نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.4K videos
93 files
9.1K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
کلکسیونِ وقاحت

دیروز که نوشتم بسیاری از روشنفکران یاد نگرفته‌اند که گاهی در مقابل صدای مردم ساکت بمانند، چند نفری از دوستان گفتند که کار روشنفکر نه همراهی با مردم، که پی‌گیری عقلانی حقیقت است. اینجا چند نمونه از این «پی‌گیری عقلانی حقیقت» را برایتان می‌گذارم شاید حرفم را بهتر متوجه شوید:
اسلاید دوم: این بنده‌خدا دارد به ایرانیان خارج‌نشین پیشنهاد می‌کند که صدای مردم داخل را که زیر سرکوب و گلوله‌اند، بازتاب ندهند چرا که ممکن است باعث حملۀ کشورهای غربی به ایران شود. یعنی کشورهای غربی که می‌بینند مردم ایران دارند سرکوب می‌شوند، ممکن است ناو جنگی راه بیندازند و هواپیما بلند کنند و لشکر بکشند تا مردم را نجات دهند. «عقل سیاسی»!

ادامه متن...
📘کلکسیونِ وقاحت

🔻دیروز که نوشتم بسیاری از روشنفکران یاد نگرفته‌اند که گاهی در مقابل صدای مردم ساکت بمانند، چند نفری از دوستان گفتند که کار روشنفکر نه همراهی با مردم، که پی‌گیری عقلانی حقیقت است. اینجا چند نمونه از این «پی‌گیری عقلانی حقیقت» را برایتان می‌گذارم شاید حرفم را بهتر متوجه شوید:

اسلاید دوم
: این بنده‌خدا دارد به ایرانیان خارج‌نشین پیشنهاد می‌کند که صدای مردم داخل را که زیر سرکوب و گلوله‌اند، بازتاب ندهند چرا که ممکن است باعث حملۀ کشورهای غربی به ایران شود. یعنی کشورهای غربی که می‌بینند مردم ایران دارند سرکوب می‌شوند، ممکن است ناو جنگی راه بیندازند و هواپیما بلند کنند و لشکر بکشند تا مردم را نجات دهند. «عقل سیاسی»!

اسلاید سوم
: این یکی از ناف پاریس دارد می‌گوید که کسانی که شعار پادشاهی‌خواهانه می‌دهند یا از سر استیصال به این کار روی آورده‌اند یا صدایشان در ویدئوها دستکاری شده است. یعنی محض رضای خدا هم که شده به این فکر نمی‌کند که ممکن است چهار پنج نفر بین صد میلیون نفر واقعاً چنین عقیده‌ای داشته باشند و شعارهایشان از سر استیصال یا صداگذاری نباشد. «شناخت عمیق از جامعه»!

اسلاید چهارم:
این یکی معتقد است که هر که شعار پادشاهی‌خواهانه می‌دهد مأمور موساد است و هر کس که می‌خواهد اعتراض کند «باید از موساد دور شود»! در ضمن وضعیت امروز ایران را آینۀ تمام‌نمای چهرۀ خودش می‌داند و آن را دوست هم دارد. متنش را بخوانید که نکات مفرح زیادی دارد. «عمق نگاه تاریخی»!

اسلاید پنجم:
این یکی شب قبل از این متن، در متنی دیگر نوشته بود که شعارهای مردم در خیابان معنابخشی از بالا و تحریف واقعیت است و چنان پراکنده است که ارزش توجه ندارد. بعد به فاصلۀ یک شب آمده و به همان مردم توصیه کرده که برای حفظ جان خودشان، عقایدشان را در خیابان فریاد نزنند و بروند عقاید دیگران را فریاد بزنند تا سالم بمانند! یعنی طرف که خطر رفتن به خیابان را به جان خریده، برود عقاید دیگران را فریاد بزند! «استراتژی فلسفی»!

دست بردارید دوستان! اینها فقط مشت نمونۀ خروار است. از چه «عقل» و «حقیقتی» حرف می‌زنید؟ شما موجودی را که پس از عمری مزخرف گفتن و ادا در آوردن و تفرعن به خرج دادن، دست آخر به این نتایج مشعشع و گهربار رسیده، دارای عقل می‌دانید؟ بحث اصلاً بیان نظرات مختلف و مخالف نیست. بحث دیدن تکثر مردم هم نیست. بحث در مورد کسانی‌ست که تعصب و خودمحوری چنان کورشان کرده که دست‌آخر به موجوداتی تبدیل شده‌اند بی‌شرف، وقیح و خون‌شور.

✍🏻 #علی_شاهی

پی‌نوشت:

نامِ تک‌تک این افراد پرمدعای جامعۀ دانشگاهی و روشنفکری که تریبون‌های کشور را اشغال کرده‌بودند، به یاد خواهیم داشت. بیژن عبدالکریمی که عملا از کشتارِ مردم و استراتژیِ کثیفِ مقصرسازی خود مردم در قتل‌عام‌ شدن‌شان حمایت می‌کند، تا دیگرانی که دغدغۀ شعار متفاوت از عقاید سیاسی‌شان، و نقد و موعظۀ یک‌سویۀ مردم، برای‌شان از همراهی و بازتابِ صدای خشمِ و امیدِ مردم بیشتر بود، و بعضا حتی از ایرانیان خارج‌نشین خواسته‌اند که سرکوب‌ها و جنایت‌ها را بازتاب ندهند، تا مبادا چیزی بشود، تا کسانی که در وسطِ چنین جنبشِ انقلابیِ تاریخ‌ساز و نوینی، راهِ سکوت و بایکوت را پیشه کرده‌اند، و به‌ مباحثِ روزمرۀ پیشینِ خود ادامه می‌دهند، درحالی‌که برای غزه و اوکراین و...، مکرر اکلیلی می‌شدند و یادداشت می‌نوشتند و اظهار نظر می‌کردند؛ در واقع با سکوت‌شان فریاد می‌زنند، شهروندِ ایرانی که متفاوت از من می‌اندیشی و شعار می‌دهی، اگر پاره پاره هم بشوی، برایم مهم نیستی، اما اوکراینی و فلسطینی برایم جذاب‌ترند!

@agrafoss

.


#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
🔻توییت عجیب جاش ولف

@daneshagahi

این خیلی آدم خاص و بزرگی هستش تو دنیای سرمایه‌گذاری لبه‌ی تکنولوژی و خطرپذیر...

عجب...


جاش ولف (Josh Wolfe) یکی از چهره‌های سرشناس در دنیای سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) و بنیان‌گذار و مدیر شریک شرکت لاکس کپیتال (Lux Capital) است.

او و شرکتش بر روی تکنولوژی‌های بسیار پیشرفته و «دیپ‌تک» (Deep Tech) سرمایه‌گذاری می‌کنند. حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی (AI)، بیوتکنولوژی، رباتیک، علوم فضایی و تکنولوژی‌های دفاعی از تخصص‌های اصلی اوست.

​شعار معروف او و شرکتش «تبدیل علمی-تخیلی به واقعیت علمی» (Sci-Fi to Sci-Fact) است. او به دنبال پروژه‌هایی است که در نگاه اول غیرممکن به نظر می‌رسند اما پتانسیل تغییر آینده را دارند.

https://x.com/i/status/1935030333852012597

متن اصلی پست:
> «همین ۳ هفته پیش در «لاکس» (Lux) همراه با شاهزاده رضا پهلوی.
> — گفتگو با گروهی بی‌نظیر درباره مسیر و احتمالاتِ پایان دادن به ۴۶ سال حکومت وحشت و استبداد، و رسیدن به ایرانی آزاد.
> او همیشه می‌گوید: "امید نداشته باشید... باور داشته باشید."»


متن توییت ضمیمه شده (از جاش ولف):
> «باورنکردنی است. دوست من شاهزاده رضا پهلوی، ۴۶ سال پیش. (!!) اولین سخنرانی او در تبعید که در آن می‌گوید خود را وقف آزادی ایران خواهد کرد.»


.


#ایران



🌾 @Naqdagin
📘نوه و نتیجه‌ی آیت‌الله منتظری بازداشت شدند
— پس از حمایت از یک مادر و فرزند در تجمع معترضان

🔸اشرف منتظری، دختر مرحوم آیت‌الله منتظری، در روایتی تکان‌دهنده از بازداشت دختر و نوه‌اش، جزئیات یک شب بی‌خبری، فشارهای روحی و برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی را تشریح کرد.

🔸به گفته او، پس از چندین ساعت بی‌اطلاعی از وضعیت دختر و نوه‌اش و پیگیری از کلانتری‌های مختلف، آن‌ها پس از یک شب بازداشت، روز بعد با قرار کفالت آزاد شدند. منتظری این تجربه را یادآور خاطرات تلخ سال‌های پیش و پس از انقلاب دانسته و تأکید کرده است که حس بی‌خبری از عزیزان، تجربه‌ای عمیقاً دردناک و آشنا برای بسیاری از خانواده‌هاست.

🔸بر اساس این روایت، بازداشت دختر و نوه‌اش پس از آن رخ داد که آن‌ها در جریان یک تجمع، در واکنش به صحنه‌ای که مادری با فرزندش مقابل گارد ویژه ایستاده بود، برای حمایت و مراقبت از یک کودک وارد عمل شدند. اندکی بعد، نیروهای لباس‌شخصی با برخوردی خشن، دختر منتظری را کشان‌کشان به داخل یک خودروی شخصی منتقل کرده و نوه‌اش را نیز با توهین و فشار به خودرو هل دادند.

🔸منتظری در ادامه از اعمال فشارهای روحی و روانی، بستن چشم‌بند و دست‌بند، بازرسی بدنی «شنیع» و انگشت‌نگاری از افرادی که حتی شعاری نداده بودند، به‌عنوان بخشی از روند بازداشت یاد کرده است. او همچنین به برخوردهای توهین‌آمیز با جوانان و حتی یک زن ۷۰ ساله اشاره کرده و این رفتارها را نشانه‌ای از «ظلمی دانسته که بی‌پاسخ نخواهد ماند».

🔺پی‌نوشت:
فرقِ آشکارِ روشنفکرِ فلسطین‌بازِ محورمقاومتی حامیِ علنیِ سرکوب (بیژن عبدالکریمی) و یا روشنفکرِ ذهنیت‌گرا و ایده‌آلیست و خودشیفته، با خانواده‌ی آخوندی که رابطه‌اش با طیف‌های مختلف مردم را قطع نکرده و مردم را وسطِ وحوش، با سکوت و انفعال رها نمی‌کند.

.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نقد_و_انتقادات
نقدی بر نوشته‌ی من

ویدیوی بالا نقدی بر نوشته‌ی من پیرامون «رابطه‌ی پیام‌آوراسلام(ص) با صفیه» است که توسط سیاوش خرم‌دین تدوین شده است. البته این نقد نسخه‌ی مکتوب و صوتی هم دارد. پیشنهاد می‌کنم نخست یادداشت من را بخوانید و سپس نقد را گوش بدهید یا بخوانید. به نظرم نقد خوبی است.
تا الان من تنها ویدیوی درست شده را با دقت دیدم، ولی برای جواب دادن، باید وقتی بگذارم نقد مکتوب را با دقت بخوانم، سپس تأملی کنم و در آخر جوابی در رد یا تأیید این نقد بنویسم.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۲۶
t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطه‌گران
@Naqdagin
🎧 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطه‌گرانِ دینِ سیف

🔻در اپیزودِ هفتاد‌و‌دوم از پادکستِ #نقدآگین‌گپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، به‌قلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداخته‌ایم.

📺 خلاصۀ مقاله را می‌توانید به‌صورت ارائۀ ویدیی آن تماشا کنید.

🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراه‌کننده و آغاز رویکرد دفاعیه‌نویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.

🔸او سپس به کالبدشکافی ریشه‌ایِ این مغالطه می‌پردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیله‌ای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگ‌اندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی می‌پوشاند؟

🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه به‌مثابه‌ تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی می‌کند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
چگونه وحی آسمانی، که برای جزئیات کوچک زندگی (مانند وضو) فرمان داشت، در برابر کشتار خانواده صفیه و زفاف بی‌عده در اردوگاه نظامی، سکوتی تراژیک اختیار کرد و تنها مُهر تأیید قدرت فاتح را زد؟
این واکاوی، دعوتی است به رهایی از توهم دفاعیه‌نویسی و مواجهه با حقیقت تاریخیِ پیچیده‌ و آکنده‌ از اجبار، اکراه و کشمکش‌های روانی که تاکتیک بقا را جایگزین عشق ناب ساخت.

🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی
1️⃣
ذهنیتِ زارِ روضه‌‌زده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه می‌برد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارت‌گر؟ رانت‌گیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشه‌های جنونِ خونِ زیدیه و هذیان‌هایِ مختار
6️⃣  سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🫖 قوریِ راسل و اللهِ جُنُب!
📕طمع به عروس، نقض ده‌فرمان
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— «تحریم ربیبه» و نظر به عروس
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕رابطه با زن شوهردار اسیر
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📺 کمال حیدری و رقص ماله!
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواج‌های محمد با زنان یهودی
.


#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #تاریخ_اسلام


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚖️ نبرد پرولتاریا علیه چپ: واکاوی پدیدارشناختی یک میل

✍🏻 #علی‌نجات_غلامی

🍂 دوست چپ من! که شاکی از فحاشی پادشاهی‌خواهان هستی!

اول بگذار مختصات چیزی به اسم «پادشاهی‌خواهی» را بررسی کنیم. در مدل اصلی‌اش (مثلاً توری‌های اشرافی اروپا): یک پادشاهی‌خواه فردی است سنت‌گرا، فاخر با ادبیات بسیار موقر، معتقد به ارزش‌های سنتی دینی-تاریخی، معتقد به حفظ نهادهای سنتی اعم از کلیسا و مسجد و تمام نهادهایی که به طور تاریخی در طول قرن‌ها ایجاد شده‌اند (نه صرفاً نمادگرایی). او سخت محافظه‌کار و متمایل به لیبرالیسم، از طبقه‌ی فرادست اجتماع، صاحب و سهام‌دار در صنایع کلان و مؤثر در سطوح ادبی-فرهنگی است و کلامش بسیار تمیز و فاقد هرگونه فحش است.

🔺اما اینجا با چه طرفیم؟ نود درصد برعکس این!

👷‍♂️ چیزی که از دیدنش وحشت داری را بگذار برایت عریان کنم. اینی که نقاب پادشاهی‌خواهی به چهره زده است، نقابش را پاک کن ببین چه می‌بینی: خود پرولتاریا است.

⚔️ اما چرا در یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخی قرار گرفته‌ایم: «نبرد پرولتاریا علیه چپ»؟

📉 چون چپی آمد و در طول تاریخ معاصر خود را سخنگوی طبقه‌ی فرودست نامید، اما اتفاقاً یک کلمه با او سخن نگفت. جهانش را محدود کرد به اقتصاد و او را «گله‌وار» تصور کرد. او را قانع کرد که باید حکومتی را ساقط کند که نان برابر نمی‌دهد، اما مسائلی مثل هویت، اهمیت، معنا و اعتبار جهانی، تاریخمندی و بدنمندی‌اش را نادیده گرفت؛ چون این‌ها را روبنایی و برساخت ایدئولوژی نامید، در حالی که این‌ها بسته‌ی مقوم انتولوژیک (هستی‌شناختی) او بودند.

🌍 چپ، او را در مقابل کل نظم بالفعل زیست مدرن و مترقی (کاپیتالیسم و امپریالیسم) قرار داد. به لسان فنی پدیدارشناختی: چپ با تقلیل انسان به «موجود اقتصادی» (Homo Economicus) و نادیده گرفتن «زیست‌جهان» (Lebenswelt) او، بزرگترین ضربه را به طبقه‌ی فرودست زد. وقتی چپ، هویت، مذهب، تاریخمندی و دلبستگی‌های ملی را «روبنا» یا «آگاهی کاذب» نامید، در واقع روح سوژه‌ی فرودست را مصادره کرد. پرولتاریا فقط «دهانی برای خوردن» نیست؛ او «بدنی در مکان و زمان» دارد که می‌خواهد در نظم جهانی اعتبار داشته باشد. چپ با ایزوله کردن او، وی را از «جهان» (World) محروم کرد.

🚩 بعد چپ شاکی است که قدرت‌های امپریالیستی نگذاشتند انقلابش موفق شود؟ خب، جاهایی که ندزدیدند چه شد؟ کوبا، ونزوئلا و کره‌ی شمالی از اولیه‌ترین حقوق انسانی محروم‌اند. روسیه و چین پس از فجایع بی‌شمار، نهایتاً با چرخش‌های لیبرال به ثباتی نسبی رسیدند.

🏙 اینکه امروز چرا طبقه‌ی فرودست جامعه میل به زمان قبل از انقلاب (ترکیب چپ و ملا) دارد، یک پادشاهی‌خواهی کلاسیک از سنخ ارتجاع به سنت نیست؛ بلکه دقیقاً صدای آن نیاز اصیلی است که طبقه‌ی فرودست برای حضور در دنیای مدرن دارد.

🏗 امروز همه چیز سر جای خودش قرار گرفته است. طبقه‌ی فرودست و بخش‌هایی از طبقات دیگر پادشاهی‌خواه‌اند و بیشتر طبقه‌ی متوسط جمهوری‌خواه. این‌ها دو امکان در دل یک دنیای مدرن علیه دنیای سنتی هستند. آنچه بر آن اتفاق نظر دارند مهم است: ایران در مقام یک دولت-ملت باید به سمت دنیای مدرن حرکت کند و «توسعه» بیابد.

🤝 پس اگر جمهوری‌خواهم، پادشاهی‌خواه هم‌سنگر من است و علیه چپ از او دفاع می‌کنم.

🕊 آنچه امروز در خیابان یا فضای مجازی به نام پادشاهی‌خواهی و با زبان پرولتاریا (حتی با فحاشی) ظهور می‌کند، برخلاف ظاهرش، حرکتی به سوی «سنت» نیست. این یک «میل به مدرنیته‌ی ملموس» است. پرولتاریا دوران پهلوی را نه به مثابه یک نظام سنتی، بلکه به مثابه دورانی می‌بیند که «ایران بخشی از جهان مدرن بود». فحاشی او، طغیان علیه «ادبِ ایدئولوژیک» است؛ طغیان علیه آن زبان منزهی که دهه‌ها او را فریب داد تا آرمان‌شهری بسازد که در آن نان نبود، اما اسارت بود

.


#اپوزیشنقد #سیاست #چپ_ایرانی #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «🎧مؤمنان یا مسلمانان؟ نخستین پیروان محمد — مقاله‌ای از #ایلکا_لینستت 🔹دومین شماره از پادکست #راوی با عنوان «مؤمنان یا مسلمانان؟ نخستین پیروان محمد» به روایت مقاله‌ای از #ایلکا_لینستت اختصاص دارد. لینستت در این مقاله در صدد یافتن شواهدی بر تأیید نظریۀ #فرد_دانر…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر تقی کیمیایی اسدی
بعضی از ایرانیانی هم که بیش از سه هزار سال ظلم و اجحاف و فساد تاریخی استبداد سلطنتی را اغماض می کنند و امید رذیلانه به تغییر ماهیت آن بسته اند، و سعی می کنند آن را دوباره زنده کرده و بیازمایند، نه گذشته دارند و نه آینده خواهند داشت. به علت ساختار فرهنگی و همین اجحافاتی که ذکاوت اجتماعی ما را مانند عامل اپی ژنتیکی فاسد کرده اند، قدرت در هر سطحی در ایران باعث فردگرایی فاسد می شود، از پاسبان محله گرفته تا کارمندی که وظیفه دارد کار مردم را انجام دهد. بجز چند مورد استثنایی بزرگ انسانهایی که در باغ فین رگشان را زدند و یا در احمد آباد ممنوع الملاقات شدند، یا تیرباران و یا به دار آویخته شدند، تاریخ و فرهنگ ما چنین بوده اند. فلک دیگری باید ساخت. جوانان قهرمان از جان گذشته که بارها برای نجات از استبداد تاریخی که به حداکثر فساد خشونت بار کشیده شده، و به این بیماری ذکاوتی مبتلا نشده اند، مستحق آینده هایی بمراتب بهتر از گذشته های ننگین سلطانی هستند تا شاید با الگوبرداری از سرکردگان مردمی فردگرایی فاسد به اجتماع گرایی تبدیل شود که ضامن سعادت همه است. به امید پیروزی بر استبداد به هر شکل و شمایل شیخی/شاهی/ایدئولوژیکی چپ و ر
📘میراثِ ویرانی؛ وقتی عدالت‌خواهی انتزاعی، مسیر توسعه را سد می‌کند
— بازخوانی انتقادیِ رمانتیسم انقلابی در برابر واقع‌گرایی ملی
(۱/۲)
✍🏻 #سعید_جیم

🔶 مقدمه: کالبدشکافی یک «توهم خطرناک»

🔻دکتر تقی کیمیایی اسدی در یادداشتی که بازتاب‌دهنده‌ی ناخودآگاهِ بخش بزرگی از اپوزیسیون سنتی با ذهنیتِ پنجاه و هفتی است، می‌نویسد:
بعضی از ایرانیانی هم که بیش از سه هزار سال ظلم و اجحاف و فساد تاریخی استبداد سلطنتی را اغماض می کنند و امید رذیلانه به تغییر ماهیت آن بسته اند، و سعی می کنند آن را دوباره زنده کرده و بیازمایند، نه گذشته دارند و نه آینده خواهند داشت. به علت ساختار فرهنگی و همین اجحافاتی که ذکاوت اجتماعی ما را مانند عامل اپی ژنتیکی فاسد کرده اند، قدرت در هر سطحی در ایران باعث فردگرایی فاسد می شود، از پاسبان محله گرفته تا کارمندی که وظیفه دارد کار مردم را انجام دهد. بجز چند مورد استثنایی بزرگ انسانهایی که در باغ فین رگشان را زدند و یا در احمد آباد ممنوع الملاقات شدند، یا تیرباران و یا به دار آویخته شدند، تاریخ و فرهنگ ما چنین بوده اند. فلک دیگری باید ساخت. جوانان قهرمان از جان گذشته که بارها برای نجات از استبداد تاریخی که به حداکثر فساد خشونت بار کشیده شده، و به این بیماری ذکاوتی مبتلا نشده اند، مستحق آینده هایی بمراتب بهتر از گذشته های ننگین سلطانی هستند تا شاید با الگوبرداری از سرکردگان مردمی فردگرایی فاسد به اجتماع گرایی تبدیل شود که ضامن سعادت همه است. به امید پیروزی بر استبداد به هر شکل و شمایل شیخی/شاهی/ایدئولوژیکی چپ و راست افراطی.


«بعضی از ایرانیانی هم که... استبداد سلطنتی را اغماض می‌کنند... نه گذشته دارند و نه آینده... فلک دیگری باید ساخت...»


🔺این متن تنها یک اظهارنظر سیاسی نیست؛ بلکه نمونه‌ی آزمایشگاهی از یک بیماری مزمن در اندیشه سیاسی ایران است: «رمانتیسم انقلابی». متنی که با واژگان شبه‌علمی (اپی‌ژنتیک) و ادبیات کلاسیک چپ (اجتماع‌گرایی)، معجونی می‌سازد که خروجی‌اش نه دموکراسی، بلکه زمینه‌سازی برای یک استبداد پوپولیستی جدید است. نویسنده با شور و حرارت اخلاقی، مفاهیمی را در هم می‌آمیزد که در ترازوی فلسفه‌ی سیاسیِ مدرن، نه تنها متناقض، بلکه ویرانگرند.

🔻در ادامه، این دیدگاه را در چهار محور بنیادین جراحی می‌کنیم:

۱. توهمِ «نقطه‌ی صفر»؛ بازتولیدِ ترورِ ژاکوبنی 🏗

🔸عبارت «فلک دیگری باید ساخت» و توصیف تاریخ ایران به عنوان «سه هزار سال ظلم»، بازنمایی دقیق همان توهمی است که ادموند برک در نقد انقلاب فرانسه آن را «توهم شروع از هیچ» می‌نامید.

▪️نیهلیسم تاریخی: تقلیل کل تاریخ یک تمدن به «فساد و استبداد»، یک خودزنیِ هویتی است. این نگاه، کارکردهای حیاتی نهاد سلطنت در حفظ تمامیت ارضی، ایجاد بوروکراسی و پیوند دادن موزاییک اقوام ایرانی را عامدانه سانسور می‌کند.

▪️خطر مهندسی اجتماعی: تصور اینکه می‌توان ۳۰۰۰ سال تجربه‌ی زیسته سنت را دور ریخت و بر روی ویرانه‌ها، جامعه‌ای نوین بنا کرد، دقیقاً همان «مهندسی اجتماعی اتوپیایی» است که کارل پوپر نسبت به آن هشدار می‌داد. تاریخ قرن بیستم گواه است که هرگاه انقلابیون خواستند «انسان طراز نوین» بسازند و گذشته را پاک کنند، نتیجه‌ای جز گولاک‌ها و میدان‌های اعدام نداشتند. توسعه، فرآیندی «انباشتی» (Cumulative) است، نه «انفجاری».

۲. دفاع از «فردیت» در برابر هیولای «توده‌گرایی» 👤

🔻خطرناک‌ترین لغزش متن، حمله به مفهوم مقدس «فردگرایی» و خلط آن با «فساد/ویژه‌خواری» است.

▪️فردگرایی، سنگ‌بنای تمدن: برخلاف ادعای نویسنده، فساد در ایران محصول فردگرایی نیست؛ بلکه محصول «فقدانِ فردیتِ حقوقی» است. در جوامع توسعه‌یافته، «فرد» دارای حقوق سلب‌ناشدنی، حریم خصوصی و مالکیت امن است. فساد دقیقاً در جایی رشد می‌کند که مرزهای «فرد» توسط «قدرت جمع» یا «دولت» مخدوش می‌شود.

▪️ دامِ اجتماع‌گرایی (Collectivism): نویسنده به عنوان راه حل، «اجتماع‌گرایی» را تجویز می‌کند. این دقیقاً همان نسخه‌ای است که کمونیسم و فاشیسم پیچیدند. جامعه‌ای که در آن «سعادت جمع» بر «حقوق فرد» مقدم شود، به سرعت به مسلخ آزادی تبدیل می‌شود. راهِ مهارِ فساد، حل شدنِ فرد در جمع نیست؛ بلکه «شفافیتِ قانون» و «تضمینِ مالکیت» است تا «موجود اقتصادی» بتواند در چارچوبی امن فعالیت کند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘میراثِ ویرانی؛ وقتی عدالت‌خواهی انتزاعی، مسیر توسعه را سد می‌کند
— بازخوانی انتقادیِ رمانتیسم انقلابی در برابر واقع‌گرایی ملی
(۲/۲)
✍🏻 #سعید_جیم

۳. نژادپرستیِ علمی؛ مغالطه‌ی اپی‌ژنتیک 🧬

🔻توسل به واژگان علمی مثل «تغییرات اپی‌ژنتیک» برای توضیح فساد سیاسی، نوعی «جبرگرایی بیولوژیک» و توهین به شعور جامعه است.

خودشناسی استعماری: این نگاه مدعی است که ایرانیان «ذاتاً» یا «ژنتیکاً» فاسد شده‌اند. این استدلال، مسئولیت را از دوش «ساختارها» برمی‌دارد و به گردن «قربانی» می‌اندازد.

اصالتِ نهادها: واقع‌گرایی سیاسی می‌گوید انسان‌ها فرشته یا دیو نیستند؛ آنها به «انگیزه‌ها» (Incentives) پاسخ می‌دهند. اگر سیستم اداری فاسد است، نه به خاطر «ژنِ ایرانی»، بلکه به خاطر «ساختارِ رانتی و نفتی» است که فساد را پاداش می‌دهد. راه نجات، «اصلاح نژادی» نیست؛ بلکه طراحیِ مکانیزم‌های «نظارت و توازن» (Checks and Balances) است.

۴. فتیشیسمِ شکست؛ بیماریِ مزمنِ روشنفکری ⚰️

🔻نویسنده تنها زمانی به تاریخ احترام می‌گذارد که بوی خون بدهد: رگ‌زنی در فین، حصر در احمدآباد، تیرباران و دار. تنها کسانی مقدس‌اند که یا در کنج قبرستان باشند، یا در کنجِ زندان‌ها از سال‌های زندانِ خود، برای خود مدال افتخار درست کرده‌باشند، از نرگس محمدی تا تاجزاده تا میرحسین موسوی و مجاهدین خلق!

▪️اروتیکِ قربانی بودن: این نگاه، سیاست را نه عرصه‌ی «مصالحه و مدیریت»، بلکه عرصه‌ی «تراژدی و شهادت» می‌بیند. در این تفکر، سیاستمدارِ خوب، سیاستمدارِ مُرده یا شکست‌خورد‌ه است. وگرنه باید مثل انسان‌های دچار عقده‌ی پهلوی، صبح‌وشام هر موضوعی را بهانه کرد برای اینکه با تمسخر و تحقیر و ابراز نفرت و نق، ژستِ روشنفکریِ خود را به جامعه بفروشیم و مثلِ‌کودکیِ دچار عقدۀ حقارت، از شهرتِ دیگرانی که با بضاعتِ محدود خود کنشی می‌کنند، توجه بخریم!

▪️اخلاق مسئولیت در برابر اخلاق عقیده: مکس وبر تفکیک درخشانی دارد؛ نویسنده طرفدار «اخلاق عقیده» است (مهم نیست نتیجه چه شود، مهم این است که من بر سر اصولم جان بدهم). اما ایرانِ امروز نیازمند «اخلاق مسئولیت» است (مهم نیست من قهرمان شوم، مهم این است که رنج مردم کم شود و کشور توسعه یابد). نگاهی که مدام دنبال «قهرمانان جان‌برکف» می‌گردد، مانع ظهور «مدیران تکنوکرات» می‌شود.

⚖️ نتیجه‌گیری: بازگشت به واقعیت

🔻این متن علی‌رغم ژستِ آزادی‌خواهانه‌اش، حاملِ بذرهای استبداد است؛ چرا که:
۱. فردیت را به نفع توده سرکوب می‌کند.
۲. خواهان گسست کامل تاریخی (انقلاب مداوم و نفرت از خود و کلیتِ تاریخ و سرزمین و فرهنگ خود) است.
۳. و به جای نقدِ ساختار قدرت، به تحقیرِ بیولوژیکِ ملت می‌پردازد.

🔺از این منظر، اقبال به پادشاهی مشروطه را نباید «نوستالژی کور» دانست، بلکه باید آن را نوعی «خِرَدِ پراگماتیک» برای بازیابی تداوم تاریخی قلمداد کرد. جامعه دریافته است که برای عبور از بحران، به نهادی نیاز دارد که فراتر از نزاع‌های روزمره، نمادِ «گشودگی به غرب» و «نوسازیِ ساختاری» باشد.

🔻سعید جیم
📕
گذار از ستم جنسیتی به رهایی ملی
— چرا جنبش مهسا، انقلابِ فمینیستی - ایران‌گرایانه بود؟
📕سجده‌های انتخابی، بت‌های همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
📕از مشروطه تا سلطنتِ جن‌زدگانِ عاقدِ اجنه

📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلوی‌ستیزی فاقد «اراده‌ی موسس» است؟
📻
در باب قیامِ ملی
📕
پله‌پله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابان‌های ایران
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
📕گونه‌شناسی مخالفان پهلوی

.


#اپوزیشنقد #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin