!
ما دو ریلیم به امید بههم وصل شدن
فصل گل دادن نی، فصل وصال است عزیز!
ماه من! عکس تو در چشمه گلآلود شده
عیب از توست! ببین چشمه زلال است عزیز!
دام گیسوی تو بیدانه شده، میفهمی؟
امپراتوری تو رو به زوال است عزیز
عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز
چهار فصل است دلم منتظر پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز!
#صادق_فغانی
@AdabSar
💫
شب که میآید
با خودش تو را میآورد
تو را که نه! خیالت را
خودت که خیلی وقت است رفتهای
خیالت اما مثل تو نیست!
و تا جانم را نگیرد، قصد رفتن ندارد.
#محیا_کاربخش
@AdabSar
شب که میآید
با خودش تو را میآورد
تو را که نه! خیالت را
خودت که خیلی وقت است رفتهای
خیالت اما مثل تو نیست!
و تا جانم را نگیرد، قصد رفتن ندارد.
#محیا_کاربخش
@AdabSar
💫
گر مردِ رهی میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به راه دَر نِه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
#عطار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گر مردِ رهی میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به راه دَر نِه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
#عطار
#چکامه_پارسی
@AdabSar