This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به آتش کشیدن پرچم روسیه در تظاهرات شب گذشته در تفلیس گرجستان
معترضان ماسکدار، پرچم روسیه را آتش زدند.
🔺یکی از کارهای نمادین و جذاب برای رسانههای دنیا، اما بیخطر و خشونتپرهیز که تا به حال در موردش کسی توصیه نکرده و میتواند جنبش موقتیِ [تاکید دارم بر «موقتی بودن»ش، چرا که آتشزدنِ پرچم بطور کلی و بهشکلِ یک مراسم حکومتی هرباره، کاری احمقانه است] جالبی بسازد، بهنظر همین حرکتِ آتشزدنِ پرچمِ حکومت امپریالیستیِ روسیه است؛ نه جرمی میتوانند برایش در نظر بگیرند، و نه توهین به مقدسات و نمادهای ملی کشور است، صرفا نوعی حرکتِ بهظاهر مشابه با حرکتِ هر روزه و هر هفتۀ جماعتِ عرزشی و بسیجی و حزباللهی است، اما اگر بدل به جنبشی شود که نفرت ایرانیان از مداخلاتِ ویرانگر روسیه و رابطۀ یکسویه (و بقول علی مطهری «بردهوار») با روسیه را به جهانیان نشان دهد، بهنظر حرکت جالب توجهی خواهد بود و توجه جهانی را به مردم ایران متمرکز خواهد کرد. اگر احتیاط لازم را نیز خواستند رعایت کنند، کافیست بدون چهره یا با ماسک، مشابه گرجستانیها، چنین عملی را رقم بزنند و از آن عکس و ویدیو صفحات اجتماعیِ خود منتشر کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 منشأ انسان چیست؟ (۱/۲)
— طبق نظر #اسپینوزا
❓چه میشود اگر هر آنچه دربارهٔ منشأ انسان به شما گفتهاند، حقیقت نداشتهباشد؟ چه میشود اگر اسطورهٔ عدن نه آغاز حیات، بلکه سرآغاز کنترل باشد؟
🔸باروخ اسپینوزا، یکی از رادیکالترین و عمیقترین متفکران قرن هفدهم، ایمان را نابود نکرد، بلکه آن را دگرگون ساخت. او ایدهای چنان انقلابی مطرح کرد که هنوز هم افراد را آشفته میکند. تولد حقیقی انسان نه زمانی که خلق شد، بلکه زمانی رخ داد که جسارت اندیشیدن به خود را پیدا کرد.
🔸اسپینوزا آموخت که ما گناهکار به دنیا نمیآییم، از هیچ بهشتی رانده نشدهایم، و خدا داوری نیست که از بالا مجازات کند، بلکه خودِ کلّیت هستی، یعنی طبیعت زنده است. از نظر او، دانش نه گناه، بلکه فضیلت است. پس چرا ما را وادار به باور به اموری خلاف آن کردند؟ پاسخ میتواند درک شما از تاریخ، ایمان و آزادیتان را برای همیشه تغییر دهد.
🔶 عدن: اسطوره یا ابزار کنترل؟
🍂 از کودکی، بسیاری از ما با داستانی بزرگ شدیم که به نظر غیرقابل تردید میرسید: یک باغ کامل، یک زوج معصوم، یک مار فریبکار، و مجازات ابدی به دلیل نافرمانی. آدم و حوا، عدن، گناه نخستین. اما آیا هرگز درنگ کردهاید که این داستان واقعاً دربارهٔ شما چه چیزی میآموزد؟ اسپینوزا اولین کسی نبود که این روایت را زیر سؤال برد، اما یکی از معدود کسانی بود که این کار را از بنیادینترین موضع عقلانی انجام داد. از نظر او، روایت سفر پیدایش نباید به عنوان واقعیت تاریخی، بلکه به عنوان یک ساختار نمادین خوانده شود؛ و نه یک ساختار معصومانه، بلکه ساختاری عمیقاً ایدئولوژیک.
🍂 اسپینوزا میگفت که:
و چه نوع اطاعتی؟ اطاعتی که با یک ایدهٔ خطرناک شروع میشود: اینکه انسان ذاتاً ناقص به دنیا میآید، از همان ابتدا چیزی در وجود شما اشتباه است، دانش یک تهدید است و اندیشیدن برای خود میتواند به قیمت از دست دادن بهشت تمام شود.
🍂 اسپینوزا این روایت را تکهتکه از هم پاشید. به عقیدهٔ او، بشریت با یک خیانت آغاز نشد، بلکه با یک عمل بیداریمحور آغاز شد. اسطورهٔ عدن، در نگاه او، روایتگر سقوط بشریت نیست، بلکه روایتگر ایجاد یک ساختار کنترلی است. با دقت فکر کنید: چرا در یک داستان به ظاهر مقدس، تنها چیزی که ممنوع است، خوردن از درخت معرفت است؟ خشونت ممنوع نیست. خودخواهی ممنوع نیست. شهوت مجازات نمیشود.
📌 کنجکاوی مجازات میشود؛ میل به فهمیدن، اراده به دانستن. اسپینوزا فهمید که این داستان دربارهٔ نافرمانی انسان از خدا نیست. این داستانی است دربارهٔ اینکه چگونه میل به دانستن به گناه تبدیل شد و چگونه این ایده به بنیان اخلاقی و معنوی بسیاری از تمدنها تبدیل گشت.
🔶 اخراج از بهشت: مجازات یا تولدِ آگاهی؟
🍂 عدن یک باغ نیست. یک استعاره برای بیخبری است. آن حالتی است که در آن بدون پرسش اطاعت میکنید، هنجارها را صرفاً به این دلیل میپذیرید که به شما گفته شده است باید اینگونه باشد. از این منظر، اخراج از بهشت مجازات نبود. تولد بود. دردناک، بله، اما ضروریِ تولد آگاهی.
🍂 و با این حال، ما آموزش دیدهایم که مشتاق آن حالت قبلی باشیم؛ اینکه باور کنیم به دلیل خطای خودمان رانده شدیم، که بد به دنیا آمدهایم، که به رستگاری نیاز داریم. اسپینوزا میگوید این باور، مبنای عقلانی ندارد. عملکرد سیاسی دارد.
🔺🔻اسپینوزا این روایت را به عنوان استراتژی قدرت افشا میکند: با تبدیل نافرمانی به گناه، ساختارهای مذهبی و اجتماعی برای فرمانروایی بر اندیشهٔ شما توجیه مییابند.
🔶 خدا، طبیعت است: پایان گناه نخستین
🍂 اسپینوزا یک آتئیست نبود. ایدهٔ او از خدا عمیقاً معنوی است. خدا طبیعت است. کلیت هر آن چیزی که وجود دارد، قانون درونی است که بر همه چیز حاکم است. اما این خدا داوری نمیکند، مجازات نمیکند، پاداش نمیدهد؛ صرفاً هست (Deus sive Natura). و شما به عنوان بخشی از آن کلیت، جدا یا تبعیدی نیستید. هرگز نبودهاید.
🔻پس این نیاز شدید به باور اینکه مورد داوری قرار میگیریم، از کجا ناشی میشود؟ چرا اسطورهٔ گناه نخستین اینقدر قدرت داشت؟ اسپینوزا آن را به وضوح درک کرد.
🔺 اگر به شما این باور را القا کنند که اشتباه متولد شدهاید و چیزی ذاتاً در شما معیوب است، پس به شما این باور را نیز القا خواهند کرد که به رستگاری نیاز دارید، که بدون اطاعت از هنجارهای خاص، مجازات خواهید شد، که آزادی شما خطرناک است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— طبق نظر #اسپینوزا
❓چه میشود اگر هر آنچه دربارهٔ منشأ انسان به شما گفتهاند، حقیقت نداشتهباشد؟ چه میشود اگر اسطورهٔ عدن نه آغاز حیات، بلکه سرآغاز کنترل باشد؟
🔸باروخ اسپینوزا، یکی از رادیکالترین و عمیقترین متفکران قرن هفدهم، ایمان را نابود نکرد، بلکه آن را دگرگون ساخت. او ایدهای چنان انقلابی مطرح کرد که هنوز هم افراد را آشفته میکند. تولد حقیقی انسان نه زمانی که خلق شد، بلکه زمانی رخ داد که جسارت اندیشیدن به خود را پیدا کرد.
🔸اسپینوزا آموخت که ما گناهکار به دنیا نمیآییم، از هیچ بهشتی رانده نشدهایم، و خدا داوری نیست که از بالا مجازات کند، بلکه خودِ کلّیت هستی، یعنی طبیعت زنده است. از نظر او، دانش نه گناه، بلکه فضیلت است. پس چرا ما را وادار به باور به اموری خلاف آن کردند؟ پاسخ میتواند درک شما از تاریخ، ایمان و آزادیتان را برای همیشه تغییر دهد.
🔶 عدن: اسطوره یا ابزار کنترل؟
🍂 از کودکی، بسیاری از ما با داستانی بزرگ شدیم که به نظر غیرقابل تردید میرسید: یک باغ کامل، یک زوج معصوم، یک مار فریبکار، و مجازات ابدی به دلیل نافرمانی. آدم و حوا، عدن، گناه نخستین. اما آیا هرگز درنگ کردهاید که این داستان واقعاً دربارهٔ شما چه چیزی میآموزد؟ اسپینوزا اولین کسی نبود که این روایت را زیر سؤال برد، اما یکی از معدود کسانی بود که این کار را از بنیادینترین موضع عقلانی انجام داد. از نظر او، روایت سفر پیدایش نباید به عنوان واقعیت تاریخی، بلکه به عنوان یک ساختار نمادین خوانده شود؛ و نه یک ساختار معصومانه، بلکه ساختاری عمیقاً ایدئولوژیک.
🍂 اسپینوزا میگفت که:
متون مقدس نه برای آگاهیبخشی، بلکه برای شکلدهی نوشته شدهاند؛ نه برای آشکار کردن حقیقت، بلکه برای قالبریزیِ اطاعت.
و چه نوع اطاعتی؟ اطاعتی که با یک ایدهٔ خطرناک شروع میشود: اینکه انسان ذاتاً ناقص به دنیا میآید، از همان ابتدا چیزی در وجود شما اشتباه است، دانش یک تهدید است و اندیشیدن برای خود میتواند به قیمت از دست دادن بهشت تمام شود.
🍂 اسپینوزا این روایت را تکهتکه از هم پاشید. به عقیدهٔ او، بشریت با یک خیانت آغاز نشد، بلکه با یک عمل بیداریمحور آغاز شد. اسطورهٔ عدن، در نگاه او، روایتگر سقوط بشریت نیست، بلکه روایتگر ایجاد یک ساختار کنترلی است. با دقت فکر کنید: چرا در یک داستان به ظاهر مقدس، تنها چیزی که ممنوع است، خوردن از درخت معرفت است؟ خشونت ممنوع نیست. خودخواهی ممنوع نیست. شهوت مجازات نمیشود.
📌 کنجکاوی مجازات میشود؛ میل به فهمیدن، اراده به دانستن. اسپینوزا فهمید که این داستان دربارهٔ نافرمانی انسان از خدا نیست. این داستانی است دربارهٔ اینکه چگونه میل به دانستن به گناه تبدیل شد و چگونه این ایده به بنیان اخلاقی و معنوی بسیاری از تمدنها تبدیل گشت.
🔶 اخراج از بهشت: مجازات یا تولدِ آگاهی؟
🍂 عدن یک باغ نیست. یک استعاره برای بیخبری است. آن حالتی است که در آن بدون پرسش اطاعت میکنید، هنجارها را صرفاً به این دلیل میپذیرید که به شما گفته شده است باید اینگونه باشد. از این منظر، اخراج از بهشت مجازات نبود. تولد بود. دردناک، بله، اما ضروریِ تولد آگاهی.
🍂 و با این حال، ما آموزش دیدهایم که مشتاق آن حالت قبلی باشیم؛ اینکه باور کنیم به دلیل خطای خودمان رانده شدیم، که بد به دنیا آمدهایم، که به رستگاری نیاز داریم. اسپینوزا میگوید این باور، مبنای عقلانی ندارد. عملکرد سیاسی دارد.
اگر باور کنید که از بدو تولد گناهکارید، مایل به پذیرش مجازاتها، اطاعت از هنجارها و دنبال کردن رهبرانی خواهید بود که وعدهٔ نجات شما را میدهند.
🔺🔻اسپینوزا این روایت را به عنوان استراتژی قدرت افشا میکند: با تبدیل نافرمانی به گناه، ساختارهای مذهبی و اجتماعی برای فرمانروایی بر اندیشهٔ شما توجیه مییابند.
شما به پلیس نیاز ندارید اگر خودتان زندانبان خود شوید.
🔶 خدا، طبیعت است: پایان گناه نخستین
🍂 اسپینوزا یک آتئیست نبود. ایدهٔ او از خدا عمیقاً معنوی است. خدا طبیعت است. کلیت هر آن چیزی که وجود دارد، قانون درونی است که بر همه چیز حاکم است. اما این خدا داوری نمیکند، مجازات نمیکند، پاداش نمیدهد؛ صرفاً هست (Deus sive Natura). و شما به عنوان بخشی از آن کلیت، جدا یا تبعیدی نیستید. هرگز نبودهاید.
🔻پس این نیاز شدید به باور اینکه مورد داوری قرار میگیریم، از کجا ناشی میشود؟ چرا اسطورهٔ گناه نخستین اینقدر قدرت داشت؟ اسپینوزا آن را به وضوح درک کرد.
زیرا ترس یک روش مؤثر کنترل است.
🔺 اگر به شما این باور را القا کنند که اشتباه متولد شدهاید و چیزی ذاتاً در شما معیوب است، پس به شما این باور را نیز القا خواهند کرد که به رستگاری نیاز دارید، که بدون اطاعت از هنجارهای خاص، مجازات خواهید شد، که آزادی شما خطرناک است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 منشأ انسان چیست؟ (۲/۲)
— طبق نظر اسپینوزا
🔺اما اسپینوزا آن را نپذیرفت. از نظر او، هیچکس گناهکار بدنیا نمیآید. گناه یک ساختار انسانیست، نه یک حقیقت طبیعی. در طبیعت، داوری وجود ندارد؛ گناهی وجود ندارد؛ تنها علتها، معلولها، قوانین، روابط، هماهنگی یا ناهماهنگی وجود دارند، و انسان بعنوان بخشی از آن کلیت، همیشه مطابق با طبیعت خود عمل میکند.
🔺این همه چیز را تغییر میدهد؛ زیرا اگر گناه نخستین وجود نداشتهباشد، پس بدهی نخستینی نیز وجود ندارد.
🍂 این ایده برای کسانی که برای احساس امنیت به ساختارهای سخت و انعطافناپذیر نیاز دارند، راحت نیست. اما برای کسانی که بدنبال درک صادقانه از خود هستند، عمیقا رهاییبخش است؛ زیرا گناه بیفایده را حذف کرده و آن را با مسئولیت جایگزین میکند. شما دیگر یک موجود سقوطکرده که باید رستگار شود نیستید، بلکه یک موجود طبیعی هستید که باید خود را درک کند، و درک، از دیدگاه اسپینوزا، مسیر آزادی است.
🔷 آزادی واقعی: از اطاعت برآمده از ترس تا کنش برآمده از درک
🍂 ما همه میخواهیم باور کنیم که آزادیم؛ که هر تصمیمی که میگیریم، از آنچه میخوریم تا کسی که زندگیمان را با او به اشتراک میگذاریم، از ارادهٔ اصیل ما ناشی میشود، اما اسپینوزا، با نگاه شفاف و گاه ناخوشایند خود، ما را در برابر یک حقیقت دشوار قرار میدهد:
🔺در فلسفهٔ او، اختیار (ارادهٔ آزاد) آنطور که ما آن را تصور میکنیم، یعنی قدرتی جادویی برای تصمیمگیری بدون تأثیر، وجود ندارد. آنچه ما انتخاب مینامیم، تقریباً همیشه نتیجهٔ زنجیرهای از علل پیشین است.
🍂 آزادی از نظر اسپینوزا، زمانی آغاز میشود که شما منشأ احساسات خود را درک کنید و بتوانید انتخاب کنید که توسط آنها کشیده نشوید. فقط در آن زمان است که آزادی آغاز میشود. این ممکن است بدبینانه به نظر برسد، اما در واقع عمیقاً امیدوارکننده است. زیرا اسپینوزا به شما نمیگوید شما آزاد نیستید، تسلیم شوید. او میگوید:
🍂 اکنون، بیایید به اسطورهٔ عدن بازگردیم. در آن، آدم و حوا میتوانند بین اطاعت یا نافرمانی یکی را انتخاب کنند، اما آن انتخاب از همان ابتدا آلوده است؛ اگر اطاعت کنند، پاداش میگیرند. اگر نافرمانی کنند، مجازات میشوند. آیا این آزادی است؟ نه. این انتخابی تحت تهدید است.
🍂 اسپینوزا خاطرنشان میکند که یک تصمیم تنها زمانی میتواند آزاد نامیده شود که از ترس و امید رها باشد؛ زمانی که نه با اشتیاق به پاداش و نه با ترس از مجازات، بلکه با درک آنچه که با طبیعت ما سازگار است هدایت شود. و اینجا تلهای ظاهر میشود: بسیاری اوقات ما اطاعت میکنیم، نه به این دلیل که میفهمیم، بلکه به این دلیل که میترسیم، و باور داریم که این فضیلت است، اما این فضیلت نیست. تسلیم است.
🔺خوردن از درخت معرفت بود؛ دانستن اینکه عواقبی خواهد داشت، اما با این وجود انجام دادن آن؛ زیرا میل به دانستن قویتر از ترس از مجازات بود. آن لحظهٔ نمادین، برای او، تولد خودمختاری انسان را رقم میزند.
🔷 بازپسگیری آگاهی
🍂 خلقت یک عمل ایزولهٔ الهی نیست. یک فرآیند پیوسته است که هر بار که شما انتخاب میکنید بفهمید به جای اینکه اطاعت کنید، آشکار میشود. اسپینوزا ما را به توقف زندگی بعنوان قربانیان مجازات اجدادی و شروع زندگی بعنوان موجوداتی قادر به درک، عمل و دگرگونی فرا میخواند.
🍂 شما برای رنج کشیدن متولد نشدهاید؛ شما برای فهمیدن متولد شدهاید. و اگر تا اینجا این متن را خواندهاید، به این دلیل است که بخشی از وجودتان این را میدانست. اکنون وظیفهٔ شماست که خود را با صداقت بشناسید، جایگاه خود را در جهان بدون گناه بپذیرید و همیشه با هدایت عقل عمل کنید، نه ترس، زیرا همانطور که اسپینوزا میگفت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— طبق نظر اسپینوزا
🔺اما اسپینوزا آن را نپذیرفت. از نظر او، هیچکس گناهکار بدنیا نمیآید. گناه یک ساختار انسانیست، نه یک حقیقت طبیعی. در طبیعت، داوری وجود ندارد؛ گناهی وجود ندارد؛ تنها علتها، معلولها، قوانین، روابط، هماهنگی یا ناهماهنگی وجود دارند، و انسان بعنوان بخشی از آن کلیت، همیشه مطابق با طبیعت خود عمل میکند.
🔺این همه چیز را تغییر میدهد؛ زیرا اگر گناه نخستین وجود نداشتهباشد، پس بدهی نخستینی نیز وجود ندارد.
شما بدنیا نیامدهاید تا بهای اشتباهات دیگران را بپردازید. نیازی به رنج کشیدن برای شایستهٔ زندهبودن ندارید. شما اینجا هستید زیرا بخشی از یک فرآیند طبیعی، ابدی و الهی هستید.
🍂 این ایده برای کسانی که برای احساس امنیت به ساختارهای سخت و انعطافناپذیر نیاز دارند، راحت نیست. اما برای کسانی که بدنبال درک صادقانه از خود هستند، عمیقا رهاییبخش است؛ زیرا گناه بیفایده را حذف کرده و آن را با مسئولیت جایگزین میکند. شما دیگر یک موجود سقوطکرده که باید رستگار شود نیستید، بلکه یک موجود طبیعی هستید که باید خود را درک کند، و درک، از دیدگاه اسپینوزا، مسیر آزادی است.
🔷 آزادی واقعی: از اطاعت برآمده از ترس تا کنش برآمده از درک
🍂 ما همه میخواهیم باور کنیم که آزادیم؛ که هر تصمیمی که میگیریم، از آنچه میخوریم تا کسی که زندگیمان را با او به اشتراک میگذاریم، از ارادهٔ اصیل ما ناشی میشود، اما اسپینوزا، با نگاه شفاف و گاه ناخوشایند خود، ما را در برابر یک حقیقت دشوار قرار میدهد:
اکثر انتخابهای ما آزادانه نیستند. آنها واکنش هستند. واکنش به امیال، ترسها و باورهایی که حتی نمیدانیم در درونمان حمل میکنیم.
از نظر اسپینوزا، عمل آزادانه به معنای انجام آنچه فرد میخواهد نیست، بلکه فهمیدن این است که چرا فرد آنچه را میخواهد، میخواهد.
🔺در فلسفهٔ او، اختیار (ارادهٔ آزاد) آنطور که ما آن را تصور میکنیم، یعنی قدرتی جادویی برای تصمیمگیری بدون تأثیر، وجود ندارد. آنچه ما انتخاب مینامیم، تقریباً همیشه نتیجهٔ زنجیرهای از علل پیشین است.
🍂 آزادی از نظر اسپینوزا، زمانی آغاز میشود که شما منشأ احساسات خود را درک کنید و بتوانید انتخاب کنید که توسط آنها کشیده نشوید. فقط در آن زمان است که آزادی آغاز میشود. این ممکن است بدبینانه به نظر برسد، اما در واقع عمیقاً امیدوارکننده است. زیرا اسپینوزا به شما نمیگوید شما آزاد نیستید، تسلیم شوید. او میگوید:
شما هنوز آزاد نیستید، اما میتوانید آزاد شوید. چگونه؟ از طریق دانش.
🍂 اکنون، بیایید به اسطورهٔ عدن بازگردیم. در آن، آدم و حوا میتوانند بین اطاعت یا نافرمانی یکی را انتخاب کنند، اما آن انتخاب از همان ابتدا آلوده است؛ اگر اطاعت کنند، پاداش میگیرند. اگر نافرمانی کنند، مجازات میشوند. آیا این آزادی است؟ نه. این انتخابی تحت تهدید است.
🍂 اسپینوزا خاطرنشان میکند که یک تصمیم تنها زمانی میتواند آزاد نامیده شود که از ترس و امید رها باشد؛ زمانی که نه با اشتیاق به پاداش و نه با ترس از مجازات، بلکه با درک آنچه که با طبیعت ما سازگار است هدایت شود. و اینجا تلهای ظاهر میشود: بسیاری اوقات ما اطاعت میکنیم، نه به این دلیل که میفهمیم، بلکه به این دلیل که میترسیم، و باور داریم که این فضیلت است، اما این فضیلت نیست. تسلیم است.
از نظر اسپینوزا اولین عمل واقعاً آزادانه در تاریخ بشر، اطاعت نبود. نافرمانی بود.
🔺خوردن از درخت معرفت بود؛ دانستن اینکه عواقبی خواهد داشت، اما با این وجود انجام دادن آن؛ زیرا میل به دانستن قویتر از ترس از مجازات بود. آن لحظهٔ نمادین، برای او، تولد خودمختاری انسان را رقم میزند.
🔷 بازپسگیری آگاهی
🍂 خلقت یک عمل ایزولهٔ الهی نیست. یک فرآیند پیوسته است که هر بار که شما انتخاب میکنید بفهمید به جای اینکه اطاعت کنید، آشکار میشود. اسپینوزا ما را به توقف زندگی بعنوان قربانیان مجازات اجدادی و شروع زندگی بعنوان موجوداتی قادر به درک، عمل و دگرگونی فرا میخواند.
🍂 شما برای رنج کشیدن متولد نشدهاید؛ شما برای فهمیدن متولد شدهاید. و اگر تا اینجا این متن را خواندهاید، به این دلیل است که بخشی از وجودتان این را میدانست. اکنون وظیفهٔ شماست که خود را با صداقت بشناسید، جایگاه خود را در جهان بدون گناه بپذیرید و همیشه با هدایت عقل عمل کنید، نه ترس، زیرا همانطور که اسپینوزا میگفت
هیچ خیر بزرگتری از دانستن و هیچ آزادی بزرگتری از زیستن بر اساس آن دانش وجود ندارد.
📕نظرِ اسپینوزا دربارۀ محمد
📺 داروین و آدموحوا
📺 مناظرۀ پاسکال و اسپینوزا
📕درسی از اسپینوزا
📺 رهایی از اضطراب در فلسفه اسپینوزا
📺 درسهایی از اسپینوزا برای زندگی مدرن و آزادی اصیل
📻 فلسفۀ اسپینوزا -اخلاق- (یک - دو - سه - چهار - پنج - شش - هفت - هشت - نه - ده - یازده)
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مهدی خلجی درباره شاهنامه (کانال دانش و فلسفه)
🎙#اشکان
🔸آقای مهدی خلجی ادعایی داشتن درمورد اینکه شاهنامه فردوسی را افراد زیادی در ایران نمیشناختن و فقط در قهوهخانهها خوانده میشد. ایشان هیچ شناختی به ادبیات فارسی ندارند و نمیدانند که شاعران زیادی در ستایش فردوسی و شاهنامه شعر سرودند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙#اشکان
🔸آقای مهدی خلجی ادعایی داشتن درمورد اینکه شاهنامه فردوسی را افراد زیادی در ایران نمیشناختن و فقط در قهوهخانهها خوانده میشد. ایشان هیچ شناختی به ادبیات فارسی ندارند و نمیدانند که شاعران زیادی در ستایش فردوسی و شاهنامه شعر سرودند.
.
#نقد_روشنفکران #ایران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چطور میتونیم زمان وقوع انقلاب رو پیشبینی کنیم؟ (+)
❓آیا انقلابها قابل پیشبینیاند؟ آیا میشه زمان وقوع انقلاب رو پیشبینی کرد؟
🔸در این ویدیو از قویترین مدلهای هوش مصنوعی برای ساختن دو شخصیت استفاده کردیم. یک تاریخدان که معتقده انقلابها از الگوهای قابلپیشبینی پیروی میکنند و یک تاریخدان دیگه که معتقده انقلابها نتیجه فروپاشیهای ساختاری هستند که از الگوی قابلپیشبینیای تبعیت نمیکنند. این دو شخصیت در یک مناظره سیاسی با همدیگه به بحث میشینن و درباره موضوع «انقلاب» تبادل نظر میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓آیا انقلابها قابل پیشبینیاند؟ آیا میشه زمان وقوع انقلاب رو پیشبینی کرد؟
🔸در این ویدیو از قویترین مدلهای هوش مصنوعی برای ساختن دو شخصیت استفاده کردیم. یک تاریخدان که معتقده انقلابها از الگوهای قابلپیشبینی پیروی میکنند و یک تاریخدان دیگه که معتقده انقلابها نتیجه فروپاشیهای ساختاری هستند که از الگوی قابلپیشبینیای تبعیت نمیکنند. این دو شخصیت در یک مناظره سیاسی با همدیگه به بحث میشینن و درباره موضوع «انقلاب» تبادل نظر میکنند.
منابع این ویدیو:
کتابِ
Revolutions : a very short introduction
by Jack A Goldstone
و کتابِ
The Anatomy of Revolution
by Crane Brinton
.
#سیاست #آینه_تاریخ #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«اصحاب رقیم» و پترا
🍂 نبطیان، قوم عربِ شمالی، در سدههای ۳–۴ پ.م. از شمالِ حجاز به نقب و جنوب اردن کوچیدند و با تسلط بر راه کاروانهای بخور و مُر، شهری صخرهای در وادی موسی و دامنههای شَرا بنا کردند که بعدها «پترا» نام گرفت.
🍂 نام اصلی شهر در سنتهای سامی با ریشهٔ سهحرفی RQM (ر-ق-م) حفظ شده است: در کتیبههای نبطی/آرامی به شکل Raqmu/RQM، در عبری ربانی به صورت רֶקֶם (Rekem)، در سریانی ܪܩܡ و مشتقات آن، و در عربی به هیأتهایی چون رقم/رَقم/رَقیم.
🍂 معنای هستهای این ریشه «نقشکردن/نوشتن/تزیین» است و احتمالاً به «سنگهای نقششده/رنگین» شهر اشاره دارد. یونانیان و رومیان نام را بهجای حفظ صورت بومی، معناگذاری کردند: Πέτρα / Petra (= صخره). بااینحال نویسندگانی چون یوسفوس و اوسبیوس تصریح کردند که این شهر نزد عربان و آرامیان Rekem خوانده میشود.
🍂 در منابع عبری کهن (مشناه و تلمود)، רֶקֶם بهعنوان شهری مرزی در جنوبشرق ارض اسرائیل یاد شده و در ترجوم تورات و کتیبهٔ موزائیک رِحوֹב ترکیب «רֶקֶם גֵּיאָה» دیده میشود که با وادی موسی/پترا تطبیق دارد.
🍂 در سنت سریانیِ متأخرِ عهد باستان نیز شواهد روشنی از کاربرد RQM برای پترا هست: نامهٔ سال ۳۶۳ م. دربارهٔ زلزله، Vita Barṣawmā با تعبیر «RQM d-GʾYʾ»، و خطبهٔ منسوب به اوسبیوس که صریحاً Petra را همان نام سریانی RQM میخواند.
🍂 در منابع یونانی و بیزانسی، هرچند نام رایج «Petra» است، اما یوسفوس (سدهٔ ۱ م.) و اوسبیوس/جروم (سدهٔ ۴–۵ م.) آگاهانه به صورت بومی Rekem اشاره میکنند.
🍂 در ادبیات اسلامیِ متقدم، «الرَّقیم» هم بهمعنای «لوحِ نوشته» (تفسیر غالبِ واژهشناختی در طبری و پیروان) و هم بهعنوان موضعی در پهنهٔ بلقاء–عَمّان–أَیلة گزارش شده است. جغرافینگارانی چون اصطخری، ابنحوقل و مقدسی از شهری/قریهای به نام «رَقیم» با ویژگیهایی مانند خانههای تراشیده در سنگ و «غاری با دو در» (نزدیک عَمّان) سخن گفتهاند؛ وصفی که با محیط پترا/وادی موسی همخوان است.
🍂 برخی پژوهشگران غربی معاصر، با گردآوری شواهد «سامی، یونانی و اسلامی»، پیشنهاد میکنند «الرَّقیم» قرآنی در آیهٔ ۹ کهف، نام خاص جغرافیایی (پترا) است، نه صرفاً به معنی «لوح مرقوم».
🍂 بدینترتیب، رشتهای پیوسته از نبطیان تا عبری، سریانی، یونانی–بیزانسی و اسلامی، نام RQM را به پترا پیوند میدهد و امکان میدهد «أصحاب الکهف و الرَّقیم» به خفتگانِ غاری در حوالی پترا اشاره داشته باشد.
@QuranMushaf2023
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نبطیان، قوم عربِ شمالی، در سدههای ۳–۴ پ.م. از شمالِ حجاز به نقب و جنوب اردن کوچیدند و با تسلط بر راه کاروانهای بخور و مُر، شهری صخرهای در وادی موسی و دامنههای شَرا بنا کردند که بعدها «پترا» نام گرفت.
🍂 نام اصلی شهر در سنتهای سامی با ریشهٔ سهحرفی RQM (ر-ق-م) حفظ شده است: در کتیبههای نبطی/آرامی به شکل Raqmu/RQM، در عبری ربانی به صورت רֶקֶם (Rekem)، در سریانی ܪܩܡ و مشتقات آن، و در عربی به هیأتهایی چون رقم/رَقم/رَقیم.
🍂 معنای هستهای این ریشه «نقشکردن/نوشتن/تزیین» است و احتمالاً به «سنگهای نقششده/رنگین» شهر اشاره دارد. یونانیان و رومیان نام را بهجای حفظ صورت بومی، معناگذاری کردند: Πέτρα / Petra (= صخره). بااینحال نویسندگانی چون یوسفوس و اوسبیوس تصریح کردند که این شهر نزد عربان و آرامیان Rekem خوانده میشود.
🍂 در منابع عبری کهن (مشناه و تلمود)، רֶקֶם بهعنوان شهری مرزی در جنوبشرق ارض اسرائیل یاد شده و در ترجوم تورات و کتیبهٔ موزائیک رِحوֹב ترکیب «רֶקֶם גֵּיאָה» دیده میشود که با وادی موسی/پترا تطبیق دارد.
🍂 در سنت سریانیِ متأخرِ عهد باستان نیز شواهد روشنی از کاربرد RQM برای پترا هست: نامهٔ سال ۳۶۳ م. دربارهٔ زلزله، Vita Barṣawmā با تعبیر «RQM d-GʾYʾ»، و خطبهٔ منسوب به اوسبیوس که صریحاً Petra را همان نام سریانی RQM میخواند.
🍂 در منابع یونانی و بیزانسی، هرچند نام رایج «Petra» است، اما یوسفوس (سدهٔ ۱ م.) و اوسبیوس/جروم (سدهٔ ۴–۵ م.) آگاهانه به صورت بومی Rekem اشاره میکنند.
🍂 در ادبیات اسلامیِ متقدم، «الرَّقیم» هم بهمعنای «لوحِ نوشته» (تفسیر غالبِ واژهشناختی در طبری و پیروان) و هم بهعنوان موضعی در پهنهٔ بلقاء–عَمّان–أَیلة گزارش شده است. جغرافینگارانی چون اصطخری، ابنحوقل و مقدسی از شهری/قریهای به نام «رَقیم» با ویژگیهایی مانند خانههای تراشیده در سنگ و «غاری با دو در» (نزدیک عَمّان) سخن گفتهاند؛ وصفی که با محیط پترا/وادی موسی همخوان است.
🍂 برخی پژوهشگران غربی معاصر، با گردآوری شواهد «سامی، یونانی و اسلامی»، پیشنهاد میکنند «الرَّقیم» قرآنی در آیهٔ ۹ کهف، نام خاص جغرافیایی (پترا) است، نه صرفاً به معنی «لوح مرقوم».
🍂 بدینترتیب، رشتهای پیوسته از نبطیان تا عبری، سریانی، یونانی–بیزانسی و اسلامی، نام RQM را به پترا پیوند میدهد و امکان میدهد «أصحاب الکهف و الرَّقیم» به خفتگانِ غاری در حوالی پترا اشاره داشته باشد.
@QuranMushaf2023
🔻کعبه
🗄 پترانامه
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
📺 بنای کعبه توسط ابراهیم؟!
📕قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📺 مکه یا بکه؟
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📺 بکه مکه نیست - با کاروان حجاز-
📕از بکه تا مکه
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه
.
#بازنگری #نقد_اسلام #تاریخ_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 قرآن، کلام محمد (۱/۸) (+)
— هزار و یک دلیل در رد الهیبودنِ قرآن
🔸این کتاب نوشتۀ #لطفالله_روزبهانی است و در ۸ بخش ارائه میشود. آیات مکی قرآن آیاتیاند که در ظاهر در مکه تالیف شدهاند و بیشتر رنگوبوی اصلاحی و انسانی دارند که برای جاافتادن (پذیرش اولیه) طرح و تالیف شدهاند، ولی آیات مدنی که در مدینه تالیف شدهاند، بیشتر رنگ و حالِ جنگ و غارت و گردنزدن دارد.
🔸حال، چطور میتوان باور داشت که الله متعادل در زمان کوتاهی که دستش از همهچیز کوتاه است، حرفهای خوب بزند، مردم را فریب دهد، و وقتی هنوز فرستادهاش در مکه صاحب قدرت نشده، کلامش رنگوبوی معصومیت و انسانیت دارد و وقتی که او را به مدینه میفرستد و صاحب قدرتش میکند، ۱۸۰ درجه تغییر عقیده داده و تنها به خونریزی و غارت و مسائل جنسی میپردازد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هزار و یک دلیل در رد الهیبودنِ قرآن
🔸این کتاب نوشتۀ #لطفالله_روزبهانی است و در ۸ بخش ارائه میشود. آیات مکی قرآن آیاتیاند که در ظاهر در مکه تالیف شدهاند و بیشتر رنگوبوی اصلاحی و انسانی دارند که برای جاافتادن (پذیرش اولیه) طرح و تالیف شدهاند، ولی آیات مدنی که در مدینه تالیف شدهاند، بیشتر رنگ و حالِ جنگ و غارت و گردنزدن دارد.
🔸حال، چطور میتوان باور داشت که الله متعادل در زمان کوتاهی که دستش از همهچیز کوتاه است، حرفهای خوب بزند، مردم را فریب دهد، و وقتی هنوز فرستادهاش در مکه صاحب قدرت نشده، کلامش رنگوبوی معصومیت و انسانیت دارد و وقتی که او را به مدینه میفرستد و صاحب قدرتش میکند، ۱۸۰ درجه تغییر عقیده داده و تنها به خونریزی و غارت و مسائل جنسی میپردازد؟
🔹روزبهانی با طرح سوالاتی در مورد نویسنده و محتوای قرآن، به بیماری صرع محمد و تأثیر آن بر ادعای وحی اشاره میکند و نظریه بیسوادی محمد را رد میکند. [📺 آیا «امّی» یعنی بیسواد]
🔹او زندگی محمد را به دورههای مختلف تقسیم کرده و تضاد محتوایی آیات مکی (انسانی و اصلاحی) و آیات مدنی (جنگ، غارت و مسائل جنسی) را مطرح میکند. ویدیو به بینظمی در ترتیب سورهها و نقد نظریه تنظیم قرآن توسط عثمان میپردازد. همچنین، به ریشههای فکری قرآن و تأثیرپذیری محمد از باورهای مشرکان عرب، آیین زرتشتی، مسیحیت، یهودیت و حتی بودیسم، با ارائه نمونههایی از کلمات بیگانه در قرآن و نقش مشاوران محمد، اشاره میکند.
🔹در ادامه، به بررسی موردی سورههای فاتحه، بقره، نساء و انفال میپردازد و به تناقضات، وعدههای بهشتی و جنسی، خصومت با زنان، و دستور به قتل کافران اشاره میکند.
📺 خلاصۀ کتاب «قرآن، کلام محمد»
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق»
📻 محمد در دامِ کدِ علمای یهود!
📺 کتابِ «قرائت قرآن غیر دینی» اثر دکتر رضا آیرملو
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 الله و کلاغ
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپزدن!
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی
📺 پشت پردۀ قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 ذوالقرنین قرآن کپی «رمانس اسکندر»
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 «عیسی» و «انجیل» و هویت مؤلفان قرآن
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📕قرآن در ترازوی سوالات یهود
📕قرآن و همراهی با تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
🔻مجموعۀ صندوقچۀ اسلام
📺 اسلام و مافیا (یک) (دو)
📺 محمد شخصیتی تاریخی؟ (یک) (دو)
📺 تحولات و نقاط عطف زندگی محمد
📺 مرگِ محمد، ریشۀ اختلافاتِ تاریخی
📺 وصیتِ محمد
📺 زندگینامۀ محمد
📺 اصل و نسبِ محمد
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه
📺 رویش اسلام و حکومت بیزانس
📺 پیروزیِ محمد
📺 محمد و یهود
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
🔻سامی عوض الذیب
📻 رویای رسالتِ نو؛ دیداری با محمد
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟
📻 مصاحبه با لوکزنبرگ: انفصال عباسیان از مسیحیت اموی (شرقی/توحیدی)
📕افکار و آثار و زندگینامه
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن#کتاب_صوتی #کتاب_ممنوعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بفرستید برای ارزشیهای معتاد به پورن مقاومت و خودارضایی ذهنی😅😁
🔸خیلی جالب است که در حکومت «اسلامی»، دروغ از امری حرام به چیزی حلال و حتی مستحب تبدیل شد که یک «روحانی دین» میتواند در جلوی تلویزیون بدون هیچ شرمی بگوید! مداحان هم که برایشان دروغ از هر واجب دینی واجبتر است.
🔸رانت از واجبات شد و دروغ از مستحبات، و خوردن مال مردم حلال شد و بهتان و تهمت صواب شمرده شد و پیدا شدن موی زنان از لواط بدتر شد!
🔸حتی از صداقتِ حاصل از مستی آن فقیه هم خبری نبود که فتوا داد: «می حرام، ولی بِه ز مال اوقاف است!»، بلکه مال اوقاف بود که برای خود و پسر و عروس از می هفتساله هم حلالتر شد!
✍🏻 #جناب_گاو
@jenabegav
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸خیلی جالب است که در حکومت «اسلامی»، دروغ از امری حرام به چیزی حلال و حتی مستحب تبدیل شد که یک «روحانی دین» میتواند در جلوی تلویزیون بدون هیچ شرمی بگوید! مداحان هم که برایشان دروغ از هر واجب دینی واجبتر است.
🔸رانت از واجبات شد و دروغ از مستحبات، و خوردن مال مردم حلال شد و بهتان و تهمت صواب شمرده شد و پیدا شدن موی زنان از لواط بدتر شد!
🔸حتی از صداقتِ حاصل از مستی آن فقیه هم خبری نبود که فتوا داد: «می حرام، ولی بِه ز مال اوقاف است!»، بلکه مال اوقاف بود که برای خود و پسر و عروس از می هفتساله هم حلالتر شد!
✍🏻 #جناب_گاو
@jenabegav
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افسانۀ نمرود (+)
— ریشههای جادوی باستانی
🔸نمرود شخصیتی مهم در عهد عتیق است که بر اساس روایت تورات، پادشاه بابل، فرزند کوش، و نواده نوح بوده و به عنوان یک «صیاد جبار در حضور خداوند» و بنیانگذار شهر بابل شناخته میشود، به طوری که نام او به معنی «قوی» دانسته شده است.
🔸هویت تاریخی نمرود مبهم است، اما محققان او را پیشتر به دلیل ساخت شهرهای سومر، بابل و آکد میشناسند و احتمال میدهند که شخصیت او برگرفته از اسطوره خدایان بابلی همچون مردوک یا نینورتا، که شکارچی بسیار توانمندی بوده، باشد.
🔸با وجود اینکه تورات، ابراهیم را هفت نسل پس از نمرود میداند، روایات خاخامهای یهودی (مانند تلمود و میدراش) و روایات اسلامی وامگرفته از آنها (که این پادشاه را «نمرود الجبار» میخوانند) بر ستیز بین او و ابراهیم تأکید دارند که آن را رویارویی شرک و یکتاپرستی تعبیر میکنند. در این روایات، نمرود پس از جدال با ابراهیم بر سر یکتایی خدا، دستور داد تا ابراهیم را به جرم توحید و شکستن بتها در آتشی عظیم بسوزانند، اما خداوند آتش را برای او سرد و گوارا کرد.
🔸ریشههای شخصیت نمرود به طور عمیق در ادبیات اساطیری ایران نیز نفوذ کرده است، به طوری که برخی مورخان او را با پادشاهان و قهرمانان ایرانی یکی دانستهاند. دینوری او را از فرزندان جمشید شاه میداند، و برخی کاتبان کهن معتقد بودند که نمرود و فریدون یکی هستند. همچنین، این پادشاه جبار در روایات به ضحاک یا اژیدهاک (ماردوش) تازی که ابراهیم در دوران او متولد شد، منتسب شده است. این همانندیها باعث شده است که داستانهای اسلامی درباره ابراهیم، به ویژه ماجرای آزمون آتش، به شدت یادآور ماجرای کیکاووس و سیاوش در شاهنامه باشند؛ چنانکه برخی متون تاریخی بیان داشتهاند که نمرود همان کیکاووس و ابراهیم همان سیاوش است (زیرا سیاوش نیز به سلامت از آتش گذشت).
🔻دربارۀ داستان سوختن ابراهیم در آتش، پیشنهاد میدهم که ببینید چطور این قصه، احتملا از یک اشتباه ترجمهای در قرآن راه یافته، تا دریابید که فرآیند تالیف قرآن، برخلاف آنچه مولایِ مدرسۀ روشنفکری دینی جا انداخته، ربطی به «رویا/تجربه نبوی» یک شخص ندارد:
🔻دربارۀ خود شخصیت نمرود در «چگونه ادیان سامی با افسانۀ «موسی و فرعون»، تمدن مصر را تحریف کردند؟» (گفتاری از پرفسور خزعل ماجدی)، وارد بررسی شدیم:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ریشههای جادوی باستانی
🔸نمرود شخصیتی مهم در عهد عتیق است که بر اساس روایت تورات، پادشاه بابل، فرزند کوش، و نواده نوح بوده و به عنوان یک «صیاد جبار در حضور خداوند» و بنیانگذار شهر بابل شناخته میشود، به طوری که نام او به معنی «قوی» دانسته شده است.
🔸هویت تاریخی نمرود مبهم است، اما محققان او را پیشتر به دلیل ساخت شهرهای سومر، بابل و آکد میشناسند و احتمال میدهند که شخصیت او برگرفته از اسطوره خدایان بابلی همچون مردوک یا نینورتا، که شکارچی بسیار توانمندی بوده، باشد.
🔸با وجود اینکه تورات، ابراهیم را هفت نسل پس از نمرود میداند، روایات خاخامهای یهودی (مانند تلمود و میدراش) و روایات اسلامی وامگرفته از آنها (که این پادشاه را «نمرود الجبار» میخوانند) بر ستیز بین او و ابراهیم تأکید دارند که آن را رویارویی شرک و یکتاپرستی تعبیر میکنند. در این روایات، نمرود پس از جدال با ابراهیم بر سر یکتایی خدا، دستور داد تا ابراهیم را به جرم توحید و شکستن بتها در آتشی عظیم بسوزانند، اما خداوند آتش را برای او سرد و گوارا کرد.
🔸ریشههای شخصیت نمرود به طور عمیق در ادبیات اساطیری ایران نیز نفوذ کرده است، به طوری که برخی مورخان او را با پادشاهان و قهرمانان ایرانی یکی دانستهاند. دینوری او را از فرزندان جمشید شاه میداند، و برخی کاتبان کهن معتقد بودند که نمرود و فریدون یکی هستند. همچنین، این پادشاه جبار در روایات به ضحاک یا اژیدهاک (ماردوش) تازی که ابراهیم در دوران او متولد شد، منتسب شده است. این همانندیها باعث شده است که داستانهای اسلامی درباره ابراهیم، به ویژه ماجرای آزمون آتش، به شدت یادآور ماجرای کیکاووس و سیاوش در شاهنامه باشند؛ چنانکه برخی متون تاریخی بیان داشتهاند که نمرود همان کیکاووس و ابراهیم همان سیاوش است (زیرا سیاوش نیز به سلامت از آتش گذشت).
🔻دربارۀ داستان سوختن ابراهیم در آتش، پیشنهاد میدهم که ببینید چطور این قصه، احتملا از یک اشتباه ترجمهای در قرآن راه یافته، تا دریابید که فرآیند تالیف قرآن، برخلاف آنچه مولایِ مدرسۀ روشنفکری دینی جا انداخته، ربطی به «رویا/تجربه نبوی» یک شخص ندارد:
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپزدن!
🔻دربارۀ خود شخصیت نمرود در «چگونه ادیان سامی با افسانۀ «موسی و فرعون»، تمدن مصر را تحریف کردند؟» (گفتاری از پرفسور خزعل ماجدی)، وارد بررسی شدیم:
🔷 نمرود: واقعیت تاریخی یا افسانه دینی؟
📜 پژوهشهای تاریخی و اسطورهشناسی نشان میدهند آنچه از «نمرود» در تورات و قرآن آمده، چهرهای قلبشده و نمادین است.
👑 نمرود در واقع تلفیقی از چند پادشاه و اسطوره تمدن بینالنهرین مانند سارگون اکدی، گیلگمش، نینورتا و نارامسین بوده که بعدها در متون دینی به نماد طغیان علیه خدا و دشمن پیامبران بدل شده است.
📚 محققانی چون K. van der Toorn، E. A. Speiser، James Evans، Stephen Gero و نیز خزعل ماجدی بر این باورند که این شخصیتپردازی، تلاشی برای شیطانسازی قدرتهای کهن بوده تا پیامآوران دین در تضاد قهرمانانهتری ظاهر شوند.
🔍 نتیجه: «نمرود» بیش از آنکه یک واقعیت تاریخی باشد، ساختار-روایتی ایدئولوژیک برای تقابل «خدا و پادشاه» است.
📺 افسانۀ «نمرود و تولد ابراهیم»
📺 دعای ابراهیم و زلزله در اصفهان😆
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
— پایِ الله در میانه یا قرآن تالیفی تماما بشریست؟
📺 آیا ابراهیم ایرانی بود و کعبه را ایرانیان ساختند؟
.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #نقد_اسلام#نقد_قرآن #قصص_قرآن #ایران #ابراهیم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔺بفرستید برای ارزشیهای معتاد به پورن مقاومت و خودارضایی ذهنی😅😁 🔸خیلی جالب است که در حکومت «اسلامی»، دروغ از امری حرام به چیزی حلال و حتی مستحب تبدیل شد که یک «روحانی دین» میتواند در جلوی تلویزیون بدون هیچ شرمی بگوید! مداحان هم که برایشان دروغ از هر واجب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM