نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 منشاء عقب‌ماندگی #ايران از قافلۀ تمدن در تاريخ معاصر


#آینه_تاریخ
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصطفی ملکیان:
هیچ‌وقت دنبال پروژۀ علمی-پژوهشی نبوده‌ام. همیشه به‌دنبال مشکلات شخصی خودم بوده‌ام. هنوز هم برایم قابل فهم نیست که...


#گزیده‌سخن


🌾 @Naqdagin
📓«من کیستم و آن‌وقت چند نفر؟ سفری به درون ذهن»

🍂 ‌نویسنده‌ی این کتاب با ترکیب فلسفه‌ی کلاسیک و علوم اعصاب پیشرفته، با حداکثر سهولت، خوانندگان را در انبوه‌ترین جنگل‌های گفتمانِ دانشگاهی راهنمایی می‌کند و موضوعاتی چالش‌برانگیز و تفرقه‌انگیز مانند «شبیه‌سازی، خوردن حیوانات، اتانازی، اخلاق علم تولیدمثل، و آینده بشریت» را واکاوی می‌کند. کسی چه می‌داند؟ در پایان این سفر وحشیانه و سرگرم‌کننده، شاید بتوانید به مهم‌ترین سوال تاریخ پاسخ دهید: «من کی هستم؟».
‌‌
🍂 قرار است این پرسش‌هایی در این کتاب مطرح و به آنها پاسخ داده‌شود: «حقیقت چیست؟ عشق چیست؟ آیا زندگی معنایی دارد؟». ریچارد دیوید پرشت که به «میک جگرِ کتاب‌های غیرداستانی» شهرت دارد، به سراسر جهان سفر کرده‌است تا به دنبال پاسخ باشد و اودیسه‌ی او به یکی از کتاب‌های مورد بحث در سراسر جهان تبدیل شده‌است.

بخش‌های کتاب
«من کیستم؟ و آن وقت چند نفر؟»
به سه بخش تقسیم می‌شود: چه می‌توانم بدانم؟ چه باید بکنم؟ چه امیدی می‌توانم داشته باشم؟

🍂 هر بخش از فصل‌های کوتاهی تشکیل شده‌است که هر کدام یکی از سؤالات واقعاً مهم و بنیادین در مورد زندگی را مطرح می‌کند و همواره یک شخصیت کلیدی (یک فیلسوف) وجود دارد که بیشتر اوقات این سؤال را مورد بررسی قرار می‌دهد.

مخاطب این کتاب
تمام کسانی که به‌ هر نوعی درگیر پرسش‌های کلی و مهم زندگی هستند بالقوه می‌توانند مخاطب این کتاب باشند. آن‌ها که یافتن معنای زندگی برایشان اهمیت دارد، آن‌ها که با پرسش‌های هویتی درگیرند و می‌خواهند بدانند چه کسی هستند و برای چه کاری پا به این جهان گذاشته‌اند. تمام افرادی که در زندگی با «پوچی، بی‌هدفی و یا بی‌انگیزگی» در زندگی‌شان دست‌به‌گریبان بوده یا هستند، خواندن این کتاب می‌تواند برایشان مشکل‌گشا باشد.

نویسندۀ کتاب
‌ریشارد داوید پرشت، فیلسوف آلمانی در سال ۱۹۶۴ به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشته‌های فلسفه، تاریخِ هنر و زبان و ادبیات آلمانی، از سال ۱۹۹۵ در مجله‌های معتبر آلمانی در زمینه‌ی «فرهنگ، رسانه، فلسفه و اخلاق» نوشت. وی استاد افتخاری فلسفه‌ی دانشگاه لونبرگ آلمان و استاد فلسفه و زیبایی‌شناسی دانشگاه موسیقی هانس آیسلر در برلین است.

🍂 پس از موفقیت فراوان کتاب «من کیستم؟» سایر کتاب‌های او با موضوعات فلسفی یا اجتماعی ـ سیاسی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت.
‌‌

| من کیستم و آن‌وقت چند نفر؟| ریشارد داوید پرشت | فاطمه تناسان | استخوان‌های روح | نشر نیماژ


#نقد_کتاب #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
فیلسوفانِ هیتلر ۱۴
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— فصل پنجم) ابرمردِ هیتلر: مارتین هایدگر (۱)

✍🏻 #ایوون_شرات


🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب

#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📘داستان «چوپان و گله» — یک الگوی منحط در اندیشه سیاسی جامعه ✍🏻 #علی_شاهی 🍂 یکی از داستان‌هایی که در فرهنگ ما تا امروز دوام آورده و هنوز هم کار می‌کند داستان معروف «چوپان و گله» است: «در میان جماعت انسان‌ها، کسی که از همه باهوش‌تر است، بیشتر می‌داند، جهان…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در جستجوی آتشکدۀ گمشده

🎙#ایرج_میلانی

🍂 در طول تاریخ بسیاری از آتشکده‌ها، به عمد یا غیرعمد، مورد تخریب یا تغییر کاربری قرار گرفته‌اند. به وضعیت سه مورد از آنها پرداخته می‌شود.


#ایران #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 از فروپاشی شوروی تا سقوط رژیم
— گفتگو با #تورج_اتابکی (استاد تاریخ) در بی‌بی‌سی


#آینه_تاریخ #نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
اسلام و لائیسیته در دنیای مدرن
@Naqdagin
🎧 اسلام و لائیسیته در دنیای مدرن

🎙دکتر #شیلا_زیارتی

چرا سکولاریته چنانکه در کشورهای پروتستان و یا پادشاهی‌های اروپا، و لائیسیته، چنانکه در کشور فرانسه است، جوابگوی مشکلات #ایران نیست؟

🔸لائیسیته برای ایران لازم است، نه کافی، و لائیسیته‌ای فراگیرتر برای ایران ضروری‌ست که با کمونیسم نیز حد و مرز مشخصی داشته‌باشد

🔸دین‌سالاری حکومت سکولار پادشاهی، زمینه‌ساز ولایت فقیه شد

🔸مواجهۀ اسلام‌گرایان، از ترکیه تا تونس و مصر و لیبی، با مقولۀ قدرت

🔸سکولاریسم در فرانسه وجود داشت، اما فرانسویان نمی‌توانستند با آن مشکلاتشان را حل کنند

🔻نئولائیسیته برای ایران چه ویژگی‌هایی باید داشته‌باشد؟
▪️جلوگیری از واگذاری اماکنی چون آستان قدس به آخوندها
▪️ضرورتِ کاهش تعداد آخوندها، مساجد و امامزاده‌ها بنا به یک منطق آماری و مولدسازی آخوندها با آموزش حرفه‌ به آنها
▪️راهکارهایی برای جلوگیری از خطر اعلام جهاد و فتوا
▪️جلوگیری از انواعِ کودک‌آزاری مذهبی
▪️مساجد باید محلی برای آموزش لائیسیته از پایین به بالا باشند

🔸جنبش «زن‌، زندگی، آزادی» اولین جنبش لائیک ایرانیان در تاریخ‌شان بود

🔸ضرورت نظامِ آموزشی لائیک


#سیاست


🌾 @Naqdagin
📘بازارستیزی: از نقد پاپ کالچر تا افتتاحیۀ المپیک پاریس
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 از میانۀ قرن بیستم، یکی از نقدهایی که مارکسیست‌های مکتب فرانکفورت و منتقدان «سرمایه‌داری متأخر» به مناسبات سرمایه‌داری وارد می‌کردند، استفادۀ «تجاری و ابزاری» شرکت‌ها و کسب‌وکارها از «نمادهای فرهنگی مهم» بود.

🍂 نیل پستمن، جامعه‌شناس آمریکایی، در کتاب تکنوپولی: تسلیم فرهنگ به تکنولوژی¹ استفاده از مسیح در قالب یک انیمیشن را برای آگهی بازرگانی بعنوان مثالی از فرایندی در نظام سرمایه‌داری ذکر می‌کند که در آن، از نمادها قدسی‌زدایی می‌شود و به‌این‌ترتیب، این نمادها پس از قرن‌ها و هزاره‌ها اثرگذاری و الهام‌بخشیِ خود را از دست می‌دهند.

🍂 به‌عبارت دیگر استفادۀ کالایی و به‌اصطلاح خودمان «هر جایی کردن» نمادها، یکی از کیفرخواست‌های «منتقدین سرمایه‌داری» علیه این مناسبات بود.

🍂 این نقد البته پاسخ روشنی دارد. شرکتی که با آگهی بازرگانی خود باعث آزرده‌شدن تعداد زیادی از مخاطبان بشود، توسط خود مکانیسم بازار و بواسطۀ از دست دادن مشتریانش، مجازات خواهد شد.

🍂 اگر این اتفاق نیفتاد و شرکتی با آگهی به‌خصوصی متحمل زیان مالی نشد، معنایش این است که یا آن آگهی اساساً توهین‌آمیز تلقی نشده‌است، یا منتقدین نسبت به اهمیت بسیار زیاد آن نماد فرهنگی در میان مردم اغراق کرده‌اند - در واقع خود را به جای «مردم» گذاشته‌اند و به‌جای آن‌ها قضاوت می‌کنند.

🍂 کسب‌وکارها و شرکت‌های تجاری که بر پایۀ سود شکل گرفته‌اند و به فعالیت می‌پردازند، معمولاً بسیار محافظه‌کارانه عمل می‌کنند و تمام تلاششان این است که تا آنجا که ممکن باشد کمتر وارد مناقشات سیاسی و عقیدتی بشوند و کمترین تعداد ممکن از مردم را با رفتارهای خود برنجانند.

🍂 اینکه گاهی دیده می‌شود شرکت‌های بزرگ وارد مبارزه‌های انتخاباتی و لابی‌گری سیاسی می‌شوند، دلیلش علاقۀ این شرکت‌ها به سیاست نیست، برعکس، دلیلش ورود سیاست و قدرت دولتی به حوزۀ کسب‌وکار است.

🍂 اگر سیاست وارد این حوزه نمی‌شد، اگر تصمیمات یک‌شبۀ فلان سیاستمدار و بوروکرات رؤیاپرداز سال‌ها تلاش و برنامه‌ریزی شرکت‌ها را بر باد نمی‌داد، اگر مجموعۀ قوانین موجود امکان ایجاد مزیت‌های ویژه و رانت را برای آن دست از شرکت‌هایی که با حکومت مستقر در ارتباط هستند فراهم نمی‌کردند، یا اگر عده‌ای عقاید مردم را به ابزاری برای باج گرفتن از شرکت‌ها بدل نمی‌کردند، شرکت‌ها هیچ سودی از ورود به مسائل سیاسی و عقیدتی و آزرده ساختن بخشی از مشتریان بالقوۀ خود از این طریق نمی‌دیدند.

🍂 این ربطی به در اقلیت و اکثریت بودن باورمندان هم ندارد. به فرض که نمادی فرهنگی برای تنها ۱۰ درصد مردم یک جامعه اهمیت بسیار داشته‌باشد. ۱۰ درصد مشتریان برای یک کسب‌وکار، به‌ویژه در شرایط رقابتی، می‌تواند حکم مرگ‌وزندگی را برای آن شرکت داشته‌باشد.

🍂 از سوی دیگر، اهالی کسب‌وکار و مدیران شرکت‌ها، معمولاً از لحاظ ایدئولوژیک افراد تا حد زیادی خنثی هستند و ذهنیتِ یک روشنفکر یا منتقد اجتماعی را به مسائل ندارند.

🍂 بحث مشتری و بازار فروش تازه یک جنبه از قضیه است. جنبۀ دیگر قضیه، کارکنان خود کسب‌وکارها هستند. هیچ شرکتی از دامن زدن به دودستگی و دشمنی میان کارکنان خود، یا آزردن تعدادی از آن‌ها و احتمالاً از دست دادنشان سود نمی‌برد.

🍂 خارج از حیطۀ کسب‌وکارهایی که مستقیماً به پول ارتباط پیدا می‌کنند، مثلاً در حوزۀ هنر، نویسندگی و نقد اجتماعی نیز همین قاعده صدق می‌کند.

🍂 لیبرالیسم پیش‌داوری خاصی پیرامون اینکه شوخی یا نقد یک نماد فرهنگی کار درستی است یا خیر، ندارد. لیبرالیسم بحث نمی‌کند که نمادها و ارزش‌ها و خرده‌فرهنگ کدام گروه و دسته در یک جامعه را می‌توان نقد کرد، یا حتی مورد تمسخر قرار داد، و نمادهای کدام گروه بعنوان مقدس باید محافظت شوند.

🍂 بحث لیبرالیسم از جایی آغاز می‌شود که در جامعه‌ای چند گروه همزمان نمادها و ارزش‌هایی را مقدس بدانند. در این شرایط - که همواره برقرار است، مگر آنکه جامعه با اقداماتی در حد نسل‌کشی به تمامی یکدست شده‌باشد - تنها دو راه وجود دارد که میان این چند گروه قضاوت کند و بتوانند همزیستی داشته باشند: یا یکی از طرف‌ها باید بتواند بر دیگران غلبه کند و امر قدسی را به اتکای زور دولتی «تعیین کند»؛

🍂 یا همگی باید بپذیرند که «امر مقدسِ مطلق» وجود ندارد و تنها می‌توان با احترام متقابل و داوطلبانه، به‌تدریج معیارهای رفتاری مناسبی را در جامعه جا انداخت.

🍂 راه اول ساده‌تر است و بسیار مورد پسند افراد کوته‌بین قرار می‌گیرد، ولی چون ریشه در ذهن افراد ندارد، با جابه‌جا شدن مناسبات قدرت به‌سادگی تغییر می‌کند؛ در ضمن، جامعه را وارد چرخۀ آرامش قبرستانی-انفجار می‌کند.

🍂 راه دوم زمان‌بر است. مسیر ناهمواری دارد که طی آن بسیاری آزرده می‌شوند؛ اما باثبات و ریشه‌دار است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘بازارستیزی: از نقد پاپ کالچر تا افتتاحیۀ المپیک پاریس
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂
اما از نیمۀ قرن بیستم تا امروز، چه اتفاقی در اردوگاه «چپ‌گرایی» افتاده‌است که خود فعالانه به جان نمادهای فرهنگی افتاده‌اند و گاهی حتی اقدام به تخریب و آسیب فیزیکی رساندن به اشیای تاریخی و فرهنگی می‌کنند و نام‌هایی از قبیل «تابوشکنی، سنت‌شکنی، دفاع از اقلیت‌های تحت ستم و دفاع از محیط زیست» بر روی عملشان می‌گذارند؟

🍂 البته اگر سراسر تاریخ سوسیالیسم را در سراسر جهان در نظر بگیریم، چنین تخریب‌هایی بی‌سابقه نیستند. در جریان رویدادهای موسوم به «کمون پاریس» در ۱۸۷۱، کاخ چند صد سالۀ تویلری که میزبان رویدادهای مهم تاریخ فرانسه بود، به‌طور کامل در آتش سوخت و از صحنۀ روزگار محو شد. آتش به جان موزۀ لوور هم افتاده بود و میان جمعیت اختلاف پیش آمد که آیا باید اجازه دهند موزه با تمام آثار ارزشمند آن در آتش بسوزد، یا آتش را خاموش کنند. خوشبختانه در آن زمان پاریس آتش‌نشانی داشت و آتش به‌موقع مهار گردید.

🍂 در قرن بیستم یکی از تفریحات مائو در جریان «انقلاب فرهنگی» وادار کردن علاقه‌مندان و متخصصان میراث فرهنگی به تخریب آثار فرهنگی و تاریخی چین با دستان خودشان بود!

🍂 بااین‌همه، در غرب بیشتر باورمندان به جنبش سوسیالیستی و مارکسیسم، از اقشار متوسط به‌ بالا و گاه مرفه جوامع خودشان به شمار می‌آمدند و در نتیجه، اهمیت زیادی برای فرهنگ و هنر قائل بودند؛ حتی می‌توان گفت نگاه از بالا و متکبرانه‌ای به ذائقۀ فرهنگی تودۀ مردم داشتند. پس چرا بسیاری از هواداران همان جریانی که پاپ کالچر را تحقیر می‌کرد - نگاهی که در ایران در قالب اصطلاح «مبتذل» ترجمه شد و جا افتاد - امروز مراسمی را که در افتتاحیۀ المپیک پاریس برگزار شد، جزو افتخاراتش می‌داند؟

🍂 در اینجا من قضاوت زیبایی‌شناختی دربارۀ این مراسم یا به‌طور کلی تولیدات فرهنگی جریان موسوم به ووک نمی‌کنم. زیبایی امری شخصی و ذهنی است. بسیار دشوار می‌توان معیار عینی برای مقایسۀ آثار هنری و تولیدات فرهنگی ذکر کرد، اما نکته اینجاست که مسئلۀ جریان چپ در نقد تولیدات فرهنگی که به «سرمایه‌داری متأخر» نسبت می‌دادند هم از نوع زیبایی‌شناختی نبود. مشکل‌شان با به تعبیر آدورنو، فیلسوف نئومارکسیست آلمانی، «صنعت فرهنگ» تنزل یافتن ذائقۀ هنری مردم نبود. امروز نمی‌توان گفت اگر شخص آدورنو زنده می‌ماند و تولیدات فرهنگی جریان موسوم به ووک را می‌دید چه نظری می‌داد.

🍂 اما مسلم است که قضاوت‌های این جریان در طول چند دهه کاملاً تغییر کرده‌است. خود سردمدار چیزی شده‌اند که قبلاً محکوم می‌کردند و دسیسۀ شرکت‌های بزرگ و «سرمایه‌داری متأخر» می‌دانستند. این را ما نمی‌توانیم با زیبایی‌شناسی توضیح دهیم. این بحثی سیاسی است. مراسم افتتاحیۀ المپیک را دولت‌ها برگزار می‌کنند و عمدۀ هزینۀ آن را می‌پردازند. انتخاب طراحان این مراسم انتخابی سیاسی است. چنین مراسمی نمی‌تواند، چنانکه مدافعان آن می‌گویند، نماد آزادی در یک کشور باشد. آزادی در تقابل با دولت بعنوان مرجع قدرت سیاسی یا احیاناً دیگر مراجع قدرت سیاسی معنی دارد.

🍂 برای مثال گروه‌های تروریستی یا مافیای محلی که دولت توان مهار کامل آنان را ندارد نیز تا حدی دارای قدرت سیاسی هستند. آزادی در تقابل با این قدرت‌های سیاسی معنا پیدا می‌کند. نقطۀ مقابل خشونت فیزیکی است. خود دولت بعنوان یک مرجع خشونت فیزیکی اگر از امری دفاع می‌کند و آن را ترویج می‌دهد، نمی‌تواند روی آن نام آزادی بگذارد - کاری که امروز دولت فرانسه انجام می‌دهد؛ مثلاً بسیار پیش می‌آید که دولت جمهوری اسلامی از برگزاری مراسمات مذهبی بعنوان آزادی که به «برکت انقلاب» بدست آمده‌است، یاد می‌کند.

🍂 صرف‌نظر از اینکه قبل از انقلاب هم - شاید به استثنای یکی دو سال آخر حکومت رضاشاه - امکان برگزاری این‌گونه مراسمات وجود داشت و حتی خود حکومت تا حدی آن‌ها را ترویج می‌کرد، اما این نامش هرچه باشد، آزادی به معنای سیاسی کلمه نیست.

🍂 آزادی زمانی وجود دارد که افرادی علی‌رغم میل دارندگان قدرت سیاسی، بتوانند مراسم خود را داشته‌باشند و اگر استقبال شد به‌تدریج رشد کنند. بسیاری از جشنواره‌های فرهنگی و هنری غربی از این نوع‌اند. مستقل از دولت شکل گرفتند، رشد یافتند و جهانی شدند².

🍂 این اتفاقی‌ست که خارج از حیطۀ دولت و در مناسبات بازار می‌افتد و این چیزی‌ست که بسیاری با آن مشکل دارند: با آزادی به معنای دقیق و سیاسی کلمه، و نه آزادی جماعتی خاص که قدرت سرکوب دیگران و هزینۀ منابع برای خود را دارد و نام شرایط به‌نظر خودشان مطلوبی را که در آن قرار دارند، آزادی می‌گذارند. آنچه ما باید بخواهیم آزادی به معنای سیاسی و درست کلمه است.

۱. صادق طباطبایی، خواهرزادۀ امام موسی صدر و مسئول برگزاری رفراندوم ۱۲ فروردین ۵۸، این کتاب را به فارسی ترجمه کرد.


#نقد_چپ #سیاست


🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دربارۀ افتتاحیۀ المپیک پاریس

✍🏻 #ناهید_زمانیان



🌾 @Naqdagin