نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗ایراد شرور و مرگ الله
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 در قرن ۱۸ میلادی، لیسبون در پرتغال، بعد از لندن و پاریس، زیباترین شهر اروپا بود و نیز کمتر شهری چون آن، کلیسا و کشیش و آیین‌هایِ مذهبی داشت.

🍂 روز شنبه، اول نوامبر سال ۱۷۵۵ میلادی مصادف شده بود با روزِ تعطیلِ «عید مقدسان» و از این رو کثیری از مردمِ مسیحی و مؤمنِ لیسبون در کلیساها برایِ جشنی مذهبی به نامِ «توسن» جمع شده بودند و مشغولِ «عبادت و نیایش و ذکر خدا و آیین‌های مذهبی» بودند که ناگهان مشهورترین زلزلهٔ تاریخ اتفاق افتاد.

🍂 در ساعت ۹:۴۰ دقیقهٔ صبح به وقتِ محلی، زمین در مقیاسِ ۸/۵ تا ۹ ریشتر، غرید و لرزید و شکافت و بعد، دریا نیز خروشید و اَبَر-موجی عظیم به سمتِ شهر روان شد و نهایتاً ده‌ها هزار نفر (اعم از پیر و جوان و زن و مرد و کودکان معصوم و مسیحیان معتقد)، درست در اماکن مقدس و درست در روزی مقدس به کامِ مرگ کشیده شدند.

🍂 ماجرا چیست؟ مگر ممکن است؟ چرا در لیسبون؟ چرا در روزی مقدس؟ چرا کلیساها ویران شد؟ چرا خدا کمکی نکرد؟ چرا به کشیش‌ها و نیز به کودکان رحمی نکرد؟ مگر او قدرت مطلق ندارد؟ مگر او نمی‌دانست؟ مگر او عشق و محبت و عدالت مطلق ندارد؟

🍂 شاید هستی حوصله‌اش از جهل مقدس و از سلطهٔ کلیسا و از تزویر و ظلمِ کشیش‌ها و از خرافات مذهبی و از رخوت و نخوت و حماقتِ مردمِ اروپا سر رفته بود و لذا بر آن شد تا چنان جهانِ بیرونی و جسم‌ها را بلرزاند که جهانِ درونیِ خفتگانِ در غارِ تاریکِ کهف و افکارشان نیز بلرزد و البته لرزید؛ شدید هم لرزید؛ تا جایی که ولتر نقل به مضمون گفت: «هر کس پس از زلزلهٔ لیسبون به خدای عادل و مهربان در ادیان باور داشته باشد، احمق است».

🍂 مگر می‌شود که عقل و عاطفه و نیز وجدانی بیدار و سالم داشته باشیم و این حجم شر و رنج را ببینیم و بعد، به چنین خدایی باور و ایمان داشته باشیم؟ به خدایی که با وجودِ آگاهی و توانایی و عدالتِ مطلق، نشسته است و می‌داند و می‌بیند و می‌تواند، اما چونان سنگی سخت و سیاه کاری نمی‌کند؟ پس کجاست معجزات و فرشته‌هایش؟

🍂 باری، زمین لرزید و ده‌ها کلیسا را لرزاند و ویران کرد، اما بنیانِ خرافات و اباطیلِ اروپایِ مسیحی نیز لرزید و بشر غربی، رفته رفته از ولایتِ شاه و شیخ اعلام استقلال کرد و برایِ ساختنِ دنیا و زندگی، دستش را بیش از پیش بر زانویِ خویش نهاد و مدعیاتِ گزافِ ادیان و «تفرعن و توهم و تمامیت‌خواهی و انحصارطلبی و همه‌چیز دانی‌شان» را نقد کرد و چنگ و دندانِ نهادِ دین را با نقد و مبارزه کشید و اهلی‌اش ساخت تا با متانت و تواضع در کنار نهاد علم و با احترام به «عدالت و حقوق بشر و آزادی‌» زندگی کند.

🍂 دین و توهم و خرافات، «عقل و اخلاق و عواطف» در آدمی را باهم منحط و فاسد می‌کند. انسان دین‌خو، کودکان پروانه‌ای یا سرطانی را می‌بیند، اما چونان بردگان، سجده می‌کند و به خاک می‌افتد و از «عادل و مهربان» نامیدن الله خجالت نمی‌کشد. منتها در جان انسان مدرن و فرهیخته، صرفنظر از دلایلِ متعدد دیگر، همین ایراد شرور به تنهایی کافی‌ست تا الله، یعنی «خدای متشخص و انسانوار و خالق و نیز عالم و قادر و عادل مطلق»، بمیرد و در قبرستان خدایان دفن شود.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ایراد شرور و مرگ الله
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 هیوم به حق، ایراد شرور نسبت به خدای ادیان را «قاطع و محکم و استوار» می‌نامید. انسان دین‌خو برای رهایی از رنجِ «مرگ و تنهایی و معنایابی و تفکر و کوچکی و آزادی و مسئولیت و فردیت»، به توهم پناه می‌برد و مآلاً در مقابل ایراد شرور به مغالطاتی سست متوسل می‌شود تا از بت ذهنی‌اش مراقبت کند. «عدمی» نامیدن شر و رنج یا ضروری بودن شر و رنج برای وجود خیر و لذت، یکی از بافته‌هایِ تئوریکِ انسان دین‌خو برای کتمان این واقعیت است که الله وجود ندارد.

🍂 شر و رنج برای انسان و کثیری از حیوانات، وجود عینی دارد و تجربه می‌شود. تاریکی وجود دارد و توسل به علت قریبش که فقدان نور باشد، وجود تاریکی را منتفی نمی‌کند. ضمن اینکه به هر شکل، نقش الله به عنوان علت بعید در خلق تاریکی محفوظ است؛ زیرا نور به قدر کافی ایجاد نکرده‌است. همچنین به راحتی متصور است که الله به واسطهٔ دارا بودنِ علم و قدرت مطلق، ساختار و قوانین طبیعت را به گونه‌ای طراحی می‌کرد که خیر و لذت، بدون نیاز به وجود شر و رنج، تولید و تجربه شوند و معنا بیابند. الله می‌توانست دستگاه عصبی انسان‌ها را به گونه‌ای خلق کند که بدون رنج، گرسنگی و تشنگی به مغز اعلام شود. الله می‌توانست ساختار طبیعت را به گونه‌ای طراحی کند که بیماری وجود نداشته باشد تا شاهد رنج کودکان پروانه‌ای و سرطانی نباشیم و یا سال‌ها در بستر بیماری و احتضار عذاب نبینیم. الله می‌توانست وجود خودش و نیز وجود روح و بهشت را به ما ثابت کند تا از مرگ عزیزان‌مان رنج نکشیم و نیز رنج‌های اگزیستانسیل چون «تنهایی و معنایابی» در وجودمان تسکین یابند. الله می‌توانست طول عمری مشخص و برابر برای تمام انسان‌ها تعیین کند و سپس، زمان مرگ ما را اعلام نماید تا از عدم قطعیت و از پیش‌بینی‌ناپذیریِ فردای خویش رنج نبریم. الله اگر سر سوزنی عدالت و مهربانی داشت، تدبیری برای ساختار حیات می‌اندیشید تا کثیری از حیوانات با دریدن یکدیگر تغذیه نکنند و یا گیاه‌خوار باشند و یا از نور خورشید انرژی لازم برای بقا را تأمین کنند.

🍂 مغالطهٔ دیگر دین‌خویان در مقابل ایراد شرور از حیث شرور اخلاقی، توسل به اختیار و ارادهٔ آزاد است؛ در صورتی که اختیار و ارادهٔ آزاد، توهمی بیش نیست. اصل علیت، کلیت و ضرورت دارد، و هر پدیده‌ای معلول علت یا عللی‌ست و لذا محتوا و جهت ارادهٔ انسان نیز معلولِ اصنافِ علل زیستی و محیطی است. منتها بر فرض وجود اختیار و ارادهٔ آزاد، باز الله می‌توانست تدبیری بیاندیشد که انسان‌ها، هم مختار باشند و هم مرتکب رذایل اخلاقی نشوند و یا حداقل، مرتکب رذایلِ اخلاقیِ درجهٔ اول، مثل تجاوز به کودکان یا نسل‌کشی و قتل و غارت نشوند. صرفنظر از اصل علیت، از منظر درون‌دینی نیز الله با علم ازلی و با علم حاکم و سابق بر خلقت، انسان‌ها را به وجود می‌آورد و انسان‌ها نمی‌توانند طراحی و علم الله و تقدیر مقرر بر سرشت و سرنوشت‌شان را نقض کنند و لذا اختیار و ارادهٔ آزاد ندارند، لکن انسان دین‌خو به خاطر گسست از واقعیت و تفکر، با توسل به یکسری خزعبلات، نه تنها به وجود الله شک نمی‌کند، بلکه حتی ادعا می‌کند که شرور و رنج‌های موجود در جهان (از جمله بیماری کودکان یا دریده شدن حیوانات توسط یکدیگر برای تغذیه و بقاء)، ناشی از عدالت و لطف و مهربانی الله است. البته محمد بن عبدالله نیز به جهت «توهم و تفرعن و اختلال مغزی-روانی»، با وجودِ «برده‌داری و کودک‌همسری و قتل مرتد و قتل ساب‌النبی و تبعیض علیه زنان و نیز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر»، خودش را «رحمة‌للعالمین و کامل‌کنندهٔ مکارم اخلاق و اسوهٔ همهٔ انسان‌ها در تمام زبان‌ها و زمان‌ها و مکان‌ها» می‌نامید و خلقت کائنات را نیز برای وجود خودش می‌دید (حدیث کساء).

🍂 الله انسان‌ها را با هزار و یک ضعف و نقص در رنج خلق می‌کند و اصناف شرورِ «طبیعی و اخلاقی و عاطفی و اگزیستانسیل» را برایشان ایجاد می‌نماید و در گام بعد، یک شیطان رجیم نیز به جان آدمیان می‌اندازد و در نهایت، به رنج دنیوی اکتفا نمی‌نماید و «جهنم آشوئیتسی و شکنجه‌های سادیستیک» برای آخرت تدارک می‌بیند. الله با چنین وصف و وضعی، ادعای عدالت و مهر مطلق نیز دارد و در کمال خودشیفتگی، خوبی‌های جهان را از خودش می‌داند و مسئولیتی در قبال بدی‌های جهان برعهده نمی‌گیرد.


#فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 سی‌ام امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۹۷ محاكمه اعضای كميته‌ی مجازات پايان يافت. دو نفر محكوم به اعدام، دو نفر محكوم به پانزده سال حبس و تبعيد و بقيه به حبس‌هاي سنگين محكوم شدند.

🗓 دو سال بعد در ۱۲۹۹، مخبرالسلطنه برای فرو نشاندن غائله‌ی خیابانی، به حکومت آذربایجان رسید.

🗓 سید حسن امامی، امام‌جمعه‌ی تهران، در همین روز به سال ۱۳۲۹ ترور شد و هرچند جان به در برد، اما نیمی از بدنش فلج شد.

📅 حوادث تاریخی جهان
🗓 پیش از این وقایع اخیر، در گرماگرم جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۱، پرچم آلمان نازی بر فراز قله‌ی البرز (در زبان‌های اروپایی اِلبروس) در گرجستان به اهتزاز در آمد. البرز قله‌ای آتشفشانی در شمال گرجستان است که در حال حاضر در خاک روسیه قرار گرفته و بنابراین (با قله‌هایی دو قلو با بیش از ۵۶۰۰ متر) بلندترین قله‌ی اروپا محسوب می‌شود. یک سپاه ده هزار نفری آلمانی در جریان جنگ قفقاز به دامنه‌ی این قله رسید و گروهی از کوهنوردانش این قله را فتح کردند و پرچم خود را بر فراز آن برافراشتند. بنا به داستانی، یک خلبان روسی که مأمور بود کوهنوردان را بمباران کند، از دستور مافوقش سرپیچی کرد و به جای بمباران ایشان، بمب‌هایش را بر منابع سوخت آلمانی‌ها فرو ریخت.

🗓 در سال ۱۱۴۹ جیمز کوک[1] شرق استرالیا را بخشی از قلمرو بریتانیا اعلام کرد و آن را نیو ساوث ولز[2] نامید.

🗓 دو سال بعد در ۱۱۵۱ گوستاو سوم[3] پادشاه سوئد کودتا کرد و به نیم قرن حکومت پارلمانی مشروطه پایان داد و در مقام شاه خودکامه‌ به کار پرداخت.

🗓 در ۱۳۷۰ نیز هم‌زمان با محرز شدن شکست کودتاچیان کمونیست در روسیه، لاتویا از اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز


🗄پست مرتبط
📕کودتاهای‌ محافظه‌کار/رادیکال
🗄رضا پهلوی کی از خودارضایی دست می‌کشد؟ (1️⃣، 2️⃣، 3️⃣، 4️⃣، 5️⃣، 6️⃣، 7️⃣، 8️⃣، 9️⃣، 0️⃣1️⃣، 1️⃣1️⃣، 2️⃣1️⃣، 3️⃣1️⃣)

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📖 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه یکم)
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


🗄پست مرتبط
📻
سلسله درسگفتار «روشنفکران دینی و وحی»:
- جلسهٔ یکم: محسن کدیور
- جلسۀ دوم: عبدالکریم سروش (۱)
- جلسۀ دوم: عبدالکریم سروش (۲)
📻 دین و اخلاق؛ تعارض یا تفاهم؟
📻 محسن کدیور و اسلام عقلانی؟
📻
آشفته‌گویی‌های منطقی قرآن (جلسه یک - جلسه دو)
📻عبدالعلی بازرگان و جن در قرآن
📻 واکاوی شکست پروژه روشنفکری دینی و عوامل آن [جلسات: یکم، دوم الی چهارم]
📻 نقدی بر یک استدلال مصطفا حسینی‌ طباطبایی
📕پرسشی‌ پیرامون ربط منطقی میان دو آیه از قرآن
📕«بی‌ربطی منطقی»‌ دو آیه ادامه دارد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
عقلانیت و دینداری ۱
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه یکم)
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 رابطهٔ فرد با تنهایی‌اش

🎙دکتر #پویان_مقدم (روان‌درمانگر)


#زیست‌روان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Dr_pouyan_moghaddam
📘مصدق؛ اسطوره یا مسأله؟

✍🏻
#آرمان_امیری

🍂 «مسأله»، در علوم انسانی یک مفهوم بسیار مهم و زیربنایی‌ست. در این مورد خاص، منظور بحران یا چالشی گذرا نیست. منظور دشواره‌های بنیادین یک کشور یا یک جامعه است که باقی مجادلات دیگر، چه سیاسی و چه اجتماعی و فرهنگی، همه ریشه در پاسخی دارند که ما به آن‌ها می‌دهیم.

🍂 در واقع، مسائل نوعی اصول بنیادین که ما با پاسخ‌های گوناگونی که به آن‌ها می‌دهیم، نسبت خود را با چالش‌های روزمره مشخص می‌کنیم. داستان مصدق، داستان مردی بود که خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه، دقیقا به نقطه‌ی تلاقی سه مساله‌ی اصلی در جامعه‌ی ایرانی بدل شد و همین سبب شد که از تمامی همتایان قبلی و حتی بعدی خودش «متمایز» شود.

🍂 من مسائل مورد نظر را در ادامه مرور می‌کنم، اما همینجا یادآوری کنم (همان‌گونه که در انتهای یادداشت دوباره بدان باز خواهم گشت) که اهمیت حیاتی مساله، در خود پرسش است، و نه لزوما در پاسخی که بدان داده می‌شود.
نخست: مشروطیت
دوم: ملی‌گرایی
سوم: عدالت
🔺نویسنده در متن کامل (اینجا)، به این سه مسأله و نوع مواجهه مصدق با آنها، با جزئیات و دیدی انتقادی می‌پردازد.

اسطوره یا مساله‌؟
🍂 خام‌اندیشی‌ست که گمان کنیم یک گروه نخبگان یا یک جریان سیاسی می‌توانند با برخی تبلیغات یا تمجیدات و تقدیس‌ها، برای یک ملت بزرگ، «اسطوره‌سازی» کنند. یک جامعه، و در ابعاد تاریخی‌اش: «یک ملت» را نمی‌توان با تبلیغات «مهندسی» کرد.

🍂 اگر تبلیغات حکومتی نمی‌توانند دیکتاتورها را محبوب کنند، به طریق اولی، یک جماعت روشنفکر با دستان خالی و بدون پشتوانه‌های رانتی هم نمی‌توانند یک «چهره‌ی شکست‌خورده» را به اسطوره‌ی ملی بدل کنند. از موج‌سواری‌های کوتاه مدت که بگذریم، در بازه‌هایی در ابعاد یک قرن، قضاوت‌های بزرگ یک جامعه از سازوکارهای دیگری پیروی می‌کند.

🍂 ما سیاست‌مداران بسیاری داشته‌ایم. فقط مشروطه‌ی ایرانی بیشتر از ۴۰ نخست‌وزیر را تجربه کرده. تعداد زیادی از آنان افرادی «کارآمد، با تجربه و میهن‌دوست» بوده‌اند، اما در یادها باقی نمانده‌اند، نه بدین دلیل که چند روشنفکر یا روزنامه‌نگار و مورخ، برایشان مدیحه‌سرایی نکرده‌اند، بلکه از آن رو که به مسائل بنیادین جامعه‌ایرانی پیوند نخورده‌اند.

🍂 هیچ جریان سیاسی، چه امروز، و چه در آینده، نمی‌تواند در ساحت سیاسی این کشور ظهور کند، مگر اینکه ابتدا نسبت خودش را با این مساله‌های بنیادین مشخص کند. می‌توانید مخالف دموکراسی باشید و مشروطیت را رد کنید؛ می‌توانید حتی تجزیه‌طلب باشید و اساس ملی‌گرایی را تکفیر کنید؛ می‌توانید عدالت را در کمونیسم خلاصه و سپس انکارش کنید؛ اما بدون شک نمی‌توانید از زیر بار ضرورت تعیین نسبت خود با این مسائل شانه‌خالی کنید.

🍂 جامعه‌ی ایرانی، هر بار که در یک مسیر به بن‌بست می‌خورد، ناخودآگاه ناچار است به سراغ مبانی مسائل اصلی خودش برگردد. حتی برای تغییر مسیر و ارائه‌ی راه‌های جدید، گریزی نیست که ابتدا به اصل مساله برگردیم و سپس به آن پاسخ جدیدی بدهیم. همه‌ی این‌ها یعنی، هر بار ناچاریم به شخصیت و بزنگاهی برگردیم که به طرزی عجیب کانون تلاقی هر سه مساله‌ی اساسی ما بود.

🍂 آیا مصدق اسطوره بود؟ اگر منظور، یک پیرمرد احمدآبادی است که ۷۰ سال پیش به پرسش‌های اساسی جامعه‌ی ایرانی پاسخ‌های خاص خودش را داد؟ بعید است که هیچ انسانی به این شکل اسطوره شود، آن هم در وضعیتی که مدام جزییات اعمالش، حتی از جانب نزدیک‌ترین حامیانش، مورد نقد قرار می‌گیرد، اما اگر منظور از مصدق، تصویری باشد که از «تلاقی سه مساله‌ی اساسی جامعه‌ی ایرانی» حاصل شده، آن وقت قطعا بلی! این ملت، حق دارد که تا ابد به مسائل خودش فکر کند و البته از رؤیای روزی که تمامی مسائل بنیادینش برطرف شوند، یک آرمان اسطوره‌ای بسازد.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۷۷ واژه

#فلسفیدن #ایران #آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | پیج آرمان امیری
📅 سی‌ و یکم امرداد [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 آخرین روز امردادماه با دست‌اندازی‌های بلشویک‌ها به خاک ایران‌زمین مصادف بوده‌است.

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۹۹، عالم‌خان (امیر بخارا) به دنبال حمله‌ی بلشویک‌های محلی که با ارتش سرخ پشتیبانی می‌شدند، ناگزیر شد از زادگاهش بگریزد و به افغانستان پناه ببرد، اما خشونت بلشویک‌ها با دهقانان و مردم شهرها چندان بود که داوطلبان جنگ با ایشان، گروه گروه به وی می‌پیوستند. امیر بخارا نیز اعلام مقاومت کرد و رهبری‌ نیروهای نظامی‌اش را به ابراهیم بیک سپرد که رهبر یکی از قبیله‌های بخارا بود.

🗓 در همین روز بلشویک‌هایی که رشت را تصرف کرده بودند، زیر فشار قوای دولتی که زیر فرمان استاروسلسکی[1] می‌جنگیدند، عقب‌نشینی کردند و پشت سر خود، خانه‌های شهر رشت را آتش زدند.

🗓 یک سال بعد در همین روز (۱۳۰۰)، سپاهیان دولتی با یک حمله‌ی شدید، شهر لنگرود را از احسان‌الله‌خان که رهبر بلشویک‌ها بود پس گرفت؛ در این زد و خورد، شورشیان یکصد و پنجاه اسیر و دویست کشته و زخمی دادند.

🗓 در ۱۳۰۶ داور که وزارت دادگستری دولت رضاشاه را بر عهده داشت در ساز و کار قضاوت و تعیین صلاحیت قاضیان اصلاحاتی دامنه‌دار انجام داد.

🗓 در همین روز بیماری وبا در جنوب ایران شایع شد و عده‌ای در خوزستان به این خاطر کشته شدند.

🗓 در ۱۳۲۱ سرتیپ سیف‌الله شهاب فرمانده‌ی دانشکده‌ی افسری در اردوگاه اقدسیه به دست یکی از دانشجویان اخراجی به نام علی ارونقی کرمانی به ضرب چند گلوله به قتل رسید.

🗓 در ۱۳۴۸ هم عبدالعلی دستغیب در مجله‌ی نگین به حسینقلی‌خان مستعان داستان‌نویس و مترجم بینوایان به سختی حمله کرد و گفت داستان‌های او همیشه‌ درباره‌ی عشقی سطحی است و از پند و اندرز اخلاقی ملال‌آور پر شده است. دلیل حمله‌ی او نقد ادبی آثار مستعان نبود و از اینجا ناشی می‌شد که چندی پیش، مستعان به شاعران نوپرداز حمله کرده بود و گفته بود که آثارشان، مایه‌ی تهوع‌ دل و هوش است و شهوت تن!

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📖 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه دوم)
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


🗄پست مرتبط
📻 عقلانیت و دینداری (جلسه یکم)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
عقلانیت و دینداری ۲
@Naqdagin
🎧 سلسله #درسگفتار «عقلانیت و دینداری» (جلسه دوم)
— خوانش همدلانه نظریۀ استاد #مصطفی_ملکیان پیرامون تعارض «عقلانیت و دینداری»

🎙 استاد #حجت‌الله_نیکویی


#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بحرینِ #ایران (۱/۳)

🎙مصاحبه سیاوش سلطانی با دکتر #هوشنگ_طالع (نمایندهٔ پان‌ایرانیست مخالف و استیضاح‌گر دولت در هنگامهٔ قرائت گزارشی پیرامون جدایی بحرین)

🍂 هوشنگ طالع معتقد است، یکی از مهم‌ترین دلایل فروپاشی نظام سیاسی در سال ۵۷، همین خیانت شاه در مورد بحرین و گذشت از تمامیت ارضی ایران بوده‌است.

🍂 هوشنگ طالع تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران و تحصیلات عالی خود را در دانشگاه‌های آلمان و اتریش گذرانده است. وی مدرک دکترای علوم اقتصادی و سیاسی خود را از دانشگاه کارل فرانس-گراتس اتریش دریافت کرده‌است. وی همچنین دارای مدرک الگوسازی اقتصادی است و دوره فوق لیسانس را در مدرسه عالی علوم اجتماعی پاریس گذرانده است و نویسندۀ بیش از ۵۰ جلد کتاب (عمدتا پیرامون ایران و تاریخ و فرهنگ آن)، از جمله «تاریخ تجزیه ایران» در ۶ جلد می‌باشد.

🔻اهمّ سخنان بیان شده در این مصاحبه، همراه با زمان هر سخن را (اینجا) بخوانید.


🗄پست‌های مرتبط

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin