ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«اشکان»، «ارشاک» و «ارشک»
بخش نخست

نام پسرانه‌ی "اشکان"، با آنکه نامی کهن است ولی دیدگاه‌ها درباره‌ی خاستگاه آن همسو نیستند.
نام "اشکان" وابسته به پایه‌گذار پادشاهی پارت‌ها(اشکانیان) است.

💪🏻💪🏻 "اشکان"، "ارشکان"، "ارشک" و "ارشاک" چندگونه از یک نام و به آرِش(معنی) پهلوان، کُهرُمان(قهرمان)، سردار بلندبالا، پیش‌رونده، راستی، درستی، پاکی و پارسایی است.

🤴🏻🤴🏻 "ارشک" نام پسر بزرگ داریوش دوم هخامنشی بود که پس از رسیدن به پادشاهی به نام اردشیر دوم شناخته شد. همچنین نام فرزند اردشیر سوم و آتوسا و نام پسر خسرو سوم پادشاه ارمنستان و نام شماری از شاهان ارمنستان بود.

👈👈 برجسته‌ترین دیدگاه‌ها درباره‌ی ریشه و خاستگاه نام "اشکان":

1⃣ اشکان آمیخته از "اشک/ارشک"+"ان"(پسوند بستگی به دودمان اشکانی) است.(فرهنگ واژه‌های اوستا، بهرامی)

2⃣ اشکان در پارسی "ارشک" بود که در یونانی به "اشک" دگردیس(تبدیل) شد و به پارسی بازگشت. "ارشک" نام نیا(جد)ی دودمان اشکانی است.(واژه‌نامه، دهخدا)

3⃣ گمان دیگر دهخدا این است که "اشک" نام نیای اشکانیان نیست. اشک واژه‌ای یونانی و "اشکمیوس" بود که در پارسی به "اشک" و در تازی به "عشق" دگرگون شد. این واژه با تازش اسکندر به ایران آمد و به مانی(معنی) چکه آبی بود که از چشم می‌ریزد. این واژه در زمان پارتیان چم تازه‌ای یافت(از جان گذشتن برای به‌دست آوردن) و "اشکانیان" به چم "عاشقان ایران" نامی بود که پارتیان بر خود نهادند تا به یونانیان بگویند که ایرانیان برای میهن خود از جانشان می‌گذرند.
همچنین گفته می‌شود پارتیان یا اشکانیان نام پایتخت خود را "اشک‌آباد" گذاشتند که امروز به "عشق‌آباد" دگرگون شده است. بر این پایه "اشکانیان" به مانی "عاشقان" است.
گفتنی است امروز شماری از کهن‌نگاران، تازش اسکندر به ایران را دروغین می‌دانند.

4⃣ "اشک" دگرگون شده‌ی نام ایرانی "اَرَشک" است. "ارشک" نیز دگرگون شده‌ی "اَرشَن" به چم مرد دلیر است که در ایران باستان نامی رواگ‌دار(رایج) بود.
"ارشک" نام چند تن از شاهان و شاهزادگان هخامنشی بود. این نام در سنگ‌نبشته‌ها و مهرهای هخامنشی دیده می‌شود.(یشت‌ها، پورداود)

5⃣ "آرشاک" یا "ارشک" در زبان اوستایی Arshaka و در پهلوی Arishk به چم مرد دلیر و نام نخستین اشکانیان است.(فرهنگ شاهنامه، رضازاده شفق)

6⃣ "آرشاک/ارشاک" ارمنی شده‌ی نام "اشک/ارشک" است. هتا(حتا) گفته شده که این نام ریشه‌ی ارمنی دارد و به "اشکانیان" در ارمنستان "ارشاکیان" می‌گفتند.(فرهنگ نام‌های ایرانشهری، پرویز شاهچراغی و گروهی از پژوهندگان)

7⃣ "ارشک" نامی به‌جا مانده در مهری از هخامنشیان و نام یکی از پادشاهان ارمنستان بود.
شهری که پارتیان در آن می‌زیستند "آساک" نام داشت و به همین شوند آن‌ها خود را به نام شهرشان نامیدند که با گذر زمان به "ارشک/اشک" دگرگون شد. "آرزاکس" یونانی شده‌ی این نام است زیرا یونیانیان بندواژه(حرف) "ش" نداشتند و "ز" یا "س" را جایگزین می‌گردند.(ایران باستان، پیرنیا)
"اشکان/ارشکان" پسر دارای نخست بود.(لغت شاهنامه، عبدالقادر/ایران باستان، پیرنیا)

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 ژیکان، ورشان، ریکان، شادان، ماهکان و...
👦🏻 اشکبوس، ساسان، سامان، نریمان، ارشان، سوران و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#اشکان #ارشاک #ارشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«اشکان»، «ارشاک» و «ارشک»
بخش دوم

📚📚 "اشکان" در شاهنامه‌ی فردوسی به چند گونه آمده است.

"روشنک" دختر دارا و همسر اسکندر مویه می‌کرد و نام او را که از شاهان گذشته بود، می‌آورد:
-همان خسرو و "اشک" و فریان وفور
همان نامور خسرو شهرزور!

"اشک" بنیادگذار اشکانیان:
-نخست "اشک" بود از نژاد غُباد
دگر گرد شاپور خسرو نژاد!

"اشکانیان" که پس از تازش اسکندر بر ایران فرمان می‌راندند:
-کنون ای سراینده فرتوت مرد
سوی گاه "اشکانیان" بازگرد!

"اشکش" نام دلاور ایرانی سپاه کی‌خسرو در نبرد با توران.(شماری از نویسندگان به هم‌ریشه بودن "اشکش" و "اشک" شک دارند)
-پس گستهم "اشکش" تیزگوش
که با زور و دل بود و با مغز و هوش!

"اشکن" پهلوان ایرانی و از فرزندان فریدون:
-سر انجمن "اَشکَن" نامدار
نگهدارشان بود در کارزار!

"اشکبوس"(هم‌ریشه با اشک) دلاوری که در کنار پادشاه چین و در برابر ایرانیان می‌جنگید. در شاهنامه‌ی بنداری "اسکبوس" آمده است. او به دست رستم کشته شد:
-دلیری کجا نام او "اشکبوس"
همی برخروشید بر سان کوس!
#شاهنامه #فردوسی


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#اشکان #ارشاک #ارشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بوسیدمت، لب و دهنم بوی گل گرفت
بوییدمت، تمام تنم بوی گل گرفت

گل‌های سرخ چارقدت را تکاندی و
گل‌های خشک پیرهنم بوی گل گرفت

با عطر واژه‌ها به سراغ من آمدی
شعرم، ترانه‌ام، سخنم بوی گل گرفت

ای امتزاج شادی و غم، در کنار تو
خندیدنم، گریستنم بوی گل گرفت

از راه دور فاتحه‌ای دود کردی و
در زیر خاک‌ها کفنم بوی گل گرفت

تا آمدی به میمنت بوی زلف تو
در باغ، یاس و یاسمنم بوی گل گرفت

گرد از کتابخانه‌ی من برگرفتی و
تاریخ مرده و کهنم بوی گل گرفت

خون تو دانه دانه شبیه گل انار
پاشید بر شب و وطنم بوی گل گرفت

#سعید_بیابانکی
@AdabSar
💫

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست

امروز که محتاج توام جای تو خالی‌ست
فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست

#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
@AdabSar

«نبینی مگر گرم و تیمار و رنج
بر این است رسم سرای سپنج
🌺🌺🌺
گزاف است کردار گردان‌سپهر
گهی زهر‌ و‌‌ جنگ است و گه نوش و مهر
🌸🌸🌸
اگر کشته گر مرده هم بگذریم
سِزد گر به چون‌وچرا ننگریم
🍀🍀🍀
چنان رفت باید که آید زمان
مشو تیز با گردش آسمان»
#فردوسی
🌼🌼🌼
با امید که در هفته‌ی پیش رو:
جهاندار پیروزگر یار باد
سر بخت دشمن نگونسار باد
#فردوسی
🌹🌹🌹

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


"عصر" واژه‌ای بیگانه است که در زبان پارسی با دو چم به‌کار می‌رود.

۱. زمانی از روز، که پس از میانه‌ی روز است:
🔻عصر = پسین، پَسینگاه، پس از نیمروز، ایوار، ایواره، شام، شامگاه، شامداد، شبانگاه
🔻عصرانه = چاشت، چاشت پَسین، چاشت شامگاهی
🔻عصر به‌خیر = پَسین خوش، شام خوش

نمونه:
🔺از صبح تا عصر با هم بودیم =
از بام تا شام با هم بودیم
از بامگاه تا پَسینگاه با هم بودیم

🔺تا عصر طول خواهد کشید =
تا شبانگاه به درازا خواهد کشید
تا پس از نیمروز به درازا خواهد کشید

🔺شما را برای خوردن عصرانه به منزلمان دعوت می‌کنم =
شما را برای خوردن چاشت/ چاشتِ پَسین به خانه‌مان فرا می‌خوانم

🔺عصر بخیر رفقا =
پَسین خوش دوستان

🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگِ خروس(بهار)


۲. چرخه‌ای از دیروک(تاریخ)، که ویژگی آن ریسه‌ای(مجموعه‌ای) از رویدادهای وابسته به هم است:
🔻عصر = زمانه، زمان، روزگار، دورَک
🔻عصر اتم = دورَکِ اتم
🔻عصر باستان = زمانه‌ی باستان، روزگار باستان
🔻عصر حجر = دورک سنگی، روزگار سنگی
🔻عصر حجر جدید = دورک نوسَنگی، روزگار نوسَنگی
🔻عصر حجر قدیم = دورک پارینه‌سنگی، زمان پارینه‌سنگی
🔻عصر طلایی = دورَک زرین
🔻عصر فناوری = زمانه‌ی فناوری

نمونه:
🔺«نارسیسم» از علائم روان‌رنجوری عصر ماست =
«خودشیفتگی» از نشانه‌های روان‌رنجوری روزگار ماست

🔺ما در عصر فناوری اطلاعات زندگی می‌کنیم =
ما در زمانه‌ی فناوری داده‌ها زندگی می‌کنیم

🔺در عصر یخبندان خیلی از حیوانات مردند =
در دورَکِ یخبندان بسیاری از جانوران مردند

🚩ویرایش شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عصر #عصرانه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آرتمیس» یا «ارتمیس»
👸🏻👸🏻 "آرتمیس" یا "ارتمیسیا" یکی از زنان نامدار و سرافراز ایران، نخستین ویچیر پدافند(وزیر دفاع) در جهان برای نیرومندترین ارتش آن زمان جهان و فرمانده زبده و هوشمند نیروی دریایی ایران در زمان خشایارشاه بود. "هرودوت" نوشته بود که هیچ‌یک از فرماندهان ایران به اندازه "ارتمیس" به خشایارشاه راهنمایی ارزشمند نداده‌اند. کهن‌نگاران یونانی نیز در نوشته‌هایشان او را زنی زیبا، هوشمند و والاتبار ارزیابی کرده‌اند.
به شوند(دلیل) جایگاه و ناموری وی، نام بسیاری از دختران ایران از زمان باستان تاکنون، به‌ویژه در زمان ساسانیان و پس از اسلام نیز در دودمان سلجوقیان، "آرتمیس" بود.
به گفته‌ی کهن‌نگاران(مورخان)، وی ۴۸۰سال پیش از زایش(میلاد) در نبرد "سالامیس" خوش درخشید.
گفته می‌شود او دلباخته‌ی خشایارشاه بود و به وی پیشنهاد همسری داد.
goo.gl/xJ9oKG

👸🏻👸🏻 درباره‌ی ریشه‌ی نام "آرتمیس" یا "ارتمیس" دو دیدگاه برجسته داریم:

۱- آرتمیس نامی ایرانی آمیخته از "آرتا/آرته/ارتا/اَرتَه"+"مَس" به چمار بزرگ است. این نام را به چم درستکار بزرگ، راستگو، بانوی پاک بزرگ و نیک‌کردار بزرگ دانسته‌اند.
برای آشنایی با نام‌های "ارتا" یا "آرتا" به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5553
t.me/AdabSar/6695

۲- "آرتمیس" نام یک ایزدبانوی یونانی است. او و آپولون خواهر و برادر همایند(دوقلو) و فرزندان زئوس و لتو بودند. پرستشگاه "آرتمیس" در شهر سلجوق در ترکیه کنونی به شَوَند مهسازی(معماری) بسیار زیبا، یکی از شگفتی‌های هفتگانه‌ی جهان است. او همتای "دایانا"ی رومی و ایزدبانوی شکار، جانوران و نگهبان زنان هنگام زایمان بود. برای آشنایی با "دیانا" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4859

👈🏻👈🏻 از سویی باید نگریست که بر پایه‌ی پژوهش‌ها و یافته‌ها، "آرتمیس" یونانی‌تبار بود. او در شهر هالیکارناس، پایتخت کاریا(در باختر ترکیه کنونی) زاده شد. این شهر را هخامنشیان در دست داشتند و بخشی از سرزمین ایران و از سویی همسایه‌ی نزدیک به یونان بود. پدرش لوگدامیس، فرماندار این شهر و مادرش زاده‌ی آبخوست(جزیره) "کرت" بود. "آرتمیس" پس از مرگ پدرش جانشین او شد. از این رو شاید بتوان گفت با نگر به همسایگی و نزدیکی سرزمین‌ها، این نام از یونان به ایران آمده باشد.

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 آرتینا، آترین، آتریسا، پارمیس، آرشین، آرشیدا، آرنوش و...
👦🏻 آرتا، آرتام، آرتین، آریو، آریابد، آریافر، آرتامن و...

فرتور(عکس) پیوست، نگاره‌ی "آرتمیس" روی دانگ(سکه)های اشکانی و نمایی از سرزمین ایران در زمان "آرتمیس" است.
با سپاس از "واروژان سیونیکیان"، سرپرست کانال "نقشه‌های سیاسی و تاریخی" که این ره‌نامه(نقشه) را به ادبسار واگذار کردند.


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آرتمیس #ارتمیس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


درود دوستان

برای واژه‌ی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیده‌ام که بتوان از آن جداشده‌های زیاد و ساده ساخت.
زین‌روی/بنابراین بر آن شدم برای واژه‌ی «جراح» و جداشده‌های آن این هموگ‌ها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَن‌کافتن، تَن‌کافِش
🔻 پزشک جراح: تَن‌کاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکاف‌افزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته می‌شود]

در فارسی به کسی که عمل جراحی می‌شود بیمار می‌گویند، ولی همه‌ی جراحی‌ها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ می‌توان برابرهای رشمندتری[دقیق‌تری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح

نمونه‌ها:
⭕️ این دانشکده ویژه‌ی آموزش جراحی چشم است.
این دانشکده ویژه‌ی آموزش تنکافی چشم است.
این دانشکده ویژه‌ی آموزش کرنت چشم است.

⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.

⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژه‌ای به عمل آید.
تنکافته‌ها را باید به‌گونه‌ی ویژه‌ای پایید.

⭕️ نگهبان از ورود خانواده‌ی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
نگهبان نهلید خانواده‌ی او به تنکافگاه درون شوند.

نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفته‌ی آینده جراحی می‌کند.
پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفته‌ی آینده می‌تنکافد.

فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

رفتی چه بی‌بهانه و سرد از کنار من
پاییز شد دوباره شکوه بهار من

یادم نمی‌کنی و ز یادم نمی‌روی
یادت به‌خیر یار فراموش‌کار من

حالا کجاست آن همه لاف وفا که باز
بر عشق "ما" نشسته دوباره غبار "من"؟

شاعر شدم که از تو بگویم غزل ولی
بدرودِ آخرینِ تو شد یادگار من

افسرده مانده‌ام به امید طلوع صبح
شاید شبی سحر بشود انتظار من

باید که از حصار زمانه گذر کنم
تا پُر کند زمین و زمان را شعار من

چون آتشی زبانه کشد سوز عاشقی
آتش کشد به جان سکوتت شرار من

ای شعر ناسروده کجا مانده‌ای، کجا؟
که می‌چکد غزل به دل بی‌قرار من

#علی_نیاکویی_لنگرودی
@AdabSar
💫

خوش به حال تو
که از حال خودت باخبری
که دلتنگ خود نمی‌شوی
که منتطر نیستی
که هر وقت بخواهی
خودت را داری...

#آريا_نوری
@AdabSar
💫

خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!

گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!

#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅پیام شما

فرهنگ همگانی (عمومی)، همان چیزی است که شالوده‌ی رفتار توده‌ی مردم بر آن استوار است.
اگر مردمان هزانه(جامعه)، زمان‌شناسی و رایِنیدن(نظم‌بخشی) را باور داشته باشند، اگر راست‌گویی را در رفتار خود همانند گفتارشان به کار گیرند، اگر پاکیزگی و بهداشت را پاس دارند و در زندگی خویشیک(شخصی) و هزانه رواگ‌مند سازند و خود را ناگزیر از پاس‌داشت هوده‌ی(حقِ) دیگران در نهان و آشکار بدانند؛ می‌توان امید داشت که فرهنگ همگانی میهن‌مان سامان یابد؛ ولی اگر پایبند پیمان نباشند و هرگز ارزش زمان دیگران را ندانند و یا سخن آن‌ها با راست‌گویی همراه نباشد و تنها برای پرهیز از بازخواست دیگران، شرم از گفتن فرهود(حقیقت) و بهانه‌های دیگر؛ هر دم و هر روز ده‌ها سخن دروغ بر زبان بیاورند و یا آنکه در کُنش، زیست‌گاه را با ریختن خاک‌روبه‌ها و خاشه‌ها و به گونه‌های دیگر آلوده سازند و یا هنگام رانندگی و یا ایستادن در جایگاه‌های بی‌پروانه(غیرمجاز) که ایستمانی(پارک‌کردن) را ناروا دانند و یا زدن بوق‌های گوش‌خراش برای آگاه‌ساختن رَوَندگان و یا جاوَرپُرسی با رانندگان دیگر، به هوده‌ی دیگر هم‌شهریان دست‌درازی کنند و واره‌ی(نوبت) دیگر رانندگان را پاس ندارند، به گمان نمی‌توان امید داشت، چنین چپیره‌یی راه رشد و بالندگی در پیش گیرد و هم‌چنان باید برای داشتن هزانه‌یی پاک و پیراسته و همراه بودن با مردمان راستگو و باسامان رشک ببرد.

✍🏻 #بلال_ریگی
یادداشت به پارسی پاک

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

ای گیسوان رهای تو از آبشاران رهاتر
چشمانت از چشمه‌سارانِ صافِ سحر باصفاتر

با تو برای چه از غربت دست‌هایم بگویم
ای دوست ای از غم غربتِ من به من آشناتر

من با تو از هیچ از هیچ توفان هراسی ندارم
ای ناخدای وجود من ای از خدایان خداتر

ای مرمر سینه‌ی تو در آن طرفه پیراهن سبز
از خرمن یاس در بستر سبزه‌ها دلرباتر

ای خنده‌های زلال تو در گوش ذرات جانم
از ریزش مِی به جام آسمانی‌تر و خوش‌صداتر

بگذار راز دلم را بدانی «تو را دوست دارم»
ای با من از رازهایم صمیمی‌تر و بی‌ریاتر

آری تو را دوست دارم ‌وگر این سخن باورت نیست
اینک نگاه ستایشگَرَم از زبانم رساتر

#حسین_منزوی
@AdabSar
💫

کاش به زنی که عاشق است
می‌آموختند که چگونه انتقام بگیرد
غمگینم که عشق
این همه مهربان است!

#مژگان_عباسلو
@AdabSar
💫

با آنكه جز سكوت جوابم نمی‌دهی
در هر سوال از همه پرسيده‌ام تورا

از شعر و استعاره و تشبيه برتری
با هيچكس به‌جز تو نسنجيده‌ام تورا

#قیصر_امین_پور
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«مه‌آفرید» و «گُردآفرید»
نام‌های دوبخشی "مه‌آفرید" یا "ماه‌آفرید" و "گُردآفرید" با آنکه نام‌هایی تبارمند(اصیل) هستند ولی بیشتر کیستی(هویت) خود را از شاهنامه‌ی فردوسی می‌گیرند و می‌توان آن‌ها را نام‌های شاهنامه‌ای به شمار آورد.

🌕🌕 بیشتر نام‌هایی که بخش دوم آن‌ها "آفرید" است، نام‌های هنباز(مشترک) دخترانه و پسرانه هستند و چمار آن‌ها وابسته و پیوسته به پسوند "آفرید" است.
برای نمونه "مه‌آفرید" یا "ماه‌آفرید" (مه+آفرید) به چم آفریده شده مانند ماه و آفریده شده از ماه است. زیبارو و دل‌انگیز، دیگر چم‌های این نام هستند.
"گُردآفرید"(گُرد+آفرید) نیز به مانی پهلوان‌زاده شده و زاینده‌ی پهلوان است. در برخی بن‌مایه‌ها چم "نگهبان نیرومند" نیز برای آن نوشته‌اند.

🌙🌙 "ماه" (مانگ در پارسی باستان) به چم سرزمین و ماه آسمان بود. "ماه" ایزد روز دوازدهم هر ماه خورشیدی، نگهبان جانوران و پرورش‌دهنده‌ی گیاهان و رستنی‌ها است.
- گشت روشن چو ماه بزم که گشت
نام این روز ماه و روی تو ماه!
#مسعود_سعد

💪🏻💪🏻 "گُرد" (در زبان تپوری جُرد و در زبان پهلوی Gurt) به ماناک(معنی) جنگجو و دلاور، پسر گژدهم و دلاوری در زمان کی‌خسرو بود. او پس از کشته شدن شاپور، سپاه ایران را رهبری کرد.
- طلایه به پیش اندرون چون قباد
کمین‌ور چو "گُرد" تلیمان‌نژاد!
فردوسی

🌍🌏 "آفرید" دگرگون شده‌ی فری/افری(fri/afri) در زبان اوستایی و به چم خوشنود کردن و آرزوی خوب است. "آفریدن" در زبان پهلوی "آفریتن" و "آفرینش" نیز "آفرش" به مانی نیست را هست کردن و پدید آوردن بود.
واژگان آفرین، آفرینش، آفریدن و آوردن هم‌ریشه هستند. در این نام‌ها "آفرید" کوتاه‌شده‌ی "آفریده" است.
- بر او آفرین، کآفرین آفرید
مکان و زمان و زمین آفرید!
فردوسی

🌙⭐️ "مه‌آفرید" نام سه زن در شاهنامه‌ی فردوسی است:
۱- نام دختر کشاورزی که یکی از زنان بهرام‌گور بود. نام او در برخی از ویرایش‌های شاهنامه "مهرآفرید" آمده است:
- مهین‌دخت را نام "ماه‌آفرید"
فرانک دگر بُد، دگر شنبلید!

۲- نام دختر تور:
- کجا دختر تور "ماه‌آفرید"
که چون او کَس اندر زمانه ندید!

۳- نام کنیز ایرج(پسر فریدون) که دلداده‌ی او هم بود که از پیوند او و ایرج دختری زاده شد:
- یکی خوب چهر پرستنده دید
کجا نام او بود "ماه‌آفرید"!

- چو هنگامه‌ی زادن آمد پدید
یکی دختر آمد ز "ماه‌آفرید"!

🏹🏹 "گُردآفرید" در شاهنامه‌ی فردوسی:
نام دختر گژدهم، مرزدار ایرانی. او زنی دلاور بود و در کنار دژ سپید با سهراب جنگید ولی توانست با نیرنگ بگریزد.
- کجا نام او بود "گُردآفرید"
که چون او به جنگ اندرون کس ندید!
#شاهنامه #فردوسی

🤼‍♂🤼‍♂ "گُردآفرید" در گرشاسپ‌نامه، نام پهلوانی ایرانی نامدار در سپاه گرشاسپ بود.

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 به‌آفرید، نوش‌آفرید، مهرآفرید، شادآفرید، مهین، مه‌گل و...
👦🏻 دادآفرید، کی‌آفرید، گرشا، گردیا و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی #نام_پسرانه_ایرانی
#مه_آفرید #ماه_آفرید #گردآفرید #گرد_آفرید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عطسه = اَتسِه، اَشنوسه، شَنوسَک

🔻عطسه‌زدن = اَتسه‌ژدن، شنوسیدن


واژه‌ی "عطسه" اگرچه تازی است، ولی از روی آوای این کار ساخته شده است.
این واژه برابر و هماهنگ با آواز "اتس" است که از دهان بیرون می‌آید و نه از ریشه‌های زبان سامی. بر این پایه می‌توان این واژه را با نوشتار "اَتسه" به‌کار برد.
در پارسی بدان "اشنوسه" می‌گفتند که آن هم از راه شنیدن آوای این کار پیدا شده بود.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عطسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

تهران و بوی ذرت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوب
تهران و خط متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

تهرانِ سکته‌کرده‌ی از هر دوپا فلج
تهرانِ وصله‌پینه شده با خطوط کج
تهرانِ تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطل‌های سوخته‌ی انقلاب را
بر سنگ‌فرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

من خش‌و‌خش رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه‌ی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

بلوار پر درخت ولیعصر تا ونک
نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پفک
کابوس‌های هر شبه از درد مشترک
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

تنهایی‌ام نشسته میان اتاغ‌ها
بر بیست‌و‌هشت‌سالگی‌ام جای داغ‌ها
گریه نمی‌کنم… همه‌ی اتفاق‌ها
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

#فاطمه_اختصاری
@AdabSar