Telegram
نقدآگین
📘آزادی و «نهضت آزادی ایران»
(۱/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
🍂 آزادی مفهومی است که گاهی بهصورت مبهم و گاهی بهروشنی در آرمانها و اهداف سیاسی ملّتها و گروههای مختلف نمود پیدا میکند. اگر هدف نهایی را دستیابی به آزادی بدانیم، تا زمانی که تعریف شفاف و مشخصی از آن نداشته باشیم، نمیتوانیم راه رسیدن به آن را ترسیم کنیم. چرا که مسیر رسیدن به هر هدفی را تعریف و درک درست از آن هدف مشخص میسازد.
🍂 انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران را میتوان عرصهای دانست که در آن مفهوم آزادی توسط گروههای گوناگون به شیوههای مختلفی تعریف و تفسیر شد. در این میان، «نهضت آزادی ایران»، بهعنوان یکی از جریانهای مهم و اثرگذار در روند انقلاب، هویت خود را ــ دستکم در عنوان ــ با مفهوم آزادی گره زده است. اما باید دید آزادی در اندیشه و عملکرد این جریان چه معنا و مفهومی داشته و تا چه اندازه در راه رسیدن به آن موفق بوده است؟
🍂 این نوشتار به واکاوی مفهوم آزادی در اساسنامه و کارنامهٔ «نهضت آزادی ایران» میپردازد و آن را در چارچوب مفاهیم آزادی مثبت و منفی در اندیشهٔ سیاسی معاصر بررسی میکند.
🔶 آزادی در اندیشهٔ «نهضت آزادی ایران»: بررسی مرامنامه و آرمانها
🍂 «نهضت آزادی ایران»، که در سال ۱۳۴۰ با پیشگامی مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و دیگر نواندیشان مذهبی پایهگذاری شد، اهداف و آرمانهای خویش را در بستر اسلام و مکتب تشیع تعریف کرده است. در مرامنامهٔ این تشکل سیاسی چنین آمده است:
🔺در این تعریف، آزادی نه بهعنوان حقی ذاتی و مستقل، بلکه بهمثابهٔ موهبتی الهی تعریف شده است. این نعمت در چارچوب اندیشهٔ دینی تبیین گردیده و از اینرو، محدودیتهایی بر آن اعمال میشود که خارج از این چارچوب فکری قابلتوجیه نیست.
🔺این رویکرد، تناقضی بنیادین را آشکار میسازد: از یک طرف، آزادی بهعنوان اصلی فراگیر و جهانشمول معرفی میشود و از طرف دیگر، حدود و ثغور آن بر مبنای آموزههای دینی ترسیم میگردد. این دوگانگی، پرسشهایی اساسی را دربارهٔ جایگاه حقیقی آزادی در اندیشه و عملکرد نهضت آزادی برمیانگیزد.
🔶 آزادی مثبت و منفی: مفاهیمی کلیدی برای تحلیل
🔻برای درک عمیقتر دیدگاه «نهضت آزادی ایران» نسبت به مفهوم آزادی، از نظریهٔ «آزادی مثبت» و «آزادی منفی» که آیزایا برلین متفکر برجستهٔ سیاسی مطرح کرده است استفاده میکنیم:
آزادی منفی: آزادی در این مفهوم بهمعنای نبود موانع و محدودیتهای خارجی است که مانع عملکرد فرد میشوند. در این دیدگاه، انسان تا زمانی که با مداخلهای از بیرون مواجه نباشد آزاد محسوب میشود.
آزادی مثبت: این نوع آزادی بهمعنای قدرت و توانایی فرد برای تحقق اهداف و کنترل مسیر زندگی خویش است. این مفهوم بر استقلال و خودمختاری تأکید دارد و میتواند شامل تلاش برای رهایی از نفوذ عوامل بیرونی و دستیابی به «خویشتن حقیقی» باشد.
🍂 آزادی مثبت، علیرغم ارزشهای ذاتیاش، گاهی با چالشی مواجه میشود که برلین از آن بهعنوان «استبداد خیرخواهانه» یاد میکند. در این نگرش، آزادی فردی ممکن است به بهانهی دستیابی به یک هدف جمعی یا اصول اخلاقی نادیده انگاشته شود. حال، اگر آزادی بهعنوان موهبتی الهی و در چارچوب آموزههای دینی تعریف گردد، میتوان پیشبینی کرد که همین چارچوب محدودیتهایی را ایجاد کند که آزادی فردی را تحتتأثیر قرار دهد.
🍂 هنگامی که منشأ الهی تعریفکنندهی آزادی من باشد، من تحت سیطرهی این منبع متعالی قرار میگیرم که هیچگونه امکان مذاکره یا تغییر در آن نیست. این منشأ حتی در مقایسه با یک حکومت استبدادی بسیار قدرتمندتر و شکستناپذیرتر جلوه میکند. دیگر اهمیتی ندارد که چه کسی رهبری جامعه را بر عهده دارد؛ مهم آن است که آن رهبرْ آزادی الهی را برای ما طلب کند تا به خویشتن حقیقی خود دست یابیم. منشأ الهی تغییرناپذیر باقی میماند و دستیابی به آن خویشتن راستین با کمک این منشأ جای هیچ تردید و چون و چرایی باقی نمیگذارد.
🍂 چگونه ممکن است او که از من برتر و داناتر و خردمندتر است، در تشخیص مصلحت من خطا کن؟ او همچون پدری است که حتی اگر مرا تنبیه کند، باز هم خیر و صلاح مرا میخواهد. پس هرآنچه از جانب دوست رسد نیکوست، حتی اگر مشقّت و تنگدستی و سختی باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
🍂 آزادی مفهومی است که گاهی بهصورت مبهم و گاهی بهروشنی در آرمانها و اهداف سیاسی ملّتها و گروههای مختلف نمود پیدا میکند. اگر هدف نهایی را دستیابی به آزادی بدانیم، تا زمانی که تعریف شفاف و مشخصی از آن نداشته باشیم، نمیتوانیم راه رسیدن به آن را ترسیم کنیم. چرا که مسیر رسیدن به هر هدفی را تعریف و درک درست از آن هدف مشخص میسازد.
🍂 انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران را میتوان عرصهای دانست که در آن مفهوم آزادی توسط گروههای گوناگون به شیوههای مختلفی تعریف و تفسیر شد. در این میان، «نهضت آزادی ایران»، بهعنوان یکی از جریانهای مهم و اثرگذار در روند انقلاب، هویت خود را ــ دستکم در عنوان ــ با مفهوم آزادی گره زده است. اما باید دید آزادی در اندیشه و عملکرد این جریان چه معنا و مفهومی داشته و تا چه اندازه در راه رسیدن به آن موفق بوده است؟
🍂 این نوشتار به واکاوی مفهوم آزادی در اساسنامه و کارنامهٔ «نهضت آزادی ایران» میپردازد و آن را در چارچوب مفاهیم آزادی مثبت و منفی در اندیشهٔ سیاسی معاصر بررسی میکند.
🔶 آزادی در اندیشهٔ «نهضت آزادی ایران»: بررسی مرامنامه و آرمانها
🍂 «نهضت آزادی ایران»، که در سال ۱۳۴۰ با پیشگامی مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و دیگر نواندیشان مذهبی پایهگذاری شد، اهداف و آرمانهای خویش را در بستر اسلام و مکتب تشیع تعریف کرده است. در مرامنامهٔ این تشکل سیاسی چنین آمده است:
«مسلمانیم، نه به این معنا که تنها رسالت خود را بهجایآوردن روزه و نماز بدانیم، بلکه حضور ما در عرصهٔ سیاست و فعالیتهای اجتماعی، تکلیفی دینی و ملّی است. ما دین را از سیاست جدا نمیپنداریم و آزادی را نعمتی الهی میشماریم که کسب و پاسداری از آن از سنّتهای اسلامی و ویژگیهای تشیع است.»
🔺در این تعریف، آزادی نه بهعنوان حقی ذاتی و مستقل، بلکه بهمثابهٔ موهبتی الهی تعریف شده است. این نعمت در چارچوب اندیشهٔ دینی تبیین گردیده و از اینرو، محدودیتهایی بر آن اعمال میشود که خارج از این چارچوب فکری قابلتوجیه نیست.
🔺این رویکرد، تناقضی بنیادین را آشکار میسازد: از یک طرف، آزادی بهعنوان اصلی فراگیر و جهانشمول معرفی میشود و از طرف دیگر، حدود و ثغور آن بر مبنای آموزههای دینی ترسیم میگردد. این دوگانگی، پرسشهایی اساسی را دربارهٔ جایگاه حقیقی آزادی در اندیشه و عملکرد نهضت آزادی برمیانگیزد.
🔶 آزادی مثبت و منفی: مفاهیمی کلیدی برای تحلیل
🔻برای درک عمیقتر دیدگاه «نهضت آزادی ایران» نسبت به مفهوم آزادی، از نظریهٔ «آزادی مثبت» و «آزادی منفی» که آیزایا برلین متفکر برجستهٔ سیاسی مطرح کرده است استفاده میکنیم:
آزادی منفی: آزادی در این مفهوم بهمعنای نبود موانع و محدودیتهای خارجی است که مانع عملکرد فرد میشوند. در این دیدگاه، انسان تا زمانی که با مداخلهای از بیرون مواجه نباشد آزاد محسوب میشود.
آزادی مثبت: این نوع آزادی بهمعنای قدرت و توانایی فرد برای تحقق اهداف و کنترل مسیر زندگی خویش است. این مفهوم بر استقلال و خودمختاری تأکید دارد و میتواند شامل تلاش برای رهایی از نفوذ عوامل بیرونی و دستیابی به «خویشتن حقیقی» باشد.
🍂 آزادی مثبت، علیرغم ارزشهای ذاتیاش، گاهی با چالشی مواجه میشود که برلین از آن بهعنوان «استبداد خیرخواهانه» یاد میکند. در این نگرش، آزادی فردی ممکن است به بهانهی دستیابی به یک هدف جمعی یا اصول اخلاقی نادیده انگاشته شود. حال، اگر آزادی بهعنوان موهبتی الهی و در چارچوب آموزههای دینی تعریف گردد، میتوان پیشبینی کرد که همین چارچوب محدودیتهایی را ایجاد کند که آزادی فردی را تحتتأثیر قرار دهد.
🍂 هنگامی که منشأ الهی تعریفکنندهی آزادی من باشد، من تحت سیطرهی این منبع متعالی قرار میگیرم که هیچگونه امکان مذاکره یا تغییر در آن نیست. این منشأ حتی در مقایسه با یک حکومت استبدادی بسیار قدرتمندتر و شکستناپذیرتر جلوه میکند. دیگر اهمیتی ندارد که چه کسی رهبری جامعه را بر عهده دارد؛ مهم آن است که آن رهبرْ آزادی الهی را برای ما طلب کند تا به خویشتن حقیقی خود دست یابیم. منشأ الهی تغییرناپذیر باقی میماند و دستیابی به آن خویشتن راستین با کمک این منشأ جای هیچ تردید و چون و چرایی باقی نمیگذارد.
🍂 چگونه ممکن است او که از من برتر و داناتر و خردمندتر است، در تشخیص مصلحت من خطا کن؟ او همچون پدری است که حتی اگر مرا تنبیه کند، باز هم خیر و صلاح مرا میخواهد. پس هرآنچه از جانب دوست رسد نیکوست، حتی اگر مشقّت و تنگدستی و سختی باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آزادی و «نهضت آزادی ایران»
(۲/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
🍂 بدیهیست که نمیتوان آزادی را بهطور نامحدود تعریف کرد، زیرا چنین رویکردی میتواند به دخالت افراد در حریم یکدیگر و درنهایت هرجومرج اجتماعی منجر شود. با این حال، حداقلی از قلمرو آزادی هست که تعرض به آن مصداق بارز استبداد محسوب میشود.
🍂 بررسی اصول فکری و کارنامهٔ سیاسی نهضت آزادی آشکار میسازد که این جریان، آزادی را نه بهمثابهٔ حقی جهانشمول بلکه در چارچوب مفهومی دینی تعریف میکند. از اینرو، در موارد تعارض میان آزادی و احکام اسلامی اولویت با موازین شرعی است.
🔻نمونهٔ بارز این رویکرد را میتوان در موضعگیری «جبههٔ ملّی ایران» و واکنش نهضت آزادی به لایحهٔ قصاص در خرداد ۱۳۶۰ مشاهده کرد. درحالیکه جبههٔ ملّی با استناد به اصول حقوق بشر این لایحه را غیرانسانی خواند و در ۲۵ خرداد فراخوان تظاهرات داد، نهضت آزادی در بیانیهای در ۲۷ خرداد با تأکید بر ضرورت شرعی قصاص، هرگونه مخالفت با آن را مردود دانست. این جریان با اشاره به سابقهٔ چهار دهه مبارزات خود، بر هویت اصیل اسلامی خویش تأکید ورزید:
🔺این موضعگیری بهروشنی نشان میدهد که در اندیشهٔ نهضت آزادی، مفهوم آزادی صرفاً در «محدوده احکام شرعی» معنا مییابد و حقوق بشر تنها تا جایی پذیرفتنی است که با موازین اسلامی در تعارض نباشد. در این دیدگاه، آزادی فردی همواره باید تابع اصول و قواعد شریعت باشد.
🔸تناقض در آرمانها: از آزادی الهی تا قانونگرایی اسلام
🔻این دوگانگی در نسخههای جدید مرامنامهٔ نهضت آزادی همچنان به چشم میخورد. در مرامنامهٔ بهروزرسانیشده سال ۱۳۹۸ چنین آمده است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
🍂 بدیهیست که نمیتوان آزادی را بهطور نامحدود تعریف کرد، زیرا چنین رویکردی میتواند به دخالت افراد در حریم یکدیگر و درنهایت هرجومرج اجتماعی منجر شود. با این حال، حداقلی از قلمرو آزادی هست که تعرض به آن مصداق بارز استبداد محسوب میشود.
🍂 بررسی اصول فکری و کارنامهٔ سیاسی نهضت آزادی آشکار میسازد که این جریان، آزادی را نه بهمثابهٔ حقی جهانشمول بلکه در چارچوب مفهومی دینی تعریف میکند. از اینرو، در موارد تعارض میان آزادی و احکام اسلامی اولویت با موازین شرعی است.
🔻نمونهٔ بارز این رویکرد را میتوان در موضعگیری «جبههٔ ملّی ایران» و واکنش نهضت آزادی به لایحهٔ قصاص در خرداد ۱۳۶۰ مشاهده کرد. درحالیکه جبههٔ ملّی با استناد به اصول حقوق بشر این لایحه را غیرانسانی خواند و در ۲۵ خرداد فراخوان تظاهرات داد، نهضت آزادی در بیانیهای در ۲۷ خرداد با تأکید بر ضرورت شرعی قصاص، هرگونه مخالفت با آن را مردود دانست. این جریان با اشاره به سابقهٔ چهار دهه مبارزات خود، بر هویت اصیل اسلامی خویش تأکید ورزید:
«اطلاعیهٔ نهضت آزادی ایران»
هموطنان عزیز
به دنبال بیانات امام در روز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۶۰ و سوءتعبیرها و برداشتهای مغرضانهای که برخی کجاندیشان در مطبوعات و رسانههای گروهی علیه نهضت آزادی ابراز نمودهاند، برای روشنشدن اذهان عموم و رفع هرگونه ابهام و اتهام مراتب زیر را اطلاع میرساند:
۱. نهضت آزادی ایران محصول یک جریان اصیل اسلامی است که قریب به چهل سال سابقهی فعالیت و مبارزه دارد. مؤسسین و فعالین نهضت آزادی سالهاست که با انگیزهٔ دینی برای خدا و بهخاطر پیروزی اسلام قدم و قلم زدند و در صحنهٔ نبرد حق و باطل اعتقاد راسخ خود را به اسلام نشان دادند و مشمول «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نبودند. یکپارچگی اسلام را خواستند و در راه اعتقادات خود سرسختانه مقاومت و مبارزه نمودهاند و در راه آن زندان و شکنجه و محرومیت و آوارگیها دیدهاند.
۲. نهضت آزادی ایران در راهپیمایی روز دوشنبه ۲۵ خرداد نه دعوتکننده بوده است و نه شرکتکننده و نه اطلاعی و دخالتی در برنامهها داشته است. همانطور که در پاسخ به مراجعات و سؤالات مکرر از مسئولان نهضت آزادی شفاهاً گفته شده بود پس از اطلاع اجمالی از بیانات امام مراتب را در همان روز دوشنبه ۲۵ خرداد در ساعت سیزده و پنجاه دقیقه طی اطلاعیه در اختیار «خبرگزاری پارس» قرار دادیم.
۳. نهضت آزادی ایران در ائتلاف با هیچ گروه و حزبی نمیباشد و در مبارزات سیاسی بر مبنای تفکر اسلامی با حفظ استقلال و اصالت خود عمل مینماید. معیارهای نهضت آزادی در اتخاذ مواضع مربوطه عبارتند از: اسلام، مسألهٔ ملت، حفظ و تداوم انقلاب اسلامی و اجرای همهٔ جوانب قانون اساسی جمهوری اسلامی.
۴. در مورد قصاص و لایحه پیشنهادی قصاص، نهضت آزادی ایران به حکم اعتقاد به مبانی اندیشهٔ اسلامی قصاص را از امور ضروری اسلام میداند و از آنجا که بارها در طول عمر مبارزات و فعالیتهای اسلامی خود این اعتقاد را عملاً نشان داده هرگز انتظار آن را نداشته است که با چنان سوابق روشنی احتیاج باشد دربارهٔ هریک از مسائل اساسی اسلامی جداگانه اعتقادات خود را بیان کند.
اما در مورد اجرای حدود اسلام، ما هم نظیر برخی از علمای عظام اعتقاد داریم که بایستی شرایط و مقدمات اولیه بر طبق ضوابط اسلامی و بدنبال اجرای اسلام در تمامیت آن تحقق پیدا کند. بیان امام در این مورد به حد کافی رسا و گویا میباشد».
🔺این موضعگیری بهروشنی نشان میدهد که در اندیشهٔ نهضت آزادی، مفهوم آزادی صرفاً در «محدوده احکام شرعی» معنا مییابد و حقوق بشر تنها تا جایی پذیرفتنی است که با موازین اسلامی در تعارض نباشد. در این دیدگاه، آزادی فردی همواره باید تابع اصول و قواعد شریعت باشد.
🔸تناقض در آرمانها: از آزادی الهی تا قانونگرایی اسلام
🔻این دوگانگی در نسخههای جدید مرامنامهٔ نهضت آزادی همچنان به چشم میخورد. در مرامنامهٔ بهروزرسانیشده سال ۱۳۹۸ چنین آمده است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آزادی و «نهضت آزادی ایران»
(۳/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
▪️آزادی را کرامت انسان، موهبتی الهی، خواستهای ذاتی و پیشنیاز رشد و کمال فردی و اجتماعی و موجب تحقق حاکمیت ملت میداند.
▪️اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی اسلام را که پیامبران الهی از آدم تا خاتم منادی آن بودهاند، پایه استوار و انگیزه اساسی در مبارزات سیاسی و اجتماعی میداند.
▪️بنا بر آیۀ «وَإِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَهً. بقره، ۳۰» مردم را منشأ قدرت و حاکم بر سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود میداند.
▪️رویکرد عقلانی و علمی را در برخورد و حل مسائل اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، مبنایی مطمئن و اثربخش میداند.
▪️ضمن وفاداری به آرمانهای اعلامشده در قانون اساسی ج.ا و التزام به آن، اصلاح بنیادین آن را در راستای پاسداری و گسترش حقوق و حاکمیت ملت ضروری میداند.
▪️عدالت اجتماعی و اقتصادی را عامل مهمی در ایجاد «نظم»، «امنیت» و «توسعه» میداند.
▪️برای دستیابی به حقوق و آزادیهای اساسی، انسجام و همکاری و وحدت مردم را دارای اهمیت ویژه میداند.
▪️تعهد صادقانه به اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد و دیگر اسناد و تعهدات بینالمللی ناظر بر تأمین کرامت انسانی در حوزههای منع خشونت، نسلکشی، جنایت علیه بشریت و رفع تبعیضات ساختاری را مبنای توسعه ملی و زیست مسالمتآمیز جهانی میداند.
▪️صلح و وحدت مردم جهان، بهویژه مسلمانان و پرهیز از تفرقههای قومی و مذهبی میان گرایشهای گوناگون اسلامی را ضرورتی بنیادین میداند.
▪️با توجه به اصول یادشده، ما مسلمان، ایرانی، مصدقی، ملتزم به قانون اساسی و خواهان اصلاح آن هستیم.
🔻در این مرامنامه همچنان تأکید میشود که تحقق این آزادی و کرامت تنها در چهارچوب اصول اسلامی امکانپذیر است.
تکیه بر آیهی قرآنی که مردم منشأ اصلی حکومت هستند نتیجه میدهد که اگر جایی دیگر در قرآن استتناج شود که عقل انسان کافی نیست و تصمیمگیری و صلاحدیدش را در اختیار فقیه بگذارد راهی نیست که بیچونوچرا بپذیریم.
🔺درحقیقت، این اصل در نهاد خود با خواستهی ذاتی انسان در تعارض است. چنین برداشتی، مفهوم آزادی را از حیطهٔ جهانشمول خارج ساخته و به یک ارزش صرفاً ایدئولوژیک فروکاسته است. این تناقض سبب شده تا آزادی، بهجای آنکه حقی برابر برای همهٔ انسانها باشد، به مفهومی محدود و انحصاری تبدیل شود که تنها در خدمت گروه یا ایدئولوژی خاصی قرار میگیرد.
🔶نقد از منظر لیبرالیسم: آزادی بهمثابهٔ حق بنیادین
🍂 جان استوارت میل، بهعنوان یکی از متفکران برجستهٔ لیبرالیسم، بر این باور است که آزادی فردی اساسیترین حق بشر محسوب میشود. از دیدگاه او، پیشرفت تمدن بشری تنها در سایهٔ آزادی اندیشه و بیان امکانپذیر است. این نگرش، آزادی را نه بهعنوان امتیازی وابسته به قدرتهای دینی یا سیاسی، بلکه بهمثابهٔ حقی ذاتی و جهانی تعریف میکند. در این دیدگاه، هیچ نظام یا ایدئولوژیای نمیتواند آزادیهای فردی را محدود سازد، مگر در مواردی که آزادی فرد شهروند به حقوق دیگران آسیب وارد کند.
🍂 بررسی تطبیقی این دیدگاه با رویکرد نهضت آزادی ـــهمچنان پس از ۶۰ سالـــ آشکار میسازد که مفهوم آزادی در این جریان سیاسی، نه در معنای مدرن آن، بلکه صرفاً بهعنوان ابزاری در خدمت تحقق اهداف ایدئولوژیک دینی تعریف و استفاده شده و میشود. آزادی فقط یک واژه نیست که با آن وعدهٔ بهشت زمینی داد. آزادی در مرام سیاسی هر حزب تعریف مشخصی دارد که آن تعریف، قلمروش را تعیین میکند. وقتی حزبی تمام و کمال در خدمت یک دین درآید، نمیتوان انتظار داشت که همزمان با منشور ملل متحد هم همخوانی داشته باشد.
🔺نتیجهگیری: آزادی، مفهوم یا ابزار؟
🍂 بررسی مفهوم آزادی در اندیشه و عملکرد «نهضت آزادی ایران» بهعنوان یکی از جریانهای سیاسی تأثیرگذار در تاریخ معاصر نشان میدهد که این تشکل، علیرغم بهرهگیری از واژهٔ «آزادی» در نام خود، تفسیری محدود و ایدئولوژیک از این مفهوم ارائه داده است. در این نگرش، آزادی نه بهعنوان حقی جهانشمول و برابر برای تمام انسانها، بلکه بهمثابهٔ مفهومی مقید به چارچوبهای اسلامی تعریف گردیده است.
🍂 این دیدگاه، بهجای آنکه آزادی را همچون ارزشی مستقل و بنیادین پیگیری نماید، آن را به وسیلهای برای پیشبرد و تحکیم اندیشههای دینی تقلیل داده است. پیامد چنین رویکردی محدودیت حقوق فردی و نادیده انگاشتن اصول جهانی آزادی بوده است.
🍂 آزادی در معنای حقیقی خود، مفهومیست که باید فارغ از قیود ایدئولوژیک تعریف شود. هرگونه محدودسازی این حق اساسی، حتی با توجیهات اخلاقی یا خیرخواهانه، نهتنها به استبداد میانجامد بلکه پایههای عدالت و توسعه را نیز متزلزل میسازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrivarorg
(۳/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
▪️آزادی را کرامت انسان، موهبتی الهی، خواستهای ذاتی و پیشنیاز رشد و کمال فردی و اجتماعی و موجب تحقق حاکمیت ملت میداند.
▪️اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی اسلام را که پیامبران الهی از آدم تا خاتم منادی آن بودهاند، پایه استوار و انگیزه اساسی در مبارزات سیاسی و اجتماعی میداند.
▪️بنا بر آیۀ «وَإِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَهً. بقره، ۳۰» مردم را منشأ قدرت و حاکم بر سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود میداند.
▪️رویکرد عقلانی و علمی را در برخورد و حل مسائل اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، مبنایی مطمئن و اثربخش میداند.
▪️ضمن وفاداری به آرمانهای اعلامشده در قانون اساسی ج.ا و التزام به آن، اصلاح بنیادین آن را در راستای پاسداری و گسترش حقوق و حاکمیت ملت ضروری میداند.
▪️عدالت اجتماعی و اقتصادی را عامل مهمی در ایجاد «نظم»، «امنیت» و «توسعه» میداند.
▪️برای دستیابی به حقوق و آزادیهای اساسی، انسجام و همکاری و وحدت مردم را دارای اهمیت ویژه میداند.
▪️تعهد صادقانه به اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد و دیگر اسناد و تعهدات بینالمللی ناظر بر تأمین کرامت انسانی در حوزههای منع خشونت، نسلکشی، جنایت علیه بشریت و رفع تبعیضات ساختاری را مبنای توسعه ملی و زیست مسالمتآمیز جهانی میداند.
▪️صلح و وحدت مردم جهان، بهویژه مسلمانان و پرهیز از تفرقههای قومی و مذهبی میان گرایشهای گوناگون اسلامی را ضرورتی بنیادین میداند.
▪️با توجه به اصول یادشده، ما مسلمان، ایرانی، مصدقی، ملتزم به قانون اساسی و خواهان اصلاح آن هستیم.
🔻در این مرامنامه همچنان تأکید میشود که تحقق این آزادی و کرامت تنها در چهارچوب اصول اسلامی امکانپذیر است.
تکیه بر آیهی قرآنی که مردم منشأ اصلی حکومت هستند نتیجه میدهد که اگر جایی دیگر در قرآن استتناج شود که عقل انسان کافی نیست و تصمیمگیری و صلاحدیدش را در اختیار فقیه بگذارد راهی نیست که بیچونوچرا بپذیریم.
🔺درحقیقت، این اصل در نهاد خود با خواستهی ذاتی انسان در تعارض است. چنین برداشتی، مفهوم آزادی را از حیطهٔ جهانشمول خارج ساخته و به یک ارزش صرفاً ایدئولوژیک فروکاسته است. این تناقض سبب شده تا آزادی، بهجای آنکه حقی برابر برای همهٔ انسانها باشد، به مفهومی محدود و انحصاری تبدیل شود که تنها در خدمت گروه یا ایدئولوژی خاصی قرار میگیرد.
🔶نقد از منظر لیبرالیسم: آزادی بهمثابهٔ حق بنیادین
🍂 جان استوارت میل، بهعنوان یکی از متفکران برجستهٔ لیبرالیسم، بر این باور است که آزادی فردی اساسیترین حق بشر محسوب میشود. از دیدگاه او، پیشرفت تمدن بشری تنها در سایهٔ آزادی اندیشه و بیان امکانپذیر است. این نگرش، آزادی را نه بهعنوان امتیازی وابسته به قدرتهای دینی یا سیاسی، بلکه بهمثابهٔ حقی ذاتی و جهانی تعریف میکند. در این دیدگاه، هیچ نظام یا ایدئولوژیای نمیتواند آزادیهای فردی را محدود سازد، مگر در مواردی که آزادی فرد شهروند به حقوق دیگران آسیب وارد کند.
🍂 بررسی تطبیقی این دیدگاه با رویکرد نهضت آزادی ـــهمچنان پس از ۶۰ سالـــ آشکار میسازد که مفهوم آزادی در این جریان سیاسی، نه در معنای مدرن آن، بلکه صرفاً بهعنوان ابزاری در خدمت تحقق اهداف ایدئولوژیک دینی تعریف و استفاده شده و میشود. آزادی فقط یک واژه نیست که با آن وعدهٔ بهشت زمینی داد. آزادی در مرام سیاسی هر حزب تعریف مشخصی دارد که آن تعریف، قلمروش را تعیین میکند. وقتی حزبی تمام و کمال در خدمت یک دین درآید، نمیتوان انتظار داشت که همزمان با منشور ملل متحد هم همخوانی داشته باشد.
🔺نتیجهگیری: آزادی، مفهوم یا ابزار؟
🍂 بررسی مفهوم آزادی در اندیشه و عملکرد «نهضت آزادی ایران» بهعنوان یکی از جریانهای سیاسی تأثیرگذار در تاریخ معاصر نشان میدهد که این تشکل، علیرغم بهرهگیری از واژهٔ «آزادی» در نام خود، تفسیری محدود و ایدئولوژیک از این مفهوم ارائه داده است. در این نگرش، آزادی نه بهعنوان حقی جهانشمول و برابر برای تمام انسانها، بلکه بهمثابهٔ مفهومی مقید به چارچوبهای اسلامی تعریف گردیده است.
🍂 این دیدگاه، بهجای آنکه آزادی را همچون ارزشی مستقل و بنیادین پیگیری نماید، آن را به وسیلهای برای پیشبرد و تحکیم اندیشههای دینی تقلیل داده است. پیامد چنین رویکردی محدودیت حقوق فردی و نادیده انگاشتن اصول جهانی آزادی بوده است.
🍂 آزادی در معنای حقیقی خود، مفهومیست که باید فارغ از قیود ایدئولوژیک تعریف شود. هرگونه محدودسازی این حق اساسی، حتی با توجیهات اخلاقی یا خیرخواهانه، نهتنها به استبداد میانجامد بلکه پایههای عدالت و توسعه را نیز متزلزل میسازد.
.
#سیاست #فلسفیدن #لیبرالیسم #استمرارطالبان #نهظت_آزادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrivarorg
Telegram
نقدآگین
📘جمهوری اسلامی و سیاست ابهام هستهای
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🍂 بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل که با حمله به تأسیسات هستهای ایران همراه شد، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت به جای عملی کردن تهدیدهای پیشین درباره خروج از NPT، همکاریهای نظارتی با آژانس را متوقف کند که میتوان آن را سیاست «ابهام هستهای» نام نهاد. با این سیاست، برنامه هستهای ایران دیگر قابل ارزیابی دقیق نخواهد بود، نه در مورد میزان آسیبهای وارد شده در اثر حمله، نه وضعیت مواد غنی شده و نه آنچه که ایران با این مواد انجام میدهد.
🍂 اگر «ابهام هستهای» سیاستی برای کسب اهرم فشار برای مذاکرهای آبرومندانهتر بود میتوانست موجه باشد اما اگر این سیاست همانگونه که بسیاری میاندیشند تمهیدی برای ساخت مخفیانه بمب اتمی است خریتی محض و ادامه بازی در پازل طراحی شده توسط بنیامین نتانیاهو است. (۱ و ۲) اما چرا؟
🍂 هنوز هم معتقدم که ترامپ در پیشنهاد خود برای مذاکره با ایران بر سر برنامه هستهای صداقت داشت. ترامپ واقعاً علاقهای به وارد شدن به جنگ نداشت بنابراین اگر جمهوری اسلامی به جای تکرار توهماتش درباره تکرار برجام، با پیشنهادی که مستلزم پایان برنامه غنیسازی بود سر میز مذاکره حاضر میشد میتوانست بدون جنگ ماجرا را ختم کند و هم خودش از مواهب رفع تحریم بهره میبرد هم به ترامپ بهانه لازم برای اعلام یک پیروزی بزرگ در سیاست خارجی را میداد اما جمهوری اسلامی آنچه که الزام فضای جدید در خاورمیانه بود را درک نکرد و شد آنچه شد.
🍂 اما اصل قضیه هنوز هم عوض نشده. اسرائیل به تنهایی توان یک جنگ بزرگ را ندارد، ترامپ هم نمیخواهد وارد یک جنگ طولانی شود مگر آنکه مجبور شود. تلاش ایران برای ساخت مخفیانه سلاح اتمی، دقیقاً همان چیزی است که میتواند بازی را به مسیری هدایت کند که نتانیاهو میخواهد، یعنی وارد شدن آمریکا به یک جنگ تمام عیار با هدف تغییرِ رژیم.
🍂 حتی اگر جمهوری اسلامی موفق شده باشد ذخایر اورانیومش را خارج کند (که در موردش تردید دارم) باز هم حداقل یک سال با ساخت بمب اتمی فاصله دارد و نمیتواند به بازدارندگی اتمی برسد اما ادامه سیاست ابهام اتمی از سوی ایران، دونالد ترامپی که مسأله هستهای ایران برایش حیثیتی شده و به هیچ وجه نمیخواهد در دوران او، ایران به بمب برسد را مجبور خواهد کرد تا علیرغم میل باطنیاش به جای تأسیسات اتمی، حکومتی که در پی سلاح اتمی است را هدف قرار دهد.
♦️یا تسلیم یا جنگ. راه سومی (بازدارندگی اتمی) وجود ندارد.
@iranjanejahan
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🍂 بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل که با حمله به تأسیسات هستهای ایران همراه شد، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت به جای عملی کردن تهدیدهای پیشین درباره خروج از NPT، همکاریهای نظارتی با آژانس را متوقف کند که میتوان آن را سیاست «ابهام هستهای» نام نهاد. با این سیاست، برنامه هستهای ایران دیگر قابل ارزیابی دقیق نخواهد بود، نه در مورد میزان آسیبهای وارد شده در اثر حمله، نه وضعیت مواد غنی شده و نه آنچه که ایران با این مواد انجام میدهد.
🍂 اگر «ابهام هستهای» سیاستی برای کسب اهرم فشار برای مذاکرهای آبرومندانهتر بود میتوانست موجه باشد اما اگر این سیاست همانگونه که بسیاری میاندیشند تمهیدی برای ساخت مخفیانه بمب اتمی است خریتی محض و ادامه بازی در پازل طراحی شده توسط بنیامین نتانیاهو است. (۱ و ۲) اما چرا؟
🍂 هنوز هم معتقدم که ترامپ در پیشنهاد خود برای مذاکره با ایران بر سر برنامه هستهای صداقت داشت. ترامپ واقعاً علاقهای به وارد شدن به جنگ نداشت بنابراین اگر جمهوری اسلامی به جای تکرار توهماتش درباره تکرار برجام، با پیشنهادی که مستلزم پایان برنامه غنیسازی بود سر میز مذاکره حاضر میشد میتوانست بدون جنگ ماجرا را ختم کند و هم خودش از مواهب رفع تحریم بهره میبرد هم به ترامپ بهانه لازم برای اعلام یک پیروزی بزرگ در سیاست خارجی را میداد اما جمهوری اسلامی آنچه که الزام فضای جدید در خاورمیانه بود را درک نکرد و شد آنچه شد.
🍂 اما اصل قضیه هنوز هم عوض نشده. اسرائیل به تنهایی توان یک جنگ بزرگ را ندارد، ترامپ هم نمیخواهد وارد یک جنگ طولانی شود مگر آنکه مجبور شود. تلاش ایران برای ساخت مخفیانه سلاح اتمی، دقیقاً همان چیزی است که میتواند بازی را به مسیری هدایت کند که نتانیاهو میخواهد، یعنی وارد شدن آمریکا به یک جنگ تمام عیار با هدف تغییرِ رژیم.
🍂 حتی اگر جمهوری اسلامی موفق شده باشد ذخایر اورانیومش را خارج کند (که در موردش تردید دارم) باز هم حداقل یک سال با ساخت بمب اتمی فاصله دارد و نمیتواند به بازدارندگی اتمی برسد اما ادامه سیاست ابهام اتمی از سوی ایران، دونالد ترامپی که مسأله هستهای ایران برایش حیثیتی شده و به هیچ وجه نمیخواهد در دوران او، ایران به بمب برسد را مجبور خواهد کرد تا علیرغم میل باطنیاش به جای تأسیسات اتمی، حکومتی که در پی سلاح اتمی است را هدف قرار دهد.
♦️یا تسلیم یا جنگ. راه سومی (بازدارندگی اتمی) وجود ندارد.
@iranjanejahan
.
#سیاست #آمریکا #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بمب اتم در عبای سکوت
— خامنهای نیازی به توصیه ندارد
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🔹ایراد بزرگ این مدل درخواستها که از مقامات جمهوری اسلامی میخواهند تا برای جلوگیری از حمله دوباره اسرائیل و ایجاد بازدارندگی، سلاح اتمی بسازند این است که تصور میکنند رهبر جمهوری اسلامی قصد ساخت سلاح اتمی را نداشته و واقعاً معتقد به حرام بودنش است اما این، ابدا با واقعیت همخوانی ندارد. بگذارید کمی از تاریخ را مرور کنم.
🔹اسناد لو رفته از پروژه آماد و نظارتهای بعدی آژانس به وضوح نشان میدهد که جمهوری اسلامی تا قبل از افشای برنامه هستهای مخفیانهاش در سال ۸۱ به صورت کاملا فعالانه در پی ساخت سلاح اتمی بوده است اما بعد از افشای این برنامه که دقیقاً مقارن با اوج توسعهطلبیهای نظامی آمریکا بود از ترس حمله آمریکا مجبور شد از این برنامه عقبنشینی کرده و تعلیق غنیسازی را بپذیرد اما این فقط ظاهر قضیه بود و رهبر جمهوری اسلامی هرگز جاهطلبیهای هستهایش را کنار نگذاشت.
🔹در سال ۲۰۰۵ و زمانی که آمریکا در باتلاق جنگ عراق و افغانستان گیر افتاده بود و امکان ورود به جنگ سوم را نداشت، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت علیرغم همه هشدارها درباره ورود شورای امنیت و تحریم، غنیسازی را از سر بگیرد. برنامه این بار این بود که به جای اقدام فوری برای حرکت به سمت غنیسازی ۹۰ درصدی که برای اقدام نظامی، بهانه ایجاد میکرد به استراتژی پختن قورباغه روی آورند و در پیش چشم جهانیان و زیر نظر آژانس، آرام آرام ذخایر و میزان غنیسازی را افزایش بدهند تا آن روزی برسد که ایران عملاً در آستانه هستهای قرار گرفته و هر زمان اراده کرد بتواند دهها کلاهک اتمی بسازد و زمان برای اقدام نظامی موثر هم گذشته باشد.
🔹شما کارآمدی این استراتژی را درست قبل از حمله اسرائیل میتوانید ببینید. ایران به تدریج به جایی رسیده بود که فقط اورانیوم ۶۰ درصدیاش برای ساخت ۱۰ بمب کافی بود. ایران قصد داشت مرحله آخر فرار هستهای را هم به یک تأسیسات عمیقتر از فردو منتقل کند که جنگندههای اسرائیلی و آمریکایی سر رسیدند. اگر این حمله اتفاق نمیافتاد شاید ایران تا یکی دو سال بعد میتوانست ۵۰ کلاهک اتمی داشته باشد و به بازدارندگی هستهای برسد. حتی همین الآن هم خطر کاملاً رفع نشده و درباره سرنوشت اورانیومهای غنی شده ایران ابهام جدی وجود دارد.
♦️سؤال: اگر این ادعا درست است پس چرا جمهوری اسلامی به برجام و محدودیت غنیسازی تن داد؟ پاسخ آن است که برجام تنها یک سری محدودیتهای موقت بر روی برنامه هستهای ایران ایجاد میکرد و اگر با دید بلندمدت به آن بنگریم به قول ترامپ، خودش یک راه ایمن یه سوی ساخت سلاح اتمی بود. طبق برجام بعد از ده سال، محدودیت غنیسازی به تدریج کم میشد تا سال پانزدهم که دیگر هیچ محدودیتی بر سر برنامه هستهای ایران وجود نداشت یعنی ایران میتوانست به هر میزان و با هر درصدی حتی ۹۰ درصد اورانیوم غنی کند آن هم با مشروعیت بینالمللی، لغو همه تحریمها و قطعنامههای سازمان ملل!
🔸خلاصه آنکه رهبر جمهوری اسلامی نیازی به نصیحتهای شما برای ساخت سلاح اتمی ندارد. او همیشه به دنبال بمب اتمی بوده و همین حالا هم هست اما در مسیری که شدنی باشد. اگر او از همان ابتدا فریاد میزد که من به دنبال ساخت سلاح اتمی هستم، طبیعی بود که هیچ کشوری در منطقه و جهان این اجازه را نمیداد و بدون تردید ایران با حمله نظامی هماهنگ مواجه میشد. الآن هم دیگر برای نصیحتها دیر شده. بعید است با آنچه که از برنامه هستهای باقی مانده بشود تا دو سه سال آینده سلاح اتمی ساخت و تا آن زمان هم اگر ایران دست از تلاش برای راهاندازی دوباره برنامه غنیسازی برندارد و نظارتهای آژانس دوباره برقرار نشود حمله دوباره اسرائیل و آمریکا قطعی است.
♦️پ.ن: غنیسازی محدود ایران به وضوح هیچ گاه ربطی به استفاده صلح آمیز نداشته وگرنه مدل طراحی برنامه هستهای ایران به جای غنیسازی که تاکنون حتی یک مگاوات ساعت برق تولید نکرده بر عناصر دیگر دانش هستهای مثل ساخت رآکتورها متمرکز میشد، چیزی که عملاً در برنامه هستهای ایران وجود ندارد.
@iranjanejahan
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خامنهای نیازی به توصیه ندارد
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🔹ایراد بزرگ این مدل درخواستها که از مقامات جمهوری اسلامی میخواهند تا برای جلوگیری از حمله دوباره اسرائیل و ایجاد بازدارندگی، سلاح اتمی بسازند این است که تصور میکنند رهبر جمهوری اسلامی قصد ساخت سلاح اتمی را نداشته و واقعاً معتقد به حرام بودنش است اما این، ابدا با واقعیت همخوانی ندارد. بگذارید کمی از تاریخ را مرور کنم.
🔹اسناد لو رفته از پروژه آماد و نظارتهای بعدی آژانس به وضوح نشان میدهد که جمهوری اسلامی تا قبل از افشای برنامه هستهای مخفیانهاش در سال ۸۱ به صورت کاملا فعالانه در پی ساخت سلاح اتمی بوده است اما بعد از افشای این برنامه که دقیقاً مقارن با اوج توسعهطلبیهای نظامی آمریکا بود از ترس حمله آمریکا مجبور شد از این برنامه عقبنشینی کرده و تعلیق غنیسازی را بپذیرد اما این فقط ظاهر قضیه بود و رهبر جمهوری اسلامی هرگز جاهطلبیهای هستهایش را کنار نگذاشت.
🔹در سال ۲۰۰۵ و زمانی که آمریکا در باتلاق جنگ عراق و افغانستان گیر افتاده بود و امکان ورود به جنگ سوم را نداشت، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت علیرغم همه هشدارها درباره ورود شورای امنیت و تحریم، غنیسازی را از سر بگیرد. برنامه این بار این بود که به جای اقدام فوری برای حرکت به سمت غنیسازی ۹۰ درصدی که برای اقدام نظامی، بهانه ایجاد میکرد به استراتژی پختن قورباغه روی آورند و در پیش چشم جهانیان و زیر نظر آژانس، آرام آرام ذخایر و میزان غنیسازی را افزایش بدهند تا آن روزی برسد که ایران عملاً در آستانه هستهای قرار گرفته و هر زمان اراده کرد بتواند دهها کلاهک اتمی بسازد و زمان برای اقدام نظامی موثر هم گذشته باشد.
🔹شما کارآمدی این استراتژی را درست قبل از حمله اسرائیل میتوانید ببینید. ایران به تدریج به جایی رسیده بود که فقط اورانیوم ۶۰ درصدیاش برای ساخت ۱۰ بمب کافی بود. ایران قصد داشت مرحله آخر فرار هستهای را هم به یک تأسیسات عمیقتر از فردو منتقل کند که جنگندههای اسرائیلی و آمریکایی سر رسیدند. اگر این حمله اتفاق نمیافتاد شاید ایران تا یکی دو سال بعد میتوانست ۵۰ کلاهک اتمی داشته باشد و به بازدارندگی هستهای برسد. حتی همین الآن هم خطر کاملاً رفع نشده و درباره سرنوشت اورانیومهای غنی شده ایران ابهام جدی وجود دارد.
♦️سؤال: اگر این ادعا درست است پس چرا جمهوری اسلامی به برجام و محدودیت غنیسازی تن داد؟ پاسخ آن است که برجام تنها یک سری محدودیتهای موقت بر روی برنامه هستهای ایران ایجاد میکرد و اگر با دید بلندمدت به آن بنگریم به قول ترامپ، خودش یک راه ایمن یه سوی ساخت سلاح اتمی بود. طبق برجام بعد از ده سال، محدودیت غنیسازی به تدریج کم میشد تا سال پانزدهم که دیگر هیچ محدودیتی بر سر برنامه هستهای ایران وجود نداشت یعنی ایران میتوانست به هر میزان و با هر درصدی حتی ۹۰ درصد اورانیوم غنی کند آن هم با مشروعیت بینالمللی، لغو همه تحریمها و قطعنامههای سازمان ملل!
🔸خلاصه آنکه رهبر جمهوری اسلامی نیازی به نصیحتهای شما برای ساخت سلاح اتمی ندارد. او همیشه به دنبال بمب اتمی بوده و همین حالا هم هست اما در مسیری که شدنی باشد. اگر او از همان ابتدا فریاد میزد که من به دنبال ساخت سلاح اتمی هستم، طبیعی بود که هیچ کشوری در منطقه و جهان این اجازه را نمیداد و بدون تردید ایران با حمله نظامی هماهنگ مواجه میشد. الآن هم دیگر برای نصیحتها دیر شده. بعید است با آنچه که از برنامه هستهای باقی مانده بشود تا دو سه سال آینده سلاح اتمی ساخت و تا آن زمان هم اگر ایران دست از تلاش برای راهاندازی دوباره برنامه غنیسازی برندارد و نظارتهای آژانس دوباره برقرار نشود حمله دوباره اسرائیل و آمریکا قطعی است.
♦️پ.ن: غنیسازی محدود ایران به وضوح هیچ گاه ربطی به استفاده صلح آمیز نداشته وگرنه مدل طراحی برنامه هستهای ایران به جای غنیسازی که تاکنون حتی یک مگاوات ساعت برق تولید نکرده بر عناصر دیگر دانش هستهای مثل ساخت رآکتورها متمرکز میشد، چیزی که عملاً در برنامه هستهای ایران وجود ندارد.
@iranjanejahan
.
#سیاست #آمریکا #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
♦️برای فهماندن بیشتر حرفم به دوستان، بد نیست بین شرایط قبل از حمله با شرایط قبل از برجام، مقایسهای داشته باشیم.
♦️ایران در سال ۲۰۱۳ و قبل از توافق ژنو، غنیسازی ۶۰ درصدی نداشت و فقط ۱۹۶ کیلو اورانیوم ۲۰ درصدی داشت که تقریباً برای ساخت یک بمب اتمی کافی بود که حدود سه هفته طول میکشید اما قبل از حمله اسرائیل ایران فقط ۴۱۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی داشت که برای ۱۰ بمب کافی بود. از این رو ایران میتوانست در عرض یک ماه برای ۱۱ بمب، اورانیوم ۹۰ درصدی غنی کند.
♦️ایران در زمان برجام فقط تا سانتریفیوژهای نسل دوم یعنی IR-2m را فعال داشت اما قبل از حمله، سانتریفیوژهای پیشرفته IR6 با ظرفیت ده برابری نسبت به نسل اول را فعال داشت و در حال انجام تستهای نهایی IR-8 با ظرفیت ۲۰ برابر و تستهای اولیه IR-9 با ظرفیت ۵۰ برابری بود. جالب اینجاست که برجام اجازه ادامه فعالیتهای تحقیق و توسعه روی سانتریفیوژهای پیشرفته را هم داده بود و از این جهت هم ایران را یک قدم به سمت فرار اتمی نزدیک میکرد. برجام برای جمهوری اسلامی واقعاً یک توافق طلایی بود.
▪️▪️▪️
🔸دوستان میپرسند اگر برجام اینقدر فوقالعاده بود پس درد این بسیجیها چی بود که به ظریف و روحانی فحاشی میکردند؟
🔸چون احمقند. چون بسیجی جماعت کلا توی عالم هپروت سیر میکنه. چون تعصب و توهم اینقدر ذهنش رو پر کرده که از عالم واقعیت کاملاً منفک شده. فقط کافیه کسی با آمریکا و اسرائیل توافق کنه اینها گریه میکنند. فقط کافیه یکی علیه اسرائیل شمشیر بکشه اینها از فرط شوق و ذوق خشتکها میدرند.
🔸اینها همون احمقهایی بودند که برای ۷ اکتبر شیرینی پخش کردند و نمیدونستند که قراره چی به سرشون بیاد. هنوز هم نمیفهمند.
🔸اینها همون احمقهایی بودند که بعد از سالها هماهنگی روسیه با اسرائیل در زدن اهداف ایرانی در سوریه، توقع داشتند روسیه بهشون سوخو ۳۵ بده تا باهاش با اسرائیل بجنگند :))))
🔸اینها همون احمقهایی هستند که فکر میکنند میشه رفت چین، شش ماهه ۱۰۰ تا جنگنده گرفت و رفت تا قلب تلآویو :))
🔸در مورد بسیجی و جماعت ارزشی هیچ وقت به عقل و منطق فکر نکنید. اگر پنجاه سال احمقترین قشر جامعه بر ایران حاکم نمیشدند که این وضعیت بزرگترین دارنده ذخایر انرژی فسیلی جهان نبود.
پ.ن: مطلبی در مورد ایرادات برجام که ۲ ماه قبل نوشته بودم. 🔗 مطالعه کنید.
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
@iranjanejahan
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
♦️ایران در سال ۲۰۱۳ و قبل از توافق ژنو، غنیسازی ۶۰ درصدی نداشت و فقط ۱۹۶ کیلو اورانیوم ۲۰ درصدی داشت که تقریباً برای ساخت یک بمب اتمی کافی بود که حدود سه هفته طول میکشید اما قبل از حمله اسرائیل ایران فقط ۴۱۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی داشت که برای ۱۰ بمب کافی بود. از این رو ایران میتوانست در عرض یک ماه برای ۱۱ بمب، اورانیوم ۹۰ درصدی غنی کند.
♦️ایران در زمان برجام فقط تا سانتریفیوژهای نسل دوم یعنی IR-2m را فعال داشت اما قبل از حمله، سانتریفیوژهای پیشرفته IR6 با ظرفیت ده برابری نسبت به نسل اول را فعال داشت و در حال انجام تستهای نهایی IR-8 با ظرفیت ۲۰ برابر و تستهای اولیه IR-9 با ظرفیت ۵۰ برابری بود. جالب اینجاست که برجام اجازه ادامه فعالیتهای تحقیق و توسعه روی سانتریفیوژهای پیشرفته را هم داده بود و از این جهت هم ایران را یک قدم به سمت فرار اتمی نزدیک میکرد. برجام برای جمهوری اسلامی واقعاً یک توافق طلایی بود.
▪️▪️▪️
🔸دوستان میپرسند اگر برجام اینقدر فوقالعاده بود پس درد این بسیجیها چی بود که به ظریف و روحانی فحاشی میکردند؟
🔸چون احمقند. چون بسیجی جماعت کلا توی عالم هپروت سیر میکنه. چون تعصب و توهم اینقدر ذهنش رو پر کرده که از عالم واقعیت کاملاً منفک شده. فقط کافیه کسی با آمریکا و اسرائیل توافق کنه اینها گریه میکنند. فقط کافیه یکی علیه اسرائیل شمشیر بکشه اینها از فرط شوق و ذوق خشتکها میدرند.
🔸اینها همون احمقهایی بودند که برای ۷ اکتبر شیرینی پخش کردند و نمیدونستند که قراره چی به سرشون بیاد. هنوز هم نمیفهمند.
🔸اینها همون احمقهایی بودند که بعد از سالها هماهنگی روسیه با اسرائیل در زدن اهداف ایرانی در سوریه، توقع داشتند روسیه بهشون سوخو ۳۵ بده تا باهاش با اسرائیل بجنگند :))))
🔸اینها همون احمقهایی هستند که فکر میکنند میشه رفت چین، شش ماهه ۱۰۰ تا جنگنده گرفت و رفت تا قلب تلآویو :))
🔸در مورد بسیجی و جماعت ارزشی هیچ وقت به عقل و منطق فکر نکنید. اگر پنجاه سال احمقترین قشر جامعه بر ایران حاکم نمیشدند که این وضعیت بزرگترین دارنده ذخایر انرژی فسیلی جهان نبود.
پ.ن: مطلبی در مورد ایرادات برجام که ۲ ماه قبل نوشته بودم. 🔗 مطالعه کنید.
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
@iranjanejahan
.
#سیاست #آمریکا #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ نفوذیهای اصلی و مهاجرانِ غیرقانونی
🎙 #حسن_آقامیری
▪️افغانستانی نمیدونه امروز سردار سپاه با دو تا معاون کجا جلسه داره…
▪️افغانستانی نمیدونه باقری امشب کجا میخوابه...
▪️افغانستانی نمیدونه منبع موشکهای ما کجاست…
▪️نفوذ جایی دیگه هست… اینا میخوان لاپوشونی کنن.
▪️خروج مهاجران غیرقانونی، باید ضابطهمند و محترمانه باشد؛ نه همان بساط بلبشویی که جمهوری اسلامی در مابقی مسائل نشان داده، و بر محور باجگیری و تحقیر و تهدید و شوآف است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
🎙 #حسن_آقامیری
▪️افغانستانی نمیدونه امروز سردار سپاه با دو تا معاون کجا جلسه داره…
▪️افغانستانی نمیدونه باقری امشب کجا میخوابه...
▪️افغانستانی نمیدونه منبع موشکهای ما کجاست…
▪️نفوذ جایی دیگه هست… اینا میخوان لاپوشونی کنن.
▪️خروج مهاجران غیرقانونی، باید ضابطهمند و محترمانه باشد؛ نه همان بساط بلبشویی که جمهوری اسلامی در مابقی مسائل نشان داده، و بر محور باجگیری و تحقیر و تهدید و شوآف است.
📕کارنامهٔ شکدم (۱: بازبینی یک موج | ۲: «اربعین نابترین شکل مقاومت است»)
📺 شکدم: حجاب بر سر، قرآن در دست!
📺 مصاحبۀ جنجالی شکدم (مقایسۀ خامنهای با خدا)
📕ضرورت تحلیل راهبردی نفوذ
📕امنیت در مذبحِ ایدئولوژی
📕وقتی "احساس" بر "حقیقت" میتازد
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 صفروف و کاترین شکدم
📺 از اسارت اسلام تا رهایی (كاترين شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است)
📺 چپی جاهل یا نفوذیِ بیگانه؟
📺 مواضع متناقض علی علیزاده؛ نفوذی یا احمق؟
📕نفوذیها را دریابید!
📕 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر!
📻عملیاتِ نفوذِ وهمی
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸شبکۀ «فرانس ۲۴» ادعا کرده که ویدیوی حمله به زندان اوین و تخریب آن، ساختۀ «هوش مصنوعی» بوده و یک نمونۀ شبیه به آن نیز خودش ساخته و نمایش دادهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#جالب #هوش_مصنوعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیندۀ آتشبس
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
🔸این ویدئو مناظرهایست که به تحلیل عمیق آینده آتشبس میان ایران و اسرائیل پس از یک درگیری ۱۲ روزه میپردازد. در این بحث، دیدگاههای متفاوتی درباره ماهیت این درگیری، تأثیر آن بر مردم و حکومت ایران، و سناریوهای احتمالی آینده مطرح میشود.
🔸زیباکلام معتقد است جنگ تمامعیار رخ نداده و به عدم توجیه اخلاقی همسویی با دشمن خارجی اشاره میکند، در حالی که کیان درگیری را بین مردم ایران و جمهوری اسلامی میداند و بر تغییر تعریف جنگ در عصر حاضر تأکید دارد. این مناظره به موضوعاتی چون تأثیر جنگ بر سرکوب داخلی، نقش اپوزیسیون، و چشمانداز روابط بینالمللی ایران نیز میپردازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
🔸این ویدئو مناظرهایست که به تحلیل عمیق آینده آتشبس میان ایران و اسرائیل پس از یک درگیری ۱۲ روزه میپردازد. در این بحث، دیدگاههای متفاوتی درباره ماهیت این درگیری، تأثیر آن بر مردم و حکومت ایران، و سناریوهای احتمالی آینده مطرح میشود.
🔸زیباکلام معتقد است جنگ تمامعیار رخ نداده و به عدم توجیه اخلاقی همسویی با دشمن خارجی اشاره میکند، در حالی که کیان درگیری را بین مردم ایران و جمهوری اسلامی میداند و بر تغییر تعریف جنگ در عصر حاضر تأکید دارد. این مناظره به موضوعاتی چون تأثیر جنگ بر سرکوب داخلی، نقش اپوزیسیون، و چشمانداز روابط بینالمللی ایران نیز میپردازد.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیندۀ آتشبس
@Naqdagin
🎧 آینده آتشبس
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:51 - طرح موضوع بحث
4:23 - درگیری بین مردم ایران و ج.ا
14:03 - جنگ تمامعیار بین ایران و اسرائیل رخ نداده
15:36 - پرسش درباره منطق بمباران زندان اوین
17:34 - اشاره میزبان به "عملیات نظامی" به جای "جنگ"
21:20 - بسیاری از ایرانیان، جمهوری اسلامی را نماینده ایران نمیدانند
26:23 - تعریف جنگ تغییر کرده و بیشتر درباره تأثیر بر ذهنهاست
28:25 - درگیری میتواند با درک رهبران ایران از "پایان بازی" خاتمه یابد
36:50 - عدم توجیه اخلاقی برای همسویی با دشمن خارجی
47:10 - بحث درباره تأثیر اقدامات اپوزیسیون
57:24 - بحث درباره احتمال رادیکالیزه شدن فضای سیاسی
01:04:37 - احتمال افزایش سرکوب داخلی کوتاهمدت و امید به آزادیهای مدنی
01:14:27 - تأثیر درگیری بر مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا
01:17:14 - حمایت از پادشاهی دموکراتیک سکولار برای ایران
01:18:37 - احتمال استراتژی اسرائیل مشابه لبنان جنوبی
01:23:14 - روسیه خواهان سقوط رژیم فعلی ایران نیست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:51 - طرح موضوع بحث
4:23 - درگیری بین مردم ایران و ج.ا
14:03 - جنگ تمامعیار بین ایران و اسرائیل رخ نداده
15:36 - پرسش درباره منطق بمباران زندان اوین
17:34 - اشاره میزبان به "عملیات نظامی" به جای "جنگ"
21:20 - بسیاری از ایرانیان، جمهوری اسلامی را نماینده ایران نمیدانند
26:23 - تعریف جنگ تغییر کرده و بیشتر درباره تأثیر بر ذهنهاست
28:25 - درگیری میتواند با درک رهبران ایران از "پایان بازی" خاتمه یابد
36:50 - عدم توجیه اخلاقی برای همسویی با دشمن خارجی
47:10 - بحث درباره تأثیر اقدامات اپوزیسیون
57:24 - بحث درباره احتمال رادیکالیزه شدن فضای سیاسی
01:04:37 - احتمال افزایش سرکوب داخلی کوتاهمدت و امید به آزادیهای مدنی
01:14:27 - تأثیر درگیری بر مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا
01:17:14 - حمایت از پادشاهی دموکراتیک سکولار برای ایران
01:18:37 - احتمال استراتژی اسرائیل مشابه لبنان جنوبی
01:23:14 - روسیه خواهان سقوط رژیم فعلی ایران نیست
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چشمانِ ترامپ و دیدنِ آیندهای چندوجهی
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه (+)
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔸دکتر مهدی مطهرنیا تمسخر رهبر ایران توسط دونالد ترامپ را "رنجآور" و "توهینآمیز" توصیف میکند، بهویژه از آن جهت که رهبر ایران، تجسم قدرت ایران در حال حاضر است.
🔸او تأکید میکند که ایالات متحده، به ویژه تحت رهبری ترامپ، "گهواره قدرت" در نظام بینالملل باقی خواهد ماند. به گفته مطهرنیا، اسرائیل دیگر "شریک حیاتی" آمریکا نیست، بلکه صرفاً "نقش حیاتی" را در خاورمیانه عربی ایفا میکند و باید توسط نیویورکنشینان یهودی کنترل شود.
🔸این مناقشه محصول یک "جنگ مینیاتوری" از سال ۲۰۱۸ است که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی و حملات دقیق علیه ج.ا آغاز شده و هدف آن رویارویی با چالش ج.ا است که به تهدیدی برای نظم منطقهای و امنیت بینالملل بدل شده است.
🔸دکتر مطهرنیا رویکرد ترامپ را به یک "بازیگر دیوانه" تشبیه میکند که در دوره اول ریاستجمهوریاش بر اساس پارادایم "آشوب" و دکترین "ابهام" عمل میکرد و اکنون به عنوان "معمار نظم نوین جهانی" با راهبرد "فشار دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی" ظاهر شده است.
🔸او توضیح میدهد که "تغییر رژیم" از دیدگاه آمریکا لزوماً به معنای براندازی حکومت نیست، بلکه به معنای تغییر "شیوه حکمرانی" جمهوری اسلامی برای پذیرش قواعد بازیهای جهانی و تبدیل شدن به یک "کشور نرمال" است. این امر برای یک نظام ایدئولوژیک، غیرممکن به نظر میرسد و لذا آمریکا به دنبال یک "تغییر کمهزینه و مؤثر" است که شامل "انتقال از درون و ساخت دولت آینده از برون" میشود؛ فرآیندی شبیه به جراحی یک "غده بدخیم" برای حذف کامل آن.
🔸مطهرنیا هشدار میدهد که آتشبس کنونی "بسیار شکننده" است. او احتمال تجزیه ایران را کم میداند، زیرا این امر منجر به بیثباتی گسترده در منطقه خواهد شد که مورد نظر آمریکا نیست.
🔸وی ایرانیان را تشویق میکند که با افزایش "دانایی"، اتحاد خود را تقویت کرده، با جهل و خرافات مبارزه کنند و برای "توسعه ملی" و "شکوه ایران"، هوشمندانه و متحدانه عمل کنند، نه اینکه انرژی خود را صرف درگیریهای داخلی و نزاعهای نخبگان کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه (+)
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔸دکتر مهدی مطهرنیا تمسخر رهبر ایران توسط دونالد ترامپ را "رنجآور" و "توهینآمیز" توصیف میکند، بهویژه از آن جهت که رهبر ایران، تجسم قدرت ایران در حال حاضر است.
🔸او تأکید میکند که ایالات متحده، به ویژه تحت رهبری ترامپ، "گهواره قدرت" در نظام بینالملل باقی خواهد ماند. به گفته مطهرنیا، اسرائیل دیگر "شریک حیاتی" آمریکا نیست، بلکه صرفاً "نقش حیاتی" را در خاورمیانه عربی ایفا میکند و باید توسط نیویورکنشینان یهودی کنترل شود.
🔸این مناقشه محصول یک "جنگ مینیاتوری" از سال ۲۰۱۸ است که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی و حملات دقیق علیه ج.ا آغاز شده و هدف آن رویارویی با چالش ج.ا است که به تهدیدی برای نظم منطقهای و امنیت بینالملل بدل شده است.
🔸دکتر مطهرنیا رویکرد ترامپ را به یک "بازیگر دیوانه" تشبیه میکند که در دوره اول ریاستجمهوریاش بر اساس پارادایم "آشوب" و دکترین "ابهام" عمل میکرد و اکنون به عنوان "معمار نظم نوین جهانی" با راهبرد "فشار دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی" ظاهر شده است.
🔸او توضیح میدهد که "تغییر رژیم" از دیدگاه آمریکا لزوماً به معنای براندازی حکومت نیست، بلکه به معنای تغییر "شیوه حکمرانی" جمهوری اسلامی برای پذیرش قواعد بازیهای جهانی و تبدیل شدن به یک "کشور نرمال" است. این امر برای یک نظام ایدئولوژیک، غیرممکن به نظر میرسد و لذا آمریکا به دنبال یک "تغییر کمهزینه و مؤثر" است که شامل "انتقال از درون و ساخت دولت آینده از برون" میشود؛ فرآیندی شبیه به جراحی یک "غده بدخیم" برای حذف کامل آن.
🔸مطهرنیا هشدار میدهد که آتشبس کنونی "بسیار شکننده" است. او احتمال تجزیه ایران را کم میداند، زیرا این امر منجر به بیثباتی گسترده در منطقه خواهد شد که مورد نظر آمریکا نیست.
🔸وی ایرانیان را تشویق میکند که با افزایش "دانایی"، اتحاد خود را تقویت کرده، با جهل و خرافات مبارزه کنند و برای "توسعه ملی" و "شکوه ایران"، هوشمندانه و متحدانه عمل کنند، نه اینکه انرژی خود را صرف درگیریهای داخلی و نزاعهای نخبگان کنند.
.
#سیاست #ایران #بینالملل#حکومت_اسلامی #آمریکا #اسرائیل #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه
@Naqdagin
🎧چشمانِ ترامپ و دیدنِ آیندهای چندوجهی
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 - مقدمه و موضع مطهرنیا در قبال توهینهای امثال #علی_علیزاده
7:00 - تحلیل مناقشه اخیر ایران و اسرائیل و واکنش ترامپ: طرح موضوع پیام آیتالله خامنهای مبنی بر "له شدن" اسرائیل و واکنش تمسخرآمیز ترامپ، و پخش بخشهایی از صحبتهای ترامپ.
10:00 - مفهوم "شریک حیاتی" در برابر "بازیکن حیاتی" و کنترل آمریکا بر اسرائیل
13:00 - تحول دکترین آمریکا در قبال ایران و "جنگ مینیاتوری": توضیح روند بهرهبرداری آمریکا از گفتمان انقلابی ایران، تبدیل جنگ نامتعادل به جنگ معلق، و شروع "جنگ مینیاتوری" با ایران از سال ۲۰۱۸ بر اساس "دکترین هزار ضربه چاقو"
16:00 - مدل "مکعب اقدام" ترامپ: تضعیف، تحقیر، تخریب: تحلیل اقدامات ترامپ در قبال ایران بر اساس "مکعب اقدام" و تمسخر رهبر ایران بعنوان نمونهای از تحقیر
20:00 - معماری "نظم نوین جهانی" و تغییر رژیم از منظر آمریکا: تشریح نقش ترامپ بعنوان "معمار نظم نوین جهانی" و هدفش برای ایران بعنوان کشوری بدون جاهطلبی نظامی و منطقهای یا با رژیم کاملاً تسلیمشده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 - مقدمه و موضع مطهرنیا در قبال توهینهای امثال #علی_علیزاده
7:00 - تحلیل مناقشه اخیر ایران و اسرائیل و واکنش ترامپ: طرح موضوع پیام آیتالله خامنهای مبنی بر "له شدن" اسرائیل و واکنش تمسخرآمیز ترامپ، و پخش بخشهایی از صحبتهای ترامپ.
10:00 - مفهوم "شریک حیاتی" در برابر "بازیکن حیاتی" و کنترل آمریکا بر اسرائیل
13:00 - تحول دکترین آمریکا در قبال ایران و "جنگ مینیاتوری": توضیح روند بهرهبرداری آمریکا از گفتمان انقلابی ایران، تبدیل جنگ نامتعادل به جنگ معلق، و شروع "جنگ مینیاتوری" با ایران از سال ۲۰۱۸ بر اساس "دکترین هزار ضربه چاقو"
16:00 - مدل "مکعب اقدام" ترامپ: تضعیف، تحقیر، تخریب: تحلیل اقدامات ترامپ در قبال ایران بر اساس "مکعب اقدام" و تمسخر رهبر ایران بعنوان نمونهای از تحقیر
20:00 - معماری "نظم نوین جهانی" و تغییر رژیم از منظر آمریکا: تشریح نقش ترامپ بعنوان "معمار نظم نوین جهانی" و هدفش برای ایران بعنوان کشوری بدون جاهطلبی نظامی و منطقهای یا با رژیم کاملاً تسلیمشده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دو کلمه
✍🏻#یدالله_کریمیپور
🔻هفتهای میشود آتشبس برقرار شدهاست؛ ولی شبح آغاز دوباره نبرد، بمباران و موشکباران، شهروندان ابران و اسراییل را در هراسی ژرف فرو بردهاست؛ تا جایی که به جمهوری اسلامی برمیگردد، چنین فضای خوفناک و نابودگری، تنها با دو تصمیم استراتژیک پُرخِرَد، روشن و آسان بهکلی برطرف میشود:
🔻واقع امر آن است که پشت بایستگی این دو دگرگونی، سه برهان سنگین حقوقی خفته است:
۱- نخست آن که از ۱۹۳ عضو ملل متحد، ۱۹۲ عضو، استراتژی دوستی یا رفع دشمنی قهرآمیز را با اسرائیل پیگیرند. تنها استثنا جمهوری اسلامی است؛
۲- از این ۱۹۳ ملت- دولت، ۱۶۴ واحد اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ولی آن ۲۹ کشور دیگر، غیر از ایران، بعلاوه ۱۱۲ کشور دیگر، موافق تشکیل کشور مستقل فلسطینی هستند، ولی این سیاست را از راههای صلح آمیز و حقوقی پیگیری می کنند؛
۳- افزون بر ۱۶۴ کشوری که اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ۵ عضو دائم شورای امنیت نیز دارای بهترین مناسبات با این دولتند و ۲۷ کشور از جمله ایالات متحده، چک، بریتانیا و...حامی همهجانبه دفاعی اسرائیل بودهاند.
🔺به گمانم این دو کلمه، یعنی رفع دشمنی قهرآمیز با اسراییل و احیای مناسبات جامع با ایالات متحده، رویکردیست که خواه و ناخواه، دیر یا زود (به گمانم بیشینه تا پایان سال جاری خورشیدی) رخ خواهد داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @karimipour_k
✍🏻#یدالله_کریمیپور
🔻هفتهای میشود آتشبس برقرار شدهاست؛ ولی شبح آغاز دوباره نبرد، بمباران و موشکباران، شهروندان ابران و اسراییل را در هراسی ژرف فرو بردهاست؛ تا جایی که به جمهوری اسلامی برمیگردد، چنین فضای خوفناک و نابودگری، تنها با دو تصمیم استراتژیک پُرخِرَد، روشن و آسان بهکلی برطرف میشود:
۱- رفع دشمنی با اسرائیل؛
۲- زندهسازی مناسبات جامع با ایالات متحده.
🔻واقع امر آن است که پشت بایستگی این دو دگرگونی، سه برهان سنگین حقوقی خفته است:
۱- نخست آن که از ۱۹۳ عضو ملل متحد، ۱۹۲ عضو، استراتژی دوستی یا رفع دشمنی قهرآمیز را با اسرائیل پیگیرند. تنها استثنا جمهوری اسلامی است؛
۲- از این ۱۹۳ ملت- دولت، ۱۶۴ واحد اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ولی آن ۲۹ کشور دیگر، غیر از ایران، بعلاوه ۱۱۲ کشور دیگر، موافق تشکیل کشور مستقل فلسطینی هستند، ولی این سیاست را از راههای صلح آمیز و حقوقی پیگیری می کنند؛
۳- افزون بر ۱۶۴ کشوری که اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ۵ عضو دائم شورای امنیت نیز دارای بهترین مناسبات با این دولتند و ۲۷ کشور از جمله ایالات متحده، چک، بریتانیا و...حامی همهجانبه دفاعی اسرائیل بودهاند.
🔺به گمانم این دو کلمه، یعنی رفع دشمنی قهرآمیز با اسراییل و احیای مناسبات جامع با ایالات متحده، رویکردیست که خواه و ناخواه، دیر یا زود (به گمانم بیشینه تا پایان سال جاری خورشیدی) رخ خواهد داد.
.
#حکومت_اسلامی #سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @karimipour_k
Telegram
نقدآگین
📘نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون (۱/۳)
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 در سپهر پرچالش سیاست خاورمیانه، گاه رویدادهایی رخ میدهند که نه تنها توجهات را به خود جلب میکنند، بلکه فرصتی برای تأمل در تفاوتهای عمیق ساختارهای حکمرانی در منطقه فراهم میآورند. یکی از این رویدادها، خبر در حال بررسی پیرامون احتمال کنارهگیری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از صحنه سیاسی در ازای دریافت عفو است. این واقعه، ما را به پرسش بنیادی رهنمون میکند:
🔶⚖️ پرونده نتانیاهو و قدرت قانون: نمایانگر یک واقعیت مغفول
🔺این صحنه، فارغ از قضاوت درباره شخص نتانیاهو یا سیاستهای اسرائیل، نشاندهنده یک واقعیت مهم در یک نظام دموکراتیک (هرچند با چالشهای خاص خود) است: اینکه قانون و دستگاه قضایی، در تئوری و تا حد زیادی در عمل، میتواند حتی بالاترین مقام اجرایی را نیز مورد پیگرد قانونی قرار دهد و او را وادار به پاسخگویی، مواجهه با پیامدهای حقوقی، یا حتی کنارهگیری از قدرت کند. این فرآیند پاسخگویی، حتی در میانه جنگ و در شرایطی که نتانیاهو زیر شدیدترین حملات دشمنان اسرائیل قرار داشته است، متوقف نشد و قوای قضاییه مستقل به کار خود ادامه دادند. در چنین سیستمی، هیچ کس، حتی قدرتمندترین فرد، فراتر از قانون نیست.
🔸درسی مغفول برای حکمرانی کشورهای اسلامی
🔻حال باید پرسید:
فقدان این رویداد، ریشه در چند محور اساسی در حکمرانی و ساختار سیاسی این کشورها دارد:
1️⃣ ضعف یا فقدان استقلال دستگاه قضایی: در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، قوه قضائیه یا فاقد استقلال حقیقی از قوای مجریه و نهادهای بالادستی (مانند بیت رهبری) است، یا به شدت تحت تأثیر نفوذهای سیاسی قرار دارد. این امر مانع از آن میشود که دستگاه قضا بتواند بدون ملاحظات سیاسی، پروندههای مقامات عالیرتبه را به طور جدی پیگیری کرده و احکام عادلانه را بدون ترس از تبعات سیاسی صادر کند. در ایران، نمونههایی از پیگرد قضایی مقامات ارشد اغلب در چارچوب تسویه حسابهای داخلی یا سیاسی رخ میدهد، نه در نتیجه عملکرد مستقل و بیطرفانه سیستم قضایی در قبال بالاترین سطوح قدرت؛ روسای قوای سهگانه و رهبر و نهادهای زیرنظر او نیز همیشه استثنا بودهاند.
2️⃣ عدم کارایی مکانیسمهای پاسخگویی: در این کشورها، سازوکارهای دموکراتیک و نهادی برای پاسخگو کردن رهبران – نظیر پارلمانهای قدرتمند، رسانههای آزاد و مستقل، جامعه مدنی فعال و نهادهای نظارتی بیطرف – یا وجود ندارند، یا به شدت ضعیف و فاقد قدرت تأثیرگذاری هستند. در ایران، مجلس شورای اسلامی در عمل ابزار قدرتمندی برای نظارت بر رهبری و نهادهای زیر نظر او نیست؛ رسانهها به شدت کنترل میشوند؛ و جامعه مدنی با محدودیتهای فراوان روبهرو است. این فقدان، به رهبران اجازه میدهد تا بدون ترس از عواقب قانونی یا سیاسی، به حکمرانی خود ادامه دهند.
3️⃣ میل به بقا در قدرت و فقدان فرهنگ کنارهگیری: در بسیاری از کشورهای اسلامی، رهبران تمایل شدیدی به چسبیدن به قدرت دارند و فرهنگ کنارهگیری مسالمتآمیز، حتی در صورت وجود اتهامات جدی یا فقدان مشروعیت عمومی، نهادینه نشده است. در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه رهبر به صورت مادامالعمر و با اختیارات مطلقه تعریف شده است که امکان هیچگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری را فراهم نمیکند. انتقال قدرت اغلب از طریق وراثت، کودتا، یا انقلاب صورت میگیرد، نه از طریق سازوکارهای قانونی و قضایی داخلی. سابقهای برای بازخواست و مجازات رهبران بلندپایۀ بهاصطلاح خودی در قدرت وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 در سپهر پرچالش سیاست خاورمیانه، گاه رویدادهایی رخ میدهند که نه تنها توجهات را به خود جلب میکنند، بلکه فرصتی برای تأمل در تفاوتهای عمیق ساختارهای حکمرانی در منطقه فراهم میآورند. یکی از این رویدادها، خبر در حال بررسی پیرامون احتمال کنارهگیری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از صحنه سیاسی در ازای دریافت عفو است. این واقعه، ما را به پرسش بنیادی رهنمون میکند:
"چرا صحنههایی مشابه، که در آن حتی قدرتمندترین رهبران نیز در برابر قانون و نهادهای داخلی پاسخگو هستند و ممکن است مجبور به کنارهگیری شوند، در کشورهایی چون ایران و بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی، هرگز رخ ندادهاست؟"
🔶⚖️ پرونده نتانیاهو و قدرت قانون: نمایانگر یک واقعیت مغفول
🔻احتمال کنارهگیری نتانیاهو از صحنه سیاسی قوت گرفت
▪️یک رسانه عبری زبان فاش کرد، براساس پیشنهادی که پشتپرده در رژیم صهیونیستی در حال بررسی و چانهزنی است، احتمالا بنیامین نتانیاهو بنا به درخواست ترامپ مورد عفو قرار گرفته و در مقابل از صحنه سیاسی هم کنارهگیری خواهد کرد.
▪️چون براساس قوانین اسرائیل و قانون داخلی کنست، نتانیاهو بعد از محکوم شدن در دادگاه دیگر واجد شرایط نامزدی در انتخابات آتی نخواهد شد و تا ۷ سال آینده اجازه نخست وزیری را هم نخواهد داشت.
▪️یکی از حقوقدانان صهیونیست هم با تایید این مسئله گفت، تنها راه عفو نتانیاهو (فرار نخستوزیر از زندان) همین راه است، اما چانه زنیها در این رابطه ادامه دارد.| تسنیم
@tejaratnews
🔺این صحنه، فارغ از قضاوت درباره شخص نتانیاهو یا سیاستهای اسرائیل، نشاندهنده یک واقعیت مهم در یک نظام دموکراتیک (هرچند با چالشهای خاص خود) است: اینکه قانون و دستگاه قضایی، در تئوری و تا حد زیادی در عمل، میتواند حتی بالاترین مقام اجرایی را نیز مورد پیگرد قانونی قرار دهد و او را وادار به پاسخگویی، مواجهه با پیامدهای حقوقی، یا حتی کنارهگیری از قدرت کند. این فرآیند پاسخگویی، حتی در میانه جنگ و در شرایطی که نتانیاهو زیر شدیدترین حملات دشمنان اسرائیل قرار داشته است، متوقف نشد و قوای قضاییه مستقل به کار خود ادامه دادند. در چنین سیستمی، هیچ کس، حتی قدرتمندترین فرد، فراتر از قانون نیست.
🔸درسی مغفول برای حکمرانی کشورهای اسلامی
🔻حال باید پرسید:
چرا چنین صحنهای در بسیاری از کشورهای اسلامی (که مدعی کتاب معجزهآمیز قرآن و یا داشتن اسطورۀ عدالت در تاریخ، علی، بعنوان الگوی سیاسی هستند)، از جمله ایران، هرگز مشاهده نمیشود؟
فقدان این رویداد، ریشه در چند محور اساسی در حکمرانی و ساختار سیاسی این کشورها دارد:
1️⃣ ضعف یا فقدان استقلال دستگاه قضایی: در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، قوه قضائیه یا فاقد استقلال حقیقی از قوای مجریه و نهادهای بالادستی (مانند بیت رهبری) است، یا به شدت تحت تأثیر نفوذهای سیاسی قرار دارد. این امر مانع از آن میشود که دستگاه قضا بتواند بدون ملاحظات سیاسی، پروندههای مقامات عالیرتبه را به طور جدی پیگیری کرده و احکام عادلانه را بدون ترس از تبعات سیاسی صادر کند. در ایران، نمونههایی از پیگرد قضایی مقامات ارشد اغلب در چارچوب تسویه حسابهای داخلی یا سیاسی رخ میدهد، نه در نتیجه عملکرد مستقل و بیطرفانه سیستم قضایی در قبال بالاترین سطوح قدرت؛ روسای قوای سهگانه و رهبر و نهادهای زیرنظر او نیز همیشه استثنا بودهاند.
2️⃣ عدم کارایی مکانیسمهای پاسخگویی: در این کشورها، سازوکارهای دموکراتیک و نهادی برای پاسخگو کردن رهبران – نظیر پارلمانهای قدرتمند، رسانههای آزاد و مستقل، جامعه مدنی فعال و نهادهای نظارتی بیطرف – یا وجود ندارند، یا به شدت ضعیف و فاقد قدرت تأثیرگذاری هستند. در ایران، مجلس شورای اسلامی در عمل ابزار قدرتمندی برای نظارت بر رهبری و نهادهای زیر نظر او نیست؛ رسانهها به شدت کنترل میشوند؛ و جامعه مدنی با محدودیتهای فراوان روبهرو است. این فقدان، به رهبران اجازه میدهد تا بدون ترس از عواقب قانونی یا سیاسی، به حکمرانی خود ادامه دهند.
3️⃣ میل به بقا در قدرت و فقدان فرهنگ کنارهگیری: در بسیاری از کشورهای اسلامی، رهبران تمایل شدیدی به چسبیدن به قدرت دارند و فرهنگ کنارهگیری مسالمتآمیز، حتی در صورت وجود اتهامات جدی یا فقدان مشروعیت عمومی، نهادینه نشده است. در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه رهبر به صورت مادامالعمر و با اختیارات مطلقه تعریف شده است که امکان هیچگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری را فراهم نمیکند. انتقال قدرت اغلب از طریق وراثت، کودتا، یا انقلاب صورت میگیرد، نه از طریق سازوکارهای قانونی و قضایی داخلی. سابقهای برای بازخواست و مجازات رهبران بلندپایۀ بهاصطلاح خودی در قدرت وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون (۲/۳)
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
4️⃣ جایگاه "فرد" در برابر "قانون": یک مثال عینی از ایران و مقایسه با اسرائیل:
در بسیاری از این سیستمها، جایگاه و اقتدار رهبر (چه مذهبی و چه سیاسی) فراتر از قانون و نهادها تعریف میشود. او خود را مجری قانون نمیداند، بلکه خود را منبع قانون و وجودی فرای هر قانون (و رسانه و نظارت و پاسخگویی) میداند، نه تابعی از آن (و به احدی جز خدا، بعد از مرگ، خود را پاسخگو نمیداند). در ایران، نظریه "ولایت فقیه مطلقه" رهبر را در جایگاهی قرار میدهد که تصمیمات او مافوق قوانین عادی است و هیچ نهاد یا فردی حق بازخواست او را ندارد. این دیدگاه، عملاً راه را برای هرگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری میبندد.
🟥 نمونهی بارز این ناتوانی در پاسخگویی و اعمال قانون بر مقامات عالیرتبه، به نحوهی مدیریت بحران کرونا و پیامدهای آن در ایران بازمیگردد. با وجود تلفات سنگین جانی و نارضایتیهای گسترده، و در پی فرمان رهبری مبنی بر ممنوعیت واردات واکسنهای غربی (آمریکایی و انگلیسی) که از سوی بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوقی به عنوان عامل اصلی تشدید فاجعه و افزایش چشمگیر قربانیان مطرح شد، تعدادی از حقوقدانان و فعالان سیاسی از جمله آقایان مصطفی نیلی و محمدرضا فقیهی، به صراحت از رهبر جمهوری اسلامی به اتهام "کشتار بخش بزرگی از مردم" شکایت کردند.
❌ اما، این شکایات نه تنها به پیگیری قضایی یا حتی تحقیقات رسمی منجر نشد، بلکه فعالان و وکلای پیگیر این پرونده با دستگیریها، محاکمهها و محکومیت به زندان مواجه شدند. در واقع، هیچگونه مکانیسم قانونی برای بازخواست یا محاکمه بالاترین مقام کشور، و حتی خدمتکار منصبوبِ او (بهاصطلاح رئیسجمهور)، در مورد تصمیمی با پیامدهای فاجعهبار آن تصمیم برای جان میلیونها نفر وجود نداشت و عملاً این پرونده مسکوت ماند.
📌📌📌مقایسه با اسرائیل و دستگاه قضایی دموکراتیک: اگر در اسرائیل، نخستوزیر یا مقام ارشدی دستوری مشابه در مورد ممنوعیت واکسنها صادر میکرد که منجر به تلفات دههاهزار نفر میشد، تقریباً به طور قطع با تحقیقات گسترده پارلمانی، فشار شدید رسانهای و عمومی، و پیگردهای جدی قضایی (شامل احتمال طرح اتهامات کیفری یا مجبور به استعفا) مواجه میشد. دستگاه قضایی اسرائیل، با وجود تمام انتقادات، سابقه رسیدگی به پروندههای مقامات ارشد (حتی نخستوزیران سابق) را دارد و اجازه نمیدهد چنین اتهاماتی بدون بررسی قانونی و پاسخگویی مسکوت بماند. فاصله این دو رویکرد، نمایانگر شکاف عمیق میان یک نظام دموکراتیک (با اشکالاتش) که در آن قانون حاکمیت دارد، و یک نظام اقتدارگرا که در آن فرد فراتر از قانون است، میباشد.
🔶ریشههای تمایز در پاسخگویی
❓چرا اسرائیل توانست و میتواند، و بسیاری از کشورهای اسلامی نتوانستند؟
— از چالشهای حکمرانی تا استقلال قوه قضائیه
🍂 در پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا صحنههایی چون محاکمه یا کنارهگیری رهبران ارشد تحت فشار قانون، در یک دولت نسبتاً نوتأسیس مانند اسرائیل مشاهده میشود، اما در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، پدیدهای غریب و غایب است، لازم است به عوامل پیچیده و درهمتنیدهای بپردازیم. این تمایز عمیق، ریشه در تفاوتهای بنیادین در تاریخ، فلسفه حکمرانی، ساختار نهادی، و پویاییهای اجتماعی دارد.
۱. میراث تاریخی و فلسفه بنیانگذاری دولت:
▪️بسیاری از کشورهای اسلامی (از جمله ایران): این کشورها اغلب میراثدار قرنها استبداد بومی و سپس تأثیرات دوران استعمار هستند. ساختارهای قدرتمند و غیرپاسخگو، و فرهنگ سیاسی مبتنی بر تمرکز قدرت، ریشه در این گذشته دارد. دولتها اغلب با تکیه بر سنتهای سلطنتی، مذهبی (در اشکال خاص خود) یا نظامی، شکل گرفتهاند که در آن، حاکم فراتر از قانون عادی تلقی میشده است.
▪️اسرائیل: بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه، اسرائیل توسط مهاجرانی بنیاد نهاده شد که بسیاری از آنها از بستر دموکراسیهای غربی (بهویژه اروپای مرکزی و شرقی) میآمدند و تجربهی مستقیم رنج ناشی از فقدان قانون، استبداد و نژادپرستی را داشتند. پروژه ملتسازی اسرائیل، از همان ابتدا، بر مبنای تأسیس یک دولت مدرن، دموکراتیک، قانونمدار و با نهادهای مستقل پیریزی شد. ضرورت بقا در منطقهای خصمانه، نیاز به انسجام داخلی میان جامعهای بسیار متنوع، و آرمان ریشهدار ایجاد پناهگاهی امن، این ایده را که "قانون باید حاکم باشد" به یکی از اصول اساسی بنیانگذاران تبدیل کرد. استقلال قوه قضائیه، نه یک انتخاب ثانویه، بلکه ستون فقرات این پروژه بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
4️⃣ جایگاه "فرد" در برابر "قانون": یک مثال عینی از ایران و مقایسه با اسرائیل:
در بسیاری از این سیستمها، جایگاه و اقتدار رهبر (چه مذهبی و چه سیاسی) فراتر از قانون و نهادها تعریف میشود. او خود را مجری قانون نمیداند، بلکه خود را منبع قانون و وجودی فرای هر قانون (و رسانه و نظارت و پاسخگویی) میداند، نه تابعی از آن (و به احدی جز خدا، بعد از مرگ، خود را پاسخگو نمیداند). در ایران، نظریه "ولایت فقیه مطلقه" رهبر را در جایگاهی قرار میدهد که تصمیمات او مافوق قوانین عادی است و هیچ نهاد یا فردی حق بازخواست او را ندارد. این دیدگاه، عملاً راه را برای هرگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری میبندد.
🟥 نمونهی بارز این ناتوانی در پاسخگویی و اعمال قانون بر مقامات عالیرتبه، به نحوهی مدیریت بحران کرونا و پیامدهای آن در ایران بازمیگردد. با وجود تلفات سنگین جانی و نارضایتیهای گسترده، و در پی فرمان رهبری مبنی بر ممنوعیت واردات واکسنهای غربی (آمریکایی و انگلیسی) که از سوی بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوقی به عنوان عامل اصلی تشدید فاجعه و افزایش چشمگیر قربانیان مطرح شد، تعدادی از حقوقدانان و فعالان سیاسی از جمله آقایان مصطفی نیلی و محمدرضا فقیهی، به صراحت از رهبر جمهوری اسلامی به اتهام "کشتار بخش بزرگی از مردم" شکایت کردند.
❌ اما، این شکایات نه تنها به پیگیری قضایی یا حتی تحقیقات رسمی منجر نشد، بلکه فعالان و وکلای پیگیر این پرونده با دستگیریها، محاکمهها و محکومیت به زندان مواجه شدند. در واقع، هیچگونه مکانیسم قانونی برای بازخواست یا محاکمه بالاترین مقام کشور، و حتی خدمتکار منصبوبِ او (بهاصطلاح رئیسجمهور)، در مورد تصمیمی با پیامدهای فاجعهبار آن تصمیم برای جان میلیونها نفر وجود نداشت و عملاً این پرونده مسکوت ماند.
📌📌📌مقایسه با اسرائیل و دستگاه قضایی دموکراتیک: اگر در اسرائیل، نخستوزیر یا مقام ارشدی دستوری مشابه در مورد ممنوعیت واکسنها صادر میکرد که منجر به تلفات دههاهزار نفر میشد، تقریباً به طور قطع با تحقیقات گسترده پارلمانی، فشار شدید رسانهای و عمومی، و پیگردهای جدی قضایی (شامل احتمال طرح اتهامات کیفری یا مجبور به استعفا) مواجه میشد. دستگاه قضایی اسرائیل، با وجود تمام انتقادات، سابقه رسیدگی به پروندههای مقامات ارشد (حتی نخستوزیران سابق) را دارد و اجازه نمیدهد چنین اتهاماتی بدون بررسی قانونی و پاسخگویی مسکوت بماند. فاصله این دو رویکرد، نمایانگر شکاف عمیق میان یک نظام دموکراتیک (با اشکالاتش) که در آن قانون حاکمیت دارد، و یک نظام اقتدارگرا که در آن فرد فراتر از قانون است، میباشد.
🔶ریشههای تمایز در پاسخگویی
❓چرا اسرائیل توانست و میتواند، و بسیاری از کشورهای اسلامی نتوانستند؟
— از چالشهای حکمرانی تا استقلال قوه قضائیه
🍂 در پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا صحنههایی چون محاکمه یا کنارهگیری رهبران ارشد تحت فشار قانون، در یک دولت نسبتاً نوتأسیس مانند اسرائیل مشاهده میشود، اما در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، پدیدهای غریب و غایب است، لازم است به عوامل پیچیده و درهمتنیدهای بپردازیم. این تمایز عمیق، ریشه در تفاوتهای بنیادین در تاریخ، فلسفه حکمرانی، ساختار نهادی، و پویاییهای اجتماعی دارد.
۱. میراث تاریخی و فلسفه بنیانگذاری دولت:
▪️بسیاری از کشورهای اسلامی (از جمله ایران): این کشورها اغلب میراثدار قرنها استبداد بومی و سپس تأثیرات دوران استعمار هستند. ساختارهای قدرتمند و غیرپاسخگو، و فرهنگ سیاسی مبتنی بر تمرکز قدرت، ریشه در این گذشته دارد. دولتها اغلب با تکیه بر سنتهای سلطنتی، مذهبی (در اشکال خاص خود) یا نظامی، شکل گرفتهاند که در آن، حاکم فراتر از قانون عادی تلقی میشده است.
▪️اسرائیل: بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه، اسرائیل توسط مهاجرانی بنیاد نهاده شد که بسیاری از آنها از بستر دموکراسیهای غربی (بهویژه اروپای مرکزی و شرقی) میآمدند و تجربهی مستقیم رنج ناشی از فقدان قانون، استبداد و نژادپرستی را داشتند. پروژه ملتسازی اسرائیل، از همان ابتدا، بر مبنای تأسیس یک دولت مدرن، دموکراتیک، قانونمدار و با نهادهای مستقل پیریزی شد. ضرورت بقا در منطقهای خصمانه، نیاز به انسجام داخلی میان جامعهای بسیار متنوع، و آرمان ریشهدار ایجاد پناهگاهی امن، این ایده را که "قانون باید حاکم باشد" به یکی از اصول اساسی بنیانگذاران تبدیل کرد. استقلال قوه قضائیه، نه یک انتخاب ثانویه، بلکه ستون فقرات این پروژه بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون (۳/۳)
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
۲. ایدئولوژی بنیانگذار و نسبت آن با حاکمیت قانون:
▪️برخی کشورهای اسلامی (مانند ایران): در بعضی از این کشورها، تفسیرهای خاص از اسلام سیاسی (مانند نظریه ولایت فقیه مطلقه در ایران یا دیگر اشکال حکمرانی شریعتمدار) میتواند به این منجر شود که قانون الهی (آنگونه که توسط یک مرجع دینی تفسیر میشود) بالاتر از قانون وضعی بشر و محدودیتهای قانون اساسی برای رهبر قرار گیرد. این امر، تفکیک قوا را تضعیف کرده و پاسخگویی رهبر را در برابر نهادهای غیردینی یا حتی خود مردم بیمعنا ساختهاست.
▪️اسرائیل: اگرچه اسرائیل "دولت یهودی" است و هویت یهودی در قوانین آن نقش دارد، اما نظام حقوقی آن عمدتاً بر پایه اصول حقوقی غربی و دموکراتیک (مانند کامنلا) بنا شده است. دستگاه قضایی، بهویژه دادگاه عالی، از استقلال بسیار بالایی برخوردار است و در بسیاری از موارد توانایی بازبینی قضاییِ (judicial review) قوانین و تصمیمات دولت و حتی کنست را دارد. این نهاد مستقل، قدرت سیاسی را تابعِ قانون میکند و هرگز زیر یوغ مستقیم اقتدار دینی یا سیاسی قرار نگرفته است، حتی در میانه شدیدترین مباحثات ایدئولوژیک بر سر هویت دولت.
۳. طراحی نهادی و سازوکارهای پاسخگویی:
▪️کشورهای اسلامی: در بسیاری از این کشورها، تفکیک قوای حقیقی ضعیف است. قوه مجریه (یا یک نهاد فرادست مانند رهبری) بر قوای مقننه و قضائیه سلطه دارد. نهادهای نظارتی ضعیف، رسانهها تحت کنترل، و جامعه مدنی سرکوب شدهاند. این فقدان نهادهای مستقل، امکان نظارت مؤثر بر رهبران و بازخواست آنها را از بین میبرد.
▪️اسرائیل: سیستم سیاسی اسرائیل با وجود ائتلافهای شکننده، از نهادهای دموکراتیک مستحکمی برخوردار است. کنست (پارلمان) نقش نظارتیِ قویای دارد. دادگاه عالی اسرائیل، همانطور که در مورد پرونده نتانیاهو (حتی در میانه جنگهای مختلف و تحت شدیدترین فشارهای امنیتی از جمله خطر ترور) دیدیم، به عنوان یک نهاد بیطرف و قدرتمند عمل میکند که میتواند تصمیمات دولت را به چالش بکشد و مقامات ارشد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. در واقع، این تنها پرونده نتانیاهو نیست؛ موارد مشابهی نیز در مقامات بالای اسرائیل رخ داده است که طی آن، رؤسای جمهور و نخستوزیران سابق به اتهامات مختلف (مانند فساد) مورد پیگرد قرار گرفته، محاکمه شده و حتی به زندان محکوم شدهاند. این استمرار و شمولیت قانون، حتی بر بالاترین سطوح قدرت و در حساسترین شرایط (نظیر وضعیت جنگی و تهدیدهای امنیتی)، نشاندهنده استقلال دستگاه قضایی است. رسانهها (هرچند با سوگیریهای خاص خود) آزاد هستند و جامعه مدنی فعال است. این ساختار نهادی، تضمینی محکم برای پاسخگویی است.
۴. فرهنگ سیاسی و پویاییهای اجتماعی:
▪️کشورهای اسلامی: فرهنگ سیاسی در بسیاری از این جوامع، به دلیل سالها استبداد، به سمت انفعال سیاسی متمایل شده است. مشارکت شهروندان در بازخواست قدرت ضعیف است و فضای عمومی برای نقد اغلب بسته است.
▪️اسرائیل: جامعه اسرائیل، با وجود تمام اختلافات داخلی، دارای یک فرهنگ سیاسی بسیار فعال و مشارکتی است. سنت اعتراضات عمومی، فعالیتهای جامعه مدنی و پیگیریهای رسانهای در این کشور بسیار قوی است. فشارهای خارجی (تهدیدات امنیتی) نیز، به جای اینکه لزوماً منجر به تمرکز قدرت و سرکوب داخلی شود، گاه به طور پارادوکسیکال، بر اهمیت انسجام داخلی، مشروعیت دموکراتیک و حفظ حاکمیت قانون تأکید میگذارد؛ چرا که اینها برای بقا و تقویت روحیه عمومی حیاتی تلقی میشوند.
🔷 پیامدها و درسی برای آینده:
🍂 فقدان صحنههایی نظیر آنچه برای نتانیاهو در حال رقم خوردن است، پیامدهای منفی عمیقی بر حکمرانی خوب، توسعه سیاسی و اجتماعی، و شکلگیری دموکراسیهای پایدار در کشورهایی مانند ایران و سایر کشورهای اسلامی دارد. این وضعیت، به فساد، سوءاستفاده از قدرت، و استبداد دامن میزند و نارضایتیهای پنهان را تا سر حد انفجار انباشته میکند.
🍂 در نهایت، پرونده نتانیاهو – فارغ از هرگونه قضاوت درباره شخص وی – یک درس بزرگ برای جهان اسلام دارد: اهمیت قانونمداری، استقلال قوه قضائیه، و وجود نهادهای پاسخگو برای سلامت سیاسی و ثبات بلندمدت هر جامعهای حیاتی هستند. تا زمانی که این نهادها ضعیف باشند و بالاترین مقامات در برابر قانون پاسخگو نباشند، این کشورها در بحرانهای عمیقتر و دور باطل استبداد و ناآرامی گرفتار خواهند ماند. این صحنه، فراخوانی است برای تأمل در ساختارهایی که مانع از تحقق عدالت و قانون برای همگان میشوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
۲. ایدئولوژی بنیانگذار و نسبت آن با حاکمیت قانون:
▪️برخی کشورهای اسلامی (مانند ایران): در بعضی از این کشورها، تفسیرهای خاص از اسلام سیاسی (مانند نظریه ولایت فقیه مطلقه در ایران یا دیگر اشکال حکمرانی شریعتمدار) میتواند به این منجر شود که قانون الهی (آنگونه که توسط یک مرجع دینی تفسیر میشود) بالاتر از قانون وضعی بشر و محدودیتهای قانون اساسی برای رهبر قرار گیرد. این امر، تفکیک قوا را تضعیف کرده و پاسخگویی رهبر را در برابر نهادهای غیردینی یا حتی خود مردم بیمعنا ساختهاست.
▪️اسرائیل: اگرچه اسرائیل "دولت یهودی" است و هویت یهودی در قوانین آن نقش دارد، اما نظام حقوقی آن عمدتاً بر پایه اصول حقوقی غربی و دموکراتیک (مانند کامنلا) بنا شده است. دستگاه قضایی، بهویژه دادگاه عالی، از استقلال بسیار بالایی برخوردار است و در بسیاری از موارد توانایی بازبینی قضاییِ (judicial review) قوانین و تصمیمات دولت و حتی کنست را دارد. این نهاد مستقل، قدرت سیاسی را تابعِ قانون میکند و هرگز زیر یوغ مستقیم اقتدار دینی یا سیاسی قرار نگرفته است، حتی در میانه شدیدترین مباحثات ایدئولوژیک بر سر هویت دولت.
۳. طراحی نهادی و سازوکارهای پاسخگویی:
▪️کشورهای اسلامی: در بسیاری از این کشورها، تفکیک قوای حقیقی ضعیف است. قوه مجریه (یا یک نهاد فرادست مانند رهبری) بر قوای مقننه و قضائیه سلطه دارد. نهادهای نظارتی ضعیف، رسانهها تحت کنترل، و جامعه مدنی سرکوب شدهاند. این فقدان نهادهای مستقل، امکان نظارت مؤثر بر رهبران و بازخواست آنها را از بین میبرد.
▪️اسرائیل: سیستم سیاسی اسرائیل با وجود ائتلافهای شکننده، از نهادهای دموکراتیک مستحکمی برخوردار است. کنست (پارلمان) نقش نظارتیِ قویای دارد. دادگاه عالی اسرائیل، همانطور که در مورد پرونده نتانیاهو (حتی در میانه جنگهای مختلف و تحت شدیدترین فشارهای امنیتی از جمله خطر ترور) دیدیم، به عنوان یک نهاد بیطرف و قدرتمند عمل میکند که میتواند تصمیمات دولت را به چالش بکشد و مقامات ارشد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. در واقع، این تنها پرونده نتانیاهو نیست؛ موارد مشابهی نیز در مقامات بالای اسرائیل رخ داده است که طی آن، رؤسای جمهور و نخستوزیران سابق به اتهامات مختلف (مانند فساد) مورد پیگرد قرار گرفته، محاکمه شده و حتی به زندان محکوم شدهاند. این استمرار و شمولیت قانون، حتی بر بالاترین سطوح قدرت و در حساسترین شرایط (نظیر وضعیت جنگی و تهدیدهای امنیتی)، نشاندهنده استقلال دستگاه قضایی است. رسانهها (هرچند با سوگیریهای خاص خود) آزاد هستند و جامعه مدنی فعال است. این ساختار نهادی، تضمینی محکم برای پاسخگویی است.
۴. فرهنگ سیاسی و پویاییهای اجتماعی:
▪️کشورهای اسلامی: فرهنگ سیاسی در بسیاری از این جوامع، به دلیل سالها استبداد، به سمت انفعال سیاسی متمایل شده است. مشارکت شهروندان در بازخواست قدرت ضعیف است و فضای عمومی برای نقد اغلب بسته است.
▪️اسرائیل: جامعه اسرائیل، با وجود تمام اختلافات داخلی، دارای یک فرهنگ سیاسی بسیار فعال و مشارکتی است. سنت اعتراضات عمومی، فعالیتهای جامعه مدنی و پیگیریهای رسانهای در این کشور بسیار قوی است. فشارهای خارجی (تهدیدات امنیتی) نیز، به جای اینکه لزوماً منجر به تمرکز قدرت و سرکوب داخلی شود، گاه به طور پارادوکسیکال، بر اهمیت انسجام داخلی، مشروعیت دموکراتیک و حفظ حاکمیت قانون تأکید میگذارد؛ چرا که اینها برای بقا و تقویت روحیه عمومی حیاتی تلقی میشوند.
🔷 پیامدها و درسی برای آینده:
🍂 فقدان صحنههایی نظیر آنچه برای نتانیاهو در حال رقم خوردن است، پیامدهای منفی عمیقی بر حکمرانی خوب، توسعه سیاسی و اجتماعی، و شکلگیری دموکراسیهای پایدار در کشورهایی مانند ایران و سایر کشورهای اسلامی دارد. این وضعیت، به فساد، سوءاستفاده از قدرت، و استبداد دامن میزند و نارضایتیهای پنهان را تا سر حد انفجار انباشته میکند.
🍂 در نهایت، پرونده نتانیاهو – فارغ از هرگونه قضاوت درباره شخص وی – یک درس بزرگ برای جهان اسلام دارد: اهمیت قانونمداری، استقلال قوه قضائیه، و وجود نهادهای پاسخگو برای سلامت سیاسی و ثبات بلندمدت هر جامعهای حیاتی هستند. تا زمانی که این نهادها ضعیف باشند و بالاترین مقامات در برابر قانون پاسخگو نباشند، این کشورها در بحرانهای عمیقتر و دور باطل استبداد و ناآرامی گرفتار خواهند ماند. این صحنه، فراخوانی است برای تأمل در ساختارهایی که مانع از تحقق عدالت و قانون برای همگان میشوند.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه #اسرائیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin