Forwarded from ادبسار
💫
مباش در پی کتمان، که این گناه تو نیست
که عشق میرسد از راه و دلبخواه تو نیست
به فکر مسند محکمتری از اینها باش
که عقل مصلحتاندیش تکیهگاه تو نیست
#علیرضا_بدیع
@AdabSar
مباش در پی کتمان، که این گناه تو نیست
که عشق میرسد از راه و دلبخواه تو نیست
به فکر مسند محکمتری از اینها باش
که عقل مصلحتاندیش تکیهگاه تو نیست
#علیرضا_بدیع
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔺تقسیم = بخش، بخشش
🔺تقسیمکردن = بخشیدن، بخشکردن
🔺مقسوم = بخشی، بَهرآور
🔺مقسومعلیه = بخشیاب، بَهرگیر
🔺قابل قسمت = بخشپذیر، بهرهپذیر
🔺قابلیت قسمت = بخشپذیری
🔺حاصل تقسیم = بخشاَندوزه
🔺قسمت = بخش
🔺قسمتپذیر = بخشپذیر
🔺غیرقابل قسمت = بخشناپذیر
🔺خارج قسمت = بهر
✍نمونه:
🔺۹ را بر ۳ تقسیم کنید =
۹ را بر ۳ بخش کنید
🔺۶ تقسیم بر ۶ مساوی است با ۱ =
۶ بخش بر ۶ برابر است با ۱
🔺۱۰ بر ۵ قابل قسمت است =
۱۰ بر ۵ بخشپذیر است
🔺۱۰ بر ۳ غیر قابل قسمت نیست =
۱۰ بر ۳ بخشپذیر نیست
۱۰ بر ۳ بخشناپذیر است
🔺تفسیم کردن ۲ بر ۲ خیلی سهل است =
بخشکردن ۲ بر ۲ بسیار آسان است
بخشیدن ۲ بر ۲ بسیار ساده است
🔺۴۲ مقسوم و ۷ مقسومعلیه آن است =
۴۲ بـَهرآور و ۷ بَهرگیر آن است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تقسیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔺تقسیم = بخش، بخشش
🔺تقسیمکردن = بخشیدن، بخشکردن
🔺مقسوم = بخشی، بَهرآور
🔺مقسومعلیه = بخشیاب، بَهرگیر
🔺قابل قسمت = بخشپذیر، بهرهپذیر
🔺قابلیت قسمت = بخشپذیری
🔺حاصل تقسیم = بخشاَندوزه
🔺قسمت = بخش
🔺قسمتپذیر = بخشپذیر
🔺غیرقابل قسمت = بخشناپذیر
🔺خارج قسمت = بهر
✍نمونه:
🔺۹ را بر ۳ تقسیم کنید =
۹ را بر ۳ بخش کنید
🔺۶ تقسیم بر ۶ مساوی است با ۱ =
۶ بخش بر ۶ برابر است با ۱
🔺۱۰ بر ۵ قابل قسمت است =
۱۰ بر ۵ بخشپذیر است
🔺۱۰ بر ۳ غیر قابل قسمت نیست =
۱۰ بر ۳ بخشپذیر نیست
۱۰ بر ۳ بخشناپذیر است
🔺تفسیم کردن ۲ بر ۲ خیلی سهل است =
بخشکردن ۲ بر ۲ بسیار آسان است
بخشیدن ۲ بر ۲ بسیار ساده است
🔺۴۲ مقسوم و ۷ مقسومعلیه آن است =
۴۲ بـَهرآور و ۷ بَهرگیر آن است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تقسیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
💫
گر چه در باختنِ یکسره شهرت دارم
به رقیبی که تو را برد حسادت دارم
رفتی ای دوست تو با دیگری و دم نزدم
منِ احمق به همین خوش که نجابت دارم
بی تو در حصرِ ابد، خانه شده زندانم
من از این شهرِ پر از خاطره وحشت دارم
گر چه سریال نشد سایهی تو بر سر من
به همان عکس کنار تو قناعت دارم
تا به یاد تو و عهد و قسَمت میافتم
دست من نیست، ولی حس حماقت دارم
آنچنان رانده مرا یار، که با شیطان هم
در سقوط از برِ معبود شباهت دارم
این چه دلباختگی بود که رسوا و تباه
آبرو باختم و شرم و خجالت دارم!
#حسام_الدین_مهرابی
@AdabSar
گر چه در باختنِ یکسره شهرت دارم
به رقیبی که تو را برد حسادت دارم
رفتی ای دوست تو با دیگری و دم نزدم
منِ احمق به همین خوش که نجابت دارم
بی تو در حصرِ ابد، خانه شده زندانم
من از این شهرِ پر از خاطره وحشت دارم
گر چه سریال نشد سایهی تو بر سر من
به همان عکس کنار تو قناعت دارم
تا به یاد تو و عهد و قسَمت میافتم
دست من نیست، ولی حس حماقت دارم
آنچنان رانده مرا یار، که با شیطان هم
در سقوط از برِ معبود شباهت دارم
این چه دلباختگی بود که رسوا و تباه
آبرو باختم و شرم و خجالت دارم!
#حسام_الدین_مهرابی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
میروی و
با نبودنت
مثل مرگ عزیزی
که اختیارش با من نیست
کنار میآیم
مرگ مگر
غیر از این است که تو "باشی"
امّا، برای من، نه...!
#مینا_آقازاده
@AdabSar
میروی و
با نبودنت
مثل مرگ عزیزی
که اختیارش با من نیست
کنار میآیم
مرگ مگر
غیر از این است که تو "باشی"
امّا، برای من، نه...!
#مینا_آقازاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
در میکده دوش، زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست
گفتم: ز چه در میکده جا کردی؟ گفت:
از میکده هم به سوی حق راهی هست
#شیخ_بهایی
@AdabSar
در میکده دوش، زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست
گفتم: ز چه در میکده جا کردی؟ گفت:
از میکده هم به سوی حق راهی هست
#شیخ_بهایی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
طی = هنگام، سِپَری
طیکردن = پیمودن، پوییدن، نوردیدن، درنوردیدن، گذراندن، سِپریکردن، سِپَریدن، سِپَردَن، رهسپاری
طیشدن = سـِپـَریشدن
طیالارض = گیتینورد
طیِ مسافت = درنوردیدنِ راه، بریدن راه
در طی(در طول) = در درازای، در درازنای
نمونه:
سال قبل قیمت نفت چه روندی را طی کرد؟ =
سال گذشته بهای نفت چه روندی را پیمود؟
پارسال بهای نفت چه روندی را درنوردید؟
پارسال بهای نفت چه روندی را سِپَرید؟
قیمت نفت روندی نزولی را طی کرد =
بهای نفت روندی کاهشی را گذراند
دور دنیا را در هشتاد روز طی کرد =
گرداگرد جهان را در هشتاد روز پیمود
با طیشدن دوران حبس، آزاد شد =
با سِپریشدن زمان زندان، آزاد شد
عمرم طی شد =
زندگانیام سِپَری شد
در طی روز، چند لیوان آب بنوشیم؟ =
در هنگام روز چند لیوان آب بنوشیم؟
در درازنای روز چند لیوان آب بنوشیم؟
ابنسینا مراتب علم و معرفت را طی کرد =
پورسینا پلههای دانش و شناخت را دَرنَوردید
برای طیکردن این مسیر باید سعی زیادی کرد =
برای پیمودن این راه باید کوشش بسیاری نمود
برای سپریکردن این راه باید بسیار کوشید
احدی نفهمید که آن ایام سخت چطور طی شد =
هیچکس درنیافت که آن روزهای سخت چگونه سپری شد
ادعایش این بود که طیالارض کرده! =
خودگوییاش این بود که گیتینوردی کرده!
با طی مسافت هزار کیلومتری، به منزل رسید =
با درنوردیدن راه هزارکیلومتری به خانه رسید
با پیمودن راه هزارکیلومتری به خانه رسید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#طی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
طی = هنگام، سِپَری
طیکردن = پیمودن، پوییدن، نوردیدن، درنوردیدن، گذراندن، سِپریکردن، سِپَریدن، سِپَردَن، رهسپاری
طیشدن = سـِپـَریشدن
طیالارض = گیتینورد
طیِ مسافت = درنوردیدنِ راه، بریدن راه
در طی(در طول) = در درازای، در درازنای
نمونه:
سال قبل قیمت نفت چه روندی را طی کرد؟ =
سال گذشته بهای نفت چه روندی را پیمود؟
پارسال بهای نفت چه روندی را درنوردید؟
پارسال بهای نفت چه روندی را سِپَرید؟
قیمت نفت روندی نزولی را طی کرد =
بهای نفت روندی کاهشی را گذراند
دور دنیا را در هشتاد روز طی کرد =
گرداگرد جهان را در هشتاد روز پیمود
با طیشدن دوران حبس، آزاد شد =
با سِپریشدن زمان زندان، آزاد شد
عمرم طی شد =
زندگانیام سِپَری شد
در طی روز، چند لیوان آب بنوشیم؟ =
در هنگام روز چند لیوان آب بنوشیم؟
در درازنای روز چند لیوان آب بنوشیم؟
ابنسینا مراتب علم و معرفت را طی کرد =
پورسینا پلههای دانش و شناخت را دَرنَوردید
برای طیکردن این مسیر باید سعی زیادی کرد =
برای پیمودن این راه باید کوشش بسیاری نمود
برای سپریکردن این راه باید بسیار کوشید
احدی نفهمید که آن ایام سخت چطور طی شد =
هیچکس درنیافت که آن روزهای سخت چگونه سپری شد
ادعایش این بود که طیالارض کرده! =
خودگوییاش این بود که گیتینوردی کرده!
با طی مسافت هزار کیلومتری، به منزل رسید =
با درنوردیدن راه هزارکیلومتری به خانه رسید
با پیمودن راه هزارکیلومتری به خانه رسید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#طی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸🍀
نخستین نشانِ خِرَد آن بُوَد
که از بَد همهساله ترسان بُوَد
بداند تنِ خویش را در نِهان
به چشمِ خِرَد جُست رازِ جَهان
خِرَد افسرِ شهریاران بود
همان زیورِ نامداران بود
بداند بد و نیک مردِ خِرَد
بکوشد به داد و بپیچد ز بَد
امید:
که چشم بد از فرِ تو دور باد
نشست تو در گلشن و سور باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼
نخستین نشانِ خِرَد آن بُوَد
که از بَد همهساله ترسان بُوَد
بداند تنِ خویش را در نِهان
به چشمِ خِرَد جُست رازِ جَهان
خِرَد افسرِ شهریاران بود
همان زیورِ نامداران بود
بداند بد و نیک مردِ خِرَد
بکوشد به داد و بپیچد ز بَد
امید:
که چشم بد از فرِ تو دور باد
نشست تو در گلشن و سور باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼
Forwarded from ادبسار
💫
تو کمان کشیده و در کمین
که زنی به تیرم و من غمین
همهی غمم بود از همین
که خدا نکرده خطا کنی
#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
تو کمان کشیده و در کمین
که زنی به تیرم و من غمین
همهی غمم بود از همین
که خدا نکرده خطا کنی
#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
گفتم نگرم روی تو، گفتا به قیامت
گفتم روم از کوی تو، گفتا به سلامت
گفتم چه خوش از کار جهان؟ گفت غمِ عشق
گفتم چه بُود حاصل آن؟ گفت ندامت
هرجا که یکی قامت موزون نگرد، دل
چون سایه به پایش فکند رحلِ اقامت
در خلد اگر پهلوی طوبیم نشانند
دل میکشدم باز به آن جلوهی قامت
عمرم همه در هجر تو بگذشت که روزی
در بر کنم از وصل تو تشریفِ کرامت
دامن ز کفم میکشی و میروی امروز
دستِ من و دامان تو فردایِ قیامت
امروز بسی پیش تو خوارند و پس از مرگ
بر خاک شهیدان تو خار است علامت
ناصح که رخش دیده، کف خویش بریدهست
هاتف به چه رو میکندم باز ملامت؟
#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
گفتم نگرم روی تو، گفتا به قیامت
گفتم روم از کوی تو، گفتا به سلامت
گفتم چه خوش از کار جهان؟ گفت غمِ عشق
گفتم چه بُود حاصل آن؟ گفت ندامت
هرجا که یکی قامت موزون نگرد، دل
چون سایه به پایش فکند رحلِ اقامت
در خلد اگر پهلوی طوبیم نشانند
دل میکشدم باز به آن جلوهی قامت
عمرم همه در هجر تو بگذشت که روزی
در بر کنم از وصل تو تشریفِ کرامت
دامن ز کفم میکشی و میروی امروز
دستِ من و دامان تو فردایِ قیامت
امروز بسی پیش تو خوارند و پس از مرگ
بر خاک شهیدان تو خار است علامت
ناصح که رخش دیده، کف خویش بریدهست
هاتف به چه رو میکندم باز ملامت؟
#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دوش به خواب دیدهام روی ندیدهی تو را
وز مژه آب دادهام باغ نچیدهی تو را
قطرهی خون تازهای از تو رسیده بر دلم
به که به دیده جا دهم تازهرسیدهی تو را
با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تو
رام به خود نمودهام باز رمیدهی تو را
من که به گوش خویشتن از تو شنیدهام سخن
چون شنوم ز دیگران حرف شنیدهی تو را
تیر و کان عشق را هرکه ندیده گو ببین
پشت خمیدهی مرا، قد کشیدهی تو را
قامتم از خمیدگی صورت چنگ شد ولی
چنگ نمیتوان زدن زلف خمیدهی تو را
شام نمیشود دگر صبح کسی که هر سحر
زان خم طره بنگرد صبح دمیدهی تو را
خستهی طرهی تو را چاره نکرد لعل تو
مهره نداد خاصیت مارگزیدهی تو را
ای که به عشق او زدی خنده به چاک سینهام
شکر خدا که دوختم جیب دریدهی تو را
دست مکش به موی او مات مشو به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیدهی تو را
باز «فروغی» از درت روی طلب کجا برد
زان که کسی نمیخرد هیچ خریدهی تو را
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
دوش به خواب دیدهام روی ندیدهی تو را
وز مژه آب دادهام باغ نچیدهی تو را
قطرهی خون تازهای از تو رسیده بر دلم
به که به دیده جا دهم تازهرسیدهی تو را
با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تو
رام به خود نمودهام باز رمیدهی تو را
من که به گوش خویشتن از تو شنیدهام سخن
چون شنوم ز دیگران حرف شنیدهی تو را
تیر و کان عشق را هرکه ندیده گو ببین
پشت خمیدهی مرا، قد کشیدهی تو را
قامتم از خمیدگی صورت چنگ شد ولی
چنگ نمیتوان زدن زلف خمیدهی تو را
شام نمیشود دگر صبح کسی که هر سحر
زان خم طره بنگرد صبح دمیدهی تو را
خستهی طرهی تو را چاره نکرد لعل تو
مهره نداد خاصیت مارگزیدهی تو را
ای که به عشق او زدی خنده به چاک سینهام
شکر خدا که دوختم جیب دریدهی تو را
دست مکش به موی او مات مشو به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیدهی تو را
باز «فروغی» از درت روی طلب کجا برد
زان که کسی نمیخرد هیچ خریدهی تو را
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
🇮🇷☀️ @AdabSar
چکامهی #جشن_مهرگان
سرودهی زیبای بانو #هما_ارژنگی
زر میچکد خدا را از شاخههای زرین
بر قلهی دماوند، مهر خجسته را بین
همپای گام پاییز، بر زورقی دُرافشان
آمد که تازه دارد عهد وفای یاران
مهرآمد و صلا زد، یاران مهربان را
آمد که هدیه آرد، افسونگر خزان را
آمد که بازگوید، از کاوهی دلاور
از شاه آفریدون، ضحاک تیرهگوهر
آمد که بر تو خواند، آیین پهلوانی
اندر نبرد دیوان، مردانه جان فشانی
گوید ز جور ضحاک، افسانهگوی پاییز
از مرگ تلخ انسان، در ماتمی غمانگیز
روزی که نسل انسان، در چنبر بلا بود
تسلیم سرنوشتی بیچون و بیچرا بود
سرهای سرفرازان از شانهها جدا بود
جان گزیده یاران بیارج و بیبها بود
خون در قدح خورشید، برجای بادهی نوش
از جور بیامانِ ضحاکِ مار بردوش
این رفت و آمد آن دم، که آواز کاوه برخاست
چرمینه برگشاد و بر نیزهای بیاراست
فریاد شد صدایش، اندر غریو یاران
خون دوباره جوشید در تار و پود انسان
آنگه که کاوه سرداد، آواز سربلندی
ضحاک شد به زندان، در قاف دردمندی
روزی که روح انسان آزاده و رها شد
زنجیر ناگریزی، از قامتش جدا شد
آن روز سرفرازی یک روز مهرگان بود
پیدایی بهاران، بر قامت خزان بود
ای از تو خاطرم شاد، باشی همیشه آزاد
در کوچ سرد پاییز، یا گرمی امرداد
تو نسل قهرمانی، آگاه و پرتوانی
از کاوهی دلاور، زیبنده یادمانی
برخیز و سر برافراز، با همت خدایی
تا با تو برفروزد، ایران آریایی!
🇮🇷☀️ @AdabSar
چکامهی #جشن_مهرگان
سرودهی زیبای بانو #هما_ارژنگی
زر میچکد خدا را از شاخههای زرین
بر قلهی دماوند، مهر خجسته را بین
همپای گام پاییز، بر زورقی دُرافشان
آمد که تازه دارد عهد وفای یاران
مهرآمد و صلا زد، یاران مهربان را
آمد که هدیه آرد، افسونگر خزان را
آمد که بازگوید، از کاوهی دلاور
از شاه آفریدون، ضحاک تیرهگوهر
آمد که بر تو خواند، آیین پهلوانی
اندر نبرد دیوان، مردانه جان فشانی
گوید ز جور ضحاک، افسانهگوی پاییز
از مرگ تلخ انسان، در ماتمی غمانگیز
روزی که نسل انسان، در چنبر بلا بود
تسلیم سرنوشتی بیچون و بیچرا بود
سرهای سرفرازان از شانهها جدا بود
جان گزیده یاران بیارج و بیبها بود
خون در قدح خورشید، برجای بادهی نوش
از جور بیامانِ ضحاکِ مار بردوش
این رفت و آمد آن دم، که آواز کاوه برخاست
چرمینه برگشاد و بر نیزهای بیاراست
فریاد شد صدایش، اندر غریو یاران
خون دوباره جوشید در تار و پود انسان
آنگه که کاوه سرداد، آواز سربلندی
ضحاک شد به زندان، در قاف دردمندی
روزی که روح انسان آزاده و رها شد
زنجیر ناگریزی، از قامتش جدا شد
آن روز سرفرازی یک روز مهرگان بود
پیدایی بهاران، بر قامت خزان بود
ای از تو خاطرم شاد، باشی همیشه آزاد
در کوچ سرد پاییز، یا گرمی امرداد
تو نسل قهرمانی، آگاه و پرتوانی
از کاوهی دلاور، زیبنده یادمانی
برخیز و سر برافراز، با همت خدایی
تا با تو برفروزد، ایران آریایی!
🇮🇷☀️ @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنگه که کاوه سرداد، آواز سربلندی
ضحاک شد به زندان، در قاف دردمندی
روزی که روح انسان آزاده و رها شد
زنجیر ناگریزی، از قامتش جدا شد
آن روز سرفرازی یک روز مهرگان بود
پیدایی بهاران، بر قامت خزان بود!
سروده و آوای #هما_ارژنگی
#جشن_مهرگان
🇮🇷☀️ @AdabSar
ضحاک شد به زندان، در قاف دردمندی
روزی که روح انسان آزاده و رها شد
زنجیر ناگریزی، از قامتش جدا شد
آن روز سرفرازی یک روز مهرگان بود
پیدایی بهاران، بر قامت خزان بود!
سروده و آوای #هما_ارژنگی
#جشن_مهرگان
🇮🇷☀️ @AdabSar
🏵🏵 @AdabSar
🍁 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌻 مهرگان؛ جشن آغاز سال نو
مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال
#عنصری
🍁🍁 "جشن مهرگان" بزرگترین جشن ایران باستان و جشن آغاز سال نو در دورههایی از ایران و گمان میرود که در دورههایی از هخامنشیان بود و در شش روز برگزار میشد. این جشن از کهنترین و نخستین جشنهای ایرانی بود که به گمان، با آیینهای مهرپرستی و میتراگرایی آریاییان نخستین در پیوند است. بر پایهی شاهنامهی فردوسی، پیشینهی آن به زمان فریدون میرسد. همانگونه که نوروز با جمشید در پیوند است، مهرگان نیز با کاوه و فریدون پیوسته است.
🌻🌻 دربارهی زمان برگزاری جشن مهرگان گفته میشود که این جشن با آغاز مهر آغاز میشد و میتراکانا نام داشت. پژوهشگرانی هم میگویند که میتراکانا و مهرگان دو جشن جدا بودند که یکی با آغاز مهر و سال نو و دیگری در روز مهر از ماه مهر برابر با شانزدهم ماه در ایران برگزار میشد که شاید تا واپسین سالهای دودمان اشکانی دنباله داشت و در زمان ساسانیان هر دو جشن به "مهر روز" از مهرماه جابجا شد و از دوهزار سال گذشته در روز شانزدهم مهر برگزار میشد.
به این جشن مهرکانا و میتراکان نیز گفته میشد.
🍁🍁 آغاز سال نو در مهر ماه بسته به آغاز و پایان سال کشاورزی بود. سال کشاورزی با پایان تابستان به پایان میرسید و آمادگی برای سال نو کشت و کار در پاییز آغاز میشد.
🌻🌻 کتسیاس، پزشک اردشیر دوم هخامنشی نوشته بود که در جشن مهرگان ایرانیان جامهی ارغوانی میپوشند، ساز و آواز برپا میکنند و به پایکوبی و نوشیدن میپردازند.
🍁🍁 سفرهی مهرگان نیز به رنگ ارغوانی بود و میوههای سرخرنگ و گوناگون در آن میچیدند و چند شاخه از درختان گز، هوم و مورد در آن میگذاشتند. گل همیشه شکفته در میان سفره بود و پیرامونش را با گلهای دیگر میآراستند. اکنون ما نمیدانیم گل همیشه شکفته گونهای گل بود یا هر گلی بود که در این زمان میشکفت. در سفرهی مهرگان آتشدان یا کندیل(شمع)، شیرینی و خوشبوکنندهای چون گلاب نیز یافت میشد.
🌻🌻 خوراکی جشن مهرگان نوشیدنی گیاه هوم بود که آن را با شیر یا آب میآمیختند و همهی باشندگان(حاضران) جشن به نشانهی پیمان و دوستی از آن مینوشیدند. نانی از آرد هفت گیاه گندم، جو، نَرسَک(عدس)، برنج، ماش، نخود و ارزن پخته میشد. همچنین در آتشدانها اسپند و زفران یا سپران(زعفران) و انبر یا شاهبوی(عنبر) میریختند تا هوا همواره خوشبو باشد. در آتش نیز هوم میریختند تا بخروشد.
🍁🍁 در این جشن بجز پوشیدن جامهی ارغوانی، شادباشبرگ(کارت تبریک)هایی را خوشبو میکردند و در پوششی زیبا میپیچیدند و پیشکش میکردند. پس از خوردن و نوشیدن، زمان ساز و آواز و پایکوبی(رقص) گروهی بود. در این هنگام مهرْیَشت میخواندند و اَرغُشت میرفتند. ارغشت گونهای پایکوبی گروهی بود. در پایان جشن هم دست به دست میدادند و در کنار آتش زنجیرهای به نشان مهر و پیمان میساختند. از دیگر آیینهای این جشن، نیایش به درگاه ایزد مهر یا همان ایزد درستکاری، پیمان و مهربانی بود.
🌻🌻 امروز تندیسها و سنگنگارههای فراوانی همچون نگارههای میترا در کشورهای خاورمیانه و ترکیه کنونی یافت شده که نشانهی فراگیر بودن جشن مهرگان در سرزمین بزرگ ایران باستان است. اکنون در برخی از کشورهای عربی جشن مهرجان یا مهرجانات برگزار میشود که بجا مانده از جشن بزرگ مهرگان است. همچنین گمان شده است که سماع دوستداران مولوی در شهر قونیه دگرگونشدهی ارغشتهای میترایی باشد. در تاجیکستان و سمرکند(سمرقند) نیز جشن ایستادگی کاوه آهنگر در برابر بیدادگری آژیدهاک(ضحاک) برگزار میشود و اکنون این کشور یکی از پاسداران آیینها و ادب ایرانی است.
🍁🍁 جلال آل احمد جشن غالی(قالی)شویان در مشهد اردهال کاشان را در پیوند با مهرگان میداند. از سویی گفته شده جشن غالیشویان در پیوند با "جشن تیرروزی" است. دربارهی پیوند تیرگان و مهرگان بخوانید:
t.me/AdabSar/15028
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برداشت آزاد از:
۱- نامهی ایران #شیرین_بیانی
۲- تارنمای مهرمیهن
۳- جشن مهرگان و سده #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_مهرگان #مهرگان
🏵🏵 @AdabSar
🍁 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌻 مهرگان؛ جشن آغاز سال نو
مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال
#عنصری
🍁🍁 "جشن مهرگان" بزرگترین جشن ایران باستان و جشن آغاز سال نو در دورههایی از ایران و گمان میرود که در دورههایی از هخامنشیان بود و در شش روز برگزار میشد. این جشن از کهنترین و نخستین جشنهای ایرانی بود که به گمان، با آیینهای مهرپرستی و میتراگرایی آریاییان نخستین در پیوند است. بر پایهی شاهنامهی فردوسی، پیشینهی آن به زمان فریدون میرسد. همانگونه که نوروز با جمشید در پیوند است، مهرگان نیز با کاوه و فریدون پیوسته است.
🌻🌻 دربارهی زمان برگزاری جشن مهرگان گفته میشود که این جشن با آغاز مهر آغاز میشد و میتراکانا نام داشت. پژوهشگرانی هم میگویند که میتراکانا و مهرگان دو جشن جدا بودند که یکی با آغاز مهر و سال نو و دیگری در روز مهر از ماه مهر برابر با شانزدهم ماه در ایران برگزار میشد که شاید تا واپسین سالهای دودمان اشکانی دنباله داشت و در زمان ساسانیان هر دو جشن به "مهر روز" از مهرماه جابجا شد و از دوهزار سال گذشته در روز شانزدهم مهر برگزار میشد.
به این جشن مهرکانا و میتراکان نیز گفته میشد.
🍁🍁 آغاز سال نو در مهر ماه بسته به آغاز و پایان سال کشاورزی بود. سال کشاورزی با پایان تابستان به پایان میرسید و آمادگی برای سال نو کشت و کار در پاییز آغاز میشد.
🌻🌻 کتسیاس، پزشک اردشیر دوم هخامنشی نوشته بود که در جشن مهرگان ایرانیان جامهی ارغوانی میپوشند، ساز و آواز برپا میکنند و به پایکوبی و نوشیدن میپردازند.
🍁🍁 سفرهی مهرگان نیز به رنگ ارغوانی بود و میوههای سرخرنگ و گوناگون در آن میچیدند و چند شاخه از درختان گز، هوم و مورد در آن میگذاشتند. گل همیشه شکفته در میان سفره بود و پیرامونش را با گلهای دیگر میآراستند. اکنون ما نمیدانیم گل همیشه شکفته گونهای گل بود یا هر گلی بود که در این زمان میشکفت. در سفرهی مهرگان آتشدان یا کندیل(شمع)، شیرینی و خوشبوکنندهای چون گلاب نیز یافت میشد.
🌻🌻 خوراکی جشن مهرگان نوشیدنی گیاه هوم بود که آن را با شیر یا آب میآمیختند و همهی باشندگان(حاضران) جشن به نشانهی پیمان و دوستی از آن مینوشیدند. نانی از آرد هفت گیاه گندم، جو، نَرسَک(عدس)، برنج، ماش، نخود و ارزن پخته میشد. همچنین در آتشدانها اسپند و زفران یا سپران(زعفران) و انبر یا شاهبوی(عنبر) میریختند تا هوا همواره خوشبو باشد. در آتش نیز هوم میریختند تا بخروشد.
🍁🍁 در این جشن بجز پوشیدن جامهی ارغوانی، شادباشبرگ(کارت تبریک)هایی را خوشبو میکردند و در پوششی زیبا میپیچیدند و پیشکش میکردند. پس از خوردن و نوشیدن، زمان ساز و آواز و پایکوبی(رقص) گروهی بود. در این هنگام مهرْیَشت میخواندند و اَرغُشت میرفتند. ارغشت گونهای پایکوبی گروهی بود. در پایان جشن هم دست به دست میدادند و در کنار آتش زنجیرهای به نشان مهر و پیمان میساختند. از دیگر آیینهای این جشن، نیایش به درگاه ایزد مهر یا همان ایزد درستکاری، پیمان و مهربانی بود.
🌻🌻 امروز تندیسها و سنگنگارههای فراوانی همچون نگارههای میترا در کشورهای خاورمیانه و ترکیه کنونی یافت شده که نشانهی فراگیر بودن جشن مهرگان در سرزمین بزرگ ایران باستان است. اکنون در برخی از کشورهای عربی جشن مهرجان یا مهرجانات برگزار میشود که بجا مانده از جشن بزرگ مهرگان است. همچنین گمان شده است که سماع دوستداران مولوی در شهر قونیه دگرگونشدهی ارغشتهای میترایی باشد. در تاجیکستان و سمرکند(سمرقند) نیز جشن ایستادگی کاوه آهنگر در برابر بیدادگری آژیدهاک(ضحاک) برگزار میشود و اکنون این کشور یکی از پاسداران آیینها و ادب ایرانی است.
🍁🍁 جلال آل احمد جشن غالی(قالی)شویان در مشهد اردهال کاشان را در پیوند با مهرگان میداند. از سویی گفته شده جشن غالیشویان در پیوند با "جشن تیرروزی" است. دربارهی پیوند تیرگان و مهرگان بخوانید:
t.me/AdabSar/15028
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برداشت آزاد از:
۱- نامهی ایران #شیرین_بیانی
۲- تارنمای مهرمیهن
۳- جشن مهرگان و سده #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_مهرگان #مهرگان
🏵🏵 @AdabSar