Telegram
نقدآگین
📺 خانم جلسهای طرفدار جلیلی: «غُر نزن؛ قِر بده! تغییری رخ نخواهد داد»
✍🏻 #مهدی_یزدانیخرم
🍂 «کینتوزی» یکی از ویژگیهای ذهنِ ایدئولوژیگ است. ماکس شِلِر در کتاب بیبدیل «کینتوزی»، از کارکردِ نفرت بر فرد و گروههایی میگوید که یکی از امیالشان، به بردگیکشیدن و انقیاد مخالفان آنهاست و نشان میدهد این نفرت، چگونه خود آنها را دچارِ فروپاشی و دورشدن از ساحتهای انسانی میکند.
🍂 این زن که چند روزیست تصاویرش با کلامش علیهِ بسیاری از مردمِ ایران، متواتر شده حتا «نام» هم ندارد. میگویند یک «خانم جلسهای»ست که سنی هم ندارد و سواد و درک نیز هم.
🍂 در وضعیتِ «نفرتپراکنی» که سالهاست به اشکال مختلف آن را مشاهده میکنیم، تکثیرِ «کینه» یک رفتار معمول است.
🍂 کینه موتور مولدیست که ذهنِ کوچکِ رشدنیافته را دچار کلام میکند و این کلمات در حالتی بدوی و فقط برای تحقیرِ دیگری یا دیگران از حفرهی صورت، که همان دهان است، بیرون میزنند.
🍂 این کینه، با نمونههای سیاسیتر و بهطور مشخص کارل اشمیتی متفاوتاند، اما سعی دارند به آن نزدیک شوند.
🍂 اینکه «ما» خدایگان هستیم و شما «بنده»، و حال که آداب بندگی ما را به جا نمیآورید و ما نیز قدرت نابودیتان را نداریم، در عوض «تحقیرتان» میکنیم و «تهدید».
🍂 عمادالدین باقی در کتاب «جان» شرحِ جالبی از مباحثهاش میدهد با چند عضو بلندپایۀ القاعده که در ایران دستگیر و به اوین برده بودندشان. باقی در تکهای از دوران حبس، با آنها بحث میکند. آیه و کلام و حدیث به رخ میکشند، اما « خرد»؟
🍂 او میگوید روزی به سرکردهشان گفتم شما که امر به کشتن کفار میکنید، اما اکثر مصالحِ آسایش و راحتی امروز، مدیون دانش و صنعت همین بهقول شما کفار است. مردِ القاعدهای جواب میدهد: «وظیفهشان است. خداوند آنها را مسخره کرده تا برای ما کار کنند و ما استفاده کنیم»(!). (نقل بهمضمون. باقی میگوید دیگر بحث، عملن ممکن نبود).
🍂 این همان باوریست که این زنِ وراج، از آن بیرون آمده. برتربودنی قُدسی که ناشی از تزریق حماقت، کینپروری و رشد در فضایی متصلب است.
🍂 او «تربیت» شده تا کینه نثار دیگران کند. دیگرانی که نمیخواهند مطیع آنها باشند و حتا اگر در اکثریت نیز بودند، باز آنان را بردهی ترشحات مغز خود میداند.
🍂 این رفتار، قائل به هر حذفیست و جالب اینکه عداوت حیرتانگیزی نیز با «زنان» دارد. زنانِ این باور، بیش از هر چیزی، از «زنِ» دیگر نفرت دارند و انقیاد او را خوش. آنان از هر شکلِ آزادی، مخصوصن زنانۀ آن، خشم میگیرند.
🍂 این زن هیچ هویتی ندارد و اصولن «ساخته» شده برای همین تواترِ نفرت و برانگیختنِ خشمِ بخش مهمی از جامعه. او «محرک» است، چون برای ایجاد کین باید نفرت را با رسایی فریاد زد. رساییِ حقد (کینه)، آرمان اوست.
#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #مهدی_یزدانیخرم
🍂 «کینتوزی» یکی از ویژگیهای ذهنِ ایدئولوژیگ است. ماکس شِلِر در کتاب بیبدیل «کینتوزی»، از کارکردِ نفرت بر فرد و گروههایی میگوید که یکی از امیالشان، به بردگیکشیدن و انقیاد مخالفان آنهاست و نشان میدهد این نفرت، چگونه خود آنها را دچارِ فروپاشی و دورشدن از ساحتهای انسانی میکند.
🍂 این زن که چند روزیست تصاویرش با کلامش علیهِ بسیاری از مردمِ ایران، متواتر شده حتا «نام» هم ندارد. میگویند یک «خانم جلسهای»ست که سنی هم ندارد و سواد و درک نیز هم.
🍂 در وضعیتِ «نفرتپراکنی» که سالهاست به اشکال مختلف آن را مشاهده میکنیم، تکثیرِ «کینه» یک رفتار معمول است.
🍂 کینه موتور مولدیست که ذهنِ کوچکِ رشدنیافته را دچار کلام میکند و این کلمات در حالتی بدوی و فقط برای تحقیرِ دیگری یا دیگران از حفرهی صورت، که همان دهان است، بیرون میزنند.
🍂 این کینه، با نمونههای سیاسیتر و بهطور مشخص کارل اشمیتی متفاوتاند، اما سعی دارند به آن نزدیک شوند.
🍂 اینکه «ما» خدایگان هستیم و شما «بنده»، و حال که آداب بندگی ما را به جا نمیآورید و ما نیز قدرت نابودیتان را نداریم، در عوض «تحقیرتان» میکنیم و «تهدید».
🍂 عمادالدین باقی در کتاب «جان» شرحِ جالبی از مباحثهاش میدهد با چند عضو بلندپایۀ القاعده که در ایران دستگیر و به اوین برده بودندشان. باقی در تکهای از دوران حبس، با آنها بحث میکند. آیه و کلام و حدیث به رخ میکشند، اما « خرد»؟
🍂 او میگوید روزی به سرکردهشان گفتم شما که امر به کشتن کفار میکنید، اما اکثر مصالحِ آسایش و راحتی امروز، مدیون دانش و صنعت همین بهقول شما کفار است. مردِ القاعدهای جواب میدهد: «وظیفهشان است. خداوند آنها را مسخره کرده تا برای ما کار کنند و ما استفاده کنیم»(!). (نقل بهمضمون. باقی میگوید دیگر بحث، عملن ممکن نبود).
🍂 این همان باوریست که این زنِ وراج، از آن بیرون آمده. برتربودنی قُدسی که ناشی از تزریق حماقت، کینپروری و رشد در فضایی متصلب است.
🍂 او «تربیت» شده تا کینه نثار دیگران کند. دیگرانی که نمیخواهند مطیع آنها باشند و حتا اگر در اکثریت نیز بودند، باز آنان را بردهی ترشحات مغز خود میداند.
🍂 این رفتار، قائل به هر حذفیست و جالب اینکه عداوت حیرتانگیزی نیز با «زنان» دارد. زنانِ این باور، بیش از هر چیزی، از «زنِ» دیگر نفرت دارند و انقیاد او را خوش. آنان از هر شکلِ آزادی، مخصوصن زنانۀ آن، خشم میگیرند.
🍂 این زن هیچ هویتی ندارد و اصولن «ساخته» شده برای همین تواترِ نفرت و برانگیختنِ خشمِ بخش مهمی از جامعه. او «محرک» است، چون برای ایجاد کین باید نفرت را با رسایی فریاد زد. رساییِ حقد (کینه)، آرمان اوست.
#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از روایتِ تاجزاده تا اصلاحاتِ گورزاد
✍🏻 #مسعود_سلطانی
🍂 تاجزاده از انتشار کتابی با عنوان «زندگی و زمانۀ سیدمحمد خاتمی» میگوید. در مرورش، فرازی توجهش را جلب میکند وآن فراز را منتشر میکند. از خاتمی نقل میکند که برخی معتقد به تغییرات کامل و وسیع بودند و او معتقد بوده اگر بخواهند دموکراتیک عمل کنند، باید حتی به رقیبشان، ناطقنوری، اجازه دهند به نسبت رایی که آوردهاست در کابینه مشارکت کند.
🍂 از نگاه تاجزاده حرف خاتمی قابل اجرا بود، اگر طرف مقابل هم جریان خاتمی را در بخشهای مهم قدرت خارج از دولت مشارکت میداد. آنها نیمی از کابینه را میدادند و نیم قدرت در قوه قضاییه و سپاه و جاهای دیگر را میگرفتند. به علی لاریجانی هم میگوید افکار عمومی ۷۰ به ۳۰ است، بلکه بالاتر. نمیگویم ۷۰ به ۳۰، قدرت را ۵۰ به ۵۰ توزیع کنید، شما ۵۰ به ۵۰ را زیر بارش نمیروید.
🍂 در این روایت، فرض بر این است که خاتمی و ناطق تفاوت گفتمانی داشتهاند که کاملن غلط است. این دو تفاوتشان در فاصله با کانون قدرت بوده و هست. اگر قرار بود قدرت بر مبنای پایگاه اجتماعی توزیع شود، در کابینۀ خاتمی باید از سکولارها میآوردند. اما حتا از ملیمذهبیها هم که در حاشیۀ گفتمان خودشان بودند، کسی را نیاوردند.
🍂 اصلاحطلبها شکست خوردند چون اصلاحطلب نبودند و در مقابلِ هر اصلاحی، حتا اصلاحات اندک، با تمام قوا ایستادند و به نیروهای حامی تغییر «نه» گفتند.
🍂 آنها به پایگاه اجتماعی خودشان پشت کردند و با دوستان خودشان که رقیب و هیولا جا زدهبودند، مذاکره میکردند تا سهم بیشتری از قدرت بگیرند و با حضور در جایگاههای غیرانتخابی، حضورشان را تداوم ببخشند.
🍂 آنها نه میخواستند و نه جرات داشتند به پایگاه اجتماعی خودشان مراجعه کنند. پایگاه اجتماعیای که ۷۰ درصد رای را برای خاتمی ساختهبود، اگر از چراغ جادو بیرون میآمد، دستکم نیمیاش علیه کلیت گفتمان اسلامگراییِ هر دو جناح دستساز جمهوری اسلامی بود.
🍂 همانموقعها، علی رضاقلی با کتاب «جامعهشناسی نخبهکشی» نعل وارونه اصلاحطلبها را تئوریزه کرد و با پروپاگاندای اصلاحطلبها، بارها و بارها چاپ شد تا بگویند «این جامعه است که "نجاتبخش" خود را میکشد» تا شکستِ محتوم ایدۀ مغشوش و سرتاسر تناقضِ اصلاحطلبی را گردنِ مردم بیندازند.
🍂 آمدن احمدینژاد برای اصلاحطلبها فرصتی طلایی بود و با معجزۀ هزارۀ سوم توانستند که نعش اصلاحطلبی را همچون «سلیمانِ تکیهزده بر عصا»، زندهنمایی کنند و مردم را مسئول شکست اصلاحاتی که از اول قرار نبود اجرا بشود، جلوه بدهند.
🍂 با اعتراضهای دی ۱۳۹۶ و متعاقب آن آبان ۱۳۹۸، نعش اصلاحطلبی فروافتاد؛ افتادنی که در شعارِ «اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» نمود یافت. در جنبش «مهسا» این گسست عمیقتر شد و در انتخابات اخیر، با وجود خدعۀ همیشگی ایجاد دوقطبی قلابی بهوضوح دیده میشود.
🍂 از دی ۱۳۹۶ گفتار براندازی مدام قوت گرفتهاست. براندازها بسیاریشان همانهایی هستند که پایگاه رای خاتمی و اصلاحطلبها بودند؛ کسانی که خاتمی و اصلاحطلبها علیه آنها بودند و با کارتِ آنها، برای مذاکره با خودیها و نفوذ به حلقۀ قدرت، بازی میکردند. اکنون دیگر این کارت دست اصلاحطلبها نیست و مردم خودشان کارتشان را هر وقت مجال بازی باشد، بازی میکنند.
🍂 قدرت این افراد در بزنگاههایی چون دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، شهریور تا پایان ۱۴۰۱ و تبدیل گفتار براندازی به گفتاری دائمی دیده میشود. این کارت اکنون دست هیچکس نیست، و کارت برنده همین کارت است. کسانی که رایشان را در سبد پزشکیان ریختهاند، روی اسب مرده شرط بستهاند.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #مسعود_سلطانی
🍂 تاجزاده از انتشار کتابی با عنوان «زندگی و زمانۀ سیدمحمد خاتمی» میگوید. در مرورش، فرازی توجهش را جلب میکند وآن فراز را منتشر میکند. از خاتمی نقل میکند که برخی معتقد به تغییرات کامل و وسیع بودند و او معتقد بوده اگر بخواهند دموکراتیک عمل کنند، باید حتی به رقیبشان، ناطقنوری، اجازه دهند به نسبت رایی که آوردهاست در کابینه مشارکت کند.
🍂 از نگاه تاجزاده حرف خاتمی قابل اجرا بود، اگر طرف مقابل هم جریان خاتمی را در بخشهای مهم قدرت خارج از دولت مشارکت میداد. آنها نیمی از کابینه را میدادند و نیم قدرت در قوه قضاییه و سپاه و جاهای دیگر را میگرفتند. به علی لاریجانی هم میگوید افکار عمومی ۷۰ به ۳۰ است، بلکه بالاتر. نمیگویم ۷۰ به ۳۰، قدرت را ۵۰ به ۵۰ توزیع کنید، شما ۵۰ به ۵۰ را زیر بارش نمیروید.
🍂 در این روایت، فرض بر این است که خاتمی و ناطق تفاوت گفتمانی داشتهاند که کاملن غلط است. این دو تفاوتشان در فاصله با کانون قدرت بوده و هست. اگر قرار بود قدرت بر مبنای پایگاه اجتماعی توزیع شود، در کابینۀ خاتمی باید از سکولارها میآوردند. اما حتا از ملیمذهبیها هم که در حاشیۀ گفتمان خودشان بودند، کسی را نیاوردند.
🍂 اصلاحطلبها شکست خوردند چون اصلاحطلب نبودند و در مقابلِ هر اصلاحی، حتا اصلاحات اندک، با تمام قوا ایستادند و به نیروهای حامی تغییر «نه» گفتند.
🍂 آنها به پایگاه اجتماعی خودشان پشت کردند و با دوستان خودشان که رقیب و هیولا جا زدهبودند، مذاکره میکردند تا سهم بیشتری از قدرت بگیرند و با حضور در جایگاههای غیرانتخابی، حضورشان را تداوم ببخشند.
🍂 آنها نه میخواستند و نه جرات داشتند به پایگاه اجتماعی خودشان مراجعه کنند. پایگاه اجتماعیای که ۷۰ درصد رای را برای خاتمی ساختهبود، اگر از چراغ جادو بیرون میآمد، دستکم نیمیاش علیه کلیت گفتمان اسلامگراییِ هر دو جناح دستساز جمهوری اسلامی بود.
🍂 همانموقعها، علی رضاقلی با کتاب «جامعهشناسی نخبهکشی» نعل وارونه اصلاحطلبها را تئوریزه کرد و با پروپاگاندای اصلاحطلبها، بارها و بارها چاپ شد تا بگویند «این جامعه است که "نجاتبخش" خود را میکشد» تا شکستِ محتوم ایدۀ مغشوش و سرتاسر تناقضِ اصلاحطلبی را گردنِ مردم بیندازند.
🍂 آمدن احمدینژاد برای اصلاحطلبها فرصتی طلایی بود و با معجزۀ هزارۀ سوم توانستند که نعش اصلاحطلبی را همچون «سلیمانِ تکیهزده بر عصا»، زندهنمایی کنند و مردم را مسئول شکست اصلاحاتی که از اول قرار نبود اجرا بشود، جلوه بدهند.
🍂 با اعتراضهای دی ۱۳۹۶ و متعاقب آن آبان ۱۳۹۸، نعش اصلاحطلبی فروافتاد؛ افتادنی که در شعارِ «اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» نمود یافت. در جنبش «مهسا» این گسست عمیقتر شد و در انتخابات اخیر، با وجود خدعۀ همیشگی ایجاد دوقطبی قلابی بهوضوح دیده میشود.
🍂 از دی ۱۳۹۶ گفتار براندازی مدام قوت گرفتهاست. براندازها بسیاریشان همانهایی هستند که پایگاه رای خاتمی و اصلاحطلبها بودند؛ کسانی که خاتمی و اصلاحطلبها علیه آنها بودند و با کارتِ آنها، برای مذاکره با خودیها و نفوذ به حلقۀ قدرت، بازی میکردند. اکنون دیگر این کارت دست اصلاحطلبها نیست و مردم خودشان کارتشان را هر وقت مجال بازی باشد، بازی میکنند.
🍂 قدرت این افراد در بزنگاههایی چون دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، شهریور تا پایان ۱۴۰۱ و تبدیل گفتار براندازی به گفتاری دائمی دیده میشود. این کارت اکنون دست هیچکس نیست، و کارت برنده همین کارت است. کسانی که رایشان را در سبد پزشکیان ریختهاند، روی اسب مرده شرط بستهاند.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – سقوط اتحاد جماهیر شوروی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قدرتِ توده
— تاریخچۀ جنبشهای قرن بیستم؛ از شکست تا موفقیت
🍂 جنبشهای مختلف اجتماعی در طول قرن بیستم اتفاق افتادن. بعضی از این جنبشها چپ بودن، بعضی راست بودن، بعضی مربوط به شرق بودن و بعضی مربوط به غرب، اما وقتی به جزئیات این جنبشها نگاه میکنیم، میبینیم که شباهتها و البته تفاوتهایی با هم دارن.
🍂 در این ویدئو با معرفی کتاب «مریدِ راستین» توضیح میدهم که شباهتها و تفاوتهای جنبشهای اجتماعی و سیاسی چیست.
#آینه_تاریخ #سیاست #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— تاریخچۀ جنبشهای قرن بیستم؛ از شکست تا موفقیت
🍂 جنبشهای مختلف اجتماعی در طول قرن بیستم اتفاق افتادن. بعضی از این جنبشها چپ بودن، بعضی راست بودن، بعضی مربوط به شرق بودن و بعضی مربوط به غرب، اما وقتی به جزئیات این جنبشها نگاه میکنیم، میبینیم که شباهتها و البته تفاوتهایی با هم دارن.
🍂 در این ویدئو با معرفی کتاب «مریدِ راستین» توضیح میدهم که شباهتها و تفاوتهای جنبشهای اجتماعی و سیاسی چیست.
#آینه_تاریخ #سیاست #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾@Naqdagin
محمد میرباقری کیست؟
@Naqdagin
🎧محمد میرباقری کیست؟
— فرقهای داعشیتر از مصباحیها
🎙 #مهدی_خلجی
🗄پست مرتبط
📺 جلیلی و پیشبردِ منافعِ دولِ بیگانه
📺 «غُر نزن؛ قِر بده!»
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فرقهای داعشیتر از مصباحیها
🎙 #مهدی_خلجی
🗄پست مرتبط
📺 جلیلی و پیشبردِ منافعِ دولِ بیگانه
📺 «غُر نزن؛ قِر بده!»
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فیلسوفان هیتلر ۷
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— فصل دوم) جام زهر (۳)
✍🏻 #ایوون_شرات
🔸نیچه و خواهرش، یهودستیزی و هیتلر
🔸در طول جنگ جهانی اول، از کتاب «چنین گفت زرتشت» نیچه، ۱۵۰ هزار نسخه چاپ و به خط مقدم آلمان فرستادهشد
🔸اثرگذاری جهانیِ داروین و ارنست هکل (جانورشناس و فیلسوف اجتماعی)
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
📕هولوکاست الهی در قیامتِ اسلام
📕واکاویِ یهودستیزیِ فیلسوفان
📺 یهودستیزیِ اسلام/مسیحیت
📻 یهودستیزی در آلمان هیتلری
#کتاب_صوتی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل دوم) جام زهر (۳)
✍🏻 #ایوون_شرات
🔸نیچه و خواهرش، یهودستیزی و هیتلر
🔸در طول جنگ جهانی اول، از کتاب «چنین گفت زرتشت» نیچه، ۱۵۰ هزار نسخه چاپ و به خط مقدم آلمان فرستادهشد
🔸اثرگذاری جهانیِ داروین و ارنست هکل (جانورشناس و فیلسوف اجتماعی)
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
📕هولوکاست الهی در قیامتِ اسلام
📕واکاویِ یهودستیزیِ فیلسوفان
📺 یهودستیزیِ اسلام/مسیحیت
📻 یهودستیزی در آلمان هیتلری
#کتاب_صوتی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 «همستر کمبت» در نقش یزید! 🍂 جوری که این مریضهای واجبالبستری، دستۀ طبل رو به طبل میکوبن، خونۀ ما و چهار تا کوچۀ بالاتر، شیشههاش میلرزه؛ برای من همچین تصوری بهوجود آورد که علاوه بر دشمنی با یزید، احتمالا با محکمتر کوبیدن، سکۀ بیشتری بهدست میآد! …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📺 مرگ جامعۀ ایرانی (۳) — راه نجات ایران؛ جنگ اسطورهها 🎙دکتر #داروین_صبوری #نقد_فرهنگ #فلسفیدن ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📘از روایتِ تاجزاده تا اصلاحاتِ گورزاد
✍🏻 #مسعود_سلطانی
✍🏻 #مسعود_سلطانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘در نقدِ روشنفکرانِ رانتی و استمرارطلب
✍🏻#علی_شاهی
🔻احتمالاً از زبان منتقدان دموکراسی در ایران زیاد شنیدهاید که:
🔻نیمۀ اول این گزاره، نهتنها در مورد ایرانیها که در مورد کل انسانها صادق است:
🔺عموم کسانی که گزارۀ بالا را در اثبات «ناآمادگی جامعه برای دموکراسی» بیان میکنند، پیشاپیش فرض گرفتهاند که تا زمانی که تکتک افراد یک جامعه، تحت چنین تربیت و دسیپلین سختی قرار نگیرند و خودشان را از دیکتاتوری پاک نکنند، جامعه دموکرات نخواهد شد. اما آیا اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ مطلقاً خیر.
🔺پس یعنی گزارۀ بالا واقعاً درست است و از آنجا که عموم انسانها دیکتاتورهایی کوچکند و تحت تعالیم سخت اخلاقی هم قرار نگرفتهاند، اگر قدرت دستشان بیفتد به فاجعه منجر خواهد شد؟ بله! درست است.
🔺🔺و نکته دقیقاً همینجاست: دقیقاً به همین دلیل است که جمعیت بزرگی از انسانها در طول تاریخ به این نتیجه رسیدهاند که قدرت را نباید دست یک شخص یا یک گروه همفکر سپرد.
🔺گزارۀ بالا دقیقاً برخلاف خواست و هدف بیانکنندگانش، اتفاقاً ضرورت دموکراسی را اثبات میکند: چون عموم انسانها (و به تبع آن عموم ایرانیها) دیکتاتورهایی کوچکند، واجب است که قدرت به دست هیچکدامشان نیفتد.
❓مگر دموکراسی چیست جز تقسیم قدرت بین اشخاص و گروههای مختلف با رویکردها و امیال متفاوت؟ دموکراسی چیست جز تعلیق قدرت در یک بوروکراسی نا-انسانی عریض و طویل که اجازه نمیدهد میل و خواست یک شخص یا یک گروه همفکر مستقیماً بر سرنوشت جامعه تأثیر بگذارد؟
🔺در واقع، نکته این است که چون انسانها طبیعتاً دیکتاتورند، قدرت را باید به دست سیستمی سپرد که به خاطر وجود امیال و خواستهای متفاوت و متضاد در آن، عموماً شبیه یک نا-انسان، یک «ماشین»، رفتار میکند؛ ماشینی که قواعد رفتار آن را چیزی به نام «قانون» تعیین میکند.
🔺برای رسیدن به دموکراسی، بهجای تمرکز بر تربیت تکتک اعضای جامعه، باید بر ساخت سیستمی ماشینی تمرکز کرد که در آن میل و منویات هیچ شخص یا گروه همفکری بر سرنوشت مابقی اعضای جامعه مسلط نشود.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«اونا بدتر از اینانند؛ اینا اهل نهجالبلاغه و نماز شب بودن و این شد»
✍🏻#علی_شاهی
🔻احتمالاً از زبان منتقدان دموکراسی در ایران زیاد شنیدهاید که:
«ایرانیها هر کدامشان یک دیکتاتور کوچکند فقط هنوز قدرت دستشان نیفتاده تا خودشان را نشان دهند».
🔻نیمۀ اول این گزاره، نهتنها در مورد ایرانیها که در مورد کل انسانها صادق است:
هر انسانی طبیعتاً علاقه دارد که همه حرفهایش را بپذیرند، به رؤیاهایش خدمت کنند، تمام منابع را در اختیارش بگذارند، مانعی در برابر منویات و خواستهایش ایجاد نکنند و در یک کلام اجازه بدهند که دنیای کوچک یا بزرگ اطرافش بر وفق مراد او بچرخد.🔺انسانی غیر از این، یا خودآزار است یا با رعایت یک دسیپلین اخلاقی بسیار سخت و طاقتفرسا، خودش را طوری تربیت کرده که «واقعاً» علاقمند نیست که جای خدا بنشیند.
🔺عموم کسانی که گزارۀ بالا را در اثبات «ناآمادگی جامعه برای دموکراسی» بیان میکنند، پیشاپیش فرض گرفتهاند که تا زمانی که تکتک افراد یک جامعه، تحت چنین تربیت و دسیپلین سختی قرار نگیرند و خودشان را از دیکتاتوری پاک نکنند، جامعه دموکرات نخواهد شد. اما آیا اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ مطلقاً خیر.
🔺پس یعنی گزارۀ بالا واقعاً درست است و از آنجا که عموم انسانها دیکتاتورهایی کوچکند و تحت تعالیم سخت اخلاقی هم قرار نگرفتهاند، اگر قدرت دستشان بیفتد به فاجعه منجر خواهد شد؟ بله! درست است.
🔺🔺و نکته دقیقاً همینجاست: دقیقاً به همین دلیل است که جمعیت بزرگی از انسانها در طول تاریخ به این نتیجه رسیدهاند که قدرت را نباید دست یک شخص یا یک گروه همفکر سپرد.
🔺گزارۀ بالا دقیقاً برخلاف خواست و هدف بیانکنندگانش، اتفاقاً ضرورت دموکراسی را اثبات میکند: چون عموم انسانها (و به تبع آن عموم ایرانیها) دیکتاتورهایی کوچکند، واجب است که قدرت به دست هیچکدامشان نیفتد.
❓مگر دموکراسی چیست جز تقسیم قدرت بین اشخاص و گروههای مختلف با رویکردها و امیال متفاوت؟ دموکراسی چیست جز تعلیق قدرت در یک بوروکراسی نا-انسانی عریض و طویل که اجازه نمیدهد میل و خواست یک شخص یا یک گروه همفکر مستقیماً بر سرنوشت جامعه تأثیر بگذارد؟
🔺در واقع، نکته این است که چون انسانها طبیعتاً دیکتاتورند، قدرت را باید به دست سیستمی سپرد که به خاطر وجود امیال و خواستهای متفاوت و متضاد در آن، عموماً شبیه یک نا-انسان، یک «ماشین»، رفتار میکند؛ ماشینی که قواعد رفتار آن را چیزی به نام «قانون» تعیین میکند.
🔺برای رسیدن به دموکراسی، بهجای تمرکز بر تربیت تکتک اعضای جامعه، باید بر ساخت سیستمی ماشینی تمرکز کرد که در آن میل و منویات هیچ شخص یا گروه همفکری بر سرنوشت مابقی اعضای جامعه مسلط نشود.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – محمد میرباقری کیست؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM