نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘 دربارۀ کتابِ «از بغداد به مرو؛ بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز»
(۱/۲)
✍🏻#رضا_اغنمی

🍂 مسئلۀ ایمان به مبداء آفرینش و نقد دین در تاریخ فرهنگی ایران، از سابقۀ دیرینه‌ای برخوردار است. همانگونه که مترجم نیز در در پیشگفتار اشاره کرده که ایمان را نباید در حوزۀ عقل و خرد وارسید. باور به خدا و مناسک عبادی، خواستن و شیفتگیِ دلخواه هر انسانی‌ست به آفریننده‌ای که در دلِ خود، طاعت و بندگی او را پذیرفته، و یا به بُت و گیاه و جماد و جانداری دلبسته شده و پرستش او را برگزیده‌است، و سرودۀ نظامی گنجوی را در خسر وشیرین آورده‌است:
قیاس عقل تا آن جاست بر کار
که صانع را دلیل آید پدیدار
مده اندیشه را زان بیشتر راه
که یا کوه آیدت در پیش یا چاه
چو دانستی که معبودی ترا هست
بدار از جستجویِ «چون‌و‌چه» دست

با چنین سابقۀ سنگینی در فرهنگ ایران، کار شایسته و قابل تقدیر مترجم کتاب را باید ستود که در آشفته‌بازار کنونی، با توجه به ناآرامی‌های منطقه و جنگ‌های مذهبی در کشورهای اسلامی، حلقه‌های اتصال ادیان ابراهیمی را یادآور شده‌است.

🍂 جالب اینکه نویسنده، پژوهش خود را با عنوان «بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز» خوانده و سعی بر این دارد که مواضعِ مشترک یهودیت و مسیحیت و اسلام را از اکنون، به آغاز نشان دهد. همو پس از گفتاری کوتاه دربارۀ ادیان چندخدائی، در یکتاپرستی، با اولویت قرار دادنٍ یهود، مسیحیت و اسلام را «دیرآمدگان» و یا «متأخرین» می‌نامد، و فصول مشترک را در «نقش ویژۀ مسیحیت و اسلام» توضیح می‌دهد:
«مسیحیت یکتاپرستی یهودی را به ارث برد. یعنی جنبۀ جهانی‌بودن آن را. و درست با همین ابزار، خود را از «قیود قومی» یهودیت رها ساخت. مسیحی‌شدن بدونِ «ختنه و شریعت». اسلام از مسیحیت «ایرانی – سوری» برآمده‌است و از آنجا که در اسلام، زبان و ذهنیت عمدتا آرامی‌ست، تورات و تصورات یهودی در آن، نقش قدرتمندی ایفا می‌کند.

در اینجا نزدیکی زبانی مسیحیان آرامی، به محیط یهودی پیرامونش مهم بوده‌است، ولی برخلاف ادعاهای تاکنونی، مسیحیان یهودی بر اسلام تإثیری نداشته‌اند؛ زیرا وجود آن‌ها به هنگام پیدایش قرآن، به اثبات نرسیده‌است. به‌عکس، کل مسیحیت سوری، به‌ویژه در اشکال آغازینش، عمیقا در سنت توراتی، شباهت‌های بسیاری دارا بود».

🍂 با چنین زمینه‌هایی‌ست که نویسنده از «استقلال جنبش قرآنی و تبدیل آن به یک دین نوین یا اسلام» سخن می‌گوید. از هجوم لشگریان مسلمین از طریق دریا به اسپانیا در سال ۷۱۱ م، بحث کشورگشائی مسلمین و درگیری با مسیحیان را ادامه می‌دهد و نظر برآورده‌نشدۀ اسلام‌شناس مشهور، فردریش شوالبی، که درسال ۱۹۱۹ اعلام کرده‌بود:
«هنوز متکلمین [مسیحی] به این آگاه نیستند که اسلام، به تاریخ مسیحیت تعلق دارد. علم کلام قرآنی و مسیحی، هر دو جزو الهیات، یا دقیق‌تر گفته شود، الهیات مسیحی سوری بودند».


🍂 دربارۀ «احادیث»، نتیجه‌گیریِ نهائی نظرِ نویسنده، خلافِ نظرِ خیلی از پژوهشگران، شنیدن دارد. با ارجاع به روایتی از آلبرشت نوت در «زندگینامۀ محمد» نشان می‌دهد که سیره، کاملا تحت تأثیر «الگوهای انجیلی» قرار گرفته‌است، و سپس اشاره می‌کند به تاریخ طبری که حدود ۱۰۰ سال بعدتر نوشته‌شده، در همان نیز «الگوها و دست‌مایه‌های انجیلی به خدمت گرفته می شوند» با چنین نگاهی در بهره‌گیری از این الگوها اضافه می‌کند که:
«دستمایه‌های انجیلی یک چیز نوین شکل می‌گیرد. داستان‌هایی از آغاز و تاریخ صدر یک دین نوین به نگارش می‌آید که محمد، پیامبر عرب، به فرمان خدا پایه‌گذاری می‌کند».

اینجاست که باید که شرف و وجدان سالم پژوهشگر راستین، فارغ از دین و مرام و مقام برجسته می‌شود.

🍂 در «مشاهدات دین‌شناختی دربارۀ آغاز و شکل‌گیری اسطوره‌ها در ادیان همگانی» که بسی آموزنده و پربار است، اسطوره را می‌شکافد؛ از فاصله‌های تاریخی، به‌ علت عدم دسترسی تاریخی و غیرممکن‌بودنِ زمانِ درستِ وقایع که به‌یقین با صحت و سقم حوادث رابطه دارد، توضیحات لازم را یادآور می‌شود:
«از «کتابت عهد عتیق از زمان تبعید یهودیان [به بابل] یعنی سدۀ ۶ پیش از میلاد آغاز شد. دراینجا می‌باید بین داستان موسی و ابراهیم که به ۱۰۰۰ سال پیش از کتابت عهند عتیق، یا داستان خروج موسی و خروج او از مصر که ۶۰۰ سال پیش از آن برمی‌گردد، پلی زده می‌شد. نوشته‌های زرتشتی حتی باید فاصلۀ زمانی بزرگ‌تری را پر می‌کردند».


🍂 نمونه‌های بالا در فهم اسطوره، با پیامی که به دنبال دارد، قابل تأمل است: «دین آن‌گونه درک شود که در زمان نگارش اولیه‌اش درک می‌شد». و این پیام نغز و سنجیده، منادی بیداریِ زمانۀ ماست، در تکان اندیشه‌های خواب رفته! در محیط های متقارب قرآن.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘 دربارۀ کتابِ «از بغداد به مرو؛ بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز»
(۲/۲)
✍🏻#رضا_اغنمی

اشاراتی به مرو

این بخش کتاب با روایت‌هایی از «محیط‌های متقارب»، با نگاهی دقیق به گذشته‌ها، خواننده را با محیطِ فرهنگیِ زمانۀ شکل‌گیری قرآن آشنا می‌کند. با توجه به متون آیاتِ قرآنی و کمک همان متون، با نگاهی تردیدآمیز به منطقۀ بدوی مکه و مدینه دارد، می‌نویسد:
«اظهارات قرآن نمی‌توانند در شبه‌جزیرۀ عربستان، یا دقیق‌ترگفته شود، در مکه و مدینه به وجود آمده‌باشند. تقریبا تمامی ویژگی‌های متون قرآن و به‌طور روشن‌تر پس‌زمینه‌های فراوان ادبی و دین‌شناسی، نشان می‌دهند که مکه و مدینه، محل شکل‌گیری قرآن نبوده‌اند؛ چگونه یک پیامبر که بی‌سواد بوده، تمامی این سنن دینی متنوع را می‌شناخته و می‌توانست با آنها برخورد کند؟ اینکه چه چیزی برای او و مردم درآنجا جالب بوده را می‌توان در سیره خواند».


🔻و سپس اشاره‌ای دارد به:
«کریستف لوکزبرگ نشان داده‌است تأثیرات «گویش» سوریۀ شرقی در زبان قرآن، بر این نظریه صحه می‌گذارند. همچنین علم کلام قرآن، مفاهیم، دستمایه‌ها و الگوهای بی‌شماری از سنت ایرانی را در خود دارند».


🔻نویسندۀ کتاب از سکه‌ها و سنگ‌نبشته‌های قبةالصخره در اورشلیم، یاد کرده و آنها را گواه و سند سخن خود قرارداده‌است:
«عبدالملک طبق شهادت یکی از سکه‌هائی که در سال ۷۵ هجری (۶۹۶ میلادی) ضرب شده، اهل «مرو» بوده‌است، و نه آنطور که او را یه خاندان مروانیان که خاستگاهشان مکه بوده، وابسته ساختند. به‌عکس او، اهل شهر مرو که امروزه در جنوب ترکمنستان قرار دارد، یوده‌است؛ زیرا پیشوند «ان» را باید به‌زبان فارسی فهمید که معنی «اهل... » یا «از» می‌باشد».


🍂 اضافه می‌کند که «عبدالملک که حاکمیت قطعی او درسال ۶۰ عربی آغاز گردید در سال ۶۶ عرب‌ها فرمان ضرب یک سکه داد که «محمت» برای نخستین بار با عنوان رسول الله (فرستاده خدا) تزئین شد.

🍂 سومین رد پای مرو درخود قرآن در سورۀ، آیه ۱۵۸ است. نویسنده در بخش ۴.۵.۲ مرو، مارگیانا و بلخ، با اشاره به حفاری‌های باستان‌شناسی در سرزمین پهناوری واقع در شمال ترکمنستان، توضیحات بسیار مفیدی از تمدن کهنسال آن مناطق یادکرده می‌نویسد:
«تقریبا از ۱۷۰۰ سال پیش، این منطقه از یک فرهنگ با شکوه برخوردار بود که بی‌شباهت به فرهنگ‌های بزرگی مانند بین النهرین و مصر و یا هند نبود. به دلیل پرآبی، کشاورزی در این منطقه رونق داشت و از جمعیت بسیار زیادی برخوردار بود ...».

🍂 نویسنده، در پی این توضیحات که به نظر میرسد مقدمه‌ای بوده برای فصل پایانی با عنوان «مرو بعنوان خاستگاه جنبش قرآنی»، با توصیف شهر بزرگ مرو، با ذکر اینکه «منشاء اقوال قرآن را جستجو کرد»، دربارۀ مراکز فرهنگی و نظام اداری واحد کشور و جریان دائمی و فعالِ مراکز نحله‌های فکری گوناگون در کنار تصورات هلنیستی، و زبان و فرهنگ سوریِ بسیار قدرتمند، ترجمۀ متون نیایشی مسیحی به فارسی میانه و متون تفسیری از آئین زرتشتی و...، مرو را به احتمال بالا، منشاء اقوال قرآن می‌داند.

🍂 پاورقی‌های ضمیمۀ نویسنده و مترجم، حاوی ۴۷ برگ، بیانگر دقت و علاقۀ هر دو در تبیین واقعیت‌ها و زدودن تاریکی‌ها از تاریخ است.


#نقد_کتاب #بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دعوت به مناظره در نقدآگین

📌 فقط و فقط در این موضوع مسیج بدهید [ارسال‌کنندۀ هر پیام‌ خارج از موضوع بلاک می‌شود]:
@sal_ashkan

#خبر_نقدآگین


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنای «تاریخ رستگاری»
— جلسۀ اول

🎙سلسله جلسات گفتگوی دو دوستِ پژوهشگر در حوزۀ تاریخ ایران، اسلام و ادیان، دکتر #محسن_بنائی و #آرمین_لنگرودی

🍂 «تاریخ رستگاری» چیست؟ دکتر محسن بنائی (نویسندۀ برخی مقالات با نام مستعار مزدک بامدادان) و آرمین لنگرودی، دو پژوهشگر در حوزۀ «تاریخ ادیان و اسلام و همچنین تاریخ ایران»، این اصطلاح را در مصاحبه‌ها و مقالاتی از خود به‌کار برده‌‌‌اند، اما این اصطلاح در نظرِ غالبِ مخاطبان فارسی‌زبان، با پس‌زمینۀ نگرش اسلامی-شیعی، ابهام‌آمیز جلوه می‌کرده و در موقعیت‌های مختلف، موضوع طرحِ سوال‌هایی از این دو محقق شده‌است. از این رو، تصمیم بر آن شد تا در این فرصت، به واکاوی بیشتر معنایِ این اصطلاح بپردازند.

🔗 تماشا در
یوتیوب نقدآگین| اینستاگرام نقدآگین (قسمت یکم - قسمت دوم)


🗄 پست‌های مرتبط (اینجا)

#بازاندیشی #اختصاصی_نقدآگین


🌾 @Naqdagin
معنای تاریخ رستگاری - ج یک
@Naqdagin
🎧 معنای «تاریخ رستگاری»
— جلسۀ اول

🎙سلسله جلسات گفتگوی دو دوستِ پژوهشگر در حوزۀ تاریخ ایران، اسلام و ادیان، دکتر #محسن_بنائی و #آرمین_لنگرودی

🍂 «تاریخ رستگاری» چیست؟ دکتر محسن بنائی (نویسندۀ برخی مقالات با نام مستعار مزدک بامدادان) و آرمین لنگرودی، دو پژوهشگر در حوزۀ «تاریخ ادیان و اسلام و همچنین تاریخ ایران»، این اصطلاح را در مصاحبه‌ها و مقالاتی از خود به‌کار برده‌‌‌اند، اما این اصطلاح در نظرِ غالبِ مخاطبان فارسی‌زبان، با پس‌زمینۀ نگرش اسلامی-شیعی، ابهام‌آمیز جلوه می‌کرده و در موقعیت‌های مختلف، موضوع طرحِ سوال‌هایی از این دو محقق شده‌است. از این رو، تصمیم بر آن شد تا در این فرصت، به واکاوی بیشتر معنایِ این اصطلاح بپردازند.

🔗 تماشا در:
تلگرام نقدآگین| یوتیوب نقدآگین| اینستاگرام نقدآگین (قسمت یکم - قسمت دوم)


🗄 پست‌های مرتبط (اینجا)

#بازاندیشی #اختصاصی_نقدآگین



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنای تاریخ رستگاری
برشی از جلسۀ اول

🎙#آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخ ادیان و اسلام، نویسندۀ کتابِ «ارتداد در مسیحیتِ آغازین و نقشِ آن در پیدایش و گسترشِ اسلام»)

🔸نویسندگانِ کتب و قصصِ ادیان نابغه‌هایی خلاق و داستان‌سرا نبوده‌اند، بلکه از شابلون‌هایی مشابه بهره می‌جستند

🔸در تطور ادیان، کار بجایی کشیده می‌شود که دیگر گذشته و تاریخ اهمیتش را از دست می‌دهد، که می‌تواند به هر نحو دستکاری شود و توالی زمانی نیز اهمیتش را از دست می‌دهد؛ برای مثال، وقتی در قرآن می‌خوانید که مریم را «خواهر هارون» (برادر موسی) می‌داند، ضرورتا نشانۀ احمق‌بودنِ نویسندگان قرآن نیست، بلکه در حال بهره‌گیری از یک ابر-روایت تاریخی و شابلون هستند

🔸دست‌بردن در تاریخ در ادیان گنوسی به اوج خود می‌رسد

🔗 تماشای ویدیوی کامل در یوتیوب نقدآگین


🗄پست مرتبط
📻 بنی‌قریظه؛ از اسطوره تا واقعیت
📻 سرقت ادبی ادیان سامی از اساطیر سومر
📻 از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی
📓الواح سومری
📓ریشه‌های سومری قرآن و بایبل
📺 افسانهٔ طوفان نوح

#اختصاصی_نقدآگین #بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنای تاریخ رستگاری
برشی از جلسۀ اول

🎙دکتر #محسن_بنائی (پژوهشگر تاریخ ایران و اسلام و نویسندۀ کتابِ «مغاكِ تيرۀ تاريخ؛ اسلام چگونه پدید آمد؟»)

🔸تا قبل از طرح تحقیقات بازنگرانه، نگاه غالب میان مردم این بود که تاریخ‌نگاران، سایه‌به‌سایۀ محمد و دیگر صحابی را تعقیب می‌کردند و اعمال و گفتارهای بی‌شمار آن‌ها را در علن و خفا، در هر ساعتی از شبانه‌روز، یادداشت می‌کردند

رفتارهای غیراخلاقی محمد و علی در تاریخ‌نگاری عباسی (اسلامی) چه معنایی دارند؟ اگر واقعا با تاریخ‌نگارانی تا این حد منصف و صادق مواجهیم، باید همۀ ما مسلمان شویم!

🔸حرکت مزورانۀ خمینی در مواجهه با تاریخ که بشکلی مشابه، مبنای روایت‌‌‌سازی‌ها و تاریخ‌تراشی‌ها در گذشته بوده‌است

🔸ماجرای حدیثی منسوب به عایشه که یک زن، از طریق شیر دادن به یک مرد بالغ، محرمش می‌‌شود!

تاریخ رستگاری به‌شکل مختصر مفید چه تعریفی دارد؟

🔗 تماشای ویدیوی کامل در یوتیوب نقدآگین


#اختصاصی_نقدآگین #بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنای تاریخ رستگاری
برشی از جلسۀ اول

🎙#آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخ ادیان و اسلام، نویسندۀ کتابِ «ارتداد در مسیحیتِ آغازین و نقشِ آن در پیدایش و گسترشِ اسلام»)

یهودی‌ستیزی و دشمنیِ اسلام و مسیحیت با یهودیت چه مبنایی داشته‌است؟

🔸تعارضات ادعایِ «یکی بودن ادیان» و «ادامه‌دهندۀ دین سابق بودن» با «طرحِ دین جدید»

فرق ادیان توحیدی و ادیان دیگر چیست؟ دعوای صفویه و عثمانی بر سر چه بود؟

🔗 تماشای ویدیوی کامل در یوتیوب نقدآگین


🗄پست‌ مرتبط
📕تک‌خدایی، آغازِ بدویت و جاهلیت
📕هولوکاست الهی در فرجام‌شناسی اسلامی
📕برشی از «یهودی‌ستیزی و سبب‌شناسی تنفر»

#اختصاصی_نقدآگین #بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنای تاریخ رستگاری
برشی از جلسۀ اول

🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی

افزوده‌ها بر قرآن (سنت و حدیث) چه کارکردی داشتند و چرا ساخته شدند؟

«#سنگسار» و «ختنه» چگونه با وجود آنکه در قرآن نبودند، بخش مهم و جدایی‌ناپذیرِ اسلام شدند؟ خصوصا در اسلام شیعی که امامان را «ختنه‌زاده» می‌دانند؟

بُزخور-شدنِ بخشی از قرآن به‌روایت عایشه و عمر متضمن چه تناقضات مهیبی‌ست؟ و چرا این بُزِ قرآن‌خور (برخلافِ موریانه‌ای که «باسمک اللهمِ» پیمان‌نامۀ صلح مشرکین را نخورد) توسط تاریخ‌نگاران عباسی خَلق شد؟

🔸مشابهتِ ادعای بُزخور‌-شدنِ برخی آیات قرآن و فرآیندِ رهبر شدنِ خامنه‌ای توسط شیخ خاطره و خواب (هاشمی رفسنجانی)

🔸قرآن در آغاز خود یک بیان تبلیغی فرقِ یهودی-مسیحی بوده‌است

🔗 تماشای ویدیوی کامل در یوتیوب نقدآگین


🗄پست مرتبط

📺 چرا مردان باید ختنه شوند؟
📺 محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی
📺 حرمت شراب و هویت مؤلفان قرآن
📕نامه‌هایی برای محمد پیامبر
📕در باب ختنه

#اختصاصی_نقدآگین #بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
🏞 یک زن ایرانی را قبل از سنگسار به‌جرم زنا تا کمر در خاک دفن می‌کنند

چگونه #سنگسار با وجود آنکه در قرآن نبود، بخشی جدایی‌ناپذیرِ از اسلام شد که تا قرن ۲۱ نیز ادامه یافته؟ در این باره در جلسۀ اول از گفتگو پیرامون «معنای تاریخ رستگاری» بحث شد.

🔻گوشه‌ای از احکام جزاییِ ساسانیان که در دین عربی‌شدۀ امپراتوری [از آنجا که سنگسار در قرآن جایی نداشت، احتمالا از آن‌ یا از یهودیت، وام‌گیری و وارد اسلام شد]:
اعدام با شمشیر
صلیب
کندن پوست بدن
پر کردن پوست با کاه
سنگسار
زنده به‌ گور کردن در دیوار
له کردن زیر پای فیل
آویزان کردن با انگشت و ریختن سرکه و نمک بر زخم‌ها
قطعه‌قطعه کردن اندام بدن
کندن پوست صورت
ریختن سرب داغ در چشم یا گوش
کندن زبان
فروکردن جوال‌دوز در چشم
ریختن سرکه و خردل در چشم و دهان
کندن گوشت با شانۀ آهنین تا رسیدن به استخوان و ریختن روغن و نفت و آتش زدن محل
اعدام با آتش
مجازات معروف به « نه مرگ»: قطعه‌قطعه کردنِ تدریجی بدن
توقیف اموال شخصی، اجبار به اعمال شاقه همچون راه‌سازی، سنگ‌شکنی درخت‌بری و قطع چوب


📚 ایران در زمان ساسانیان، نوشتۀ دکتر آرتور کریستن سن، صفحاتِ ۴۱۵ - ۴۱۶


#بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
rajm-e sangsar1.pdf
2.3 MB
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای درون‌دینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی

✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند

📒تعداد صفحات: ۲۵۲

🗄پست مرتبط

📺 خلقِ بز قرآن‌خور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام

#بازاندیشی #کتاب


🌾 @Naqdagin | @baznegari
📘تفاوت حساسیت‌ها میان عصر پیامبر با اکنون
— بریده‌ای از کتاب نسخ سنگسار

✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند

🍂 وقتی پیامبر و یارانش از کارزار بر‏می‌‏گشتند و در منزلگاه ماقبل مدینه اُطراق می‌‏کردند، حضرت از ایشان می‏‌خواست همان‏جا بخوابند و در تاریکی شب به خانه نروند! علّت این رهنمود چیست؟! روایات زیر را بخوانید تا هم علت را دریابیم و هم پی به استبعاد سنگسار در شریعت اسلامی ببریم:
«پس از این‏که رسول ‏خدا (ص) از جنگ خیبر و وادی‌القری با غنائمِ بدست ‏آمده فارغ شد، رو به مدینه نهاد و در منزلگاه جرف به یارانش چنین سفارش کرد: پس از نماز عشاء وارد خانه‌هاتان مشوید. امّا مردی از میان حاضرانِ در منزلگاه شبانه به خانه رفت و چیزی را که نباید، دید. او در پیِ این ماجرا زن را آزاد گذاشت که برود ولی قطع رابطه نکرد. او از وی دارای فرزند بود و خودش را هم دوست می‏داشت به همین خاطر دلش نیامد که از او جدا شود و وی را طلاق دهد. آری مَرد از دستور رسول‏ خدا (ص) سرپیچی کرد و به بلای رؤیتِ آن صحنه زشت گرفتار آمد».

«هنگامی‌که رسول‏ خدا (ص) از سفری بازگشت و در مُعرّس اطراق کرد به همراهانش گفت: شبانه وارد خانه ‌هاتان نشوید امّا دو نفر از همان کسانی که سخن حضرت را شنیده بودند، در همان تاریکیِ شب راه افتادند و بر خانواده وارد شدند که بناگاه هر یک از آن دو، مردی را همبسترِ زنش دید».


🍂 در نقل مشابهِ زیر، پیامبر خود اشاره می‌‏کند که علت نهیش، عدم مواجهۀ شوهر با صحنۀ خیانت همسر است:
«وقتی رسول‏خدا(ص) در معرس فرود آمد به منادی دستور داد که با فریاد بگوید شب‏ هنگام بر همسران‏تان وارد نشوید! امّا دو نفر از ایشان عجله کردند [یعنی در اردوگاه نماندند و شبانه روانه خانه ‏هاشان شدند] و هر دو، زن‏شان را با مردی یافتند. آن دو موضوع را به رسول‏خدا گزارش دادند و حضرت گفت: مگر اعلام نکردم که در تاریکی شب به خانه نروید».


🔻ملاحظه کردید زنان فوق چه بی‌خیال در غیاب شوهران رزمنده‏‌شان، بی‌‏هیچ نگرانی از کیفری سخت، تن به زنا می‏‌دادند! زنا در میان زنان شوهردار چنان ساده اتّفاق می‌‏افتاد که حتی در إزای تقدیم کاسه‌‏ای شیر، راضی به آن می‏‌شدند، ولو در آن‌‏حال، شوهرشان در رکاب رسول‏ خدا مشغول پیکار علیه دشمنان بود:
«رسول‏ خدا (ص): هرگاه برای پیکار در راه خدا از شهر کوچ می‏‌کنیم فردی، همچو بُزِ نری تهییج‏ شده، به سروقتِ همسران‏مان می‏‌رود و با دادنِ مقداری شیر، با آن‏ها همبستر می‌‏شود! مگر این‏گونه افراد بدستم نیفتند، وگرنه سخت مجازات‏شان می‏‌کنم»...

(نسخ #سنگسار توسط اسلام ص ۲-۱۳۱).


#بازاندیشی #گزیده‌کتاب


🌾 @Naqdagin | @baznegari
📘رجم ≠ #سنگسار
— بازنگری در روایات رجم

✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند

مقدّمه: مجازات رجم در روایات مربوطه دارای دو تفسیر است:
۱- قتل زانی، با پرتاب سنگ‏‌های کُشنده.
۲- تأدیب زانی، با پرتاب سنگ‏ریزه به اندام غیر حساس.

🍂 روایاتی که در آن‏ها هدف کشتن زانی نیست و برای اجرا، امر به استفاده از سنگ‌‏های کوچک شده و حتی پرتاب‏‌کنندگان را از زدن به جاهای حساس و نیز از روبرو زدن برحذر داشته (و چه بسا تدابیری در شدت نداشتن ضربِِ پرتاب نیز اتخاذ شده) را می‌‏توان در ذیل همین تفسیر اخیر جای داد.

گام ‏به‏ گام تا پذیرش واقع‌‌بینانۀ رجم

اکثریت فقها رجم را با اتّکا به روایات متعدد، حکم اسلام می‏‌دانند، ولی اقلیتی از ایشان، تشریع آن را بدلیل عدم مطابقت با قرآن (و سپس با تضعیف روایات مربوطه) زیر سئوال برده و به ردش می‏‌پردازند. اینک برای این‏که کیفر رجم را بتوان حکمی اسلامی قلمداد کرد، و در عین حال دغدغه ‌های هر دو گروه اکثریت و اقلیت را مورد ملاحظه قرار داد، می‌‏بایست گام‏های زیر را پذیرفت:

گام اول- پذیرش صدور روایات

ما با انبوهی از روایات رجم در جوامع حدیثی روبرو هستیم. یک برخورد با این روایات این است که آن‏ها را به‌دلیل تقابل با حکم قرآن (البته اگر رجم را عبارت از سنگسار کنونی بدانیم) نپذیریم و با تضعیف سند یا متن، کنارشان گذاریم، اما دیگر راهِ مواجهه، اذعان به صدور آن‏هاست. کثرت روایات چنان است که احمد قابل را بر آن داشته که قائل به "تواتر اجمالی" در این باره شود؛ به این صورت که اصل رجم در روایات مربوطه را بعنوان امری متواتر پذیرفته، ولی البته تعریف، هدف و کم ‏و‏کیفش را اختلافی و قابل بحث می‌‏داند. برای آگاهی از کثرت روایات رجم می‌‏توان به وسائل‌ الشیعه (نیز کنزالعمّال) و صفحات زیادی که در آن به این امر اختصاص یافته، مراجعه کرد؛ بنابراین، اولین گام در این مسیر، عبارت از پذیرش اجمالی صدور روایات رجم است.

گام دوم- هدف از رجم تنبیه و تنفیر است و نه قتل و معدوم ساختن
همان‏طور که توضیح دادم، غایت رجم در روایات مربوطه، یکی از این دو مورد است:
۱- قتل، با رعایت تمهیدات منجر به قتل (استفاده از سنگ‌‏های کُشنده، زدن به هر جایی از بدن، بستنِ محکوم و...)؛

۲- تنبیه، با رعایت تمهیدات منجر به تنبیه، نه بیش‏تر نه کم‏تر (استفاده از سنگ‌‏های ریز، زدن به جاهای غیرحساس، خاتمه ( رجم با اصابت شمار معتنابهی سنگریزه به اندام محکوم).

🍂 اگر اجمالاً قائل به «صحت روایات رجم» باشیم، در این صورت بنا به دلایل فقهی و حدیثی، که شرح خواهم داد، می‏‌بایست آن دسته از روایات متعدّدی را پذیرفت که فاقد «قصد قتل» بوده و هدف از رجم را عبارت از «تنبیه و ایذاءِ محکوم» و «ابراز تنفّر از کار زشتش» می‌‏دانند.
صادقی تهرانی (فقیهِ تازه‏ درگذشته ) و نیز جواد فخّار طوسی، به‌خوبی همین تعریف از رجم را مورد توجّه و پردازش قرار داده‌‏اند.

🍂 بنابراین دومین گام در این مسیر، توصیف رجم به «تأدیب و طرد» با «پرتاب ریگ و سنگ‌ریزه» است.

گام سوم- عدم تعارض رجمِ تنیهی با قرآن
قدم سوم این است که رجمِ موصوف را سازگار با کیفر موجود در قرآن (و یا دستِ‏ کم فاقد تعارض با آن) بدانیم. برای این مهم، می‌‏توان به یکی از این دو توجیه پرداخت (گفتنی‌ست این اقدامِ توجیهی، بدان دلیل است که اسمی از کیفر «رجم» در قرآن نیامده‌است):

توجیه ۱- چه بسا این رجمِ تنبیهی تنفیری، مصداق رایجی در عصر پیامبر، برای ایذاء مذکور در آیۀ ۱۶ سوره نساء «واللذان یأتیانها منکم فآذوهما» بوده‌باشد؛ همچنان‏که «کتک‏ زدن با لنگه‏‌کفش» نیز از دیگر مصادیق ایذاءِ زانی بوده‌است. بر این اساس باید «مثنّی» بودنِ «اللذان» را در اشاره به مرد و زن دانست.

توجیه ۲- «رجمِ» موصوف را مجازاتی مازاد بر «جَلدِ» قرآنی، البتّه نه بدلیل عمل زنا (زیرا قرآن به‌ذکر کیفرِ زنا و فاحشه پرداخته) بلکه بدلیل خیانت جنسی (که سنّت به ذکر کیفر آن پرداخته) بگیریم. توضیح این‏که، مجازات جَلد را بنا به اطلاق آیه ۲ سوره نور و بنا به روایات متعدد (که خواهم آورد) ناظر به همه (چه متأهل چه مجرّد) و ناشی از وقوع زنا بدانیم، ولی رجم را بنا به سنّت، ناظر به متأهل‏‌ها و ناشی از خیانت جنسی (که در مجردها وجود ندارد) بگیریم.

🔺به این ترتیب، مجازات متأهلان (که از آن به «زنای محصنه» یاد می‌‏شود) عبارت از «جَلد+رجم» می‏‌گردد که از آن به «کیفرِ جمع» تعبیر می‌‏شود و شواهد رواییِ متعددی دارد و نیر رأی غالب فقها نیز همین بوده است.

(نسخ سنگسار توسط اسلام ص ۱۴-۱۱).


#بازاندیشی #گزیده‌کتاب


🌾 @Naqdagin
📘تعارضِ #سنگسار با «اساس هدایت» و «مجوّزهای قتل»

✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند

«هدف اسلام بازداشتن مردم از منکرات و اعمال زشت بوده‌است و نه کشتن آنان به‌دلیل ارتکاب اعمال منکر. کشتن انسان‌ها به دلیل ارتکاب عمل زشت با اصلِ هدایت منافات دارد».

🍂 زنا در قرآن، در ردیف «فحشا و کار زشت» است و با «جنایات» («قتل و افساد فی‌الارض») تفاوت دارد. اگر مرتکب عمل زشت را باید کشت، در این صورت، اصل اساسیِ «هدایت و اصلاح» به چه کار می‌‏آید؟ آیا آن کیفر، اعلام تعطیلیِ این اصل قرآنی نمی‏‌باشد؟ آیا معدوم‌ساختنِ زانی، پاک‌کردنِ صورت مسئله و ناشی از فقدان برنامۀ ارشادی و اصلاحی نیست و به تضعیف اصل هدایت (که تلاشی قرآنی برای حلّ مسائل است) نمی‌انجامد.

🍂 نیز اگر این قتل از راه سنگسار باشد موجب تعطیلی اخلاق نیست؟ اگر حکم مرتکب زنا را به آیات "هُدیً للنّاس" و "یزکّیهم و یعلّمهم" عرضه کنیم، آیا از این نوع آیات می‌‏توان به اعدام و قتل، آن ‏هم به‌روش سنگسار رسید؟

🍂 اگر حکم زانی را از سنّت استفتاء کنیم، در این صورت آیا با توجه به آیۀ «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظ‌القلب لانفضوّا من حولک»، که نفی سنگدلی از حضرت (ص) و اثبات نرم‌خوییِ وی است، می‌‏توان به سنگسارِ سنگدلانه، آن‏هم در قبال "پیروانِ" خطاکار رسید؟ انتخاب روش سنگسار با کجای آیۀ «لعلی خُلُقٍ عظیم» (بویژه که خود فرمود: بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق) همسویی دارد؟

🍂 آیا اجرای سنگسار به هدایتِ رجم‌کننده می‌انجامد یا به قساوت و سنگدلی‌اش؟ آیا قساوت از طایفۀ نور و هدایت است، یا از قبیلۀ تباهی و ظلمت؟ تداومِ پرتاب سنگ به سر و صورت و اندامِ کسی که ضجه می‌زند و فوارۀ خون از وی جاری‌ست، ضامن چه بخش از تربیت و رشدِ رجم‌کننده می‌باشد؟

🍂 قرآن در قبال اعمال زشت (فحشا ، منکر و سیئات) دستور به پرهیز از آن می‌دهد، و نه حکم به قتلِ مرتکبش؛ این درحالی‌ست که در مورد جنایات (قتل نفس و افساد فی الارض)، حق مقابله‌به‌مثل و در نتیجه نابودی قاتل و مفسد فی‌الارض را رد نمی‌کند که این به‌روشنی، گواه تفاوتِ نگاه قرآن در مقوله‌های "عمل زشت" و "جنایت" است:
«و به زنا نزدیک مشوید چرا که آن همواره زشت و بدراهی است * و نفسی را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وی قدرتی داده‌ایم، پس (او) نباید در قتل زیاده‌روی کند زیرا او (از طرف شرع) یاری شده است» [سورۀ اسراء آیۀ ۳۲ و ۳۳].


🍂 چنان‏که ملاحظه شد، تفاوت نگاه قرآن، به‌خوبی از مقایسۀ دو آیۀ فوق (که یکی در مورد زنا و دیگری در مورد قتل نفس است) بدست می‌آید. در این راستا، همچنین می‌توان آیات کیفر زنا (حبس خانگی، ایذاء، قهر و تنبیه، جَلد، انقضاء عدّه) را با آیۀ ۳۳ سورۀ مائده (جواز قتل محارب و مفسد فی‌الارض) مقایسه نمود:
«إنما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الأرض فسادا أن‏يقتلوا أو يصلبوا أو تقطع أيديهم و أرجلهم من خلاف أو ينفوا من الأرض ذلك لهم خزي في الدنيا ولهم في الآخرة عذاب عظيم * إلا الذين تابوا من قبل أن‏تقدروا عليهم فاعلموا أن الله غفور رحيم»


🍂 اساساً مجوّز قتل در فرهنگ قرآن (علاوه بر اوقات جنگ که امری طبیعی‌ست)، محدود به همین دو موردِ «قتل نفس (قصاص)» و «افساد فی الارض (غارت و راهزنی و کشتار)» می‌شود و در نتیجه، جایی برای «قتل زانی» باقی نمی‌ماند:
«من أجل ذلك كتبنا على بني ‏إسرائيل أنه من قتل نفساً بغير نفس أو فساد في الأرض فكأنما قتل الناس جميعاً و من أحياها فكأنما أحيا الناس جميعاً ولقد جاءتهم رسلنا بالبينات ثم إن كثيراً منهم بعد ذلك في الأرض لمسرفون».


🍂 چه بسا از آیۀ اخیر بتوان نتیجه گرفت که خبری از قتل‌ و سنگسارِ زانی، حتی در توراتِ اصیل نبوده و در این راستا، در صورت دلالت متن، می‌توان به آیۀ «خُذ بیدک ضغثاً فاضرب به» (که در دلیل ۱۵ آوردم و به نحوۀ مجازات همسر حضرت ایّوب تفسیر شد) نیز استناد کرد.

🍂 چنان‏که گفتم، برنامۀ قرآن در «پرهیز از فحشا و عدم جواز قتلِ مرتکب» نشان از آن دارد که این کتاب آسمانی در مقولۀ منکرات، فحشا و سیئات، به هدایت و تغییر انسان و تداوم حیاتش می‌اندیشد، و نه جواز حذف وی. به عبارت دیگر، قرآن در مواجهه با «فحشا و منکر»، خواهان زدودنِ فعل (و اصلاح و تغییر فرد) است، و نه نابودیِ فاعل!

🍂بنابراین، با قتل‌ و سنگسارِ مرتکب عمل زشتِ زنا، به این تعارضات با قرآن می‌رسیم:
الف) نادیده‌گرفتن هدایت و اصلاح،
ب) سرکوب اخلاق،
ج) نادیده گرفتن ظرفیت تغییر و اصلاح در انسان،
د) تخریب هدایت در رجم‌کننده،
🔺به همین دلایل، نمی‌توان قتل‌ و سنگسار را در راستای قرآن و در نتیجه، کیفر عمل زشت زنا دانست.

(نسخِ سنگسار توسط اسلام، ص ۱۹۰ تا ۱۹۳ دلیل ۲۰).


#بازاندیشی #گزیده‌کتاب


🌾 @Naqdagin
📘تحریفِ شریعت در خدمتِ خشونت

✍🏻 #بهروز_مرادی

🔻هبت‌الله آخوندزاده رهبر رژیم طالبان افغانستان گفته‌بود:
طالبان به #سنگسار زنان و شلاق‌زدن زناکاران در ملاءعام ادامه خواهد داد؛ چون این احکام، جزیی از شریعت اسلامی می‌باشند.


🍂 در قرآن به‌هیچ‌وجه از سنگسار سخنی به میان نیامده و بنابراین، حکم سنگسار تشریع قرآنی ندارد. همه‌ی نوگرایان مسلمان از جمله: محمد عبده، اقبال لاهوری، علی شریعتی، نصر حامد ابوزید و...، سنگسار را غیراسلامی دانسته‌اند. این تنها فقه‌ورزان سنتی و بنیادگرا بوده‌اند که قائل به سنگسار گردیده‌اند.

🍂 فقه‌ورزان شیعه‌ی موافق سنگسار به سخنی غیرمعتبر منسوب به امام علی استناد می‌کنند که فرموده:
پیامبر برای زناکاران دارای همسر، حکم سنگسار صادر می‌نمود.

🔺قرآن چنین روایتی را نمی‌تواند تأیید کند.

🍂 اما روایات معتبر دیگری وجود دارند که این استناد را از اعتبار ساقط می‌کند، ازجمله در وسائل‌الشیعه، ص١٠٣ آمده که، زنی نزد حضرت علی‌آمد و به زنا اعتراف نمود. امام به او فرمود: "برو و بچه‌هات را به دنیا بیاور." پس از آنکه زن بچه‌اش را که زنازاده بود به‌دنیا آورد، نزد امام آمد و خواهان اجرای حکم خود شد. امام فرمود: "برو و بچه‌ات را شیر بده". دو سال بعد بازگشت و ... امام فرمود: "برو و فرزندت را بزرگ کن تا از آب و گل بیرون آید". در این هنگام، یکی از حاضران در مجلس آمادگی خود را برای نگهداری از آن بچه اعلام داشت، ولی امام از آن شخص رنجیده خاطر شد و زن را به خانه فرستاد.

🍂 طرفدارانِ سنی‌مذهب سنگسار نیز عمومأ به حکم عمربن خطاب استناد می‌کنند که به باور آنان سنگسار را اجرا می‌نمود. اما بسیاری از فقیهان بزرگ اعم از سنی و شیعه سنگسار را عقوبتی غیراسلامی دانسته‌اند، از جمله: امام شافعی و ابراهیم بن سیار معتزلی و همه‌ی فقیهان مکتب معتزله و حتی حسن ترابی از رهبران اخوان المسلمین سودان.

🍂 بسیاری از قرآن‌پژوهان بر این باورند که سنگسار حکمی‌ست که در میان یهودیانِ ساکن در مدینه در زمان پیامبر اجرا می‌گردید؛ حال آنکه در «تورات شفاهی» نیز وجود نداشت و بعدها توسط روحانیون خشونت‌گرای یهود وارد توراتِ مکتوب گردید. باری! هیچ سند معتبری دال بر اسلامی‌بودن حکم سنگسار وجود ندارد.

🍂 در خصوص تازیانه‌زدن بر پیکر زناکاران نیز قابل توجه اینکه حکم زنا که در سورۀ نور، آیات ٢ تا ١٠ به آن پرداخته شده و ۱۰۰ تازیانه هست نیز، بر اساس همین آیات غیرقابل اجراست؛ زیرا در این آیات، چنین بیان گردیده اگر مرد ۵ بار سوگند بخورد که همسرش زنا کرده، سپس زن ۵ بار سوگند بخورد که زنا نکرده و شوهرش دروغ می‌گوید، حکم تازیانه از او ساقط می‌گردد. در آیه‌ی ۵ گفته شده اگر زناکار توبه کند، حکم از او ساقط می‌شود. ضمن اینکه حکم زنا هنگامی قابل تأیید است که ۴ شاهد، دیدن لحظه‌ی زنا را در زمان و مکانی واحد گواهی کنند که این غیرممکن است. بنابراین حتی طبق شریعت اولیه‌ی قرآنی، با توبه و سوگند، زناکاران چه مجرد و چه متأهل از مجازات تازیانه در امان می‌مانند و اصرار بر مجازات آنها حکمی غیرقرآنی است.

🍂 مضاف بر این، این حکم در آیات ١۵ و ١۶ از سوره‌ی نساء که ۵ سال بعد از آیات ابتدایی سوره‌ی نور نازل گردیدند، نسخ گردیده‌است. در این دو آیه، از تازیانه برای زناکاران دیگر خبری نیست و طبق این دو آیه، زنی را که مرتکب فحشا و خیانت به همسر بشود را باید در خانه نگاه دارند تا به خود آید، توبه و نفس خود را پاک کند و به تعهد خانوادگی بازگردد.

🍂 نکته‌ی مهم‌تر در این زمینه این است که شیوه‌ی مجازات مطروحه در قرآن، به‌هیچ‌وجه جزو محکمات قرآن (اصول ثابت اسلام) نیست، بلکه همه‌ی احکام اجتماعی و قضایی جزو متشابهات قرآنی می‌باشند که شیوه‌هایی وابسته به عرف اجتماعی و سطح فرهنگ مؤمنان و قوانین مصوبه‌ی یک جامعه‌ی دینی‌اند و با هدف اصلاح روابط اجتماعی و سالم‌سازی روابط جنسی و مناسبات درون‌خانوادگی و پیشگیری از هرج و مرج اخلاقی در جامعه‌ی خاص، یعنی مدینه، مطرح گردیده‌اند و در نتيجه، هیچ‌کدام از مجازات‌های پیشنهادی قرآن، دائم، ثابت و تغییرناپذیر نمی‌باشند، بلکه این شیوه‌ها، نسخه‌هایی خاص برای یک جامعه‌ی خاص متعلق به ۱۴ قرن پیش می‌باشند و چنین شیوه‌های نسخ‌شده‌ای را نمی‌توان برای یک جامعه در دنیای امروز پیشنهاد داد.

🍂 اجتهاد نیز از جمله برای به‌روزکردن شیوه‌ی مجازات در اسلام و تنها در میان گروه ایمان‌آورندگان تعبیه گردیده و نه برای همه‌ی مردم جامعه، تا همواره آن نوعی از مجازات که کارکرد مطلوب‌تری در راستای پیشگیری از جرم و آگاه‌سازی مجرم نسبت به خطای خود دارد، اعمال گردد.

🍂 تحریف شریعت اسلام از سوی گروه‌های دچار پس‌افتادگی فرهنگی و مبتلا به عقب‌ماندگی تمدنی، برای اعمال خشونت نسبت به انسان، بدترین تجاوز به حریم انسان و سخت‌ترین تهاجم به اعتبار اسلام است.


#بازاندیشی #روشنفکری_دینی


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۲۸

فردا یا پس‌فردا ایران تعطیل خواهد شد؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۲۸

فردا یا پس‌فردا ایران تعطیل خواهد شد؟
#نظرسنجی ۲۹
آیا با درخواست رد صلاحیت پزشکیان بخاطر پیشینۀ قوم‌گرایانه و ایران‌ستیزانه‌اش (که به‌خاطر همین، مورد حمایت جریان‌های قوم‌گرا، با ادبیات ملت‌تراشانه و نفرت‌پراکنانه به ایران قرار گرفته‌است) موافقید؟ [بر فرض که شورای نگهبان این اختیار را دارد]
Anonymous Poll
16%
۱. خیر؛ دموکراسی یعنی همین، هرچند ایران‌دوست هستم و مخالف گفتمان قومیت‌گرا و ایران‌ستیز!
6%
۲. خیر؛ دموکراسی یعنی همین؛ به ستم هدفمند به "ملت‌ها" بدست فاشیست‌های مرکزگرای ‌پان‌فارس معتقدم!
4%
۳. خیر؛ اگر رد صلاحیت شود، قالیباف و جلیلی بیشتر پدرمان را در می‌آورند و کرۀ شمالی‌تر می‌شویم
1%
۴. خیر؛ سید محمد خاتمی از او حمایت کرده و ما با تاسی از نواده پیامبر پشتش می‌ریم و زیر میز می‌زنیم!
13%
۵. بله؛ چون به ملت واحد ایران باور ندارد و گفتمان قوم‌گرایان و تجزیه‌طلبان را بازگو کرده و می‌کند.
8%
۶. چندان از سخنان قوم‌گرایانه‌اش مطلع نیستم! باید اخبار را بررسی کنم.
52%
۷. ایران برای شورای نگهبان مهم نیست؛ مهم ولایت است و اطاعت از خلیفه و افزایش مشارکت با هر کارتی