Telegram
نقدآگین
📺 فکر میکردی روزی رهبر مملکت بشه؟
🔸مصاحبهای پر نکته و کمتر دیدهشده از دوست و همبازیِ دورانِ کودکی روحالله خمینی؛ شهرستان خمین ۱۳۵۹
🔸شعور و و شرافت و هوشمندیِ این پیرمرد روستایی از میرحسین موسوی بیشتر است؛ چرا که خودش را مداح و ابزار قدرتی چنین ویرانگر نکردهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸مصاحبهای پر نکته و کمتر دیدهشده از دوست و همبازیِ دورانِ کودکی روحالله خمینی؛ شهرستان خمین ۱۳۵۹
🔸شعور و و شرافت و هوشمندیِ این پیرمرد روستایی از میرحسین موسوی بیشتر است؛ چرا که خودش را مداح و ابزار قدرتی چنین ویرانگر نکردهاست.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در خصوص لایحههای بودجه سالهای اخیر، ارقام بودجه این موسسه به همراه آستان امام خمینی و پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی (که زیرنظر موسسه نشر آثار است) به صورت مجموع اعلام میشود.
سال ۱۴۰۰: مجموع بودجه جاری و عمرانی این سه نهاد ۷۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان در نظر گرفته شده بود. (منبع: نود اقتصادی، ۱۳۹۹)
سال ۱۴۰۱: مجموع بودجه این سه نهاد ۸۰ میلیارد تومان بوده است. (منبع: ویکی فساد، ۱۴۰۰)
سال ۱۴۰۳: برای موسسه نشر آثار امام خمینی (ره) ۱۶۰ میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است. همچنین به آستان مقدس حضرت امام خمینی (ره) نیز ۱۰۰ میلیارد تومان بودجه اختصاص یافته است. (منبع: پویا پرس، بورس نیوز، ۱۴۰۳)
🔻نکات مهم:
ابهام در جزئیات: با وجود انتشار کلیات بودجه، برخی منابع به عدم انتشار جزئیات دقیق و شفاف از مبالغ واقعی بودجه تفکیکی این موسسات اشاره کردهاند.
درآمدها: علاوه بر بودجه دولتی، این موسسات ممکن است درآمدهای دیگری نیز از محل موقوفات، زمینها، اجاره و فروش املاک، و سرمایهگذاریها در بخشهای اقتصادی داشته باشند که جزئیات شفافی از آنها کمتر منتشر شده است.
.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
BBCPersian
🔻«مبنای موروثی بودن پادشاهی را قبول ندارم... ۴۰ سال از عمرم را تلاش نکردم که به یک چیز ناقص برگردم» و «اگر بین پادشاهی موروثی و سیستم جمهوری حق انتخاب داشته باشم، جمهوری را انتخاب میکنم.» اینها بخشی از سخنان تازه شاهزاده رضا پهلوی است که بسیاری از هوادارانش…
🎭 سجدههای انتخابی، بتهای همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
(۱/۳)
✍🏻 #سعید_جیم
🍂 فضای سیاسی و رسانهای ایران اغلب با تناقضها و استانداردهای دوگانه عجین است. این تفاوت در رویکرد، بهویژه در مواجهه با دو نوع "سجده" آشکار میشود: یکی که در فضای مجازی دستبهدست میشود و دیگری که نیمقرن جاری است، در سکوتِ تحلیلگران و فعالانِ سیاسیِ «مجاز» مغفول میماند.
🔶 سجده بر «کعبۀ پهلوی»: نمادی برای حمله
🍂 اخیراً در یک گردهمایی مربوط به اپوزیسیون حول ائتلافی پیرامون رضا پهلوی در آلمان، صحنهای بهشدت در فضای مجازی وایرال شد: یکی از آسیبدیدگان چشمیِ «قیامِ مهسا» که ادعا میکرد هیچ دینی ندارد، اما به حالتی شبیه به سجده رفت، و گفت «کعبهی من رضا پهلوی است».
🍂 این حرکت بلافاصله به سوژۀ اصلیِ رسانههای جریانِ دچار عقدۀ پهلوی (حامیانِ خجالتیِ ج.ا و ۵۷یهای غیرشرمنده بعد از آشکار شدنِ نیمقرن تباهیِ ۵۷) و حامیانِ علنیِ جمهوری اسلامی تبدیل شد. هجمهای گسترده آغاز شد و این حرکت را نمادی از بتپرستی، تعصب کور و فقدان منطق در میان طرفداران پهلوی و پادشاهی دانستند. تحلیلها و نقدهای بسیاری با محوریت این حرکت تولید شد که هدفِ اصلی آنها، تخریب وجهۀ رضا پهلوی و برجسته کردن افراطگرایی در اردوگاه اپوزیسیون بود.
❗️وقتی عدالتخواهی، بهانۀ تحقیرِ رنج میشود
🍂 در این میان، هجمه به رضا پهلوی تنها به خاطر آن صحنهی نمادین که از سوی یک قربانی آسیبدیده ابراز شد، بیش از آنکه نقدی بر شخص رضا پهلوی باشد، بیعدالتی در حق کسی بود که خود بهای سنگینی پرداختهاست. اینکه انتظار برود رضا پهلوی همانجا، در لحظه، آن فرد را به دلیل ابراز تعلقخاطرِ احساسیاش، مؤاخذه یا طرد کند، نه تنها غیرمنصفانه، بلکه نشانۀ نوعی بیرحمی و ادب-نادانی سوءبرداشت از منطقِ مبارزه است؛ همچنین نادیدهگرفتن موضوع کلی او که بارها تکرار کردهاست:
🍂 در شرایطی که طرف مقابل، نظامی با ساختار الهیاتی، امنیتی و میلیشیایی است که رهبر آن را نایب امام زمان میدانند و هرگونه شک به او را کفر سیاسی و دینی تلقی میکنند، مبارزه بدون شکلگیری نوعی اتوریته، اعتماد و تعلق خاطر نسبت به رهبری آلترناتیو، اصولاً پیش نمیرود. ما با یک جدل روشنفکری یا گفتوگوی منطقی روبهرو نیستیم، بلکه با ماشین مرگ و سرکوبی طرفیم که تنها در برابر ایمان، وفاداری و ریسکپذیری حقیقی عقبنشینی میکند.
🍂 اگر یک فرد آسیبدیده از این نظام، بهدلخواه یا از روی احساسات شخصی، رضا پهلوی را «کعبۀ شخص خود» بخواند یا نشانهای از احترام اغراقآمیز بروز دهد، این موضوع را نمیتوان دلیل تخریب کل جریان رقیب دانست، مگر آنکه عقدهها و ترسها و ناخودآگاه ما را رهبری کند.
🔶 سجدۀ «اصلاحطلبان و موسوی» بر خمینی: پردهی فراموشی
🍂 در سوی دیگر این طیف، نحوهی مواجههی جریاناتی چون میرحسین موسوی، خانوادهی آیتالله منتظری و بخش عمدهای از اصلاحطلبان با آیتالله خمینی، اسلام سیاسی و حتی نفسِ اسلام قرار دارد. این افراد که امروز در قامت منتقدان جمهوری اسلامی ظاهر میشوند، در مقاطع مختلف تاریخ جمهوری اسلامی، بارها ارادت بیقید و شرط خود را به شخص خمینی، ایدئولوژی او و اسلام سیاسی، ابراز کردهاند. این ارادت نهتنها در تمجیدهای زبانی، بلکه در پذیرش بیچونوچرای رهبریاش، اجرای دستوراتش و قرار دادن او فراتر از نقد و پرسشگری بهوضوح نمود یافته است.
🍂 برای بسیاری از این چهرهها، «خمینی» نه یک رهبر سیاسی، بلکه نمادی مقدس و معیار حق و باطل بود؛ چنانکه هرگونه تردید در مورد او، خروج از دایرۀ انقلاب، بلکه حتی اسلام محسوب میشد. این رویکرد، در عمل، شکلی از سجدهی فکری و سیاسی را رقم زد که در آن، عقلانیت و استقلال رأی، قربانی ارادت مطلق به یک رهبر و ایدئولوژی میشد. هنوز هم برخی از همین چهرهها، به جای نقد ریشهای آیتالله خمینی، او را با القابی چون «حضرت امام»، «پیر فرزانه» یا «جان بیدار» میستایند و از مواجههی واقعی با تبعات گفتار و کارنامۀ خونینش طفره میروند. کسانی که در هنگامی که خمینی به قدرت رسید نیز برای دستبوسیِ او صف کشیدند و حقارت چاپلوسیشان در مقابلِ قدرت سیاسیِ مستقر، جاوید شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
(۱/۳)
✍🏻 #سعید_جیم
🍂 فضای سیاسی و رسانهای ایران اغلب با تناقضها و استانداردهای دوگانه عجین است. این تفاوت در رویکرد، بهویژه در مواجهه با دو نوع "سجده" آشکار میشود: یکی که در فضای مجازی دستبهدست میشود و دیگری که نیمقرن جاری است، در سکوتِ تحلیلگران و فعالانِ سیاسیِ «مجاز» مغفول میماند.
🔶 سجده بر «کعبۀ پهلوی»: نمادی برای حمله
🍂 اخیراً در یک گردهمایی مربوط به اپوزیسیون حول ائتلافی پیرامون رضا پهلوی در آلمان، صحنهای بهشدت در فضای مجازی وایرال شد: یکی از آسیبدیدگان چشمیِ «قیامِ مهسا» که ادعا میکرد هیچ دینی ندارد، اما به حالتی شبیه به سجده رفت، و گفت «کعبهی من رضا پهلوی است».
🍂 این حرکت بلافاصله به سوژۀ اصلیِ رسانههای جریانِ دچار عقدۀ پهلوی (حامیانِ خجالتیِ ج.ا و ۵۷یهای غیرشرمنده بعد از آشکار شدنِ نیمقرن تباهیِ ۵۷) و حامیانِ علنیِ جمهوری اسلامی تبدیل شد. هجمهای گسترده آغاز شد و این حرکت را نمادی از بتپرستی، تعصب کور و فقدان منطق در میان طرفداران پهلوی و پادشاهی دانستند. تحلیلها و نقدهای بسیاری با محوریت این حرکت تولید شد که هدفِ اصلی آنها، تخریب وجهۀ رضا پهلوی و برجسته کردن افراطگرایی در اردوگاه اپوزیسیون بود.
❗️وقتی عدالتخواهی، بهانۀ تحقیرِ رنج میشود
🍂 در این میان، هجمه به رضا پهلوی تنها به خاطر آن صحنهی نمادین که از سوی یک قربانی آسیبدیده ابراز شد، بیش از آنکه نقدی بر شخص رضا پهلوی باشد، بیعدالتی در حق کسی بود که خود بهای سنگینی پرداختهاست. اینکه انتظار برود رضا پهلوی همانجا، در لحظه، آن فرد را به دلیل ابراز تعلقخاطرِ احساسیاش، مؤاخذه یا طرد کند، نه تنها غیرمنصفانه، بلکه نشانۀ نوعی بیرحمی و ادب-نادانی سوءبرداشت از منطقِ مبارزه است؛ همچنین نادیدهگرفتن موضوع کلی او که بارها تکرار کردهاست:
"هدف من ایجاد نظامی است که در آن هیچ فردی، از جمله خود من، فراتر از قانون نباشد و مورد ستایش قرار نگیرد."
"من خودم هرگز حاضر نیستم یک آقابالاسر داشتهباشم؛ چه برسد که برای دیگران یک آقابالاسر بشم؛ بایست از این فرهنگِ فردمحوری خارج بشویم دوستان؛ بریم سراغ سیستممحور کردن مساله. فرد مهم نیست، نهادها و سیستمها مهم هستند
تا زمانی که بخواهیم گوسفندوار عمل کنیم، سر و کلّهی چوپانها هم پیدا خواهد شد! آیا واقعا چنین آیندهای را برای مملکت خود میخواهیم؟".
🍂 در شرایطی که طرف مقابل، نظامی با ساختار الهیاتی، امنیتی و میلیشیایی است که رهبر آن را نایب امام زمان میدانند و هرگونه شک به او را کفر سیاسی و دینی تلقی میکنند، مبارزه بدون شکلگیری نوعی اتوریته، اعتماد و تعلق خاطر نسبت به رهبری آلترناتیو، اصولاً پیش نمیرود. ما با یک جدل روشنفکری یا گفتوگوی منطقی روبهرو نیستیم، بلکه با ماشین مرگ و سرکوبی طرفیم که تنها در برابر ایمان، وفاداری و ریسکپذیری حقیقی عقبنشینی میکند.
🍂 اگر یک فرد آسیبدیده از این نظام، بهدلخواه یا از روی احساسات شخصی، رضا پهلوی را «کعبۀ شخص خود» بخواند یا نشانهای از احترام اغراقآمیز بروز دهد، این موضوع را نمیتوان دلیل تخریب کل جریان رقیب دانست، مگر آنکه عقدهها و ترسها و ناخودآگاه ما را رهبری کند.
🔶 سجدۀ «اصلاحطلبان و موسوی» بر خمینی: پردهی فراموشی
🍂 در سوی دیگر این طیف، نحوهی مواجههی جریاناتی چون میرحسین موسوی، خانوادهی آیتالله منتظری و بخش عمدهای از اصلاحطلبان با آیتالله خمینی، اسلام سیاسی و حتی نفسِ اسلام قرار دارد. این افراد که امروز در قامت منتقدان جمهوری اسلامی ظاهر میشوند، در مقاطع مختلف تاریخ جمهوری اسلامی، بارها ارادت بیقید و شرط خود را به شخص خمینی، ایدئولوژی او و اسلام سیاسی، ابراز کردهاند. این ارادت نهتنها در تمجیدهای زبانی، بلکه در پذیرش بیچونوچرای رهبریاش، اجرای دستوراتش و قرار دادن او فراتر از نقد و پرسشگری بهوضوح نمود یافته است.
🍂 برای بسیاری از این چهرهها، «خمینی» نه یک رهبر سیاسی، بلکه نمادی مقدس و معیار حق و باطل بود؛ چنانکه هرگونه تردید در مورد او، خروج از دایرۀ انقلاب، بلکه حتی اسلام محسوب میشد. این رویکرد، در عمل، شکلی از سجدهی فکری و سیاسی را رقم زد که در آن، عقلانیت و استقلال رأی، قربانی ارادت مطلق به یک رهبر و ایدئولوژی میشد. هنوز هم برخی از همین چهرهها، به جای نقد ریشهای آیتالله خمینی، او را با القابی چون «حضرت امام»، «پیر فرزانه» یا «جان بیدار» میستایند و از مواجههی واقعی با تبعات گفتار و کارنامۀ خونینش طفره میروند. کسانی که در هنگامی که خمینی به قدرت رسید نیز برای دستبوسیِ او صف کشیدند و حقارت چاپلوسیشان در مقابلِ قدرت سیاسیِ مستقر، جاوید شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎭 سجدههای انتخابی، بتهای همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
(۲/۳)
✍🏻 #سعید_جیم
🍂 در چنین فضایی، نیاز به یک «بت» یا «معیار مطلق» برای بخشی از این جریان، نوعی واکنش روانی و ایدئولوژیک به الزامات حفظ قدرت یا بقای سیاسی شد. ایدئولوژی حاکم با جایگزین کردن یک حقیقت مطلق به جای پیچیدگیها، به آنها آرامش کاذب و احساس تعلق خاطر میداد. به همین دلیل، هرگونه نقد از مرجع قدرت یا «بت» ایدئولوژیک، نه تنها یک مخالفت سیاسی، بلکه حملهای به ساختار روانی و پایههای مشروعیت خودشان تلقی میشد و میشود. این فراموشی سازمانیافته از گذشتهی ناخوشایند خود و نادیده گرفتن نقش بنیادین خمینی در ساختار خشونت، ابزاری برای حفظ موقعیت و تداوم نقدناپذیری در درون گفتمان خودشان بود.
🍂 مهمتر آنکه هیچیک از آنان نقدی جدی به اسلام سیاسی، ولایت فقیه و حتی کلیت گفتمان دینی شیعی حاکم بر ساختار جمهوری اسلامی وارد نمیکنند. نقدشان در بهترین حالت، به شخص رهبری فعلی و برخی نهادهای اجرایی یا بعضی سیاستها و تصمیمات محدود میماند. آنان با احتیاط و محافظهکاری، گفتمان دینی حاکم را دستنخورده باقی میگذارند و به جای عبور از ساختار ایدئولوژیک قدرت، در چارچوب آن بازی میکنند.
🍂 به بیان دیگر، میان منتقدان امروز و معماران دیروز، مرزهای روشنی ترسیم نمیشود. این عدم تمایز، خواسته یا ناخواسته، به بازتولید همان منطق قدسیسازی قدرت منجر شده که با چهرهای نرمتر، اما همچنان در برابر پرسشگری و مسئولیتپذیری مقاومت میکند. اگرچه انتقاداتِ موسوی یا اصلاحطلبان از ساختار کنونی در مواردی قابل تأمل است، اما تا وقتی با صراحت به نقد خمینی، فقه سیاسی، اسلام شیعی و نظریهی ولایت فقیه نپردازند، نقدشان سطحی، ناقص و نهایتاً فاقد ظرفیت رهاییبخش خواهد بود؛ نقدی که هزاران کیلیومتر با نگاه اکثریت جامعه فاصله دارد.
🔶 تناقض نقد: وقتی دیدهها گزینشی میشود
🍂 سجدهی ظاهریِ (اگرچه به اهالی قدرت نارواست و رضا پهلوی نیز تا اطلاع ثانوی فاقد قدرت اجرایی یا حاکمیتی است) یک فرد غیرسیاسی و بیمقام را دستاویز قرار دادن برای تولید متنها و تحلیلهای گسترده، و در عین حال، نادیده گرفتن سجدههای مداوم اصلاحطلبان و میرحسین موسوی به خمینی و ولایتفقیه و حکومت دینی، اوج تباهی یک رویکرد تحلیلی است.
🍂 این تناقض نشان میدهد که نقد، گاهی نه از سر حقیقتجویی، بلکه از سر اغراض سیاسی و با استانداردهای دوگانه صورت میگیرد. تمرکز بر یک حرکت فردی، که ناشی از احساسات لحظهای فرد بوده، و چشم پوشیدن بر سالها ارادت سیاسی و فکری به بنیانگذار یک نظام فاشیستی - نازیستی، پس از دیدنِ کارنامۀ خونین و تباهیآفرینش در سطح ملی و بینالمللی، نه تنها غیرمنصفانه است، بلکه نقد را از مسیر اصلی خود خارج میکند.
🔶 ریشههای وضعیت کنونی ایران: نقدناپذیری قدرت، نه نمادها
🍂 آنچه وضعیت امروز ایران را رقم زده، صرفاً نمادهایی گذرا چون سجده به یک سلبریتی سیاسی، هنری یا فوتبالی نبودهاست. ریشۀ اصلی، در "سجدۀ عملی" به اصحاب قدرت و دین نهفته است. این سجده، نه یک ژست فردی، بلکه سیستمی است که با ممنوعیت نقد عملکردها و گفتههای این افراد در رسانههای رسمی، و ایجاد فضایی از تقدس پیرامون آنها، تقویت میشود.
🍂 در این سیستم، هرگونه نقد و بررسی کارنامۀ این اصحاب قدرت، معادل توهین به مقدسات تلقی میشود. پیامد این رویکرد آن است که تصویرِ این افراد با بودجهی عمومی بر جایجای ادارات، مساجد، مدارس، روستاها و شهرستانها نقش میبندد و جایگاه آنها تا سر حد قداست و مصونیت از نقد بالا میرود.
🍂 اینکه عدهای به علی دایی، کوروش، یا والدینشان سجده کنند، یا حتی به امامان خود و کعبهای که منتسب به ابراهیم میدانند، یا حتی به سگ و گاو و درخت و یک مجسمه سجده کنند، هرچند که ممکن است از نظر ما مورد تأیید نباشد، چندان اثرات مخربی ندارد که سجدۀ عملی و ظاهری به اهل قدرت داشتهباشد. این دومی است که ستونهای شفافیت و پاسخگویی را فرو میریزد.
🍂 اما رهایی واقعی از این دور باطل، ابتدا نیازمند یک انقلاب درونی است. مادامی که فرد و جامعه، از درون، از ترس و نیاز به یک "ابرقهرمان" یا "قدیس" که فراتر از نقد و خطا باشد، رها نشوند، بتسازی و سجدههای سیاسی در اشکال گوناگون بازتولید خواهد شد. این مبارزهای است دشوار، اما بدون آن، هر آزادی بیرونی نیز در نهایت به شکلی تازه از بندگی منجر خواهد شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
(۲/۳)
✍🏻 #سعید_جیم
🍂 در چنین فضایی، نیاز به یک «بت» یا «معیار مطلق» برای بخشی از این جریان، نوعی واکنش روانی و ایدئولوژیک به الزامات حفظ قدرت یا بقای سیاسی شد. ایدئولوژی حاکم با جایگزین کردن یک حقیقت مطلق به جای پیچیدگیها، به آنها آرامش کاذب و احساس تعلق خاطر میداد. به همین دلیل، هرگونه نقد از مرجع قدرت یا «بت» ایدئولوژیک، نه تنها یک مخالفت سیاسی، بلکه حملهای به ساختار روانی و پایههای مشروعیت خودشان تلقی میشد و میشود. این فراموشی سازمانیافته از گذشتهی ناخوشایند خود و نادیده گرفتن نقش بنیادین خمینی در ساختار خشونت، ابزاری برای حفظ موقعیت و تداوم نقدناپذیری در درون گفتمان خودشان بود.
🍂 مهمتر آنکه هیچیک از آنان نقدی جدی به اسلام سیاسی، ولایت فقیه و حتی کلیت گفتمان دینی شیعی حاکم بر ساختار جمهوری اسلامی وارد نمیکنند. نقدشان در بهترین حالت، به شخص رهبری فعلی و برخی نهادهای اجرایی یا بعضی سیاستها و تصمیمات محدود میماند. آنان با احتیاط و محافظهکاری، گفتمان دینی حاکم را دستنخورده باقی میگذارند و به جای عبور از ساختار ایدئولوژیک قدرت، در چارچوب آن بازی میکنند.
🍂 به بیان دیگر، میان منتقدان امروز و معماران دیروز، مرزهای روشنی ترسیم نمیشود. این عدم تمایز، خواسته یا ناخواسته، به بازتولید همان منطق قدسیسازی قدرت منجر شده که با چهرهای نرمتر، اما همچنان در برابر پرسشگری و مسئولیتپذیری مقاومت میکند. اگرچه انتقاداتِ موسوی یا اصلاحطلبان از ساختار کنونی در مواردی قابل تأمل است، اما تا وقتی با صراحت به نقد خمینی، فقه سیاسی، اسلام شیعی و نظریهی ولایت فقیه نپردازند، نقدشان سطحی، ناقص و نهایتاً فاقد ظرفیت رهاییبخش خواهد بود؛ نقدی که هزاران کیلیومتر با نگاه اکثریت جامعه فاصله دارد.
🔶 تناقض نقد: وقتی دیدهها گزینشی میشود
🍂 سجدهی ظاهریِ (اگرچه به اهالی قدرت نارواست و رضا پهلوی نیز تا اطلاع ثانوی فاقد قدرت اجرایی یا حاکمیتی است) یک فرد غیرسیاسی و بیمقام را دستاویز قرار دادن برای تولید متنها و تحلیلهای گسترده، و در عین حال، نادیده گرفتن سجدههای مداوم اصلاحطلبان و میرحسین موسوی به خمینی و ولایتفقیه و حکومت دینی، اوج تباهی یک رویکرد تحلیلی است.
🍂 این تناقض نشان میدهد که نقد، گاهی نه از سر حقیقتجویی، بلکه از سر اغراض سیاسی و با استانداردهای دوگانه صورت میگیرد. تمرکز بر یک حرکت فردی، که ناشی از احساسات لحظهای فرد بوده، و چشم پوشیدن بر سالها ارادت سیاسی و فکری به بنیانگذار یک نظام فاشیستی - نازیستی، پس از دیدنِ کارنامۀ خونین و تباهیآفرینش در سطح ملی و بینالمللی، نه تنها غیرمنصفانه است، بلکه نقد را از مسیر اصلی خود خارج میکند.
🔶 ریشههای وضعیت کنونی ایران: نقدناپذیری قدرت، نه نمادها
🍂 آنچه وضعیت امروز ایران را رقم زده، صرفاً نمادهایی گذرا چون سجده به یک سلبریتی سیاسی، هنری یا فوتبالی نبودهاست. ریشۀ اصلی، در "سجدۀ عملی" به اصحاب قدرت و دین نهفته است. این سجده، نه یک ژست فردی، بلکه سیستمی است که با ممنوعیت نقد عملکردها و گفتههای این افراد در رسانههای رسمی، و ایجاد فضایی از تقدس پیرامون آنها، تقویت میشود.
🍂 در این سیستم، هرگونه نقد و بررسی کارنامۀ این اصحاب قدرت، معادل توهین به مقدسات تلقی میشود. پیامد این رویکرد آن است که تصویرِ این افراد با بودجهی عمومی بر جایجای ادارات، مساجد، مدارس، روستاها و شهرستانها نقش میبندد و جایگاه آنها تا سر حد قداست و مصونیت از نقد بالا میرود.
🍂 اینکه عدهای به علی دایی، کوروش، یا والدینشان سجده کنند، یا حتی به امامان خود و کعبهای که منتسب به ابراهیم میدانند، یا حتی به سگ و گاو و درخت و یک مجسمه سجده کنند، هرچند که ممکن است از نظر ما مورد تأیید نباشد، چندان اثرات مخربی ندارد که سجدۀ عملی و ظاهری به اهل قدرت داشتهباشد. این دومی است که ستونهای شفافیت و پاسخگویی را فرو میریزد.
🍂 اما رهایی واقعی از این دور باطل، ابتدا نیازمند یک انقلاب درونی است. مادامی که فرد و جامعه، از درون، از ترس و نیاز به یک "ابرقهرمان" یا "قدیس" که فراتر از نقد و خطا باشد، رها نشوند، بتسازی و سجدههای سیاسی در اشکال گوناگون بازتولید خواهد شد. این مبارزهای است دشوار، اما بدون آن، هر آزادی بیرونی نیز در نهایت به شکلی تازه از بندگی منجر خواهد شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎭 سجدههای انتخابی، بتهای همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
(۳/۳)
✍🏻 #سعید_جیم
🍂 در نهایت، یک انسان آزاده هرگز مقابل احدی سجده نمیکند، چه صاحب قدرت باشد و چه نباشد. اما واقعیت این است که در هر جامعهای، جانهای آزادهای که تن به سجده و کرنش ندهند، بسیار اندکاند. این فضای تقدسسازی و نقدناپذیری است که مانع اصلی شفافیت، پاسخگویی و اصلاح میشود و به جای پرداختن به ریشههای واقعی مشکلات، توجه را به سوی نمادها و ظواهر منحرف میکند.
🔶 رازهای ممنوعه، نقدهای محذوف
🍂 ریشهی پدیدهی «سجده بر قدرت»، در نهایت به ساختاری بازمیگردد که پاسخناپذیری را نهادینه کرده است. ساختاری که از نخستین روزهای بعد از انقلاب، با تکیه بر فقهِ قدرتمحور و زبان قدسی، مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از «آسمان» طلب میکرد. وقتی قدرت از آسمان میآید، نقد آن نه فقط جسارت، بلکه گناه و مبارزه با خدا و پیامبر تلقی میشود. و چنین میشود که در این فضا، حتی پرسیدن از رهبران دربارۀ مسئولیتپذیری در برابرِ خون، کارآمدی، و یا فساد، نوعی «عدول از ایمان» و «مردود شدن در امتحان الهی» شناخته میشود.
🍂 در این چارچوب، سکوت در برابر رازهای خطرناک – چه در مورد کشتهشدگان دهه شصت، چه دربارهی شایعات سنگین پیرامون شخصیتهای طراز اول – نه یک نقیصه، بلکه یک وظیفه تلقی میشود. دروغ به قصد حفظ نظام، مجاز میشود؛ حقیقتگویی، اگر موجب تزلزل باشد، حرام میگردد.
🍂 تا زمانی که گذشته، با همه تاریکیها و نورهایش، بیپرده و بدون ترس از "توهین به مقدسات" مورد بازخوانی قرار نگیرد، جامعه در چرخهای از تکرار اشتباهات و عدم بلوغ باقی خواهد ماند. شجاعت در مواجهه با بتهای فکری و تاریخی، تنها راه برای رهایی از این اسارت ذهنی و ساختن آیندهای آزادتر و شفافتر است.
🍂 اینجاست که دروغ، تقدس، و خشونت، یک مثلث تثبیتشدهی قدرت را تشکیل میدهند. مثلثی که در آن، سجدهی نمادین بر چهرههای اپوزیسیون بهانهای برای حمله است، اما سجدهی سیساله بر چهرهای که فرمان اعدام هزاران انسان را صادر کرده، از دایره تحلیل بیرون میماند.
🔶 راهی برای رهایی: پایان تقدس، آغاز مسئولیت
🍂 برای خروج از این دور باطل، نه کافیست تنها به نقد اپوزیسیون پرداخت و نه آنکه منتقدان امروزِ حکومت را بهخاطر گذشتهشان طرد کامل کرد. اما یک اصل باید به رسمیت شناخته شود:
🍂 چه خمینی باشد، چه شاه، چه رضا پهلوی، چه موسوی، چه هر شخص یا گفتمان دیگر: هیچکس نباید فراتر از سؤال قرار گیرد. پرسش از گذشته، جزئی جداییناپذیر از مسئولیتپذیری حال است. تا وقتی نسلها از ترس «توهین به مقدسات» نتوانند حقیقت را بپرسند، نه عدالتی برقرار میشود و نه آیندهای روشنتر ساخته خواهد شد.
🔺آنچه باید پایان یابد، نه صرفاً بتسازی از افراد، بلکه بتوارگی ساختاریست که نقد را جرم میداند و سکوت را فضیلت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
(۳/۳)
✍🏻 #سعید_جیم
🍂 در نهایت، یک انسان آزاده هرگز مقابل احدی سجده نمیکند، چه صاحب قدرت باشد و چه نباشد. اما واقعیت این است که در هر جامعهای، جانهای آزادهای که تن به سجده و کرنش ندهند، بسیار اندکاند. این فضای تقدسسازی و نقدناپذیری است که مانع اصلی شفافیت، پاسخگویی و اصلاح میشود و به جای پرداختن به ریشههای واقعی مشکلات، توجه را به سوی نمادها و ظواهر منحرف میکند.
🔶 رازهای ممنوعه، نقدهای محذوف
🍂 ریشهی پدیدهی «سجده بر قدرت»، در نهایت به ساختاری بازمیگردد که پاسخناپذیری را نهادینه کرده است. ساختاری که از نخستین روزهای بعد از انقلاب، با تکیه بر فقهِ قدرتمحور و زبان قدسی، مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از «آسمان» طلب میکرد. وقتی قدرت از آسمان میآید، نقد آن نه فقط جسارت، بلکه گناه و مبارزه با خدا و پیامبر تلقی میشود. و چنین میشود که در این فضا، حتی پرسیدن از رهبران دربارۀ مسئولیتپذیری در برابرِ خون، کارآمدی، و یا فساد، نوعی «عدول از ایمان» و «مردود شدن در امتحان الهی» شناخته میشود.
🍂 در این چارچوب، سکوت در برابر رازهای خطرناک – چه در مورد کشتهشدگان دهه شصت، چه دربارهی شایعات سنگین پیرامون شخصیتهای طراز اول – نه یک نقیصه، بلکه یک وظیفه تلقی میشود. دروغ به قصد حفظ نظام، مجاز میشود؛ حقیقتگویی، اگر موجب تزلزل باشد، حرام میگردد.
🍂 تا زمانی که گذشته، با همه تاریکیها و نورهایش، بیپرده و بدون ترس از "توهین به مقدسات" مورد بازخوانی قرار نگیرد، جامعه در چرخهای از تکرار اشتباهات و عدم بلوغ باقی خواهد ماند. شجاعت در مواجهه با بتهای فکری و تاریخی، تنها راه برای رهایی از این اسارت ذهنی و ساختن آیندهای آزادتر و شفافتر است.
🍂 اینجاست که دروغ، تقدس، و خشونت، یک مثلث تثبیتشدهی قدرت را تشکیل میدهند. مثلثی که در آن، سجدهی نمادین بر چهرههای اپوزیسیون بهانهای برای حمله است، اما سجدهی سیساله بر چهرهای که فرمان اعدام هزاران انسان را صادر کرده، از دایره تحلیل بیرون میماند.
🔶 راهی برای رهایی: پایان تقدس، آغاز مسئولیت
🍂 برای خروج از این دور باطل، نه کافیست تنها به نقد اپوزیسیون پرداخت و نه آنکه منتقدان امروزِ حکومت را بهخاطر گذشتهشان طرد کامل کرد. اما یک اصل باید به رسمیت شناخته شود:
تا زمانی که شخصیتها، ایدئولوژیها و ساختارها در برابر نقد، پاسخ، و شفافسازی مصون باقی بمانند، هیچ تغییری واقعی رخ نخواهد داد.
🍂 چه خمینی باشد، چه شاه، چه رضا پهلوی، چه موسوی، چه هر شخص یا گفتمان دیگر: هیچکس نباید فراتر از سؤال قرار گیرد. پرسش از گذشته، جزئی جداییناپذیر از مسئولیتپذیری حال است. تا وقتی نسلها از ترس «توهین به مقدسات» نتوانند حقیقت را بپرسند، نه عدالتی برقرار میشود و نه آیندهای روشنتر ساخته خواهد شد.
🔺آنچه باید پایان یابد، نه صرفاً بتسازی از افراد، بلکه بتوارگی ساختاریست که نقد را جرم میداند و سکوت را فضیلت.
.
#سیاست #اپوزیشنقد #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقد اصلاحطلبان (۱)
🎙 #علیرضا_صالحی
🔸در جلسهای دوستانه (که در روستا برگزار شد و امکانات کم بود. پایه دوربین نداشتیم. فیلمبرداری خیلی خودمانی و از زاویهای نامیزان است. اما صدا خوب است. تصویر را ببخشید!) که اواخر تیر ۱۴۰۴ با برخی اصلاحطلبان پشیمان، سردرگم یا گمراه داشتم، تلاش کردم با دادن معیار چهارگانه (آزادی، برابری قانونی، توسعه، ایران) به نقد ادعاهای اصلاحطلبان بپردازم.
🔸در این نقد نشان دادم اصلاحطلبان دچار آشفتگی نظری وعملیاند و دستاورد چندانی نداشتهاند.
🔸همچنین از نسبت گروههای مختلف سیاسی حامی جمهوری اسلامی، اپوزیسیون ج.ا، اصلاحطلب، اصولگرا، جمهوریخواه، پادشاهیخواه، مشروطهخواه با آرمانهای مشروطه سخن گفتم.
🔸شعار محافظهکاری ایرانی (خدا، ایران، خرد، آزادی، خانواده) را توضیح دادم. در این گفتگو به جهت رعایت حقوق دیگران تنها سخنان من آمده است و اگر ویدیو جاهایی قیچی شده به جهت رعایت حقوق دیگران بوده است. نه حذف سخن مخالف یا یکطرفه سخن گفتن. به همین جهت از هر کس که مدافع اصلاحطلبان است برای بحث و گفتگوی جدی دو نفره که ضبط و پخش شود استقبال میکنم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #علیرضا_صالحی
🔸در جلسهای دوستانه (که در روستا برگزار شد و امکانات کم بود. پایه دوربین نداشتیم. فیلمبرداری خیلی خودمانی و از زاویهای نامیزان است. اما صدا خوب است. تصویر را ببخشید!) که اواخر تیر ۱۴۰۴ با برخی اصلاحطلبان پشیمان، سردرگم یا گمراه داشتم، تلاش کردم با دادن معیار چهارگانه (آزادی، برابری قانونی، توسعه، ایران) به نقد ادعاهای اصلاحطلبان بپردازم.
🔸در این نقد نشان دادم اصلاحطلبان دچار آشفتگی نظری وعملیاند و دستاورد چندانی نداشتهاند.
🔸همچنین از نسبت گروههای مختلف سیاسی حامی جمهوری اسلامی، اپوزیسیون ج.ا، اصلاحطلب، اصولگرا، جمهوریخواه، پادشاهیخواه، مشروطهخواه با آرمانهای مشروطه سخن گفتم.
🔸شعار محافظهکاری ایرانی (خدا، ایران، خرد، آزادی، خانواده) را توضیح دادم. در این گفتگو به جهت رعایت حقوق دیگران تنها سخنان من آمده است و اگر ویدیو جاهایی قیچی شده به جهت رعایت حقوق دیگران بوده است. نه حذف سخن مخالف یا یکطرفه سخن گفتن. به همین جهت از هر کس که مدافع اصلاحطلبان است برای بحث و گفتگوی جدی دو نفره که ضبط و پخش شود استقبال میکنم.
.
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا هیچ شواهدی برای وجود خدا پیدا نکردم؟ (+)
— روایت یک ذهن منطقی؛ آتئیست نیستم
🎙#نیل_دگراس_تایسون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روایت یک ذهن منطقی؛ آتئیست نیستم
🎙#نیل_دگراس_تایسون
📻 آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟
📻 «برهان نظم» در ترازو
📻 بررسی مناظرۀ جردن پیترسون
📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📕اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده
📓علم و دین: پنج پرسش
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 خدای سید حسینِ نصر در ترازو
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 بحث خدا: هریس و داوکینز
📺 مناظرۀ «فرگشتگرا» / «خلقتگرا»
📺 بینهایت محاله؟
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 خالق بینقص یا فرگشت
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
.
#نقد_ادیان #فلسفیدن #آتئیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 فرشتگان، اجنه و شیاطین
— طبقهبندی موجودات ماورایی در ادیانِ پیشا-توحیدی
🎙پروفسور #خزعل_ماجدی
🔻این تحلیل که بر اساس عناصر چهارگانه طبیعت (آب، هوا، آتش و خاک) بنا شده، نشان میدهد که چگونه مفاهیم و تصاویر کهن، در قامت جدید به ادیان ابراهیمی منتقل شدهاند.
۱. موجودات آبی: آبکالو، حکیمان سومری و میراث پنهان 💧
🍂 نخستین و کهنترین رده از این موجودات، فرشتگان یا موجودات آبی هستند که بدنشان از آب ساخته شده یا با آن پیوندی عمیق دارند.
در فرهنگ سومری به آنها «آبکالو» به معنای «حکیمان» میگفتند.
این موجودات، حاملان پیام و آموزههای خدای آب، اِئا یا اِنکی بودند که خود خدای معرفت، هنر و نبوت نیز به شمار میآمد.
🍂 ویژگی بارز آنها، عبای ماهیشکلی بود که میپوشیدند؛ کلاهی که بر سر داشتند، شبیه به دهان باز یک ماهی بود تا تجسمی از پیوندشان با خدای آب باشد.
🍂 تصویر این موجودات در گذر زمان تکامل یافت و در یونان باستان با نام «اُوانیِس» به مردی با نیمتنه ماهی شناخته میشد.
🍂 در دوران هلنیستی، عبریان با مشاهده این تصاویر، آن را به شکل نهنگی عظیمالجثه که انسانی را بلعیده است تعبیر کردند و داستان «یونس» را بر آن استوار ساختند.
🍂 میراث این موجودات باستانی حتی به مسیحیت نیز راه یافته است.
عبای پاپ و کلاهی که بر سر میگذارد، دقیقاً شبیه به سر ماهی دو نیمشده است و نمادی از همین اسطورههای کهن به شمار میآید.
۲. موجودات هوایی: جن، نگهبانان بالدار و همگامی با باد 🌬
🍂 ردهی دوم، موجودات هوایی هستند که از هوا ساخته شده و رسولان «انلیل»، خدای هوا و برادر خدای آب بودند.
🍂 انلیل، خدای جبروت و قدرت بود و به همین دلیل این موجودات به شکل موجوداتی عظیمالجثه و بالدار تجسم مییافتند که از دروازههای شهرها و معابد محافظت میکردند.
🍂 واژهی «جن» که امروزه میشناسیم، ریشهی سومری دارد و به معنای «باد» است. این موجودات، به دلیل بالهایشان، با باد و هوا پیوند داشتند و به همین دلیل به آنها موجودات هوایی میگفتند.
🍂 از اشکال برجستهی این موجودات میتوان به «لیماسو» اشاره کرد که گاوی بالدار با سر انسان و تاجی شاخدار بود.
🍂 ترکیب قدرت گاو، شهامت شیر، توان پرواز و حکمت چهرهی انسان، لیماسو را به موجودی قدرتمند برای حفاظت تبدیل میکرد. این موجودات بخشی از باورهای مردمی بودند که با تکیه بر عناصر طبیعت، تلاش میکردند جهان خود را درک کنند.
۳. موجودات آتشین: شیاطین، زادهی نار و مظهر شرارت 🔥
🍂 برخلاف موجودات هوایی و آبی، موجودات آتشین یا همان شیاطین، ماهیتی شرور داشتند. بدن آنها از آتش (نار) ساخته شده بود، در حالی که فرشتگان از نور آفریده شدهاند.
🍂 در این روایتها، ابلیس به عنوان اولین و بزرگترین شیطان و پدر شیاطین شناخته میشود. سرانجام این موجودات نیز همانند منشاء خود، سوختن در آتش جهنم خواهد بود.
🔻در تمدنهای باستانی، شیاطین مختلفی با کارکردهای مشخص وجود داشتند. برای نمونه:
👹 رابیسو (Rabisu): شیطانی که روزها مخفی میشد و شبها با ظاهر شدن، باعث بیماریهای پوستی میشد.
👺لاماشتو (Lamashtu): شیطانی که باعث تب و بیماریهای کودکان و نوزادان میشد.
👿 بازوزو (Pazuzu): شیطانی با چهار بال، چهرهی زشت، شاخهای بلند و پنجههای شیر که برای دفع او از تعویذها استفاده میشد.
۴. موجودات خاکی: جالو، ارواح و غولهای دنیای زیرین 🧞♂️
🍂 دسته آخر، موجودات خاکی هستند که از خاک ساخته شده و خاستگاهشان دنیای زیرین بود. نام عمومی آنها «جالو» (Galu) بود که به معنای "بزرگ" است و به عنوان لشکریان دنیای زیرین شناخته میشدند. این موجودات، معادل غولها و موجودات شرور ساکن در ویرانهها در ادیان ابراهیمی هستند.
👻 در این طبقهبندی، ارواح مردگان نیز از موجودات خاکی محسوب میشدند. این ارواح، که در فرهنگ سومری «اَطیمّو» نام داشتند، پس از مرگ همراه جسد به دنیای زیرین میرفتند. اگر قبر آنها مورد بیاحترامی قرار میگرفت، این ارواح پریشان شده و برای آسیب رساندن به انسانها به دنیای روی زمین بازمیگشتند. بنابراین، برگزاری مراسم تدفین مناسب و اهدای قربانی برای آرامش ارواح ضروری بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— طبقهبندی موجودات ماورایی در ادیانِ پیشا-توحیدی
🎙پروفسور #خزعل_ماجدی
🔻این تحلیل که بر اساس عناصر چهارگانه طبیعت (آب، هوا، آتش و خاک) بنا شده، نشان میدهد که چگونه مفاهیم و تصاویر کهن، در قامت جدید به ادیان ابراهیمی منتقل شدهاند.
۱. موجودات آبی: آبکالو، حکیمان سومری و میراث پنهان 💧
🍂 نخستین و کهنترین رده از این موجودات، فرشتگان یا موجودات آبی هستند که بدنشان از آب ساخته شده یا با آن پیوندی عمیق دارند.
در فرهنگ سومری به آنها «آبکالو» به معنای «حکیمان» میگفتند.
این موجودات، حاملان پیام و آموزههای خدای آب، اِئا یا اِنکی بودند که خود خدای معرفت، هنر و نبوت نیز به شمار میآمد.
🍂 ویژگی بارز آنها، عبای ماهیشکلی بود که میپوشیدند؛ کلاهی که بر سر داشتند، شبیه به دهان باز یک ماهی بود تا تجسمی از پیوندشان با خدای آب باشد.
🍂 تصویر این موجودات در گذر زمان تکامل یافت و در یونان باستان با نام «اُوانیِس» به مردی با نیمتنه ماهی شناخته میشد.
🍂 در دوران هلنیستی، عبریان با مشاهده این تصاویر، آن را به شکل نهنگی عظیمالجثه که انسانی را بلعیده است تعبیر کردند و داستان «یونس» را بر آن استوار ساختند.
🍂 میراث این موجودات باستانی حتی به مسیحیت نیز راه یافته است.
عبای پاپ و کلاهی که بر سر میگذارد، دقیقاً شبیه به سر ماهی دو نیمشده است و نمادی از همین اسطورههای کهن به شمار میآید.
۲. موجودات هوایی: جن، نگهبانان بالدار و همگامی با باد 🌬
🍂 ردهی دوم، موجودات هوایی هستند که از هوا ساخته شده و رسولان «انلیل»، خدای هوا و برادر خدای آب بودند.
🍂 انلیل، خدای جبروت و قدرت بود و به همین دلیل این موجودات به شکل موجوداتی عظیمالجثه و بالدار تجسم مییافتند که از دروازههای شهرها و معابد محافظت میکردند.
🍂 واژهی «جن» که امروزه میشناسیم، ریشهی سومری دارد و به معنای «باد» است. این موجودات، به دلیل بالهایشان، با باد و هوا پیوند داشتند و به همین دلیل به آنها موجودات هوایی میگفتند.
🍂 از اشکال برجستهی این موجودات میتوان به «لیماسو» اشاره کرد که گاوی بالدار با سر انسان و تاجی شاخدار بود.
🍂 ترکیب قدرت گاو، شهامت شیر، توان پرواز و حکمت چهرهی انسان، لیماسو را به موجودی قدرتمند برای حفاظت تبدیل میکرد. این موجودات بخشی از باورهای مردمی بودند که با تکیه بر عناصر طبیعت، تلاش میکردند جهان خود را درک کنند.
۳. موجودات آتشین: شیاطین، زادهی نار و مظهر شرارت 🔥
🍂 برخلاف موجودات هوایی و آبی، موجودات آتشین یا همان شیاطین، ماهیتی شرور داشتند. بدن آنها از آتش (نار) ساخته شده بود، در حالی که فرشتگان از نور آفریده شدهاند.
🍂 در این روایتها، ابلیس به عنوان اولین و بزرگترین شیطان و پدر شیاطین شناخته میشود. سرانجام این موجودات نیز همانند منشاء خود، سوختن در آتش جهنم خواهد بود.
🔻در تمدنهای باستانی، شیاطین مختلفی با کارکردهای مشخص وجود داشتند. برای نمونه:
👹 رابیسو (Rabisu): شیطانی که روزها مخفی میشد و شبها با ظاهر شدن، باعث بیماریهای پوستی میشد.
👺لاماشتو (Lamashtu): شیطانی که باعث تب و بیماریهای کودکان و نوزادان میشد.
👿 بازوزو (Pazuzu): شیطانی با چهار بال، چهرهی زشت، شاخهای بلند و پنجههای شیر که برای دفع او از تعویذها استفاده میشد.
۴. موجودات خاکی: جالو، ارواح و غولهای دنیای زیرین 🧞♂️
🍂 دسته آخر، موجودات خاکی هستند که از خاک ساخته شده و خاستگاهشان دنیای زیرین بود. نام عمومی آنها «جالو» (Galu) بود که به معنای "بزرگ" است و به عنوان لشکریان دنیای زیرین شناخته میشدند. این موجودات، معادل غولها و موجودات شرور ساکن در ویرانهها در ادیان ابراهیمی هستند.
👻 در این طبقهبندی، ارواح مردگان نیز از موجودات خاکی محسوب میشدند. این ارواح، که در فرهنگ سومری «اَطیمّو» نام داشتند، پس از مرگ همراه جسد به دنیای زیرین میرفتند. اگر قبر آنها مورد بیاحترامی قرار میگرفت، این ارواح پریشان شده و برای آسیب رساندن به انسانها به دنیای روی زمین بازمیگشتند. بنابراین، برگزاری مراسم تدفین مناسب و اهدای قربانی برای آرامش ارواح ضروری بود.
📺 چرا «دیوها/خدایان/اجنه» را ساختیم؟
📺 چرا شیطان را ساختیم؟
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک | بخش دو
📺 «باور» چیست؟
📺 شیطان رجیم ١
📺 لیلیت؛ از الهه تا شیطان
📻 خداناباوران شیطانپرستند؟
🔻خزعل ماجدی
📺 آدم و حوا و شیث که بودند؟
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری وجود داشته؟
📺 چگونه ادیان سامی با افسانۀ «موسی و فرعون»، تمدن مصر را تحریف کردند؟
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایب
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
.
#نقد_ادیان #تاریخ_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 مسلمانان الله را میپرستند یا محمد را؟
— محمد: «عبدِ» الله یا «همتراز و فراتر» از او؟
🎙#لیلی_العاصیة(نامِ انتخابیِ نقدآگین برای منتقد زنِ عرب، و صاحبِ کانالِ «بر هدایت عقل»)
🔸#لیلی_العاصیة در این ویدیو به بررسی این موضوع میپردازد که آیا مسلمانان در عمل، محمد را بیش از خدا تقدیس و پرستش میکنند یا خیر. لیلی العاصیة معتقد است که دلایل متعددی برای این ادعا وجود دارد، حتی اگر مسلمانان آن را انکار کنند.
🔻نکات اصلی:
🔸 گرایش انسان به محسوسات:
❌ انسان ذاتاً به چیزهای مادی و محسوس گرایش دارد و ارتباط برقرار کردن با خدایی نامحسوس و مطلق برایش دشوار است. به همین دلیل، در طول تاریخ، انسانها به پرستش خدایان انسانی یا تجسمیافته روی آوردهاند.
🔸صلوات بر محمد:
❌ تکرار مداوم عبارت "صلی الله علیه و سلم" پس از ذکر نام محمد، حتی بیشتر از ذکر نام خدا با عباراتی مانند "جل جلاله" یا "سبحانه و تعالی"، نشانهای از اهمیت بیشتر محمد در ذهن مسلمانان است.
❌ همچنین، صحت نماز و استجابت دعا به صلوات بر محمد گره زده شدهاست.
🔸 شهادتین:
❌ عبارت "لا اله الا الله محمد رسول الله" توسط لیلی العاصیة بدین معنا درک میشود که در اسلام، عملا ایمان به خدا به تنهایی کافی نیست و باید با ایمان به رسالت محمد همراه باشد. در واقع، محور اصلی شهادتین، محمد است نه خدا.
🔸 مجازات توهین به محمد:
❌ حساسیت شدید نسبت به هرگونه نقد یا توهین به محمد، همسران یا زندگی او، در حالی که توهین به ذات الهی ممکن است نادیده گرفته شود، نشانهای دیگر از جایگاه والاتر محمد تلقی میشود. مجازات توهین به محمد حتی از شرک به خدا نیز سنگینتر دانسته شدهاست.
🔸 واکنش به وفات محمد:
❌ شوک و ناباوری بسیاری از صحابه، از جمله عمر بن خطاب، پس از وفات محمد و سخنان ابوبکر مبنی بر اینکه "هر کس محمد را میپرستید، بداند که محمد مرده است و هر کس خدا را میپرستید، بداند که خدا زنده و پایدار است"، نشان میدهد که برخی از صحابه، خدا را در وجود محمد تجسم یافته میدیدند.
🔸 قرین شدن نام محمد با خدا در قرآن:
❌ در بسیاری از آیات قرآن، نام محمد در کنار نام خدا آمده و اطاعت از محمد همردیف اطاعت از خدا قرار گرفته است.
❌ همچنین، محمد در اموری مانند رأفت، رحمت، توبه، غفران و تشریع با خدا شریک دانسته شده است.
🔸 ویژگیهای فرابشری محمد:
❌ اعتقاد به زنده بودن محمد در قبر، طهارت جسمانی او، و نسبت دادن معجزات متعدد به وی، او را از سطح یک انسان عادی فراتر برده و به جایگاهی نزدیک به الوهیت رسانده است.
🔸 شفاعت:
❌ مفهوم شفاعت در اسلام به گونهای است که سرنوشت نهایی مسلمانان در روز قیامت بیش از آنکه در دست خدا باشد، به شفاعت محمد وابسته است. این امر، محمد را به محور اصلی رویدادهای روز قیامت تبدیل میکند.
🔸 محمد به عنوان آغاز و پایان تاریخ:
❌ در نگاه مسلمانان، تاریخ با میلاد محمد آغاز شده و با آمدن او به کمال رسیده است. تمام رویدادهای پیش از آن، تنها مقدمهای برای ظهور او تلقی میشوند.
🔺در نهایت، لیلی لعاصیة نتیجه میگیرد که با توجه به این موارد، میتوان گفت که محمد در وجدان مسلمانان جایگاهی همتراز یا حتی فراتر از خدا پیدا کرده است، هرچند که این موضوع به صراحت بیان نشود.
🌾 @Naqdagin
— محمد: «عبدِ» الله یا «همتراز و فراتر» از او؟
🎙#لیلی_العاصیة
🔸#لیلی_العاصیة در این ویدیو به بررسی این موضوع میپردازد که آیا مسلمانان در عمل، محمد را بیش از خدا تقدیس و پرستش میکنند یا خیر. لیلی العاصیة معتقد است که دلایل متعددی برای این ادعا وجود دارد، حتی اگر مسلمانان آن را انکار کنند.
🔻نکات اصلی:
🔸 گرایش انسان به محسوسات:
❌ انسان ذاتاً به چیزهای مادی و محسوس گرایش دارد و ارتباط برقرار کردن با خدایی نامحسوس و مطلق برایش دشوار است. به همین دلیل، در طول تاریخ، انسانها به پرستش خدایان انسانی یا تجسمیافته روی آوردهاند.
🔸صلوات بر محمد:
❌ تکرار مداوم عبارت "صلی الله علیه و سلم" پس از ذکر نام محمد، حتی بیشتر از ذکر نام خدا با عباراتی مانند "جل جلاله" یا "سبحانه و تعالی"، نشانهای از اهمیت بیشتر محمد در ذهن مسلمانان است.
❌ همچنین، صحت نماز و استجابت دعا به صلوات بر محمد گره زده شدهاست.
🔸 شهادتین:
❌ عبارت "لا اله الا الله محمد رسول الله" توسط لیلی العاصیة بدین معنا درک میشود که در اسلام، عملا ایمان به خدا به تنهایی کافی نیست و باید با ایمان به رسالت محمد همراه باشد. در واقع، محور اصلی شهادتین، محمد است نه خدا.
🔸 مجازات توهین به محمد:
❌ حساسیت شدید نسبت به هرگونه نقد یا توهین به محمد، همسران یا زندگی او، در حالی که توهین به ذات الهی ممکن است نادیده گرفته شود، نشانهای دیگر از جایگاه والاتر محمد تلقی میشود. مجازات توهین به محمد حتی از شرک به خدا نیز سنگینتر دانسته شدهاست.
🔸 واکنش به وفات محمد:
❌ شوک و ناباوری بسیاری از صحابه، از جمله عمر بن خطاب، پس از وفات محمد و سخنان ابوبکر مبنی بر اینکه "هر کس محمد را میپرستید، بداند که محمد مرده است و هر کس خدا را میپرستید، بداند که خدا زنده و پایدار است"، نشان میدهد که برخی از صحابه، خدا را در وجود محمد تجسم یافته میدیدند.
🔸 قرین شدن نام محمد با خدا در قرآن:
❌ در بسیاری از آیات قرآن، نام محمد در کنار نام خدا آمده و اطاعت از محمد همردیف اطاعت از خدا قرار گرفته است.
❌ همچنین، محمد در اموری مانند رأفت، رحمت، توبه، غفران و تشریع با خدا شریک دانسته شده است.
🔸 ویژگیهای فرابشری محمد:
❌ اعتقاد به زنده بودن محمد در قبر، طهارت جسمانی او، و نسبت دادن معجزات متعدد به وی، او را از سطح یک انسان عادی فراتر برده و به جایگاهی نزدیک به الوهیت رسانده است.
🔸 شفاعت:
❌ مفهوم شفاعت در اسلام به گونهای است که سرنوشت نهایی مسلمانان در روز قیامت بیش از آنکه در دست خدا باشد، به شفاعت محمد وابسته است. این امر، محمد را به محور اصلی رویدادهای روز قیامت تبدیل میکند.
🔸 محمد به عنوان آغاز و پایان تاریخ:
❌ در نگاه مسلمانان، تاریخ با میلاد محمد آغاز شده و با آمدن او به کمال رسیده است. تمام رویدادهای پیش از آن، تنها مقدمهای برای ظهور او تلقی میشوند.
🔺در نهایت، لیلی لعاصیة نتیجه میگیرد که با توجه به این موارد، میتوان گفت که محمد در وجدان مسلمانان جایگاهی همتراز یا حتی فراتر از خدا پیدا کرده است، هرچند که این موضوع به صراحت بیان نشود.
🔻لیلی العاصیة
📺 چرا محمد پیامبر نبود؟
📺 قرآنیون: دوستانِ الله یا مرتد؟
📺 آیاتِ سادهلوحانه و خندهدار که بشری بودن قرآن را ثابت میکنند
📺 دگرگشتِ خدایِ پدرِ اسلام/مسیحیت (یهودیت)
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
📺 آیا واقعا اعراب پیش از اسلام «بتپرست» بودند؟
📻 بتان سیره مقابل شرک در قرآن
📻 «مشرک، بتپرست، مسجد و کافر» در اسلام
📺 خدایان، همسران و مادران (از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی)
.➖➖➖
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خوک؛ دشمن خـدا یا قربانی تاریخ!
— گوشت خوک در اسلام/یهودیت (+)
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
⏳ 0:43 - دلایل روانشناختی ممنوعیت
📜 1:56 - ممنوعیت در ادیان ابراهیمی
📖 2:50 - دلایل مذهبی، یهودیت/اسلام
✝️ 4:47 - دلایل عدم حرمت در مسیحیت
🗿 7:27 - ممنوعیت در مصر
🧠 10:25 - انسانشناسی و تابو
🌍 11:45 - دلایل زیستمحیطی
🐖 17:08 - خوک و اقلیم خاورمیانه
🥗 16:47 - رقابت غذایی خوک با انسان
🧬 13:55 - بیماری تریشینوز
✡️ 22:31 - هویت فرهنگی و دینی
💡 23:00 - نتیجهگیری و توصیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گوشت خوک در اسلام/یهودیت (+)
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
⏳ 0:43 - دلایل روانشناختی ممنوعیت
📜 1:56 - ممنوعیت در ادیان ابراهیمی
📖 2:50 - دلایل مذهبی، یهودیت/اسلام
✝️ 4:47 - دلایل عدم حرمت در مسیحیت
🗿 7:27 - ممنوعیت در مصر
🧠 10:25 - انسانشناسی و تابو
🌍 11:45 - دلایل زیستمحیطی
🐖 17:08 - خوک و اقلیم خاورمیانه
🥗 16:47 - رقابت غذایی خوک با انسان
🧬 13:55 - بیماری تریشینوز
✡️ 22:31 - هویت فرهنگی و دینی
💡 23:00 - نتیجهگیری و توصیه
📺 اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
📻 راز بزرگ اسلام
📻 مطالعاتی تازه پیرامون ریشههای تاریخی اسلام
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
.
#نقد_ادیان #نقد_ادیان #نقد_یهودیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بنیادگذارانِ ایرانِ نو (۱)
— سناتور دکتر مهرانگیز منوچهریان (+)
🎙#علیرضا_صالحی
🔸دکتر #محمدامیر_قدوسی به معرفی یکی از زنان تاریخساز ایرانی میپردازد که چند دهه است که غبار فراموشی بر او نشسته است.
🔸مهرانگیز منوچهریان، حقوقدان، نویسنده و سناتور، در سال ۱۲۸۵ در مشهد متولد و در سال ۱۳۷۹ در تهران درگذشت. دکتر منوچهریان به عنوان یک زن پرشور، باسواد و الهامبخش، در تاریخ معاصر ایران نقش مهمی ایفا کرد.
🔸او با نگارش نامه به رضاشاه و با دستور مستقیم او موفق به تحصیل در دانشکده حقوق شد. در سال ۱۳۲۸، کتاب "انتقاد" را منتشر کرد که در آن به نقد قوانین اساسی، مدنی و کیفری ایران از منظر حقوق زنان پرداخت. او به مواردی مانند نابرابری در طلاق، لزوم اجازه پدر برای ازدواج دختر، ممنوعیت ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان، مهریه به عنوان "قیمت زن" و نابرابری در ارث انتقاد داشت.
🔸در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲، محمدرضا شاه پهلوی ایشان را به عنوان یکی از اولین سناتورهای زن در مجلس سنا منصوب کرد. با این حال، در سال ۱۳۵۱ به دلیل درگیری با جعفر شریف امامی بر سر حقوق زنان از سناتوری استعفا داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سناتور دکتر مهرانگیز منوچهریان (+)
🎙#علیرضا_صالحی
🔸دکتر #محمدامیر_قدوسی به معرفی یکی از زنان تاریخساز ایرانی میپردازد که چند دهه است که غبار فراموشی بر او نشسته است.
🔸مهرانگیز منوچهریان، حقوقدان، نویسنده و سناتور، در سال ۱۲۸۵ در مشهد متولد و در سال ۱۳۷۹ در تهران درگذشت. دکتر منوچهریان به عنوان یک زن پرشور، باسواد و الهامبخش، در تاریخ معاصر ایران نقش مهمی ایفا کرد.
🔸او با نگارش نامه به رضاشاه و با دستور مستقیم او موفق به تحصیل در دانشکده حقوق شد. در سال ۱۳۲۸، کتاب "انتقاد" را منتشر کرد که در آن به نقد قوانین اساسی، مدنی و کیفری ایران از منظر حقوق زنان پرداخت. او به مواردی مانند نابرابری در طلاق، لزوم اجازه پدر برای ازدواج دختر، ممنوعیت ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان، مهریه به عنوان "قیمت زن" و نابرابری در ارث انتقاد داشت.
🔸در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲، محمدرضا شاه پهلوی ایشان را به عنوان یکی از اولین سناتورهای زن در مجلس سنا منصوب کرد. با این حال، در سال ۱۳۵۱ به دلیل درگیری با جعفر شریف امامی بر سر حقوق زنان از سناتوری استعفا داد.
.
#زنان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin