نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘پدیده‌ای به‌نام «غیرت» و «زنای با محارم»
(۱/۲)
✍🏻 #علی‌اکبر_خانجانی

🍂 به‌زبان ساده، غیرت بمعنای «تفکیک حد و مرز حریم جنسی و حراست از آن» است؛ همچنین بمعنای «غیریّت از خویشیت» است و اين همان «تفکیک حلال و حرام جنسی» است و حراست از اين میزان، که امری کاملاً غریزی و فطری و اخلاقی‌ست که در احکام همۀ ادیان توحیدی، به‌صورت یکی از بنیادهای شرع در طول تاریخ خودنمانی کرده‌است. از اینروست که به قول علی «بی‌غیرتی مرد از کفر اوست»؛ یعنی از بی‌اخلاقی و بی‌عاطفگی معنوی و جنسی که سرمنشاً هر بی‌مسئولیتی نیز می‌باشد؛ بطور مثال، در همه‌جا شاهدیم مردی که نسبت به همسرش این غیرت را ندارد، هیچ نوع مسئولیت دیگری را هم تقبل نمی‌کند و همسرش چیزی بیشتر از ظرف تخلیۀ شهوت در نزدیکترین و ارزان‌ترین حالت نیست.

🍂 اما امروزه، نه‌تنها در جامعۀ سنتی و کشور ما، بلکه در سراسر جهان، شاهد رشد آمار «قتل‌های ناموسی» هستیم که البته، در کشورهای غیرمسلمان، عناوینی دیگر دارد، ولی ماهیتش یکی‌ست.

🍂 امروز می‌خواهم بعنوان کسی که عمری کار روان‌درمانی داشته، حقیقتی را افشا کنم که دیگر صدايش درآمده‌است و در یک کلام این حقیقت که «تقریباً اکثر قریب به اتفاق غیرت‌های جنون‌آمیز و قتل‌های ناموسی، ريشه در «زنای با محارم» در پس پردۀ خانواده‌ها دارد»؛ اين مسئله، در مغرب‌زمین آشکارتر و در کشور ما پنهان است؛ مشهورترین حجت این حقیقت، واقعۀ قتل درون خانوادگی بدست یک پدر بود که با دختر خود، رابطۀ زنانی داشت و برای پنهان داشتن این پلیدی، داماد، دختر و پسرش را به دست خود و با مساعدت زنش، قطعه‌قطعه کرده‌بود و شاهد بودیم که اين پیرمرد شیطان‌صفت در مقابل دوربین خبرنگار، ادعای «دفاع از غیرت و ناموس و شرفِ» خود داشت. این فقط یک نمونۀ سرگشاده و علنی بود تا وجدان ملی ما و مسئولین را بیدار کند.

🍂 بنده در دوران طبابتم، از نزدیک شاهد چنین مواردی نیز بوده‌ام؛ از جمله پدر و پسری که به زور و تهدید، با دختر و خواهر خود رابط زنائی داشتند و سپس این دختر و خواهر بیچاره را دائماً به بهانۀ بدحجابی و امثالهم شکنجه می‌کردند.

🍂 آیا براستی فرق بین وسواس و پاکیزگی چیست؟ به تجربه می‌دانیم که آدم‌های وسواسی، به‌لحاظ نظافت و بهداشت شخصی، از کثیف‌ترین افراد جامعه هستند. ماهیت این غیرت‌های شیطانی و واژگونه، از همین دست است. آنهایی که به همه‌چیزِ همسر و مادر و خواهر خود شک دارند، خود از هرزه‌ترین افراد جامعه هستند و این عذابی‌ست که گریبانگیرشان شده‌است و از آن رهایی ندارند. این همان غیرتِ ضدغیرت است که شاخه‌ای از مذهبِ ضد مذهب است. وقتی کسی حد و مرز حرمت جنسی بین خود و مادر و خواهرش را رعایت نمی‌کند، مطلقاً فاقد غیرت است؛ همانطور که فاقد اخلاق و دين است و اگر مذهبی نمایشی هم داشته باشد، پوششی بر اين پلیدی خویش است و عين نفاق است.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پدیده‌ای به‌نام «غیرت» و «زنای با محارم»
(۲/۲)
✍🏻 #علی‌اکبر_خانجانی

🍂 و اما امروزه، اين پدیده ابعاد بسیار پیچیده و هولناکتری به خود گرفته‌است. در زمانی‌که همۀ اعضای یک خانواده در پای ماهواره‌ها و فضای مجازی و فیلم‌های پورنو با هم محشورند، و کودکان حتی قبل از سن بلوغ، با تلفن‌های تصویری و خصوصی خود، از هر اراده و حرمت و اخلاق و غیرتی ساقط می‌شوند، در چنین شرایطی که بچه‌ها حتی قبل از سن بلوغ جنسی، دارای رابطۀ جنسی هستند و گاه تا ازدواجشان، چندبار سقط جنین می‌کنند، از حقوق بشر هیچ صدایی درنمی‌آید، اما آنگاه که قبل از سن ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند، تحت عنوان دروغینِ «کودک همسری»، حقوق بشر این رسانه‌ها به نعره می‌افتد؛ در حالیکه حقوق بشر با میلیو‌ن‌ها کودک بی‌پدر-و‌-مادر که بسیاری محصول زنای با محارم هستند، کاری ندارد.

🍂 این یک قاعدۀ فرهنگی در سراسر جهان است که آدم دزد و دروغگو، همۀ مردم را همچون خود، دزد و دروغگو می‌داند و فقط خودش را سالم می‌خواند. اگر در جامعه نگاه کنیم، به‌آسانی پی می‌بریم همۀ افرادی که تیغ «غیرت و ناموس» برکشیده و اطرافیان و سایر مردمان را هیز و هرزه و بی‌ناموس می‌خوانند، خود ام‌الفساد جامعۀ خویشند که گهگاهی همچون خانوادۀ خرمدین، برملا می‌شوند.

🍂 کسانی هم که همه را به چشم پایین‌تنه و سکس می‌نگرند و مذهبشان جز اين حکم دیگری ندارد نیز مشمول همین قاعده هستند! و وای بر روحانیون و مبلغین مذهبی که تحت عنوانِ غیرت و دینداری، چنین فکر و فرهنگ شیطانی و بیماری را به جامعه القاء می‌کنند که این بیماران جنسی و شیطان‌صفت، در پناه چنین آموزه‌هایی، دست به هر جرم و جنایتی می‌زنند، تحت عنوان دفاع از غیرت و ناموس.


🍂 امروزه، چنان بی‌غیرتی و بی‌ناموسی دم از غیرت و ناموس می‌زند و چنان ضدمذهب لباس مذهب بر تن کرده‌است که مردم، در اين سرگردانی و مالیخولیا، به اين نتیجه رسیده‌اند که اصلاً بهتر است اصل حقیقت را انکار کنند و مسنلۀ غیرت و عصمت و دین را به فراموشی بسپارند؛ و اين نیهیلیزمی‌ست که درب جهنم را می‌گشاید. وای بر نمازگزاران ریایی! وای بر لامذهبانِ دين‌فروش! و وای بر بی‌غیرتان غیور و چاقوکش! و عجبا که چاقوکشی و قمه‌کشی در کشور ما، ویژۀ همین جماعت زناکار و آدم‌کش است. محققین می‌توانند در این‌باره پژوهش کنند تا به درستیِ ادعای ما برسند.

🍂 امروزه در عصر قیامت آخرالزمان که جامعۀ ما در مرکز آن قرار گرفته‌است، بدون فهم دقیق و عمیق دیالکتیک مذهبِ ضدمذهب و غیرتِ ضدغیرت و عصمتِ ضدعصمت و ارزش‌های ضدارزش٬ هیچ پدیده‌ای بدرستی فهم نخواهد شد. برای کشف و درک اين خرد دیالکتیکی که خرد آخرالزمانی‌ست، رسالۀ «دیالکتیک دیالکتیک» از مجموعه آثار ما را با دقت مطالعه فرمایید.


#نقد_فرهنگ #زیست‌روان #روشنفکری_دینی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
❓«آزادی» برای خداناباوران تا کجاست؟ آیا آن‌ها به «اخلاق» پایبندند؟

#خبر_نقدآگین

🎙با حضور: دکتر #محسن_بنائی (پژوهشگر تاریخ اسلام و ایران)

⏰ زمان: امروز، چهارشنبه ۲۱ فوریه ۲۰۲۴، ساعت ۲۱ (به وقت ایران)

🗽محل برگزاری: کلاب‌هاوس توانا


*یادآوری: ۴۵سال پیش در ایران انقلابی رخ داد که چپ‌ها گفتند، برای «عدالت اجتماعی» و اسلامی‌ها گفتند برای «معنویات انسان».

🔻پرسش‌های محوری

❓خداناباوران به چه معنا پایبند «اخلاق» هستند؟

❓پیش از انقلاب ۵۷ نیز شمار زیادی «خداناپرست» در ایران می‌زیستند (مثل برخی کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها و توده‌ای‌ها و …)؛ برای آن‌ها، و نیز برای لائیک‌ها و سکولارها «مرز آزادی و بی‌بندوباری» چه بوده؟ چه هست؟

❓منظور اسلام‌گراهای انقلابی‌‌ از مبارزه با «فساد» چه بود و چه هست؟

❓بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، کدام انسان ایرانی را به کدام «مقام معنوی» رساند؟

❓کدام «اسلام سیاسی» توانسته ارزش‌های انسانی (مثل اخلاق و آزادی و عدالت اجتماعی) را تقویت کند؟

❓معنی شعار «استقلال-آزادی-جمهوری اسلامی» چه بود؟ آیا ایران استقلال نداشت؟

❓آیا مطلوب انقلابی‌های ۵۷ از «آزادی» به‌دست آمد؟

❓از کل «اهداف انقلاب»، جز «جمهوری اسلامی» چه دستاوردی باقی ماند؟


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – کودک‌همسری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📊ظرائف استناد به آمار جرائم جنسی

✍🏻#فاطمه_موسوی‌ویایه

🍂 در یک سال اخیر که گرفتار بحث و جدل در شبکه‌های اجتماعی چون وایبر و تلگرام بودم، بارها با این مساله روبرو شدم که فردی برای اثبات ادعای خود، دربارۀ انحطاط فرهنگ در کشورهای توسعه‌یافته، به آمار جرائم جنسی در این کشورها استناد می‌کند.

🍂 معمولا این دست مطالب برای نشان دادنِ کلیشۀ تبلیغاتیِ «اوضاع بد کشورهای غربی» نوشته می‌شود تا به طور ضمنی، رویکرد برابری جنسیتی در این کشورها را دارای پیامدهای اخلاقی و اجتماعی ناشایست و مضر، حتی برای زنان و کودکان، نشان دهد.

🍂 گذشته از نیت نویسندگان، در مقایسه و تحلیل آمار جرائم جنسی کشورهای مختلف، باید به چند نکته توجه داشت:

۱- در مقایسه آمار جرائم، باید به تفاوت تعریف آن در قانون جزایی هر کشور هم توجه داشت؛ مثلا در اکثر کشورهای غربی، تمتع شوهر از زن در صورت عدم تمایل زن، تجاوز محسوب می‌شود، تمتع جنسی از فرد زیر سن رضایت به رابطه جنسی (که در کشورهای مختلف ۱۶ یا ۱۸ سال است) با وجود رضایت و خواست فرد زیر آن سن، باز هم تجاوز جنسی محسوب می‌شود. اگر قرار بود این تعریف در ایران اعمال شود، ازدواج تمام دختران زیر ۱۶ سال باید جزو آمار آزار جنسی کودکان و تجاوز طبقه بندی می‌شد.

۲-  آمار آزار جنسی فقط به آمار تجاوز محدود نیست و مواردی چون پورنوگرافی کودکان، لمس کردن و .... را هم شامل می‌شود. سوء استفاده از مقام و موقعیت و برقراری رابطه جنسی با کارمند یا کارگر زیردست، موکل، بیمار و ... نیز بعنوان آزار جنسی در محل کار در همین آمار می‌آیند؛ جرمی که اصلا در قوانین ایران وجود ندارد و تعریف نشده‌است.

۳- آزار جنسی کودکان یک مساله جهانی‌ست و متاسفانه ربطی به توسعه‌یافتگی یا دموکراسی ندارد. هند و زامبیا آمار بالایی در این زمینه دارند. کشور تایلند و فیلیپین رسما روسپیگری کودکان را بعنوان منبع درآمد و جذب توریست می‌بینند. جز این، بنا بر تحقیقات جهانی، آزار جنسی کودکان در همۀ طبقات اجتماعی هم دیده می‌شود و لزوما نسبتی با تحصیلات و فقر ندارد؛ دینداری هم لزوما مانع آن نیست؛ بنا بر آمار، ۶ درصد کشیشان کاتولیک کودکان کلیسای خود را آزارجنسی داده و می‌دهند.

۴- پایین بودن آمار آزار جنسی در بعضی کشورها، به‌معنای کم بودن وقوع آن نیست، بلکه به‌معنای پایین بودن گزارش آن تحت سیطرۀ فرهنگ مردسالاری و به‌دلایلی چون حفظ آبرو یا پنهانکاری‌ست. به‌هیچ عنوان فکر نکنید در مملکت ما و سایر کشورهای اسلامی، آزار جنسی کودکان یا زنای با محارم، امری نادر است. شاهد هستیم که گزارش تجاوز از سوی زنان بزرگسال نیز اندک است؛ زیرا معمولا پیگیری قضایی آن و اثبات جرم، بعید و افشای آن به سرزنش قربانی منجر می‌شود.


#تفکر_انتقادی #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @women_socialproblems
🎧 آن دیگریِ هرزه!

🍂 ‏گفتنی‌ست که نوعی ازدواج در متون کهن زرتشتی طرح شده که به آن «خویتوک دَس» می‌گفتند. این اصطلاح که امروزه حتی تلفظش هم برای ما دشوار است، در گذر زمان، به شیوه‌های مختلفی معنا شده و تا حدی مورد مناقشه میان پژوهشگران بوده‌است.

🍂 اختلاف اینجاست که آیا خویتوک دس، که ازدواجی فوق‌العاده پسندیده و توصیه‌شده بوده، آیا ازدواج با دخترعمو یا پسرعمو، دختر خاله یا پسرخاله است، و یا ازدواج با نزدیکان درجه‌ی یک، یعنی ازدواج پسر با مادر، یا پدر با دختر!؟

🍂 ‏به‌عبارت دیگر، کسانی معتقدند که احکم کهن زرتشتی، ازدواج با محارم را نه تنها ممنوع نکرده‌اند، بلکه حتی به عنوان بهترین نوع ازدواج، توصیه کرده‌اند! آنچه مسلم است این است که در کهن‌ترین و اصیل‌ترین متون زرتشتی، یعنی گات‌ها و اوستا، چنین چیزی مطلقاً وجود ندارد و زرتشتیان امروز هم ازدواج با محارم را، چنانکه کیخسرو شاهرخ می‌گفت، قبول ندارند.

🍂 ‏ازدواج با محارم در برخی منابع جدیدتر زرتشتی، مانند دینْکَردْ، و ارداویراف‌نامه مورد اشاره قرار گرفته‌است. به‌عنوان مثال، ارداویراف، موبد موبدان که با نوشیدن می و منگ گشتاسپی، به خلسه‌ای عمیق فرورفت تا احکام دین را به یاد آورد، در ارداویراف‌نامه به عنوان مردی توصیف شده که هفت خواهر خود را به همسری داشته‌است!…


🗄پست مرتبط
📓افسانۀ «ازدواج با محارم» در ایران باستان

#بازاندیشی #ایران #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘سنجشِ «افسانۀ آدم و حوا»

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @ghorobekhodayan
📘سنجشِ «افسانۀ آدم و حوا»

🍂 اولين فصل از تورات که به آن «سِفر آفرینش» گفته می‌شود، به تشريح افسانۀ آفرينش پرداخته و در قرآن نيز نعل‌به‌نعل اين داستان تکرار شده‌است.

🍂 با پرسش‌ها و وارسی‌های بسیار ساده‌ای، می‌توان افسانۀ آدم و حوا را محک زد:

➕طبق گفتۀ اديان ابراهيمی، آدم ابوالبشر، اولين «پيامبر» الهی بود و فرزندانش را به‌سوی خدا دعوت می‌کرد؛ پس، از همان ابتدا، بايد «زبان»ی برای محاوره و مکالمه وجود می‌داشت؛

❌ درحالی‌که امروزه می‌دانیم که بشر، از ابتدا مجهز به زبان نبوده و زبان و ايضا خط، از جمله «ابداعات بشری در طول ادوار تاریخی» محسوب می‌شوند.

➕خدا از هابيل و قابيل درخواست کرد که برای او قربانی بياورند. هابيل يک گوسفند قربانی کرد و قابيل گندم آورد.

❌ معنای اين سخن آن است که طبق افسانۀ آفرينش، بشر از از ابتدا دارای «دامپروری و کشاورزی» بوده؛ درحالی‌که اين سخن نيز از بیخ و بن، غلط و باطل است و کشاورزی و دامپروری نيز جزء «ابداعات بشر» بوده و در طول هزاران سال به‌تدریج شکل گرفته‌اند.

➕بر طبق اين افسانه، بشر از ابتدا «يکجانشين» بوده‌است؛

❌ حال آنکه انسانها ابتدا غارنشين بود و سپس به مهاجرت و ييلاق و قشلاق پرداختند، سپس يکجانشين و روستانشين شدند و بعدها شهرها پديد آمدند.

➕طبق نقل قولی که از اديان ابراهيمی می‌شود، قدمت آدم و حوا مربوط به چند هزار سال پيش می‌رسد و قبل از آن، بشری وجود نداشت؛

❌ اما علم تاريخ و ديرينه‌شناسی چيز ديگری می‌گويد و قدمت انسان خردمند هوموساپینس را چندین برابر اين مقدار می‌داند.

➕بر طبق اين افسانه، فرزندان آدم و حوا، لاجرم مجبور به ازدواج با يکديگر بوده‌اند و همۀ انسانها تا به امروز حاصل ازدواج خواهران با برادران هستند؛ در نتيجه، همگی ما انسانها حرامزاده‌ايم! مسلمانان در این مورد، دو نظر مختلف دارند:

➕برخی از آنها مدعی هستند که حرمت و ممنوعیت ازدواج محارم در آن شرایط خاص، بطور موقت از جانب خدا لغو شد و فرزندان آدم و حوا بطور استثنائی می‌توانستند با یکدیگر ازدواج کنند!

❌ اما این جماعت نادان، غافل از این هستند که اگر «ازدواج محارم» از نظر اخلاقی و عقلانی یک فعل قبیح، شنیع و شر محسوب می‌شود، رضایت و مجوز خدا نمی‌تواند ذات آن را بصورت یک عمل پسندیده و خیر درآورد. فی‌المثل، ظلم کردن ذاتا یک عمل شر محسوب می‌شود و شر بودن آن ربطی به نظر و خواست خدا ندارد و اگر خدا آن را مجاز بداند و یا چنانچه خود او نیز ظلم کند، این مسئله منجر به تغییر ماهیت آن از شر به خیر نمی‌شود.

➕دستۀ دوم از مسلمانان، ادعایی مضحک‌تر از دستۀ نخست دارند و آن اینکه می‌گویند قبل از آدم و حوا، انواع مختلفی از انسان‌نماها یا اصطلاحا شِبه‌انسان‌ها در زمین می‌زیسته‌اند و فرزندان آدم و حوا با فرزندان آن شبه‌انسان‌ها ازدواج کرده‌اند.

❌ در پاسخ باید گفت که اولا، یک انسان چگونه می‌تواند یک غیرانسان یا شبه‌انسان غیرخردمند را متقاعد و مجبور به ازدواج کند؟ پس با این حساب، فرزندان آدم با آن شبه‌انسانها فقط آمیزش کرده‌اند و نه ازدواج! مثلا انسان می‌تواند با میمون آمیزش کند، اما نه ازدواج و تشکیل زندگی!

❌ دوما، اساسا به‌علت وجود تفاوت‌های ژنتیکی، از آمیزش میان انسان‌ها با آن موجودات شبه‌انسان، هیچ فرزندی به وجود نمی‌آمد و بر فرض تولید نسل، آن فرزندان دیگر انسان خردمند نبودند و الان ما نمی‌بایستی انسان خردمند می‌بودیم.

➕طبق متن کتب مقدس(!)، قابيل بعد از قتل هابيل، او را در خاک دفن کرد.

❌ حال آنکه این مورد نیز از ابتدا مرسوم نبوده که انسان، مرده‌های خويش را دفن کند و به مرور زمان به اين روش روی آورد.

➕آدم و حوا بر روی فرزندان‌شان نامگذاری می‌کردند.

❌ اين نيز مضحک و خنده‌دار است. نامگذاری فرزندان، به‌مرور (و پس از شکل‌گیری بسیار تدریجیِ زبان) شکل گرفت و رايج شد و از ابتدا چنين رسمی وجود نداشت.

➕بر طبق اين افسانه، آدم و حوا از بهشت به زمين هبوط و سقوط کردند. آدم در عراق يا شام امروزی افتاد و حوا در کوه‌های "جنين" واقع در فلسطين امروزی.

❌ يعنی هر دو در سرزمين‌های خاورميانه و نه هیچ نقطۀ دیگری که نویسندگانِ کتاب مقدس بدان علمی نداشتند و تبعا خدای مخلوق‌شان نیز از آن بی‌اطلاع بوده‌است!

❌ بماند که اين دو با این فاصلۀ مکانی، چگونه همديگر را پيدا کردند؟ ولی آنچه در اينجا مهمتر است، اين است که منشاء پيدايش بشر، نه در خاورميانه، بلکه در آفريقاست.

🔺لازم به ذکر است که به این تناقض‌ها و نقدها، می‌توان موارد متعدد دیگری نیز افزود و نشان داد که ما صرفا با یک متن اسطوره‌ای-بشری مواجهیم، نه وحی خدایی دارای علم مطلق از آسمان‌ها!


#نقد_ادیان #چیستا #اسطوره‌شناسی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن

✍🏻 #زهیر_میرکریمی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @anqanotes
📘قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن
(۱/۲)
✍🏻 #زهیر_میرکریمی

1️⃣ سورۀ آل‌عمران، آیه‌های ۹۶ و ۹۷

نخستین خانه‌ای (از حیث قدمت و حرمت که با دست انبیاء جهت پرستش و نیایش صحیح خداوند یگانه) که برای مردم بنیان‌گذاری گشته‌است، خانه‌ای‌ست که در مکه قرار دارد (و کعبه نام و از لحاظ ظاهر و باطن) پربرکت و نعمت است و (از آنجا که قبله‌گاه نماز مسلمانان و مکان حجّ آنان، یعنی کنگره‌ی بزرگ سالانه‌ی ایشان است؛ مایه‌ی) هدایت جهانیان است. ﴿۹۶﴾

در آن نشانه‌های روشنی‌ست، مقام ابراهیم (یعنی مکان نماز و عبادت او از جمله‌ی آنها است). و هرکس داخل آن (حرم) شود در امان است. و حجّ این خانه واجب الهی است بر کسانی که توانائی (مالی و بدنی) برای رفتن بدانجا را دارند. و هرکس (حجّ خانۀ خدا را به جای نیاورد، یا اصلاً حج را نپذیرد، و بدین وسیله) کفر ورزد (به خود زیان رسانده نه به خدا) چه خداوند از همه‌ی جهانیان بی‌نیاز است ﴿۹۷﴾


🔻 در آیۀ ۱۲۷ از سورۀ بقره، قرآن بیان می‌کند که چگونه ابراهیم و اسماعیل، «پایه‌های خانه» را بالا برده‌اند (وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ).

🍂 ‏بیشینۀ مفسران بر این باورند که «بیت» در آن آیه و بیت در این آیه، اشاره به «کعبه» است، و در همین راستا، «بکه» صورتی دیگر از «مکه» است، اما غیر از سنت‌های تفسیری و روایی اسلامی، هیچ شاهد تاریخی و متنیِ برون‌دینی‌ای مبنی بر اینکه «بکّه» همان «مکه» است، وجود ندارد؛ از همین‌رو، بعضی از قرآن‌پژوهان، تصور می‌کنند که «بیت» در این آیات الزاماً اشاره‌ای به خانه‌ی کنونی کعبه در مکه نیست، بلکه می‌تواند اشاره‌ای باشد به بیتی دیگر که ابراهیم در «حِبرون» یا همان شهرِ «الخلیل» —شهری در ۵۰ کیلومتریِ جنوب اورشلیم— بنا نهاده‌است؛ یا اشاره‌ای باشد به درۀ «باکا» که در بخش جنوبیِ شهر اورشلیم واقع شده‌است و در مزامیر از آن یاد شده‌است و مؤلفه‌هایِ زیارتی شبیه حج نیز داشته‌است.

🔻 آنچه در قرآن از ساختِ «بیت» روایت می‌شود، صورتی بومی‌سازی شده‌است که هم کوشیده‌است تا با باور عام موجود در میان اعراب، که خود را از نسل اسماعیل می‌دانند، هم‌خوانی داشته باشد، و هم روایتِ مرتبط با زیارتگاهی که ابراهیم در اورشلیم یا نزدیکی اورشلیم، با کمک فرزندش ساخته‌بوده‌است را به روایتی دربارۀ ساخت زیارتگاهی در مکه تبدیل کرده‌‌باشد.

🍂 ‏دربارۀ این رأیِ پژوهشگران، و قوّت و ضعفِ شواهد تاریخی و متنیِ موجود به نفع آن در یادداشتی جداگانه خواهم نوشت.


2️⃣ سورۀ آل‌عمران، آیۀ ۱۸۴
پس اگر (این بهانه‌جویان) تو را تکذیب کردند (چیز تازه‌ای نیست و غمگین مباش) چه پیغمبران زیادی پیش از تو تکذیب شده‌اند، با وجود آنکه معجزات و دلائل روشن و کتابهای متقن و مشتمل بر مواعظ و اندرز و کتاب روشنگر (راه نجات) با خود آوردند.


🔻 واژه‌ی «زبور» —که جمعِ واژه‌ی «زُبُر» است— در قرآن برای اشاره به کُراسه‌ای (= کتابی مقدس) که به داود داده‌شده‌است به‌کار رفته‌است. به‌نظر می‌آید که این واژه، از واژۀ سُریانیِ «مَزمور» به معنای «سرود و نیایش»، به فرهنگ عامیانۀ اعراب راه یافته‌است، اما در معنای «نوشته» استعمال می‌شده‌است.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن
(۲/۲)
✍🏻 #زهیر_میرکریمی

3️⃣ سورۀ نساء، آیه‌های ۲۲ و ۲۳
و با زنانی ازدواج نکنید که پدران شما با آنان ازدواج کرده‌اند؛ چرا که این کار، عمل بسیار زشتی‌ست و (در پیش خدا و مردم) مبغوض بوده و روش بسیار نادرستی‌ست؛ مگر آنچه گذشته است (و در زمان جاهلیت بوده‌است که مورد عفو خدا قرار می‌گیرد). ﴿٢٢﴾

خداوند بر شما حرام نموده‌است ازدواج با مادرانتان، دخترانتان، خواهرانتان، عمه‌هایتان، خاله‌هایتان، برادرزادگانتان، خواهرزادگانتان، مادرانی که به شما شیر داده‌اند، خواهران رضاعیتان، مادران همسرانتان، دختران همسرانتان از مردان دیگر که تحتِ کفالت و رعایت شما پرورش یافته و با مادرانشان همبستر شده‌اید، ولی اگر با مادرانشان همبستر نشده باشید، گناهی (در ازدواج با چنین دخترانی) بر شما نیست، همسران پسران صلبی خود، و (بالأخره این که) دو خواهر را با هم جمع آورید، مگر آنچه گذشته‌است (که با ترک یکی از آن دو خواهر، قلم عفو بر این کار که در زمان جاهلیت واقع شده‌است، کشیده خواهد شد). بی‌گمان خداوند بسی آمرزنده‌است (و گذشته را نادیده می‌گیرد و) مهربان است (و در آنچه برایتان وضع می‌کند، حال شما را مراعات می‌دارد). ﴿۲۳﴾

🔻 احکامِ موجود در این آیه‌ها، شباهت بسیار زیادی با احکام محرمات جنسی دارند که در سِفرِ لاویان در توراه آمده‌است. قرآن در این دو آیه، به‌نحوی حدود و حریم خانواده را مشخص می‌کند، و به‌نظر می‌آید که به نظام خانواده در یهودیت نظر داشته‌است و در بسیاری از احکام مربوط به روابط زناشویی و جنسی، از فرهنگ بایبلی وام‌گرفته‌است؛ اما آن‌ها را بسط داده‌است و با فرهنگ اعراب تطبیق داده‌است.

📚بایبل عبری، توراه، سِفر لاویان، بخش ۱۸، بندهای ۶ تا ۱۹

هیچ‌کدام از شما به خویشانِ نزدیک خود نزدیک نشود تا شرمگاه او را آشکار سازد. من یَهُوَه هستم. شرمگاه پدر خویش و شرمگاه مادر خود را آشکار مساز. این مادر توست، شرمگاه او را آشکار مساز! شرمگاه زنِ پدرِ خویش را آشکار مساز، این عینِ شرمگاه پدر تو است! شرمگاهِ خواهرِ خویش را آشکار مساز، خواه دخترِ پدرت باشد یا دخترِ مادرت. خواه در خانه زاده شده باشد،‌ خواه در بیرون، شرمگاه او را آشکار مساز. شرمگاه دخترِ پسرِ خویش را آشکار مساز؛ نیز شرمگاه دخترِ دخترِ خود را؛ چرا که شرمگاه ایشان، شرمگاه خود توست. شرمگاه دخترِ زنِ پدرِ خویش را که زادۀ پدرِ توست، آشکار مساز. این خواهر تو است، ‌نباید شرمگاه او را آشکار سازی. شرمگاه خواهرِ پدرِ خویش را آشکار مساز، چرا که گوشتِ پدر توست. شرمگاه خواهرِ مادرِ خویش را آشکار مساز؛ چرا که گوشتِ مادر توست. شرمگاه برادرِ پدر خویش را آشکار مساز؛ پس به همسر او نزدیک مشو؛ چرا که زنِ عموی تو است. شرمگاه عروس خویش را آشکار مساز. این زنِ پسر توست، شرمگاه او را آشکار مساز. شرمگاه زنِ برادر خویش را آشکار مساز؛ چرا که این عین شرمگاه برادر تو است. شرمگاه زنی را با شرمگاه دختر او آشکار مساز؛ دخترِ پسر او و دخترِ دخترش را مگیر تا شرمگاه ایشان را آشکار سازی.

آنان گوشت تو هستند، این زنا با محارم باشد. از برای حَرَم خویش، زنی به همراه خواهر او مگیر و شرمگاه زنِ اخیر را در زمان حیات خواهرش آشکار مساز. به زنی که آلوده به حیضِ خویش است، نزدیک مشو تا شرمگاه او را آشکار سازی. [پ.س.]

📗 بخشی از مطالب این فرسته از منبع زیر برگرفته شده‌اند:
Reynolds, Gabriel Said. The Qur’an and the Bible: Text and Commentary. New Haven: Yale University Press, 2018.

#بازاندیشی #نقد_ادیان #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کشیشِ مسیحی: لوط «حضرت» نیست و در دین‌ها و مذاهب دروغین، همه را «پیامبر و حضرت و نبی» می‌خوانند.

🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بی‌دین، رسوخ کرده‌است. در اینجا این کشیش می‌کوشد که به‌ظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه می‌کند.

⬇️ ادامۀ #ویدیو_تحلیل، در یادداشت "نقد و بررسی «قصۀ لوط»"

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘نقد و بررسی «قصۀ لوط»
(۱/۳)
📺 کشیش مسیحی: لوط «حضرت» نیست و در دین‌ها و مذاهب دروغین، همه را «پیامبر و حضرت و نبی» می‌خوانند.

🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بی‌دین، رسوخ کرده‌است. در اینجا این کشیش می‌کوشد که به‌ظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه می‌کند.

روایت بایبل عبری

🍂 لوط برادرزاده و فرزندخواندۀ ابراهیم بود و ابراهیم را در سفرهایش به کنعان، مصر و بازگشت به کنعان همراهی کرد. زمانی که لوط و ابراهیم از مصر بازگشتند، به‌دلیل بزرگ شدن گله‌شان، میان چوپان‌های آن‌ها اختلافی پدید آمد؛ زیرا برای هر دوی آن‌ها چراگاه کافی وجود نداشت؛ در نتیجه، ابراهیم به لوط پیشنهاد کرد که آن دو از یکدیگر جدا شوند تا میان خویشان، نزاع و درگیری روی ندهد. ابراهیم به لوط این حق را داد که مسیر مدنظر خود را انتخاب کند و مسیر دیگر، سهم ابراهیم باشد. لوط درۀ اردن را که حاصل‌خیز بود، انتخاب کرد. اینجا راوی داستان، به‌طور ضمنی، لوط «خودخواه» را در تضاد با ابراهیم «خیرخواه» قرار می‌دهد و همچنین اشاره می‌کند که لوط تصمیم گرفت تا به سمت مردمی برود که «بسیار شریر و گناهکار به خدا» بودند

🍂 نهایتاً شهر نابود می‌شود که نحوه آن در آیات ۲۴ و ۲۸ توضیح داده شده اما منظور دقیق نویسنده مشخص نیست. نکته قابل ذکر دیگر این است که در متن قصه به سرنوشت عموره اشاره نمی‌شود اما در باقی بخش‌های کتاب مقدس آنچه بر سر سدوم و عموره آمد اغلب در کنار هم یاد شده‌اند. در این نقطه، روایت به ابراهیم بازمی‌گردد. او تلاش کرده بود خدا را از نابودی شهر منصرف کند تا بی‌گناهان کشته نشوند اما خدا نپذیرفته بود. هیچ اشاره‌ای به ابراهیم در خود داستان نابودی سدوم نشده و بعد از پایان آن است که او دوباره ظاهر می‌شود.. راوی همچنین تأکید می‌کند لوط به خاطر ابراهیم نجات پیدا کرد.

لوط و دخترانش
🍂 در بند ۳۰ داستان به لوط بازمی‌گردد و تا بند ۳۸ ادامه دارد. لوط و دخترانش ابتدا به شهر صوغر رفتند اما مدتی بعد در غاری پناه گرفتند. در غار، دختران لوط پدرشان را مست کردند و دو شب پیاپی با او رابطه جنسی داشتند و از او حامله شدند. دختر بزرگ‌تر قبل از رابطه جنسی با پدرش به دختر کوچک‌تر می‌گوید «پدرمان پیر است» و به نظر می‌رسد هدف آن‌ها از خوابیدن با لوط، حفظ نسل لوط بوده‌است. تجاوز دختران لوط به او، «عدالتی شاعرانه» است. دختران لوط دو پسر به نام‌های موأب و بن‌عمی زاییدند که داستان‌پرداز این دو پسر را پدر مردم موأب و عمون معرفی کرده‌است.

روایت قرآن براساس زمینۀ تاریخیِ مؤلفان اولیه داستان
«قَالَ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ؛ گفت: اگر مى‌خواهيد [كارى مشروع‌] انجام دهيد، اينان دختران منند [با آنان ازدواج كنيد]». سورۀ حجر، آیۀ ۷۱

🍂 در عبارت ۷۱، لوط به کسانی که بر درِ خانه‌اش به طلبِ کام‌جویی از مهمانان او گرد آمده‌اند دختران خود را پیشنهاد می‌کند. مفسران مسلمان کوشیده‌اند تا پیشنهاد لوط را با قیدِ «برای ازدواج» مقید و مشروع کنند. اما نه در قرآن و نه در سِفر پیدایش هیچ اشاره‌ای به قید ازدواج نشده‌است؛ چه اینکه در فرهنگِ زمانۀ لوط، زنان و دختران ارزشی کمتر از وظیفۀ مقدّس مهمان‌نوازی داشته‌اند (بنگرید به کتاب مقدس اورشلیم، عهد عتیق،‌ جلد ۱، ترجمه‌ی پیروز سیّار، ص ۱۸۴).

🍂 سِفر پیدایش، بخش ۱۹، بندهای ۶ تا ۸: لوط به سوی ایشان در درگاه برون رفت و در را پس پشت خود ببست، و گفت:
«استدعا دارم، برادرانم، مرتکب بدی نشوید! گوش فرادارید: دو دختر دارم که هنوز باکره‌اند،‌ می‌روم تا آنان را نزد شما آورم. با ایشان آن کنید که در نظرتان نیکو است، لیک با این مردان هیچ کاری مکنید، چه به زیر سایه‌ی سقف من درآمده‌اند».

🍂 نمونۀ دیگری از این دست که بازتاب دهندۀ نگاهِ زمانۀ تدوینِ بایبل عبری به جایگاه زن بوده‌است را می‌توان در بخشی از روایتِ ابراهیم هنگامی که به همراه همسرش ساره، به مصر می‌رود مشاهده کرد که مطابق آن، برای نجاتِ جان خود، همسرش را خواهر خود جا می‌زند تا فرعون که به خواهر او نظر پیدا کرده‌بود، به قتل او دست نزند (بنگرید به بخش ۱۲ از سِفر پیدایش).

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘نقد و بررسی «قصۀ لوط»
(۲/۳)
دیدگاه تاریخی-انتقادی

🍂 مطابق فرضیه مستند — که دربارهٔ منابع گمنام و قدیمی‌تری است که نویسندگان تورات از آن‌ها استفاده کرده‌اند — داستان لوط با ترکیب مطالب منبع پی و دیگر منابع به وجود آمده‌است. به گفته ویبری، از آنجا که ابراهیم در داستان نابودی سدوم غایب است، این احتمال وجود دارد که این داستان در ابتدا اساساً ارتباطی با لوط نداشته‌است و این قصه در ابتدا مربوط به مردی که نامش مشخص نیست و نابودی یک شهر دیگر بوده اما نویسنده آن را با قصه ابراهیم ترکیب کرده و نام برادرزاده او را بر روی قهرمان آن نهاده‌است.

🍂 برخلاف باور مرسوم، نویسندگان تورات در روایت‌کردن گناه مردم سدوم، اشاره‌ای به همجنس‌گرایی نکرده‌اند؛ به گفته ویبری، در غیر این صورت، لوط دخترانش را به عنوان گزینه جایگزین پیشنهاد نمی‌کرد، در نتیجه تورات مردم سدوم را به دلیل خشونت جنسی (تجاوز گروهی) که نقطه مقابل مهمان‌نوازی در نظر گرفته شده، شریر و گناهکار محسوب کرده‌است. در واقع منظور از سدومی‌ها از «شناختن» (شناختن در کتاب مقدس به معنای رابطه جنسی است) مهمانان لوط، تجاوز به آن‌ها بوده‌است. به گفته رونالد هندل، در نظر نویسندگان این داستان، تجاوز مرد به مرد، عملی تحقیرکننده محسوب می‌شده‌است. در نتیجه، پیام داستان این است که مردم شهر به جای مهمان‌نوازی (کاری که لوط و ابراهیم انجام دادند)، قصد تحقیر مهمانان را داشتند. خدا همچنین به ابراهیم می‌گوید که همه مردم سدوم گناهکارند، اما در داستان هیچ اشاره‌ای به زنان سدوم نشده که از به عقیده ویبری، حداقل نشان می‌دهد «همه مردم سدوم» گناهکار نبوده‌اند.

🍂 در داستان ابراهیم، یهوه به همراه دو نفر دیگر به ملاقات او می‌رود و خبر تولد اسحاق را به او می‌دهد. سپس یهوه نزد ابراهیم می‌ماند و آن دو فرد دیگر، راهی سدوم می‌شوند. ملاقات میان انسان‌ها و خدایانی که خودشان را شکل آدم‌ها کرده‌اند، مضمونی رایج در جهان باستان بوده‌است؛ شاعر رومی اووید افسانه‌ای مشابه دربارهٔ خدایانِ آدم‌نما نقل کرده‌است. راوی در زمان ملاقات لوط با آن دو پیام‌آور، رفتار او را با ابراهیم مقایسه کرده‌است؛ ابراهیم در زمان ملاقات با آن‌ها به سمتشان «دوید» تا ملاقاتشان کند اما لوط «بلند شد» تا آن‌ها را ببیند. ابراهیم با کیک آرد و لوط با نان فطیر از آن‌ها پذیرایی کرد. ابراهیم در زمان غذا خوردن آن‌ها کنارشان ایستاد اما لوط با آنان هم‌غذا شد. ملاقات این دو با لوط در دروازه شهر انجام می‌شود؛ در گذشته، ورودی شهرها محل انجام کارهای اداری و تجاری آن شهر بود و به نظر نویسنده می‌خواهد بگوید لوط به حکومت سدوم رسیده‌است.

🍂 بخش فرار لوط از شهر و تبدیل زن او به ستونی از نمک، به سرگذشتِ ائورودیکه و شوهرش اورفئوس (در اساطیر یونان) شباهت زیادی دارد. در زمان فرار اورفئوس و ائورودیکه از جهانِ مردگان، به آن‌ها گفته شده‌بود، ائورودیکه پشت سر اورفئوس حرکت کند و اورفئوس نباید تا زمان رسیدن به جهانِ زندگان، عقب را نگاه کند، اما اورفئوس به عقب بازگشت و ائورودیکه، از جلوی چشمانش محو شد. بی.تی. آرنولد معتقد است که نویسندۀ داستان قصد داشته با تبدیلِ زن لوط به نمک، برای شباهت ستون‌های نمک درۀ اردن به انسان، توضیحی ارائه کند.

🍂 رونالد هندل معتقد است که تجاوز دختران لوط به او، در واقع، سزای عمل لوط در پیشنهاد دادن دخترانش به مردان شهر است. داستان رابطه جنسی لوط و دخترانش، مضامین مشترک و مشابهی با دیگر آثار مذهبی و داستانی در این سبک، مثل لولیتا، دارد؛ در اغلب این داستان‌ها، شامل قصۀ لوط، داستان‌پرداز «پدر بیچاره» را «بی‌گناه» و «دختر اغواگر» را «گناهکار» نشان می‌دهد؛ در این داستان، لوط حتی هوشیاری هم ندارد؛ زیرا توسط دخترانش مست شده‌است. به‌طور مشابهی، در بیشتر داستان‌ها، مادرِ قصه غایب است و غیبت او در وقوع رابطه پدر-دختر، نقشی حیاتی ایفا می‌کند؛ در این داستان زن لوط غایب است، زیرا خدا او را کشته‌است.

🍂 به‌گفتۀ دانشنامۀ جودائیکا، داستان لوط قویا یادآوری‌کنندهٔ داستان نوح است. هر دوی این‌ها، در نسلی گناهکار زندگی کردند و نهایتاً خدا تصمیم گرفت با نیروهای طبیعی خود مردم را نابود کنند؛ اما نوح و لوط به همراه خانواده‌هایشان نجات پیدا کردند. در پایان این داستان، دختران لوط به او تجاوز می‌کنند و در پایان آن داستان، حام نوح را برهنه می‌بیند. پیام هر دو پایان‌بندی نسل شرم‌آور همسایگان اسرائیل (کنعان، موأب و عمون) است. به عقیدهٔ فان سترز، ماجرای لوط و نابودی سدوم همچنین در داستان یونس که قصه‌ای طنز است به سخره گرفته شده؛ در آن داستان، یونس اصرار زیادی دارد که خدا نینوا را نابود کند، اما خدا درخواستش را رد می‌کند، زیرا نگران سرنوشت مردم شهر است.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin