نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘‏لیبرالیسم به‌شرطِ شیرینی
— چماق‌داری بد است، مگر آنکه در راه حق باشد!

✍🏻 #مهرپویا_علا




🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘‏لیبرالیسم به‌شرطِ شیرینی
— چماق‌داری بد است، مگر آنکه در راه حق باشد!
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 در ایران امروز بخش اعظم گروه‌های اپوزوسیون و حتی بخشی از گروه‌هایی که کماکان خود را درون چهارچوب نظام کنونی تعریف می‌کنند خود را پایبند به دمکراسی و آزادی‌خواهی می‌دانند.

🍂 می‌توان گفت آرمان لیبرال‌دمکراسی این روزها تا حد زیادی جای آرمان سوسیالیسم و دمکراسی خلقی سال‌های دهۀ پنجاه را گرفته‌است.

🍂 اگر قضیه به همین‌جا ختم می‌شد، از نگاه نگارنده جای بسی خوشوقتی بود. مشکل اما زمانی آغاز می‌شود که توجه کنیم شخصیت‌های سیاسی یا همان چیزی را نمی‌گویند که واقعاً می‌خواهند، یا حتی اگر در ذهن‌شان قصد فریب و خدعه هم نداشته‌باشند، باز در بیشتر مواقع درک درستی از مشکلاتی که یک جامعه در عمل با آن مواجه خواهد شد، ندارند؛ بنابراین در ارزیابی سخن سیاست‌مداران و هر قشر صاحب تریبونی، مخاطب هوشمند باید بیشتر از آنکه بر آنچه سیاست‌مدار «می‌گوید» تمرکز کند، بر آنچه او «نمی‌گویند» و همچنین بر آنچه «لابه‌لای خطوط حرف‌هایش» می‌گویند، تمرکز داشته‌باشد.

🍂 اکنون بیایید بخشی از مشکلاتی را بررسی کنیم که یک ایرانِ فرضی با آنها روبه‌رو خواهد شد، چنانکه بخواهد مطابقِ آرمانِ لیبرال‌دمکراسی اداره شود.

🍂 کارمان را با یک مثال عینی و صریح پیش می‌بریم. این مثال ممکن است دقیقاً به همین شکل اتفاق نیفتد، با این حال، می‌تواند تا حد مناسبی ذهن ما را به آنچه واقعاً ممکن است اتفاق بیفتد نزدیک‌تر سازد.

🍂 فرض کنید شورای شهری از شهرهای استان کردستان یا شهری از شهرهای استان آذربایجان شرقی که با رأی اکثریت و بدون نظارت استصوابی انتخاب شده‌اند، با رأی‌گیری تصمیم می‌گیرد که نام یکی از خیابان‌های اصلی شهر را «قاضی محمد» یا «پیشه‌وری» بگذارد و تندیسی هم از آنها در آنجا نصب کند.

🍂 روزی که قرار است تندیس قاضی محمد یا پیشه‌وری را نصب کنند «جوانان وطن پرست» آن استان از طرف «حزب پان‌ایرانیست» شاخۀ کردستان یا آذربایجان - که شاید پیراهن مشکی یک‌دست پوشیده باشند! - «جاویدشاه» گویان یا «جانم فدای ایران» گویان و با قمه و چماق به جمعیت حمله می‌کنند، جلوی تغییر نام خیابان را می‌گیرند و تندیس را خُرد می‌کنند.

اکنون مدعیان نظم و قانون و آزادی و دمکراسی پاسخ دهند: وظیفۀ دادگاه و پلیس در اینجا چیست؟

🔺پاسخ فرد به اینگونه پرسش‌های صریح و چالشی و میزان تمایل او برای سفسطه و «این فرق می‌کند» گفتن تا حد زیادی افشاگر «آنچه نمی‌گوید» و «آنچه در لابه‌لای خطوط سخنانش می‌گوید» خواهد بود.

🔻پاسخ لیبرال دمکراسی اما روشن است و شاهد تجربی فراوان دارد؛ چند نمونه از آن را بررسی کنیم.

1️⃣ اِلمان‌های عمومی سطح شهرها

مثال نخست را مطابق وضعیت فرضی که در بالا شرح دادیم ذکر می‌کنیم. در شهرهای جنوبی آمریکا، تندیس سران حکومت کنفدراسی (ائتلاف جنوب در جنگ داخلی آن کشور) همچون جفرسون دیویس یا رابرت لی فراوان پیدا می‌شود. روایت غالب آن حکومت را رژیمی نژادپرست و برده‌دار توصیف می‌کند.

🍂 در اینجا، بحث ما بررسی میزان صحت این روایت نیست. آنچه برای ما مهم است این حقیقت است که هیچ‌گاه ارتش آمریکا در راستای «پاسداشت خون شهدای جنگ داخلی آمریکا» یعنی جنگ داخلی با ۶۰۰ هزار کشته، به تندیس ژنرال رابرت لی حمله و آن را خرد نمی‌کند!

2️⃣ آکادمی

در ممالک متحد آمریکا مورخان در روایت انتقادی خود از تاریخ آن کشور آزادی کامل و بی قید و شرط دارند. دولت نه‌تنها نمی‌تواند جلوی چاپ چنین آثار انتقادی را بگیرد، و نه تنها نمی‌تواند احدی را بابت چاپ چنین آثاری به دادگاه بکشاند، بلکه نمی‌تواند بابت چنین کاری آنها را از هیچ‌یک از حقوق‌شان محروم سازد.

🍂 نه هوارد زینِ چپ‌گرا برای نوشتن کتاب به‌شدت انتقادی «داستان مردم آمریکا» از دانشگاه اخراج شد، و نه دی لورنزویِ لیبرتارین بابت نگارش کتاب «لینکلن واقعی» (روایت انتقادی از موضع شمال در جنگ داخلی آمریکا) از دانشگاه اخراج شد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘‏لیبرالیسم به‌شرطِ شیرینی
— چماق‌داری بد است، مگر آنکه در راه حق باشد!
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا

3️⃣ مثال از سینما

‏تا امروز هالیوود ده‌ها فیلم انتقادی با تندترین - و به نظر من در بسیاری موارد با بی‌انصافانه‌ترین - روایت‌ها از حضور آمریکا در جنگ‌های جهانی و جنگ ویتنام و افغانستان و عراق ساخته است. فیلم «غلاف تمام فلزی» استنلی کوبریک دو ساعت تمام ارتش آمریکا، آموزش نظامی و حضور آن در ویتنام را لجن‌مال می‌کند. در ازای ساختن این فیلم چه اتفاقی برای کوبریک افتاد؟ آیا ممنوع‌التصویر شد؟ به زندان افتاد؟ در نتیجۀ ساختن این فیلم و عدم واکنش دستگاه قضایی آمریکا چه اتفاقی برای ارتش این کشور افتاد؟ تضعیف شد؟ آیا از اردوگاه کمونیسم شکست خورد؟

🍂 «اینک آخرالزمان» فوردکاپولا سربازان ارتش آمریکا را جنایتکار جنگی نشان می‌دهد که ناگهان روی رودخانه چند زن روستایی غیرمسلح را به رگبار می‌بندند. امروز آن فیلم یکی از کلاسیک‌های تاریخ سینما شناخته می‌شود. چه اتفاقی برای فوردکاپولای ایتالیای الاصل افتاد؟ به «جاسوسی» برای کا.گ.ب متهم شد؟ «افسران وطن‌پرست» آمریکا چه واکنشی به آن فیلم نشان دادند؟ با تفنگ یا چوب و چماق به سراغ فوردکاپولا رفتند؟

🔺این دو مثال از فیلم‌های انتقادی بودند که آشکارا حضور نظامی آمریکا در جنگی مشخص را به باد انتقاد گرفته‌اند. خبره‌های سینما قطعاً می‌توانند مثال‌های بیشتر و بهتری را ذکر کنند. اما تعداد بیشتری از فیلم‌ها و سریال‌های پرفروش و مشهور هالیوودی را هم می‌توان مثال زد که دارای مضامین به شدت انتقادی - هرچند نه کاملاً مستقیم - از سیاست خارجی و نظامی آمریکا هستند. فیلم «آواتار» کامرون به عنوان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما را می‌توان ذکر کرد.

🍂 انتقاد غیرمستقیم ولی به‌شدت تند کامرون از آنچه منتقدان سیاست‌های استعماری می‌دانند نه تنها کوچک‌ترین دشواری حقوقی برای کارگردان به بار نیاورد، بلکه او را به شهرت و ثروت کلان رساند. کارگردانی که تقریباً تمامی فیلم‌هایش دارای مضمون انتقادی از کاپیتالیسم است. هم‌اکنون که این را می‌نویسم شاید ده‌ها میلیون علاقه‌مند در سراسر جهان در انتظار پخش دنباله‌های دوم و سوم «آواتار» نشسته‌اند!

🍂 این آن جنبۀ درخشان لیبرالیسم و کاپیتالیسم است که هیچ کینه‌توزی توان انکار آن را ندارد؛ مگر آنکه مرزی میان منطق و سفسطه قائل نباشد.

🍂 چه می‌شود کرد که در مناسبات لیبرالیسم سفسطه هم آزاد است. واقعیتی که تلخ یا شیرین همه باید به آن تن دهند آن است که یک بام و دو هوا نمی‌شود. نمی‌شود آزادی هر جا برای‌تان همچون هندوانه‌ای شیرین و قرمز بود لیبرال باشید، و هر جا بی‌مزه و سفید بود رگ گردن‌تان بیرون بزند و «این فرق می‌کند» را به عنوان پاسخی از پیش آماده و کلیشه‌ای روی میز بکوبید.

🔻در پاسخ به این استدلال‌ها، دشمنان آزادی بنا را بر مغلطه می‌گذارند:
آنجا آمریکاست. اینجا ایران است [راستی مگر اینجا مرز پرگهر و سرزمین کوروش خیلی کبیر نبود؟!] ایران هزار تا مشکل دارد. ما نمی‌توانیم ایران را همچون آمریکا اداره کنیم. این حرف‌ها خیالبافی است.


🔻پاسخ این مغلطه البته روشن است:

اولاً، همین حرف را مخالفان شما هم می‌توانند بگویند. همه می‌توانند با استناد به این حقیقت بدیع! که «ایران آمریکا نیست» خواهان اخراج مخالفان خود از عرصۀ عمومی باشند.

دوم، این مغلطه جای علت و معلول را مخدوش می‌کند. آمریکا آمریکا شد چون حتی پیش از بنیان‌گذاری سرزمین آزادی بود.

🍂 توسعه اقتصادی پیش‌شرط آزادی سیاسی نیست. آزادی سیاسی هم پیش‌شرط توسعۀ اقتصادی نیست. روایت درست این است: توسعه اقتصادی و آزادی سیاسی اساساً یک چیزند. هر دو پیامدِ جانبی مناسبات حقوقی مبتنی بر آزادی و رعایت حق مالکیت‌اند.

🍂 در مقابل، ناامنی و فقر و جنگ داخلی معلول نبودن آزادی‌اند. وقتی تصرف قدرت دولتی برابر به دست آوردن همه چیز و در مقابل کوتاه ماندن دست از قدرت دولتی به معنی از دست دادن همه چیز باشد، آنگاه سیاست بازی مرگ و زندگی می‌شود.

🔺سیر وقایع آینده نشان خواهد داد که مدعیان وطن‌پرستی که می‌خواهند کشور را با منطق «استبداد شرقی» اداره کنند و تنها کراوات را جایگزین عمامه سازند، چقدر «واقع‌بین» هستند و می‌توانند برای ما «توسعه اقتصادی» به ارمغان بیاورند.


#فلسفیدن #سیاست


🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘از «حاجی آقا»ی صادق هدایت تا ایلان ماسک

✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 می‌خواهم دربارۀ شاخه‌ای دیگر از «لیبرال‌های بشرط شیرینی» صحبت کنم. حکومت همانطور که برای تأیید بخشی از سیاست‌هایش مثل «آمریکاستیزی» به چپها رجوع می‌کند، برای بخشی دیگر به این جماعت مراجعه می‌کند؛ البته دست خالی هم باز نمی‌گردد.

🍂 لیبرال‌ها اگر می‌خواهند این اعتبار نسبی که تفکرشان در چند سال اخیر در جامعه کسب کرده‌، به باد نرود، واجب است که بیش از همه مشت خالی این قشر را باز کنند. این‌ها لیبرال بودنشان فقط برای زمانی‌ست که «دولت می‌خواهد یارانۀ چیزی را بردارد».

🍂 هر ایرانی به ازای هر شیشۀ مربایی که می‌خرد، ۱۰ درصد به دولت «مالیات بر ارزش افزوده» (اصطلاحی بی‌معنا) می‌پردازد. هر گیگ اینترنتی که مصرف می‌کند باید ۱۰ درصد بیشتر پول بدهد؛ تازه در مورد اینترنت، انحصار دولتی‌ ۲ شرکت که باعث افزایشِ قیمت و افتِ کیفیت می‌شود، داستانی جداست.

🍂 خلاصه اینکه ایرانی، باید کالاهای سر سفره‌اش را ۱۰ درصد گران‌تر بخرد تا دولت از پس هزینۀ سالانه هزاران میلیاردی مراکز آموزش مذهبی برآید.

حالا این آقایان اقتصاددان لیبرال این همه که دربارۀ «غیرمنطقی بودن قیمت بنزین» حرف می‌زنند، آیا هیچ‌گاه آمدند و بگویند آن «مالیات‌های غیرمنطقی» را هم بردارید؟ خیر.

این همه که دربارۀ مضرات «افزایش قیمت برق و گاز با سرعتی کمتر از نرخ تورم» حرف می‌زنند، کمی هم آمدند و دربارۀ مضرات «تداوم کار شرکت‌های زیان‌دهِ خودروسازی» و «تداوم کار صداوسیما» حرف بزنند؟ به ندرت.

🔺کاپیتالیست هستید و به یارانه اعتقاد ندارید؟ بسیار عالی. نمی‌شود که یک دولت، مالیات را سوسیالیستی بگیرد ولی یارانه را کاپیتالیستی بدهد.

تابه‌حال دیده‌اید این کارشناسان که در موسم رأی‌گیری طومار می‌نویسند و زیرش را بعنوان «نخبۀ دانشگاهی» امضا می‌کنند و به «عوام» دربارۀ عواقبِ «عدم مشارکت» هشدار می‌دهند، یک بار هم بیایند و اشاره‌ای به «بودجه‌های مراکز آموزش مذهبی» بکنند که اکثریت قریب باتفاق ملت راضی به آن نیستند؟ خیر؛ چون کافی‌ست کسی حتی یک بار این حرف را بزند، تا تمام امتیازاتی را که در چاپ نشریه، تصرف پست‌های دانشگاهی، نزدیکی به مقامات، حضور در صداوسیما، و گاهی هم تصدی پست‌های مدیریتی دارد، از دست بدهد. به‌جایش چه می‌گویند؟ اینکه
دولت باید قبل گران‌کردن بنزین، آزادی اجتماعی دهد تا مردم اعتراض نکنند!

🔺 دهه‌هاست همین حرف بی‌معنی را تکرار می‌کنند و دولت هم آن بخش از حرف را که نیاز دارد، مصرف می‌کند و اضافه‌اش را دور می‌اندازد.
یک بخشی از حقوق مردم را که سلب کرده‌اید، باز گردانید تا خوشحال شوند و وقتی بخش دیگر را گرفتید، اعتراض نکنند!

🔺خب برای این حرف که دیگر دانشگاه شریف و علامه درس خواندن و درس دادن لازم نبود! هر شارلاتانی هم می‌تواند از این حرف‌ها بگوید!

🔺گریبانِ فلان روشنفکر و شاعر و نویسندۀ پنجاه سال پیش را رها نمی‌کنند که چرا آن زمان فلان عقیده را داشتند و بهمان حرفِ ابلهانه را گفتند، اما خودشان در کنارِ «اباذری و رنانی و راغفر» برای کسی رأی جمع می‌کنند که در سال ۱۴۰۳ خورشیدی، لابه‌لای نهج‌البلاغه‌خوانی، تنها حرف اقتصادی مشخصی که بر زبان آورده این است که دولت باید «از من پولدار بگیرد و به فقیر بدهد»!

بسیار خب! ساعدی، براهنی، شاملو و دیگران، ۵۰ سال پیش، زمانی که امثال سارتر و چامسکی در غرب خدایی می‌کردند، در کشوری جهان سومی بدون دسترسی به رسانه‌های جدید، عقاید تباهی داشتند؛ ولی هر چه بودند، باز چیزهایی نوشتند و «تولیداتی» کردند که هنوز بعد از ۵۰ سال در بازار آزاد تقاضا دارند و فروش می‌روند! این جماعت که نشریاتشان در کل کشور ۵۰ نفر خواننده ندارد و مقابلِ محتوای تولیدیِ چند کاربر فضای مجازی مقهور می‌شوند، در صورتِ قطعِ یارانۀ نشریاتشان و اخراج از دانشگاه، تولید قابل عرضه‌ای برای بازار آزاد دارند؟

🔺لیبرال‌اند فقط برای آنکه دربارۀ «مرده‌ها» یا افراد «فاقد قدرت» بدگویی کنند.

🔺لیبرال‌اند فقط برای آنکه بگویند لیبرالیسم با مذهب مشکلی ندارد (که مشکل دارد و اینها نفهمیده‌اند) و چپها لامذهب‌اند، ولی همین لیبرالیسم، آن‌ها را به درک فرایندی نرسانده‌ که از سفرۀ مردم فقیر می‌زند و خرج مبلغان دینی می‌کند و کسی هم اعتراض کرد، گلوله می‌زند.

در همان چهارچوب نظام عقیدتی خودشان اگر این «حرام» نیست پس اصلا حرام چیست؟ آیا چپ‌گرایی که بی برخورداری از رانتی با شرایط زندگی دشوار در گوشه‌ای نشسته و حرفش را می‌زند، ولو اکثر سخنانش مورد قبولِ منِ نوعی نباشد، بمراتب از این‌ها لیبرال‌تر و حتی مذهبی‌تر نیست؟

🔺لیبرال‌اند فقط برای زمانی که زنی صدایش را بلند کرد، هیس بگویند که ای وای فمینیسم آمد! نسبت بازار و کاپیتالیسمِ این قشر با وال‌استریت و کاپیتالیسمی که ما می‌شناسیم، چیزی از قبیلِ نسبت «حاجی آقا»ی داستان صادق هدایت با ایلان ماسک است!


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برنامۀ ۵ دلقکِ سیرک برای گرمای هوا 😆


#نقدخند


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 بارها گفته‌ام که فرهنگِ دهاتی در پوشش و ظاهر مسئولین ما، به‌درستی با باطن‌شان تناسب دارد. هیچ‌کدام از مسئولینِ ریز و درشت حکومت آخوندی-اسلامی، از جمله همان مهندس موسوی که خیرِ سرش نقاش و معمار است، سوادِ بصری و شعورِ «سِت و هماهنگ کردنِ» رنگِ پیراهن و کت‌و‌شلوار و کفش‌شان را ندارند.

🍂 اما حفظه‌الله(!) مسعود پزشکیان، که فیلِ هواکردۀ اصلاح‌طلبان حکومتی‌ست، در بسیاری وجوه چیزی معادلِ احمدی‌نژاد است و آنقدر عاشقِ پوشیدنِ کاپشن (آن هم در زلّ تابستان!) است که حتی نتوانسته الفباها و اولیاتی چون ضرورتِ اُتو خوردنِ کتِ مقامِ ریاست جمهوری در چنین دیدارِ رسمی و مراسمِ تاریخی‌ای را بفهمد.

🍂 اخیرا هم دیدم که روزنامۀ اصلاح‌طلب هم‌میهن، رکوردِ چاپلوسی و ماله‌کشی را جابجا کرده و نوشته:
«کت و شلوار اصالتا ایرانی نیست(!) و پیوندی دیرینه با فرهنگ ما ندارد [...] به‌جای این ناسنجیده‌گویی‌ها(!)، ساده‌پوشی دکتر پزشکیان را ارج نهیم!»
🔺 تا نشان دهد که فی‌الواقع، این بخشِ غالب و احمدی‌نژادی حکومت است که در حالِ اصلاحِ اصلاح‌طلبان است، و نه برعکس.

✍🏻 #علیرضاموثق



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سوتی‌های فاجعه‌بارِ پزشکیان

🍂 تازه این حافظِ نهج‌البلاغۀ و مدعی تسلط به چند زبانشون هست که از خوندن ساده‌ترین و مشهورترین عباراتِ قرآن ناتوانه، یا بعد از این همه مدت پست داشتن و نانِ نظام ولایت فقیه را خوردن، برای بار چندمه که نشون داده نمی‌دونه «ره» اختصارِ نوشتاری‌ست که باید آن را «رحمة الله علیه» خواند!

🍂 دکتر پوزیدۀ عزیز! دلبندم! این اصلاحِ منشِ گفتاریِ رایج مدیران حکومت اسلامی، از اصلاح کاپشن‌پوشی‌ات لازم‌تره.

🍂 از جانماز آب‌ کشیدن با خوندنِ عربی قرآن و نهج‌البلاغه دست بردار! وقتی یکی مثل تو نمی‌تونه از روی متن هم درست بخونه و مرتب سوتی می‌ده در سخنرانی‌هاش، بالای نود و پنج درصد جامعه هم نمی‌فهمند چی گفتی اصلا و سواد شنیداری این عربی‌جات رو ندارند. درصد بسیاری از جامعه هم تا می‌بینند زدی به کانال عربی و دینی، حالشون شدیدا بد می‌شه و به مابقی حرفات گوش نمی‌دن! تمرین کن که خودت باشی و مثل یک آدمی‌زاد و یک دکترِ واقعی و یک ایرانیِ متشخصِ فارسی‌زبان صحبت کنی، نه مثلِ یک آخوند بی‌عمامه که هرجایی رو منبرِ وعظ و درسِ دینی می‌بینه و کار و وظیفۀ اصلی خودش رو پاک فراموش می‌کنه.



🌾 @Naqdagin
📺 پزشکیان، عدالت علی و ژن خوب الاهی!

1️⃣احمد زیدآبادی:
برخلاف تصور رایج، به نظرم عارف از همۀ گزینه‌های ممکن برای تصدی معاون اولی، مناسب‌تر است! [...] در این میان، گاف فرزندش هم قابل گذشت است!


2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 انتظارم از دکتر زیدآبادی این بود که با این همه مطالعه در حوزۀ سیاست، لااقل فرقِ میانِ «گاف» و «باور احمقانۀ» یک شخصیتِ بیمار و خودشیفته و ماحصلِ یک «تربیت و حیاتِ رانتی و فاسد» را بفهمد.

اولا، بخش مهمی از موفقیت افراد را نه وراثت، بلکه محیط سالم و امن و دارای امکانات لازم می‌سازد. اینکه مردمِ کرۀ جنوبی در وضعیتی بکلی متفاوت از مردم کرۀ شمالی زیست می‌کنند، یا مردم در شهرها و استان‌هایی چون اراک و کردستان و سیستان و بلوچستان، در وضعیتی بسیار متفاوت از مردمِ شهرهایی چون تهران و شیراز و اصفهان زیست می‌کنند، یا بسیاری از رتبه‌های تک‌‌رقمی و دو-رقمی و سه‌رقمی کنکور، از دهک‌های بالای اقتصادی جامعه (یا افراد صاحبِ انواعِ سهمیه) هستند، به همین محیط و امکانات اقتصادی و صنعتی و آموزشی بازمی‌گردد، و کسی که به‌جای پاسخگوییِ صحیحِ پرسش‌ها دربارۀ بهره‌گیری از آقازادگی‌اش در یکسری مبادلات بزرگِ اقتصادی، به ژن خوبِ خود و پدر و مادر ویژه‌اش استناد می‌کند، صرفا از ناشایستگی و عدم بلوغ و بی‌سوادی و بی‌شعوری اساسی‌اش حکایت می‌کند.

ثانیا، در اینکه وراثت و ژنتیک در ویژگی‌ها و‌ استعدادهای ما نقش دارد، شکی نیست، و‌ در اینکه ایشان و‌ پدرش در زمینه‌هایی استعداد دارند نیز شکی نیست؛ برای مثال، همایون شجریان نیز از پدرش در حوزه‌ای از زندگی، استعدادی را به ارث برده؛ اما نکته این است که این پسر، بسیاری از استعدادها را ندارد، چون حتی پدرش هم همهٔ ژن‌های خوب را ندارد تا به او ارث دهد.

🍂 ایشان مثل پدرش، ژنِ «وجدان اخلاقیِ» و «شجاعت» و «شعور کافی» در حوزهٔ «تفکر عینی و استدلالی و انتقادی» ندارد و ذهن پدر و پسر، به کثیری خرافات مبتلاست (چون اگر به امام زمان و نائب امام زمان بودن خامنه‌ای باور نداشتند، الان در این سیستم سیاسی که بنیانش بر خرافات است، چنین پست و مقامی نداشتند).

🍂 در حوزهٔ سخن‌وری نیز مشابهِ پدرش، ژن خوبی ندارد. ژن خوبی که به شعورش کمک کند که یک سخن را چگونه و‌ کجا باید گفت و...؛ پدرش نیز به‌خاطر جمع شدنِ این معلولیتِ ذهنی و فقدانِ شجاعتِ حداقلی، در دورانِ نمایندگی مجلس، نقشِ درختِ «لیست امید» را ایفا می‌کرد.

🔺لذا به ژن‌های خوبی که ندارد نیز اگر کمی فکر کند، بد نیست. با تلاش می‌توان این نقصان‌های ژنتیکی را تا حدودی جبران کرد!

ثالثا، مسعود پزشکیان نیز با این انتخاب معنادار در ساحتِ عمل نشان داد که «عدالتِ» علی و نهج‌البلاغه، که گوش همه را در این چند مدت با آن کر کرده‌بود، چیزی جز باور به تئوریِ «ژن خوب الاهی» نیست! خود ولایت مطلقۀ فقیه و تشیعِ اثنی عشری بر محور همین باور، که گویا از نظام شاهنشاهیِ ایران به تشیع سر ریز کرده، شکل گرفته، و «دموکراسی اسلامیِ»(!) مورد اشارۀ مکرر عظما نیز چیزی جز همین سفرۀ رانتی میان یک‌سری خودیِ خود-«ژن خوب / مستضعف»پندار نیست؛ کسانی که یکسری خرافاتِ فرقه‌ای را تصدیق می‌کنند و سپس اکثریت مردم و نمایندگانشان که تن به این خرافات نمی‌دهند را فاقدِ صلاحیتِ تشخیص و انتخاب و نمایندگی می‌دانند و بعد از هر بار فریب‌دادنِ بخشی از جامعه با ترساندن از بخشی از هم‌سفره‌ای‌های خود و اجرای پر شورِ نمایشِ بیعت، «مشت محکم»ی بر دهان اکثریت و آن دیگری‌های «فاقدِ ژن خوب» می‌زنند. دموکراسی اسلامی را از این خلاصه‌تر و ساده‌تر نمی‌توان تشریح کرد.


#استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اکثریت جامعه به انتخابات تن نداد و این اتفاق خوبی بود

🎙#محمد_فاضلی

ضربۀ گسترده‌ای از تحریم‌ها خوردیم (اقتصاد ایران یک دهه‌اش رو از دست داده) که فقط نتیجۀ ناکارآمدی داخلی نبوده، فقط نتیجۀ نزاع‌های داخلی سیاسی نبوده؛ نتیجۀ قطع شدنِ دسترسی ایران به بازارهای جهانی و فناوری و... بوده‌


🍂 فاضلی با این همه ادعا و خرج‌کردِ شعارِ ایران برای شوی انتصابِ معاون اجراییِ بیت، تحریم‌ها را امری «غیرداخلی» می‌داند! درحالیکه بخش وسیعی از نزاع‌های داخلی و ناکارآمدی‌ها، دقیقا به سیاستِ خارجه‌ای بازمی‌گشت که تحریم را نعمت می‌دانست و بجای نشان‌دادن اراده برای بودوباشی مثل یک دولتِ نرمال، خود را شاخِ نابودکنندۀ نظم جهانی و آمریکا و... تصور و تصویر می‌کرد، و در صدرِ اخبار بودن را بر در مسیر توسعۀ پایدار بودن، ترجیح می‌داد.

🍂 در واقع، بدون تغییر اساسی در این سیاست‌های کلان، جامعه هیچ تغییر محسوسی در سقوط آزادِ ارزش پول ملی که در تمام دولت‌های این ۴۵ ساله رخ داده را تجربه نخواهد کرد، و دلیل اینکه اکثریت هم به این بازیِ بد/بدتر نه گفتند، دقیقا تجربۀ چندین و چند بارۀ دل بستن به این فروشندگان امید کاذب بوده‌است.




🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 منشاء عقب‌ماندگی #ايران از قافلۀ تمدن در تاريخ معاصر


#آینه_تاریخ
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصطفی ملکیان:
هیچ‌وقت دنبال پروژۀ علمی-پژوهشی نبوده‌ام. همیشه به‌دنبال مشکلات شخصی خودم بوده‌ام. هنوز هم برایم قابل فهم نیست که...


#گزیده‌سخن


🌾 @Naqdagin
📓«من کیستم و آن‌وقت چند نفر؟ سفری به درون ذهن»

🍂 ‌نویسنده‌ی این کتاب با ترکیب فلسفه‌ی کلاسیک و علوم اعصاب پیشرفته، با حداکثر سهولت، خوانندگان را در انبوه‌ترین جنگل‌های گفتمانِ دانشگاهی راهنمایی می‌کند و موضوعاتی چالش‌برانگیز و تفرقه‌انگیز مانند «شبیه‌سازی، خوردن حیوانات، اتانازی، اخلاق علم تولیدمثل، و آینده بشریت» را واکاوی می‌کند. کسی چه می‌داند؟ در پایان این سفر وحشیانه و سرگرم‌کننده، شاید بتوانید به مهم‌ترین سوال تاریخ پاسخ دهید: «من کی هستم؟».
‌‌
🍂 قرار است این پرسش‌هایی در این کتاب مطرح و به آنها پاسخ داده‌شود: «حقیقت چیست؟ عشق چیست؟ آیا زندگی معنایی دارد؟». ریچارد دیوید پرشت که به «میک جگرِ کتاب‌های غیرداستانی» شهرت دارد، به سراسر جهان سفر کرده‌است تا به دنبال پاسخ باشد و اودیسه‌ی او به یکی از کتاب‌های مورد بحث در سراسر جهان تبدیل شده‌است.

بخش‌های کتاب
«من کیستم؟ و آن وقت چند نفر؟»
به سه بخش تقسیم می‌شود: چه می‌توانم بدانم؟ چه باید بکنم؟ چه امیدی می‌توانم داشته باشم؟

🍂 هر بخش از فصل‌های کوتاهی تشکیل شده‌است که هر کدام یکی از سؤالات واقعاً مهم و بنیادین در مورد زندگی را مطرح می‌کند و همواره یک شخصیت کلیدی (یک فیلسوف) وجود دارد که بیشتر اوقات این سؤال را مورد بررسی قرار می‌دهد.

مخاطب این کتاب
تمام کسانی که به‌ هر نوعی درگیر پرسش‌های کلی و مهم زندگی هستند بالقوه می‌توانند مخاطب این کتاب باشند. آن‌ها که یافتن معنای زندگی برایشان اهمیت دارد، آن‌ها که با پرسش‌های هویتی درگیرند و می‌خواهند بدانند چه کسی هستند و برای چه کاری پا به این جهان گذاشته‌اند. تمام افرادی که در زندگی با «پوچی، بی‌هدفی و یا بی‌انگیزگی» در زندگی‌شان دست‌به‌گریبان بوده یا هستند، خواندن این کتاب می‌تواند برایشان مشکل‌گشا باشد.

نویسندۀ کتاب
‌ریشارد داوید پرشت، فیلسوف آلمانی در سال ۱۹۶۴ به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشته‌های فلسفه، تاریخِ هنر و زبان و ادبیات آلمانی، از سال ۱۹۹۵ در مجله‌های معتبر آلمانی در زمینه‌ی «فرهنگ، رسانه، فلسفه و اخلاق» نوشت. وی استاد افتخاری فلسفه‌ی دانشگاه لونبرگ آلمان و استاد فلسفه و زیبایی‌شناسی دانشگاه موسیقی هانس آیسلر در برلین است.

🍂 پس از موفقیت فراوان کتاب «من کیستم؟» سایر کتاب‌های او با موضوعات فلسفی یا اجتماعی ـ سیاسی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت.
‌‌

| من کیستم و آن‌وقت چند نفر؟| ریشارد داوید پرشت | فاطمه تناسان | استخوان‌های روح | نشر نیماژ


#نقد_کتاب #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin