Telegram
نقدآگین
📺 ریشههای رمضان: عباسیان چگونه آیینهای روزۀ رمضان را پدید آوردند؟
📌خلاصۀ ویدیو در اپیزود چهلوپنجم نقدآگینگپ
🎙#یوسف_تیکطاک
🔸یوسف تیکطاک در این ویدیو به مطالعات مورخان آلمانی نظیر کارل اولریج و مارکوس بوین و شواهد تاریخی مستند بر سکهها و دستنوشتهها استناد میکند، و میگوید که اسلام معاصر، با شکل و شمایل کنونی و مناسک شناختهشدهاش، نه در حجاز بلکه در آسیای مرکزی (خراسان) و سپس عراق و توسط خلفای عباسی در قرون دوم و سوم هجری (نهم و دهم میلادی) ساخته و توسعه یافتهاست.
🔸او این نکته عجیب را گوشزد میکند که تمامی فقهای برجسته اسلامی به شکلی ناگهانی در همین منطقه و در همین بازه زمانی ظهور کردهاند.
🔸عباسیان در دو مرحله، با اقتباس و نقل شرایع و مناسک از ادیان پیشین، ابتدا یهودیت و سپس آیینهای شرقی مانند صابئین مندایی، بتدریج در طول دو قرن، هویتی متمایز برای این دین ایجاد کردند تا خود را از یهودیان و مسیحیان متمایز سازند. موضوع صیام و ماه رمضان، بعنوان نمونهای مهم، چگونگی فرایند تدریجی در توسعه اسلام کنونی توسط عباسیان را آشکار میسازد.
🔻بر اساس این تحلیل، فریضه صیام در اسلام عباسی در سه مرحله اصلی تحول یافته است:
1️⃣ در ابتدا، مسلمانان اولیه عباسی تنها روز عاشورا را روزه میگرفتند که متأثر از صیام یوم کیپور در یهودیت بود.
2️⃣ سپس، این عمل به صیام سه روز از هر ماه تغییر یافت که تقلیدی از صیام متقطع صابئین مندایی بودهاست.
3️⃣ نهایتاً، در مرحله سوم که به "اسلام عباسی" یا اسلام معاصر تعبیر میشود، صیام به شکل یک ماه کامل و پیوسته در ماه رمضان تثبیت گردید.
🔺فقهای عباسی برای توجیه این تحولات، به "ساختن احادیث نبوی وهمی" دست زدند و از ابزارهای فقهی مانند "ناسخ و منسوخ"، که آن را "مهزله" و "خدعهای فقهی" برای پوشاندن تناقضات میخوانند، بهره گرفتند.
🔸همچنین، 🧌شخصیتهای وهمی🧌 مانند ابن عباس خلق شدند تا روایات به آنها نسبت داده شده و به این ترتیب توسعه دین مشروعیت یابد.
🔸در پایان، تیکطاک به بحث و جدال موجود میان مفسران پیرامون تفسیر آیات صیام در قرآن و وجود اختلاف نظر در مورد وجوب صیام یک ماه کامل یا صرفاً "ایامی معدود" میپردازد.
🏊🏻♀️ صابئین مندایی چه کسانی هستند؟
🔻منداییها (Mandaeans) پیروان یک آیین دینی کهن و یکتاپرست هستند که:
▪️به زبان مندایی (شاخهای از آرامی) سخن میگویند.
▪️خود را پیروان یحیی بن زکریا (حضرت یحیی / جان باپتیست) میدانند.
▪️باور دارند که آموزههای واقعی یحیی از سوی ادیان دیگر تحریف شده و در دین آنها اصیل باقی مانده است.
▪️به تطهیر آبی (غسل در آب جاری) بهشدت پایبندند. غسل (مِصبَه) نقش محوری در عبادات آنان دارد.
📖 نسبت آنها با «صابئین» در قرآن چیست؟
▪️در قرآن از «صابئین» در سه آیه یاد شده است (بقره ۶۲، مائده ۶۹، حج ۱۷).
🔻گروهی از پژوهشگران معاصر و شرقشناسان معتقدند که صابئین مندایی به احتمال زیاد همان گروه مورد اشاره در قرآن هستند، زیرا:
▪️ یکتاپرستاند.
▪️کتاب دارند.
▪️ پیامبران را میپذیرند.
▪️و در تاریخ اسلام از حمایت ذمیها (اهل کتاب) برخوردار بودند.
📆 جایگاه تاریخی
▪️برخی پژوهشگران آنها را بازماندگان جنبشهای گنوسی-یهودی در قرن اول میلادی میدانند.
▪️از نظر تاریخی، در زمان خلافت عباسیان به رسمیت شناخته شدند و اجازه یافتند آیین خود را حفظ کنند.
🔷 نمونهای از صیام منقطع صابئین مندایی:
🔻یکی از رایجترین اشکال صیام منقطع در آیین مندایی، «پرهیزهای سه روزه» است:
🔸در برخی از ایام مقدس، منداییان به مدت سه روز از برخی خوردنیها یا اعمال خاص پرهیز میکنند. به عنوان مثال:
▪️روزه در ایام "دهوا ربّا"
در این اعیاد، برخی از مؤمنان برای سه روز از گوشت، ماهی، تخممرغ و برخی خوراکیهای خاص دوری میکنند، ولی خوردن غذاهای ساده گیاهی مجاز است.
▪️صیام در ایام خطر معنوی
در تقویم مندایی، ایامی وجود دارد که "روزیهای نحس" (مانند ایام پنجگانه پایانی سال) تلقی میشود. در این روزها، پرهیزها بصورت مقطعی و با تمرکز بر اخلاقیات (روزه معنوی) اعمال میشود.
🔺این نوع صیام بیشتر شبیه پرهیز اخلاقی و غذایی در بازههای محدود زمانیست و ساختاری متفاوت با روزه اسلامی (صوم کامل از فجر تا مغرب) دارد، اما از نظر تناوب و قطعپیوستگی شباهتهایی با صیام سهروزه در هر ماه قمری در سنتهای اسلامی اولیه (از جمله پیامبر اسلام در مکه) دیده میشود.
📝 در آثار ابن ندیم یا ابوریحان بیرونی نیز آمده که برخی از اعمال عبادی ابتدایی مسلمانان، از جمله روزههای دورهای، مشابه اعمال صابئین بوده است.
🔻پیشتر، در مقالۀ دکتر روشنگر و تحقیقاتِ امیرحسین ترکاشوند نیز ۳ روز بودنِ روزۀ رمضان تبیین شدهبود:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📌خلاصۀ ویدیو در اپیزود چهلوپنجم نقدآگینگپ
🎙#یوسف_تیکطاک
🔸یوسف تیکطاک در این ویدیو به مطالعات مورخان آلمانی نظیر کارل اولریج و مارکوس بوین و شواهد تاریخی مستند بر سکهها و دستنوشتهها استناد میکند، و میگوید که اسلام معاصر، با شکل و شمایل کنونی و مناسک شناختهشدهاش، نه در حجاز بلکه در آسیای مرکزی (خراسان) و سپس عراق و توسط خلفای عباسی در قرون دوم و سوم هجری (نهم و دهم میلادی) ساخته و توسعه یافتهاست.
🔸او این نکته عجیب را گوشزد میکند که تمامی فقهای برجسته اسلامی به شکلی ناگهانی در همین منطقه و در همین بازه زمانی ظهور کردهاند.
🔸عباسیان در دو مرحله، با اقتباس و نقل شرایع و مناسک از ادیان پیشین، ابتدا یهودیت و سپس آیینهای شرقی مانند صابئین مندایی، بتدریج در طول دو قرن، هویتی متمایز برای این دین ایجاد کردند تا خود را از یهودیان و مسیحیان متمایز سازند. موضوع صیام و ماه رمضان، بعنوان نمونهای مهم، چگونگی فرایند تدریجی در توسعه اسلام کنونی توسط عباسیان را آشکار میسازد.
🔻بر اساس این تحلیل، فریضه صیام در اسلام عباسی در سه مرحله اصلی تحول یافته است:
1️⃣ در ابتدا، مسلمانان اولیه عباسی تنها روز عاشورا را روزه میگرفتند که متأثر از صیام یوم کیپور در یهودیت بود.
2️⃣ سپس، این عمل به صیام سه روز از هر ماه تغییر یافت که تقلیدی از صیام متقطع صابئین مندایی بودهاست.
3️⃣ نهایتاً، در مرحله سوم که به "اسلام عباسی" یا اسلام معاصر تعبیر میشود، صیام به شکل یک ماه کامل و پیوسته در ماه رمضان تثبیت گردید.
🔺فقهای عباسی برای توجیه این تحولات، به "ساختن احادیث نبوی وهمی" دست زدند و از ابزارهای فقهی مانند "ناسخ و منسوخ"، که آن را "مهزله" و "خدعهای فقهی" برای پوشاندن تناقضات میخوانند، بهره گرفتند.
🔸همچنین، 🧌شخصیتهای وهمی🧌 مانند ابن عباس خلق شدند تا روایات به آنها نسبت داده شده و به این ترتیب توسعه دین مشروعیت یابد.
🔸در پایان، تیکطاک به بحث و جدال موجود میان مفسران پیرامون تفسیر آیات صیام در قرآن و وجود اختلاف نظر در مورد وجوب صیام یک ماه کامل یا صرفاً "ایامی معدود" میپردازد.
🏊🏻♀️ صابئین مندایی چه کسانی هستند؟
🔻منداییها (Mandaeans) پیروان یک آیین دینی کهن و یکتاپرست هستند که:
▪️به زبان مندایی (شاخهای از آرامی) سخن میگویند.
▪️خود را پیروان یحیی بن زکریا (حضرت یحیی / جان باپتیست) میدانند.
▪️باور دارند که آموزههای واقعی یحیی از سوی ادیان دیگر تحریف شده و در دین آنها اصیل باقی مانده است.
▪️به تطهیر آبی (غسل در آب جاری) بهشدت پایبندند. غسل (مِصبَه) نقش محوری در عبادات آنان دارد.
📖 نسبت آنها با «صابئین» در قرآن چیست؟
▪️در قرآن از «صابئین» در سه آیه یاد شده است (بقره ۶۲، مائده ۶۹، حج ۱۷).
🔻گروهی از پژوهشگران معاصر و شرقشناسان معتقدند که صابئین مندایی به احتمال زیاد همان گروه مورد اشاره در قرآن هستند، زیرا:
▪️ یکتاپرستاند.
▪️کتاب دارند.
▪️ پیامبران را میپذیرند.
▪️و در تاریخ اسلام از حمایت ذمیها (اهل کتاب) برخوردار بودند.
📆 جایگاه تاریخی
▪️برخی پژوهشگران آنها را بازماندگان جنبشهای گنوسی-یهودی در قرن اول میلادی میدانند.
▪️از نظر تاریخی، در زمان خلافت عباسیان به رسمیت شناخته شدند و اجازه یافتند آیین خود را حفظ کنند.
🔷 نمونهای از صیام منقطع صابئین مندایی:
🔻یکی از رایجترین اشکال صیام منقطع در آیین مندایی، «پرهیزهای سه روزه» است:
🔸در برخی از ایام مقدس، منداییان به مدت سه روز از برخی خوردنیها یا اعمال خاص پرهیز میکنند. به عنوان مثال:
▪️روزه در ایام "دهوا ربّا"
در این اعیاد، برخی از مؤمنان برای سه روز از گوشت، ماهی، تخممرغ و برخی خوراکیهای خاص دوری میکنند، ولی خوردن غذاهای ساده گیاهی مجاز است.
▪️صیام در ایام خطر معنوی
در تقویم مندایی، ایامی وجود دارد که "روزیهای نحس" (مانند ایام پنجگانه پایانی سال) تلقی میشود. در این روزها، پرهیزها بصورت مقطعی و با تمرکز بر اخلاقیات (روزه معنوی) اعمال میشود.
🔺این نوع صیام بیشتر شبیه پرهیز اخلاقی و غذایی در بازههای محدود زمانیست و ساختاری متفاوت با روزه اسلامی (صوم کامل از فجر تا مغرب) دارد، اما از نظر تناوب و قطعپیوستگی شباهتهایی با صیام سهروزه در هر ماه قمری در سنتهای اسلامی اولیه (از جمله پیامبر اسلام در مکه) دیده میشود.
📝 در آثار ابن ندیم یا ابوریحان بیرونی نیز آمده که برخی از اعمال عبادی ابتدایی مسلمانان، از جمله روزههای دورهای، مشابه اعمال صابئین بوده است.
🔻پیشتر، در مقالۀ دکتر روشنگر و تحقیقاتِ امیرحسین ترکاشوند نیز ۳ روز بودنِ روزۀ رمضان تبیین شدهبود:
📕تعداد ایام روزه بر طبق قرآن
📻 بازخوانی آیات روزه
📻 بستۀ روزه
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
— تحلیل تاریخیِ فرآیندِ تبدیل روزۀ یکروزه به سه، و سیروز
🔸در اپیزود چهلموپنجم #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از مباحث این ویدیو از #یوسف_تیکطاک (ریشههای رمضان: عباسیان چگونه آیینهای روزۀ رمضان را پدید آوردند؟) و مقالۀ دکتر روشنگر (تعداد ایام روزه بر طبق قرآن) میپردازیم.
❓آیا میتوان ریشههای اسلام معاصر و بهویژه آیینهای ماه رمضان را نه در حجاز، بلکه در خراسان و عراق و تحت سلطۀ خلفای عباسی جستجو کرد؟
❓آیا ممکن است این دیانت و مناسک آن، از جمله روزۀ یکماهۀ رمضان، در طی مراحلی توسط عباسیان "ساخته" و "توسعه" داده شدهباشد؟
❓چه شواهدی از سیر تحول روزۀ واجب، از تقلید از روزۀ یکروزۀ عاشورای یهودی به روزۀ سهروزه صابئی و نهایتاً روزۀ یک ماه کامل، در روایات خود فقها یافت میشود؟
❓نقش شخصیتهای ساختگی و احادیث جعلی و همچنین خدعۀ فقهی مضحکِ "ناسخ و منسوخ" در تثبیت این روایت و پوشش دادن به تناقضات چه بودهاست؟
❓آیا در خود قرآن، "ایام معدودات" هیچ ربطی به روزۀ یک ماه کامل دارد؟ و این امر چه پرسشهایی را درباره تفسیرها و تحمیل قرائتهای خاص مطرح میکند؟
🔻پیشتر، در مقالۀ دکتر روشنگر و تحقیقاتِ امیرحسین ترکاشوند نیز ۳ روز بودنِ روزۀ رمضان تبیین شدهبود:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحلیل تاریخیِ فرآیندِ تبدیل روزۀ یکروزه به سه، و سیروز
🔸در اپیزود چهلموپنجم #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از مباحث این ویدیو از #یوسف_تیکطاک (ریشههای رمضان: عباسیان چگونه آیینهای روزۀ رمضان را پدید آوردند؟) و مقالۀ دکتر روشنگر (تعداد ایام روزه بر طبق قرآن) میپردازیم.
❓آیا میتوان ریشههای اسلام معاصر و بهویژه آیینهای ماه رمضان را نه در حجاز، بلکه در خراسان و عراق و تحت سلطۀ خلفای عباسی جستجو کرد؟
❓آیا ممکن است این دیانت و مناسک آن، از جمله روزۀ یکماهۀ رمضان، در طی مراحلی توسط عباسیان "ساخته" و "توسعه" داده شدهباشد؟
❓چه شواهدی از سیر تحول روزۀ واجب، از تقلید از روزۀ یکروزۀ عاشورای یهودی به روزۀ سهروزه صابئی و نهایتاً روزۀ یک ماه کامل، در روایات خود فقها یافت میشود؟
❓نقش شخصیتهای ساختگی و احادیث جعلی و همچنین خدعۀ فقهی مضحکِ "ناسخ و منسوخ" در تثبیت این روایت و پوشش دادن به تناقضات چه بودهاست؟
❓آیا در خود قرآن، "ایام معدودات" هیچ ربطی به روزۀ یک ماه کامل دارد؟ و این امر چه پرسشهایی را درباره تفسیرها و تحمیل قرائتهای خاص مطرح میکند؟
🔻پیشتر، در مقالۀ دکتر روشنگر و تحقیقاتِ امیرحسین ترکاشوند نیز ۳ روز بودنِ روزۀ رمضان تبیین شدهبود:
📕تعداد ایام روزه بر طبق قرآن
📻 بازخوانی آیات روزه
📻 بستۀ روزه
🔻یوسف تیکطاک
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📻 قرآن در مکه نازل نشده
📻 پژوهشی در «خط عربی اولیۀ قرآن»
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
🔻عباسیان و ساخت ایدئولوژی - دین
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 آیا قبل از اسلام عربهایی وجود داشتند؟
📺 ریشههای مبهم عباسیان و نقش آنها در شکلگیری اولیه اسلام
📺 تبارِ خرافۀ عذاب قبر
📕عباسیان: تغییر قبله و تحریف قرآن
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕خَلق شخصیت محمد از روی مانی پیامبر
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 هنر و ادبیات غرب هم مثل ایران بهشدت با دین ممزوج شدهاند؛ البته با این تفاوت که در غرب، هنر و ادبیات راهبر مسیحیت شدند تا دین از بنیادگرایی فاصله بگیره؛ در ایران، دین راهبر هنر و ادبیات شد و همین وارونگی، باعث شد هنر به شکلگیری بنیادگرایی کمک کنه. این…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘راهنمای ساختنِ بهشت روی زمین
— از جهنم اسلامیِ فومن تا روشنایی بهشتیِ آلیانز؛ مرگپرستی و زندگیپرستی در تقابل
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🍂 چند سال پیش که دختر خردسال لوئیز انریکه به دلیل بیماری سرطان درگذشت، زین الدین زیدان که در آن برهه مربی رئال مادرید بود در مصاحبه پیش از شروع یکی از بازیهای لالیگا،
🍂 انریکه مدتی از مربیگری کناره گرفت تا با ضربۀ مهلک روحیاش کنار بیاید. اما ناتوانیاش در ادامه کار با تیم ملی اسپانیا و چهرۀ همیشه غمگینش نشان میداد که او در جهنمی درونی دستوپا میزند.
🍂 شش سال پس از این تراژدی، دیشب انریکه در فینال لیگ قهرمانان اروپا، چنان شاد و سرزنده بود که انگار از آن جهنم نجات یافته است. پس از پایان بازی، از سکوها تیشرتی مخصوص دریافت کرد که تصویری انتزاعی از او و دختر کوچکش، زانا، روی آن نقاشی شده بود.
🍂 هواداران پاریسن ژرمن با بنری بزرگ در سکوها، یاد دخترک و احترام به انریکه را زنده نگه داشتند. دیشب، ورزشگاه آلیانز مونیخ به مکانی تبدیل شد که در آن برای انریکه، بهشت بازسازی شد—بدون درختان یا نهر عسل، اما با عشق و یاد فرزند از دسترفتهاش.
🍂 ما آدمها در همین دنیا ممکن است تا لبۀ جهنم برویم، یا حتی سقوط کنیم، اما گاهی از همانجا به زندگی بازمیگردیم. رنجهایمان را تاب میآوریم و دوباره زیباییهای زندگی را میبینیم.
🍂 این بازگشت، البته، به خانواده، دوستان، و توانایی فردی وابسته است. اما یک عامل دیگر نیز نقشی حیاتی دارد: فلسفۀ جاری در جامعه. در جوامعی که به جای مرگاندیشی، زندگی ستودنی است، مردم پس از زخمهای روحی، آسانتر به زندگی بازمیگردند.
🍂 ساختن جهنم و بهشت برای آدمها شاید سادهتر از آن چیزی باشد که فکر میکنیم. نه نیازی به هزینههای آنچنانی و لوله کشی گاز و افروختن آتش است، نه نیازی به ساختن فضایی شبیه توصیفات مذهبی و قدیمی از باغ عدن...، گاهی یک بنر، یک تیشرت، یا حتی لحظهای همدلی، میتواند زمین را به بهشتی برای یک انسان تبدیل کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از جهنم اسلامیِ فومن تا روشنایی بهشتیِ آلیانز؛ مرگپرستی و زندگیپرستی در تقابل
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🍂 چند سال پیش که دختر خردسال لوئیز انریکه به دلیل بیماری سرطان درگذشت، زین الدین زیدان که در آن برهه مربی رئال مادرید بود در مصاحبه پیش از شروع یکی از بازیهای لالیگا،
بدون هیچ پاسخی به سوالات فنی خبرنگاران و فقط با گفتن اینکه امروز فوتبال اهمیتی ندارد، و فکر ما پیش انریکه و دخترش است، سالن مصاحبه را ترک کرد.
🍂 انریکه مدتی از مربیگری کناره گرفت تا با ضربۀ مهلک روحیاش کنار بیاید. اما ناتوانیاش در ادامه کار با تیم ملی اسپانیا و چهرۀ همیشه غمگینش نشان میداد که او در جهنمی درونی دستوپا میزند.
🍂 شش سال پس از این تراژدی، دیشب انریکه در فینال لیگ قهرمانان اروپا، چنان شاد و سرزنده بود که انگار از آن جهنم نجات یافته است. پس از پایان بازی، از سکوها تیشرتی مخصوص دریافت کرد که تصویری انتزاعی از او و دختر کوچکش، زانا، روی آن نقاشی شده بود.
🍂 هواداران پاریسن ژرمن با بنری بزرگ در سکوها، یاد دخترک و احترام به انریکه را زنده نگه داشتند. دیشب، ورزشگاه آلیانز مونیخ به مکانی تبدیل شد که در آن برای انریکه، بهشت بازسازی شد—بدون درختان یا نهر عسل، اما با عشق و یاد فرزند از دسترفتهاش.
🍂 ما آدمها در همین دنیا ممکن است تا لبۀ جهنم برویم، یا حتی سقوط کنیم، اما گاهی از همانجا به زندگی بازمیگردیم. رنجهایمان را تاب میآوریم و دوباره زیباییهای زندگی را میبینیم.
🍂 این بازگشت، البته، به خانواده، دوستان، و توانایی فردی وابسته است. اما یک عامل دیگر نیز نقشی حیاتی دارد: فلسفۀ جاری در جامعه. در جوامعی که به جای مرگاندیشی، زندگی ستودنی است، مردم پس از زخمهای روحی، آسانتر به زندگی بازمیگردند.
🍂 ساختن جهنم و بهشت برای آدمها شاید سادهتر از آن چیزی باشد که فکر میکنیم. نه نیازی به هزینههای آنچنانی و لوله کشی گاز و افروختن آتش است، نه نیازی به ساختن فضایی شبیه توصیفات مذهبی و قدیمی از باغ عدن...، گاهی یک بنر، یک تیشرت، یا حتی لحظهای همدلی، میتواند زمین را به بهشتی برای یک انسان تبدیل کند.
📕هنر بینظیر کلیسا یا جهنم سیمانی و بیتخیل فومن؟
🔥 فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
📺 جزیرۀ میکونوس در یونان؛ نمایهای از شادیستیزی و بیعرضگی آخوندها
📺 اگه مردید، بهشت اسلام رو شبیهسازی کنید، حداقل چهار تا توریستم جذب بشه:)
📺 در اسلام اگر به زنت بگی چشم جهنمی میشوی!
🔥 تسریع سکولارسازی: نتیجۀ وارونِ جهنمسازیِ آخوندی
.
#حکومت_جهنمی #حکومت_اسلامی #اسلام_و_غرب #لوئیز_انریکه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از زباله تا زوال (۱)
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
✍🏻 #رامین
🔥 ج.ا این بار نه با «گلوله»، نه با «گاز اشکآور»، بلکه با «معماری جهنم» به میدان آمدهاست؛ با «نمایشگاه جهنم» بر بستر «تعفن زباله و بوی مرگ». فومن دیگر یک شهر نیست؛ «شکنجهگاهی جهنمی» است که در آن، «جنازهها را زنده نگه میدارند»، نه برای زندگی، که برای «تماشای روزمرۀ عذاب»:
🔺مردمانی که نه زندهاند و نه مرده؛ بلکه در تعلیقی میان بوی گند زباله و بخار گس گندابهای مانده در رودههای زمین، اندروا (در تعلیق) ماندهاند. این شهر، «قالب مرگ» است: «تابوتی همگانی» که در آن جنازهها هنوز راه میروند، در صحنهای پوشیده از لجن خشکشده و چرکی که با لعابِ شرمآور "فرهنگ دینی" آراستهاند تا از مرگ دکور بسازند.
⚰️ حکومت اسلامی، از آنجا که بدلیل ایدئولوژی «نیستیخواه» و «هستیسوزش» از «ساختن شهر» و «آفرینش زیبایی» عاجز ماند، ناگزیر «گورآرا»ست، و بر سنگ گور، با میخ و خون، حک کرده: "مردم ایران". تا مرگ، نه چون سایهای فرخنده و نجاتبخش، که چون «دیوی سیاهپوش»، پنجه گشوده بر فراز شهر بایستد؛ و زندگان، نه در اندوهی خاموش، که در هیاهوی آیینی یک «مراسم تدفینِ» ابدی، به بردگی گماشتهشوند.
🍂 آنجا که بر «اراده آفرینش زندگی و شهر» مهمیز زدند، مرگ را به تماشاگران ارزانی داشتند؛ نه در کالبد یک تراژدی پرشکوه یونانی، که در پیکر «جامعه نمایشیِ» گیدبور،
صحنهای که مرگ در آن به نماد عریان سلطه و ابژهای برای بازتولید قدرت تبدیل میشود.
🍂 جامعهای که ایدئولوژی توتالیتاریستیاش، با زور و زر و تزویر دینی، بر زیستجهان مردم ایران چنبره زده و چون زنجیری فولادی بر گرده مردم سنگینی میکند.
🎭 آنجا که اراده آفرینش را به تازیانه مرگ بستند، زیستن را به تماشای جهنمی واگذار کردند؛ نه در قاموس تراژدی، که در پانتومیمی از تباهی.
👹 حکومت اسلامی، با دندانهای ایدئولوژیک پوسیدهاش، تن مرده تمدن را میجود و بر فراز گورستانی به وسعت ایران فریاد میزند: "رعایای من! این است بهشت موعود!"
🔥 بهشتی که در آن نه حور و نه غلمان، که زبالهها و گندابها همآغوش مردمانند. و اینگونه، جمهوری اسلامی در نهایت شقاوت، نه با شلیک گلوله که با «خلقِ عینیِ جهنم»، هنرنماییِ پلید خود را به نمایش گذاشت.
⚰️ فومن امروز نه یک شهر، که آینۀ تمامنمای حکومتی است که زیستجهان را به «گورستانی متحرک» بدل میکند - جایی که مرگ، آرام و خزنده، از لای زبالهها و گندابها به درون خانهها میخزد و روحِ زیستن را میمکد.
👳🏿♂️ این است دستاورد نهایی نظامی که «تقدیس مرگ» را بر شکوه زندگی ترجیح میدهد؛ نظامی که با وعده آباد کردن دنیا و آخرت پا به میدان نهاد اما امروز افتخار دارد که میتواند دوزخی زمینی با مختصاتِ دقیق و طراحیای حسابشده بیافریند.
⚰️ در این نمایشگاه غمانگیز، آیینهای یادبود شهدا، که خود باید مظهر پاسداشت زندگی و فداکاری باشند، به «رقصی موزون و تصنعی» بر پیکر مرگ بدل شدهاند؛ نمایشهایی که به جای گرامیداشت زندگی، صحنهگردان بازتولید نابرابری، تحمیل وحشت و حفظ منافع نابکارانه مافیاییاند.
⚰️ دیوارهای شهرها و آبادیها چونان صفحات مصور «مذهب مرگپرستی»، از تصویر شهدا لبریز است؛ چهرههایی که دیگر نه پاسداشت ایثار و زندگی، بلکه نشانههاییاند از «مرگی آیینی»، منجمد و تحمیلشده؛ نمایشی مقدسنما برای آنکه مردم را در پرستش نمادهای مرگ اسیر سازند، و از شورِ زیستن، تهی.
⚰️ در این کارناوال هولناک زوال، که تکرار بیپایان سوگواریهای فرمایشیست، زندگی به نمایشی مسخره از مرگ فروکاسته شده؛ آیینی ساختگی و تهی از معنا که به جای بزرگداشت راستین ایثار، تنها ماشینی برای بازتولیدِ ابدی بندگی و انقیاد است.
🏛 دیوارهای شهر، همچون پردهای سیاه، از چهرههای شهدا و رهبرانی انباشته شده که دیگر نه نماد آزادگی و مقاومت، که «تصاویری بیروح و تحریفشدهاند»- تصاویری که هر بار با نگاههای گذرا بر آنها، نه امید و حماسه، که سنگینی رنجی تکراری را بر دوش شهروندان میافکنند.
👑 اینجا، مرگ نه بعنوان واقعیتی انسانی، که همچون ابزاری برای «تثبیت سلطه» بکار گرفته میشود؛ صحنهآرایی شومی که در آن، مردم نه سوگوارانی داغدیده، بلکه «بازیگران ناخواستهای در نمایشی اجباری» هستند- نمایشی که کارگردانانش، هر روز بر شدت فاجعه میافزایند، بیآنکه مخاطبان راویانی جز سکوتی سرشار از ناگفتهها و فریاد داشته باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
✍🏻 #رامین
🔥 ج.ا این بار نه با «گلوله»، نه با «گاز اشکآور»، بلکه با «معماری جهنم» به میدان آمدهاست؛ با «نمایشگاه جهنم» بر بستر «تعفن زباله و بوی مرگ». فومن دیگر یک شهر نیست؛ «شکنجهگاهی جهنمی» است که در آن، «جنازهها را زنده نگه میدارند»، نه برای زندگی، که برای «تماشای روزمرۀ عذاب»:
و در جهنم جرعه جرعه از تعفن و کثافت خورانده میشوند؛ چون خودشان مایل به خوردن آن نیستند وقتی این ماده متعفن را چشیدند، حاضرند بمیرند؛ اما مرگی در کار نیست! (ابراهیم، ۱۵-۱۷)
🔺مردمانی که نه زندهاند و نه مرده؛ بلکه در تعلیقی میان بوی گند زباله و بخار گس گندابهای مانده در رودههای زمین، اندروا (در تعلیق) ماندهاند. این شهر، «قالب مرگ» است: «تابوتی همگانی» که در آن جنازهها هنوز راه میروند، در صحنهای پوشیده از لجن خشکشده و چرکی که با لعابِ شرمآور "فرهنگ دینی" آراستهاند تا از مرگ دکور بسازند.
⚰️ حکومت اسلامی، از آنجا که بدلیل ایدئولوژی «نیستیخواه» و «هستیسوزش» از «ساختن شهر» و «آفرینش زیبایی» عاجز ماند، ناگزیر «گورآرا»ست، و بر سنگ گور، با میخ و خون، حک کرده: "مردم ایران". تا مرگ، نه چون سایهای فرخنده و نجاتبخش، که چون «دیوی سیاهپوش»، پنجه گشوده بر فراز شهر بایستد؛ و زندگان، نه در اندوهی خاموش، که در هیاهوی آیینی یک «مراسم تدفینِ» ابدی، به بردگی گماشتهشوند.
🍂 آنجا که بر «اراده آفرینش زندگی و شهر» مهمیز زدند، مرگ را به تماشاگران ارزانی داشتند؛ نه در کالبد یک تراژدی پرشکوه یونانی، که در پیکر «جامعه نمایشیِ» گیدبور،
[طبق نظریۀ او دربارۀ جامعۀ نمایشی، روابط اجتماعی میان افراد از طریق تصاویری میانجیگری میشوند که ارزشها و واقعیتها را بشکلی تحریفشده ارائه میدهند]،
صحنهای که مرگ در آن به نماد عریان سلطه و ابژهای برای بازتولید قدرت تبدیل میشود.
🍂 جامعهای که ایدئولوژی توتالیتاریستیاش، با زور و زر و تزویر دینی، بر زیستجهان مردم ایران چنبره زده و چون زنجیری فولادی بر گرده مردم سنگینی میکند.
🎭 آنجا که اراده آفرینش را به تازیانه مرگ بستند، زیستن را به تماشای جهنمی واگذار کردند؛ نه در قاموس تراژدی، که در پانتومیمی از تباهی.
👹 حکومت اسلامی، با دندانهای ایدئولوژیک پوسیدهاش، تن مرده تمدن را میجود و بر فراز گورستانی به وسعت ایران فریاد میزند: "رعایای من! این است بهشت موعود!"
🔥 بهشتی که در آن نه حور و نه غلمان، که زبالهها و گندابها همآغوش مردمانند. و اینگونه، جمهوری اسلامی در نهایت شقاوت، نه با شلیک گلوله که با «خلقِ عینیِ جهنم»، هنرنماییِ پلید خود را به نمایش گذاشت.
⚰️ فومن امروز نه یک شهر، که آینۀ تمامنمای حکومتی است که زیستجهان را به «گورستانی متحرک» بدل میکند - جایی که مرگ، آرام و خزنده، از لای زبالهها و گندابها به درون خانهها میخزد و روحِ زیستن را میمکد.
👳🏿♂️ این است دستاورد نهایی نظامی که «تقدیس مرگ» را بر شکوه زندگی ترجیح میدهد؛ نظامی که با وعده آباد کردن دنیا و آخرت پا به میدان نهاد اما امروز افتخار دارد که میتواند دوزخی زمینی با مختصاتِ دقیق و طراحیای حسابشده بیافریند.
⚰️ در این نمایشگاه غمانگیز، آیینهای یادبود شهدا، که خود باید مظهر پاسداشت زندگی و فداکاری باشند، به «رقصی موزون و تصنعی» بر پیکر مرگ بدل شدهاند؛ نمایشهایی که به جای گرامیداشت زندگی، صحنهگردان بازتولید نابرابری، تحمیل وحشت و حفظ منافع نابکارانه مافیاییاند.
⚰️ دیوارهای شهرها و آبادیها چونان صفحات مصور «مذهب مرگپرستی»، از تصویر شهدا لبریز است؛ چهرههایی که دیگر نه پاسداشت ایثار و زندگی، بلکه نشانههاییاند از «مرگی آیینی»، منجمد و تحمیلشده؛ نمایشی مقدسنما برای آنکه مردم را در پرستش نمادهای مرگ اسیر سازند، و از شورِ زیستن، تهی.
⚰️ در این کارناوال هولناک زوال، که تکرار بیپایان سوگواریهای فرمایشیست، زندگی به نمایشی مسخره از مرگ فروکاسته شده؛ آیینی ساختگی و تهی از معنا که به جای بزرگداشت راستین ایثار، تنها ماشینی برای بازتولیدِ ابدی بندگی و انقیاد است.
🏛 دیوارهای شهر، همچون پردهای سیاه، از چهرههای شهدا و رهبرانی انباشته شده که دیگر نه نماد آزادگی و مقاومت، که «تصاویری بیروح و تحریفشدهاند»- تصاویری که هر بار با نگاههای گذرا بر آنها، نه امید و حماسه، که سنگینی رنجی تکراری را بر دوش شهروندان میافکنند.
👑 اینجا، مرگ نه بعنوان واقعیتی انسانی، که همچون ابزاری برای «تثبیت سلطه» بکار گرفته میشود؛ صحنهآرایی شومی که در آن، مردم نه سوگوارانی داغدیده، بلکه «بازیگران ناخواستهای در نمایشی اجباری» هستند- نمایشی که کارگردانانش، هر روز بر شدت فاجعه میافزایند، بیآنکه مخاطبان راویانی جز سکوتی سرشار از ناگفتهها و فریاد داشته باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از زباله تا زوال (۲)
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🧟♂️ در شگفتانگیزترین تناقض تاریخ، درست زمانی که زمین در آستانۀ نوروز از شوق زایش میتپد و هستی سرشار از نوید رستاخیز است، مومنان مغز-باخته و گسسته-خرد را با تازیانۀ تبلیغ به سوی گورستانها میرانند؛ نه بر سوگواری، که برای اجرای آیینهای وارونهای که مرگ را جشن میگیرد و زندگی را لعنت میکند.
⚰️ در این نمایشِ شیطانی، قبورِ شهدا به صحنههای نورپردازیشده تبلیغات بدل شدهاند—جایی که اشکهای ساختگی به جای عطرِ بهاران، بوی تعفن دروغ میپراکنند. اینجا، مرگ دیگر نقطهٔ پایان نیست؛ حملهٔ سازمانیافتهای است به روانِ جمعی، هزاربار تکرارشده با نورافشانیهای خونرنگ، تا جایی که تنِ مردم نه زیستگاهِ جان، که گورستانی متحرک شود. و اینگونه، نظامِ مردهپرست، حتی فصلِ زایشِ طبیعت را نیز به مراسم تدفین خودکامگی بدل میکند.
📚 کتابهای درسی، این ماشینهای شستوشوی مغزی نظام،
📺 رسانههای فرمایشی، این بلندگوهای دروغ،
🕌 حوزههای تربیتی، این زندانهای روح،
🔺همه و همه صحنههای از پیش تعیینشدهای برای نمایشِ مرگپرستی اجباری هستند.
⚰️ مرگی که در قابهای پرزرقوبرق تبلیغات، با دیالوگهای ساختگی و چهرههای گزافهگرایانه، هر روز و هر ساعت به خوردِ ذهنهای معصوم داده میشود. بلندگوهای رژیم جای بوی خاکِ تازه و عطر رویش بهار را گرفتهاند تا فریادهای ساختگیِ سوگ را به جای ترانههای زندگی بنشانند.
🔊 اینجا، حکمرانی بر مردمِ خسته و فرسوده نه با صفآرایی سربازان، که با بمبارانِ بیامانِ مناسک دروغین و ایدئولوژیک تداوم مییابد؛ حملهای خزنده و نامرئی که از مدارس تا رسانهها، از کوچهها تا خانهها پیشروی میکند تا هیچ ذهنی از چنگالِ این شستوشوی بزرگ جان سالم به در نبرد.
🖤 این چرخشِ سیاهِ تاریخ، نه فقط فومن، که تمام ایران را به دوزخِ رویاهای سرکوبشده و فرداهای سوخته تبدیل کرده است. بازاری عظیم از نفرت و فلاکت که در آن کالای اصلی، جانهای لهشده و امیدهای بر باد رفتهاند؛ کالاهایی که هر روز به حراج گذاشته میشوند تا سوداگرانِ مرگ، مافیای قدرت و شبکههای پلیدِ ثروت و جنایت، سهم خود را از این خوانِ یغما ببرند.
🏴 در این سرزمینِ اشباح، زندگی گروگانِ مراسمی پوچ و آیینهایی وارونه است که هر سپیدهدم، به جای طلوع خورشید، سیاهی یک شب بیپایان را نوید میدهند.
🏥 حکومتی که از ساخت بیمارستان عاجز است، در معماری رنج و تباهی استاد است. آنجا که نمیتواند دارویی بسازد، درد را به هنرنماییای شیطانی تبدیل میکند — نه برای التیام، که برای نمایشی هراسانگیز از سلطه. با دستانی لرزان از بیکفایتی، قلمو را در خون مردم فرو میبرد و بر دیوارهای شهر، تابلویی از فلاکت میکشد؛ تابلویی با قابهای زرین و نورپردازیهای فاخر، تا زخم را به جشن تبدیل کند.
🍞 نان را از دهان کودکان میدزدند، اما گرسنگی را در ویترینی بلورین به نمایش میگذارند — گرسنهای که باید زیبا بمیرد، در حالی که دستانش به شکل هنرمندانهای شکسته شدهاست. از استخوانهای برآمده از پوست، مجسمههایی میسازند و در میادین شهر میگذارند، نه برای بیداری وجدانها، که برای عادت دادن چشمها به «منظرۀ بردگی».
🍂 اینجا رنج به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ کالایی که باید در نور مناسب دیده شود، با زاویهای حساب شده عکاسی شود، و در شبکههای اجتماعی با هشتگ همدلی به فروش برسد.
📷 در این سرزمین وارونه، تصویر فقر جای واقعیت آن را گرفته است. مردمی که باید فریاد بزنند، به تماشاچیان ساکت درد خود تبدیل شدهاند. حکومت، همچون کارگردانی بیمار، نه تنها مردم را به گرسنگی میکشاند، بلکه از آنها میخواهد در قاب دوربین، گرسنگی را "زیبا" تجربه کنند.
🩸 این است اوج شقاوت: وقتی جمهوری اسلامی زخم را نه برای درمان، که برای نمایش بهینه میآراید؛ وقتی فقر را قاب میگیرد و بر سینه شهر میکوبد؛ وقتی از اشک یتیمان، جواهر میسازد و بر گردن تاریخ میآویزد؛ و بدین سان، جامعه تبدیل به گالری عظیمی از رنجهای لوکس شده است — گالری که در آن بیننده و قربانی یکیاند، و دیدن، خود شکلی از شکنجه است.
⚰️ در این نمایشگاه مرگآور، هر "اثر هنری" حکومت، جسدی کوچک است از کودکی که هنوز نفس میکشد؛ کودکی که باید: در سکوت تحسینِ دروغینِ مسئولان، له شود، در سکوت رسانههای فرمایشی، جان بسپارد، و در سکوتِ کوچههای تاریک، ناپدید گردد.
🎬 این است هنر شیطانی نظامی که به جای نان، "نمایش گرسنگی" میدهد؛ به جای درمان، "تئاتر بیمارستانسازی" اجرا میکند؛ و به جای زندگی، "مجسمههای زنده رنج" میسازد.
🛑 این حکومت، رنج مردم را "ثابت" نگه میدارد، آن را "به نمایش" میگذارد، اما هیچ کار و حرکتی برای تغییر واقعی انجام نمیدهد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🧟♂️ در شگفتانگیزترین تناقض تاریخ، درست زمانی که زمین در آستانۀ نوروز از شوق زایش میتپد و هستی سرشار از نوید رستاخیز است، مومنان مغز-باخته و گسسته-خرد را با تازیانۀ تبلیغ به سوی گورستانها میرانند؛ نه بر سوگواری، که برای اجرای آیینهای وارونهای که مرگ را جشن میگیرد و زندگی را لعنت میکند.
⚰️ در این نمایشِ شیطانی، قبورِ شهدا به صحنههای نورپردازیشده تبلیغات بدل شدهاند—جایی که اشکهای ساختگی به جای عطرِ بهاران، بوی تعفن دروغ میپراکنند. اینجا، مرگ دیگر نقطهٔ پایان نیست؛ حملهٔ سازمانیافتهای است به روانِ جمعی، هزاربار تکرارشده با نورافشانیهای خونرنگ، تا جایی که تنِ مردم نه زیستگاهِ جان، که گورستانی متحرک شود. و اینگونه، نظامِ مردهپرست، حتی فصلِ زایشِ طبیعت را نیز به مراسم تدفین خودکامگی بدل میکند.
📚 کتابهای درسی، این ماشینهای شستوشوی مغزی نظام،
📺 رسانههای فرمایشی، این بلندگوهای دروغ،
🕌 حوزههای تربیتی، این زندانهای روح،
🔺همه و همه صحنههای از پیش تعیینشدهای برای نمایشِ مرگپرستی اجباری هستند.
⚰️ مرگی که در قابهای پرزرقوبرق تبلیغات، با دیالوگهای ساختگی و چهرههای گزافهگرایانه، هر روز و هر ساعت به خوردِ ذهنهای معصوم داده میشود. بلندگوهای رژیم جای بوی خاکِ تازه و عطر رویش بهار را گرفتهاند تا فریادهای ساختگیِ سوگ را به جای ترانههای زندگی بنشانند.
🔊 اینجا، حکمرانی بر مردمِ خسته و فرسوده نه با صفآرایی سربازان، که با بمبارانِ بیامانِ مناسک دروغین و ایدئولوژیک تداوم مییابد؛ حملهای خزنده و نامرئی که از مدارس تا رسانهها، از کوچهها تا خانهها پیشروی میکند تا هیچ ذهنی از چنگالِ این شستوشوی بزرگ جان سالم به در نبرد.
🖤 این چرخشِ سیاهِ تاریخ، نه فقط فومن، که تمام ایران را به دوزخِ رویاهای سرکوبشده و فرداهای سوخته تبدیل کرده است. بازاری عظیم از نفرت و فلاکت که در آن کالای اصلی، جانهای لهشده و امیدهای بر باد رفتهاند؛ کالاهایی که هر روز به حراج گذاشته میشوند تا سوداگرانِ مرگ، مافیای قدرت و شبکههای پلیدِ ثروت و جنایت، سهم خود را از این خوانِ یغما ببرند.
🏴 در این سرزمینِ اشباح، زندگی گروگانِ مراسمی پوچ و آیینهایی وارونه است که هر سپیدهدم، به جای طلوع خورشید، سیاهی یک شب بیپایان را نوید میدهند.
🏥 حکومتی که از ساخت بیمارستان عاجز است، در معماری رنج و تباهی استاد است. آنجا که نمیتواند دارویی بسازد، درد را به هنرنماییای شیطانی تبدیل میکند — نه برای التیام، که برای نمایشی هراسانگیز از سلطه. با دستانی لرزان از بیکفایتی، قلمو را در خون مردم فرو میبرد و بر دیوارهای شهر، تابلویی از فلاکت میکشد؛ تابلویی با قابهای زرین و نورپردازیهای فاخر، تا زخم را به جشن تبدیل کند.
🍞 نان را از دهان کودکان میدزدند، اما گرسنگی را در ویترینی بلورین به نمایش میگذارند — گرسنهای که باید زیبا بمیرد، در حالی که دستانش به شکل هنرمندانهای شکسته شدهاست. از استخوانهای برآمده از پوست، مجسمههایی میسازند و در میادین شهر میگذارند، نه برای بیداری وجدانها، که برای عادت دادن چشمها به «منظرۀ بردگی».
🍂 اینجا رنج به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ کالایی که باید در نور مناسب دیده شود، با زاویهای حساب شده عکاسی شود، و در شبکههای اجتماعی با هشتگ همدلی به فروش برسد.
📷 در این سرزمین وارونه، تصویر فقر جای واقعیت آن را گرفته است. مردمی که باید فریاد بزنند، به تماشاچیان ساکت درد خود تبدیل شدهاند. حکومت، همچون کارگردانی بیمار، نه تنها مردم را به گرسنگی میکشاند، بلکه از آنها میخواهد در قاب دوربین، گرسنگی را "زیبا" تجربه کنند.
🩸 این است اوج شقاوت: وقتی جمهوری اسلامی زخم را نه برای درمان، که برای نمایش بهینه میآراید؛ وقتی فقر را قاب میگیرد و بر سینه شهر میکوبد؛ وقتی از اشک یتیمان، جواهر میسازد و بر گردن تاریخ میآویزد؛ و بدین سان، جامعه تبدیل به گالری عظیمی از رنجهای لوکس شده است — گالری که در آن بیننده و قربانی یکیاند، و دیدن، خود شکلی از شکنجه است.
⚰️ در این نمایشگاه مرگآور، هر "اثر هنری" حکومت، جسدی کوچک است از کودکی که هنوز نفس میکشد؛ کودکی که باید: در سکوت تحسینِ دروغینِ مسئولان، له شود، در سکوت رسانههای فرمایشی، جان بسپارد، و در سکوتِ کوچههای تاریک، ناپدید گردد.
🎬 این است هنر شیطانی نظامی که به جای نان، "نمایش گرسنگی" میدهد؛ به جای درمان، "تئاتر بیمارستانسازی" اجرا میکند؛ و به جای زندگی، "مجسمههای زنده رنج" میسازد.
🛑 این حکومت، رنج مردم را "ثابت" نگه میدارد، آن را "به نمایش" میگذارد، اما هیچ کار و حرکتی برای تغییر واقعی انجام نمیدهد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از زباله تا زوال (۳)
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🔥 در ایرانِ جمهوری اسلامی، هر شهر «طبقهای از جهنم» است: یکی در دود و زباله میسوزد، دیگری در بوی فقر و تحقیر، و آنیکی در هیاهوی مرگ و خفقان. اما فومن، نخستین شهریست که در آن جهنم را به نمايش گذاشتهاند؛ نه به قصد هشدار، که برای «فرمانبرداری»؛ نه برای سوگ، که برای «شو».
🎫 برای نخستینبار، جهنم را نه انذار دادهاند، نه در خطبهای خط و نشانش را کشیدهاند، با سالن، بلیت، راهنما، نورپردازی، و شاید حتی غرفهای برای فروش سوغات!
🧟♂️ مرگ را به "تجربه" بدل کردهاند، وحشت را به "تماشا"، و بیم و هول را به خوراکی روزانه؛ نه چونان اندوهی درونی، بلکه نمایشی ددمنشانه که باید ایستاده تماشا کرد، با چشمهای باز، بیاشک، بیاعتراض—در صفی طولانی، همچون زائران مرگ، در معبدی که دیو آن را بنا کرده است.
🧠 راستی را که عقل هیچ خدایی، در هیچ دینی، به چنین مادهپرستی و کاسبی شیطانی نمیرسید—نه فقط در معنای اقتصادیاش که «با ترس نان درمیآورند»؛ نه فقط در وجه اجتماعیاش که «صف زائران جهنم» میسازند؛ نه فقط در بُعد نمادیناش که مرگ را زیبانمایی میکنند؛ بلکه در ژرفترین لایهاش: پیوندی آیینی میان «قدرت و مرگ»، میان «نمایش و ایمان».
🚫 جایی به نام "جهنم" ساختهاند—نه برای «اندیشیدن»، که برای «بیعت»؛ نه برای «آگاهی»، که برای «اطاعت».
🕳 مردمان را، نه به سوی گلزار، که به درون «لجنزار» هدایت میکنند، تا در برابر چهرۀ نورپردازیشدۀ مرگ، سر خم کنند، وحشت را بچشند، و با ولیفقیه خویش بیعت مجدد نمایند!
💡 این دیگر تهخطِّ جامعۀ نمایشی است؛ آنجا که حقیقت نه پنهان، که با نورافکنها نمایش داده میشود.
👶 مرگ، دیگر نه تجربهای شخصی، نه حادثهای زیستی، بلکه بازسازی آیینی جهنم است—صحنهآراییشده، مهندسیشده، با نور و صدا، و فراخوانی غیررسمی برای خانوادهها، و بیش از همه: برای کودکان.
⚰️ اینجا، مرگ را چون مومیاییهای مصری، آراستهاند؛ نه برای دفن، بلکه برای نمایش.
🎭 هر شهری در این سرزمین، جهنمی است واقعی؛ اما فومن، نخستین شهریست که جهنمِ نمایشی را نیز در خود پذیرفته است: ماکتی زیباشناختی از سوختن، ابزاری برای فرمانبری، و بدلشده به جغرافیای بیمرزِ وحشت نمادین.
🏴☠️ فومن دیگر صرفاً گرفتار زباله و تعفن نیست، بلکه بدل شده به ویترین جهنم نمایشدادهشده؛ همانگونه که در سراسر ایران، دیوارها با «قاب عکس شهدا» تزئین شده، سفره مردم با «تصویرِ نان»، و رنج با «مراسم حکومتی» آراسته میشود؛ در فومن، تابلوی"یک کیلومتر مانده به جهنم" را با افتخار نصب خواهند کرد، تا به مردمان بگویند: "این است فرهنگ ما!"
🪦 نه گور، نه گل، نه گسست، بلکه گالری جهنم؛ شهری که پیکرِ زندهبهگور شدهاش در باتلاق زباله را با فلاش و میکروفون در ویترین نهادهاند.
🧴 در اینجا زباله را نه جمعآوری، که به سازمایۀ ساخت جهنم تبدیل میکنند. گل، نور، و متون عرفانزدۀ حکومتی را روی آن میپاشند. به فقر که میرسند، دوربین میگذارند، شاید هم فریم زرین؛ و سپس آن را در گالری قدرت آویزان میکنند تا نشان دهند: این است شکوهِ درد ما.
👥 مردم فومن دیگر شهروند نیستند. آنها تبدیل شدهاند به سیاهیلشکر یک پروژۀ تبلیغاتی؛ نه دیالوگ دارند، نه اختیار، نه حتی اجازۀ گریستن. فقط مجازند سکوت کنند و گاهگاهی در قاب "شهر جهنم" ظاهر شوند تا «حضور نظام» را تایید کنند.
🔥👨🏿🎨 جمهوری اسلامی فقط یک کار را بلد است: جهنمسازی.
هیچ چیز را به پایان نرسانده جز خرابی.
نه بهشت را میشناسد، نه عدالت را. فقط آتش را میفهمد، آن هم نه برای گرما، که برای سوزاندن، خاکستر کردن، و ریختن آن بر سر زنان و پیران و کودکان.
🎬 فومن آخرین پردۀ این تئاتر خونین است. نه نمایشنامهای معنادار، بلکه صحنهای بینویسنده با بازیگرانی که تنها ویژگیشان زندهماندن است. حکومتی که زبالههایش را نه در زبالهدان، بلکه در موزه میریزد؛ نه برای هشدار، که برای غرور!
⚠️ این نه نقدی اجتماعی، که جنایتی اجتماعی است. نه هنر، که توهینی نظاممند است به هنر، به انسان، به زیبایی.
🌍 اگر این چیزی که میبینیم، فرهنگ و تمدن اسلامی است، پس تمدن چیست؟
تمدنی که از زخم مردم دکور میسازد، از رنج کودکان قاب تبلیغاتی میسازد، و از نابرابری ابزار قدرت میتراشد. تمدنی که نه بر مردگان رحم دارد، نه برای زندگان امیدی باقی میگذارد.
🧭 فومن اتوپیا نیست.
🔻اتوپیا به معنای ناکجاآباد است؛ اما فومن، کجاآباد جمهوری اسلامی است.
☑️ جایی که هر آنچه نباید باشد، هست؛
☑️ آنچه باید برود، مانده؛
☑️ و آنچه باید ساختهشود، خاکستر شدهاست.
🔥از زباله تا زوال: [قسمت ۴ تا ۹] [قسمت ۱۰]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🔥 در ایرانِ جمهوری اسلامی، هر شهر «طبقهای از جهنم» است: یکی در دود و زباله میسوزد، دیگری در بوی فقر و تحقیر، و آنیکی در هیاهوی مرگ و خفقان. اما فومن، نخستین شهریست که در آن جهنم را به نمايش گذاشتهاند؛ نه به قصد هشدار، که برای «فرمانبرداری»؛ نه برای سوگ، که برای «شو».
🎫 برای نخستینبار، جهنم را نه انذار دادهاند، نه در خطبهای خط و نشانش را کشیدهاند، با سالن، بلیت، راهنما، نورپردازی، و شاید حتی غرفهای برای فروش سوغات!
🧟♂️ مرگ را به "تجربه" بدل کردهاند، وحشت را به "تماشا"، و بیم و هول را به خوراکی روزانه؛ نه چونان اندوهی درونی، بلکه نمایشی ددمنشانه که باید ایستاده تماشا کرد، با چشمهای باز، بیاشک، بیاعتراض—در صفی طولانی، همچون زائران مرگ، در معبدی که دیو آن را بنا کرده است.
🧠 راستی را که عقل هیچ خدایی، در هیچ دینی، به چنین مادهپرستی و کاسبی شیطانی نمیرسید—نه فقط در معنای اقتصادیاش که «با ترس نان درمیآورند»؛ نه فقط در وجه اجتماعیاش که «صف زائران جهنم» میسازند؛ نه فقط در بُعد نمادیناش که مرگ را زیبانمایی میکنند؛ بلکه در ژرفترین لایهاش: پیوندی آیینی میان «قدرت و مرگ»، میان «نمایش و ایمان».
🚫 جایی به نام "جهنم" ساختهاند—نه برای «اندیشیدن»، که برای «بیعت»؛ نه برای «آگاهی»، که برای «اطاعت».
🕳 مردمان را، نه به سوی گلزار، که به درون «لجنزار» هدایت میکنند، تا در برابر چهرۀ نورپردازیشدۀ مرگ، سر خم کنند، وحشت را بچشند، و با ولیفقیه خویش بیعت مجدد نمایند!
💡 این دیگر تهخطِّ جامعۀ نمایشی است؛ آنجا که حقیقت نه پنهان، که با نورافکنها نمایش داده میشود.
👶 مرگ، دیگر نه تجربهای شخصی، نه حادثهای زیستی، بلکه بازسازی آیینی جهنم است—صحنهآراییشده، مهندسیشده، با نور و صدا، و فراخوانی غیررسمی برای خانوادهها، و بیش از همه: برای کودکان.
⚰️ اینجا، مرگ را چون مومیاییهای مصری، آراستهاند؛ نه برای دفن، بلکه برای نمایش.
🎭 هر شهری در این سرزمین، جهنمی است واقعی؛ اما فومن، نخستین شهریست که جهنمِ نمایشی را نیز در خود پذیرفته است: ماکتی زیباشناختی از سوختن، ابزاری برای فرمانبری، و بدلشده به جغرافیای بیمرزِ وحشت نمادین.
🏴☠️ فومن دیگر صرفاً گرفتار زباله و تعفن نیست، بلکه بدل شده به ویترین جهنم نمایشدادهشده؛ همانگونه که در سراسر ایران، دیوارها با «قاب عکس شهدا» تزئین شده، سفره مردم با «تصویرِ نان»، و رنج با «مراسم حکومتی» آراسته میشود؛ در فومن، تابلوی
🪦 نه گور، نه گل، نه گسست، بلکه گالری جهنم؛ شهری که پیکرِ زندهبهگور شدهاش در باتلاق زباله را با فلاش و میکروفون در ویترین نهادهاند.
🧴 در اینجا زباله را نه جمعآوری، که به سازمایۀ ساخت جهنم تبدیل میکنند. گل، نور، و متون عرفانزدۀ حکومتی را روی آن میپاشند. به فقر که میرسند، دوربین میگذارند، شاید هم فریم زرین؛ و سپس آن را در گالری قدرت آویزان میکنند تا نشان دهند: این است شکوهِ درد ما.
👥 مردم فومن دیگر شهروند نیستند. آنها تبدیل شدهاند به سیاهیلشکر یک پروژۀ تبلیغاتی؛ نه دیالوگ دارند، نه اختیار، نه حتی اجازۀ گریستن. فقط مجازند سکوت کنند و گاهگاهی در قاب "شهر جهنم" ظاهر شوند تا «حضور نظام» را تایید کنند.
🔥👨🏿🎨 جمهوری اسلامی فقط یک کار را بلد است: جهنمسازی.
هیچ چیز را به پایان نرسانده جز خرابی.
نه بهشت را میشناسد، نه عدالت را. فقط آتش را میفهمد، آن هم نه برای گرما، که برای سوزاندن، خاکستر کردن، و ریختن آن بر سر زنان و پیران و کودکان.
🎬 فومن آخرین پردۀ این تئاتر خونین است. نه نمایشنامهای معنادار، بلکه صحنهای بینویسنده با بازیگرانی که تنها ویژگیشان زندهماندن است. حکومتی که زبالههایش را نه در زبالهدان، بلکه در موزه میریزد؛ نه برای هشدار، که برای غرور!
⚠️ این نه نقدی اجتماعی، که جنایتی اجتماعی است. نه هنر، که توهینی نظاممند است به هنر، به انسان، به زیبایی.
🌍 اگر این چیزی که میبینیم، فرهنگ و تمدن اسلامی است، پس تمدن چیست؟
تمدنی که از زخم مردم دکور میسازد، از رنج کودکان قاب تبلیغاتی میسازد، و از نابرابری ابزار قدرت میتراشد. تمدنی که نه بر مردگان رحم دارد، نه برای زندگان امیدی باقی میگذارد.
🧭 فومن اتوپیا نیست.
🔻اتوپیا به معنای ناکجاآباد است؛ اما فومن، کجاآباد جمهوری اسلامی است.
☑️ جایی که هر آنچه نباید باشد، هست؛
☑️ آنچه باید برود، مانده؛
☑️ و آنچه باید ساختهشود، خاکستر شدهاست.
🔥از زباله تا زوال: [قسمت ۴ تا ۹] [قسمت ۱۰]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
خبرنگار مشهور روسمارگاریتا سیمونیان که مدتی سردبیر آرتی روسیه بوده و از چهرههای نزدیک به پوتین است و حتی به خاطر پوشش رسانه جنگ اوکراین مورد تحریم اتحادیه اروپا نیز میباشد در توییت خود در مورد حمله امروز نوشته
دنبال عبارتی افتضاحتر از عبارت افتضاح برای توصیف اتفاقی که امروز افتاده میگردم
@jangaavaran1390
اوکراین مدعی است امروز ما ۳۴ درصد از بمبافکنهای روسی که قادر به پرتاب موشکهای کروز به سمت اوکراین بودند را هدف قرار دادیم. خسارت وارده به دشمن: ۷ میلیارد دلار
@jangaavaran1390
در 29 اگوست 2022 بود خبرگزاری TASS وابسته به وزارت دفاع فدراسیون روسیه گزارش داد که ارتش روسیه، تمام نیرو هوایی اوکراین را نابود میکند. از ان گزارش سه سال گذشت و نیرو هوایی اوکراین هنوز پا برجا و حتی گسترده تر از گذشته شده است...
در شب 24 فوریه همان سال وزارت دفاع ارتش دوم جهان(؟) مدعی نابودی تمام سامانه های پدافندی اوکراینی شد و ساعتی بعد تصاویری از سرنگونی Su-27 روسی منتشر شد...
این جنگی که روس ها آغاز کردند هروز یک شگفتی پیش روی ما گذاشت که از خود بپرسیم، ارتش دوم جهان؟ و سپس بخندیم، این جنگ نشان داد این ارتش در تمام زمینهها ضعف شدید دارد اما این ضعف مبحث کوچکی نیست بلکه در بحث کلانتر مبحث دو تفکر غربی و شرقی است...
اوکراین با عملیات امروز خود نهتنها شرف سرویس اطلاعاتی روسیه (FSB) را بلکه شرف کل حکومت این کشور و شخص ولادیمیر پوتین را از بین برد... این عملیات شاید به عنوان بزرگترین عملیات اطلاعاتی-رزمی یک دهه اخیر بوده است... خسارت این عملیات باید بررسی شود اما در همین نگاه اولیه آنقدر سنگین است که در مورد ارتش روسیه هرچه بگوییم کم گفتهایم...
@P_raetorio
🔺به مبارکی این اخبار، دوباره بپرسیم: دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻مناظرۀ اخیر دکتر مهدی مطهرنیا نیز شنیدنیست که چگونه از دکانداری دانشگاهیان رو در روی خود او میگوید چندین بار و تبیین میکند این دکانداری ممزوج شده با دنکیشوتیسم و رمانتیسیسم چپزده را!
.
#سیاست #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
📻 فایل صوتی فشردۀ گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
📻 فایل صوتی فشردۀ گفتگو
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ آیین قدرت
@Naqdagin
🎧 دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۵) (+)
🎙#مزدک_فرامرزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۵) (+)
🎙#مزدک_فرامرزی
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: مصحف بهغلط موسوم به قرآن، صدها ایراد ادبی و گرامری دارد - اعجاز ادبی (۴)
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
.
#نقد_قرآن #نقد_ادبی#نقد_اسلام #اعجاز_ادبی #معجزه #اعجاز_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin