نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🍂 دوستانی برایم فیلم تبلیغی نایکی را فرستادند که در عربستان ساخته شده‌است. فیلمی که طی آن یک دختر عرب، آرزوهایش را با پوشیدن این کفشِ بِرَند به تحقق می‌رساند و بی‌مانع و سبک‌بال، هرچه می‌خواهد می‌کند.

🍂 دوستان این فیلم حسرت‌برانگیز را فرستاده بودند و نوشته‌بودند که درباره‌اش چیزی بنویسم. بارها فیلم را از اول تماشا کردم. هر بار با حسرتی بیشتر به جزئیات توجه کردم؛ دختر عرب در افکار دور و دراز و رنگی‌اش، لباس‌هایی مدرن و آزاد پوشیده بود، می‌خندید، مرزها را درمی‌نوردید و انواع و اقسام ورزش‌ها و بازی‌ها را تجربه می‌کرد.

🍂 به کامنت‌های پای این ویدیو دقت کردم. همه را از بالا تا پایین خواندم. همه‌چیز مانند روز روشن بود؛ محتوای همۀ کامنت‌ها، همان حرف‌های حسرت‌برانگیزی بود که می‌شد پیش‌بینی کرد.

🍂 با خودم فکر کردم چه‌قدرِ دیگر باید از این حرف‌ها بزنیم؟ انگار این کامنت‌ها هم تبدیل شده‌اند به محلی برای حسرت خوردنِ بی‌نتیجه. لحظه‌ای احساس پوچ بودن کردم. احساس انسانی که همه‌چیز را بربادرفته می‌بیند و فقط برای این که احساس کند زنده است و دارد زندگی می‌کند، دست‌به‌دامان کامنت گذاشتن شده‌است. انگار فقط کامنت‌ها هستند او را زنده نگه می‌دارند، اما چه فایده؟

🍂 کم‌کم متوجه شدم ماجرای کمپانی نایکی و تیزرهای تبلیغی‌اش دربارۀ زنان عربستان، فقط به همین ویدیویی که دوستان برایم فرستاده‌بودند و همه دیده‌ایم ختم نمی‌شود. گویا این کمپانی معروف، چند ویدیوی دیگر با حضور زنان عرب ساخته‌است که در همۀ آن‌ها، زنان در تمام عرصه‌ها پیشتاز هستند. در همۀ آن‌ها، زنان با تمام زنانگی‌شان حضور دارند.

🍂 سرم سنگین‌تر شد. با خودم فکر کردم چه باید بنویسم؟ این‌همه نوشتم و نوشتیم چه شد؟ به چه رسیدیم؟ مدام در ذهنم می‌چرخید که اگر بنویسم و اگر کامنت‌هایی پای نوشته‌ام گذاشته شود، انگار همان چرخه‌ی باطلِ حسرت‌برانگیز را ادامه داده‌ام؛ چرخه‌ای که حتی شاید بابِ میل آن‌هایی باشد که اوضاع را این‌طوری می‌خواهند.

🍂 احتمالاً آن‌ها با خواندن این شکل متن‌ها و کامنت‌ها لبخندی به لب می‌آورند و از این که این‌همه حسرت و درد و آرزوی محال ساخته‌اند، لذت هم می‌برند. کجای دنیا با پست و کامنت گذاشتن چیزی عوض شده‌است؟ اینجای دنیا، پست‌ها و کامنت‌ها هم دیگر معنای خودشان را از دست داده‌اند.

🍂 دربارۀ این ویدیو چیزی نمی‌نویسم. فقط یک عکس از آن سری‌ویدیوهای تبلیغی پست می‌کنم چون حسرت‌های ما بزرگ‌تر از چند خط نوشته و چند عدد کامنت است. حسرت‌های ما عمیق‌تر از این‌هاست. عمیق‌تر از کل تاریخ است.

✍🏻 #دامون_قنبرزاده


#حکومت_اسلامی #زنان


🌾 @Naqdagin
فردوسی یا مولوی؟ ۵
@Naqdagin
🎧 فردوسی یا مولوی؟
— بخش پنجم: شمس‌الدین و حسام‌الدین

🎙دکتر #مرتضی_مردیها


#نقد_ادبی


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – زنی تنها ۱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنی تنها ۳
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۳/۳)

🍂 در بخش سوم و پایانی، داستان زندگی و شعر فروغ را به پایان می‌بریم. با سپاس از یلدا علایی برای خوانش نامه‌های فروغ فرخزاد.


🗄پست‌‌ مرتبط
📻 زنی تنها (قسمت یکم - قسمت دوم)
📺 روانکاویِ فروغ فرخزاد

#زنان #خیالپرسه


🌾 @Naqdagin
فیلسوفانِ هیتلر ۸
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— فصل دوم) جام زهر (۴)

✍🏻 #ایوون_شرات

🔸ارنست هکل و شیوعِ داروینیسم اجتماعی و اصلاح نژادی در میان اهالی آکادمی و فیلسوفان


🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب

#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 به سرتا پای دین این‌ها کافرم؛ این دین نیست، یک ایدئولوژیِ فاشیستی‌ست

🔻ابراهیم اصغرزاده:
🔸دولت سایه فقط در حاشیه در حال تصمیم‌سازی نیست، نباید آدرس غلط داد؛ در خیابان هم اسید می‌پاشد به صورت دختران و زنان و یا با ساچمه به آن‌ها شلیک می‌کند؛ حملات شیمیایی به مدارس دخترانه نیز کار همین‌ها بود، دولت اما جرات نکرد یا نخواست منشاء آن را مشخص کند و با آن برخورد کند

🔸جنبش فراگیرِ تحریم، هزینه‌اش از چند بمب اتم هم سنگین‌تر است، شما این را نمی‌بینید و تصورتان این است که اگر بگید: «این‌ها تنبلی کردند و پشت پنجره وایستادند و نیومدند» مساله حل می‌شود

🔸حکومت تا زمانی که اسلحه، پول و دین دارد و آلترناتیوی وجود ندارد، نمی‌شود کاری کرد

🔸صندوق رأی بدل به جایگاهِ بیعت با حکومت شده‌است



#حکومت_اسلامی #زنان


🌾 @Naqdagin
📘نصیحت‌الملوک‌نویسِ متوسل به فوکو و آرنت
— میزانِ نقدفهمی و نقدپذیریِ #مصطفی_مهرآیین

🔻گپ کوتاه با کامنت زیر شروع شد، بدون آنکه به اصلِ نقد بپردازد، چند بار «دوست عزیز» را چاشنی خفه‌شوی محترمانۀ پایانی‌اش کرد و بسرعت، خلاف وعظ خودش به حکومت، بلاک کردن یک کامنت‌گذار را سیاستی موجه دانست، با وجود آنکه کمی بالاتر گفته‌بود: «خشونت حکایت‌گر ناتوانی‌ست»:
توهمی که در این متن موج می‌زنه، نیازمند ریشه‌شناسی جدیه.

اينکه من برم وسط گنگِ مافیا و اونا رو خطاب قرار بدم که «حلال‌خوری باعث برکت و فرزند صالح و تجارب عشقی و عرفانی می‌شه» سخنی در همین سطح از توهمه.

یک روشنفکر که دنبال نمایش روشنفکری و پز دادن با سالاد واژگان و اسم‌ها (فوکو, آرنت و...) نیست و برای خودش نوعی بازار و هویت‌ درست نکرده، این نکته رو بسادگی می‌فهمه.


در پایان می‌افزایم، عبارت «من نه انقلابی‌ام، نه اصلاح‌گر ملت، بلکه صرفا صدای ملتم» یک مهمل دیگر او بود. هر کس صرفا صدای خودش است، و نقد این متن، صرفا بیان پارادوکسِ روشنفکری‌ست که فهمی از سیاست مدرن و اوباش‌ حاکم را ندارد، و با زبانی مدرن، چون عبدالکریم سروش، نصیحت‌الملوک می‌نویسد.



🌾 @Naqdagin
🔻#مصطفی_مهرآیین بعد از قرائت خطبه‌ای آتشین که شامل ارجاع به چند جامعه‌شناس و فیلسوف از ملیت‌های مختلف و اصطلاحات فارسی و غیرفارسی می‌شد، آخرش گفت:
«ما مردم ایران خوب غذا نمی‌خوریم، خوب لباس نمی‌پوشیم!».


اگه قرار بود نهایتا بحث به «هرم مازلو» برسه، چه نیازی به اون خطبۀ تخصصی بود؟ (و اصلا این ژانر «بیانیه‌خوانی» هدفش چیه؟ انگار در کولوسئوم ایستاده و فریاد میزنه «من ماکسیموس آکادمیوس مهرآیینوس، جامعه‌شناسِ شمال.. »).

🔺اگه نهایتِ حرف، غذا و لباسه، فردا با فراهم‌شدن شرایطی که وضع غذا و لباس درست شد، همۀ حرف‌ها و تحلیل‌هاشون فرو می‌ریزه.

🔺این‌ها نمی‌تونند بگن شرایطش فراهم نخواهد شد، چون معتقدند با یک حکومت استبدادی طرفند. در هر حکومت استبدادی، امکان اینکه شرایط برای درست شدنِ غذا و لباس فراهم بشه، وجود داره.

🔺این منم که می‌تونم ادعا کنم، فراهم نخواهد شد؛ چون جمهوری اسلامی رو یک «حکومت» نمی‌دونم، و «چون حکومت نیست»، می‌تونم بگم «درست نخواهد شد»، و برای همینه که مشکل ایران رو یک «مشکل سیاسی» نمی‌بینم.

🍂 هنر این‌ها به زعم خودشون اینه که کشف کرده‌اند غذا و لباس‌مون درست نیست؛ چون «مسئلۀ اقتصادمون، سیاسیه».

🔺من میگم، «مسئلۀ سیاسی‌مون فلسفیه»؛ این «فلسفۀ ایرانی» هست که داره ایران رو غرق می‌کنه. مردم ایران، برخلاف تصور خودشون از خودشون، یک ملت «ایدئولوژی‌دوست» نیستند. این ملت در «پاندولی از جنون‌های دوره‌ای» زیست می‌کنند.

🍂 ایران چهل سال پیش که فله‌ای می‌ریختند در میدان‌های مین تا کربلا رو آزاد کنند که بعد قدس رو آزاد کنند، مقایسه کنید با ایران امروز که حتی دربارۀ اینکه بعضی چیزها خیرند و بعضی چیزها شر، باید با احتیاط صحبت کرد. آن چه بود، و این چیست، اگر جنون نبود و جنون نیست؟

🍂 حتی در زندگی شهری آثار جنون دیده میشه. اینکه جنازه در خانه بو بگیره و همسایه‌ها نفهمند، چون اهمیت نداده‌اند، زمانی در کشورهای توسعه‌یافته دیده شد که ۲۰۰ سال شهرنشینی و فردگرایی رو تجربه کرده بودند؛ ایرانی در ۵۰ سال به اون تبعات رسید! و چه بسا از کشورهای از خیلی قبل‌تر شهرنشین هم جلو زد (امروز در آمریکا کاملا عادیه که یکی یک وسیلۀ بزرگ بخره و وقتی کارگرها دارن میارنش داخل خونه، همسایه‌ها بیان بپرسن چی خریدی؟ بذار کمک کنیم، و میان داخل و میگن کتابخونه رو بکش اونورتر، اینو بذار بجاش. الان در ایران کی جرئت نشون‌دادن این رفتار رو داره؟ شاید در توابع کازرون هنوز فضا این اجازه رو بده).

🍂 یا اینکه «نباید دنبال پول کثیف بود» رو باید توضیح داد؛ برای خیلی‌ها دیگه بدیهی نیست. ما در عرض نیم‌قرن از «جنون معنویت» رسیده‌ایم به «جنون ماتریالیسم، ماکیاولیسم، و نیهیلیسم»؛ چون فکر ایرانی باعث این حرکت‌های پاندولی مخرب و دهشتناک شده‌. ساختار فکری که در نهایت «با زندگی لج داره».

🔺پس اگه بخوام ته نخ رو به سر نخ رو وصل کنم، مجبور میشم به ایرانی بگم:
«غذا و لباست خوب نیست، چون فکرت خوب نیست، و فکر پدر و مادرت خوب نبود، و فکر پدر و مادر پدر و مادرت خوب نبود».


🍂 اما این واقعیت هم وجود داره که این بیانیه مهرآیینه که طرفدار داره. مردم اون قسمت‌های جامعه‌شناختی‌اش رو نمی‌فهمند
(وقتی میگی «پدرسالاری»، فکر می‌‌کنند یعنی مردی که غیرتیه! اینکه مفهوم «پدرسالاری» در چارچوب جامعه‌شناسی چیه رو متوجه نمیشن.

بالاخره گپ بزرگی که بین آموزش و پرورش ما و جایی مثل آمریکا وجود داره، خودش رو اینجاها نشون میده که کارتن‌خواب‌های اون‌ها که نصف دندوناشون ریخته هم می‌دونند پیتریاکی در جامعه‌شناسی یعنی چی)،

اما وقتی میرسه به اونجا که میگه «ما خوب غذا نمی‌خوریم»، میگن «این استاده چه حق میگه!». از قسمت‌هایی از حرفاش که متوجه نمی‌شوند، فقط این نتیجه رو می‌گیرن که «دانشمندها هم تأیید می‌کنند که ما ایرانی‌ها «قربانی» هستیم!». اون‌ها حرف کسی که بشون میگه، «شماها «بداندیش» هستید» رو نمی‌پذیرند، و خودِ گوینده رو هم دوست نخواهند داشت.

(#ماکسیموس_آکادمیوس رو هشتگ می‌کنم که ازین به بعد به جای اصطلاحِ «جانوران آکادمیک» استفاده کنم)

✍🏻#اریک


#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin | @anarchonomy