🔐 @AdabSar
ازین راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر تو را راه نیست
همه تا در آز رفته فراز
به کس بر نشد این در راز باز!
فردوسی
اندیشهورزانه است که از واژههای پارسی سود ببریم:
🟢پارسی 🔴بیگانه
راز = #سر
رازها = #اسرار
رازناک، رازآلود = #اسرارآمیز
رازناکی = اَسرارآمیزی
بهین روزگارباشید
✍ #بزرگمهر_صالحی
🔐 @AdabSar
ازین راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر تو را راه نیست
همه تا در آز رفته فراز
به کس بر نشد این در راز باز!
فردوسی
اندیشهورزانه است که از واژههای پارسی سود ببریم:
🟢پارسی 🔴بیگانه
راز = #سر
رازها = #اسرار
رازناک، رازآلود = #اسرارآمیز
رازناکی = اَسرارآمیزی
بهین روزگارباشید
✍ #بزرگمهر_صالحی
🔐 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#وکیل = نماینده، کارگـُزار، جانشین، دادیار، داتیار، داتگو، پیشکار، گماشته
#وکیل_بلاعزل = کارگـُزار وَرجاوَند
#وکیل_تسخیری = دادگـُزارِ گزینشی، دادگـُزارِ رایگان
#وکیل_دادگستری = داتگوی(پارسی پهلوی)، دادگوی، دادگـُزار
#وکیل_در_توکیل = کارگـُزارِ گـُزینا
#وکیل_دعاوی = دادگـُزار
#وکیل_عمومی = دادیار
وکیل کردن = نمایندگی دادن، نماینده بَرگـُزیدن، کارگـُزار برگـُزیدن
#وکیل_مجلس = نمایندهی انجمن، نمایندهی مِهِستان، نمایندهی مردم
#وکیل_مدافع = دادگـُزار
✍نمونه:
☄برادرش را به عنوان وکیل خود معرفی کرد =
برادرش را بهنام نمایندهی خود شناساند
☄اقدام به انتخاب وکیل دعاوی کرد =
دست به گزینش دادگـُزار زد
☄در این نوع معاملات، خریدار وکیل بلاعزلِ فروشنده است =
در این گونه دادوسِتدها، خریدار کارگـُزار وَرجاوَندِ فروشنده است
☄وکیل تسخیری فقط مربوط به جرایم سنگین و کیفری میباشد =
دادگـُزارِ رایگان تنها وابسته به بزههای سنگین و کیفری است
☄جهت حل مشکلش به وکیل دادگستری مراجعه کرد =
برای چارهاندیشیِ گرفتاریاش به داتگوی سَر زد
برای گرهگشایی پیش دادگـُزار رفت
☄نه فقط وکیل، که وکیل در توکیل نیز بود =
نهتنها کارگـُزار، که کارگـُزارِ گـُزینا نیز بود
☄طرفین قرارداد او را که مرضیالطرفین بود، وکیل کردند=
پیمانسِپاران او را که پسندِ دوسوی بود، نماینده کردند
پیمانسِپاران او را که پسندِ هَردو بود، به کارگـُزاری بَرگـُزیدند
☄"دهخدا" در دورهای وکیل مجلس هم بود =
«دهخدا» زمانی نمایندهی مردم هم بود
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#وکیل = نماینده، کارگـُزار، جانشین، دادیار، داتیار، داتگو، پیشکار، گماشته
#وکیل_بلاعزل = کارگـُزار وَرجاوَند
#وکیل_تسخیری = دادگـُزارِ گزینشی، دادگـُزارِ رایگان
#وکیل_دادگستری = داتگوی(پارسی پهلوی)، دادگوی، دادگـُزار
#وکیل_در_توکیل = کارگـُزارِ گـُزینا
#وکیل_دعاوی = دادگـُزار
#وکیل_عمومی = دادیار
وکیل کردن = نمایندگی دادن، نماینده بَرگـُزیدن، کارگـُزار برگـُزیدن
#وکیل_مجلس = نمایندهی انجمن، نمایندهی مِهِستان، نمایندهی مردم
#وکیل_مدافع = دادگـُزار
✍نمونه:
☄برادرش را به عنوان وکیل خود معرفی کرد =
برادرش را بهنام نمایندهی خود شناساند
☄اقدام به انتخاب وکیل دعاوی کرد =
دست به گزینش دادگـُزار زد
☄در این نوع معاملات، خریدار وکیل بلاعزلِ فروشنده است =
در این گونه دادوسِتدها، خریدار کارگـُزار وَرجاوَندِ فروشنده است
☄وکیل تسخیری فقط مربوط به جرایم سنگین و کیفری میباشد =
دادگـُزارِ رایگان تنها وابسته به بزههای سنگین و کیفری است
☄جهت حل مشکلش به وکیل دادگستری مراجعه کرد =
برای چارهاندیشیِ گرفتاریاش به داتگوی سَر زد
برای گرهگشایی پیش دادگـُزار رفت
☄نه فقط وکیل، که وکیل در توکیل نیز بود =
نهتنها کارگـُزار، که کارگـُزارِ گـُزینا نیز بود
☄طرفین قرارداد او را که مرضیالطرفین بود، وکیل کردند=
پیمانسِپاران او را که پسندِ دوسوی بود، نماینده کردند
پیمانسِپاران او را که پسندِ هَردو بود، به کارگـُزاری بَرگـُزیدند
☄"دهخدا" در دورهای وکیل مجلس هم بود =
«دهخدا» زمانی نمایندهی مردم هم بود
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
شان نزولِ مُصحفی از بیقراریام
من آیهآیه سورهی چشمانتظاریام
جان است اینکه جسم مرا ترک میکند
مرگ است اینکه آمده در سوگواریام
پاییزِ پشت خانه رهایم نمیکند
محبوسِ کوچههای پر از بیبهاریام
دارد تمامِ جان و تنم درد میکند
دردا که رفتن تو شده زخمِ کاریام
ای صبح و ظهر من شب من ای همیشهام
از لحظهای که بی تو بمانم فراریام
اصلا خطاست اینکه بگویم ندارمت
من دارمت هنوز تویی که نداریام
#حسین_زاهدیان
@AdabSar
شان نزولِ مُصحفی از بیقراریام
من آیهآیه سورهی چشمانتظاریام
جان است اینکه جسم مرا ترک میکند
مرگ است اینکه آمده در سوگواریام
پاییزِ پشت خانه رهایم نمیکند
محبوسِ کوچههای پر از بیبهاریام
دارد تمامِ جان و تنم درد میکند
دردا که رفتن تو شده زخمِ کاریام
ای صبح و ظهر من شب من ای همیشهام
از لحظهای که بی تو بمانم فراریام
اصلا خطاست اینکه بگویم ندارمت
من دارمت هنوز تویی که نداریام
#حسین_زاهدیان
@AdabSar
💫
از غیر تو بینیاز کردند مرا
با عشق تو همتراز کردند مرا
تا فاش شود فقط تو در قلب منی
جراحی قلب باز کردند مرا
#سعید_بیابانکی
@AdabSar
از غیر تو بینیاز کردند مرا
با عشق تو همتراز کردند مرا
تا فاش شود فقط تو در قلب منی
جراحی قلب باز کردند مرا
#سعید_بیابانکی
@AdabSar
☃️💃 جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای بخشبندی وَرشیم/فَرشیم(فصل) و سال بود که ایرانیان در این روز برای گذراندن نیمی از زمستان سخت و نزدیک شدن به بهار دلانگیز پایکوبی میکردند.
در گذشتههای دور که هنوز گاهشمار روز و ماه نبود، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم بخش میکردند و هر وَرشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزههای برگزاری جشنهای نیمهی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشتوکار خود برنامهریزی کنند. در گذشتههای دور به این جشنها گاهنباری میگفتند.
#جشن_میانه_زمستان #جشن_های_ایرانی #بهمنگان
💃🏻☃️ @AdabSar
در گذشتههای دور که هنوز گاهشمار روز و ماه نبود، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم بخش میکردند و هر وَرشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزههای برگزاری جشنهای نیمهی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشتوکار خود برنامهریزی کنند. در گذشتههای دور به این جشنها گاهنباری میگفتند.
#جشن_میانه_زمستان #جشن_های_ایرانی #بهمنگان
💃🏻☃️ @AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی #وکیل = نماینده، کارگـُزار، جانشین، دادیار، داتیار، داتگو، پیشکار، گماشته #وکیل_بلاعزل = کارگـُزار وَرجاوَند #وکیل_تسخیری = دادگـُزارِ گزینشی، دادگـُزارِ رایگان #وکیل_دادگستری = داتگوی(پارسی پهلوی)، دادگوی، دادگـُزار #وکیل_در_توکیل…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#وکلا = نمایندگان، کارگـُزاران، جانشینها، دادیاران، داتیاران، داتگوها، پیشکاران، گماشتگان
#توکیل = داتگو گُماری، برگـُماشتن، واگذاشتن
#موکل (موکَـل)= (وکیل)، گماشته، دادگـُزار، کارگـُزار، نماینده، نگهبان، فرشته نگهبان
موکـِل = کارسِپار، کارسِپارنده، دادسِپار، پیوندار(در زناشویی)، کارده، کار آور، چارهجو، زاورگیر، دادجو
موَکـَلین = گماشتگان، دادگزاران، نگهبانان
#موکلین (موَکِلین) = کارسپارندگان، پیونداران، دادجویان
✍ نمونه:
☄تمام موکِلینش تبرئه شدند =
همهی کارسپارندگانش گناهزدایی شدند
همهی دادجویانش بیگناه شناخته شدند
☄اجازه توکیل به غیر را، ولو کراراً، دارد =
پروانه ی برگماری دیگران را، اگرچه چندباره، دارد
روادید واگذاشتن چندباره به دیگران را دارد
☄وکلا تحت نظر کانون وکلای دادگستری هستند =
داتیاران زیر نِگر باشگاه دادیاران دادگستری هستند
☄قاضی موکـَل و موکِل را به محکمه دعوت کرد =
دادرس کارگـُزار و کارسِپار را به دادگاه فراخواند
داور دادگـُزار و دادسِپار را به دادگاه فراخواند
☄گفت خر را من به تو بسپرده ام
من تو را بر خر موکـَل کرده ام (مولوی) =
گفت خر را من به تو بسپردهام
من تو را بر خر نگهبان کردهام
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#وکلا = نمایندگان، کارگـُزاران، جانشینها، دادیاران، داتیاران، داتگوها، پیشکاران، گماشتگان
#توکیل = داتگو گُماری، برگـُماشتن، واگذاشتن
#موکل (موکَـل)= (وکیل)، گماشته، دادگـُزار، کارگـُزار، نماینده، نگهبان، فرشته نگهبان
موکـِل = کارسِپار، کارسِپارنده، دادسِپار، پیوندار(در زناشویی)، کارده، کار آور، چارهجو، زاورگیر، دادجو
موَکـَلین = گماشتگان، دادگزاران، نگهبانان
#موکلین (موَکِلین) = کارسپارندگان، پیونداران، دادجویان
✍ نمونه:
☄تمام موکِلینش تبرئه شدند =
همهی کارسپارندگانش گناهزدایی شدند
همهی دادجویانش بیگناه شناخته شدند
☄اجازه توکیل به غیر را، ولو کراراً، دارد =
پروانه ی برگماری دیگران را، اگرچه چندباره، دارد
روادید واگذاشتن چندباره به دیگران را دارد
☄وکلا تحت نظر کانون وکلای دادگستری هستند =
داتیاران زیر نِگر باشگاه دادیاران دادگستری هستند
☄قاضی موکـَل و موکِل را به محکمه دعوت کرد =
دادرس کارگـُزار و کارسِپار را به دادگاه فراخواند
داور دادگـُزار و دادسِپار را به دادگاه فراخواند
☄گفت خر را من به تو بسپرده ام
من تو را بر خر موکـَل کرده ام (مولوی) =
گفت خر را من به تو بسپردهام
من تو را بر خر نگهبان کردهام
🚩دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادبسار
☃️💃 جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای بخشبندی وَرشیم/فَرشیم(فصل) و سال بود که ایرانیان در این روز برای گذراندن نیمی از زمستان سخت و نزدیک شدن به بهار دلانگیز پایکوبی میکردند. در گذشتههای دور که هنوز گاهشمار روز و ماه نبود، ایرانیان برای بخشبندی سال،…
❄️💃 نیمهی بهمن، زمان برگزاری جشن میانهی زمستان در ایران بود. با آنکه امروز آیینهای این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه میداشتند. نواختن ساز و سر دادن آواز، پایکوبی، پختن و خوردن آش، نیایش و شبنشینی بخشهایی از آیینهای گذشتههای نهچندان دور بود.
شاید بتوان گفت جشن بزرگداشت «پیرشالیار» در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن «میرما» در مازندران و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی به جا مانده از جشن میانهی زمستان هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار «وهار کردی» که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
🎼 فرتور(عکس): جشن پیر شالیار در اورامانات
#جشن_میانه_زمستان #بهمنگان #جشن_های_ایرانی
💃🏻❄️ @AdabSar
شاید بتوان گفت جشن بزرگداشت «پیرشالیار» در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن «میرما» در مازندران و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی به جا مانده از جشن میانهی زمستان هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار «وهار کردی» که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
🎼 فرتور(عکس): جشن پیر شالیار در اورامانات
#جشن_میانه_زمستان #بهمنگان #جشن_های_ایرانی
💃🏻❄️ @AdabSar
@AdabSar
تنها شدن را دوست دارم غار داری
جایی برای خلوت بسیار داری
جایی برای خلسه و خوابیدن روح
جایی برای کشتن تکرار داری
درها نمیفهمند دنبال چه هستم
در حد زندان تا ابد دیوار داری
امشب تصور کن اناالحق حرف ما بود
جایی برای نصب دوتا دار داری
امضا نخواهم کرد آدمبودنم را
مهری برای اینهمه انکار داری
بالا و پایین میپرم تو هاج و واجی
در آستینت طاقت یک مار داری
اصلا ولش کن هرچه گفتم را ولش کن
اصلا ولش کن شعر را سیگار داری
#محسن_انشایی
@AdabSar
تنها شدن را دوست دارم غار داری
جایی برای خلوت بسیار داری
جایی برای خلسه و خوابیدن روح
جایی برای کشتن تکرار داری
درها نمیفهمند دنبال چه هستم
در حد زندان تا ابد دیوار داری
امشب تصور کن اناالحق حرف ما بود
جایی برای نصب دوتا دار داری
امضا نخواهم کرد آدمبودنم را
مهری برای اینهمه انکار داری
بالا و پایین میپرم تو هاج و واجی
در آستینت طاقت یک مار داری
اصلا ولش کن هرچه گفتم را ولش کن
اصلا ولش کن شعر را سیگار داری
#محسن_انشایی
@AdabSar
💫
هر شب تو را بی جستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشكن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
هر شب تو را بی جستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشكن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
ادبسار
🚲 واژگان پارسی در زبان عربی آُنمُوذَج = از پارسی نِمَودَک، نمونه اِنو = از پارسی نیم اَوارِجِه = از پارسی اَوارچه اَواز = از پارسی آواز اِوان = از پارسی ایوان اوتار = از پارسی تار، زهها، رودهای کمان اَوزجنَدی = از پارسی اُوزگند اوج = از پارس اُوگ، فراز…
☔️ واژگان پارسی در زبان عربی
اوس = از پارسی اوس، بخشش، گَهولی (معاوضه)
اَوشَن = از پارسی آشنا
اهداف(تک هدف) = از پارسی هدفها، آماژها
اَهرِمَن = از پارسی اهریمن
اهلیلج = از پارسی هلیله گیاه دارویی
آهن = از پارسی آهن
اَهورا = از پارسی اهورامزدا
اَیارَج = از پارسی یاره داروی شکمروش
اَیاز = از پارسی ایاز نام یکی از پرچمها
اَیدَند = از پارسی از پارسی اند، اندی، شمارهی کمتر از دَه
☔️ @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژههای پارسی عربی گشته، نوشتهی محمدعلی امام شوشتری، انجمن آثار ملی
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
☔️ @AdabSar
اوس = از پارسی اوس، بخشش، گَهولی (معاوضه)
اَوشَن = از پارسی آشنا
اهداف(تک هدف) = از پارسی هدفها، آماژها
اَهرِمَن = از پارسی اهریمن
اهلیلج = از پارسی هلیله گیاه دارویی
آهن = از پارسی آهن
اَهورا = از پارسی اهورامزدا
اَیارَج = از پارسی یاره داروی شکمروش
اَیاز = از پارسی ایاز نام یکی از پرچمها
اَیدَند = از پارسی از پارسی اند، اندی، شمارهی کمتر از دَه
☔️ @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژههای پارسی عربی گشته، نوشتهی محمدعلی امام شوشتری، انجمن آثار ملی
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
☔️ @AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی #وکلا = نمایندگان، کارگـُزاران، جانشینها، دادیاران، داتیاران، داتگوها، پیشکاران، گماشتگان #توکیل = داتگو گُماری، برگـُماشتن، واگذاشتن #موکل (موکَـل)= (وکیل)، گماشته، دادگـُزار، کارگـُزار، نماینده، نگهبان، فرشته نگهبان …
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#وکالت = نمایندگی، کارگزاری، جانشینی، واگذاری
#وکالتا = بهنمایندگی، بهکارگزاری، بهجانشینی
#وکالت_انتخابی = دادگزاری گزینشی
#وکالت_باعزل = (نمایندگی برکنارشدنی)، نمایندگی
#وکالت_بلاعزل = (نمایندگی برکنارنشدنی)، جانشینی، کارگـُزاری وَرجاوَند
#وکالت_تسخیری = دادگزاری گزینشی، دادگزاری رایگان
#وکالت_دادگستری = داتگویی، دادگویی، دادگزاری
وکالت دادن = نمایندگی دادن
وکالت داشتن = نمایندگی داشتن
#وکالت_مسخر = (وکلالت تسخیری)، دادگزار گزینشی، دادگزار رایگان
#وکالت_نامه = نمایندگینامه، دادگو نامه
✍ نمونه:
☄وکالتاً به دادگاه مراجعه کرد و وکالتنامهاش را ارائه کرد =
بهنمایندگی به دادگاه رفت و نمایندگینامهاش را داد
☄وکالت تسخیری متهم را به عهده گرفت =
دادگزاری رایگان بِزِهوَر را بر دوش گرفت
☄وکیل باید حساب وکالت خود را به موکل بدهد =
نماینده باید گزارش نمایندگی خود را به دادسِپار بدهد
☄وکالت باید در امری داده شود که خود موکِل بتواند آن را بهجای آورد =
نمایندگی باید در کاری داده شود که خود کارسِپار بتواند آن را بهجای آورد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#وکالت = نمایندگی، کارگزاری، جانشینی، واگذاری
#وکالتا = بهنمایندگی، بهکارگزاری، بهجانشینی
#وکالت_انتخابی = دادگزاری گزینشی
#وکالت_باعزل = (نمایندگی برکنارشدنی)، نمایندگی
#وکالت_بلاعزل = (نمایندگی برکنارنشدنی)، جانشینی، کارگـُزاری وَرجاوَند
#وکالت_تسخیری = دادگزاری گزینشی، دادگزاری رایگان
#وکالت_دادگستری = داتگویی، دادگویی، دادگزاری
وکالت دادن = نمایندگی دادن
وکالت داشتن = نمایندگی داشتن
#وکالت_مسخر = (وکلالت تسخیری)، دادگزار گزینشی، دادگزار رایگان
#وکالت_نامه = نمایندگینامه، دادگو نامه
✍ نمونه:
☄وکالتاً به دادگاه مراجعه کرد و وکالتنامهاش را ارائه کرد =
بهنمایندگی به دادگاه رفت و نمایندگینامهاش را داد
☄وکالت تسخیری متهم را به عهده گرفت =
دادگزاری رایگان بِزِهوَر را بر دوش گرفت
☄وکیل باید حساب وکالت خود را به موکل بدهد =
نماینده باید گزارش نمایندگی خود را به دادسِپار بدهد
☄وکالت باید در امری داده شود که خود موکِل بتواند آن را بهجای آورد =
نمایندگی باید در کاری داده شود که خود کارسِپار بتواند آن را بهجای آورد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🍀🌼
🍀🌼
🌼
خردمندمرد اَر تو را دوست گشت
چنان دان که با تو ز همپوست گشت
تو کَردارِ خوب از توانا شناس
خرد نيز نزديکِ دانا شناس
دِلیری ز هشياربودن بُوَد
دلاور به جای ستودن بُوَد
هر آنکس که بگريزد از کارکَرد
از او دور شد نام و ننگ و نبرد
همان کاهلیمَردم از بددلیست
همآواز با بَددِلی کاهلیست
#فردوسى
برای این هفته امیدوارم که:
همه گنجِ گیتی به چشم تو خوار
مبادا ز تو نامِ تو یادگار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀
🌸🍀
🌺🌸🍀
🍀🌼
🌼
خردمندمرد اَر تو را دوست گشت
چنان دان که با تو ز همپوست گشت
تو کَردارِ خوب از توانا شناس
خرد نيز نزديکِ دانا شناس
دِلیری ز هشياربودن بُوَد
دلاور به جای ستودن بُوَد
هر آنکس که بگريزد از کارکَرد
از او دور شد نام و ننگ و نبرد
همان کاهلیمَردم از بددلیست
همآواز با بَددِلی کاهلیست
#فردوسى
برای این هفته امیدوارم که:
همه گنجِ گیتی به چشم تو خوار
مبادا ز تو نامِ تو یادگار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀
🌸🍀
🌺🌸🍀
💫
مجالِ بوسه به لبهای خویشتن بدهیم
که این بلیغترین مبحث شناساییست
#حسین_منزوی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
مجالِ بوسه به لبهای خویشتن بدهیم
که این بلیغترین مبحث شناساییست
#حسین_منزوی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫
ای یافته ز قدر تو هر بیبها بها
تشریفِ توست بر قدِ هر نارسا رسا
«باقی» بر این دو روزهی دنیا مبند دل
بر هیچکس نکرده چو این بیوفا وفا
#باقی_تویسرکانی
@AdabSar
ای یافته ز قدر تو هر بیبها بها
تشریفِ توست بر قدِ هر نارسا رسا
«باقی» بر این دو روزهی دنیا مبند دل
بر هیچکس نکرده چو این بیوفا وفا
#باقی_تویسرکانی
@AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
گَرَم مهر ایران دل و جان فروزد
ز گلشنروانان و روشنرهانم
فروسایم ار سر به درگاه میهن
برین پایهای از فرادَرگهانم!
📜دفتر «دستان مستان»
برشی از سرودهی بلند «کرمانشاهان»
میرجلالالدین کزازی
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
ز گلشنروانان و روشنرهانم
فروسایم ار سر به درگاه میهن
برین پایهای از فرادَرگهانم!
📜دفتر «دستان مستان»
برشی از سرودهی بلند «کرمانشاهان»
میرجلالالدین کزازی
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
ادبسار
☔️ واژگان پارسی در زبان عربی اوس = از پارسی اوس، بخشش، گَهولی (معاوضه) اَوشَن = از پارسی آشنا اهداف(تک هدف) = از پارسی هدفها، آماژها اَهرِمَن = از پارسی اهریمن اهلیلج = از پارسی هلیله گیاه دارویی آهن = از پارسی آهن اَهورا = از پارسی اهورامزدا اَیارَج = از…
🌴 واژگان پارسی در زبان عربی
اَیر، عیر = از پارسی نری، مردی، ایر،
ایرانشهر از نام کهن کشور عراق و نیشابور بود
اَیوانات = از پارسی ایوان، ایوانها
ایهقان = از پارسی اِهقان، خردل بیابانی
باباری = از پارسی پلپل، فلفل
بابوج = از پارسی پاپوش، گونهای کفش
بابونج از پارسی بابونه
بابوس = از پارسی بابا بوس، بچهی شیرخواره
🌴 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌴 @AdabSar
اَیر، عیر = از پارسی نری، مردی، ایر،
ایرانشهر از نام کهن کشور عراق و نیشابور بود
اَیوانات = از پارسی ایوان، ایوانها
ایهقان = از پارسی اِهقان، خردل بیابانی
باباری = از پارسی پلپل، فلفل
بابوج = از پارسی پاپوش، گونهای کفش
بابونج از پارسی بابونه
بابوس = از پارسی بابا بوس، بچهی شیرخواره
🌴 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌴 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#تعصب = پیوَرزی، خشکاندیشی، ستیز، سِتیهَندگی، بَرنایِشتی، کورباوَری، رگمرداری، پافشاری، بیخردانه، پشتگیری، سختگیری
#تعصب_دینی = دیننموداری
#متعصب = خشکسَر، بَرنایِشت، سِتیهَنده، خشکاندیش
✍ نمونه:
☄تعصب شدیدی نسبت به این موضوع داشت =
پافشاری بسیاری در این باره داشت
☄سلوک "داعش" با تعصب شدید مذهبی تواَم است =
رفتار «داعش» با خشکاندیشی سختِ دینی همراه است
روش «داعش» با کورباوَری سَتَهمِ آیینی همراه است
کردار «داعش» با سِتیهَندگی تندِ کیشی همراه است
☄محقق نباید متعصبانه در صدد اثبات فرضیهاش باشد =
پژوهشگر نباید خشکسَرانه در پی پایوَری اَنگارهاَش باشد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#تعصب = پیوَرزی، خشکاندیشی، ستیز، سِتیهَندگی، بَرنایِشتی، کورباوَری، رگمرداری، پافشاری، بیخردانه، پشتگیری، سختگیری
#تعصب_دینی = دیننموداری
#متعصب = خشکسَر، بَرنایِشت، سِتیهَنده، خشکاندیش
✍ نمونه:
☄تعصب شدیدی نسبت به این موضوع داشت =
پافشاری بسیاری در این باره داشت
☄سلوک "داعش" با تعصب شدید مذهبی تواَم است =
رفتار «داعش» با خشکاندیشی سختِ دینی همراه است
روش «داعش» با کورباوَری سَتَهمِ آیینی همراه است
کردار «داعش» با سِتیهَندگی تندِ کیشی همراه است
☄محقق نباید متعصبانه در صدد اثبات فرضیهاش باشد =
پژوهشگر نباید خشکسَرانه در پی پایوَری اَنگارهاَش باشد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
گر بگویی سخنی از سرِ اندیشه بگوی
ورنه صد اندُه و اندیشه تو را بار آرَد
گلبنی کو دهنِ غنچه گشاید بیوقت
گل به سرما دهد و حاصل از او خار آرَد
لب کمان است و سخن تیر چو بیرون بجهد
به کمانخانه که یارَد که دگر باز آرَد
آنچه منصور همی گفت گَهِ مستیِ عشق
بایزید ارچه همان نکته به گفتار آرَد
آن سخن سالم از اغیار گذارد او را
واین چو بیوقت بُود بسته سوی دار آرَد
قولِ بیوقت اگر حق بُود اینش اثر است
خاصه باطل چه توان گفت چه آثار آرَد
لب فروبستن از اندیشه و کمتر گفتن
بِه از آن بد که پشیمانی بسیار آرَد
#کمال_الدین_حسین_خوارزمی
@AdabSar
گر بگویی سخنی از سرِ اندیشه بگوی
ورنه صد اندُه و اندیشه تو را بار آرَد
گلبنی کو دهنِ غنچه گشاید بیوقت
گل به سرما دهد و حاصل از او خار آرَد
لب کمان است و سخن تیر چو بیرون بجهد
به کمانخانه که یارَد که دگر باز آرَد
آنچه منصور همی گفت گَهِ مستیِ عشق
بایزید ارچه همان نکته به گفتار آرَد
آن سخن سالم از اغیار گذارد او را
واین چو بیوقت بُود بسته سوی دار آرَد
قولِ بیوقت اگر حق بُود اینش اثر است
خاصه باطل چه توان گفت چه آثار آرَد
لب فروبستن از اندیشه و کمتر گفتن
بِه از آن بد که پشیمانی بسیار آرَد
#کمال_الدین_حسین_خوارزمی
@AdabSar