نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🍂 میدلتون کاردار انگلیس در تهران، دوران پس از واقعه سی تیر در ملاقاتی در اوایل شهریور، شاه را بسیار افسرده، مأیوس و دچار پیری زودرس یافت و معتقد به اینکه سلطنت در ایران آینده‌ای ندارد و خود وی صرفاً به «یک پادشاه عروسکی بدون ارتش و طرفدار» مبدل شده‌است.

🍂 میدلتون گزارش داد: «من هرچه در توان داشتم به کار بردم تا به شاه که مملو از سرزنش نسبت به سیاست ما در خلع پدرش در هزار و نهصد و چهل و یک و به ادعای او، پشتیبانی نکردن از تخت و تاج خود او از آن هنگام بود، اندکی شجاعت تلقین کنم". مرتب تکرار می‌کرد، "هیچ کس مرا دوست ندارد" و اجازه نمی داد به او دلداری داده شود. کاملاً روشن است که شاه سرش را در برابر هر طوفان سیاسی خم خواهد کرد، ولو اینکه این به معنای استعفایش باشد».

🍂 تلاش‌ها و دستاوردهای مصدق در تجدید حیات مشروطه‌خواهی در تاریخ سیاست پارلمانی ایران بی‌همتاست. او موقعیت شاه را به ایفای «نقشی عملا زاید» تقلیل داد، خانواده سلطنتی و اطرافیانش را از دخالت آشکار و مؤثر در امور تا حد زیادی باز داشت و دربار را از موضع محوری خود در بدنه سیاسی ایران محروم کرد.

🍂 مصدق دولتمردی بود که دلبستگی به اصول دموکراتیک و تعهد به عدم خشونت، او را از بسیاری دیگر ممتاز می‌کرد؛ هرچند عناصری در طرز تفکر سیاسی و رفتارش وجود داشت که می‌توانست به اقتدارگرایی تعبیر شود.

🍂 ویژگی‌های مصدق سفیر فرانسه در تهران را واداشت که او را ترکیبی از «گاندی» و «روسو» بنامد. افزون بر آن، اعتقاد پابرجای او به سیاست خارجی مبتنی بر «موازنه منفی»، او را در شمار پیشگامان جنبش عدم تعهد قرار می‌داد.

🍂 سرانجام، هرچند سقوط مصدق برای جنبش دموکراتیک و ملی ایران، یک عقب‌نشینی بود، ولی نشانه شکست آن نبود. در واقع او تبدیل به الهام بخش‌ترین اسطوره این جنبش گردید و هر گروهی طبق انتظارات و آرزوهای خود تصویر خاصی از او ترسیم می‌کرد.

🍂 او داوطلب درگیری در مبارزه‌ای شد که در جهانی که «رئال پلیتیک» و «ملاحظات غیراخلاقی» ناشی از «قدرت و پول» بر آن حکمفرما بود، بیشتر احتمال می‌رفت به شکست منتهی شود تا به پیروزی. به قول دکتر فاطمی، مصدق متعهد به مبارزه با «مغلوبیت روحی» بود.

🍂 انگیزه او در زمامداری در درجه اول «امیدواری و احساس رسالت» بود. مصدق همانند بسیاری از مردان عمل، به گفته آنتونیو گرمشی، «بدبینی خود را به‌سود خوش‌بینی اراده، طرد کرده بود».

✍🏻 کتاب بحران دموکراسی در ایران، #فخرالدین_عظیمی


#آینه_تاریخ #گزیده‌کتاب
➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘کودتای اصلی علیه واژگان
(۱/۳)
✍🏻
#آرمان_امیری

🍂 یک روز پیش از برگزاری انتخابات ۸۸، دادستان حکم بازداشت تعدادی از فعالین سرشناس سیاسی را صادر کرده بود؛ شب‌هنگام، به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی حمله شد؛ روز انتخابات، سیستم مخابراتی مختل و پیامک‌ها قطع شد؛ ساعات رای‌گیری انتخابات، برخلاف تمامی دوره‌های قبل و بعد، تمدید نشد؛ آرا با سرعت خیره‌کننده‌ای شمرده شد؛ بعدها شورای نگهبان که مسئول تایید صحت انتخابات بود، علی‌رغم تمامی ابهامات عجیب موجود، نتایج را تأیید کرد و از شب اعلام نتایج، خیابان به قرق نیروهای امنیتی درآمد.

❓آیا مقامات اختیارات چنین اعمالی را داشتند؟ البته که داشتند. در هیچ یک از این مراحل، هیچ «قانون»ی نقض نشد، اما به‌قول یک مثل معروف ایرانی «تجزیه‌اش خوب بود، مرده‌شور ترکیبش را ببرد!».
***
کودتا چیست؟
🍂 در یک تقسیم‌بندی کلان، ما اغلب با دو نوع کودتا مواجه هستیم:

- گونه‌ی نخست، کودتاهایی که «علیه وضعیت موجود» رقم می‌خورند و من آنها را «کودتاهای رادیکال» می‌خوانم؛ کودتای کمونیست‌ها در افغانستان و کودتاهای حزب بعث در عراق و سوریه، از این جنس بودند؛

- گونه‌ی دوم، کودتاهایی که برای «حفظ وضعیت موجود» هستند که من آنها را «کودتاهای محافظه‌کار» می‌خوانم.

🍂 در ژیم‌های سلطنتی، این کودتاها اغلب در حمایت از شخص شاه یا نهاد سلطنت انجام می‌شوند. طی سه دهه‌ی گذشته،ارتش تایلند ۱۲ بار به سود پادشاه کودتا کرده، در نظام‌های غیرسلطنتی اما، کودتاهای محافظه‌کار (اغلب و نه همیشه) علیه رؤسای جمهور رقم می‌خورند؛ مثل کودتای معروف شیلی و البته کودتاهای متوالی ارتش ترکیه در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی.

🍂 با این تجربیات تاریخی، می‌توانیم تعریف کودتا را کمی تدقیق کنیم. نخست اینکه آشکارا می‌بینیم که کودتا، لزوما اقدامی برای «سرنگونی یک شخص (حاکم)» نیست، بلکه اتفاقا در موارد بسیار زیادی، اقدامی برای «حفظ موقعیت بالاترین شخص حکومت» است.

🍂 «خود-کودتاها» (Self-coup) از قدیمی‌ترین و همچنان، رایج‌ترین انواع کودتا هستند؛ از طرف دیگر، کودتاها لزوما غیرقانونی نیستند؛ چالش ملال‌آوری که در سال‌های اخیر با ورود حقوقدان‌ها به بحث کودتای ۲۸ مرداد آغاز شده، صرفا ناشی از نافهمی عمیق آنان در درک یک مفهوم کاملا «سیاسی» است که البته، به مدد فقر گسترده‌ی علمی در رسانه‌ها، همچنان تداوم یافته و بازتولید می‌شود.

🍂 برخلاف تصور صاحب‌نظران حقوقدان، هیچ عقل سلیمی توقع ندارد که یک روز، نظامیان ارشد در رسانه حاضر شوند و بگویند، مردم عزیز! ما چون خیلی گردن‌کلفت تشریف داریم، از امروز قصد کردیم که قوانین را زیر پا بگذاریم!

🍂 کودتاها، همواره بهانه‌ها و یا دست‌کم توجیهات قانونی دارند. ارتش شیلی مدعی بود که سالوادور آلنده، قانون اساسی را زیر پا گذاشته‌است. ارتش تایلند هم مدعی‌ست که برخی نخست‌وزیران، نهاد پادشاهی که از ارکان اصلی کشور است را تهدید کرده‌اند.

🍂 در واقع، کودتاها، عامدانه روی نقاط مبهم یا مواردی متناقض از قانون سوار می‌شوند تا دست‌کم، ظاهر امر را در توجیه خود رعایت کنند.

🍂 در تعریفی خلاصه اما راهگشا، کودتا «اقدامی لزوما نظامی است علیه روح دموکراسی» و نشانه‌ی کودتا آن است که پس از آن، آزادی بیان از میان می‌رود، رسانه‌ها و جراید قلع و قمع می‌شوند، احزاب تعطیل، مباحث سیاسی ممنوع، دادگاه‌های سیاسی دایر، زندان‌ها پر، مخالفان سرکوب، جامعه‌ی مدنی حذف و رخوت و رکود در سراسر کشور حکم فرما می‌شود؛ حتی اگر مشتی حقوقدان موفق شوند برای تمامی این اقدامات، توجیهات حقوقی پیدا کنند، به‌سادگی بایدگفت: تجزیه‌اش خوب است، مرده‌شور ترکیبش را ببرد!

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾@Naqdagin | پیج آرمان امیری
📘کودتای اصلی علیه واژگان
(۲/۳)
✍🏻
#آرمان_امیری

🍂 مساله‌ی کودتا، برکناری یک «شخص یا مقام» نبوده که داشتن یا نداشتن «حقّ عزل نخست‌وزیر»، تکلیف آن را مشخص کند. مساله، «روح دموکراسی و مشروطیت» است: وقتی شما تا سال ۳۲ یک مشروطیت ولو نیم‌بند دارید و پس از آن، با هیچ شعبده‌ای هم دیگر نمی‌توانید رد پایی از مشروطیت یا آزادی بیان و یا مجادلات حزبی و سیاسی پیدا کنید، یعنی در این سال نقطه‌ی عطفی رقم خورده که نامش به زبان سیاسی می‌شود «کودتا».

تجاوز به مفاهیم و ویرانی نهاد زبان
🍂 رایج و آشناست که ما نسبت به نبود نهادهای ریشه‌دار در کشور خود، نگران باشیم. برخی هم باور دارند که در فقدان «نهادهای حافظ لیبرال دموکراسی»، حرکت ناگهانی به سمت دموکراسی‌خواهی در معرض آسیب ویرانگر «پوپولیسم» قرار دارد، اما یک مساله‌ای که در این بین مغفول باقی می‌ماند، این است که این «نهاد»ها دقیقا چه هستند؟

🍂 اگر منظور، چند ساختمان و چند سازمان اداری باشند که ما دچار بحران تورم سازمان و بوروکراسی هستیم؛ پس وقتی از «نهاد» سخن می‌گوییم، منظور بستری‌ست که بتواند تداوم و استمرار را تضمین کند و با این تعریف، تازه می‌فهمیم که «زبان»، یکی از اصلی‌ترین نهادهای یک جامعه است.

🍂 بحران معنا در زبان، همان بلایی‌ست که می‌دانیم رژیم حاکم، سالهاست بر سر معانی واژگان آورده‌است. اعتراض را اغتشاش، جنبش را فتنه، مزدوری را خودجوشی، سرکوب را قانون، خفقان را نظم، آزادی را هرج‌و‌مرج و هنر را ابتذال جا انداخته‌اند و بلایی بر سر زبان آورده‌اند که ما حتی نمی‌توانیم با هم جدل کنیم، چه رسد به گفتگو!

🍂 حال، اما به عینه شاهد هستیم که بار دیگر، یک رژیم تمامیت‌خواه منفی‌ترین خصلت‌های خودش را در بخشی از اپوزوسیونش بازتولید کرده و سبب شده تا مدعیان مخالفت با حکومت هم درست از همان ابزارها و روشها برای تجاوز به ساحت واژگان استفاده کنند.

🍂 یک عقل سلیم لازم نمی‌بیند که برای مخالفت با «انقلاب کمونیستی»، نام واقعه‌ای که در اکتبر ۱۹۱۷ رخ داد را به «فتنه یا آشوب» تغییر دهد، اما اینجا حتی برای اعلام مخالفت با انقلاب ۵۷ هم کار باید از حذف عنوان انقلاب آغاز شود، چه برسد به دفاع از کودتا!

🍂 بخشی از دلایل این رویکرد را من می‌توانم با همان ترم آشنای «دین‌خویی» توضیح بدهم که در مواجهه با دستگاه زبان، به این شکل بروز پیدا می‌کند. انسان استبدادزده‌ی دین‌خو، نه تنها به اشخاص و مکاتب و مذاهب و روایتها، تقدس می‌بخشد، بلکه به‌همان اندازه، زبان و واژگان را هم صرفا با عینک دوگانه‌ی «مقدس یا گجسته» می‌بیند؛ مثل شعار معروف و رایج اعتراضات ۸۸ که می‌گفت «بسیجی واقعی، همت بود و باکری» که یک عقل سلیم با دو چشم غیرمسلح هم می‌توانست ببیند که از خیلی سال قبل، بسیجی موجودی بود در خدمت دستگاه حاکم و آن هم به قصد سرکوب، اما تداوم گفتمان دهه‌ی شصت در میان بدنه‌ی اصلاح‌طلبان برای مفهوم بسیجی، قداستی در نظر گرفته بود که نمی‌توانست به این سادگی، از آن چشم بپوشد؛ در نتیجه، ناچار به تولید دوگانه‌ی شگفت‌انگیز «بسیجی واقعی» و «بسیجی دروغین» شد!

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾@Naqdagin | پیج آرمان امیری
📘کودتای اصلی علیه واژگان
(۳/۳)
✍🏻
#آرمان_امیری

فرصت تبدیل جدال تاریخی به تجربه‌ی تاریخی
🍂 اسدالله علم در دفتر خاطرات خودش، به تاریخ یکشنبه ۲۸ مرداد ۵۲ نوشته بود:
«صبح بر مزار شهدای ۲۸ مرداد و سپهبد زاهدی گل گذاشتم. فاتحه‌ای هم در آرامگاه شاهنشاه فقید خواندم، اما عجب این بود که بر سر مقبره زاهدی، بانی کودتای ۲۸ مرداد و ساقط کنندهٔ مصدق، مگس هم پر نمی‌زد! یاللعجب از این مردم ابن الوقت».

🍂 مرحوم اینقدر فرنگی‌مآب بود که دست‌کم در یادداشت‌های تنهایی‌اش، برای دفاع از «کودتایی که مفید می‌دانست»، به سنّت فقاهتی «مغلطه و بازی با کلمات» متوسل نشود.

🍂 در نسخه‌ای جهانی، اندیشمندی چون «فردریش هایک» هم سال‌ها در دفاع و حتی توجیه ضرورت کودتای شیلی مطلب نوشت، بدون آنکه نیازی به «انکار حقیقت کودتا» داشته باشد. مریدان او در ایران اما، هرچند به تأسی از استاد خود در مورد شیلی از نفس کودتا دفاع می‌کنند، ولی نوبت به الگوی اصلی آن کودتا در داخل کشور که می‌رسد، به سنت بومی «حاشا» متوسل می‌شوند. اینگونه می‌شود که «استاد مدعی اقتصاد»، برای تحلیل یک واقعه‌ی تماما سیاسی، به «متخصص حقوق» بدل می‌شود!

🍂 به‌هرحال، من ابدا به دوستان حامی سلطنت پهلوی، توصیه نمی‌کنم که بخواهند بازی مخدوش کردن کودتا با استناد به مفاد حقوقی قانون را ادامه دهند. البته نه به این دلیل که این کار به «نشستن بر سر شاخ و بریدن بن» شباهت دارد؛ از آنرو که اگر بنای سیاست بر استدلال‌های حقوقی باشد، کل بنیان‌های سلطنت پهلوی از روز اول زیر سوال می‌رود: از داخل مجلس شورای ملی، ماده واحده‌ی انحلال سلطنت قاجار را تصویب کردید؟!

🍂 دلیل اصلی این توصیه اما، به‌مانند بهانه‌ی اصلی این یادداشت، تلاشی‌ست عاجزانه، برای جلوگیری از این روند جنون‌آمیز «هدم معانی»، «ویرانی نهاد زبان» و یا «کودتا علیه واژگان»! این خیانت، فقط تیشه‌ای نیست که به ریشه‌ی زبان می‌زنیم؛ بلکه نابودی فرصتی‌ست که برای تبدیل یک هزینه‌ی گزاف تاریخی به یک «تجربه‌ی ارزشمند» فراهم شده‌است.

🍂 تجربه‌ی کودتا، درس‌های فراوانی برای ما دارد. بسیاری از ملیّون می‌توانند قضاوت کنند که وقتی از بغض آن کودتا، کارشان به غرب‌ستیزی و سپس همراهی با چپ‌گرایان و اسلام‌گرایان رسید، چه بلایی بر سر خودشان و مملکت آوردند؟ کما اینکه مدافعان کودتا نیز باید بدانند که از پس اعدام شیخ‌فضل‌الله و آن همه خدمتی که رضاشاه در آخوندزدایی از عرصه‌ی سیاسی کشور کرد، اول‌بار آن‌ها بودند که برای جلب همراهی در کودتا، به اسلام‌گرایان باج‌هایی دادند که بلای جان خودشان و مملکت شد.

🍂 در نهایت، باورمندان به تئوری «توسعه‌ی منهای دموکراسی» هم باید پاسخ دهند که چرا یک دهه توسعه‌ی غیرقابل انکار تا نیمه‌ی دهه‌ی پنجاه، در نهایت به جای تثبیت رژیم، به تغییر ماهیت آن به یک استبداد تمامیت‌خواه با رویای جنون‌آمیز «حکومت تک‌حزبی» و در نتیجه انهدام کشور و دولت ختم شد؟

➖➖➖

🌾@Naqdagin‌| پیج آرمان امیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضا.پ: «یکی از برنامه‌های سفرم به اسرائیل و ایتالیا بازدید از اماکن مذهبی با هدف رساندن این پیام بود که ایران از چند هزار سال قبل، مهد آزادی ادیان و آیین‌های مختلف بوده است و پیروان ادیان و باورها تا پیش از روی کار آمدن رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، آزادانه و با تساهل و مدارا در کنار هم زندگی می‌کردند».

🔺پس از پیروزی کودتا، شاه خود را مدیون آخوندهایی چون کاشانی و بهبهانی می‌دید و به این دلیل دستشان را در آزار و اذیت بهائیان باز گذاشت. فلسفی معتقد بود به دلیل اینکه گنبد ساختمان حظیرة القدس، شبیه مساجد مسلمانان است باید تخریب شود.

🔺شاه برای قدردانی از کاشانی، سپهبد باتمانقلیچ را نزدش فرستاد تا از تقاضاهایش باخبر شود. کاشانی خواستار تخریب مرکز بهائیان در تهران شد. بروجردی نیز که در جریان کودتا طرف شاه را گرفته بود، تقاضای سرکوب بهائیان را از شاه نمود و شاه اجازه پخش سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه فلسفی یکی از پیروان بروجردی را داد که این باعث تحریک و تهییج مردم علیه بهائیان شد. همان زمان، با دستور ویژه‌ی شاه، ارتش، حظیرةالقدس تهران را تصرف کرده و بعد از چند روز گنبد این بنا توسط روحانیون و ارتش خراب شد.


#آینه_تاریخ
📘بهائی‌آزاری؛ پیش از کودتا تا پس از آن

✍🏻
دکتر #مینا_یزدانی (مدرس تاریخ در دانشگاه کنتاکی شرقی)

✂️برشی از متن (۱/۲)

🍂 آیت‌الله کاشانی، که مدتی با دکتر مصدق همراهی می‌کرد، دیدگاهی منفی به بهائیان داشت و آنان را بخشی از ملت ایران نمی‌دانست. از این نظر ، او با دکتر مصدق در تضاد بود. خاطره‌ای از دکتر مصدق این تضاد را آشکار می‌کند.

شمول‌گرایی دکتر مصدق و "حیرت" علما
🍂 حجت‌الاسلام فلسفی در خاطرات خود به رفتاری از دکتر مصدق اشاره می‌کند که آن را "عجیب" یافته بود. زمانی وی "به امر حضرت آیت الله العظمی بروجردی" به دیدار دکتر مصدق رفت و پیام آیت‌الله را به وی رساند که چون بهائیان در شهرستان‌ها فعال هستند،"ایشان لازم دانستند که شما در این باره اقدامی بفرمائید".

🍂 دکتر مصدق در پاسخ "قاه‌قاهی کرد و با صدای بلند خندید و گفت آقای فلسفی! از نظر من، مسلمان و بهائی فرق ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند". این پاسخ برای فلسفی "بسیار شگفت‌آور بود". و چون پاسخ را برای آیت‌الله نقل نمود، ایشان نیز دچار"بهت و حیرت" شد (فلسفی ۱۳۸-۱۳۹).

🍂 نخست‌وزیر مسلمان و ملی‌گرای ایران، در سفر خود به آمریکا در مهر ماه سال ۱۳۳۰، برای دفاع از حقوق ملت ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، درخواست نمایندگان محفل ملی بهائیان آمریکا برای دیدار با خود را پذیرفت.

🍂 در این دیدار که در فضایی دوستانه انجام شد، نمایندگان بهائیان آمریکایی، از نخست‌وزیر ایران خواستند، بشکل قانونی به ستم‌هایی که به‌ویژه، پس از شهریور سال ۱۳۲۰ بر هم‌دینان آنها در ایران رفته بود، رسیدگی کند.

🍂 دکتر مصدق گفت برای این که بتواند به‌طور قانونی به این درخواست رسیدگی کند، باید در نامه‌ای رسمی خطاب به وی، شرحی از آن آزارها بنویسند. این نامه نوشته شد و چند روز بعد، از طریق سفارت ایران برای نخست‌وزیر فرستاده شد (چوبینه ۲۱-۳۱).

🍂 مدتی بعد، در ماه‌های پس از واقعۀ ۳۰ تیر ۱۳۳۱ که آیت الله کاشانی "بر این باور بود که او دکتر مصدق را به قدرت بازگردانیده"، از او خواست سیاست‌هایی همچون «اجباری کردن حجاب برای زنان، هنگام ورود به ادارات دولتی»، و «افزایش فشار بر بهائیان» را اجرا کند، اما دکتر مصدق نپذیرفت (میلانی ۱۲۰).

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۶۹۱ واژه

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بهائی‌آزاری؛ پیش از کودتا تا پس از آن

✍🏻
دکتر #مینا_یزدانی (مدرس تاریخ در دانشگاه کنتاکی شرقی)

✂️برشی از متن (۲/۲)

🍂 در هفتۀ کودتا، سازمان سیا آن قدر از طریق روحانیون پول پخش کرد که اصطلاح "دلارهای بهبهانی" رایج شد (آبراهامیان ۲۰۲). همکاری آیت‌الله کاشانی با کودتاگران، چنان چشمگیر بود که به گزارش یک دیپلمات عراقی، شاه یک روز بعد از بازگشت پیروزمندانه‌اش به ایران، در اقدامی بی‌سابقه، برای دیدار با آیت‌الله کاشانی، به خانۀ او رفت و از وی به‌خاطر همکاری در بازگشت نظام پادشاهی سپاسگزاری کرد (آبراهامیان ۲۰۹).

🍂 قدردانی شاه از کاشانی، بهبهانی و دیگر علما، شکل دیگری نیز پیدا کرد: باز گذاشتن دست آنها برای سرکوب هر چه بیشتر بهائیان.

پاداش حمایت از کودتا
🍂 چنانکه در خاطرات مصور رحمانی (از نظامیان آن روزگار) آمده، پس از کودتا، شاه "میل داشت به‌نحوی از آیت‌الله دلجویی کند. علیهذا به سرلشگر باتمانقلیچ دستور داد تا به ملاقات آیت‌الله برود و اگر تقاضائی در محور نظرات دولت داشت، به انجام برساند تا موجبات رضایت خاطر او فراهم شود".

🍂 در جلسۀ ملاقات که رحمانی شرح آن را از زبان "سرتیپ خلبان مصطفوی که خویشِ آیت الله بود و در آنجا حضور داشت" شنیده‌است، آیت‌الله کاشانی ابتدا "با طبیعی‌ترین لحن" گفت: "بیت‌المقدس را برای مسلمین دنیا خلاص کنید!"، چون سکوت حیرت‌آمیز باتمانقلیچ را دید، "تخفیف داد" و گفت: "یا بروید عتبات عالیات را برای شیعیان آزاد کنید!"، بعد "آیت‌الله تبسم مرموزی کرد و گفت چطور است بروید و به دست خودتان، «محل تجمع فرقه ضاله بهائی» در تهران را منهدم کنید؟" (رحمانی ۳۶۳-۳۶۴).

🍂 زمینه «تأمین رضایت خاطر آیت‌الله» با اجازۀ شاه به حجت‌الاسلام فلسفی، برای ایراد سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه در ماه رمضان، مطابق با اردیبهشت سال ۱۳۳۴ شمسی فراهم شد.

🍂 شرح تقاضای حجت‌الاسلام فلسفی از شاه که به «اشغال حظیرة القدس تهران، تخریب گنبد آن و آزار بهائیان درنقاط مختلف ایران» درسال ۱۳۳۴ منجر شد، داستان آشنایی‌ست که بارها نقل شده‌است.

🍂 فلسفی "وظیفه مذهبی" خود را این می‌دانست که در "منابر خود"، علیه بهائیان "مبارزۀ تبلیغی" کند. او پس از کودتا و عزل دکتر مصدق که "اصولاً بهائیت را خطر نمی‌دانست و بهائیان را جزء ملت ایران و صاحب حقّ برابر با مسلمانها می‌شمرد"، فرصت را غنیمت شمرد و با اشاره و راهنمائی آیت‌الله بروجردی، از شاه اجازه گرفت تا در سخنرانی‌هایش در ماه رمضان (اردیبهشت ۱۳۳۴) که از رادیو پخش می‌شد، به بهائیان بپردازد.

🍂 سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه فلسفی، به گفتۀ خود او "موج عجیبی در مملکت ایجاد" کرد (فلسفی ۱۹۰-۱۹۱)، و "خورده‌خورده گزارش‌های مأمورین انتظامی از تمام کشور به دولت رسید،" و "با پیام‌های روحانیون و مرجع تقلید، اعلی‌حضرت همایونی هم دستوراتی دادند؛ و اول کاری که شد «دستور اشغال حظیرة القدس» صادر گردید" (نقل در توکلی ۱۰۸).

🍂 در همین زمان حجت‌الاسلام فلسفی به گفته خود، "به آمریکایی‌ها پیغام" داد که "مسلمان با توده‌ای‌ها مبارزه کرده‌اند و حالا توده‌ای‌ها وارد بهائیان شده‌اند(!) و شما اگر بخواهید از بهائیان حمایت نمائید، مثل این است که توده‌ای‌ها را که دشمن امریکا هستند، تقویت کرده‌اید" (نقل در توکلی ۱۰۹).

🍂 همزمان با تخریب گنبد حظیرة القدس، توسط «بلندپایگان ارتش و فلسفی»، بهائیان در بعضی از نقاط ایران مورد هجوم، قتل و غارت قرار گرفتند، با زور و تهدید مجبور به اعلام برائت از عقیدۀ خود شدند، و از کار اخراج شدند (نیکوصفت ۴۴۴-۴۷۲).

🍂 خواسته‌های آیت‌الله‌ها برای سرکوب بهائیان، «فزونی» یافت و به‌حدی رسید که دولت، با توجه به «انعکاس جهانی این رویدادها» و «شکایت محافل بین‌المللی بهائی به شاه»، دیگر قادر به ادامۀ پذیرش آنها نبود و در نتیجه روحانیون «ناراضی» شدند.

🍂 چنانکه محمد توکلی طرقی (مورخ معاصر) می‌گوید، وقایع سال ۱۳۳۴ "هم اوج، و هم آغازۀ گسست همکاری‌های دربار و روحانیت" بود که در ادامۀ خود، «جنبش بهائی‌ستیزی» را به «بخش جدایی‌ناپذیر نهضت اسلام‌گرایی» تبدیل کرد. درنتیجه، "در 'جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران'، آزادی مدنی بهائیان، اسارت 'ملت مسلمان' پنداشته شد و در نتیجه، جامعۀ مدنی ایران در نیمۀ دوم قرن بیستم، دچار تناقضی شد که همچنان ادامه دارد".

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۶۹۱ واژه

#آینه_تاریخ #آخوندیسم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برخی از «روحانیون پاکدل خارج از مدار ولایت فقیه» از نظر آیت‌الله فرح پهلوی (+ +)

🍂 زمینۀ «تأمین رضایت خاطر آیت‌الله» با اجازۀ شاه به حجت‌الاسلام فلسفی، برای ایراد سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه در ماه رمضان، مطابق با اردیبهشت سال ۱۳۳۴ فراهم شد.

🍂 سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه فلسفی، به گفتۀ خود او "موج عجیبی در مملکت ایجاد" کرد، و "خورده‌خورده گزارش‌های مأمورین انتظامی از تمام کشور به دولت رسید" و "با پیام‌های روحانیون و مرجع تقلید، «اعلی‌حضرت همایونی هم دستوراتی دادند» و اول کاری که شد «دستور اشغال حظیرة القدس» صادر گردید".

🍂 همزمان با تخریب گنبد حظیرة القدس، توسط «بلندپایگان ارتش و فلسفی»، بهائیان در بعضی از نقاط ایران مورد هجوم، قتل و غارت قرار گرفتند، با زور و تهدید مجبور به اعلام برائت از عقیدۀ خود شدند، و از کار اخراج شدند.

🍂 خواسته‌های آیت‌الله‌ها برای سرکوب بهائیان، «فزونی» یافت و به‌حدی رسید که دولت، با توجه به «انعکاس جهانی این رویدادها» و «شکایت محافل بین‌المللی بهائی به شاه»، دیگر قادر به ادامۀ پذیرش آنها نبود.

برشی از «بهائی‌آزاری؛ پیش‌ از کودتا تا پس از آن»

#آینه_تاریخ #آخوندیسم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 بیست و نهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓#در_چنین_روزی به سال ۱۳۲۱ وینستون چرچیل[1] به همراه ژنرال ویول[2] فرمانده کل هندوستان وارد تهران شد و قوام‌السلطنه صدراعظم ایران دیدار کرد و بعد از ۲۴ ساعت به سوی مسکو پرواز کرد تا با استالین دیدار کند. این دیدار در اواخر جنگ جهانی دوم رخ می‌داد و در سومین سالگرد سخنرانی مشهور چرچیل انجام می‌شد. چرچیل در ۱۳۱۸ بعد از دفاع جانانه، اما پرتلفات خلبانان انگلیسی از حریم هوایی انگلستان، این جمله‌ی مشهور را گفت که «هرگز تا به حال، شماری چنین بزرگ از افراد اینقدر زیاد به شماری چنین کم مدیون نبوده‌اند...».

🗓 تقریباً در همان ساعاتی که او این سخنرانی را ایراد می‌کرد، کمونیستی به نام رامون مرکادر[3] که مأمور سرویس امنیت شوروی هم بود، در مکزیکوسیتی با تبر به لئون تروتسکی[4] حمله کرد و او را به قتل رساند. او بیست سال به این خاطر زندانی شد و به‌طور غیابی از استالین مدال افتخار درجه اول لنین را دریافت کرد. بعد از آزادی‌اش هم در ۱۳۴۰ به شوروی رفت و قهرمان ملی شوروی لقب گرفت!

به این ترتیب، نمایان است که بیست و نهم امرداد با رخدادهای سیاسی متنوعی قرین بوده‌است.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📘«اسطورهٔ مصدق» کجا و کی و توسط چه کسانی ساخته‌شد؟ (۱/۳)
— آیا هر اسطوره‌ای، شکستنی‌ست و ساختگی؟
-نقدی بر مدعیات نوسلطنت‌طلبان: مرتضی مردیها و تدینی-

✍🏻 #آرمان_امیری


#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ
➖➖➖


🌾 @Naqdagin| پیج آرمان امیری