Telegram
نقدآگین
📘میراثِ ویرانی؛ وقتی عدالتخواهی انتزاعی، مسیر توسعه را سد میکند
— بازخوانی انتقادیِ رمانتیسم انقلابی در برابر واقعگرایی ملی
(۲/۲)
✍🏻 #سعید_جیم
۳. نژادپرستیِ علمی؛ مغالطهی اپیژنتیک 🧬
🔻توسل به واژگان علمی مثل «تغییرات اپیژنتیک» برای توضیح فساد سیاسی، نوعی «جبرگرایی بیولوژیک» و توهین به شعور جامعه است.
❌ خودشناسی استعماری: این نگاه مدعی است که ایرانیان «ذاتاً» یا «ژنتیکاً» فاسد شدهاند. این استدلال، مسئولیت را از دوش «ساختارها» برمیدارد و به گردن «قربانی» میاندازد.
✅ اصالتِ نهادها: واقعگرایی سیاسی میگوید انسانها فرشته یا دیو نیستند؛ آنها به «انگیزهها» (Incentives) پاسخ میدهند. اگر سیستم اداری فاسد است، نه به خاطر «ژنِ ایرانی»، بلکه به خاطر «ساختارِ رانتی و نفتی» است که فساد را پاداش میدهد. راه نجات، «اصلاح نژادی» نیست؛ بلکه طراحیِ مکانیزمهای «نظارت و توازن» (Checks and Balances) است.
۴. فتیشیسمِ شکست؛ بیماریِ مزمنِ روشنفکری ⚰️
🔻نویسنده تنها زمانی به تاریخ احترام میگذارد که بوی خون بدهد: رگزنی در فین، حصر در احمدآباد، تیرباران و دار. تنها کسانی مقدساند که یا در کنج قبرستان باشند، یا در کنجِ زندانها از سالهای زندانِ خود، برای خود مدال افتخار درست کردهباشند، از نرگس محمدی تا تاجزاده تا میرحسین موسوی و مجاهدین خلق!
▪️اروتیکِ قربانی بودن: این نگاه، سیاست را نه عرصهی «مصالحه و مدیریت»، بلکه عرصهی «تراژدی و شهادت» میبیند. در این تفکر، سیاستمدارِ خوب، سیاستمدارِ مُرده یا شکستخورده است. وگرنه باید مثل انسانهای دچار عقدهی پهلوی، صبحوشام هر موضوعی را بهانه کرد برای اینکه با تمسخر و تحقیر و ابراز نفرت و نق، ژستِ روشنفکریِ خود را به جامعه بفروشیم و مثلِکودکیِ دچار عقدۀ حقارت، از شهرتِ دیگرانی که با بضاعتِ محدود خود کنشی میکنند، توجه بخریم!
▪️اخلاق مسئولیت در برابر اخلاق عقیده: مکس وبر تفکیک درخشانی دارد؛ نویسنده طرفدار «اخلاق عقیده» است (مهم نیست نتیجه چه شود، مهم این است که من بر سر اصولم جان بدهم). اما ایرانِ امروز نیازمند «اخلاق مسئولیت» است (مهم نیست من قهرمان شوم، مهم این است که رنج مردم کم شود و کشور توسعه یابد). نگاهی که مدام دنبال «قهرمانان جانبرکف» میگردد، مانع ظهور «مدیران تکنوکرات» میشود.
⚖️ نتیجهگیری: بازگشت به واقعیت
🔻این متن علیرغم ژستِ آزادیخواهانهاش، حاملِ بذرهای استبداد است؛ چرا که:
۱. فردیت را به نفع توده سرکوب میکند.
۲. خواهان گسست کامل تاریخی (انقلاب مداوم و نفرت از خود و کلیتِ تاریخ و سرزمین و فرهنگ خود) است.
۳. و به جای نقدِ ساختار قدرت، به تحقیرِ بیولوژیکِ ملت میپردازد.
🔺از این منظر، اقبال به پادشاهی مشروطه را نباید «نوستالژی کور» دانست، بلکه باید آن را نوعی «خِرَدِ پراگماتیک» برای بازیابی تداوم تاریخی قلمداد کرد. جامعه دریافته است که برای عبور از بحران، به نهادی نیاز دارد که فراتر از نزاعهای روزمره، نمادِ «گشودگی به غرب» و «نوسازیِ ساختاری» باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بازخوانی انتقادیِ رمانتیسم انقلابی در برابر واقعگرایی ملی
(۲/۲)
✍🏻 #سعید_جیم
۳. نژادپرستیِ علمی؛ مغالطهی اپیژنتیک 🧬
🔻توسل به واژگان علمی مثل «تغییرات اپیژنتیک» برای توضیح فساد سیاسی، نوعی «جبرگرایی بیولوژیک» و توهین به شعور جامعه است.
❌ خودشناسی استعماری: این نگاه مدعی است که ایرانیان «ذاتاً» یا «ژنتیکاً» فاسد شدهاند. این استدلال، مسئولیت را از دوش «ساختارها» برمیدارد و به گردن «قربانی» میاندازد.
✅ اصالتِ نهادها: واقعگرایی سیاسی میگوید انسانها فرشته یا دیو نیستند؛ آنها به «انگیزهها» (Incentives) پاسخ میدهند. اگر سیستم اداری فاسد است، نه به خاطر «ژنِ ایرانی»، بلکه به خاطر «ساختارِ رانتی و نفتی» است که فساد را پاداش میدهد. راه نجات، «اصلاح نژادی» نیست؛ بلکه طراحیِ مکانیزمهای «نظارت و توازن» (Checks and Balances) است.
۴. فتیشیسمِ شکست؛ بیماریِ مزمنِ روشنفکری ⚰️
🔻نویسنده تنها زمانی به تاریخ احترام میگذارد که بوی خون بدهد: رگزنی در فین، حصر در احمدآباد، تیرباران و دار. تنها کسانی مقدساند که یا در کنج قبرستان باشند، یا در کنجِ زندانها از سالهای زندانِ خود، برای خود مدال افتخار درست کردهباشند، از نرگس محمدی تا تاجزاده تا میرحسین موسوی و مجاهدین خلق!
▪️اروتیکِ قربانی بودن: این نگاه، سیاست را نه عرصهی «مصالحه و مدیریت»، بلکه عرصهی «تراژدی و شهادت» میبیند. در این تفکر، سیاستمدارِ خوب، سیاستمدارِ مُرده یا شکستخورده است. وگرنه باید مثل انسانهای دچار عقدهی پهلوی، صبحوشام هر موضوعی را بهانه کرد برای اینکه با تمسخر و تحقیر و ابراز نفرت و نق، ژستِ روشنفکریِ خود را به جامعه بفروشیم و مثلِکودکیِ دچار عقدۀ حقارت، از شهرتِ دیگرانی که با بضاعتِ محدود خود کنشی میکنند، توجه بخریم!
▪️اخلاق مسئولیت در برابر اخلاق عقیده: مکس وبر تفکیک درخشانی دارد؛ نویسنده طرفدار «اخلاق عقیده» است (مهم نیست نتیجه چه شود، مهم این است که من بر سر اصولم جان بدهم). اما ایرانِ امروز نیازمند «اخلاق مسئولیت» است (مهم نیست من قهرمان شوم، مهم این است که رنج مردم کم شود و کشور توسعه یابد). نگاهی که مدام دنبال «قهرمانان جانبرکف» میگردد، مانع ظهور «مدیران تکنوکرات» میشود.
⚖️ نتیجهگیری: بازگشت به واقعیت
🔻این متن علیرغم ژستِ آزادیخواهانهاش، حاملِ بذرهای استبداد است؛ چرا که:
۱. فردیت را به نفع توده سرکوب میکند.
۲. خواهان گسست کامل تاریخی (انقلاب مداوم و نفرت از خود و کلیتِ تاریخ و سرزمین و فرهنگ خود) است.
۳. و به جای نقدِ ساختار قدرت، به تحقیرِ بیولوژیکِ ملت میپردازد.
🔺از این منظر، اقبال به پادشاهی مشروطه را نباید «نوستالژی کور» دانست، بلکه باید آن را نوعی «خِرَدِ پراگماتیک» برای بازیابی تداوم تاریخی قلمداد کرد. جامعه دریافته است که برای عبور از بحران، به نهادی نیاز دارد که فراتر از نزاعهای روزمره، نمادِ «گشودگی به غرب» و «نوسازیِ ساختاری» باشد.
🔻سعید جیم
📕گذار از ستم جنسیتی به رهایی ملی
— چرا جنبش مهسا، انقلابِ فمینیستی - ایرانگرایانه بود؟
📕سجدههای انتخابی، بتهای همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
📕از مشروطه تا سلطنتِ جنزدگانِ عاقدِ اجنه
📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلویستیزی فاقد «ارادهی موسس» است؟
📻 در باب قیامِ ملی
📕پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
.
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مرگ بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنهای، خاتمی!
— معنایِ پدیدارشناختیِ «جاوید شاه»؛ فراتر از نوستالژی، علیه قطعِ تاریخی
✍🏻 #جولان_فرهادی_بابادی
🍂 اعتراضات ایرانیان، جمهوری اسلامی را به نقطهٔ صفر گفتمانی رسانده است؛ جایی که دیگر نه روایت انقلاب کار میکند، نه زبان اصلاح، نه فریب اعتدال. آنچه فرو ریخته، فقط یک حکومت نیست؛ تمام دستگاه دروغی است که از ۵۷ تا امروز، قدرت را بازتولید کردهاست.
🍂 شورش پنجاهوهفت، با میدانداری رسانهای انگلیس، توهم رهایی، و صدها دروغ ایدئولوژیک، مردم را به «مرگ بر شاه» رساند؛ امروز همان دیگ دروغ، بر سر سازندگانش واژگون شده است. تاریخ بازنمیگردد، اما حساب پس میگیرد.
🍂 در این لحظه، وقتی «جاوید شاه» گفته میشود، نه آنطور که ظریف خائن می گوید نوستالژی کور است و نه آن طور که چپها و اصلاحطلبان میگویند، از بغض نسبت به خامنهای و زعامت فقیه مفتخور است.
🍂 «جاوید شاه» انکارِ روایتی است که پنجاه سال بر جامعه تحمیل شد؛ انکار این دروغ که ایران ناگزیر از ایدئولوژی، امت، و ولیفقیه بود. «جاوید شاه» یعنی: من قیام میکنم علیه قطع تاریخیِ دولت ملی، قانون، و مسیر مدرنشدن ایران؛ یعنی بازپسگیری رهبری نهادی نه آن طور که ملا و چپی مجاهد میگویند مجددا یک «نهاد رهبری»!
🍂 دروغ ۵۷ را خمینی پروراند؛ خاتمی و تاجزاده و … آن را در لباس فرهنگ و ارشاد نرمالیزه کرد و خامنهای آن را به میخهای کشتار، غارت، و ویرانی وطن تبدیل کرد. لعنت بر این زنجیرهٔ قدرت که ایدئولوژی را جای قانون نشاند و کشور را به میدان مرگ کشاند.
🍂 لعن و نفرین را نمیشود و نباید حذف کرد. این زبانِ جامعهای است که همهٔ راههای حقوقیاش بسته شده. لعن، خشونت نیست؛ اعلان سلب مشروعیت است. اما لعن بالغ، کور و قومی نیست؛ مشخص، تاریخی و مسئولیتمحور است. لعنت بر نظام مافیاییای که با نام دین، دولت را بلعید؛ لعنت بر سرکردگان قدیم و جدیدی که وطن را به گروگان گرفتند.
🍂 با اینهمه، لعن جای سیاست را نمیگیرد. کارش نفی است، نه ساختن. برای همین، «جاوید شاه»، باید از فرد عبور کند و به نهاد برسد: دولت ملیِ سکولار، حاکمیت قانون، پایان ایدئولوژی، و بازگشت ایران به پیوستگی تاریخیاش با جهان؛ و این کار را تنها شاهزاده رضا پهلوی میتواند انجام دهد، نه پری غوله و مافیای محور مقاومتی جمهوری اسلامی!
🍂 «جاوید شاه» پاسخِ بالغ به پنجاه سال دروغ است: نه آشتی با جنایت، نه فراموشی، نه پالیتیکالکورکتنسِ بیخاصیت؛ بلکه نفی بیامانِ نظم موجود و ترجمهٔ خشم به پروژهای که دیگر اجازه ندهد تاریخ، با پرچم عوضشده، تکرار شود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معنایِ پدیدارشناختیِ «جاوید شاه»؛ فراتر از نوستالژی، علیه قطعِ تاریخی
✍🏻 #جولان_فرهادی_بابادی
🍂 اعتراضات ایرانیان، جمهوری اسلامی را به نقطهٔ صفر گفتمانی رسانده است؛ جایی که دیگر نه روایت انقلاب کار میکند، نه زبان اصلاح، نه فریب اعتدال. آنچه فرو ریخته، فقط یک حکومت نیست؛ تمام دستگاه دروغی است که از ۵۷ تا امروز، قدرت را بازتولید کردهاست.
🍂 شورش پنجاهوهفت، با میدانداری رسانهای انگلیس، توهم رهایی، و صدها دروغ ایدئولوژیک، مردم را به «مرگ بر شاه» رساند؛ امروز همان دیگ دروغ، بر سر سازندگانش واژگون شده است. تاریخ بازنمیگردد، اما حساب پس میگیرد.
🍂 در این لحظه، وقتی «جاوید شاه» گفته میشود، نه آنطور که ظریف خائن می گوید نوستالژی کور است و نه آن طور که چپها و اصلاحطلبان میگویند، از بغض نسبت به خامنهای و زعامت فقیه مفتخور است.
🍂 «جاوید شاه» انکارِ روایتی است که پنجاه سال بر جامعه تحمیل شد؛ انکار این دروغ که ایران ناگزیر از ایدئولوژی، امت، و ولیفقیه بود. «جاوید شاه» یعنی: من قیام میکنم علیه قطع تاریخیِ دولت ملی، قانون، و مسیر مدرنشدن ایران؛ یعنی بازپسگیری رهبری نهادی نه آن طور که ملا و چپی مجاهد میگویند مجددا یک «نهاد رهبری»!
🍂 دروغ ۵۷ را خمینی پروراند؛ خاتمی و تاجزاده و … آن را در لباس فرهنگ و ارشاد نرمالیزه کرد و خامنهای آن را به میخهای کشتار، غارت، و ویرانی وطن تبدیل کرد. لعنت بر این زنجیرهٔ قدرت که ایدئولوژی را جای قانون نشاند و کشور را به میدان مرگ کشاند.
🍂 لعن و نفرین را نمیشود و نباید حذف کرد. این زبانِ جامعهای است که همهٔ راههای حقوقیاش بسته شده. لعن، خشونت نیست؛ اعلان سلب مشروعیت است. اما لعن بالغ، کور و قومی نیست؛ مشخص، تاریخی و مسئولیتمحور است. لعنت بر نظام مافیاییای که با نام دین، دولت را بلعید؛ لعنت بر سرکردگان قدیم و جدیدی که وطن را به گروگان گرفتند.
🍂 با اینهمه، لعن جای سیاست را نمیگیرد. کارش نفی است، نه ساختن. برای همین، «جاوید شاه»، باید از فرد عبور کند و به نهاد برسد: دولت ملیِ سکولار، حاکمیت قانون، پایان ایدئولوژی، و بازگشت ایران به پیوستگی تاریخیاش با جهان؛ و این کار را تنها شاهزاده رضا پهلوی میتواند انجام دهد، نه پری غوله و مافیای محور مقاومتی جمهوری اسلامی!
🍂 «جاوید شاه» پاسخِ بالغ به پنجاه سال دروغ است: نه آشتی با جنایت، نه فراموشی، نه پالیتیکالکورکتنسِ بیخاصیت؛ بلکه نفی بیامانِ نظم موجود و ترجمهٔ خشم به پروژهای که دیگر اجازه ندهد تاریخ، با پرچم عوضشده، تکرار شود.
📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلویستیزی فاقد «ارادهی موسس» است؟
📘نبرد پرولتاریا علیه چپ
📕میراثِ ویرانی؛ وقتی عدالتخواهی انتزاعی، مسیر توسعه را سد میکند
📻 در باب قیامِ ملی
📕پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
📕کلکسیونِ وقاحت
.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 قیام ملی و طنیناندازیِ شعارِ «جاویدشاه»
— دلایل انفعالِ قشرِ خاکستری در براندازی
🎙#اشکان
🔸در این صوت به بررسی مفهوم «قشر خاکستری» پرداخته میشود؛ گروهی از کنشگران اجتماعی که اگرچه دارای گرایشهای انتقادی و بعضاً براندازانه نسبت به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی هستند و تمایلی به همذاتپنداری با بدنهی حاکمیت ندارند، اما همزمان از انتخاب، تعهد و همراستایی با جریانها و گروهبندیهای سیاسی مشخص نیز امتناع میورزند.
🔺این وضعیت دوگانه، در سطح عمل سیاسی به بازتولید نوعی کنشگری منفعل یا تعلیقشده منجر میشود که پیامدهای قابل توجهی برای پویایی تحولات سیاسی و اجتماعی به همراه دارد.
@fargasht22
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دلایل انفعالِ قشرِ خاکستری در براندازی
🎙#اشکان
🔸در این صوت به بررسی مفهوم «قشر خاکستری» پرداخته میشود؛ گروهی از کنشگران اجتماعی که اگرچه دارای گرایشهای انتقادی و بعضاً براندازانه نسبت به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی هستند و تمایلی به همذاتپنداری با بدنهی حاکمیت ندارند، اما همزمان از انتخاب، تعهد و همراستایی با جریانها و گروهبندیهای سیاسی مشخص نیز امتناع میورزند.
🔺این وضعیت دوگانه، در سطح عمل سیاسی به بازتولید نوعی کنشگری منفعل یا تعلیقشده منجر میشود که پیامدهای قابل توجهی برای پویایی تحولات سیاسی و اجتماعی به همراه دارد.
@fargasht22
📻 در باب قیامِ ملی
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
📕پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
📻 مرگ بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنهای، خاتمی!
— معنایِ پدیدارشناختیِ «جاوید شاه»؛ فراتر از نوستالژی، علیه قطعِ تاریخی
📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلویستیزی فاقد «ارادهی موسس» است؟
📘نبرد پرولتاریا علیه چپ
📕میراثِ ویرانی؛ وقتی عدالتخواهی انتزاعی، مسیر توسعه را سد میکند
📕کلکسیونِ وقاحت
.
#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #ایران #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گذار با خردِ جمعی و رهبری ملی
🔸ایران امروز در نقطهای ایستاده که ادامهٔ وضع موجود یعنی فروپاشی، فقر و بیدولتی، و گذارِ نادرست یعنی تکرار یک استبداد با نامی تازه.
🔻تحلیل #علی_حسین_قاضیزاده، نه از سر هیجان، بلکه بر پایهٔ واقعیتهای میدانی، تجربهٔ تاریخی و منافع ملی میگوید:
🔹 جمهوری اسلامی دیگر توان بازتولید مشروعیت ندارد
🔹 جامعه تشنهٔ ثبات، قانون و امنیت است
🔹 گذار موفق فقط با رهبری ملی، نهادسازی و پرهیز از انتقامجویی کور ممکن است
🔹 فردمحوریِ بینهاد، ایران را دوباره به بنبست میبرد
🔹 عدالت، بدون آشوب؛ تغییر، بدون فروپاشی
🔺در این مسیر، شاهزاده رضا پهلوی نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان محور وحدت ملی و گذار عقلانی مطرح است؛ گذاری که ایران را حفظ میکند، نه قربانی. این راه، راهِ هیجان نیست، راهِ ایران است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ایران امروز در نقطهای ایستاده که ادامهٔ وضع موجود یعنی فروپاشی، فقر و بیدولتی، و گذارِ نادرست یعنی تکرار یک استبداد با نامی تازه.
🔻تحلیل #علی_حسین_قاضیزاده، نه از سر هیجان، بلکه بر پایهٔ واقعیتهای میدانی، تجربهٔ تاریخی و منافع ملی میگوید:
🔹 جمهوری اسلامی دیگر توان بازتولید مشروعیت ندارد
🔹 جامعه تشنهٔ ثبات، قانون و امنیت است
🔹 گذار موفق فقط با رهبری ملی، نهادسازی و پرهیز از انتقامجویی کور ممکن است
🔹 فردمحوریِ بینهاد، ایران را دوباره به بنبست میبرد
🔹 عدالت، بدون آشوب؛ تغییر، بدون فروپاشی
🔺در این مسیر، شاهزاده رضا پهلوی نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان محور وحدت ملی و گذار عقلانی مطرح است؛ گذاری که ایران را حفظ میکند، نه قربانی. این راه، راهِ هیجان نیست، راهِ ایران است.
📻 دلایل انفعالِ قشرِ خاکستری
📻 در باب قیامِ ملی
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
📕پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
📻 مرگ بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنهای، خاتمی!
📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلویستیزی فاقد «ارادهی موسس» است؟
📘نبرد پرولتاریا علیه چپ
.
#اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هممیهنانم،
امروز میخواهم تصویر روشنتری از آنچه برای به زیر کشیدن این رژیم لازم و ضروری است، با شما در میان بگذارم. سخن من به ویژه با مردم تهران است که با شجاعت خود، دور تازه خیزش ملی را آغاز کردند.
جمهوری اسلامی میکوشد از شکلگیری تجمعات در تهران جلوگیری کند؛ زیرا بهخوبی میداند که تسخیر خیابانهای تهران و دیگر کلانشهرها، روند سقوط آن را بهطور جدی تسریع میکند.
برای غلبه بر سرکوب رژیم، یک راه پیشِ روی ما قرار دارد: حضور همزمان و میلیونی مردم در سراسر شهر، و همزمان، ایجاد راهبندان در محورهای کلیدی و جادههای اصلی.
برای تحقق این امر، نخست باید همه بر ترسمان غلبه کنیم و بدانیم که اگر خیابانها را تسخیر کنیم، رژیم به سرعت، توان و اراده سرکوب را از دست خواهد داد.
راه حل این است که در قالب گروههای کوچک و منسجم از دوستان و اعضای خانواده، به نزدیکترین خیابان محل سکونت خود بروید، یکدیگر را پیدا کنید، و سپس دست در دست هم به سوی خیابانهای مرکزی شهر حرکت کنید.
با اطمینان میگویم که با شکلگیری سیل جمعیت میلیونی، نیروهای سرکوب رژیم توان ایستادگی نخواهند داشت. بسیاری از آنان عقبنشینی خواهند کرد و شماری نیز به مردم خواهند پیوست.
تسخیر خیابانهای تهران و کلانشهرها با حضور میلیونی مردم، گامی حیاتی، و مکمل دلاوریهای مردم است که شجاعانه در شهرهای کوچکتر در مقابل نیروهای سرکوب ایستادهاند.
از همه شما میخواهم این پیام را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و برای چنین رویداد بزرگی آماده شوید.
ایران را با هم پس میگیریم و دوباره میسازیم.
@OfficialRezaPahlavi
امروز میخواهم تصویر روشنتری از آنچه برای به زیر کشیدن این رژیم لازم و ضروری است، با شما در میان بگذارم. سخن من به ویژه با مردم تهران است که با شجاعت خود، دور تازه خیزش ملی را آغاز کردند.
جمهوری اسلامی میکوشد از شکلگیری تجمعات در تهران جلوگیری کند؛ زیرا بهخوبی میداند که تسخیر خیابانهای تهران و دیگر کلانشهرها، روند سقوط آن را بهطور جدی تسریع میکند.
برای غلبه بر سرکوب رژیم، یک راه پیشِ روی ما قرار دارد: حضور همزمان و میلیونی مردم در سراسر شهر، و همزمان، ایجاد راهبندان در محورهای کلیدی و جادههای اصلی.
برای تحقق این امر، نخست باید همه بر ترسمان غلبه کنیم و بدانیم که اگر خیابانها را تسخیر کنیم، رژیم به سرعت، توان و اراده سرکوب را از دست خواهد داد.
راه حل این است که در قالب گروههای کوچک و منسجم از دوستان و اعضای خانواده، به نزدیکترین خیابان محل سکونت خود بروید، یکدیگر را پیدا کنید، و سپس دست در دست هم به سوی خیابانهای مرکزی شهر حرکت کنید.
با اطمینان میگویم که با شکلگیری سیل جمعیت میلیونی، نیروهای سرکوب رژیم توان ایستادگی نخواهند داشت. بسیاری از آنان عقبنشینی خواهند کرد و شماری نیز به مردم خواهند پیوست.
تسخیر خیابانهای تهران و کلانشهرها با حضور میلیونی مردم، گامی حیاتی، و مکمل دلاوریهای مردم است که شجاعانه در شهرهای کوچکتر در مقابل نیروهای سرکوب ایستادهاند.
از همه شما میخواهم این پیام را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و برای چنین رویداد بزرگی آماده شوید.
ایران را با هم پس میگیریم و دوباره میسازیم.
@OfficialRezaPahlavi
Forwarded from کاوش
از بدیهیات کار سیاسی بخصوص در میدان مبارزه انقلابی، ترجیح توصیههای رهبر انقلابی به آن چیزی است که خودت درست میپنداری، از این رو به همه توصیه میکنم که حرفهای من را نشنیده بگیرند اما بنا به مطالعه تجربیات قبلی باید بگویم که تا زمان فلج شدن سیستم سرکوب، امکانی برای شکلگیری تجمعات میلیونی در مراکز کلانشهرها وجود ندارد چون نیروی سرکوب با تمرکز بر گلوگاههای اصلی شهری، به راحتی میتواند از پیوستن جمعیت به هم در مرکز شهر جلوگیری کند و هرگونه تلاشی در این جهت، جمعیت را به سیبل آسانی برای نیروهای سرکوب تبدیل میکند. در وضعیت فعلی، بهترین کار تجمعات پرتعداد محله محور در سراسر شهر و ناتوان کردن نیروی سرکوب در برخورد با این تجمعات پرتعداد است. در مراحل بعدی، خشونت علیه نیروهای امنیتی و مراکز سرکوب میتواند راه را برای پیوستن جمعیتهای کوچک به هم و تشکیل جمعیتهای بزرگ باز کند، هرچند به گمان من تسخیر خیابان حتی با جمعیتهای بزرگ هم چندان معنا و مفهومی ندارد. تصرف به معنای واقعی یعنی تصرف مراکز سیاسی و امنیتی کشور که آن هم بدون خشونت ممکن نخواهد شد که ما دیر یا زود باید به این سمت حرکت کنیم.
در آخر باز هم توصیه میکنم که حرفهای مرا نادیده بگیرید و پشت سر رهبر انقلابی حرکت کنید. شاید او چیزهایی میبیند که من نمیبینم.
در آخر باز هم توصیه میکنم که حرفهای مرا نادیده بگیرید و پشت سر رهبر انقلابی حرکت کنید. شاید او چیزهایی میبیند که من نمیبینم.
«ما نیاز به تظاهرات میلیونی و پر کردن خیابانها داریم، تا ارتش یا بخشی از سپاه به این نتیجه برسد که برای منافع خودش هم بهتر است که طرف مردم را بگیرد، و سپس ضمن حفظ امنیت، قدرت را به حکومت بعدی منتقل کند. چون بدون همراهی یک سازمان نظامی، نمیتوان انقلاب را به نتیجه مطلوب رساند».
این استدلال داره به اشکال و ادبیات مختلف در شبکههای اجتماعی دست به دست میشه. من برای دیگران، چه در مقیاس فرد و چه در مقیاس جمع، برنامه صادر نمی کنم، که ملت بروید فلان کار را بکنید، یا توی معلم و توی کارگر فلان کار رو بکن. همزمان در برابر برنامههایی که دیگران صادر میکنند هم گارد نمیگیرم. چون همهچیز انقلاب، جزء تبعات طبیعی اون هستند. حتی تصورات غلط، و تصمیمات اشتباه. فقط میتونم درباره پیشفرض غلط تذکر بدم. در استدلال بالا هم سه پیشفرض غلط وجود داره:
۱- خیابانها را میشود پر کرد!
این غلطه. خود حکومت هم نمیتونه تظاهرات چند میلیونی اجرا کنه و همهجا رو پر کنه. بیش از چهل ساله که مبدأ و مقصد راهپیماییهای حکومتی در روی نقشه ثابت بوده، چون نشده ازش فراتر رفت. خودم زمانی در بطن اجرای این گونه تجمعات بوده، و از نزدیک شاهد بودم که یه سقف محدودی داره و نمیشه خیلی ازون سقف بالاتر رفت. و این در زمانی بود که حیثیت نظام در افکار عمومی وضع به مراتب بهتری داشت. مردم حتی وقتی روزِ تعطیل بود، و از قبل تحت بمباران تبلیغات و اطلاعرسانی و ترغیب و تشویق بودند، و حکومت امنیتشون رو در خیابان تضمین کرده بود، و حتی مجانی درمانشون میکرد اگه حالشون بد میشد، و حتی جنبه تفریحی و دوشنبهبازاری پیدا میکرد، نمیاومدند! برگزارکننده همیشه راضی بود، چون همون جمعیت فیکسی که میاومدند برای پوشش چند ثانیهای اخبار ساعت ۲ بعدازظهر کافی بود. شما چطور انتظار دارید، در موقعیتی کاملا برعکس، که ریسک اصابت گلوله جنگی و ساچمه و آدمربایی وجود داره، جمعیت میلیونی بریزه و خیابانها رو پر کنه؟
۲- ارتش و سپاه با دیدن جمعیت میلیونی تجدید نظر میکنند.
این غلطه. اولا چون الان با فضای مهآلود و مبهم روبرو نیستیم و همهچیز کاملا شفافه، و بدنه ارتش و سپاه میدونند که مردم چی نمیخوان. لازم نیست اونها رو تو خیابون ببینند تا باور کنند. لازم نیست پیامی به عدهای ارسال بشه. ثانیا، مردم نمیتونند به این بدنه نظامی مفتخور و بیکفایت وعدهای بدهند که از منافع فعلیشون پیشی بگیره. بنابراین تحت هیچ شرایطی به این نتیجهگیری نخواهند رسید که همراهی با مردم، یک بُرد محسوب میشه. این محاسبات برای کشورهای نرماله که نیروهای مسلحشون حداقلی از شایستگیهای انسانی رو دارند.
۳- بدون همراهی سازمان نظامی انقلاب به نتیجه نمیرسه و با هرج و مرج مواجه میشویم.
این هم غلطه. وقتی دشمن ملت، خود نظامیها هستند، باید خود نظامیها رو شکست داد. ما حکومت عرفی نداریم که از نظامیها بخواهیم کمکمون کنند که سیاستمداران رو پایین بکشیم. سیاستمداری وجود نداره در ایران، و اساسا سیاست وجود نداره. فقط یک گنگ امنیتی وجود داره. ما همین الانش هم در هرج و مرجیم، و تنها و تنها دلیل اینکه این تصور وجود داره که زندگی نرمال جریان داره، اینه که بخش بزرگی از مردم هنوز تصمیم نگرفتهاند ازین هرج و مرج برای آسیب زدن بهمدیگه استفاده کنند. اگر هم تا الان سابقه نداشته که بدون کمک سازمان نظامی موجود، انقلابی موفق بشه، ما هیچ چارهای نداریم جز اینکه این سابقه رو ایجاد کنیم.
✍🏻 #اریک
۹ نوامبر، ۲۰۲۲
@anarchonomy
.
#اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای آیندۀ فرزندانِ ایران
مردهباد حکومت اسلامی، جاوید باد ایران و ایرانی
مردهباد حکومت اسلامی، جاوید باد ایران و ایرانی