نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
نقدآگین
📺 چه کار کرده‌اید که با اسلحه هم می‌خواید حجاب درست کنید، نمی‌تونید؟ — خدا در ترس و با زور عبادت نمی‌شه! 🎙 #حسن_آقامیری 🗄پست مرتبط 📕امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا 📕آیا حسین بن علی بر حق بود؟ 📕چهره کلیِ وضعیتِ مسلمانان در نسبت با اسلام محمدی 📕ایمان به خدا…
📘به مردم دروغ نگویید!
— در نقدِ کلیپِ «خدا در ترس و با زور عبادت نمی‌شه!»

✍️#علیرضاموثق

🍂 اسلام واقعی، همین داعش و طالبان و خمینیِ فاشیست و مرتجع و متحجر و خرافاتی و عامی است.

🍂 حکومت اسلامی در ایران، البته در این چهل سال، بر اثر فشار اجتماعی و تاریخی، از اسلام راستین تا حدودی عدول کرده‌است و در ملاء عام، سنگسار و شلاق و قطع دست انجام نمی‌دهد.

🍂 قرآن می‌گوید «در دین اجباری، نیست، منتها اگر اسلام را انتخاب نکردی، باید در دنیا و آخرت تاوان دهی. تبعیض و قتل در دنیا و جهنم ابدی و آشوئیتسی در آخرت».

🍂 در قرآن، محمد فقط انذاردهنده نیست. محمد مردم را به نفرت ابدی از مشرکان دعوت می‌کند (ممتحنه: ۴)، یعنی حتی نسبت مؤمنان اخلاقی؛ زیرا مشرکان نیز مؤمن به خدای خالق بودند و تثلیث یا خدایان در نظام باور آنها، نماد سلسله مراتب نیروهای قدسی یا نحو خاصی از تجلی خدای خالق در عالم کثرت محسوب می‌شد.

🍂 در اسلام، مجازات مرتد قتل است و در قرآن، انسان مرتد، ولو اگر دانشمند و اخلاقی و مؤمن باشد، تا ابد به جهنم می‌رود و اعمال نیکش ضایع می‌گردد (بقره: ۲۱۷). منکران قرآن و نبوت، تا ابد در جهنمی آشوئیتسی می‌سوزند و پوست و گوشت جدید در چرخه‌ای ابدی برای سوزانده شدن بر استخوان‌های‌شان رویانده می‌شود.

🍂 حسین‌بن‌علی نیز برای احیای دین داعشی و فاشیستی جدش قیام کرد و نه برای حقوق بشر و دموکراسی و از فرط تحجر، با «شراب‌خواری و سگ و میمون داشتن یزید» مشکل داشت و البته در «بازی تاج و تخت»، ادعای «ژن خوب الهی» و حکومت موروثی از و پدرش نیز داشت. با این وصف، حکومت اسلامی در ایران، یعنی ظلم و جهل مقدس و داعش و فاشیسم را با اتکاء به اسلام نمی‌توان نقد کرد.


#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾@Naqdagin
🛡جنگ در زمان محمد: تهاجمی-عقیدتی یا تدافعی-امنیتی؟
— از ابن‌عباس تا احمد مفتی‌زاده

✍️#عدنان_فلاحی

🍂 بنابر گزارش‌هایی که قرآن ـ متن مقدس مسلمانان ـ از سیره پیامبر اسلام ارائه می‌دهد، جنگ‌هایی میان پیامبر اسلام و یارانش، علیه گروه‌هایی از مشرکان رخ داده‌است. فقهای مسلمان بنابر گزارش‌هایی که سیره‌نویسان در عصر عباسی آورده‌اند، تحلیل‌های گوناگونی از ماهیت این جنگ‌ها ارائه داده و بر اساس همین تحلیل‌ها، گونه‌ای قُدَمایی از «حقوق بین‌الملل و اخلاق جنگ» (Morality of War) را طرح‌ریزی کرده‌اند که مناقشات بر سر چند و چون آن، تا همین امروز و دوران مدرن هم در جریان است.

🍂 اما احمد مفتی‌زاده ـ از مجتهدان معاصر ـ نیز در تحلیلی از جنگ‌های عصر پیامبر ـ همنوا با تحلیل شیخ محمد عبده ـ می‌گوید:«اسلام با شخص يا جامعه‌ای به دليل كافر بودنش نمی‌جنگد»[۱].

🍂 مفتی‌زاده در ادامه، مراد خود را بیشتر روشن می‌کند و توضیح می‌دهد که تنها دلیل موجه جنگ‌های خارجی که بر مسلمین تحمیل می‌شود، نه «شرک یا کفر یا مسلمان نبودن دشمن خارجی» بلکه «تجاوز آنها به سرحدات مسلمین» است. در واقع، مفتی‌زاده ماهیت جهاد نظامی یا قتال در اسلام را در مفهوم «دفاع مشروع» (self defence) منحصر می‌داند.

🍂 اما فارغ از بررسی صحت و سقم مدعیات مفتی‌زاده، نکته جالب این است که تحلیل وی مطابق با تحلیلی‌ست که بخاری (متوفای ۲۵۶ هـ) از یکی از از بزرگ‌ترین فقها و مفسران عصر صحابه، یعنی عبدالله بن عباس [۲] نقل می‌کند. ابن عباس می‌گوید:
«مشرکین، دو موضع در قبال نبی صلی الله علیه وسلم و مسلمانان داشتند: [دسته‌ای] مشرکان جنگ‌طلب بودند که پیامبر با آنها جنگید و آنها با پیامبر جنگیدند و [دسته‌ای] مشرکین صلحنامه‌طلب بودند که پیامبر با آنها نجنگید و آنها نیز با پیامبر نجنگیدند»[۳].

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[۱]. احمد مفتی زاده، پرسش و پاسخی درباره کفر و ایمان، ص۱۷

[۲]. ابن قیم حنبلی، ابن عباس را با صفاتی چون «ترجمان القرآن» و «حبر الاُمة» یاد می‌کند (ابن قیم، الوابل الصيب من الكلم الطيب، ص۵۸، دار الحديث القاهرة).

[۳]. كَانَ المُشْرِكُونَ عَلَى مَنْزِلَتَيْنِ مِنَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَالمُؤْمِنِينَ: كَانُوا مُشْرِكِي أَهْلِ حَرْبٍ، يُقَاتِلُهُمْ وَيُقَاتِلُونَهُ، وَمُشْرِكِي أَهْلِ عَهْدٍ، لاَ يُقَاتِلُهُمْ وَلاَ يُقَاتِلُونَهُ (البخاری، الصحیح، ش۵۲۸۶)


#بازاندیشی #روشنفکری_دینی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
📘جنگ‌های محمد

✍️#علی_مازندرانی
.
🍂 یکی از مناقشه‌آمیزترین مسائل برون‌دینی اسلام که مخصوصاً توجه غیرمسلمانان را در دورۀ معاصر به خود معطوف داشته، جنگ‌های دوران زندگی پیامبر اسلام است.

🍂 اکنون به‌دنبال آن نیستیم تا بررسی نماییم که سریه‌های و غزوات محمد از نوع «تهاجمی» بوده‌اند یا «دفاعی»، همچنین در این تأمل قرار نداریم تا بدانیم جنگ‌های ایشان، به‌دلیل تصاحب غنایمِ کاروان‌های تجاری (در عوض «مصادرۀ اموال مهاجران توسط مکیان») بوده‌است یا به صرف «کشورگشایی و صدور اسلام» به دیگر مناطق جزیرة العرب و اطراف آن، بلکه آنچه اکنون بسیار قابل توجه است، «اصل وجود این غزوات و سریه‌ها»، و تأمل در «تعداد و کثرت» این جنگ‌ها است.
.
🍂 پیامبر حدود ۱۳ سال پس از بعثت و ۶ ماه بعد از فرار و هجرت به مدینه، اولین جنگ‌های خود را با کمک مهاجران آغاز نمودند و در ادامه، این قتال و رزم‌ها را با کمک انصار، تنوع بخشید و گسترش دادند؛ به‌گونه‌ای که در یک دورۀ ۱۰ ساله پس از هجرت، حدود ۲۷ جنگ به فرماندهی مستقیم پیامبر و حدود ۷۳ جنگ به‌دستور و فرماندهی غیرمستقیم ایشان، سامان گرفت. اگر ۱۰۰ جنگ پیامبر را به دوران ده‌ساله انتهایی عمر شریف ایشان تقسیم نماییم، حضرت محمد سالانه درگیر ۱۰ غزوه یا سریه بوده‌اند!
.
🍂 در این میان، با توجه به شرایط و امکانات اندک و بدوی دوران صدر اسلام و زمان قابل توجه، برای طیّ مسافت و تهیه آذوقه و ادوات جنگی مورد نیاز و نیز آمادگی جسمانی لازم برای مبارزه و جنگ، به‌نظر می‌رسد که شخص پیامبر و اصحاب و یاران ایشان، مستمراً در حال «تهیه نقشه جنگ، تدارک مقدمات، آمادگی و اجرای» جنگ‌های صدر اسلام و نیز رفع خستگی پس از واقعه جنگ بوده‌اند!
.
🍂 نکته: اکنون این سؤال اساسی قابل طرح است که با وجود میانگین حدود ۱ جنگ در ماه، آیا پیامبر(ص) و دیگر مسلمانان، فرصت‌های زمانی دیگری برای «مدیریت شهری» و «ایجاد امکانات رفاهی» مورد نیاز مردم و نیز «گسترش و آموزش فرهنگ و اخلاق اسلامی» در میان مردم، برای تأسیس حکومت اسلامی با الگوی «مدینه فاضله» را داشته‌اند یا خیر؟


#بازنگری #روشنفکری_دینی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 شانزدهم امرداد [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۳۰ هجری خورشیدی، در شماره‌ی ۲۷ روزنامه‌ی وقایع اتفاقیه که امیرکبیر بنیانش نهاده بود، آگهی‌ای برای فروش کتاب انتشار یافت و این نخستین نمونه از این دست در مطبوعات ایران بود.

🗓 بیش از نیم قرن بعد، همین روند گسترش مطبوعات جدید و سازماندهی انجمن‌های مشروطه‌خواه باعث شد که محمدعلی‌شاه، نتواند مجلس را ببندد و آزادی‌خواهان را سرکوب کند. با این همه، کشمکشی میان دو طرف همچنان باقی بود.

🗓 روز شانزدهم امرداد ۱۲۸۸، سيدحسن کاشانی مدير روزنامه‌ی حبل‌المتين به اتهام اهانت به قانون محمدی تحت تعقيب دادگستری قرار گرفت.

🗓 درست یک سال بعد در روز دوشنبه ۱۶ امرداد ۱۲۸۹، درگیری‌ای در پارک اتابک رخ داد و مجاهدین تبریزی که سلاحشان را تحویل دولت نمی‌دادند و نزد ستارخان سنگر بسته بودند، به‌دست قوای دولتی به رهبری یپرم‌خان، خلع سلاح شدند و ستارخان در این میان، از ناحیه‌ی پا زخمی شد.

🗓 یک سال بعد (۱۲۹۰)، باز مستبدین برای به‌دست گرفتن قدرت خیز برداشتند و در چنین روزی که سه‌شنبه‌ هم بود، ارشدالدوله توانست در نبردی بر قوای ملی غلبه کند، اما کارش پیش نرفت.

🗓 در همین روز، مورگان شوستر[1] که در خدمت وزارت مالیه‌ی ایران بود، ماژور استوکس[2] انگلیسی را استخدام کرد و ژاندارمری در شمال ایران، مالیات ملاکان را گردآوری کرد، اما در همین حدود، جنبش جنگل شروع می‌شد و کمی بعد که بلشویک‌ها در روسیه به پیروزی رسیدند، از آن راه به شمال ایران رخنه کردند. در ۱۲۹۹ به‌همین‌خاطر، استاروسِلسکی[3] که به مقام امیرتومانی رسیده بود، مأمور پاکسازی گیلان از بلشویک‌ها شد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📅 هفدهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 این روز با جنب و جوش‌هایی در دوران مشروطه قرین بوده است.

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۷ سپاهیان مستبدین به تبریز حمله کردند و محله‌ی امیرخیز را که کانون مشروطه‌خواهان بود محاصره کردند، اما ستارخان تنها با ۲۴ مجاهد ازجان‌گذشته، در پیچ و خم کوچه‌های این محله، برابرشان ایستاد و راه پیشروی نیرویی ۲ هزار نفره را سد کرد!

🗓 یک سال بعد، روز یکشنبه هفدهم امرداد سال ۱۲۸۸، هجری خورشیدی مدیر روزنامه‌ی حبل‌المتین به خاطر مقاله‌‌ی «اذا فسد العالِم فسد العالَم»، به‌جرم توهین به شریعت محمدی محاکمه شد.

🗓 او در این مقاله به درخشش و شکوه ایران باستان اشاره کرده بود و نوشته بود که زمانی، نیمی از جمعیت جهان شهروند دولت هخامنشی بودند و «اقتدارات سیروس کبیر» از هند تا بین‌النهرین جاری بود.

🗓 از دید نویسنده‌ی این مقاله، ایران در سراسر دوران پیش از اسلام، با وجود فترت کوتاهِ پس از تازش اسکندر، این اقتدار را حفظ کرده بود، اما پس از ظهور اسلام، دورانی از زوال و سقوط را تجربه کرد و از این رو، نویسنده انحطاط ایران را به اعراب و مسلمانان مربوط می‌دانست.

🗓 انتشار این مقاله سر و صدای زیادی به پا کرد و رئیس عدلیه که از مشروطه‌خواهان تندرو بود، امتیاز حبل‌المتین را باطل کرد و مدیر مسئولش در دادگاه به دو سال زندان محکوم شد، اما کمی بعد او را با شفاعت دو تن آزاد کردند که یکی‌شان دکتر ملک‌زاده، فرزند ملک‌المتکلمین و (جالب آن که) دیگری سید عبدالله بهبهانی بود.

🗓 روزنامهٔ حبل‌المتین، نشریه‌ای لیبرال، اصلاح‌طلب و میهن‌پرست بود که اخبار روز و مقالات سیاسی منتشر می‌کرد. این روزنامه ۴ بار از سوی مقامات ایران توقیف شد. اولین توقیف در ژوئن ۱۹۰۷ (شمارهٔ ۷۳)، به دلیل حملات روزنامه به سیاست‌های روسیه در ایران روی داد. به نشان همبستگی علیه توقیف این روزنامه، تمامی روزنامه‌ها و چاپخانه‌ها اعتصاب کردند. پس از چهار روز و با پرداخت جریمه، روزنامه مجدداً اجازهٔ انتشار یافت.

🗓 دومین توقیف در اکتبر ۱۹۰۷ بود که علت آن تاکنون مشخص نشده‌است. سومین توقیف به علت حملهٔ روزنامه به دو رهبر مذهبی ضدمشروطه یعنی شیخ فضل‌الله نوری و ملامحمد آملی بود (شمارهٔ ۱۹۰، مورخ ۲۶ دسامبر ۱۹۰۷).

🗓 چهارمین توقیف، پس از احیای دولت مشروطه و به دلیل انتشار مقاله‌ای در ۳۱ ژوئیه ۱۹۰۹ بود با عنوان «اذا فسد العالم، فسد العالم» (نوشتهٔ سیدنورالدین خرقانی). در این مقاله، اعراب با عبارات تحقیرآمیزی توصیف شده بودند و با اشاره به اعدام شیخ فضل‌الله نوری، به شدت از مذهب و برخی علما انتقاد شده بود، به خصوص از ملاقربانعلی زنجانی. این بار توقیف روزنامه دائمی شد و دادگاه سید حسن کاشانی را به ۲۳ ماه حبس و ۲۵۰ تومان جریمه محکوم کرد؛ اما او به زندان نیفتاد و فقط مدت کوتاهی در بازداشت بود. در نهایت، دادگاه تجدیدنظر سید حسن را از تمامی اتهامات تبرئه کرد. سید حسن پس از آن دیگر تلاشی برای انتشار روزنامه نکرد و مدت کوتاهی پس از آن درگذشت.

🗓 در همین روز به سال ۱۲۹۸ هم قرارداد بدنام ۱۹۱۹[1] بسته شد که ایران را زیر نفوذ انگلستان قرار می‌داد و به همین خاطر، با مقاومت سیاستمداران روبرو شد و پس از مدتی باطل شد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 طبق نظر آرنت، آنچه سلطه توتالیتری را از استبداد و جباریت خودکامه‌های تاریخی بی‌شمار متمایز می‌کند، فقط مقیاس کشتارجمعی آن نیست، بلکه این واقعیت است که این کشتارها، نوعی «عملیات عقلانی» محسوب می‌شدند؛ عملیات عقلانی‌ای که با ارجاع به نظریه‌های خاص ممکن شدند؛ برای مثال، تنازعات نژادی، «قانون طبیعت» بودند، و ملاحظه «آزادی انتخاب» از طرف جلادان یا «معصومیت و گناه» از طرف قربانیان، کاملاً امری بی‌ربط و بی‌جا می‌نمود.

🍂 آنچه به‌عنوان یک چیز جدید او را تکان می‌دهد و برای وی هولناک است و نیازمند توضیح، رفتار ربات‌وار هم قربانیان و هم جلادان در این دو رژیم بود. هر دو آشکارا احساس می‌کردند که هیچ انتخاب دیگری ندارند، هیچ فرصتی برای عمل کردن ندارند؛ در تجربۀ این مناسک هولناک، انگار چارۀ دیگری برایشان باقی نمانده بود؛ انگار داشتند از نیروی بزرگ‌تری از اراده‌های انسانی تبعیت می‌کردند.

📚 «اندیشه سیاسی هانا آرنت»، مارگارت کانوان، ترجمه دکتر #قربان_عباسی، انتشارات شمع آوید

👈 راه‌های تهیه کتاب‌ از انتشارات شمع آوید


#گزیده‌کتاب

➖➖➖

🌾 @ShameAvidpub | اینستاگرام شمعِ‌آوید
🌾 @Naqdagin
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)

✍️#عدنان_فلاحی

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه


#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
(۱/۲)
✍️#عدنان_فلاحی

🍂 «فتنة» یکی از واژگان پربسامد قرآن است. این واژه و مشتقاتش، بنابر بافتاری که وارد شده‌اند، معانی متفاوتی دارند که یکی از معانی مرسوم آن، «ابتلاء و آزمایش» است، اما فتنه در سیاق آیاتی که از جنگ مشروع و عادلانه (Just war) سخن می‌گویند، به چه معناست؟

🍂 اکثر مفسران فتنه را در این آیات (مثلاً: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّه») به «شرک» تفسیر کرده‌اند، اما غور در ریشه این واژه و بررسی نسبت و همخوانی آن در بافتار مربوطه، پرده از این اشتباه مصطلح برمی‌دارد.

🍂 ما در ادامه با بررسی سه سطح تحلیل (تحلیل واژه شناسی، تحلیل بافتاری و تحلیل روایی)، می‌کوشیم معنای درست این واژه را در بافتار سخن از جنگ‌های مشروع تبیین کنیم.

الف) تحلیل واژه‌شناسی

🍂 الفَراهیدی (حدود ۱۷۰ هـ) در کهن‌ترین معجم جهان، ذیل مدخل (ف ت ن) می‌گوید: و یاران پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به خاطر دینشان مورد فتنه (آزار و اذیت شدید) قرار گرفتند، یعنی شکنجه شدند تا از دین خود برگردند، و در این باره، قول حق‌تعالی است: و «فتنه از کشتن بدتر است». فتنه: عذاب» (کتاب العین، ۸/۱۲۷، دار و مکتبة الهلال).

🍂 در اینجا می‌بینیم که کهن‌ترین معجم زبان عربی، دقیقاً فتنه را به «عذاب و شکنجه‌ای معنا کرده که بر افراد تحمیل می‌شود تا دست از باورهای عقیدتی خود بردارند». فراهیدی کار ما را آسان کرده و به‌مثابه یکی از بزرگ‌ترین لغویان تاریخ ادبیات عرب، تفسیر کارشناسی خود را از معنای «فتنه» در بافتار آیات مربوط به جنگ، ارائه می‌دهد.

🍂 همچنین زمخشری حنفی هم «فتنه» را به «بلاء و عذابی تفسیر می‌کند که شدت و سختی‌اش، از مرگ هم دشوارتر است»؛ چراکه رنج‌های آدمی گاه با مرگ تمام می‌شود، اما سختی‌های مزمن، گاه کار انسان را به جایی می‌رساند که مرگ را بر حیات ترجیح داده و آرزوی مرگ می‌کند: «یعنی مصیبت و گرفتاری‌ای که بر انسان وارد مى‌شود که از از کشته‌شدن رنج‌آورتر است. به برخی از خردمندان گفته شد: چه چیزی بدتر از مرگ؟ گفتند: هرآنچه با گرفتاری به آن، آرزوی مرگ کند؛ چون تبعید از وطن که از فتنه‌ها و گرفتاری‌هایی‌ست که در آن، فرد آرزوی مرگ می‌کند».

🍂 اساساً پدیده‌ی مذموم «خودکشی یا انتحار» را هم می‌توان در پرتو همین مفهوم درک کرد. میل به خودکشی و اقدام به آن در شرایطی رخ می‌دهد که شخص، بین ادامه ی زندگی با وجود انبوه مصائب و بین قتل، قتل خود را بر می‌گزیند؛ به دیگر سخن، تحمل رنج و بلا و عذاب و اضطهاد را شدیدتر و دشوارتر از قتل می داند: الفتنة اشد من القتل.

ب) تحلیل بافتاری
اگر به بافتاری که این واژه و مشتقاتش در متن مقدس وارد شده‌اند دقت کنیم، همین معنای «اضطهاد» را می‌توان استخراج کرد. مثلاً قرآن درباره‌ی تقابل قوم موسی و فرعون می‌گوید: «فَمَا آمَنَ لِمُوسَىٰ إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَىٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ» (یونس، ۸۳).

🍂 ابن جریر طبری «به فتنه انداختن» قوم موسی از سوی فرعونیان را به عذاب و اضطهادی تفسیر می‌کند که به هدف رجوع آنان از آموزه‌های موسی اِعمال شده‌است: «و سخن قرآن: «که آنان را به فتنه مبتلا کند»، با عذاب و شکنجه و آنان را [بدین روش] از دینشان برگرداند و بدان‌ها برگشت از ایمان [به موسی] و کفر به خدا را تحمیل کند» (جامع البیان فی تأویل القرآن، ۱۵/۱۶۷، مؤسسة الرسالة).

🍂 حال با نگاهی به آیات ۱۹۰ تا ۱۹۳ می‌توان معنای فتنه را دریافت:
«و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، اما از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد.
و هر کجا که مشرکان با شما رویارو شدند، با آنان بجنگید و آنان را از همان وطن که شما را آواره کردند برانید، و فتنه‌ سخت‌تر از قتل است. و در مسجد‌الحرام با آنها جنگ مکنید مگر آنکه پیشدستی کنند؛ در این صورت رواست که در حرم آنها را به قتل برسانید، چنین است کیفر کافران. اما اگر آنها دست بدارند، از آنها درگذرید که خدا آمرزنده و مهربان است.
و با کفار جهاد کنید تا فتنه متوقف شود و دین برای خدا باشد [دینداری آزاد گردد]، و اگر از فتنه دست کشیدند، با آنها عدالت کنید که تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست».

🍂 در این آیات، واژه‌ی «فتنه»، در سیاق «جنگ‌های تحمیلی دفاعی» با «الذین یقاتلونکم» آمده‌است. آیات از «اعتداء» (درازدستی و تجاوز) باز می‌دارد و هشدار می‌دهد که «متجاوزان»، بی‌رحم هستند و در هرکجا که با آنان وارد جنگ شدید (حیث ثقفتموهم)، آنان را در راه دفاع از جان خود (self defence) به قتل برسانید (واقتلوهم). آنان را در راه دفاع از جان خود (self defence) به قتل برسانید (واقتلوهم).

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
(۲/۲)
✍️#عدنان_فلاحی

🍂 دلیل این سختگیریِ عاقلانه روشن است؛ چون این متجاوزان‌اند که عده‌ای را «به‌صرف داشتن عقیده‌ی متمایز و دگراندیشی»، از خانه و کاشانه‌ی خود «آواره» کرده‌اند؛ وگرنه این اقلیتِ باورمند، هیچ‌گاه مرتکب (اعتداء) و (قتل) نمی‌شوند و حتی از جنگ مشروع تحمیلی نیز «کراهت» دارند: «کتب علیکم القتال وهو کره لکم» (البقرة ۲۱۶). البته هرگاه این متجاوزان دست از تجاوز بردارند (فإن انتهوا) دگراندیشان نیز اهل جنگ نیستند، بلکه این جنگ تحمیلی فقط تا وقتی ادامه دارد که آنها به خاطر داشتن عقیده و باور متمایزشان، آواره (اخراج) و مقتول نشوند (حتی لاتکون فتنة).

🍂 بنابراین «فتنة» به‌معنای «رنج و اذیت آزار، اعم از اخراج و قتل است که به جرم داشتن عقیده بر آدمیان تحمیل می‌شود و جنگ مشروع و عادلانه تا انتهای این اضطهاد ادامه می‌یابد»؛ «ویکون الدین لله» یعنی تا موقعی که فقط خداوند بتواند در مورد دین و باور افراد، داوری کرده و قضاوت عقیدتی و دینی به (یوم الدین) موکول شود؛ یعنی دین (قضاوت و إحکام درباره‌ی باورهای الهیاتی)، فقط و فقط از آنِ خدا ـ و نه افراد و مؤسسات کهنوتی ـ گردد: «قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ»(الزمر،۴۶).

🍂 سایر آیات حتی از این هم روشن‌تر، معنای فتنه را بیان می‌کنند: «قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ إِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» (البقرة ۲۱۷). فتنه حتی از قتل هم بدتر است؛ فتنه یعنی: «جنگ‌افروزی در ماه‌های حرام» و نتیجتا، «کفر به حرمت الهی این ماه‌ها و منع عقیدتی» (صدّ عن سبیل الله) و «اخراج افراد صلح‌طلب» (اخراج اهله).

🍂 شیخ محمد عبده (مفتی دیار مصر) هم در تفسیر این آیات می نویسد: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ أَيْ: إِنَّ فِتْنَتَهُمْ إِيَّاكُمْ فِي الْحَرَمِ عَنْ دِينِكُمْ بِالْإِيذَاءِ وَ التَّعْذِيبِ، وَ الْإِخْرَاجِ مِنَ الْوَطَنِ، وَ الْمُصَادَرَةِ فِي الْمَالِ، أَشَدُّ قُبْحًا مِنَ الْقَتْلِ; إِذْ لَا بَلَاءَ عَلَى الْإِنْسَانِ أَشَدُّ مِنْ إِيذَائِهِ وَ اضْطِهَادِهِ وَ تَعْذِيبِهِ عَلَى اعْتِقَادِهِ الَّذِي تَمَكَّنَ مِنْ عَقْلِهِ وَنَفْسِهِ"(تفسیر المنار، ۲ /۱۶۹ ـ الهیئة المصریة العامة للکتاب).

🍂 عبده در مورد «یکون الدین لله» می‌نویسد: "أَيْ حَتَّى لَا تَكُونَ لَهُمْ قُوَّةٌ يَفْتِنُونَكُمْ بِهَا وَ يُؤْذُونَكُمْ; لِأَجْلِ الدِّينِ، وَ يَمْنَعُونَكُمْ مِنْ إِظْهَارِهِ أَوِ الدَّعْوَةِ إِلَيْهِ (وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ) وَ فِي آيَةِ سُورَةِ الْأَنْفَالِ: (وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ) أَيْ: يَكُونُ دِينُ كُلِّ شَخْصٍ خَالِصًا لِلَّهِ لَا أَثَرَ لِخَشْيَةِ غَيْرِهِ فِيهِ، فَلَا يُفْتَنُ لِصَدِّهِ عَنْهُ وَ لَا يُؤْذَى فِيهِ"(همان، ۲/۱۷۰).

پ) تحلیل روایی
بخاری نقل می‌کند که در جریان قیام عبدالله بن زبیر علیه امویان، افرادی نزد عبدالله بن عمر بن الخطاب آمدند و از او خواستند که به قیام ابن زبیر بپیوندد. گفتگوی این افراد با عبدالله بن عمر جالب و خواندنی‌ست و نهایتاً به تفسیر ابن عمر از معنای «فتنه» منجر می‌شود:

«آن دو نفر به ابن عمر گفتند:... تو پسر عمر و صحابه پیامبر (ص) هستی. چه چیز مانع قیام تو می‌شود؟ ابن عمر گفت: اینکه خداوند خون برادرم را بر من حرام کرده، مانع است. آن دو نفر گفتند: مگر خداوند نگفته «وقاتلوهم حتى لا تكون فتنة»؟ ابن عمر پاسخ داد: ما تا محو فتنه جنگیدیم و دین از آن خدا شد، اما شما می‌جنگید که فتنه تداوم داشته باشد و دین از آن غیر خدا گردد».

ابن عمر در شکل دیگری از این روایت بخاری می‌گوید:
«ما زمان پیامبر (ص) که اسلام قلیل بود می‌جنگیدیم. در آن زمان ما دچار فتنه در دین بودیم: یعنی یا شخص را می‌کشتند و یا شکنجه و عذابش می‌دادند. تا اینکه اسلام فزونی گرفت و خبری از فتنه نماند» (صحیح البخاری، کتاب التفسیر، بَابُ قَوْلِهِ: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاَ عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ»، شش، ۴۵۱۳،۴۵۱۳).

🍂 روشن است که در دوران ابن زبیر، اثری از «شرک» نبود، اما ابن‌عمر می‌گوید غایت این جنگ‌های داخلی، «برقراری فتنه» است؛ بنابراین فتنه نمی‌تواند به‌معنای «شرک» باشد، بلکه مراد وی از فتنه، «تعذیب‌ها و اضطهادهای عقیدتی‌ای‌ست که در نتایج این جنگهای سیاسی، بر افراد تحمیل خواهد شد». نتیجتاً صحابی برجسته‌ای چون عبدالله بن عمر هم «فتنه» را در همان معنای دقیق لغوی‌اش تفسیر کرده و به‌نظر می‌رسد که بخاری هم آن را امضا کرده‌است.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘جزیه «غرامت» است، و نه مالیات

✍️#ابوالفضل_ارجمند

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۴۰ کلمه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘جزیه «غرامت» است، و نه مالیات

✍️#ابوالفضل_ارجمند

🍂 در دین اجبار نیست: لا إکراه فی الدین. خدا نخواسته است که همه‌ی مردم زمین ایمان بیاورند و پیامبر هم نمی‌تواند مردم را به اجبار مؤمن کند: ولو شاء ربک لآمن من فی الأرض کلهم جمیعا، أفأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین؟ با این حال، آیاتی در قرآن وجود دارد که از آنها مجوز اجبار و تحمیل و خشونت در دین برداشت می‌شود. این آیات را در چند گفتار از این مجموعه تحلیل می‌کنیم و نادرستی برداشتهای ظاهری از آنها را نشان می‌دهیم.

🍂 در گفتار حاضر به تحلیل آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی توبه می‌پردازیم، آیه‌ای که مؤمنان را به جنگ با گروهی از اهل کتاب فرا می‌خواند که ایمان ندارند و حرام خدا را رعایت نمی‌کنند: «قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله ولا بالیوم الآخر ولا یحرمون ما حرم الله ورسوله ولا یدینون دین الحق من الذین أوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن ید وهم صاغرون».

🍂 در آغاز آیه گفته شده‌است با کسانی از اهل کتاب که به خدا و آخرت ایمان ندارند بجنگید، اما آیا اهل کتاب به خدا و آخرت ایمان نداشتند؟ پاسخ به این پرسش یکی از کلیدهای تحلیل آیه است.

🍂 یهودیان و مسیحیان خود را فرزندان و دوستان خدا می‌دانستند، پس واضح است که به خدا ایمان داشتند: «وقالت الیهود والنصاری نحن أبناء الله وأحباؤه». یهودیان و مسیحیان مدعی بودند که غیر از آنان کسی وارد بهشت نمی‌شود، پس واضح است که به آخرت هم ایمان داشتند: «وقالوا لن یدخل الجنه إلا من کان هودا أو نصاری». ایمان یهودیان و مسیحیان امروزی به خدا و آخرت هم که معلوم است.

🍂 اعراب حجاز خود را پیروان پیامبرانی چون ابراهیم و موسی و عیسی می‌دانستند و به خدا و آخرت ایمان داشتند، درست همانگونه که فرقه‌های موسوم به اسلامی هم امروزه با همه‌ی اختلافاتشان، خود را پیروان محمد می‌دانند و به خدا و آخرت ایمان دارند. همچنان که در گفتار قبل گفتیم، یکی از انگیزه‌های شرک مشرکان این بود که شفیعانشان در روز قیامت نزد خدا شفاعتشان کنند، پس مشرکان به خدا و آخرت ایمان داشتند. چرا قرآن به پیروان پیامبران قبل از محمد که به خدا و آخرت ایمان داشتند می‌گوید اینان به خدا و آخرت ایمان ندارند؟

🍂 پاسخی ساده به این معما را با دقت در اصطلاحات زبان خودمان می‌توانیم پیدا کنیم. ما در میان خودمان، یعنی در میان مردمی که رسما مسلمان نامیده می‌شوند، کی می‌گوییم کسی به خدا و آخرت ایمان ندارد؟ وقتی او به راحتی و به کرات مرتکب گناه و ظلم و تعدی به دیگران می‌شود و به‌اصطلاح از خدا و آخرت نمی‌ترسد. وقتی ما به کسی می‌گوییم «خدانشناس» یا «ازخدابیخبر»، منظور ما این نیست که او از نظر فلسفی، با مفهومی به نام خدا آشنا نیست یا وجود خدا را انکار می‌کند، بلکه معمولا منظور ما این است که اعمال غیراخلاقی او با دینداری و مسلمانی همخوان نیست.

🍂 صداقت در ایمان با عمل صالح اثبات می‌شود. یزید و سپاه او در ظاهر مسلمان بودند، اما حسین در کربلا آنان را فاقد دین خواند و گفت: «إن لم یکن لکم دین ولا یخافون المعاد، فکونو أحرارا فی دنیاکم. اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، در دنیا آزاده باشید». مخاطبان حسین چه کسانی بودند؟ کسانی که به یگانگی خدا و پیامبری محمد اقرار می‌کردند و نماز می‌گزاردند و روزه می‌گرفتند و به آخرت هم معتقد بودند، اما از دیدگاه حسین دین نداشتند، چون به ظلم و جنایتی بزرگ دست زدند.

🍂 اهل تورات و اهل انجیل همان قدر به خدا و آخرت ایمان دارند که اهل قرآن. این سخن قرآن که اهل کتاب به خدا و آخرت ایمان ندارند تنها می‌تواند به این معنی باشد که آنان ظلم می‌کردند و از خدا و آخرت نمی‌ترسیدند، یعنی بر خلاف ظاهر آیه، مؤمنان با اهل کتاب نه به علت عقایدشان که به علت ظلمشان می‌جنگیدند.

🍂 بخش بعدی آیه‌ی ۲۹ می‌گوید اهل کتاب آنچه را که خدا و پیامبر حرام کرده‌اند، حرام نمی‌کنند. آیا این کار اهل کتاب مجوز اخلاقی برای جنگیدن با آنان است؟ بستگی به این دارد که اهل کتاب چه حرامی را حلال می‌کردند. مصداق روشن فعل حرام در سوره‌ی توبه، شکستن حرمت جنگ در ماههای حرام است که در این صورت ناقضان این قانون آغازگر جنگ هم هستند. طبیعی است که باید با جنگ‌افروزان جنگید و از آنان غرامت گرفت.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۴۰ کلمه


#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗انحطاط تمدن اسلامی یا انحطاط مسلمانان

✍️#علیرضاموثق

🌐 مطالعه در سایت «تریبون زمانه»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۱۸ واژه


#نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Nagdagin
📗انحطاط تمدن اسلامی یا انحطاط مسلمانان
(۱/۲
)
✍️#علیرضاموثق

🍂 در انحطاط تمدن اسلامی شکی نیست، اما «تمدن» مقوله‌ای انتزاعی‌ست و از منظر انتولوژیک، هستی خارجی ندارد. چیزی که در جامعهٔ انسانی واقعیت خارجی دارد، همین انسان‌های انضمامی و «گوشت و پوست و خون‌دار» هستند و لذا باید به‌جای انحطاط تمدن اسلامی، از انحطاط مسلمانان سخن گفت.

🍂 از نشانه‌های انحطاط «عقل و اخلاق و عواطف» در میان مسلمانان، حتی توسل به دروغ و تحریف و تقلب و مغالطه است، برای نپذیرفتن نواقص و جهل و ظلم در پیامبر و نیز در دین‌شان.

🍂 محمد در آیهٔ ۴ از سورهٔ ممتحنه، مسلمانان را به نفرت ابدی از مشرکان فرا می‌خواند؛ درصورتی‌که حتی مشرکان نیز مؤمن به خدای خالق بودند و تثلیث یا خدایان در نظام باور آنها، نماد سلسله مراتب نیروهای قدسی یا نحو خاصی از تجلی خدای خالق در عالم کثرت محسوب می‌شد، اما محمد حتی میان مشرک اخلاقی با غیر اخلاقی تفاوتی قائل نمی‌شود.

🍂 در آیهٔ ۲۱۷ از سورهٔ بقره، محمد انسان مرتد را تا ابد به جهنم حواله می‌دهد و تمام اعمال نیکش را ضایع می‌کند، ولو اگر انسان مرتد، دانشمند و مؤمن و اخلاقی باشد و در این خصوص نیز فقه و تفسیر ۱۴٠٠ ساله در تاریخ اسلام، مؤید سخن نگارنده است.

🍂 محمد جای جاودانهٔ منکران نبوت و قرآن را جهنمی آشوئیتسی می‌داند که در آن، گوشت‌ و پوست‌شان سوزانده می‌شود و در چرخه‌ای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان رویانده می‌شود (نساء: ۵۶). آشکار است که چنین جهنم و احکامی با شخصیت بودا و گاندی سنخیت ندارد، بلکه با سنخ روانیِ انسانی شقی و کینه‌توزی چون چنگیز و تیمور و هیتلر سازگار است.

🍂 محمد با اختلاف سنی زیاد با زنان و دختران ازدواج می‌کند و سپس، ازدواج مجدد بعد از مرگش را برای زنانش ممنوع می‌سازد. از جواز کودک‌همسری در دین محمد و یا از ازدواج با دختربچه‌ای ۹ ساله توسط خود محمد بگذریم که اخیراً دین‌خویان به ماله‌کشی سن عایشه مشغول‌اند.

🍂 محمد امتیازات ویژهٔ جنسی از الله می‌گیرد، مثل قبول هبهٔ زنان و عدم رعایت عدالت در سکس با زنان متعددش و نیز بیش از چهار زن دائم گرفتن، و این امتیازات برای مردهای دیگر نیست. محمد رسم نیکوی عدم ازدواج با همسر فرزندخوانده را که سنت عادلانه‌ای بوده و فرزندخوانده را در حکم فرزند تلقی می‌کرده‌است را به خاطر افراط در شهوت‌رانی، لغو می‌کند. محمد برده‌داری می‌نماید و با کنیزان سکس می‌کند و همانطور که اشاره شد، قبول هبهٔ زنان، بدون مهریه را برای خودش مجاز می‌داند؛ هرچند اجارهٔ کنیز نیز در دین و عرف محمد وجود داشته‌است.

🍂 محمد خودش را اسوهٔ تمام انسان‌ها در همهٔ زبان‌ها و زمان‌ها و مکان‌ها و نیز کامل‌کنندهٔ مکارم اخلاق و رحمة‌للعالمین و آورندهٔ دین کامل می‌داند و مدعی می‌شود که کائنات برای وجود او خلق شده‌است (حدیث کساء) و تمام این موارد، به همراه دیدن فرشته‌ و احساس نبوت و دسترسی به ذهن و «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند»، نشانهٔ خودشیفتگی و اختلال مغزی-روانی است.

🍂 منتها چرا مسلمانان این واقعیات را نمی‌پذیرند؟ چرا با دروغ و تقلب، خدای قرآن را تحریف و نامتشخص و وحدت وجودی می‌کنند؟ چرا مسلمانان معاد جسمانی در قرآن و یا قبض شدن روح هنگام خواب از بدن و یا هفت‌آسمان و هفت‌زمین و خلقت شش روزهٔ جهان و فرو رفتن خورشید در لجن هنگام غروب و دفع شیاطین با شهاب سنگ و یا ۱۹ عدد دربان داشتن جهنم را تحریف می‌کنند تا تعارض قرآن با علم و عقل و اخلاق را مرتفع سازند؟

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin