🔷💠🔹🔹
@AdabSar
✳️ راستی ✳️
🔶فردوسی بزرگ
به گیتی بِه از راستی پیشه نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست
🔸🔸🔸
سخن گفتنِ کژ ز بیچارگیست
به بيچارگان بر بباید گریست
🔸🔸🔸
به گرد دروغ ايچگونه مگرد
چو گردی بود بخت را روی زرد
🔸🔸🔸
هر آن کو که گردد به گرد دروغ
ستمکاره خوانیمَش و بیفروغ
🔸🔸🔸
همه نیکنامی بِه و راستی
که کرد ای پسر سود در کاستی؟
🔸🔸🔸
زبان را مگردان به گِرد دروغ
چو خواهی که تاج از تو یابد فروغ
🔸🔸🔸
به هر کار در پیشه کن راستی
چو خواهی که نگزايدت کاستی
🔸🔸🔸
هر آنجا که روشن شود راستی
فروغ دروغ آورد کاستی
🔸🔸🔸
کسی کو بتابد سر از راستی
کژی گيردش کار در کاستی
🔸🔸🔸
رخ مرد را تیره دارد دروغ
بلنديش هرگز نگیرد فروغ
🔸🔸🔸
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی دروغ آید و کاستی
🔸🔸🔸
گشادهست بر ما درِ راستی
چه کوبیم خیره درِ کاستی
🔸🔸🔸
چو با دل زبان را بود راستی
ببندد ز هر سو درِ کاستی
🔸🔸🔸
هر آنکس که با تو نگوید درست
چنان دان که او دشمن جان توست
🔸🔸🔸
مکن دوستی با دروغآزمای
همان نیز با مردِ ناپاکرای
🔸🔸🔸
میامیز با مردم کژگوی
که او را نباشد سخن جز به روی
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستده #ناصر_منصوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
✳️ راستی ✳️
🔶فردوسی بزرگ
به گیتی بِه از راستی پیشه نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست
🔸🔸🔸
سخن گفتنِ کژ ز بیچارگیست
به بيچارگان بر بباید گریست
🔸🔸🔸
به گرد دروغ ايچگونه مگرد
چو گردی بود بخت را روی زرد
🔸🔸🔸
هر آن کو که گردد به گرد دروغ
ستمکاره خوانیمَش و بیفروغ
🔸🔸🔸
همه نیکنامی بِه و راستی
که کرد ای پسر سود در کاستی؟
🔸🔸🔸
زبان را مگردان به گِرد دروغ
چو خواهی که تاج از تو یابد فروغ
🔸🔸🔸
به هر کار در پیشه کن راستی
چو خواهی که نگزايدت کاستی
🔸🔸🔸
هر آنجا که روشن شود راستی
فروغ دروغ آورد کاستی
🔸🔸🔸
کسی کو بتابد سر از راستی
کژی گيردش کار در کاستی
🔸🔸🔸
رخ مرد را تیره دارد دروغ
بلنديش هرگز نگیرد فروغ
🔸🔸🔸
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی دروغ آید و کاستی
🔸🔸🔸
گشادهست بر ما درِ راستی
چه کوبیم خیره درِ کاستی
🔸🔸🔸
چو با دل زبان را بود راستی
ببندد ز هر سو درِ کاستی
🔸🔸🔸
هر آنکس که با تو نگوید درست
چنان دان که او دشمن جان توست
🔸🔸🔸
مکن دوستی با دروغآزمای
همان نیز با مردِ ناپاکرای
🔸🔸🔸
میامیز با مردم کژگوی
که او را نباشد سخن جز به روی
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستده #ناصر_منصوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
❤1👍1
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
ما هردو بُتا گلِ دو رنگیم
بنگر به چه خواهمت صفت کرد
یک نیمهی آن تویی به سرخی
واین نیمِ دگر منم چنین زرد
#بهرامی_سرخسی
@AdabSar
ما هردو بُتا گلِ دو رنگیم
بنگر به چه خواهمت صفت کرد
یک نیمهی آن تویی به سرخی
واین نیمِ دگر منم چنین زرد
#بهرامی_سرخسی
@AdabSar
🎼🎻 @AdabSar
شکسته است تمام ترانهها اینجا
شکستهاند سر سرو باستانی ما
خط سیاه به تاق بلند فیروزه
نمیپرند در این آسمان کبوترها
بگو شرابترین را کجا نهان کردند؟
بگو خرابترین را کجا بریم کجا؟
سیاوش است که میجوشد از بهشت خودش
سیاوش است که آتش برادر است او را
بخوان که بی تو آوار میشود آواز
بخوان که بی همگانیم در عزای صدا
🖋 تقدیم به خسرو آواز ایران! ایکاش استاد شجریان این تقدیمی را میدید.
🖋 سراینده و فرستنده: #میثم_مهرنیا - ۱۳۹۷
🎼🎻 @AdabSar
yon.ir/khosrowava
شکسته است تمام ترانهها اینجا
شکستهاند سر سرو باستانی ما
خط سیاه به تاق بلند فیروزه
نمیپرند در این آسمان کبوترها
بگو شرابترین را کجا نهان کردند؟
بگو خرابترین را کجا بریم کجا؟
سیاوش است که میجوشد از بهشت خودش
سیاوش است که آتش برادر است او را
بخوان که بی تو آوار میشود آواز
بخوان که بی همگانیم در عزای صدا
🖋 تقدیم به خسرو آواز ایران! ایکاش استاد شجریان این تقدیمی را میدید.
🖋 سراینده و فرستنده: #میثم_مهرنیا - ۱۳۹۷
🎼🎻 @AdabSar
yon.ir/khosrowava
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
آزارِ خاطرم به نهایت رسیده است
بیالتفاتیِ تو به غایت رسیده است
امّید جور از تو ندارم، چه جای لطف
نومیدیام ببین به چه غایت رسیده است
#بختی_تبریزی
@AdabSar
آزارِ خاطرم به نهایت رسیده است
بیالتفاتیِ تو به غایت رسیده است
امّید جور از تو ندارم، چه جای لطف
نومیدیام ببین به چه غایت رسیده است
#بختی_تبریزی
@AdabSar
☀️🕊 @AdabSar
گفتند:
غروب سهشنبه، زمستان بود، هفتم دی،
تو پرستوی خيسی را در آستين خود به خانه آوردی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
و صبح روز بعد، چيزی شبيه يک پرندهی عاشق
هم از بام خانهی شما به جانب دريا برخاست!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
تو در تجمع قليلی ترانهی مبهم، پی معنای ديگری،
مشتی واژه از کف آسمان چيدی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
تو! پدرسوختهی پريشان! تو ...!
عامل اعتماد آينه به آوای فانوسکی بر ايوان شب بودی.
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
همگان میگويند تو بدگمانترين مزاحم مظنونی،
دهان تو از عطر يک پيالهی شير لبريز است!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
حوالی يک تغزل تاريک، يا شايد کنار حوض همسايه،
برای آن ماهی سرخ،
از کرانهی دريا ترانه میخواندی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
از ميان تمامی قبور، تو در پی گوری گمنام
آهسته در آستين خويش میگريستی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
تو از گمان گلدانی خشک
خبر به باغچهی باران بردی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
برای پيلهی خردی، ترانه از شکفتن فردا سرودهای،
تازه تو را در آينه، به پچپچهی دريا و دريچه ديدهاند!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
به اتهام يک تغزل ممنوع،
هزار حرف تازه از تکلم شتيلا* تراشيدهای!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند: بس است!
گمان نمیکنی که در انکار عشق
تو صاحب نوعی سکوتِ مقدسی؟
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
بنويس!
بنويس که تقدير نانوشتهی خويش را انکار نمیکنم!
نوشتم: انکار نمیکنم!
و همسرايانی غريب از پس ديوارهای جهان زمزمه کردند:
"شاعران بزرگ، گويا چنين زيستهاند!"
yon.ir/parasstoo
🖋 #سیدعلی_صالحی
🖋 نام سروده: مثلا...
🖋 شتیلا نام اردوگاهی در فلسطين است.
☀️🕊 @AdabSar
گفتند:
غروب سهشنبه، زمستان بود، هفتم دی،
تو پرستوی خيسی را در آستين خود به خانه آوردی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
و صبح روز بعد، چيزی شبيه يک پرندهی عاشق
هم از بام خانهی شما به جانب دريا برخاست!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
تو در تجمع قليلی ترانهی مبهم، پی معنای ديگری،
مشتی واژه از کف آسمان چيدی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
تو! پدرسوختهی پريشان! تو ...!
عامل اعتماد آينه به آوای فانوسکی بر ايوان شب بودی.
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
همگان میگويند تو بدگمانترين مزاحم مظنونی،
دهان تو از عطر يک پيالهی شير لبريز است!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
حوالی يک تغزل تاريک، يا شايد کنار حوض همسايه،
برای آن ماهی سرخ،
از کرانهی دريا ترانه میخواندی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
از ميان تمامی قبور، تو در پی گوری گمنام
آهسته در آستين خويش میگريستی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
تو از گمان گلدانی خشک
خبر به باغچهی باران بردی!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
برای پيلهی خردی، ترانه از شکفتن فردا سرودهای،
تازه تو را در آينه، به پچپچهی دريا و دريچه ديدهاند!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
به اتهام يک تغزل ممنوع،
هزار حرف تازه از تکلم شتيلا* تراشيدهای!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند: بس است!
گمان نمیکنی که در انکار عشق
تو صاحب نوعی سکوتِ مقدسی؟
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
بنويس!
بنويس که تقدير نانوشتهی خويش را انکار نمیکنم!
نوشتم: انکار نمیکنم!
و همسرايانی غريب از پس ديوارهای جهان زمزمه کردند:
"شاعران بزرگ، گويا چنين زيستهاند!"
yon.ir/parasstoo
🖋 #سیدعلی_صالحی
🖋 نام سروده: مثلا...
🖋 شتیلا نام اردوگاهی در فلسطين است.
☀️🕊 @AdabSar
🌺🌸🌼🌺🌸🌼🌺🌸🌼🌺🌸🌼🌺
بدو گفت کسری که: «آبادشهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر؟»
چنین داد پاسخ که: «آبادجای
ز دادِ جهاندار باشد به پای»
بپرسید کسری که: «بیدارتر
پسندیدهتر مرد و هشیارتر
به گیتی کدام است؟ با من بگوی
که بفزاید از دانشی آبِ روی»
چنین داد پاسخ که: «دانای پیر
که با آزمایش بُوَد یادگیر»
امید که:
همیشه دلِ ما پر از داد باد
دلِ زیردستان به ما شاد باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼
بدو گفت کسری که: «آبادشهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر؟»
چنین داد پاسخ که: «آبادجای
ز دادِ جهاندار باشد به پای»
بپرسید کسری که: «بیدارتر
پسندیدهتر مرد و هشیارتر
به گیتی کدام است؟ با من بگوی
که بفزاید از دانشی آبِ روی»
چنین داد پاسخ که: «دانای پیر
که با آزمایش بُوَد یادگیر»
امید که:
همیشه دلِ ما پر از داد باد
دلِ زیردستان به ما شاد باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼
👍1
💫
من دلم سخت گرفتهست از این
میهمانخانهی مهمانکُشِ روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است
چند تن خوابآلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهُشیار...
#نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
من دلم سخت گرفتهست از این
میهمانخانهی مهمانکُشِ روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است
چند تن خوابآلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهُشیار...
#نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نقطه = ۱. دیل، تیل*، خال، ۲. گاه، بخش، گوشه، جا، ۳. کُیان، میانه، میانک(مرکز) ۴. نوک، لبه
🔻نقطه اتصال = پیوندگاه
🔻نقطه اتکاء = اَندَخسگاه(اَندَخس=پشتیبان)
🔻نقطه اثر = هِناگاه، دیلِِ کاربَست
🔻نقطه اوج = بالِست، اوجگاه
🔻نقطه تقارن = دیلِ یکسَنجی
🔻نقطه توقف = مانگاه(در خُنیا)
🔻نقطه ثقل = گرانیگاه
🔻نقطهچین = دیلچین
🔻نقطه حرکت = تازگاه
🔻نقطه حساس = سُهِشگاه
🔻نقطهدار = دیلدار
🔻نقطه دایره = میانَک پرهون
🔻نقطه روشن پرگار = دیل روشن پرگار، 1. میخ سپهر(=قطب فلک)، 2. میانک جهان
🔻نقطه زرین = دیل زرین
🔻نقطه شروع = آغازگاه
🔻نقطهضعف = گزک، آسيبگاه، زبونگاه
🔻نقطه عزیمت = یازگاه
🔻نقطه عطف = چرخِشگاه
🔻نقطهگذاری = دیلگذاری، نشانهگذاری
🔻نقطه مقابل = هَمخَوند(هم آوای هَمچَند)
🔻نقطه موهوم = دیلِِ پنداری
🔻نقطهنظر = دیدگاه، نگرگاه، نگرش
🔻نقاط / نُقَط = (نقطهها)، دیلها
✍️نمونه:
🔺نقطه سَرِ خط =
دیل سر رَج
🔺پارهخط، خط راستی است که بین دو نقطه محصور باشد =
رَجپاره، رَجی است که میان دو دیل کشیده شده باشد
🔺یک دایره، هم تقارنِ محوری دارد و هم تقارن نقطهای =
یک پَرهون، هم یکسَنجی گـِردگاهی دارد و هم یکسَنجی دیلگاهی
🔺عمیقترین نقطهی دنیا در اقیانوس آرام است =
ژرفترین جای گیتی در اَبَردریای آرام است
🔺بحثهای مفید به ظهور نقطهنظرهای جدید منجر میشود =
گفتمان سازنده به پیدایش دیدگاههای نو میانجامد
🔺در هر نقطهای از شهر قابل دسترسی است =
در هر گوشهای از شهر دستیافتنی است
* "تیل" واژهای دساتیری است و بهتر است که آن را بهکار نبریم("دساتیر" نام نَسک(کتاب) پیامبری دروغین به نام "ساسان پنجم" است که واژههای ساختگی آن مایهی گمراهی فرهنگنویسان و سرایندگان پس از خود شد. برخی از واژههای دساتیری امروز در میان پارسیزبانان رواگ(رواج) دارد).
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نقطه #نقاط #نقط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نقطه = ۱. دیل، تیل*، خال، ۲. گاه، بخش، گوشه، جا، ۳. کُیان، میانه، میانک(مرکز) ۴. نوک، لبه
🔻نقطه اتصال = پیوندگاه
🔻نقطه اتکاء = اَندَخسگاه(اَندَخس=پشتیبان)
🔻نقطه اثر = هِناگاه، دیلِِ کاربَست
🔻نقطه اوج = بالِست، اوجگاه
🔻نقطه تقارن = دیلِ یکسَنجی
🔻نقطه توقف = مانگاه(در خُنیا)
🔻نقطه ثقل = گرانیگاه
🔻نقطهچین = دیلچین
🔻نقطه حرکت = تازگاه
🔻نقطه حساس = سُهِشگاه
🔻نقطهدار = دیلدار
🔻نقطه دایره = میانَک پرهون
🔻نقطه روشن پرگار = دیل روشن پرگار، 1. میخ سپهر(=قطب فلک)، 2. میانک جهان
🔻نقطه زرین = دیل زرین
🔻نقطه شروع = آغازگاه
🔻نقطهضعف = گزک، آسيبگاه، زبونگاه
🔻نقطه عزیمت = یازگاه
🔻نقطه عطف = چرخِشگاه
🔻نقطهگذاری = دیلگذاری، نشانهگذاری
🔻نقطه مقابل = هَمخَوند(هم آوای هَمچَند)
🔻نقطه موهوم = دیلِِ پنداری
🔻نقطهنظر = دیدگاه، نگرگاه، نگرش
🔻نقاط / نُقَط = (نقطهها)، دیلها
✍️نمونه:
🔺نقطه سَرِ خط =
دیل سر رَج
🔺پارهخط، خط راستی است که بین دو نقطه محصور باشد =
رَجپاره، رَجی است که میان دو دیل کشیده شده باشد
🔺یک دایره، هم تقارنِ محوری دارد و هم تقارن نقطهای =
یک پَرهون، هم یکسَنجی گـِردگاهی دارد و هم یکسَنجی دیلگاهی
🔺عمیقترین نقطهی دنیا در اقیانوس آرام است =
ژرفترین جای گیتی در اَبَردریای آرام است
🔺بحثهای مفید به ظهور نقطهنظرهای جدید منجر میشود =
گفتمان سازنده به پیدایش دیدگاههای نو میانجامد
🔺در هر نقطهای از شهر قابل دسترسی است =
در هر گوشهای از شهر دستیافتنی است
* "تیل" واژهای دساتیری است و بهتر است که آن را بهکار نبریم("دساتیر" نام نَسک(کتاب) پیامبری دروغین به نام "ساسان پنجم" است که واژههای ساختگی آن مایهی گمراهی فرهنگنویسان و سرایندگان پس از خود شد. برخی از واژههای دساتیری امروز در میان پارسیزبانان رواگ(رواج) دارد).
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نقطه #نقاط #نقط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
کمتر بخواه مرغ سحر ناله سر کند
داغ مرا که سوختهام تازهتر کند
از جورِ روزگار جوی کم نمیشود
حتا اگر تمامِ جهان را خبر کند
در داغ آفتاب به مهتاب دلخوشیم
پس از کسی مخواه که شقالقمر کند
در آشیانه نیز به مقصد نمیرسی
وقتی زمانه خواست تو را دربهدر کند
غم بینِ آسمان و زمین پرده میکشد
روزی اگر فلک شبِ ما را سحر کند
زنگِ زمانه خنجرمان را غلاف کرد
زنگِ خطر به ناشنوا کی اثر کند؟
کافیست سربهزیر شدن، پس بگو که دار
ما را به سربلندی خود مفتخر کند
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
کمتر بخواه مرغ سحر ناله سر کند
داغ مرا که سوختهام تازهتر کند
از جورِ روزگار جوی کم نمیشود
حتا اگر تمامِ جهان را خبر کند
در داغ آفتاب به مهتاب دلخوشیم
پس از کسی مخواه که شقالقمر کند
در آشیانه نیز به مقصد نمیرسی
وقتی زمانه خواست تو را دربهدر کند
غم بینِ آسمان و زمین پرده میکشد
روزی اگر فلک شبِ ما را سحر کند
زنگِ زمانه خنجرمان را غلاف کرد
زنگِ خطر به ناشنوا کی اثر کند؟
کافیست سربهزیر شدن، پس بگو که دار
ما را به سربلندی خود مفتخر کند
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
💫
دوستانی دارم که هم را ندیدهایم
حتا یک بار
اما حاضریم بمیریم با هم
برای نان مشترک
آزادی مشترک
و
رویای مشترک!
#ناظم_حکمت
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
دوستانی دارم که هم را ندیدهایم
حتا یک بار
اما حاضریم بمیریم با هم
برای نان مشترک
آزادی مشترک
و
رویای مشترک!
#ناظم_حکمت
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
دلم گرمای دستی در هوایی سرد میخواهد
سراغ از عشق میگیرد، گمانم درد میخواهد
چه میشد بر سر احساس خود مردانه میماندی؟!
همین مردانه ماندن هم گمانم "مــرد" میخواهد
#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
دلم گرمای دستی در هوایی سرد میخواهد
سراغ از عشق میگیرد، گمانم درد میخواهد
چه میشد بر سر احساس خود مردانه میماندی؟!
همین مردانه ماندن هم گمانم "مــرد" میخواهد
#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻چاقو = چاکو، چاکوچ
✍️نمونه:
🔺چاقو دستهٔ خودش را نمیبرد =
چاکوچ دستهی خودش را نمیبرد
🔺صد تا چاقو میسازه که یه دونَش هم دسته نداره =
سَدتا چاکو میسازد که یکدانهاش هم دسته ندارد
❗️«چاقو» اَرَبیدِهی(مُعَرب) واژهی «چاکو» است که در مِهاد(اصل) واژهای آرِشدار(معنیدار) و پارسی است و نباید با واکِ(حرف) «ق» نوشته شود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#چاقو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻چاقو = چاکو، چاکوچ
✍️نمونه:
🔺چاقو دستهٔ خودش را نمیبرد =
چاکوچ دستهی خودش را نمیبرد
🔺صد تا چاقو میسازه که یه دونَش هم دسته نداره =
سَدتا چاکو میسازد که یکدانهاش هم دسته ندارد
❗️«چاقو» اَرَبیدِهی(مُعَرب) واژهی «چاکو» است که در مِهاد(اصل) واژهای آرِشدار(معنیدار) و پارسی است و نباید با واکِ(حرف) «ق» نوشته شود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#چاقو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
زادگاه رستم و شاهان ساسانی یکیست
شوکتِ شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزشِ خاک بخارا و سمرقند عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگر چون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشهی کولابی و بلخی و تهرانی یکیست
از درفشِ کاویان آوازِ دیگر میرسد:
بازوانِ کاوه و شمشیرِ سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ با سرودِ مولوی؟
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرقِ شعرِ بیدل و اقبال و غالب در کجاست؟
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوری ما نیستند
ای برادر اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجکی» یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری»
این زبانِ پارسی را هرچه میخوانی یکیست!
#نجیب_بارور
@AdabSar
زادگاه رستم و شاهان ساسانی یکیست
شوکتِ شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزشِ خاک بخارا و سمرقند عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگر چون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشهی کولابی و بلخی و تهرانی یکیست
از درفشِ کاویان آوازِ دیگر میرسد:
بازوانِ کاوه و شمشیرِ سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ با سرودِ مولوی؟
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرقِ شعرِ بیدل و اقبال و غالب در کجاست؟
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوری ما نیستند
ای برادر اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجکی» یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری»
این زبانِ پارسی را هرچه میخوانی یکیست!
#نجیب_بارور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
صبح را از چشم عقربهها میبینیم
بلند میشویم و میرویم به پایان روز میرسیم
و دست به دیواری میزنیم و
دوباره بر میگردیم ...
#لیلا_کردبچه
@AdabSar
صبح را از چشم عقربهها میبینیم
بلند میشویم و میرویم به پایان روز میرسیم
و دست به دیواری میزنیم و
دوباره بر میگردیم ...
#لیلا_کردبچه
@AdabSar
✳️ گردش روزگار ✳️
🔸 فردوسی بزرگ
چنین است آیین گردندهدهر
گهی نوش بار آورد گاه زهر
🔸🔸🔸
چنین است آیین چرخِ روان
تواناست او گر تویی ناتوان
🔸🔸🔸
چنین است آغاز و انجام رزم
یکی راست ماتم، یکی راست بزم
🔸🔸🔸
چنین است خود گردش روزگار
نگیرد همی پند آموزگار
🔸🔸🔸
چنین است انجام و فرجام جنگ
یکی تاج یابد یکی گور تنگ
🔸🔸🔸
چنین است راز سپهر بلند
گهی شاد دارد گهی مستمند
🔸🔸🔸
چنین است رسم سپنجی سرای
نخواهد که مانی بدو در بهجای
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای جهان
همی راز خویش از تو دارد نهان
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای دُرشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای سپنج
بدان کوش تا دور مانی ز رنج
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای سپنج
گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای سپنج
نمانی در او جاودانی، مَرنج
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای فریب
فَرازش بلند است و پَستش نشیب
🔸🔸🔸
چنین است سوگند چرخ بلند
که بر بیگناهان نیاید گزند
🔸🔸🔸
چنین است فرجام روز نبرد
یکی شاد و پیروز، دیگر به درد
🔸🔸🔸
چنین است کار سرای سپنج
چو دانی که ايدر نمانی مرنج
مخور اندوه و باده خور روز و شب
دلت پر ز رامش، پر از خنده لب
🔸🔸🔸
چنین است کردار این چرخ پیر
چه با اردوان و چه با اردشیر
🔸🔸🔸
چنین است کردار این چرخ پیر
ستاند ز فرزند پستان شیر
🔸🔸🔸
چنین است کردار چرخ بلند
به دستی کلاه و به ديگر کمند
چو شادان نشیند کسی با کلاه
به خَمِ کمندش رباید ز گاه
🔸🔸🔸
چنین است کردار گردانسپهر
نه نامهربانیش پیدا نه مهر
🔸🔸🔸
چنین است کیهان نا پایدار
در او تخم بد تا توانی مکار
یکی روز مرد آرزومند نان
دگر روز بر کشوری مرزبان
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستنده #ناصر_منصوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔸 فردوسی بزرگ
چنین است آیین گردندهدهر
گهی نوش بار آورد گاه زهر
🔸🔸🔸
چنین است آیین چرخِ روان
تواناست او گر تویی ناتوان
🔸🔸🔸
چنین است آغاز و انجام رزم
یکی راست ماتم، یکی راست بزم
🔸🔸🔸
چنین است خود گردش روزگار
نگیرد همی پند آموزگار
🔸🔸🔸
چنین است انجام و فرجام جنگ
یکی تاج یابد یکی گور تنگ
🔸🔸🔸
چنین است راز سپهر بلند
گهی شاد دارد گهی مستمند
🔸🔸🔸
چنین است رسم سپنجی سرای
نخواهد که مانی بدو در بهجای
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای جهان
همی راز خویش از تو دارد نهان
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای دُرشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای سپنج
بدان کوش تا دور مانی ز رنج
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای سپنج
گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای سپنج
نمانی در او جاودانی، مَرنج
🔸🔸🔸
چنین است رسم سرای فریب
فَرازش بلند است و پَستش نشیب
🔸🔸🔸
چنین است سوگند چرخ بلند
که بر بیگناهان نیاید گزند
🔸🔸🔸
چنین است فرجام روز نبرد
یکی شاد و پیروز، دیگر به درد
🔸🔸🔸
چنین است کار سرای سپنج
چو دانی که ايدر نمانی مرنج
مخور اندوه و باده خور روز و شب
دلت پر ز رامش، پر از خنده لب
🔸🔸🔸
چنین است کردار این چرخ پیر
چه با اردوان و چه با اردشیر
🔸🔸🔸
چنین است کردار این چرخ پیر
ستاند ز فرزند پستان شیر
🔸🔸🔸
چنین است کردار چرخ بلند
به دستی کلاه و به ديگر کمند
چو شادان نشیند کسی با کلاه
به خَمِ کمندش رباید ز گاه
🔸🔸🔸
چنین است کردار گردانسپهر
نه نامهربانیش پیدا نه مهر
🔸🔸🔸
چنین است کیهان نا پایدار
در او تخم بد تا توانی مکار
یکی روز مرد آرزومند نان
دگر روز بر کشوری مرزبان
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستنده #ناصر_منصوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
❤1