@AdabSar
پاورچین اشغ ...!
درسکوتِ نیمهجانِ نیمهشب
گوهرِ یادت برون شد از صدف
میدهد سان در خیابان خیال
یاد باد آن روزگاران شعف
سرخوش از رویای خیس لحظهها
سوی رود زندگی جاری شدم
پرتوی دیدم ز رخسارت بر آب
مبتلای خوابِ بیداری شدم!
بیخبر از گام پاورچین اِشغ(عشق)
خفته بودم کنج آغوش بهشت
زُلزدن در یک نگاه دورهگرد
آتشی بر خرمنِ جانم بههِشت
وه چه شبها تا پگاه پنجره
لالهی چشمم گریزنده ز خواب
تشنهی یک جرعه لب بودم، دریغ
مُردم از اوج عطش در موج آب
آسمان چون چادر شب میکشید
میشدم در بند رویایت اسیر
گُرگرفتنهای دل یادش بهخیر
گرچه گشتم در اجاغ اِشغ پیر
خفته در نارِ نفسهایَت خیال
وقت دیدارت نفس میکَند جان
غنچهی لبهای تو چون میشکفت
میشد الکن این زبان بسته- زبان!
میزدی بر سینهی کوچه قدم
کوچه از هُرم تنات گُر میگرفت
کج چو میکردی مسیر گام خویش
بغض کوچه از دلِ پُر میگرفت!
ابرهای یائسه از آه من
زایمان کردند و عالم گریه کرد
خواجه را پرسیدم از احوال دل
«هفت خان» با چشم فالم گریه کرد!
وه از آن شب، پشت پرچین سحر
تَنگ آغوشم به گِردت قاب شد
لب خموش از گفتمان بوسه بود
سینهی سنگ از تپیدن آب شد!
خنجر مژگان کشیدی از نیام
از دل سبز شقایق خون چکید
آفتاب از شرم تو آتش گرفت
آسمان از گونهی هامون چکید!
بعد تو ای آبِ روی لالهها
آبرویَم رفت و رویَم شد کبود
ای اَروس(عروس) باکره، ای شهد شور
انتظارم از تو دیگرگونه بود
بعد تو ای مریم نیکوسرشت
حال دل را کس نپرسد جز فراق
ای خیال تو خیابان دلم
دل ز دامان تو میگیرد سراغ...
✍پینوشت:
"در سکوت دلنشین نیمهشب "
میگذشتیم از میان کوچهها
رازگویان، هردو غمگین، هردو شاد
هردو بودیم از همه عالم جدا
انوشهروان #فریدون_مشیری
سراینده و فرستنده #پرند
@AdabSar
پاورچین اشغ ...!
درسکوتِ نیمهجانِ نیمهشب
گوهرِ یادت برون شد از صدف
میدهد سان در خیابان خیال
یاد باد آن روزگاران شعف
سرخوش از رویای خیس لحظهها
سوی رود زندگی جاری شدم
پرتوی دیدم ز رخسارت بر آب
مبتلای خوابِ بیداری شدم!
بیخبر از گام پاورچین اِشغ(عشق)
خفته بودم کنج آغوش بهشت
زُلزدن در یک نگاه دورهگرد
آتشی بر خرمنِ جانم بههِشت
وه چه شبها تا پگاه پنجره
لالهی چشمم گریزنده ز خواب
تشنهی یک جرعه لب بودم، دریغ
مُردم از اوج عطش در موج آب
آسمان چون چادر شب میکشید
میشدم در بند رویایت اسیر
گُرگرفتنهای دل یادش بهخیر
گرچه گشتم در اجاغ اِشغ پیر
خفته در نارِ نفسهایَت خیال
وقت دیدارت نفس میکَند جان
غنچهی لبهای تو چون میشکفت
میشد الکن این زبان بسته- زبان!
میزدی بر سینهی کوچه قدم
کوچه از هُرم تنات گُر میگرفت
کج چو میکردی مسیر گام خویش
بغض کوچه از دلِ پُر میگرفت!
ابرهای یائسه از آه من
زایمان کردند و عالم گریه کرد
خواجه را پرسیدم از احوال دل
«هفت خان» با چشم فالم گریه کرد!
وه از آن شب، پشت پرچین سحر
تَنگ آغوشم به گِردت قاب شد
لب خموش از گفتمان بوسه بود
سینهی سنگ از تپیدن آب شد!
خنجر مژگان کشیدی از نیام
از دل سبز شقایق خون چکید
آفتاب از شرم تو آتش گرفت
آسمان از گونهی هامون چکید!
بعد تو ای آبِ روی لالهها
آبرویَم رفت و رویَم شد کبود
ای اَروس(عروس) باکره، ای شهد شور
انتظارم از تو دیگرگونه بود
بعد تو ای مریم نیکوسرشت
حال دل را کس نپرسد جز فراق
ای خیال تو خیابان دلم
دل ز دامان تو میگیرد سراغ...
✍پینوشت:
"در سکوت دلنشین نیمهشب "
میگذشتیم از میان کوچهها
رازگویان، هردو غمگین، هردو شاد
هردو بودیم از همه عالم جدا
انوشهروان #فریدون_مشیری
سراینده و فرستنده #پرند
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻کمک = یاوری، یاور، یاری، یار، پشتیبانی، دستگیری، دستیاری، همدستی، همراهی، همراه
🔻کمک به یکدیگر = همیاری
🔻کمکدهنده = همیار، دستیار، یاریدهنده، یاریرسان
🔻کمکراننده = شاگردراننده
🔻کمکطلبیدن = یاریخواستن
🔻کمکفنر = یارخیزه
🔻کمککار = یارکار، یاریکننده
🔻کمککردن = یاریکردن
🔻کمکِ مالی = دستگیری، پشتیبانی پولی
✍️نمونه:
🔺همیشه کمکش بود =
همیشه یاورش/یارش بود
🔺همهجا کمکش میکرد =
همهجا یاریاش میکرد
همهجا پشتیبانیاش میکرد
🔺هدفش کمک به مسکینان بود =
هدفش یاری به تهیدستان بود
آرمانش دستگیری مستمندان بود
🔺داور با کمکداور مشورت کرد =
داور با داوریار رایزنی کرد
🔺با کمک هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم =
با همراهی هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کمک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻کمک = یاوری، یاور، یاری، یار، پشتیبانی، دستگیری، دستیاری، همدستی، همراهی، همراه
🔻کمک به یکدیگر = همیاری
🔻کمکدهنده = همیار، دستیار، یاریدهنده، یاریرسان
🔻کمکراننده = شاگردراننده
🔻کمکطلبیدن = یاریخواستن
🔻کمکفنر = یارخیزه
🔻کمککار = یارکار، یاریکننده
🔻کمککردن = یاریکردن
🔻کمکِ مالی = دستگیری، پشتیبانی پولی
✍️نمونه:
🔺همیشه کمکش بود =
همیشه یاورش/یارش بود
🔺همهجا کمکش میکرد =
همهجا یاریاش میکرد
همهجا پشتیبانیاش میکرد
🔺هدفش کمک به مسکینان بود =
هدفش یاری به تهیدستان بود
آرمانش دستگیری مستمندان بود
🔺داور با کمکداور مشورت کرد =
داور با داوریار رایزنی کرد
🔺با کمک هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم =
با همراهی هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کمک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
وقتی دو بیت از تو سرودن مرا بس است
دیگر عزیز دل، بنویسم رمان که چه؟
آبی سفید چشم، لب سرخ، موی زرد
دیوانهام، روم پی رنگینکمان که چه؟
دنیای من دوقسمت ناعادلانه بود
بسیار در خیالت و کمتر کنار تو
وقتی خیالت از خود تو مهربانتر است
از دوریات گلایه کنم همچنان که چه؟
خوشبخت آن کسیست که یکروز با شما
جغرافیای مشترکی را قدم زده
همراهی تو یکدوسهگامی مرا بس است
از این اضافهتر بشوی مهربان که چه؟
من آسمان ندیدهام، این خندهآور است
هر سمت را که مینگرم رنگ چشم توست
در ذهن من که چشم تو را ثبت کرده است
آبی چرا شود صفت آسمان؟ که چه؟
شبگریههای تلخ گدا بود و شعر من
این بیتها نتیجهی یک عمر دوری است
حالا بخند شعر مجسم، ولی مپرس
شبگریه چیست؟ شاعر بیآب و نان که چه؟
#علیرضا_کیانی
@AdabSar
وقتی دو بیت از تو سرودن مرا بس است
دیگر عزیز دل، بنویسم رمان که چه؟
آبی سفید چشم، لب سرخ، موی زرد
دیوانهام، روم پی رنگینکمان که چه؟
دنیای من دوقسمت ناعادلانه بود
بسیار در خیالت و کمتر کنار تو
وقتی خیالت از خود تو مهربانتر است
از دوریات گلایه کنم همچنان که چه؟
خوشبخت آن کسیست که یکروز با شما
جغرافیای مشترکی را قدم زده
همراهی تو یکدوسهگامی مرا بس است
از این اضافهتر بشوی مهربان که چه؟
من آسمان ندیدهام، این خندهآور است
هر سمت را که مینگرم رنگ چشم توست
در ذهن من که چشم تو را ثبت کرده است
آبی چرا شود صفت آسمان؟ که چه؟
شبگریههای تلخ گدا بود و شعر من
این بیتها نتیجهی یک عمر دوری است
حالا بخند شعر مجسم، ولی مپرس
شبگریه چیست؟ شاعر بیآب و نان که چه؟
#علیرضا_کیانی
@AdabSar
💫
میدانی
هیچکس
هیچ چیز را
بهراستی فراموش نمیکند،
تنها آدمها
یک وختهایی
از بهیادآوردن خسته میشوند!
#الهه_بهشتی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
میدانی
هیچکس
هیچ چیز را
بهراستی فراموش نمیکند،
تنها آدمها
یک وختهایی
از بهیادآوردن خسته میشوند!
#الهه_بهشتی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
مخند ای نوجوان زنهار بر موی سپید من
که این برف پریشان بر سر هر بام میبارد
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
مخند ای نوجوان زنهار بر موی سپید من
که این برف پریشان بر سر هر بام میبارد
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
درود بر شما دوست ارجمند
معادل پارسی واژه ی فلاسک چیست؟ روشنگری کنید
سپاسگزارم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
درود بر شما دوست ارجمند
معادل پارسی واژه ی فلاسک چیست؟ روشنگری کنید
سپاسگزارم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻فلاسک، Flask، Flasque:
- فِلِشک(از دید آوایی به «فلاسک» نزدیک است و بهتر در یاد میماند)
- دمابان
- آبدان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فلاسک #Flasque #Flask
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻فلاسک، Flask، Flasque:
- فِلِشک(از دید آوایی به «فلاسک» نزدیک است و بهتر در یاد میماند)
- دمابان
- آبدان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فلاسک #Flasque #Flask
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶
@AdabSar
روی لبهای تو وقتی ردی از لبخند نیست
در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست
اخمهایت را کمی وا کن که تاب آوردنش
در توان شانههای خستهی الوند نیست
خواجهی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد
قصهاش آنچه مورخها به ما گفتند نیست
خواست تا از چشمزخم دشمنان حفظت کند
خوب میدانست کار آتش و اسپند نیست
آنقدر شیرین زبانی کار دستم دادهای
قند خون از خوردن بیش از نیاز قند نیست
ای تنت شیراز رازآلود، فتحت میکنم
گرچه در رگهام خون پادشاه زند نیست
#سورنا_جوکـار
@AdabSar
روی لبهای تو وقتی ردی از لبخند نیست
در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست
اخمهایت را کمی وا کن که تاب آوردنش
در توان شانههای خستهی الوند نیست
خواجهی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد
قصهاش آنچه مورخها به ما گفتند نیست
خواست تا از چشمزخم دشمنان حفظت کند
خوب میدانست کار آتش و اسپند نیست
آنقدر شیرین زبانی کار دستم دادهای
قند خون از خوردن بیش از نیاز قند نیست
ای تنت شیراز رازآلود، فتحت میکنم
گرچه در رگهام خون پادشاه زند نیست
#سورنا_جوکـار
@AdabSar
💫
یکدوسهچار... میشمارم خود را
من دست کسی نمیسپارم خود را
گفتی که مرا دوست نداری.... باشد
من جای تو نیز دوست دارم خود را
#امید_قطبی_زاده
@AdabSar
یکدوسهچار... میشمارم خود را
من دست کسی نمیسپارم خود را
گفتی که مرا دوست نداری.... باشد
من جای تو نیز دوست دارم خود را
#امید_قطبی_زاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻جنس = (Goods, Commodity)، کالا
🔻اجناس = کالاها
✍نمونه:
🔺آیا حاضرید برای ابتیاع جنس استاندارد، هزینهی زیادتری تادیه کنید؟ =
آیا آمادهاید برای خرید کالای اِستانده، هزینهی بیشتری پرداخت کنید؟
🔺اجناس را داخل انبار بگذارید =
کالاها ر ا درون انبار بگذارید
🚩 واژهی "جنس" را برخی پارسی و برخی نیز یونانیِ تازیگشته می دانند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#جنس #اجناس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻جنس = (Goods, Commodity)، کالا
🔻اجناس = کالاها
✍نمونه:
🔺آیا حاضرید برای ابتیاع جنس استاندارد، هزینهی زیادتری تادیه کنید؟ =
آیا آمادهاید برای خرید کالای اِستانده، هزینهی بیشتری پرداخت کنید؟
🔺اجناس را داخل انبار بگذارید =
کالاها ر ا درون انبار بگذارید
🚩 واژهی "جنس" را برخی پارسی و برخی نیز یونانیِ تازیگشته می دانند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#جنس #اجناس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بیتو با مرگ عجب کشمکشی من کردم
گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم
لاله در دامن کوه آمد و من بیرخ دوست
اشک چون لالهی سیراب به دامن کردم
در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ
که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم
شبنم از گونهی گلبرگ نگون بود که من
گلهی زلف تو با سنبل و سوسن کردم
دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به همچشمی روزن کردم
آشیانم به سر کنگرهی افلاک است
گرچه در غمکدهی خاک نشیمن کردم
شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام
سالها بر در این میکده مسکن کردم
#شهریار
@AdabSar
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بیتو با مرگ عجب کشمکشی من کردم
گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم
لاله در دامن کوه آمد و من بیرخ دوست
اشک چون لالهی سیراب به دامن کردم
در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ
که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم
شبنم از گونهی گلبرگ نگون بود که من
گلهی زلف تو با سنبل و سوسن کردم
دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به همچشمی روزن کردم
آشیانم به سر کنگرهی افلاک است
گرچه در غمکدهی خاک نشیمن کردم
شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام
سالها بر در این میکده مسکن کردم
#شهریار
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#ابلق= اَبلَک
#اذناب= دُنبها، دمها
#ذنب= دُنب، دم، دنبال، دنباله
#اریکه= اورنگ
#اسفنج= اسپَنگِه
#جزاء= (جِزیَهها)، گَزیَتها
#جند= گُند، سپاه، یاوران
#جندی= گُندی، سپاهی
#جندی_شاپور= گُندیشاپور
#جنود= گُندها، سپاهان
#جوال= گَوال
#جوالدوز= گَوالدوز
#جیره= گیره، روزیانه
#خفه= خپه
#خناق= خُناک
#قلیان= غَلیان
#مهمیز= مِهمیخ
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#ابلق= اَبلَک
#اذناب= دُنبها، دمها
#ذنب= دُنب، دم، دنبال، دنباله
#اریکه= اورنگ
#اسفنج= اسپَنگِه
#جزاء= (جِزیَهها)، گَزیَتها
#جند= گُند، سپاه، یاوران
#جندی= گُندی، سپاهی
#جندی_شاپور= گُندیشاپور
#جنود= گُندها، سپاهان
#جوال= گَوال
#جوالدوز= گَوالدوز
#جیره= گیره، روزیانه
#خفه= خپه
#خناق= خُناک
#قلیان= غَلیان
#مهمیز= مِهمیخ
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هست آیا مهربانتر از تو در دنیای من؟
هست آیا پاسخی جز "نیست" بر "آیا"ی من؟
بی تو دنیا غیر خاموشی ندارد، روشن است!
با تو زیبا میشود دنیای نا زیبای من
گرم خواهد شد زبانم با لبان آتشات
سرد خواهد شد اگر باشی کنارم "چای من"
ترس رسوایی و تاس بیخیالی ریختم
تا ببازی هر چه را پوشیدهای در پای من
شمع هم خاموش شد اما نمایان است باز
اختلاف رنگ اعضای تو و اعضای من
عشق یعنی من، که پا پیچیدهام بر پای تو
عشق یعنی تو، که خوابت میبرد در جای من
ماندنی شد وای من! عهدی که باهم بستهایم
این کبودی گلو این جوهر امضای من!
شببخیر آرامش شبهای نا آرام عشق
شببخیر انگیزهی بیداری فردای من...
#مجتبا_سپیـد
@AdabSar
هست آیا مهربانتر از تو در دنیای من؟
هست آیا پاسخی جز "نیست" بر "آیا"ی من؟
بی تو دنیا غیر خاموشی ندارد، روشن است!
با تو زیبا میشود دنیای نا زیبای من
گرم خواهد شد زبانم با لبان آتشات
سرد خواهد شد اگر باشی کنارم "چای من"
ترس رسوایی و تاس بیخیالی ریختم
تا ببازی هر چه را پوشیدهای در پای من
شمع هم خاموش شد اما نمایان است باز
اختلاف رنگ اعضای تو و اعضای من
عشق یعنی من، که پا پیچیدهام بر پای تو
عشق یعنی تو، که خوابت میبرد در جای من
ماندنی شد وای من! عهدی که باهم بستهایم
این کبودی گلو این جوهر امضای من!
شببخیر آرامش شبهای نا آرام عشق
شببخیر انگیزهی بیداری فردای من...
#مجتبا_سپیـد
@AdabSar