نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
آرمین لنگرودی
‏پژوهشگر تاریخ باستان و پیدایش اسلام

‏برگرفته از مقدمه کتاب:
‏چگونه مسلمان شدیم؟

‏در «تاریخ اسلامی» اسلام، ادعا می‌شود که ما تمام ریزه‌کاری‌های این تاریخ را می‌شناسیم: سرگذشت محمد، دوران پیامبری او، زندگی علی، خلافت عمر، شهادت حسین، امامت حسن و غیره. این سوال مطرح است که ما از کجا به این داده‌ها دسترسی پیدا کرده‌ایم؟

‏این در حالی‌ست که از دو سده اول پیدایش اسلام، اساساً هیچ‌گونه نگارش مستند، بی‌طرف، و گواه‌مندی در دست نیست. برای مقایسه و درک بهتر، ما یک نمونه از تاریخ زنده خود را فرض می‌کنیم: نقل قول رفسنجانی از خمینی در تایید لیاقت خامنه‌ای!

‏این نقل آیا واقعی بوده یا ساخته و پرداخته ذهن رفسنجانی!؟ این حتی در فردای اعلام این «نقل قول» هم مستند نبود. - امام حسب‌الادعا گفت و عده‌ای هم شنیدند! حال اگر این ابهام درباره سیاست روز را به تاریخ پیدایش اسلام گسترش دهیم، چگونه می‌توانیم به نقل‌هایی اعتماد کنیم که ۲۰۰ سال پس از حیات محمد نگاشته شدند!؟

‏مذاهب را باید از بدو پیدایششان مورد مطالعه قرار داد و به دگرگونی و تکاملشان دقت کرد. تنها در همین ۴۰ سال گذشته، اسلام شیعی در ایران دستخوش تغییرات چشمگیری بوده است. این سالها به هیچ‌وجه سالهای استثنائی در تاریخ ایران نیستند. تاریخ ما پر است از این دوران‌های «استثنایی!»

‏—————
‏گفتنی‌ست که در کلاوب هاوس گفت‌وشنود، امروز ساعت نه شب به وقت تهران، آرمین لنگرودی در کنار دو مهمان دیگر، حضور خواهد یافت تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا خداناباوران، «شیطانی» یا «شیطان‌پرست» هستند؟

‏برای شرکت در این جلسه روی لینک زیر کلیک کنید:

https://www.clubhouse.com/invite/L97SV1Jle9KykWJ3yjyB96oD5bE5swlKLJo:lPy_533x5EFXQauopBiVo2djVNx4Iag_1HI9zRqoUZs
📘تعبد و استمناء
(۱/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

🔻دو جوان ۱۵ ساله الف و ب را تصور کنید:
▪️جوان «الف» ازدواج می‌کند، ولی با همسر خود، شرط ضمن عقد می‌نماید که اصلاً با وی همبستر نشود؛ ولی از همسرش می‌خواهد که در مواقعی برایش استمنا کند.
▪️جوان «ب» ازدواج نمی‌کند؛ اما در مواقعی استمنا می‌کند.
🔺اکنون فرض کنید از عمر این دو جوان، مثلاً ۱۰ سال گذشته؛ طبق فتوای مشهور فقها، جوان «الف»، به‌خاطر استمناء توسط همسرش، «گناهی مرتکب نشده»، اما جوان «ب»، باز طبق فتوای فقها، «۱۰ سال گناه» انجام داده‌است!

🔸نکته
از هر دوی جوان‌ها در طول ۱۰ سال، منی خارج شده و نتیجۀ عمل هر دوی آنها همانند هم است؛ هرچند که یکی بوسیلۀ خود و دومی به وسیلۀ همسرش این عمل را مرتکب شده است. اینجا مسألۀ «تعبد» رخ می‌نماید؛ یعنی علمای اسلامی می‌گویند: درست است هر دو عمل به ظاهر یکسان است؛ ولی یکی گناه، و دیگری غیرگناه؛ اما «ما حکمت این حکم را نمی‌دانیم» و تعبداً می‌پذیریم که مرتکب این عمل «گناه کبیره» نشویم!

سؤال
در کتب تربیتی دینی، برای استمناء مضرات بسیار متنوع روحی و جسمی برشمرده‌اند؛ همانند: «ضعف بینایی، پریدگی رنگ، نقصان قوای حافظه، لاغری، ضعف و سستی زیاده از حد، بی‌اشتهایی، کج خلقی، عصبانیت»، و ... آیا این مضراتِ استمناء، شامل استمناء توسط همسر نیز هست؟ یا اینکه چون استمناء توسط همسر حرام نیست؛ خدا مضرات آن را نیز برطرف می‌نماید؟

🔸نکته

استمناء به هر نحوى (جز توسط همسر و کنیز) حرام، بلکه از گناهان کبیره شمرده شده است. (جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۴۷)؛ البته، برخى متأخّران، استمناء با دست کنیز و همسر را نیز حرام دانسته‌اند (تذکرة الفقها، ج۲، ص۵۷۷).

🔷 انواع عوامل خروج منی

گُشناب یا منی یا اسپرما، مایعی است که از اندام‌های جنسی مردانه ترشح می‌شود. منی به عوامل مختلفی می‌تواند از آلت‌تناسلی انسان خارج شود؛ که برخی از آنها عبارتند از:

۱. بیماری

ممکن است برخی از انسان‌ها به دلیل «مریضیِ خاصی»، دچار انزال منی ناخواسته باشند.

۲ـ تحریک الکتریکی

در کل، سه بخش از سیستم بدن، دست به دست هم می‌دهند تا منی از انسان خارج شود:
الف. حس‌گر خارجی؛
ب. رشته‌های عصبی واسطه تا مغز؛
ج. قسمت مربوطه در مغز، که پس از تجزیه و تحلیل داده‌ها، دستور خروج منی را صادر می‌نماید.
به وسیلۀ «تحریک الکتریکی» مصنوعی در بخش واسطه (رشتۀ عصب‌ها) و نیز بخشی از سلول‌های مغزی، می‌توان باعث خروج منی از انسان شد.

۳. خواب

غالب انسان‌ها مخصوصاً نوجوانان، در اثر خواب دیدن (چه واضح و چه نامشخص)، دچار انزال منی از بدن می‌گردند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘تعبد و استمناء
(۲/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

۴. خوابگری یا هیپنوتیزم

در مواردی ممکن است که شخص، توسط خوابگری دچار خروج منی از آلت تناسلی گردد؛ حتی در مواردی برخی ادعا نموده‌اند که می‌توانند زودانزالی در مردان را با روش هیپنوتیزم درمان نمایند.

۵. تخیل و تصور

برخی از افراد این توانایی را دارند که بدون ارتباط جسمی یا حسی، و فقط بر اثر تصورات طبیعی یا غیرطبیعی، منی را از بدن خود خارج نمایند.

۶ـ بروز هیجان

بعضی از افراد، در مواجهه با برخی هیجانات «خاصِ خود»، به مرحله انزال منی می‌رسند؛ مثلاً شخصی ممکن است در تجربه اول موتورسواری خود، و یا حرکت با سرعت زیاد و بروز هیجان، دچار خروج منی از بدن گردد.

۷. تحریک حواس بدن

تعداد «حواس بدن» انسان، زیاد هستند؛ ولی عرفِ مشهور، آن را به پنج حس تقلیل داده است. تحریک هر یک از این حواس بدن، می‌تواند در بسیاری از افراد، باعث انزال منی گردد:

الف. تحریک با دستگاه بینایی

انسان‌ها می‌توانند با دیدین «فیلم، تصویر، آثار تجسمی، خواندن کتاب و ...» که همگی از راه حواس دیداری انسان انجام می‌شود، دچار هیجانات جنسی شوند و نهایتاً منجر به خروج منی از آنها گردد.

ب. تحریک با دستگاه شنوایی

حس شنوایی با شنیدن اصوات خاص، به راحتی می‌تواند موجب تحریک انسان‌ها و انزال منی گردد.

ج. تحریک با دستگاه لامسه

بسیاری از انسان‌ها، مخصوصاً کسانی که تجارب جنسی کمتری داشته‌اند، بر اثر تماس پوستی در غیر آلت تناسی خود، دچار انزال منی می‌شوند.

د. تحریک با دستگاه بویایی

جدای از «بوهای بخصوص اختراعی» توسط دانشمندان، که می‌توانند موجب تحریک جنسی در انسان‌ها شوند؛ برخی از کسانی که خاطرات جنسی همراه با «بوی خاصی» داشته‌اند، ممکن است در اثر استشمام دوباره همان بو، به مرحله انزال منی برسند.

هـ. تحریک با دستگاه چشایی

همان وضعیت بالا، در حس چشایی نیز قابل تعریف و جریان است؛ که از تکرار توضیح آن خودداری می‌کنیم.

۸. شیردوشی پروستات

ماساژ یا مالش پروستات از قسمت «پشتِ مرد»، منجر به تحریک پروستات و اعصاب آن ناحیه او می‌شود؛ و طی این عمل، ممکن است حتی بدون آن‌ که آلت تناسلی مرد تحریک شود، انزال منی رخ دهد.

۹. جلق زدن

اگر آلت مرد با دست خودش یا دیگری تحریک گردد، منجر به خروج منی می‌شود، و این رایج‌ترین نوع از انواعِ خودارضائی در مردان است؛ که در عرف عامیانه، از آن به «جق زدن» تعبیر می‌گردد.

۱۰ تماسِ آلتیِ غیردستی

تحریکِ تماسیِ آلت تناسی به غیر دست و صرنظر از عملِ دخول، نوعی از اعمال جنسی است؛ همانند: «تماس با بدن مرد دیگر یا زن، حیوان، اشیاء و ...»، «یا تماس با آب فشرده»، «استفاده از برخی آلات مصنوعی جنسی» و ...

۱۱. دخول دهانی

قضیب‌لیسی یا ساک‌زنی، که ممکن است توسط زن، مردِ دیگر یا حیوان و در برخی موارد نادر، توسط خودِ شخص انجام پذیرد، را می‌توان در محدودۀ دخول دهانی دسته‌بندی نمود؛ و در تمامی این موارد، انزال منی رایج است.

۱۲. دخولِ تناسلی

عمل دخول آلات تناسلی، که ممکن است با «زن، مرد، حیوان،  عروسک و ربات جنسی»، یا اشیاء (متعارف یا نامتعارف) انجام شود؛ می‌توانند  منتهی به خروج منی از بدن انسان شوند.

🔷 استمناء تصوری
استمناء حرام است، بلکه از گناهان کبیره شمرده شده؛ و در برخى روايات، آن را «همتاى زنا يا شايد بدتر از زنا» دانسته‌اند. خودارضايى، يعنى «انزال منی با قصد و نیت فرد بدون دخالت زن»؛ یعنی انسان بدون دخالتِ حضورى همسر یا کنیز خود، کاری با خود کند، که منی از وی خارج شود. این کار، فقط شامل دست زدن نیست، بلکه شامل «تصور نمودن، لمس کردن، بوییدن، سخن گفتن، سخن شنیدن، دیدن» و هر نوع کار دیگری که باعث انزال منی توسط فرد شود، می‌باشد؛ مثلاً به اينكه به چيزى فكر كند يا از طریق بوییدن بعضى از عطرها و گلها، انزال برايش صورت گیرد. نتیجه این که، استمنا اختصاص به دست و قوۀ لامسه ندارد، بلکه داراى مصادیق متعددی‌ست. بنابراین، معیار تحقق استمناء، «عدم وجود و دخالت زن» است، چه همسر باشد، چه کنیز؛ هرچند برخى اندک از فقیهان متأخر، استمناء با دست کنیز و همسر را نیز حرام دانسته‌اند.

سؤال
چرا اگر همسر يا كنيز، در انزال منى دخالت نداشته باشند، مرد دچار فعل حرامى شده و مستحق عذاب است؟

🔸نکته
۱- کیفر استمناء، تعزیر است که مقدار و چگونگى آن، توسط حاکم شرع تعیین مى‌شود؛ و وقوع استمناء، با گواهی دو مرد عادل یا دو بار اقرار، بلکه یک بار اقرار استمناء کننده، ثابت مى‌شود؛ هر چند‌ برخى قدما یک بار اقرار را موجب ثبوت آن ندانسته‌اند.

۲- استمناء در زنان نيز هست، ولى چون زنان غالباً شهوت ابتدايى ندارند، به نظر مى‌رسد خيلى مبتلى‌به نیستند؛ به همین خاطر مسألۀ بالا، مردانه طرح شد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘تعبد و استمناء
(۳/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

🔷 استمناء و خودارضائی با قصد و اراده

اعمال انسان‌ها می‌توانند با قصد و اراده و یا بدون قصد و اراده رخ دهند. بنابراین در نوشتار حاضر، پیرامون «استمناء و خودارضائی با قصد و اراده» سخن خواهد رفت.

🍂 برخی از فقیهان که از دقت فلسفی بی‌بهره‌اند، صدور فعل اختیاری را از فاعل، بدون وجود مرجّح، محال نمی‌دانند، اما معظم فلاسفه و متکلمان، «ترجّح بلامرجّح» را محال دانسته‌اند، و ظاهراً در اصل قبول قاعده، میان ایشان اختلافی نیست. بنابراین، استمناء می‌تواند «باوجه» یا «بلاوجه» انجام شود. استمناء بدون وجه، عرفاً شامل خودارضائی‌های «تفننی و تفریحی، اعتیادی و فان» می‌باشند، امّا برای استمناء، وجوه و جهاتِ منطقی نیز قابل طرح است؛ همانند:

۱. رفع بیماری‌های روانی یا جسمی

همان‌طور که برخی، معایبی برای خودارضائی برشمرده‌اند، بعضی از محققان و مطالعات پزشکی نیز (جدای از درصد ایمنی زیاد خودارضائی به‌نسبت اعمال جنسیِ دیگر انسان)، مزایای کوچک و بزرگ متعددی برای این عمل ذکر نموده‌اند؛ همانند «خواب راحت» یا «کاهش استرس». به‌عنوان نمونه، یکی از راه‌های «درمان زودانزالی»، خودارضائی قبل از همخوابگی میان زوجین، برشمرده شده است.

۲. تشخیص بیماری‌ها

شناختن امراض به نسبت مفهوم خود‌ارضائی، شامل دو دسته خواهند شد: تشخیص بیماری‌های مرتبط با عدم باروری در انسان، و شناخت امراضِ غیرمرتبط با باروی؛ همانند حساسیت پوستی و غیر پوستی به مایع منی.

۳. اسپرم‌گیری

در دورۀ معاصر، رایج‌ترین نوع خودارضائیِ پزشکی، جهت اسپرم‌گیری واقع می‌شود. اسپرم‌گیری برای «لقاح مصنوعی»، «اهداء یا فروش اسپرم» یا «تست‌های باروری».

۴. تقیۀ مذهبی یا تقیۀ سیاسی ـ امنیتی

موارد متعددی را می‌توان برای «خودارضائی تقیه‌ای» ذکر نمود، امّا به دلایل امنیتی، از بیان مصادیق آن‌ها صرف‌نظر شده‌است.

۵. دوری از گناهِ بزرگ‌تر

با فرض گناه بودن خودارضائی (طبق نظر عمده فقهای شیعی)، مهم‌ترین وجه غیرپزشکی برای عمل خودارضائی را، می‌توان مسألۀ «دوری از گناهِ بزرگ‌تر» عنوان نمود. این قاعده با عبارات و عناوین متنوعی قابل طرح هستند، همانند:
▪️«ارتکاب اخف ضررین»
▪️«اضرر الأشد یدفع بالضرر الأخف»
▪️«الضرر الأشد يزال بالضرر الأخف »
▪️«انجام مهم به خاطر ترک اهم»
▪️«تحتمل اخف المفسدتین لدفع اعظمها»
▪️«دفع افسد به فاسد»
▪️«یختار اهون الشرين»
▪️«يدفع اعظم الضررين بارتكاب أخفهما»
▪️اذا تعارضت مفسدتان، روعی اعضمها ضرراً بارتکاب أخفهما»
▪️یتحمل الضرر الخاص لدفع الضرر العام»

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘تعبد و استمناء
(۴/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

۳. اسپرم‌گیری

در دورۀ معاصر، رایج‌ترین نوع خودارضائیِ پزشکی، جهت اسپرم‌گیری واقع می‌شود. اسپرم‌گیری برای «لقاح مصنوعی»، «اهداء یا فروش اسپرم» یا «تست‌های باروری».

۴. تقیۀ مذهبی یا تقیۀ سیاسی ـ امنیتی

موارد متعددی را می‌توان برای «خودارضائی تقیه‌ای» ذکر نمود، امّا به دلایل امنیتی، از بیان مصادیق آن‌ها صرف‌نظر شده‌است.

۵. دوری از گناهِ بزرگ‌تر

با فرض گناه بودن خودارضائی (طبق نظر عمده فقهای شیعی)، مهم‌ترین وجه غیرپزشکی برای عمل خودارضائی را، می‌توان مسألۀ «دوری از گناهِ بزرگ‌تر» عنوان نمود. این قاعده با عبارات و عناوین متنوعی قابل طرح هستند، همانند:
«ارتکاب اخف ضررین»
▪️«اضرر الأشد یدفع بالضرر الأخف»
▪️«الضرر الأشد يزال بالضرر الأخف »
▪️«انجام مهم به خاطر ترک اهم»
▪️«تحتمل اخف المفسدتین لدفع اعظمها»
▪️«دفع افسد به فاسد»
▪️«یختار اهون الشرين»
▪️«يدفع اعظم الضررين بارتكاب أخفهما»
▪️اذا تعارضت مفسدتان، روعی اعضمها ضرراً بارتکاب أخفهما»
▪️یتحمل الضرر الخاص لدفع الضرر العام»

🔷 انواع فتاوای علما و فقهای اسلامی دربارۀ استمناء و خودارضائی
فقها و علمای شیعه و سنی، از گذشته دور تاکنون، فتاوا و احکام متعارضی را پیرامون خودارضائی بیان نموده‌اند؛ هر چند که معظم این فقها، آرایی یکسان أخذ نموده‌اند. امّا ابتدا لازم است توجه نماییم که عده‌ای از فقها، مخصوصاً فقهای معاصر، میان «خودتحریکی منجر به خروج منی» و «خودتحریکی بدون خروج منی (حتی به صورت مانع شده از لوله مجرای منی)»، تفاوت و تمایز قائل شده‌اند. به این معنی که ملاک ایشان در استمناء و خودارضائی، فقط خارج شدن منی است؛ هر نوع خود تحریکی و «جلق زدن» که منجر به خروج منی نگردد را مصداق «استمناء حکمی» نمی‌دانند.

🍂 علمای اسلامی پیرامون استمناء، اقوال مختلفی دارند که در یک دسته‌بندی منطقی، می‌توان اقوال ایشان را به نسبت «ضرورت» و «عدم‌ ضرورت» در دو گروه کلی مطرح نمود:

الف. حکم استمناء غیرضروری

علمای شیعه و سنی (بر روی هم)، سه فتوا برای این وضعیت اعلام نموده‌اند:
۱. برخی از علمای اهل‌ تسنن، استمناء را اساساً «مباح» می‌دانند؛ هر چند که این گروه، خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: برخی به صورت «مطلق» عمل استمناء را جایز دانسته‌اند، و برخی با ذکر شرایط متعددی، خودارضائی را مباح اعلام کرده‌اند.
۲. برخی از علمای اهل‌تسنن، خودارضائی را مکروه دانسته؛ و آن را عملی اخلاقی برنشمرده‌اند.
۳. جمهور علما و فقهای شیعه و سنی، فتوای به «حرام بودن استمناء» داده‌اند.
 
ب. حکم استمناء در حالِ ضرورت

علمای شیعه و سنی، بر روی هم، دو فتوا برای حالت ضرورت، مطرح نموده‌اند:

۱. عده‌ای از علمای اسلامی، خودارضائی را در «مواقع ضرورت»، «مباح» می‌دانند؛ هر چند که «موارد ضروری» ایشان متفاوت است:

▪️گروهی از فقها و علمای اهل تسنن، فرض جلوگیری از بروزِ «گناهِ افسد»، همانند «زنا و لواط» را شرط مباح بودن استمناء دانسته‌اند.

▪️گروهی از فقهای شیعه نیز، موارد ضرورت را محدود به موارد پزشکی (همانند اسپرم‌گیری و تست بیماری) دانسته‌اند، و فقط در این شرایط، خودارضائی را جایز می‌دانند.

✔️البته، یک فقیه معاصر شیعه شناخته‌شده، که جدای از موارد ضروری پزشکی که بیان گشت، استمناء را برای جلوگیری از وقوع گناه بزرگ‌تر، جایز شمرده، و گفته‌است:
«اگر فرض شود شخص در صورتی که استمناء نکند، قطعاً گرفتار زنا خواهد شد (یعنی دَوَران بین استمناء و زنا باشد) استمناء از «باب تزاحم» جایز می‌شود؛ و با پایان این شرایط، جواز آن از بین می‌رود. البته احراز تحقق چنین شرایطی مشکل است؛ و تا هنگامی که احراز نشود، استمناء حرام است».


۲. عده‌ای از علمای اهل‌تسنن، پا را فراتر نهاده و خودارضائی را در «مواقع ضرورتِ» دفع اعمالِ افسد (همانند زنا و لواط)، نه تنها مباح، بلکه «واجب» دانسته‌اند؛ به گونه‌ای که مثلاً اگر امر، دایر مدار به خودارضائی یا زنا باشد، و شخص، استمناء ننماید، او مرتکب حرام و گناه شده‌است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘تعبد و استمناء
(۵/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

🔶 گزارش و نقد اجمالی دلایل حرمتِ خودارضائی

🔸 قسمت اول: بررسی دلالت قرآن بر ممنوعیت استمناء.

در قرآن، هیچ آیه‌‌ای به واژه و اصطلاح «استمناء» و مترادف آن، اشاره ننموده‌است. همچنین، آیات «مصرّح، واضح و مستقیمی» پیرامون این مسأله وجود ندارد؛ توگویی در صدر اسلام، یا عمل خودارضائی رایج نبوده‌است، و یا این که این عمل نزد پیامبر و خداوند، آن چنان قابل توجه و مهم نبوده‌است تا بخواهد در قرآن مجید، بدان اشارت نماید. در هر صورت، علما و فقهای اسلامیِ پس از صدر اسلام (چه شیعه و چه سنی)، به یک پارگراف از قرآن، جهت توجیه حرمت استمناء، استشهاد نموده‌اند. استشهاد ایشان به قرآن، فقط به این پارگراف اختصاص دارد، که در سورۀ مؤمنین و معارج، عین هم، تکرار شده است:
«وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ».

🔻برخی از اندیشمندان، اشکالات متعددی به استشهاد بر این پارگراف از قرآن برای استدلال بر حرمت خودارضائی، وارد کرده‌اند:

۱. در مکی بودن و مدنی بودن این آیه، شبهه وجود دارد. بعنوان نمونه، عده‌ای از علمای قرآنی، سورۀ مؤمنین را مکی برشمرده‌اند؛ ولی برخی از اندیشمندان نیز، به‌علت وجود برخی مسائل آیات همانند زکات، مکی بودن این سوره را زیر سؤال برده‌اند. همین شبهه، می‌تواند در «روحِ معنایی» سوره و این پاراگراف مورد استشهاد، تأثیرگذار باشد. بنابراین ابتدا برای تفسیر دقیق آیات، مناسب است تکلیف مکی و مدنی بودن این دو سوره و نیز ترتیب نزول آیات آنها مشخص گردد.
 
۲. مهم‌ترین کلیدواژۀ آیۀ مورد استشهاد، واژه «لِفُرُوجِهِمْ» می‌باشد؛ معنای این واژه در میان برخی اندیشمندان، مناقشه‌آمیز است. بعنوان نمونه، بعضی از علمایِ قرآنیِ معاصر، «فرج» را در این پارگراف، آلت تناسی زن یا مرد ندانسته‌اند، بلکه معنای فرج را «شکاف عبا» و مفهوم اصطلاح «حفظ فرج» را، مواظبت از باز شدن شکاف جلوی عبا دانسته‌اند. به عبارت دیگر، چون اعرابِ جاهلی صدر اسلام، پوشش زیرین (همانند شورت امروزی) نداشته‌اند، در هنگام نشست و برخاست، اندام تناسلی‌شان مشخص می‌گشته‌است؛ بنابراین در این آيه، به ایشان تذکر اخلاقی داده‌شده‌است که، عبای خود را به‌گونه‌ای محافظت کنید که «از شکاف عبایتان»، بدنتان نمایان نگردد، مگر زنان و کنیزانتان که مجازند ببینند؛ و این مواجهۀ آنها، اشکالی ندارد.
 
۳. برخی از اندیشمندان نیز گفته‌اند که با فرض پذیرش اینکه معنای فرج، آلت تناسی زن و مرد باشد؛ مدلول این آیه «نامشخص» است. دلالت این پاراگراف، می‌تواند سه گونه باشد:

الف. حفظ فروج از زنا؛ به قرینه دو کلیدواژه «أَزْوَاجِهِمْ» و «مَا مَلَكَتْ».

ب. حفظ فروج از زنا و لواط؛ به قرینۀ حالیه جامعۀ صدر اسلام؛ به اینکه دو عمل «زنا و لواط» در صدر اسلام رایج بوده‌است. پس بنابراین، آیه در صدد این تذکر است که وقتی شما زن و کنیز در اختیار دارید، نباید به دنبال عمل زنا و لواط بروید.

ج. حفظ فروج از هر عمل جنسی، به صورت مطلق؛ که فقط اعمال جنسی با زنان و کنیزان در این اطلاق، استشنا شده‌است. بنابراین، هرگونه مدلول‌نمایی برای استشهاد به این آیه، نیاز به شواهد و قرائن محکم تاریخی ـ قرآنی دارد، والا باید گفت که مدلول این آیه «نامشخص» است؛ و حتی برخی از علمای اسلامی تصریح دارند که این آیه، «دلالت بر عموم» و اطلاق ندارد.
 
۴. نهایتاً، برخی نیز عقیده دارند که بر فرض این که منظور از فرج، آلت تناسلی باشد، و مراد از حفظ فروج نيز، محافظت از «هر عمل جنسی» باشد؛ دلالت حرمت خودارضائی به استناد این آیه، مشمول «وضعیتِ ضرورت» نیست، یعنی به قرینه «وجودِ زن و کنیز»، تذکر داده‌شده‌است که خودتان را از هر عمل جنسی، همانند استمناء، حفظ کنید؛ بنابراین دلالت آیه، شامل وضعیت شخصی که زن و کنیز ندارد، به نسبتِ عمل خودارضائی، نمی‌گردد.

۲. بررسی دلالت احادیث، بر ممنوعیت استمناء

حدود ۱۲ روایت و حدیث در منابع روایی شیعه وجود دارد، که فقها در فتوای بر حرمت استمناء به آنها استشهاد نموده‌اند؛ و بیشتر آنها در کتاب وسایل الشیعه شیخ حر عاملی (باب ۲۸ و ۳) جمع‌آوری شده‌اند، و منقول از  کتاب‌های: کافی، تهذیب، استبصار، فقیه، خصال و فقه‌الرضا می‌باشند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘تعبد و استمناء
(۶/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

🍂 از این ۱۲ روایت، ۲ روایت تکراری می‌باشد. از ۱۰ روایت باقی مانده، ۲ روایتِ زیر، استمناء را «جایز» دانسته‌‌است:
۱. «سَأَلْتُهُ عَنِ الدَّلْكِ فَقَالَ نَاكِحُ نَفْسِهِ لَا شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ» (کافی، ۵/۵۴۰).
۲. «رَجُلٍ يَعْبَثُ بِيَدَيْهِ حَتَّى يُنْزِلَ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ لَمْ يَبْلُغْ بِهِ ذَاكَ شَيْئاً» (تهذیب، ۱۰/۶۴).


🔻۲ روایت نیز بر «حرام بودن خود‌ارضائی» دلالت دارند؛ که معارض ۲ روایت قبلی هستند. در این میان، ۶ روایت هم، دربارۀ موضوع استمناء «ساکت‌»اند و یا دلالت آنها برای مسألۀ خودارضائی، «محل ابهام» است، و یا حداقل، «تام» نیست. مهم‌ترین مسأله در این روایات، دو نکته است:

الف. سند تمامی این ده ـ دوازده روایت، مخدوش هستند.
به این معنی که یا «سند ندارند»، یا سندشان «مرسل» (ارسال ابتدایی و افتادگی میانی) است» یا سند «مشوش» دارند. این ادعا که اسناد روایات مورد استشهاد در مسأله استمناء از لحاظ سندی «مخدوش» هستند، مورد قبول فقهای معاصر است؛ تنها برخی از فقها، یک یا دو روایت را از لحاظ سندی درست دانسته‌اند، که همان ۲ روایت نیز سندشان «قابل قبول نیست»؛ بعنوان نمونه، بهترین سند در روایات استمناء، از این قرار است:
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي‌عَبْدِاَللَّهِ(ع)» (کافی، ۵/۵۰۴).

🔺وضعیت این سند هم، به دلایل متعددی، «علیه‌السلام» نیست.

ب. راویان اسنادِ موردنظر، مشکل‌دار هستند

در اسناد روایات دال بر حرمت استمناء، و چه در اسناد روایاتی که دلالت آنها بر حرمت خودارضائی تام نیست، افراد «مهمل، مجهول و ضعیف یا کذّاب» و نیز افرادی از اهل «فرق واقفه و منحرفۀ تشیع» وجود دارند.

🔻سوای این دو نکته، ملاحظاتی نیز پیرامون این روایات قابل تأمل است:

۱. احادیث و روایات مورد استشهاد برای حرمت استمناء، روایاتی «کوتاه و کم عبارت» هستند، و مشکل احادیثِ کوتاه، وجود کمترین سیاق برای فهم «معنی، مفهوم و مدلول» روایت است.

۲. غالب و بیشتر روایات دربارۀ خودارضائی، منقول از پیروان فرق منحرفِ «واقفیِ» تشیع (همانند: «فطحی، زیدی» و...) هستند.

اکنون این سؤالات قابل تأمل می‌باشند که: چرا اکثر راویان احادیث استمناء، «واقفی» هستند؟ آیا ارتباطی میان فقه و عقائد مذهبی این فرقِ تشیع، با مسأله استمناء وجود دارد؟

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘تعبد و استمناء
(۷/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی

🍂 به نظر می‌رسد چون استدلال فقها به یک آیه (مکرر) از قرآن، برای تبیین حرمت مسأله استمناء، «تام» نیست؛ و همچنین، احادیث اندک پیرامونِ خود‌ارضائی دارای «معارض» و «دلالت ناتمام» و «اسناد مخدوش» هستند؛ مناسب است تا حکم فقهی حرمت خودارضائی را به نسبتِ منابع دینی، «مسکوت» بگذاریم، و متوسل به «پژوهش‌های تجربی و علمی روشمند»، برای پشتیبانی حکم این مسأله شویم. به این معنی که، اگر علوم جدیدِ «پزشکی، روانشناسی، جامعه‌شناسی» و مانند آنها، مطالعات مرتبطی دربارۀ مزایا و فواید استمناء و یا مضرات و معایب این عمل دارند، آرای ایشان را ملاک قبح و حسنِ خودارضائی قرار دهیم.
.
🍂 اما در این جا یک نکتۀ مهم باقی خواهد ماند؛ بالاخره، فقهایی از فرق اسلامی هستند که بر مبنای مبانی خاص خود، علاقمند هستند تا استمناء را «حرام» اعلام کنند. اکنون لازم است ایشان موضعِ استدلالی خود را در «دوران» امر میان انجام «عمل گناهِ استمناء» و «دیگر گناهان هم‌عرض یا بزرگ‌تر»، روشن نمایند، و از فرارِ پاسخگویی به این شکل که بگویند: «هر دو گناه است و باید ترک شوند» خودداری نمایند. به عبارت دیگر، جدای از حکم کلی «حرمت خودارضائی»، فقها لازم است تا حکم استمناء در موارد ضروتِ مختلف و متنوع را تبیین کنند؛ همانند:
۱. ضرورت‌های فقهی متعارض در انجام خودارضائی.
۲. ضرورت‌های اخلاقی مقابل در انجام استمناء.
۳. ضرورت‌های پزشکیِ متنوع در انجام خودارضائی.
۴. ضرورت‌های حقوقی متضاد در انجام استمناء.
و ...
.
🔸نکته

به نظر می‌رسد که اگر مثلاً دوران امر میان گناه‌ بزرگ‌تر و عمل استمناء باشد، می‌توان بر اساس برخی شواهد فقهی، روایی و قرآنی، عمل خودارضائی را مجاز دانست. بعنوان نمونه، همان‌گونه که فقها در «رشوه دادن برای دفع ظلم»، نظر مساعد دارند و نمی‎فرمایند «هر دو گناه هستند و باید ترک شوند»، و یا در مسأله «جواز دروغگویی» براى موارد متعدد، و یا «جواز افشای بیماری مسری یک بیمار، برای جلوگیری از تسری عمومی» و مثال‌های بسیار دیگر، «فتاوای اختصاصی» دارند، و نمى‌گویند «هر دو عمل گناه است و باید ترک شوند».

🍂 همچنین، بعنوان شاهد قرآنی برای جواز استمناء در مواقع ضرورت نیز، شاید بتوان آیات متعددی را نشانه گرفت؛ مثلاً،  داستان حضرت لوط، آنجا که می‌فرماید: «يَا قَوْمِ هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ».

سؤال آخر
تا چندی دیگر، «ربات‌های هوشمند انسان‌نما» در دسترس مردم قرار خواهند گرفت؛ آیا عمل جنسی با این ربات‌ها و استمناء از طریق ایشان، حرام است؟
.


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘وحشت مردها از سرشت خویش
— پیرامون علل روانشناختیِ حجاب اجباری

✍🏻 #علیرضاموثق


🗄پست‌ مرتبط
📕اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»


🌾 @Naqdagin
📘وحشتِ مردها از سرشتِ خویش
— پیرامون عللِ روانشناختیِ حجاب اجباری

✍🏻 #علیرضاموثق

۱) عموم مردها خودارضایی و استمناء کرده‌اند و یا می‌کنند؛ آمارها نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد از مردها تجربهٔ جلق زدن را داشته‌اند (در جایی آمار ۹۸ درصد هم دیده‌ام). تجربهٔ سکس با محارم (مادر و خواهر و امثالهم) در خواب را نیز باید به تجربهٔ جلق زدن افزود.

۲) در جهان سنت، عکسِ جنیفر لوپز و یا سایتِ پورن برای تهیهٔ سوژهٔ ذهنی و تصویرسازی از اندام زن‌ها برای خودارضایی وجود نداشت؛ لذا منبعِ تهیهٔ سوژهٔ ذهنی برای جلق زدنِ مردها، همین زن‌های کوچه و بازار و دوست و فامیل بود و مردها باید پدر خودشان را در می‌آوردند تا چند سانتیمتر ساقِ پا و سینه پیدا می‌کردند و بعد، به سرعت به گوشه‌ای خلوت می‌خزیدند و با تصویرسازی و تخیل، می‌جلقیدند.

۳) مردها با «قیاس به نفس» و با شنیدنِ وضعیتِ روانشناختیِ مردهای دیگر در گفتگوهای خصوصی با آنها، از این قضیه مطلع می‌شدند و به خاطرِ احساسِ گناهِ جنسی و نیز انحصارگرایی و خودخواهی و خودشیفتگی، می‌ترسیدند که خواهر و مادر و زن و بچهٔ خودشان، سوژهٔ جلق زدنِ دیگر مردها شوند؛ اما عموماً «از جلق زدن با نوامیسِ دیگران» به اندازهٔ «جلق زدن با نوامیسِ خودشان توسط دیگران» وحشت نداشتند.

۴) در عالم سنت، عموماً «قدرت» نزد مردها بود؛ زیرا جنگ‌ها و مشاغل، عموماً با نیرویِ یدی پیوند داشت و از آن تغذیه می‌کرد و مثل زمان حاضر، علم و تکنولوژی مطرح نبود تا زن‌ها (که غالباً به لحاظ جسمی از مردها ضعیف‌تر هستند) نیز بتوانند در آن زمینه عرض اندام و جلوه‌گری کنند؛

🔺لذا مردها توانستند با زور، زن‌ها را به پستوی خانه محدود کنند یا برای رهایی از ترسِ «جلق زدن»، یک گونیِ سیاه و چاقچور روی سر زن‌ها بکشند.

🍂 واضح است که کسی نمی‌تواند در ملاءِ عام به یک زن تجاوز جنسی کند تا مردها نگران آسیبِ فیزیکی دیدنِ زن‌ها به واسطهٔ تحریک جنسیِ مردها باشند.

🍂 از طرف دیگر، یک‌سری از مردها که مقداری هوششان از مردهای دیگر بیشتر بود، شروع کردند با «کاسه‌کلک‌بازی» و مغالطه، برای این رفتار ظالمانه (یعنی حجاب اجباری برای زن‌ها و فرستادن آنها به پستوی خانه)، اصناف توجیه تئوریک با صبغهٔ اخلاقی و یا شرعی دست و پا کردن و بافتن، اما چون در عموم مردها نوعی حماقت خاص وجود دارد، شعورشان نرسید که حتی زن چادری یا حتی «گنبد مساجد» که شبیه به پستان زنان است نیز می‌تواند سبب تحریک جنسی و یا سوژهٔ جلق زدن باشد(!) و به نوعی با «خود-گول-مالی»، سر خودشان را شیره مالیدند و با پوشاندن مو و ساقِ پا و خلاصه هر قسمت از بدن زن که می‌توانستند و حتی با «پنهان کردن صدای زن‌ها از گوش مردها»، برای فرار از این ترس، یعنی فی‌الواقع، ترس از سرشتِ بدوی و حشریِ خودشان، اقدام کردند.

🍂 نقل است که در قدیم، مردها از اینکه گالشِ پلاستیکیِ ناموس‌شان جلوی دربِ خانه و در معرضِ دید باشد، می‌ترسیدند و به‌تبع آن، مانعِ این امر می‌شدند تا مبادا مردهای دیگر با دیدن گالشِ پلاستیکی، به یادِ پایِ نوامیس‌شان بیافتند و وفق تحلیل این نوشتار، پا و بدن آنها را برای جلق زدن، در تخیلشان تداعی کنند(!) و یا مردها در جلوی مردهای دیگر، زنشان را با نام پسر بزرگشان خطاب می‌نمودند؛ برای مثال او را حسین صدا می‌کردند(!) و یا هنوز که هنوز است، عکس زن‌ها عموماً در اعلامیهٔ فوتشان نشان داده نمی‌شود، ولو مرحومه یک پیرزن باشد(!)

۵) شاید ادعا و گمان شود که برخی از بانوان به صورتِ «اختیاری» حجاب اسلامی را انتخاب می‌کنند، اما در اینجا باید توجه داشت که:

اولاً) آنها در ذیل نرم‌افزاری که مردها در طول تاریخ مردسالار تهیه کرده‌اند و در مغزشان فرو رفته‌است تنفس و تفکر می‌کنند و از پشت آن «لنز کبود و ظالمانه» به جهان می‌نگرند.

ثانیاً) قضیهٔ «حیا و عفت و تعادل در قوهٔ شهوت» و یا پرهیز از «تبرج و عطشِ جلبِ توجه» و رشد در روند هرم مازلو، ربطی ضروری به حجاب «اسلامی-داعشی-طالبانی» ندارد و می‌توان بدون حجاب اسلامی نیز فرهیخته و عفیف و اخلاقی و متعادل بود و بالعکس، با حجاب اسلامی و چادر نیز می‌توان بی‌عفت و بی‌حیا و رذل و نامتعادل و اهل تبرج بود.

ثالثاً) همانطور که در فوق اشاره شد، ماشاءالله جلوی تحریکِ جنسیِ مردهایِ رشدنایافته و بدوی که مغزشان به‌جای فسفر، پر است از «تستوسترون» را با پوششِ چادر نیز نمی‌توان گرفت و باید فکری برای آموزش و اصلاحِ روانِ رنجورِ ایشان و درمان «سندروم آلت بی‌قرار» کرد.


#مردان #زنان #زیست‌‌روان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺ضرورتِ ترکِ سافت‌پورن و خودارضایی (+)


🗄
پست‌های مرتبط

#مردان #زیست‌روان


🌾 @Naqdagin
📘«راهنمای فلسفی مواجهه با میان‌سالی»
— گفت‌وگو با کی‌رن ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میان‌سالی»


🌐 مطالعۀ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه


🌾 @Naqdagin
📘«راهنمای فلسفی مواجهه با میان‌سالی»
— گفت‌وگو با #کی‌رن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میان‌سالی»

🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود خسته شده‌اید؟ آیا مدام افسوس می‌خورید یا با خود تصور می‌کنید چه نوع زندگی دیگری می‌توانستید داشته‌باشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میان‌سالی شده‌باشید. کی‌رن ستیا توصیه‌هایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کی‌رن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میان‌سالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغ‌التحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا می‌خوام چند سوال از کی‌رن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***

+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمی‌آید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه می‌شود که دارید یک بحران میان‌سالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه می‌کنید؟

من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میان‌سالی» می‌نامند. بله بحران میان‌سالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوق‌العاده خوش‌شانس بوده‌ام. در پریسنتون دکترا گرفته‌ام، شغل دانشگاهی داشته‌ام سخت کار کرده‌ام و در مسیر مورد علاقه‌ام قرار داشتم. یک نقطه‌ای بود که من به نوعی عقب‌نشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگی‌ای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام نداده‌ام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه می‌خواستم، جاه‌طلبی‌های من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.

هرچند به‌نظر می‌رسید که ارزش آن را داشته‌باشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی می‌خواستم، اما به آن‌ها نرسیده بودم و جاه‌‌طلبی‌هایی که قبلاً داشته‌ام را در این ۲۰ سال کنار گذاشته‌ام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من به‌نوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمی‌فهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که می‌خواستم؟ آن‌طور که من خوش‌شانس و موفق بودم چگونه می‌توانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطه‌ای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میان‌سالی شده‌ام.


+ و به نظر می‌رسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالی‌ست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما می‌توانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ‌ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسه‌زدن می‌کند. با خودش فکر می‌کند که چه می‌شد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن می‌نویسید.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه

#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب



🌾 @Naqdagin
نگاهی به معنا و زندگی
@Naqdagin
🎧نگاهی به معنا و زندگی
— نگاهی فلسفی به هدف و معنای زندگی، خودکشی و استعاره‌های زندگی و تیپ‌های روانی

🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی


#فلسفیدن


🌾 @Naqdagin