📗نسبت علوم تجربی و فلسفه با اسلام
(۲/۲)
✍#علیرضاموثق
در اسلام (یعنی در آموزهها و احکام قرآن و سنت نبوی)، آشکارا حقوقِ «کافران و ملحدان و مرتدان» با «مسلمانان» برابر نیست. در دنیا با خطر مرگ و رنج تبعیض مواجه هستند و در آخرت با جهنم آشوئیتسی و شکنجهٔ ابدی. ضمن اینکه منبع معرفتی به نام «وحی و شهود عرفانی» در فلسفه و علوم تجربی مورد قبول نیست. اسلام از چهار حیث با فلسفه و علم تعارض دارد: اول) تهدید و تحدید دگراندیشان و دشمنی با تفکر آزاد و پلورالیسم، و عدم وجود حقوق برابر بین مسلمانان و نامسلمانان/منکران. دوم) توسل به وحی که حجیت و اعتبار معرفتشناختی ندارد؛ به جای توسل به عقل و ادراکات حسی، یعنی استناد به «منبع شناختی» که فاقد اعتبار عقلی و علمی است. سوم) استفاده از تهدید با جهنم آشوئیتسی و تطمیع با بهشت لاسوگاسی و مغالطه و فحاشی و توهینهایی چون «حرامزاده و سگ و الاغ و شتر و گورخر و بوزینه»، در مقام «روش ترویج مدعیات»، و مآلاً الگوی فرهنگی و تربیتی شدن از این جهت، به جای استدلالورزی با روش عقلی و یا تجربی. چهارم) بسط «تعبد و جزم و جمود و تعصب و تفرعن و خودشیفتگی و احساسِ حقیقتیافتگی و توهمِ کمال» که همگی مزاحم و خصمِ عقل و علم هستند و باعث انحطاط تفکر و تعقل میشوند.
5⃣ برخی از مسلمانان، خوبیهای خودشان را به اسلام نسبت میدهند؛ در صورتی که ساختار اسلام فاقد آنهاست. قرآن، مسلمانان را به نفرت ابدی از مشرکان، حتی نسبت به مشرکان اخلاقی دعوت میکند (ممتحنه: ۴) و میدانیم که مشرکان و بتپرستها نیز مؤمن به خداوند خالق بودند و بتها نماد نیروها و موجودات قدسی محسوب میشدند (بهطور کلی در جهان سنت، انسانهای ملحد و ماتریالیست، بسیار قلیل بودهاند و عموم مردم مؤمن به خداوند بودند. در مطالبی دیگر استدلال کردهام که دال مرکزی و محور اساسی در اسلام، ارادهٔ قدرت و سلطه است، و نه ایمان و اخلاق). قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز میداند (توبه: ۵ و ۲۹). قرآن، مجازات مرتد، ولو اگر انسانی اخلاقی و دانشمند و مؤمن باشد را جهنم ابدی میداند و تمام اعمال نیکش را ضایع میکند (بقره: ۲۱۷). اسلام، منکران قرآن و نبوت را تا ابد در جهنم میسوزاند و در چرخهای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوانهایشان میرویاند (نساء: ۵۶). در اسلام، مجازات مرتد، قتل است و کافران (یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر) نجس هستند.
روشن است که چنین دینی، نسبت به «تفکر و پلورالیسم و آزادی» گشوده نیست و عقلانیت نظری را منحط میکند. ترس از تکفیر و تبعیض و قتل در این دنیا و نیز ترس از جهنم ابدی و شکنجههای هیتلری در آن دنیا، حریت و جرأتِ «تفکر و شک و نقد» را از مسلمانان میستاند. به خاطر همین انحطاطِ «عقل و اخلاق و عواطف»، و نهادینه شدنِ «جهل مقدس و ظلم مقدس» در ضمیر مسلمانان است که هنوز (حتی در قرن ۲۱) نتوانستهایم جواز «کودکهمسری و سنگسار و قصاص و شلاق و قطع دست و تبعیض حقوقی علیه زنان و کافران» را لغو کنیم.
6⃣ در مورد عداوت با خداوند نیز اشاره کنم که حتی در مورد انسانهای ظالم و جاهل نیز عداوت با خداوند قابل تصور نیست؛ زیرا نهایتاً با تصویری ذهنی و بشری از خدا میستیزند و نه با خود خدا. مفهوم «عداوت با خداوند»، مثل مفهوم «عشق به خداوند» فاقد مصداق است.
ما نه به «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطفِ خداوند» دسترسی داریم تا مخالفتِ صادقانه یا لجوجانه با آنها را مصداق عداوت با خدا بنامیم و نه به خدا با ادراکات حسی احاطه داریم تا عدم محافظت از خدا را (به سیاق عدم محافظت از اشیاء و انسانها)، عداوت با خداوند تعبیر کنیم. نهایتاً ما با تصوری موهوم و بشری از خداوند در ذهن انسانها مخالفت میکنیم. اسلام با تقلب و دروغ و مغالطه، مخالفان خودش را «دشمنان خداوند» نامیدهاست. نسبت انسان با خداوند (بر فرض وجود)، شبیه به نسبت یک مورچه با اقیانوس است. عداوت مورچه با اقیانوس، چه معنا و مصداقی میتواند داشته باشد؟ اگر خداوند وجود داشته باشد (چه متشخص و چه نامتشخص)، انکار انسانها، شبیه به همان انکار وجود اقیانوس توسط مورچه است و در واقعیت تأثیری ندارد و عداوت نام ندارد. به همان سیاق که اگر کسی، جدول ضرب یا وجود خورشید را انکار کند، مستحقِ شفقت یا لبخند است و نه خصومت و خشونت.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍#علیرضاموثق
در اسلام (یعنی در آموزهها و احکام قرآن و سنت نبوی)، آشکارا حقوقِ «کافران و ملحدان و مرتدان» با «مسلمانان» برابر نیست. در دنیا با خطر مرگ و رنج تبعیض مواجه هستند و در آخرت با جهنم آشوئیتسی و شکنجهٔ ابدی. ضمن اینکه منبع معرفتی به نام «وحی و شهود عرفانی» در فلسفه و علوم تجربی مورد قبول نیست. اسلام از چهار حیث با فلسفه و علم تعارض دارد: اول) تهدید و تحدید دگراندیشان و دشمنی با تفکر آزاد و پلورالیسم، و عدم وجود حقوق برابر بین مسلمانان و نامسلمانان/منکران. دوم) توسل به وحی که حجیت و اعتبار معرفتشناختی ندارد؛ به جای توسل به عقل و ادراکات حسی، یعنی استناد به «منبع شناختی» که فاقد اعتبار عقلی و علمی است. سوم) استفاده از تهدید با جهنم آشوئیتسی و تطمیع با بهشت لاسوگاسی و مغالطه و فحاشی و توهینهایی چون «حرامزاده و سگ و الاغ و شتر و گورخر و بوزینه»، در مقام «روش ترویج مدعیات»، و مآلاً الگوی فرهنگی و تربیتی شدن از این جهت، به جای استدلالورزی با روش عقلی و یا تجربی. چهارم) بسط «تعبد و جزم و جمود و تعصب و تفرعن و خودشیفتگی و احساسِ حقیقتیافتگی و توهمِ کمال» که همگی مزاحم و خصمِ عقل و علم هستند و باعث انحطاط تفکر و تعقل میشوند.
5⃣ برخی از مسلمانان، خوبیهای خودشان را به اسلام نسبت میدهند؛ در صورتی که ساختار اسلام فاقد آنهاست. قرآن، مسلمانان را به نفرت ابدی از مشرکان، حتی نسبت به مشرکان اخلاقی دعوت میکند (ممتحنه: ۴) و میدانیم که مشرکان و بتپرستها نیز مؤمن به خداوند خالق بودند و بتها نماد نیروها و موجودات قدسی محسوب میشدند (بهطور کلی در جهان سنت، انسانهای ملحد و ماتریالیست، بسیار قلیل بودهاند و عموم مردم مؤمن به خداوند بودند. در مطالبی دیگر استدلال کردهام که دال مرکزی و محور اساسی در اسلام، ارادهٔ قدرت و سلطه است، و نه ایمان و اخلاق). قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز میداند (توبه: ۵ و ۲۹). قرآن، مجازات مرتد، ولو اگر انسانی اخلاقی و دانشمند و مؤمن باشد را جهنم ابدی میداند و تمام اعمال نیکش را ضایع میکند (بقره: ۲۱۷). اسلام، منکران قرآن و نبوت را تا ابد در جهنم میسوزاند و در چرخهای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوانهایشان میرویاند (نساء: ۵۶). در اسلام، مجازات مرتد، قتل است و کافران (یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر) نجس هستند.
روشن است که چنین دینی، نسبت به «تفکر و پلورالیسم و آزادی» گشوده نیست و عقلانیت نظری را منحط میکند. ترس از تکفیر و تبعیض و قتل در این دنیا و نیز ترس از جهنم ابدی و شکنجههای هیتلری در آن دنیا، حریت و جرأتِ «تفکر و شک و نقد» را از مسلمانان میستاند. به خاطر همین انحطاطِ «عقل و اخلاق و عواطف»، و نهادینه شدنِ «جهل مقدس و ظلم مقدس» در ضمیر مسلمانان است که هنوز (حتی در قرن ۲۱) نتوانستهایم جواز «کودکهمسری و سنگسار و قصاص و شلاق و قطع دست و تبعیض حقوقی علیه زنان و کافران» را لغو کنیم.
6⃣ در مورد عداوت با خداوند نیز اشاره کنم که حتی در مورد انسانهای ظالم و جاهل نیز عداوت با خداوند قابل تصور نیست؛ زیرا نهایتاً با تصویری ذهنی و بشری از خدا میستیزند و نه با خود خدا. مفهوم «عداوت با خداوند»، مثل مفهوم «عشق به خداوند» فاقد مصداق است.
ما نه به «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطفِ خداوند» دسترسی داریم تا مخالفتِ صادقانه یا لجوجانه با آنها را مصداق عداوت با خدا بنامیم و نه به خدا با ادراکات حسی احاطه داریم تا عدم محافظت از خدا را (به سیاق عدم محافظت از اشیاء و انسانها)، عداوت با خداوند تعبیر کنیم. نهایتاً ما با تصوری موهوم و بشری از خداوند در ذهن انسانها مخالفت میکنیم. اسلام با تقلب و دروغ و مغالطه، مخالفان خودش را «دشمنان خداوند» نامیدهاست. نسبت انسان با خداوند (بر فرض وجود)، شبیه به نسبت یک مورچه با اقیانوس است. عداوت مورچه با اقیانوس، چه معنا و مصداقی میتواند داشته باشد؟ اگر خداوند وجود داشته باشد (چه متشخص و چه نامتشخص)، انکار انسانها، شبیه به همان انکار وجود اقیانوس توسط مورچه است و در واقعیت تأثیری ندارد و عداوت نام ندارد. به همان سیاق که اگر کسی، جدول ضرب یا وجود خورشید را انکار کند، مستحقِ شفقت یا لبخند است و نه خصومت و خشونت.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗مراحل چهارگانهٔ تاریخ اسلام در مواجهه با «علم و عقل و عدل»
✍#علیرضاموثق
🍂 ویلیام جیمز در رابطه با موضع «دین» در قبال «علم»، نقل به مضمون میگوید که وقتی به صحنهٔ تاریخ دین مدنظر خود نگاه می کند، سه مرحله اتفاق افتاده است:
مرحلهٔ اول این است که هر دستآورد علمی اعم از مقولهٔ کشف یا اختراع (و از فیزیک و شیمی گرفته تا روانشناسی و جامعهشناسی)، وقتی به بازار فرهنگ و جامعه عرضه میشود، روحانیون [یعنی دینبانها، به سیاق جنگلبانها و زندانبانها] به مخالفت تام و تمام بر میخیزند و هر چه بتوانند در رابطه با طرد و حذف آن علوم و یا محصولات علمی میکوشند و آنها را مخالف دین و بدعت و خطا و دروغ مینامند [حال بماند که در صورت لزوم و امکان با استناد به متن دین، به حذف فیزیکی عالمان هم پرداختهاند. همچنین در این راستا نگاه کنید به سرنوشت دوش حمام و آب لولهکشی و شناسنامه و نیز تأسیس دارالفنون و دانشگاه و سینما و یا مواجهه با مقولاتی چون آزادی و حقوق بشر و دموکراسی و علوم انسانی در کشور خودمان].
در مرحلهٔ دوم، پس از کلی زور زدن و خسته شدن و پس از اقبال نشان دادن عالم و آدم نسبت به آن علوم و یا محصولات علمی و پس از اینکه دیگر نتوانستند بگویند این علوم خطا و دروغ است، مدعی میشوند «همان که تا دیروز خطا و دروغ می نامیدندش»، در کتاب مقدسشان آمده است [ و یا با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک، متن مقدس را طوری تفسیر میکنند که با این علوم و محصولات علمی سازگار شود].
🍂 منتها در مرحلهٔ سوم، از ادعای قبلی فراتر میروند و مدعی میشوند که این علوم و محصولات علمی از متون مقدسشان دزدیده یا آموخته شدهاست(!)
🍂 حال، من میخواهم مرحلهٔ چهارمی را به مراحل سه گانهٔ ویلیام جیمز اضافه کنم و آن اینکه در مرحلهٔ چهارم، وقتی برای مثال، آنچه ۱۴۰۰ سال توسط تمام عالمان اسلام و متخصصین اسلام و مسلمانها، جزء محکمات اسلام تلقی شده (مثل جواز قطع دست و قطع پا و شلاق و کودکهمسری و یا جواز بردهداری و قتل مرتد و سابالنبی و یا تبعیض حقوقی علیه زنان و کافران ذمی و یا جواز قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان (یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر) و نیز خود متن قرآن و سنت نبوی نسبت به آن تصریح میکند را اسلام مینامیم، به ما میگویند: «به اسلام توهین نکن!» یا «تفسیر ناموثق از اسلام نکن!».
#نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍#علیرضاموثق
🍂 ویلیام جیمز در رابطه با موضع «دین» در قبال «علم»، نقل به مضمون میگوید که وقتی به صحنهٔ تاریخ دین مدنظر خود نگاه می کند، سه مرحله اتفاق افتاده است:
مرحلهٔ اول این است که هر دستآورد علمی اعم از مقولهٔ کشف یا اختراع (و از فیزیک و شیمی گرفته تا روانشناسی و جامعهشناسی)، وقتی به بازار فرهنگ و جامعه عرضه میشود، روحانیون [یعنی دینبانها، به سیاق جنگلبانها و زندانبانها] به مخالفت تام و تمام بر میخیزند و هر چه بتوانند در رابطه با طرد و حذف آن علوم و یا محصولات علمی میکوشند و آنها را مخالف دین و بدعت و خطا و دروغ مینامند [حال بماند که در صورت لزوم و امکان با استناد به متن دین، به حذف فیزیکی عالمان هم پرداختهاند. همچنین در این راستا نگاه کنید به سرنوشت دوش حمام و آب لولهکشی و شناسنامه و نیز تأسیس دارالفنون و دانشگاه و سینما و یا مواجهه با مقولاتی چون آزادی و حقوق بشر و دموکراسی و علوم انسانی در کشور خودمان].
در مرحلهٔ دوم، پس از کلی زور زدن و خسته شدن و پس از اقبال نشان دادن عالم و آدم نسبت به آن علوم و یا محصولات علمی و پس از اینکه دیگر نتوانستند بگویند این علوم خطا و دروغ است، مدعی میشوند «همان که تا دیروز خطا و دروغ می نامیدندش»، در کتاب مقدسشان آمده است [ و یا با ایجاد هرج و مرج در هرمنوتیک، متن مقدس را طوری تفسیر میکنند که با این علوم و محصولات علمی سازگار شود].
🍂 منتها در مرحلهٔ سوم، از ادعای قبلی فراتر میروند و مدعی میشوند که این علوم و محصولات علمی از متون مقدسشان دزدیده یا آموخته شدهاست(!)
🍂 حال، من میخواهم مرحلهٔ چهارمی را به مراحل سه گانهٔ ویلیام جیمز اضافه کنم و آن اینکه در مرحلهٔ چهارم، وقتی برای مثال، آنچه ۱۴۰۰ سال توسط تمام عالمان اسلام و متخصصین اسلام و مسلمانها، جزء محکمات اسلام تلقی شده (مثل جواز قطع دست و قطع پا و شلاق و کودکهمسری و یا جواز بردهداری و قتل مرتد و سابالنبی و یا تبعیض حقوقی علیه زنان و کافران ذمی و یا جواز قتل و غارت و به بردگی گرفتن اهل کتاب و مشرکان (یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر) و نیز خود متن قرآن و سنت نبوی نسبت به آن تصریح میکند را اسلام مینامیم، به ما میگویند: «به اسلام توهین نکن!» یا «تفسیر ناموثق از اسلام نکن!».
#نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📅 هفدهم امرداد — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 این روز با جنب و جوشهایی در دوران مشروطه قرین بوده است. 🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۷ سپاهیان مستبدین به تبریز حمله کردند و محلهی امیرخیز را که کانون مشروطهخواهان بود محاصره کردند، اما ستارخان تنها با ۲۴…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 هجدهم امرداد [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 این روز در تاریخ معاصر ایران با چند رخداد در زمینهی مطبوعات مصادف بوده است.
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۹۴ ابراهیم پورداود نخستین شماره از روزنامهی رستاخیز را که مضمونی ملیگرایانه و تندرو داشت منتشر کرد. این روزنامه در بغداد منتشر میشد!
🗓 در همین روز به سال ۱۳۰۳ برادران سعادت در کرمانشاه چاپخانهی سعادت را تأسیس کردند که تأثیر زیادی در ترویج کتابخوانی و نویسندگی مدرن در این شهر داشت. این چاپخانه با تجهیزات آلمانی و پشتیبانی صاحبنظران این کشور راهاندازی شد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 این روز در تاریخ معاصر ایران با چند رخداد در زمینهی مطبوعات مصادف بوده است.
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۹۴ ابراهیم پورداود نخستین شماره از روزنامهی رستاخیز را که مضمونی ملیگرایانه و تندرو داشت منتشر کرد. این روزنامه در بغداد منتشر میشد!
🗓 در همین روز به سال ۱۳۰۳ برادران سعادت در کرمانشاه چاپخانهی سعادت را تأسیس کردند که تأثیر زیادی در ترویج کتابخوانی و نویسندگی مدرن در این شهر داشت. این چاپخانه با تجهیزات آلمانی و پشتیبانی صاحبنظران این کشور راهاندازی شد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
هجدهم امرداد
این روز در تاریخ معاصر ایران با چند رخداد در زمینهی مطبوعات مصادف بوده است. روز سه شنبه هجدهم امرداد سال ۱۲۹۴ ابراهیم پورداود نخستین شماره از روزنامهی رستاخیز را که مضمونی ملیگرایانه و تندرو داشت منتشر کرد. این روزنامه در بغداد منتشر میشد! در همین روز…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید
— داروی افسردگی روزانه
🎙#محسن_حائریفرد (مترجم زبان انگلیسی، کوهنورد، نوازنده و خواننده، متولد ۱۳۳۵)
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— داروی افسردگی روزانه
🎙#محسن_حائریفرد (مترجم زبان انگلیسی، کوهنورد، نوازنده و خواننده، متولد ۱۳۳۵)
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی با یک خداحافظی کشته میشویم؛ اگرچه هنوز زندهایم!
— ترکیبی از شعر #محمود_درویش و آواز #فیروز
#شعرانه #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ترکیبی از شعر #محمود_درویش و آواز #فیروز
#شعرانه #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 بهمناسبت سالمرگ #محمود_درویش در ۹ آگوست، به طرح این پرسش غسان شربل در الشرقالاوسط بسنده میکنم که، همهی سردمدارانِ شعر باید به این پرسش اندیشیده و پاسخ دهند که در زمانهی «سیطرهی رمان و انحطاط شعر» (چه شعر فارسی، چه شعر عربی)، چطور هنوز فروش سالانهی شعر محمود درویش به بیش از یک ملیون نسخه در نمایشگاههای عربی میرسد؟ در دورانی که موفقترین شاعران هر کشور، قادر به پخش هزار نسخه از جُنگهای شعری خود نیستند؟
🍂 مگر غیر از این است که او از شعر «سجّل انا عربی» عبور کرد و دغدغههای محلی را به صحنههای جهانی شعر تبدیل کرد؟ و مسألهی شعرش را نه صرفاً بازگشت به فلسطین، بلکه بازگشت به حماسهی معوق بشری قرار داد؟
🍂 شما به أمسیات (شب شعرهای) شعر عربی در جشنوارههای سالیانهی دبی و امارات و سعودی امروز نگاه کنید، همه هنوز در پی بازآفرینی شکوه معلقاتاند؛ یعنی از پشت صفحههای موبایلهای چند ملیونی، هنوز نگاهشان به گذشتهی عنتره، عروه و طرفةبنالعبد است؛ به گفتهی ممدوح الاعرابی (شاعر مصری)، بهجای امرؤالقیس، امرؤ الفيس شدهاند!
🍂 اما درویش در پوچوارهی فضای عربی که همه، منتظر دفن فلسطین زیر بولدوزرهای اسراییلی بودند، بهجای صحبت از گورهای دسته جمعی، از امید فردی و کسانی گفت که: «نجوا من الحياة بأعجوبة»؛ گفت که «آسمان هم مقبرۀ جماعيهی ستارگان است، اما ما با شبزندهداریست که به سرزمین صلح و صبح میرسیم». و گفت: «فإن السلاسل تعلمني أن أقاتل أقاتل.. أقاتل؛ این زنجیرهایاند که به ما میآموزند که
باید مدام مبارزه کنیم و مبارزه، و در نبردی بیپایان باشیم».
✍️#مسعود_بابالحوائجی
#خیالپرسه #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
🍂 مگر غیر از این است که او از شعر «سجّل انا عربی» عبور کرد و دغدغههای محلی را به صحنههای جهانی شعر تبدیل کرد؟ و مسألهی شعرش را نه صرفاً بازگشت به فلسطین، بلکه بازگشت به حماسهی معوق بشری قرار داد؟
🍂 شما به أمسیات (شب شعرهای) شعر عربی در جشنوارههای سالیانهی دبی و امارات و سعودی امروز نگاه کنید، همه هنوز در پی بازآفرینی شکوه معلقاتاند؛ یعنی از پشت صفحههای موبایلهای چند ملیونی، هنوز نگاهشان به گذشتهی عنتره، عروه و طرفةبنالعبد است؛ به گفتهی ممدوح الاعرابی (شاعر مصری)، بهجای امرؤالقیس، امرؤ الفيس شدهاند!
🍂 اما درویش در پوچوارهی فضای عربی که همه، منتظر دفن فلسطین زیر بولدوزرهای اسراییلی بودند، بهجای صحبت از گورهای دسته جمعی، از امید فردی و کسانی گفت که: «نجوا من الحياة بأعجوبة»؛ گفت که «آسمان هم مقبرۀ جماعيهی ستارگان است، اما ما با شبزندهداریست که به سرزمین صلح و صبح میرسیم». و گفت: «فإن السلاسل تعلمني أن أقاتل أقاتل.. أقاتل؛ این زنجیرهایاند که به ما میآموزند که
باید مدام مبارزه کنیم و مبارزه، و در نبردی بیپایان باشیم».
✍️#مسعود_بابالحوائجی
#خیالپرسه #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
Telegram
نقدآگین
گاهی با یک خداحافظی کشته میشویم؛ اگرچه هنوز زندهایم!
— ترکیبی از شعر #محمود_درویش و آواز #فیروز
#شعرانه #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ترکیبی از شعر #محمود_درویش و آواز #فیروز
#شعرانه #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
گاهی با یک خداحافظی کشته میشویم؛ اگرچه هنوز زندهایم! — ترکیبی از شعر #محمود_درویش و آواز #فیروز #شعرانه #بوقت_آواز ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خوانندۀ «غوغای ستارگان» همچنان «شوری در سر داشت»
🍂 #پروین_نوریوند، خواننده پیشکسوت ایران، ساعت پنج صبح امروز در منزل مسکونی خود در تهران درگذشت. پروین در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد و پس از تحصیلات در بانک بازرگانی استخدام شد، اما همایون خرم (آهنگساز برجسته ایران) صدای او را شنید و پروین را به برنامه گلها دعوت کرد. پروین با خواندن ترانه «غوغای ستارگان» که آهنگش از همایون خرم و شعرش از کریم فکور بود به شهرت رسید.
🍂 او در سال ۱۳۵۳ از خوانندگی کنارهگیری کرد و سرانجام پس از ۴۹ سال سکوت، همزمان با قیام ژینا (مهسا)، بدون حجاب و با آرایش همیشگیاش، بار دیگر ترانۀ «غوغای ستارگان» را در جمع دوستانش خواند که در شبکههای اجتماعی به طور گستردهای منتشر شد.
🍂 او با خواندن بیش از ۳۰۰ ترانه و آواز در دهه ۳۰ و ۴۰ کارنامه درخشانی از بهترین آهنگها و ترانهها (همچون غوغای ستارگان، پیک سحری، درد عشق و انتظار، زمستان، و غیره) دارد.
🍂 پروین در طول فعالیت هنری خود همکاری مستمری با آهنگسازانی همچون همایون خرم ، مرتضی حنانه، مرتضی محجوبی، جواد لشگری، انوشیروان روحانی و... داشت.
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 #پروین_نوریوند، خواننده پیشکسوت ایران، ساعت پنج صبح امروز در منزل مسکونی خود در تهران درگذشت. پروین در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد و پس از تحصیلات در بانک بازرگانی استخدام شد، اما همایون خرم (آهنگساز برجسته ایران) صدای او را شنید و پروین را به برنامه گلها دعوت کرد. پروین با خواندن ترانه «غوغای ستارگان» که آهنگش از همایون خرم و شعرش از کریم فکور بود به شهرت رسید.
🍂 او در سال ۱۳۵۳ از خوانندگی کنارهگیری کرد و سرانجام پس از ۴۹ سال سکوت، همزمان با قیام ژینا (مهسا)، بدون حجاب و با آرایش همیشگیاش، بار دیگر ترانۀ «غوغای ستارگان» را در جمع دوستانش خواند که در شبکههای اجتماعی به طور گستردهای منتشر شد.
🍂 او با خواندن بیش از ۳۰۰ ترانه و آواز در دهه ۳۰ و ۴۰ کارنامه درخشانی از بهترین آهنگها و ترانهها (همچون غوغای ستارگان، پیک سحری، درد عشق و انتظار، زمستان، و غیره) دارد.
🍂 پروین در طول فعالیت هنری خود همکاری مستمری با آهنگسازانی همچون همایون خرم ، مرتضی حنانه، مرتضی محجوبی، جواد لشگری، انوشیروان روحانی و... داشت.
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۱۷
اگر امروز یزید بن معاویه، معاویه و محمد بن عبدالله و روح الله خمینی زنده بودند و قرار بود رهبر نیمقرن آیندهٔ حکومت ایران بنا به رأی شما انتخاب شود، چه کسی را برمیگزیدید؟
اگر امروز یزید بن معاویه، معاویه و محمد بن عبدالله و روح الله خمینی زنده بودند و قرار بود رهبر نیمقرن آیندهٔ حکومت ایران بنا به رأی شما انتخاب شود، چه کسی را برمیگزیدید؟
#نظرسنجی ۱۸
به نظر شما حرام دانستن و ممنوعسازی نشر عمومی صدایِ آوازِ و حتا قرائت قرآن زنان از چه امری حکایت میکند؟ [میتوان چند گزینه را انتخاب کرد]
به نظر شما حرام دانستن و ممنوعسازی نشر عمومی صدایِ آوازِ و حتا قرائت قرآن زنان از چه امری حکایت میکند؟ [میتوان چند گزینه را انتخاب کرد]
Anonymous Poll
8%
۱. اعجاز علمی شگفتانگیز قرآن و هدایتگری اخلاقی خارقالعاده این کتاب به قلههای علم و فرهنگ و هنر
3%
۲. نبوغ فوقالعاده، وسعت نظر و دانش عمیق و بهروز طلاب و علمای حوزههای اسلامی و نتیجۀ نان حلال خمس
69%
۳. پدرسالاری، زنستیزی، تمامیتخواهی و جزم و جمود حاد حاضر در دین اسلام و تعریف زن بعنوان جنس دوم
46%
۴. سندروم «آلت بیقرار» و بجای تفکر با «مغز»، با پایینتنهٔ خویش اندیشه کردن، بهخاطر ابرالگوهای خطا
28%
۵. تمایلات همجنسگرایانه یا انحرافات اخلاقی-جنسی ناشی از خودسرکوبی شدید و فرافکنی اینها در نقاب تقوا
نقدآگین
📘جزیه «غرامت» است، و نه مالیات ✍️#ابوالفضل_ارجمند 🍂 در دین اجبار نیست: لا إکراه فی الدین. خدا نخواسته است که همهی مردم زمین ایمان بیاورند و پیامبر هم نمیتواند مردم را به اجبار مؤمن کند: ولو شاء ربک لآمن من فی الأرض کلهم جمیعا، أفأنت تکره الناس حتی یکونوا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘عزتالمیلاء؛ زنِ خوانندهی مسلمان
— زنِ آوازخوانی که در قرن نخستِ اسلام میزیست
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در تاریخ پُر فراز و نشیب اسلام، به خصوص در دوران حکومت عباسیان، زنان زیادی وجود داشتند که به آوازخوانی میپرداختند. بسیاری از این زنان مسلمان بودند یا حتّی به مذهب یا منشِ شیعیان گرایشِ بیشتری داشتند. در آن زمان نه زنان از سمتِ قضات شهر محکوم میشدند و نه امامان شیعی مقابلِ آنان میایستادند. یکی از این موارد، عزت المیلاء است.
🍂 عزت المیلاء، زنِ مسلمانی بود که در سال ۱۱۵ هجری قمری درگذشت. جاحظ – ادیبِ عرب – میگوید که المیلاء یکی از قدیمیترین غناخوانهای حجاز و باسوادترین زنانِ مدینه است. «أنصار»، لقبی است برای گروه بزرگی از مسلمانان که در زمان حیاتِ محمد بن عبدالله(ص) با او هم پیمان شدند و بعد از قتلِ خلیفۀ سوّم عثمان بن عفان، از حامیانِ خلافت علی بن أبی طالب(ع) گردیدند.
🍂 خیرالدّین زرکلی – تاریخ نگار سوری – نوشتهاست که المیلاء از حامیان و وفاداران به ایدههای انصار بود. نقل شده که او دامنِ خود را به دو پاهایش میپیچید و خود را شبیه مردان میکرد تا بتواند به راحتی شراب بنوشد. البته این را هم گفتهاند که المیلاء آن اندازه اهتمام به آیینهای اسلامی داشت که هیچگاه دینِ خود را به گناه آلوده نکرد.
🍂 المیلاء هم خود مجلس برپا میکرد و هم شاگردان زیادی را پرورش داد که یکی از آنان إبنسریج از بزرگترین خوانندگان عربِ صدر اسلام است. مورخان این زن را به زیباییِ صورت و اندام یاد کردهاند که صدایش بزرگترین سلاحِ او بوده است. دربارۀ المیلاء گفتهاند که صدای بسیار زیبا و رَسایی داشت به طوری که زیبایی صدایاش مردان را شوکه میکرد و به دلنشینی آلاتِ موسیقی را مینواخت.
🍂 عزت المیلاء با سکینه دختر حسین بن علی هم دوره بود. ابن جوزی در کتاب المنتظم نقل میکند که شاعران بسیاری اشعار خود را به سکینه میدادهاند تا او آنها را داوری و بررسی کند.
🍂 ابوالفرج اصفهانی در کتاب الآغانی تصریح کرده که سکینه یکی از شاعران و غزل سرایان مشهور زمان خود بوده به طوری که مردم دور سکینه جمع میشدند تا او برایشان آواز بخواند. روابط این دو مسالمت آمیز بود. در کتابهای تاریخ، مورخانی که خود چه بسا از فقیهان بودهاند، علیهِ آوازخوانی المیلاء یا سکینه سخنی نگفتهاند.
🍂 جالب است بدانید در آن دوران، آنگونه که شوقی ضیف نقل کرده، آنقدر آوازخوانان محفلشان گرم و بزمشان پُر هیاهو بوده که تمامی اقشار مردم – حتّی فقیهان – به این مجالس روی خوش نشان میدادهاند.
این را هم خوب است که بدانید!
🍂 عبدالله برادرزادۀ علی بن أبی طالب و همسر زینب (دختر علی) است. مورخان زیادی نوشتهاند که او از آوازخوانان حمایتهای گستردهای داشته است.
🍂 من تا به حال ندیدهام مورخان و فقیهان مسلمان (چه شیعه و چه سایر مذاهب) علیه او سخنی به ذمّ و قدح باز کنند. اندازهای که من به صورت کوتاه کتابها را بررسی کردهام، المیلاء شخصاً دخترانِ کنیزی که خوش صدا بودند را میخرید و آنان را در بزمها، به آوازخواندن دعوت میکرد.
🍂 مطابق گزارش عبدالله بن جعفر، المیلاء کنیزی را به چهار هزار درهم خرید و او را به بزم آورد. زمانی که کنیز به آوازخواندن مشغول شد، مردی از زیبایی صدای او شوکه و سپس بیهوش شد. البته گفته شده که کنیز را عبدالله بن جعفر خریده بود و به نزد المیلاء آورد تا بزمی را تدارک ببیند.
🍂 مورخانی نقل کردهاند که گاه میشد جمیله – از زنان آوازخوانانِ مسلمان و مشهور قرنِ نخست اسلام – با عبدالله بن جعفر بزمهای دو نفره داشتند و جمیله با احترام تمام به مقام و خاندان او، برای عبدالله آواز میخواند. همین نوع گزارش را معاصرانی دربارۀ المیلاء و عبدالله بن جعفر داشتهاند.
______________________________
استفاده شده از این کتابها:
نهايه الارب في فنون الادب؛ مسالك الابصار في ممالك الامصار؛ التذكرة الحمدونية؛ العقد المفصل؛ ربيع الأبرار و نصوص الأخبار؛ تزيين الاسواق في اخبار العشاق؛ قصه الادب في الحجاز؛ المرقصات والمطربات؛ الاغانی؛ المختار من كتاب اللهو والملاهي.
🗄 پست مرتبط
📺 تمجید عبدالباسط از بانو اُمّ کُلثوم بهمثابه «کوکب شرق و غرب»
📕«گیتار آسمان» یا سرنوشت زنانِ قاری قرآن در مصر
📕 «خوشآمدِ نفس» یا «شهوت»؟
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
— زنِ آوازخوانی که در قرن نخستِ اسلام میزیست
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در تاریخ پُر فراز و نشیب اسلام، به خصوص در دوران حکومت عباسیان، زنان زیادی وجود داشتند که به آوازخوانی میپرداختند. بسیاری از این زنان مسلمان بودند یا حتّی به مذهب یا منشِ شیعیان گرایشِ بیشتری داشتند. در آن زمان نه زنان از سمتِ قضات شهر محکوم میشدند و نه امامان شیعی مقابلِ آنان میایستادند. یکی از این موارد، عزت المیلاء است.
🍂 عزت المیلاء، زنِ مسلمانی بود که در سال ۱۱۵ هجری قمری درگذشت. جاحظ – ادیبِ عرب – میگوید که المیلاء یکی از قدیمیترین غناخوانهای حجاز و باسوادترین زنانِ مدینه است. «أنصار»، لقبی است برای گروه بزرگی از مسلمانان که در زمان حیاتِ محمد بن عبدالله(ص) با او هم پیمان شدند و بعد از قتلِ خلیفۀ سوّم عثمان بن عفان، از حامیانِ خلافت علی بن أبی طالب(ع) گردیدند.
🍂 خیرالدّین زرکلی – تاریخ نگار سوری – نوشتهاست که المیلاء از حامیان و وفاداران به ایدههای انصار بود. نقل شده که او دامنِ خود را به دو پاهایش میپیچید و خود را شبیه مردان میکرد تا بتواند به راحتی شراب بنوشد. البته این را هم گفتهاند که المیلاء آن اندازه اهتمام به آیینهای اسلامی داشت که هیچگاه دینِ خود را به گناه آلوده نکرد.
🍂 المیلاء هم خود مجلس برپا میکرد و هم شاگردان زیادی را پرورش داد که یکی از آنان إبنسریج از بزرگترین خوانندگان عربِ صدر اسلام است. مورخان این زن را به زیباییِ صورت و اندام یاد کردهاند که صدایش بزرگترین سلاحِ او بوده است. دربارۀ المیلاء گفتهاند که صدای بسیار زیبا و رَسایی داشت به طوری که زیبایی صدایاش مردان را شوکه میکرد و به دلنشینی آلاتِ موسیقی را مینواخت.
🍂 عزت المیلاء با سکینه دختر حسین بن علی هم دوره بود. ابن جوزی در کتاب المنتظم نقل میکند که شاعران بسیاری اشعار خود را به سکینه میدادهاند تا او آنها را داوری و بررسی کند.
🍂 ابوالفرج اصفهانی در کتاب الآغانی تصریح کرده که سکینه یکی از شاعران و غزل سرایان مشهور زمان خود بوده به طوری که مردم دور سکینه جمع میشدند تا او برایشان آواز بخواند. روابط این دو مسالمت آمیز بود. در کتابهای تاریخ، مورخانی که خود چه بسا از فقیهان بودهاند، علیهِ آوازخوانی المیلاء یا سکینه سخنی نگفتهاند.
🍂 جالب است بدانید در آن دوران، آنگونه که شوقی ضیف نقل کرده، آنقدر آوازخوانان محفلشان گرم و بزمشان پُر هیاهو بوده که تمامی اقشار مردم – حتّی فقیهان – به این مجالس روی خوش نشان میدادهاند.
این را هم خوب است که بدانید!
🍂 عبدالله برادرزادۀ علی بن أبی طالب و همسر زینب (دختر علی) است. مورخان زیادی نوشتهاند که او از آوازخوانان حمایتهای گستردهای داشته است.
🍂 من تا به حال ندیدهام مورخان و فقیهان مسلمان (چه شیعه و چه سایر مذاهب) علیه او سخنی به ذمّ و قدح باز کنند. اندازهای که من به صورت کوتاه کتابها را بررسی کردهام، المیلاء شخصاً دخترانِ کنیزی که خوش صدا بودند را میخرید و آنان را در بزمها، به آوازخواندن دعوت میکرد.
🍂 مطابق گزارش عبدالله بن جعفر، المیلاء کنیزی را به چهار هزار درهم خرید و او را به بزم آورد. زمانی که کنیز به آوازخواندن مشغول شد، مردی از زیبایی صدای او شوکه و سپس بیهوش شد. البته گفته شده که کنیز را عبدالله بن جعفر خریده بود و به نزد المیلاء آورد تا بزمی را تدارک ببیند.
🍂 مورخانی نقل کردهاند که گاه میشد جمیله – از زنان آوازخوانانِ مسلمان و مشهور قرنِ نخست اسلام – با عبدالله بن جعفر بزمهای دو نفره داشتند و جمیله با احترام تمام به مقام و خاندان او، برای عبدالله آواز میخواند. همین نوع گزارش را معاصرانی دربارۀ المیلاء و عبدالله بن جعفر داشتهاند.
______________________________
استفاده شده از این کتابها:
نهايه الارب في فنون الادب؛ مسالك الابصار في ممالك الامصار؛ التذكرة الحمدونية؛ العقد المفصل؛ ربيع الأبرار و نصوص الأخبار؛ تزيين الاسواق في اخبار العشاق؛ قصه الادب في الحجاز؛ المرقصات والمطربات؛ الاغانی؛ المختار من كتاب اللهو والملاهي.
🗄 پست مرتبط
📺 تمجید عبدالباسط از بانو اُمّ کُلثوم بهمثابه «کوکب شرق و غرب»
📕«گیتار آسمان» یا سرنوشت زنانِ قاری قرآن در مصر
📕 «خوشآمدِ نفس» یا «شهوت»؟
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
Telegram
نقدآگین
#زنان
📺 تمجید عبدالباسط از بانو اُمّ کُلثوم بهمثابه «کوکب شرق و غرب»
📘«گیتار آسمان» یا سرنوشت زنانِ قاری قرآن در مصر
(۶/۶)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 تمجید عبدالباسط از بانو اُمّ کُلثوم بهمثابه «کوکب شرق و غرب»
📘«گیتار آسمان» یا سرنوشت زنانِ قاری قرآن در مصر
(۶/۶)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘پیرامون خوانندگی #زنان و فقه سنتی
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
#بازاندیشی #آخوندیسم #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
#بازاندیشی #آخوندیسم #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
📘پیرامون خوانندگی زنان و فقه
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در فقه اسلامی، فقیهان بارها بیدقتی کردهاند، نمونهاش درباره تعامل اجتماعی زنان با مردان است. در این دیدگاه، فقیه، میان «برانگیختگی» و «خوش آمد نفس» با «شهوت» تمایز قائل نمیشود. یعنی وقتی مردی به عنوان مثال، صدای زنی را میشنود و برانگیخته میگردد، فقیه این را به شهوت معنا میکند. درحالی که این چنین نیست، شهوت امری برای ایجاد تعامل جنسی است، ولی «خوش آمدی نفس» چیزی است که انسان از دیدن یا شنیدن صدای یک زن سر ذوق و شور میآید.
🍂 در منابع اسلامی، قرآن به عنوان اولین سند اسلام، در آیه پنجاه و دوم احزاب، (امکان) برانگیختگی پیامبر اسلام از دیدن زنان را مطرح میکند(لو أعجبک حسنهن). نیز در روایتی که علی بن سوید، از امام موسی کاظم نقل کرده است، امام نگاه بیشهوت اما برانگیختهی علی بن سوید را جایز میداند.
🍂 هر دوی این رَوایتها، نشان میدهد که زعمای اسلام، برانگیخته شدن را مذموم نمیدانستند. وانگهی، در مورد خوانندگی زنان، ما دلیل مستندی در دست نداریم که «صدای زن حرام باشد»، ولی آنچه که در روایتها از نهی نگاه به زن آمده، بر اساس نهی از «شهوت» است، نه «برانگیختگی».
🍂 در روایتی که عائشه، همسر پیامبر، نقل کرده که کنیزانش، اشعاری را در حضور پیامبر غناخوانی میکردند و ابوبکر اعتراض کرد و پیامبر رخصت به ادامهی آواز کنیزان داد؛ نیز این تفاوتی که فقیهان به آن توجه نکردند، به چشم میخورد. ابوبکر وقتی وارد میشود اعتراض میکند که این موسیقی شیطانیست (مزمارة الشیطان)، ولی پیامبر جواب داد «بگذار آزاد باشند». در ادبیات دینی، عمل «شیطان» با فریب، شهوت و گناه گره خوردهاست، از نگاه ابوبکر غناخوانی زنان عملی شیطانی (شهوتانگیز) بود که میتوانست موجب شهوت مردان شود، ولی پیامبر چنین نظری نداشت؛ اینطور هم نیست که از به شهوت رسیدن مردان دفاع کند! پس منظور پیامبر میتواند این باشد که میان «شهوت» و «خوشآمدی نفس» تفاوت وجود دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در فقه اسلامی، فقیهان بارها بیدقتی کردهاند، نمونهاش درباره تعامل اجتماعی زنان با مردان است. در این دیدگاه، فقیه، میان «برانگیختگی» و «خوش آمد نفس» با «شهوت» تمایز قائل نمیشود. یعنی وقتی مردی به عنوان مثال، صدای زنی را میشنود و برانگیخته میگردد، فقیه این را به شهوت معنا میکند. درحالی که این چنین نیست، شهوت امری برای ایجاد تعامل جنسی است، ولی «خوش آمدی نفس» چیزی است که انسان از دیدن یا شنیدن صدای یک زن سر ذوق و شور میآید.
🍂 در منابع اسلامی، قرآن به عنوان اولین سند اسلام، در آیه پنجاه و دوم احزاب، (امکان) برانگیختگی پیامبر اسلام از دیدن زنان را مطرح میکند(لو أعجبک حسنهن). نیز در روایتی که علی بن سوید، از امام موسی کاظم نقل کرده است، امام نگاه بیشهوت اما برانگیختهی علی بن سوید را جایز میداند.
🍂 هر دوی این رَوایتها، نشان میدهد که زعمای اسلام، برانگیخته شدن را مذموم نمیدانستند. وانگهی، در مورد خوانندگی زنان، ما دلیل مستندی در دست نداریم که «صدای زن حرام باشد»، ولی آنچه که در روایتها از نهی نگاه به زن آمده، بر اساس نهی از «شهوت» است، نه «برانگیختگی».
🍂 در روایتی که عائشه، همسر پیامبر، نقل کرده که کنیزانش، اشعاری را در حضور پیامبر غناخوانی میکردند و ابوبکر اعتراض کرد و پیامبر رخصت به ادامهی آواز کنیزان داد؛ نیز این تفاوتی که فقیهان به آن توجه نکردند، به چشم میخورد. ابوبکر وقتی وارد میشود اعتراض میکند که این موسیقی شیطانیست (مزمارة الشیطان)، ولی پیامبر جواب داد «بگذار آزاد باشند». در ادبیات دینی، عمل «شیطان» با فریب، شهوت و گناه گره خوردهاست، از نگاه ابوبکر غناخوانی زنان عملی شیطانی (شهوتانگیز) بود که میتوانست موجب شهوت مردان شود، ولی پیامبر چنین نظری نداشت؛ اینطور هم نیست که از به شهوت رسیدن مردان دفاع کند! پس منظور پیامبر میتواند این باشد که میان «شهوت» و «خوشآمدی نفس» تفاوت وجود دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
Instagram
محمد موسوی عقیقی
اگر دوستان مایل باشند، نگاه جدیدی را در نقد «محدودیت فعالیتهای اجتماعی زنان» داشته باشیم: در فقه اسلامی، فقیهان بارها بیدقتی کردهاند، نمونهاش درباره تعامل اجتماعی زنان با مردان است. در این دیدگاه، فقیه، میان «برانگیختگی» و «خوش آمد نفس» با «شهوت» تمایز…
نقدآگین
📅 هجدهم امرداد [دیروز] — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 این روز در تاریخ معاصر ایران با چند رخداد در زمینهی مطبوعات مصادف بوده است. 🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۹۴ ابراهیم پورداود نخستین شماره از روزنامهی رستاخیز را که مضمونی ملیگرایانه و تندرو داشت منتشر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 نوزدهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۸ مشروطهخواهان پیروزمند میرهاشم دوهچی از مستبدین بدنام را که قاتل چندین آزادیخواه بود در میدان توپخانه اعدام کردند.
🗓 این روز برای دولت عثمانی هم بداَختر بود؛ چون به سال ۱۲۹۲، دومین جنگ بالکان[1] با امضای عهدنامهی بخارست[2] توسط یونان، رومانی، مونتهنگرو، بلغارستان و صربستان خاتمه یافت و جدایی این کشورها از قلمرو امپراتوری عثمانی قطعیت یافت. هفت سال بعدش هم (در ۱۲۹۹) قوای متفقین که در جنگ جهانی اول پیروز شده بودند، ابتدا در معاهدهی پاریس و بعد در بندهای توافقنامهی سِور[3] که در این روز امضا شد، استقلال دولت ارمنستان را نیز گنجاندند. سلطان محمد ششم هم به ناچار عهدنامهی سِور را امضا کرد و به این ترتیب قلمرو عثمانی میان متفقین جنگ جهانی اول تقسیم شد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۸ مشروطهخواهان پیروزمند میرهاشم دوهچی از مستبدین بدنام را که قاتل چندین آزادیخواه بود در میدان توپخانه اعدام کردند.
🗓 این روز برای دولت عثمانی هم بداَختر بود؛ چون به سال ۱۲۹۲، دومین جنگ بالکان[1] با امضای عهدنامهی بخارست[2] توسط یونان، رومانی، مونتهنگرو، بلغارستان و صربستان خاتمه یافت و جدایی این کشورها از قلمرو امپراتوری عثمانی قطعیت یافت. هفت سال بعدش هم (در ۱۲۹۹) قوای متفقین که در جنگ جهانی اول پیروز شده بودند، ابتدا در معاهدهی پاریس و بعد در بندهای توافقنامهی سِور[3] که در این روز امضا شد، استقلال دولت ارمنستان را نیز گنجاندند. سلطان محمد ششم هم به ناچار عهدنامهی سِور را امضا کرد و به این ترتیب قلمرو عثمانی میان متفقین جنگ جهانی اول تقسیم شد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
نوزدهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار روز نوزدهم امرداد سال ۱۲۸۸ مشروطهخواهان پیروزمند میرهاشم دوهچی از مستبدین بدنام را که قاتل چندین آزادیخواه بود در میدان توپخانه اعدام کردند.